فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۲۴۱ تا ۵٬۲۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
بنا به پس زدگی فردیت در جهان قدیم، بدن و امر بدنی به مثابه عنصری هویت ساز در نظم نشانگانی متون ادبی کلاسیک فارسی نقش چندانی ندارد؛ در مقابل با فراهم آمدن پشتوانه های اجتماعی و فرهنگی در جهان معاصر، بازنمایی هویت سوژه های ادبی با تکیه بر بدن و ملزومات آن رایج شد. در این نوشتار بازنمایی بدن محورانه هویت سوژه - ابژه های داستانی مجموعه یکی بود و یکی نبود جما ل زاده از منظر«بدن به مثابه موضوعی نمادین- جامعه شناختی»، با تکیه بر آرای تورستین وبلن 1 و پی یر بوردیو 2 دلالت یابی، تحلیل و تفسیر شده است. نتایج نشان می دهد که در روایت پردازی رئالیستی راویِ جما ل زاده از سوژه- ابژه های مذکور، سه طبقه بازنمایی شده است: الف) طبقه بالا دستی که با انواع سرمایه فرهنگی همچون سواد، زبان، لباس و فاصله بدنی نیز انواع مصرف نمایشی، اقتدار خود را به نمایش می گذارد و هم زمان با انواع طنز و گروتسک از آن ها اقتدارزدایی می شود. ب) طبقه فرودست با سرمایه فرهنگی دریغ شده و غیرمتظاهرانه ای که در زبان، لباس نیز خود کم بینی ای در فاصله بدنی آنان با دیگران مشاهده می شود. ج) دسته ای دیگر به مثابه طبقه محذوف یا خاموش، خلاف دو طبقه قبلی، بیشتر از سامان یابی بر مبنای سرمایه فرهنگی و انواع سلیقه و مصرف، بر اساس جنسیت طبقه بندی شده است. همین طبقه بندی، سلیقه و مصرف آن ها را متأثر کرده است. چنین روایت پردازی ای ضمن هم سویی با بافت اجتماعی- فرهنگی و بازنمایی فردیت سوژه ها بر مبنای امر بدنی، از یک سو از تشخّصِ متورم گفتمان های غالب، اقتدارزدایی می کند واز سویی دیگر تشخص بدنیِ به حاشیه رفته صداهای خاموش را یادآوری می کند .
بررسی سازوکارهای زبانی تشخیص سرقت در ترجمه بر اساس الگوی تارل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکرد زبان شناسی قضائی به بررسی و واکاوی چهار نسخه ترجمه شده از رمان مزرعه حیوانات نوشته جورج اورول می پردازد. هدف پژوهش حاضر نشان دادن سازوکارهای زبانی تشخیص سرقت میان نسخه های متفاوت چند ترجمه از یک اثر یکسان بر اساس شباهت ها و تفاوت های متنی است. مزرعه حیوانات از سال 1348 تا به امروز بیش از هفتاد بار از سوی مترجمان مختلف به زبان فارسی ترجمه شده است. از این رو، داده های پژوهش حاضر بر اساس فاصله های زمانی تقریباً بیست ساله از میان چهار نسخه ترجمه موجود از این کتاب انتخاب شده است. داده های پژوهش بر اساس الگوهای تشخیص سرقت زبانی که از سوی تارل ( 2004 ) ارائه شده است، بررسی و تحلیل شده اند. نتایج پژوهش حاکی از گزارش یک مورد سرقت زبانی در میان داده های مورد بررسی است. متن سرقت کننده به لحاظ شباهت واژگانی 73.5 درصد و به لحاظ شباهت عبارت ها 42.6 درصد با متن سرقت شده هم پوشی دارد، این در حالی است که به لحاظ واژه های منحصربه فرد تفاوت این دو متن با یکدیگر با نسبت 17.6 درصد به 15.16 درصد است. همچنین، این دو متن 35 واژه و 22 عبارت مشترک دارند که تنها یک بار در متن به کار رفته اند. واژه های کلیدی : زبان شناسی قضائی، سرقت زبانی، ترجمه، بازترجمه، مزرعه حیوانات . پژوهش حاضر با رویکرد زبان شناسی قضائی به بررسی و واکاوی چهار نسخه ترجمه شده از رمان مزرعه حیوانات نوشته جورج اورول می پردازد. هدف پژوهش حاضر نشان دادن سازوکارهای زبانی تشخیص سرقت میان نسخه های متفاوت چند ترجمه از یک اثر یکسان بر اساس شباهت ها و تفاوت های متنی است. مزرعه حیوانات از سال 1348 تا به امروز بیش از هفتاد بار از سوی مترجمان مختلف به زبان فارسی ترجمه شده است. از این رو، داده های پژوهش حاضر بر اساس فاصله های زمانی تقریباً بیست ساله از میان چهار نسخه ترجمه موجود از این کتاب انتخاب شده است. داده های پژوهش بر اساس الگوهای تشخیص سرقت زبانی که از سوی تارل ( 2004 ) ارائه شده است، بررسی و تحلیل شده اند. نتایج پژوهش حاکی از گزارش یک مورد سرقت زبانی در میان داده های مورد بررسی است. متن سرقت کننده به لحاظ شباهت واژگانی 73.5 درصد و به لحاظ شباهت عبارت ها 42.6 درصد با متن سرقت شده هم پوشی دارد، این در حالی است که به لحاظ واژه های منحصربه فرد تفاوت این دو متن با یکدیگر با نسبت 17.6 درصد به 15.16 درصد است. همچنین، این دو متن 35 واژه و 22 عبارت مشترک دارند که تنها یک بار در متن به کار رفته اند.
چندمعنایی و روند دستوری شدگی حرف اضافه «با» بر اساس تحلیل مؤلفه ای معنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر پژوهشی بنیادی در حوزه معنی شناسی، در چارچوب تحلیل مؤلفه ای معنی، با رویکردی درزمانی است. صورت های واژگانی و نقش های معنایی «با» از منابع تاریخی و کتاب های دستور زبان فارسی و نیز فرهنگ هشت جلدی سخن استخراج و تحلیل شده اند. در این پژوهش معانی «با»، روابط این معانی با یکدیگر، مؤلفه معنایی اصلی و روند دستوری شدگی آن بررسی می شود. مسئله دیگر، توجیه روند دستوری شدگی «با» با استناد به چند معنایی آن است. حرف اضافه «با» بازمانده * upāka- دوره باستان است. upāka- در سنسکریت به معنی «مجاور و نزدیک» بوده است و مؤلفه معنایی «همراهی» را در بر داشته است. در فارسی میانه به abāg بدل شده که هم کارکرد حرف اضافه را داشته و هم با افزوده شدن پسوند، اسم abāgīh به معنی «همراهی» و فعل abāgēn-/abāgēnīd «همراهی کردن و همراه کردن» ساخته شده است. در این مقاله، چندمعناییِ «با» با توجه به معنی اصلی آن و با تکیه بر الگوی انتقال مفهومی بررسی شده است. پرسش هایی که نگارندگان در پی پاسخ به آن ها بوده اند عبارت اند از: معنی و کارکرد اولیه «با» چه بوده است و روند دستوری شدگی آن چگونه و در چند مرحله طی شده است ؟ کدام معانی این واژه برگرفته از معنی اولیه آن هستند؟ کدام مؤلفه معنایی معانی گوناگون «با» را به هم پیوند می دهد و سبب ارتباط این معانی با هم شده است؟ بررسی ها نشان دادند این حرف اضافه در تحولات زبان فارسی، دو مرحله دستوری شدگی را طی کرده است: نخست اسم به حرف اضافه بدل شده و بر همراهی دلالت کرده و سپس در مرحله بعد کارکردهای دیگری یافته و نقش های معنایی خاستگاه و مفاهیم مشتق از آن را رمزگذاری کرده است. نگارندگان در مجموع، شانزده نقش معنایی برای حرف اضافه «با» شناسایی کردند و نقش های معنایی را در دو گروه قرار داده اند: گروه نخست، نقش هایی که حاصل گسترش معنای اولیه آن، یعنی همراهی اند و مفهوم سازی «شخص» را در سطح نخست استعاره های مقوله ای هاینه نشان می دهند. گروه دوم معانی حاصل دستوری شدگی ثانویه «با» هستند و مفهوم سازی «شیء» و «فعالیت/ فرایند» را در استعاره های مقوله ای نشان می دهند.
Task Complexity Manipulation and Accuracy in Writing Performance(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to investigate the impact of task sequencing, along +/- reasoning demands dimension, on writing task performance in terms of accuracy. The study was motivated by Robinson’s Cognition Hypothesis (CH) as well as previous studies investigating the relationships between task complexity and second language production. The participants of the study were 90 intermediate students at the Islamic Azad University, Shahr-e-Qods Branch, chosen from three classes based on their performance on the Preliminary English Test (PET). The participants in the three classes were assigned to three groups: Experimental 1, Experimental 2, and a Control group. At first, the students in all groups took part in the writing pre-test. Next, the treatment sessions including 8 sessions of picture description task performance began, during which the first experimental group received a series of picture description tasks based on a randomized order of cognitive complexity. The second experimental group received the same tasks, but ordered from simple to complex, based on their required reasoning demands. The control group, however, received some writing activities from the course book. Finally, during the last session, the post- test was administered to all participants. The results of the data analysis showed a significant positive impact for sequencing tasks from simple to complex on accuracy in writing task performance.
بررسی آغازگرهای فرانقش متنی در عبهرالعاشقین روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی نقش گرا زبان را به عنوان یک نظام معانی به همراه صورت هایی می داند که از طریق همین صورت ها، معانی تشخیص داده می شوند. در دستورِ نقش گرای هلیدی، علاوه بر فرانقش تجربی و بینافردی که در درک تجربه ها و بیان روابط بینافردی دخیل اند، مؤلفه معنایی دیگری هم به نام فرانقش متنی وجود دارد که به نوعی، مکمل دو فرانقش یادشده است. در این فرانقش، زنجیره ها و توالی های موجود درگفتمان شکل می گیرند و همچنان که کلام پیش می رود، پیوستگی جریان سخن نیز ساماندهی می شود. زبان میان خود و بافت ارتباط برقرار می کند تا به تناسبِ بافتی که در آن بیان شده و با توجه به ویژگی های مترتب بر آن بافت، متن آفرینی کند. نوشتار حاضر بر آن است تا ویژگی های زبان شناختی روزبهان بقلی را در کتاب عبهرالعاشقینبراساس فرانقش متنی واکاوی کند و به کشف نظام معنایی موجود در متن و چگونگی ارتباط متقابل با خواننده دست یابد. بدین منظور بخش هایی از این کتاب برای بررسی از منظر فرانقش متنی انتخاب و در آن به تحلیل و بررسی انواع آغازگرها و میزان بسامد آن ها پرداخته شده است. آن گاه با تعیین درصد انواع آغازگرها و میزان بسامد هریک، مشخص شد که درص د وق وع آغ ازگر متن ی ب سیار بی شتر از آغازگر بینافردی است. این امر نشان دهنده انسجام و هماهنگی بیشتر بندهای عبهرالعاشقیناست که درواق ع رابطه منطق ی و معن ایی ب ین دو بن د را ب ه وج ود م ی آورد؛ در ح الی ک ه آغ ازگر بین افردی نگ رش، اح ساسات و قضاوت گوینده را در ارتباط با پیام نشان می ده د. وجود آغازگرهای تداومی، ساختاری و افزوده پیوندی، سهم بسزایی در پیوستگی کلام و انسجام میان بافت و گسترش مفهوم در بندهای به هم پیوسته دارد.
The Effects of Cultural Schemata on EFL students' Reading Comprehension(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Gendered Language: Men’s vs Women’s Uses of Address Terms within New Interchange Series(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۳, No.۲۶, Spring & Summer ۲۰۲۰
182 - 204
حوزههای تخصصی:
This study set out to check the addressing behavior within men’s and women’s talk in the written conversations in English language textbook series titled ‘New Interchange book’ by Richards, Hull and Proctor, (1998) from Cambridge University Press. In line with this aim, the present researchers initially prepared descriptive tables for both formal and informal contexts in three theme categories (Social, Cultural & Economic) vis a vis four case appropriations (men*men, men*women, women*men, women*women). The distributions of interlocutors were coded through content analysis techniques. The major findings indicated that the highest percentage of detected address terms belonged to pronouns (67.7%). The proportions for gender appropriations between interlocutors for this address term showed that the case condition with women to men (52.3%) and men to women (36.4%) had the highest rates as compared with other cases. Then, in the final stage, the datasets were scrutinized in terms of theories on gender disparity in the instructional materials. This paper has some pedagogical implications in terms of addressing term inequality as mapped on gender status within ELT books, which might indirectly change the balance against full and rich contexts for effective learning to occur.
The Impact of Socio-Economic Status (SES) on the Iranian EFL Learners’ Identity Processing Styles and Language Achievement(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study intended to address the impact of the socio-economic status (SES) on the Iranian EFL learners’ language achievement and identity processing styles. To attain this goal, 148 students studying General English were designated on the base of purposive sampling from Yasuj University of Medical Sciences (YUMS). At the first step, questions related to social, cultural, and financial background was asked of 20 participants (sample) by an interview. Then, a the researcher constructed a questionnaire from the information attained from the interview, regarding the factors related to the social, cultural, and financial factors (variables) and was distributed among the population (148 students) of the study. The participants’ English University Entrance Exam Score (Achievement test) scores were obtained from the Education Office of Yasuj University of Medical Sciences. Afterward, Berzonsky’s forty item revised version of the identity style inventory (ISI3) (Berzonsky, 1992) assessed the identity style of each participant. Examination of the results indicated that the structural relationship between the variables of identity processing style and language skills was 0.84 and its standard value was equal to 0.345. This value indicated a positive and average relationship between the two structures. That is, with the change of identity processing style, the language skills of the participants have changed.
Nominalization in Academic Writing: A Cross-disciplinary Investigation of Physics and Applied Linguistics Empirical Research Articles(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
<span>The present study aimed to explore how nominalization is manifested in a sample of Physics and Applied Linguistics research articles (RAs), representing hard and soft sciences respectively. To this end, 60 RAs from discipline-related professional journals were randomly selected and analyzed in light of Halliday and Matthiessen’s (1999) taxonomy of nominalization. Comparing the normalized frequencies indicated that articles in Applied Linguistics differ significantly from their counterparts in Physics as they include more nominalized expressions. Moreover, the analysis brought out the findings that deployment of nominalization Type Two is significantly different from the other three types of nominalization in each discipline. Subsequently, the obtained expressions were put into their context of use in order to extract the most prevalent patterns of nominalization in the RAs. The investigation into the embedded patterns introduced 15 common patterns for Physics and Applied Linguistics RAs. Chi-square analyses suggested statistically significant differences in using only four patterns. Finally, implications accrue to the findings in reference to academic writing teachers and course designers.</span>
اصطلاحات خویشاوندی و خطاب واژه های تالشی مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تالشی مرکزی ازنظر جغرافیایی، شامل بخش اسالم شهرستان تالش و بخش پره سر شهرستان رضوانشهر است که بین حوضه رودهای ناورود در شمال، و شفارود در جنوب قرار گرفته است. در پژوهش حاضر، کاربرد اصطلاحات خویشاوندی و خطاب واژه های تالشیِ گونه مرکزی بررسی و تحلیل شده است. داده های پژوهش به روش میدانی و در گفت وگو با گویشورانِ منطقه گردآوری، و در چهار بخش تحلیل شده اند: اصطلاحات خویشاوندی نَسبی، اصطلاحات خویشاوندی سَببی، اصطلاحات خویشاوندی رضاعی و پیمان دوستی، و خطاب واژه های مربوط به غیرخویشاوندان. این تحقیق نشان می دهد که اصطلاحات خویشاوندی و خطاب واژه های گویش تالشیِ مرکزی ضمن تنوع و گستردگی، بر اثر تحوّل در مناسبات و ارتباطات خانوادگی و اجتماعی، مهاجرت به شهرها، و دو یا چندزبانگیِ نسل جدید، کاربرد اندک پیدا کرده و احیاناً فروپاشیده اند و در مواردی معادل های رایج فارسی جایگزین آنها شده که این رخداد، از تحول زبان ها و گویش های ایرانی به سوی همسان سازی با زبان رسمی و غالب حکایت می کند.
Collaborative Discussion Circles: A Path towards Critical Language Teacher Development(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۸, Spring & Summer ۲۰۲۱
157 - 179
حوزههای تخصصی:
The advent of postmethod pedagogy has completely changed today's conceptualization of language teachers, and the importance of powerful teaching has increasingly gained momentum in the field of TESOL. However, contemporary English language teaching contexts suffer a dearth of a workable package to educate the much-needed autonomous postmethod language teachers who are able to have their own contextualized praxis. As such, the present research aims to nurture the required self-growth and self-development in language teachers through forming collaborative professional and critical discussion circles. Enjoying a mixed method research design whose quantitative section included a quasi-experimental design consisting of three phases--a pretest, an educational 12-week long treatment phase, and a posttest--the results of the study gained by two instruments, namely, the reflective teaching questionnaire developed by Akbari et al. (2010) and two similar language teaching episodes, bore witness to the significant changes in the level of reflectiveness of all 13 language teachers who partook in these discussion circles. Developmentally speaking, participating language teachers were found to initiate the whole process, direct it, and finally evaluate the new experiences further along the road. Hence the ideals of teacher development, self-growth and personal development, were accomplished through the study.
بررسی فرایندهای واجی گویش شمالی زبان تالشی (گونة عنبرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تالشی از زبان های ایرانی نو و متعلق به شاخة شمال غربی زبان های ایرانی است. از نظر ویژگی های گویشی و محدودة جغرافیایی به سه گویش شمالی ، مرکزی و جنوبی تقسیم می شود و به دلیل حفظ ویژگی های زبانی دوران باستان و میانه و نیز قرار گرفتن در زمرة زبان های در خطر ، اهمیت ویژ ه ای در مطالعات گویش شناسی دارد. در مقالة حاضر پربسامدترین فرایندهای واجی تالشی شمالی (گونة عنبرانی)، طی تحول از ایرانی باستان و در مقایسه با فارسی نو بررسی شده است. از جملة این فرایندها حذف واکة پایانی، افراشتگی، مرکزی شدگی، حذف کشش، تضعیف یا نرم شدگی و تقویت یا سخت شدگی است. داده های گویشی به روش میدانی و بر پایة اطلاعات نگارنده که خود گویشور این گونة زبانی است و نیز مصاحبه با گویشوران بومی گردآوری شده است . داده های ایرانی باستان و فارسی میانه به روش کتابخانه ای گردآوری شده است. اگر واژه هایی در اسناد مکتوب وجود نداشت و یا دسترسی به آنها ممکن نبود، به ناچار بازسازی شده اند.
The Effects of Visual-Kinesthetic Activities on ESP Students’ Vocabulary Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study investigated the impact of visual-kinesthetic tasks on ESP university students’ vocabulary learning. Two intact classes of university students were selected as control (23 students) and experimental (36 students) group. A proficiency test, a pretest and a posttest were administered and the students were exposed to a set of treatments. Also a questionnaire administered to students, recognized each student’s learning style. The posttest mean score of experimental group was significantly different from control group’s posttest proved significant effect of visual and kinesthetic activities on ESP students’ vocabulary learning. Also this significant effect was repeated regarding student’ related learning style.
Structural Equation Modeling of EFL Learners' Willingness to Communicate and Their Cognitive and Personality Traits(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۹ , N. ۱ , ۲۰۲۰
103 - 136
حوزههای تخصصی:
This study aimed at investigating the relationship between Willingness to Communicate and EFL learners’ Communication Apprehension, Self-perceived Communicative Competence, Self-regulation, Need for Closure, Tolerance of Ambiguity as well as Aggression. The participants of this study were 300 (197 female and 103 male) Iranian EFL learners of English language institutes in Isfahan. To fulfill the purpose of the study, participants were asked to answer seven questionnaires on Willingness to Communicate (WTC), Communication Apprehension (CA), Self-perceived Communicative Competence (SPCC), Self-regulation (SR), Need for Closure (NFC), Tolerance of Ambiguity (TA) and Aggression (Agg). The results of Structural Equation Modeling confirmed previous studies on the relationship between EFL learners’ WTC and SPCC as well as CA asserting that WTC was positively correlated with SPCC and negatively with CA. It was also found that WTC positively correlated with TA. However, the findings revealed no relationship between WTC and SR, NFC and Agg. This study had implications for EFL learners and teachers regarding the factors influencing WTC in language classrooms.
جنگ تحمیلی پنهان: دزفول این بار در محاصره ی کلمات غریب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشف نمود برنامة آموزشی نهفته در کتاب های آموزش زبان انگلیسی تجاری در درک بهتر صنعت آموزش زبان انگلیسی و اهداف آن مؤثر است. در این راستا، در این مطالعة موردی، نخست متن دو مجموعه از محبوب ترین کتاب های آموزش زبان انگلیسیتجاری تدوین شده برای تدریس این زبان در سراسر جهان که در دزفول نیز در مدت ده سال پس از جنگ تحمیلی (1380-1370) تدریس شده، یعنی کتاب های «هِد وِی» و« نیو هِد وِی»، به صورت استقرایی مورد تحلیل قرار گرفتند.پس از آن، کدهای ظاهرشده از این تحلیل متنی با نمودشان در محیط دزفول مقایسه شدند. نمود کدها در محیط دزفول از طریق مصاحبه با مدیران آموزشگاه های زبان و معلمان و دانش آموزان آن دوره به دست آمده است. از بررسی داده های جمع آوری شده معلوم شد که نه تنها کدهای به دست آمده از کتاب های «هِد وِی» و «نیو هِد وِی» ارزش های مبلغان و نویسندگان خود را تبلیغ می کنند بلکه بسیاری از این ارزش ها با ارزش های زبان آموزان دزفولی به عنوان گروهی از زبان آموزان ایرانی در تضاد هستند. این مسئله در درازمدت می تواند مسبب استقرار ارزش های این کتاب ها و سلطة آنها در بافت و محیطی که در آن تدریس می گردند، شود. بدین ترتیب در این مقاله تلاش می شود که اهمیت نقش برنامةآموزشی نهفته در فرایند آموزش زبان انگلیسی بهفعالان این حوزه آشکار شود تا هنگام انتخاب مطالب درسی و کتاب ها به اندازة برنامة آموزشی رسمی به آن توجه نمایند.
مقوله های شعاعی اندام های حوزه سر: بررسی ای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال نهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۲۴
87 - 109
حوزههای تخصصی:
این پژوهش توصیفی- تحلیلی به ایجاد و بررسی مقوله های شعاعی اندام های حوزه سر پرداخته است. بدین منظور معانی این واژه های چند معنا با استفاده از فرهنگ روز سخن و فارس نت و کتاب های دیجیتالی ژانرهای مختلف، وبلاگ های فارسی و یا مشاهدات پژوهشگر از گفتار روزمره افراد استخراج شد. آن گاه این معانی مقوله بندی گردید و با توجه به ارتباطات مطرح شده راجع به مجموعه های شعاعی به نقل از لواندوسکا تومازسیک (2007) به بررسی معانی این واژه ها در مقوله های یافت شده پرداخته شد. ارتباطات مطرح شده شامل استعاره مفهومی، مجاز، علاقه و طرحواره تصویری بودند که به ایجاد مقوله های شعاعی که به صورت نمودارهایی متجلی گردید، منجر شد. این پژوهش علاوه بر ایجاد مقوله های شعاعی یاد شده، به دنبال پاسخگویی به این سئوالات بود: آیا با توجه به ارتباطات میان سرنمون و واژه های بسط یافته از آن، امکان مقوله بندی و تشکیل مقوله های شعاعی مفاهیم چند معنای اندام های حوزه سر وجود دارد؟ تبیین چه عباراتی حاوی این اندام ها با کمک این ارتباطات میسر نیست؟ آیا تبیین های ارائه شده می توانند در فرهنگ نگاری و آموزش زبان مفید باشند؟ پس از تحلیل داده ها، نتیجه حاصل نشان داد این ارتباطات در تشکیل مقوله های شعاعی برای واژه های یاد شده کارایی لازم را داشته اما در مورد اصطلاحات حاوی این واژه ها زیاد مفید نبودند. به نظر می رسد با وجود این که می توان با توجه به معنای کلی اصطلاحات آنها را مقوله بندی نمود اما ساز وکارهای معرفی شده در مورد مقوله های شعاعی نمی تواند به آسانی این مقوله بندی را تبیین نماید. همچنین یافته ها حاکی از این بود که مقوله های شعاعی حاصل در آموزش زبان و فرهنگ نگاری نوین قابل استفاده می باشند.
به کارگیریِ اطلاعاتِ زبانی در یک سیستمِ بازشناسیِ گفتار پیوستة فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله یک سامانه بازشناسی گفتار پیوسته برای زبان فارسی معرفی می شود و نقش مدل آوایی و مدل زبانی در آن مورد بررسی قرار می گیرد. مدل های آوایی با روش های مستقل از بافت و وابسته به بافت در این سامانه به کار رفته و نتایجِ به کارگیریِ آن ها ارائه شده است. مدل زبانیِ سه کلمه ای نیز با روش های مبتنی بر کلمه، مبتنی بر مقولة نحوی و مبتنی بر طبقه، با استفاده از پیکره متنیِ زبانِ فارسی استخراج و در سامانه بازشناسی به کار گرفته شده است. همچنین مدل زبانیِ دستوری مبتنی بر دستور ساخت- گروهیِ تعمیم یافته در این سامانه پیاده سازی شده و نیز در ترکیب با مدل زبانیِ آماری به کار رفته است. نتایج حاصل نشان می دهد که مدل آواییِ وابسته به بافت، مطابق انتظار، بهترین عملکرد را دارد. همچنین مدلِ زبانیِ سه کلمه ایِ مبتنی بر کلمه، نسبت به سایر روش های استخراجِ مدلِ زبانیِ آماری برتری دارد. درضمن ترکیبِ مدلِ زبانیِ دستوری با مدلِ زبانیِ آماری منجر به بهبودِ نتایجِ بازشناسی می شود. سامانه بازشناسیِ گفتارِ معرفی شده در این مقاله، اولین سامانه بازشناسی برای گفتارِ پیوستة فارسی بوده و با پشتوانه فعالیت های تحقیقاتیِ متعددی که برای پیاده سازیِ آن انجام شده است، قابلیت استفاده به صورت کاربردی را یافته است.
تاریخ گذاری نسبی دگرگونی های آوایی در زبان های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ گذاری نسبی در زبان شناسی تاریخی، مشخص کردن ترتیب زمانی دگرگونی های آوایی گوناگونی است که در واژگان یک زبان انجام می گیرد. این موضوع، از آن جهت اهمیت دارد که ترتیبِ زمانیِ گوناگونِ دگرگونی های آوایی، بر چگونگی دگرگونی آوایی واژگان زبان و یافته های حاصل از آن ها تأثیر می گذارد. در این مقاله، نمونه هایی از دگرگونی چند واژه در زبان های ایرانی بررسی شده است. هدف از انجام این امر، فهم آن است که کارکرد تاریخ گذاری نسبی، چرا و چگونه می تواند به درک چگونگی انجام برخی دگرگونی های آوایی کمک کند. همچنین اینکه اگر واژه ای در گویش های یک زبان به شکل های گوناگونی دچار دگرگونی شده است، می تواند به دلیل ترتیب زمانی متفاوت دگرگونی های آوایی در آن گویش ها باشد. این مقاله، همچنین نشان می دهد چگونه انجام یک دگرگونی آوایی، بافت آوایی را برای انجام گرفتن دگرگونی آوایی دیگری از بین می برد. یا اینکه یا چگونه انجام گرفتن یک دگرگونی آوایی شرایط یا بافت آوایی را برای انجام دگرگونی آوایی دیگری فراهم می کند.
نقد تطبیقی سفر قهرمان درون در داستان های «جاناتان مرغ دریایی» و «شازده کوچولو» براساس نظریه پیرسن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان جاناتان مرغ دریایی و شازده کوچولو گزارشی از سفرهایی تمثیلی برای رسیدن به کمال اند. کمپبل معتقد است قهرمان در سفر به سوی ناخودآگاه نخست باید از سرزمینی که بدان خو گرفته عزیمت کند و سپس در مکانی ناآشنا، با نیروهایی ناشناخته رویارو شود و آزمون هایی را از سر بگذراند و سپس با رهاورد این سفر برای ایجاد تحول به سرزمین خویش بازگردد. پیرسن که از شارحان نظریه تک اسطوره ژوزف کمپبل است، اعتقاد دارد که قهرمان در طول سه مرحله سفر خود، باید دوازده کهن الگوی معصوم، یتیم، جنگجو، حامی، جوینده، ویرانگر، آفریننده، فرزانه، حکمران، لوده، عاشق و ساحر را در روان خویش بپرورد تا به مرحله شناخت خویشتن و تولد دوباره برسد. بررسی دو داستان از این منظر، نشان می دهد که هر دو داستان این دوازده کهن الگو را در ژرف ساخت خود در قالب نمادهایی پرورش داده اند تا قهرمان را به سوی فردیت رهنمون شوند. با این تفاوت که توالی مراحل ظهور برخی از این کهن الگوها در دو داستان با نظریه پیرسن رعایت نشده است.