The present study on politeness is an attempt to examine (dis)agreeing strategies utilized by EFL learners while chatting on the internet. Subjects of the study were forty male and thirty-three female Iranian natives whose internet relay chat (IRC) interactions, composed of 400 excerpts, were collected between December 2007 and September 2008. Data analysis was based on the general taxonomy of politeness strategies suggested by Brown and Levinson (1987) which is the baseline of many politeness studies today. The results indicate that IRC is a mode of communication whose characteristics are typically different from face-to-face and real-life conversational settings. Some common face threatening acts (FTAs) like ‘direct disagreements’ are performed widely in chat channels. Furthermore, gender-oriented differences were found not to be statistically significant on the internet.
امروزه به مدد ظهور انواع فناوری های رایانه ای، پیکره های زبانی نقش بسیار مهمی در حل انواع مختلف مسائل زبانشناختی ایفا می کنند. پیکره های دو زبانه موازی در سطح جمله و در سطح واژه می توانند برای بازیابی واحدهای تک واژه ای و یا حتی چند واژه ای براحتی مورد استفاده قرار گیرند که این امر کاربردهای مفیدی در حوزه های مختلف رایانه و زبان خواهد داشت. هدف این مقاله به کارگیری یک پیکره موازی انگلیسی– فارسی از قبل طراحی شده در جهت ساخت یک مطابقه[1] (کشف اللغات) دو زبانه کارآمد با استفاده از آماره اطلاعات متقابل است. در اینجا از آماره اطلاعات متقابل استفاده می شود تا همترازی در سطح واژه بین جملات انگلیسی و فارسی پیکره مورد نظر صورت گیرد. یک پیکره زبانی همتراز شده در سطح واژه مسلماً کاربردهای زیادی از جمله در تهیه نرم افزار حافظه ترجمه، مدیریت مجموعه اصطلاحات، بازیابی اطلاعات دوزبانه، سیستم ترجمه ماشینی مبتنی بر آمار و مانند آن دارد. با استفاده از یک الگوریتم ابتکاری آزمایشی ترتیب داده شده و مقایسه ای بین برونداد همترازسازی خودکار با جملات همتراز شده توسط مترجم انسانی صورت گرفت. نتایج این آزمایش نشان داد که برنامه مطابقه گزارش شده در این تحقیق می تواند صحتی معادل 75 درصد را به دست آورد.
هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر کارترجمه مشترک بر دانش کاربردشناسی زبان آموزان ایرانی بود.در مرحله اول تعداد 150 داوطلب با دانش زبانی همسان به پنج گروه تقسیم شدند و به صورت تصادفی گروههای شاهد و آزمایشی تحقیق را شکل دادند. در ابتدا دانش کاربردشناسی همه داوطلبان در کنش گفتاری معذرت خواهی مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج سه آزمون بکار رفته شامل آزمون باز پاسخ، پیامک تلفن همراه و مکالمه تلفنی در آغاز نشان دهنده همسان بودن دانش کاربردشناسی داوطلبان بود. درمرحله بعد دو گروه آزمایشی به ترجمه قسمتهایی از فیلمهای فارسی یا انگلیسی که کنشهای زبانی معذرت خواهی داشت پرداختند. این کار در گروههای دو نفره و با کمک مدرس صورت گرفت. به هر دو گروه اطلاعات مربوط به ساختارهای معذرت خواهی فارسی و انگلیسی داده شد. گروه سوم همان اطلاعات را دریافت کرد ولی آنها را نه در غالب ترجمه بلکه در مکالمات نمونه تمرین کردند. گروه چهارم به تماشای فیلمهای زبان انگلیسی پرداختند و از آنها خواسته شد جملات دارای معذرت خواهی را یادداشت کنند و در پایان جلسه تحویل دهند. به گروه کنترل هیچگونه اطلاعات کاربردشناسی زبان انگلیسی داده نشد و تنها در کلاسهای مکالمه موضوعی شرکت کردند. بلافاصله پس از پایان کلاسها همان سه آزمون قبلی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج بهتر سه گروهی که اطلاعات ساختاری معذرت خواهی را دریافت کرده بودند، نشان از تاثیر تدریس اطلاعات کاربردشناسی داشت. هر چند که در آزمون بعد که به منظور آزمودن پایایی دانش آموخته شده در طول زمان گرفته شد دو گروه ترجمه مشترک موفق ترنشان دادند. در پایان چنین نتیجه گیری شد که تعاملات انجام شده بین فراگیران درحین ترجمه و تمرکز بر روی ساختارهای معذرت خواهی دو زبان می تواند به یادگیری پایا تر منجر گردد.
Articles in general and definite articles in particular can create problems even long after all other aspects of English have been mastered. The present article investigated the learnability problems related to the acquisition of count-mass distinction of English nominals by Persian L2 learners. The theoretical underpinning of the study is the interpretability hypothesis (Tsimpli & Dimitrakopoulou, 2007) arguing that the features which are semantically interpretable can be acquired. To this end, 50 learners constituted the participants of the study and completed a forced-choice elicitation task requiring the use of articles. The results of the study substantiated the interpretability hypothesis. Nonetheless, the advanced L2ers showed a conservative behavior in the mass context. They significantly opted for a/an in wide scope indefinite non-referential de/re context. The findings reveal that article suppliance creates more learnability problems in the plural and indefinite mass contexts compared to the count singular ones.
فرهنگهای متفاوت، گفتمان های متفاوت دارند و هر گفتمانی را نمی توان بی هیچ مشکلی و بدون دستکاری در قالب گفتمان دیگر ریخت. این تعدیل یا دستکاری به بومی گرایی منتهی می شود. ونوتی و توری هر دو معتقدند که زبان برتر(فرا دست)، خصوصیات خود را به زبان(فرودست) تحمیل می کند.به عبارتی زبانهای دیگر خود را به قالب انگلیسی نزدیک می کنند. در این مقاله ثابت می شود که این مسئله،یک قاعده ی کلی نیست و هدف اثبات این امر است که مترجم به عنوان اولین کسی که در معرض واژگان و فرهنگ بیگانه قرار می گیرد با به کار گرفتن استراتژی های مناسب ترجمه، می تواند از نفوذ عناصربیگانه زبان فرادست جلوگیری نماید و در نتیجه ی معادل یابی صحیح واژگانی و فرهنگی از امر سلطه ی فرهنگی در زبان فرو دست ممانعت به عمل آورد.در بررسی انجام شده از ترجمه “The scarlet letter” اثر ناثانیل هاثورن و ترجمه ی آن از ""سیمین دانشور"" تحت عنوان ""داغ ننگ""مشخص شد که مترجم به شیوه ای هنرمندانه به استانداردسازی و در نتیجه بومی گرایی پرداخته و بدین ترتیب از تداخل زبانی و فرهنگی در زبان مقصد ممانعت به عمل آورده است.
ترجمه به عنوان یک موضوع مورد بحث در تدریس و یادگیری همیشه مطرح بوده است. اصطلاحات بخش جدانشدنی از زبان را تشکیل می دهند و ترجمه مناسب آنها امری بسیار ظریف بوده که نه تنها به ذوق و استعداد بلکه به داشتن اطلاعات نظری نیازمند است. مسئله مورد نظر ما در این تحقیق این است که آیا دانشجویان گروه انگلیسی از اصول و روشهای مناسب در ترجمه اصطلاحات استفاده می نمایند یا خیر. در این رابطه ابتد مبانی نظری اصطلاحات که می تواند، راهنمای مترجم باشد و نیز روشهای ترجمه که نشانگر امکانات مختلف در ترجمه اصطلاحات است, بررسی گردیده سپس دو گروه از دانشجویان که یک گروه دروس ترجمه را نگذرانده و گروه دیگر این دروس را گذرانده و با مبانی و روش های ترجمه آشنائی کافی داشتند، مقایسه شده اند. سی جمله حاوی اصطلاحات متداول در زبان انگلیسی جهت ترجمه از انگلیسی به زبان فارسی در اختیار دو گروه از دانشجویان قرار گرفت. بررسی ترجمه ها نشان داد که تعداد زیادی از دانشجویان معنی اصطلاحات انگلیسی را نمی دانستند. دانشجویانی که اصطلاح را از غیر اصطلاح تمیز داده بودند نیز در عمل از اصول نظری مربوط به ترجمه اصطلاحات پیروی ننموده بودند. مقایسه دو گروه نشان داد که عملکرد دانشجویان بعد از گذراندن دروس ترجمه برتر از گروهی بود که این دروس را نگذرانده بودند؛ اما هنوز هم فاصله زیادی بین ترجمه مناسب و مطابق با اهداف ترجمه اصطلاحات به صورتی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته و ترجمه دانشجویان، وجود دارد. نتایج این تحقیق می تواند در تدریس ترجمه اصطلاحات مورد استفاده قرار گیرد.
This study investigated the comparative effect of teaching idiomatic expressions through practicing them in conversation and paragraph writing on intermediate EFL learners’ idiom learning. The participants were sorted out of a population of 134 intermediate students in Zabansara Language School in Khorramabad based on their scores on a Preliminary English Test (PET) and an idiom test piloted in advance. The selected 84 participants were divided randomly into three groups: two experimental groups, namely, conversation and paragraph writing groups, and one control group. The two experimental groups received different treatments. In one class, idioms were taught and learners were asked to make a conversation practicing the new idioms, and in the other class, they were asked to write short paragraphs using the idioms. In the third class, the control group, the new idioms were presented and then practiced through different written exercises. At the end of the treatment period, the researchers administered an idiom posttest. The analysis of the collected data revealed that using new idioms in conversation and paragraph writing helped students learn idioms more efficiently than just practicing them through different written exercises. Moreover, the use of idioms in conversation proved to be more effective than using them in paragraph writing. The findings can have implications in preparing materials, teaching/learning foreign languages, and designing syllabus.
هدف بعضی از آیات در بیان نشانه ها، «تفکر» درجهت کشف مقاصد نهایی خلقت است. «شعور» نیز از مباحث مهم قرآنی بوده که آیاتی را در قرآن کریم به خود اختصاص داده است. خداوند متعال بارها در قرآن انسان را به «تفکر»، «تذکر» و «تعقل» دعوت کرده است. افزون براین، حتی در آیاتی «عدم تفکرواندیشیدن» را توبیخ و ملامت کرده است؛ لذا در این پژوهش به بررسی محتوایی آیاتی پرداخته ایم که در فواصل آیات از ریشه ی «فکر» و «شعر» استفاده شده است. این پژوهش به دو فصل تقسیم می شود که فصل اول آن راجع به «تفکر» و فصل دوم آن درباره ی «شعور» است. هرفصل شامل دو بخش است که در آن ها ابتدا واژه ها را ازلحاظ لغوی و سپس ازدیدگاه تفسیری بررسی کرده ایم. دردیدگاه تفسیری به تحلیل انفرادی آیه ها به طور جداگانه و نیز به تحلیل محتوایی آیه هایی که انسان را به «تفکر» سوق داده اند و همچنین آیه هایی که از «عدم شعور و درک صحیح» صحبت کرده اند، پرداخته ایم.
در پژوهش حاضر، روند رشدی درک استعاره در کودکان فارسی زبان از سه گروه سنی 6، 7 و 8 سال مورد بررسی قرارگرفت. در زمینه درک استعاره در کودکان، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. به منظور ارزیابی توانش استعاری کودکان، آزمونی دوگزینه ای در قالب دو زیرآزمون درک استعاره های ادراکی- گزاره ای و روان شناختی-گزاره ای طراحی و تدوین گردید. پس از اجرای آزمون، عملکرد آزمودنی ها با روش های آماری توصیفی مورد تحلیل قرارگرفت. یافته های به دست آمده نشان داد که درک استعاره در کودکان روند فزاینده رشدی دارد؛ یعنی با افزایش سن و رشد شناختی، قدرت درک و تفسیر کودکان از مفاهیم استعاری به صورت منظم افزایش می یابد.
این پژوهش به بررسی مقایسهای نشانههای بازخوردی در مکالمات تلفنی زبان فارسی و انگلیسی از نظر بسامد، نوع، نقش و جایگاه آنها در گفتار میپردازد. نشانههای بازخوردی، واژگان و اصواتی مانند: «بله»، «جداً»، «hmm»، «mm» و ... هستند که به کرات در مکالمه ها شنیده شده و به سخنگو میفهمانند که سخنانش چگونه درک میشود. در واقع، شنونده با تولید نشانههای بازخوردی موضع خود را نسبت به سخنان گوینده نشان می دهد. در نتیجه، این کلمات بر پیشبرد هر چه بهتر مکالمات تأثیر میگذارند. با وجود اینکه نشانه های بازخوردی در تمام زبانهای دنیا وجود دارد، کاربرد آنها از زبانی به زبان دیگر متفاوت است. دادههای تحقیق شامل 300 دقیقه مکالمة تلفنی انگلیسی آمریکایی و 300 دقیقه مکالمة تلفنی زبان فارسی است. دادههای زبان فارسی از پایگاه داده بزرگ مکالمات تلفنی فارس دات با کسب مجوز از مؤسسه گویشپرداز اخذ و دادههای انگلیسی از تحقیق واناروک گرفته شده است. نتایج تحقیق نشاندهندة برخی شباهتها و تفاوتها در بسامد، نقش و مکان نشانههای بازخوردی در زبان انگلیسی و فارسی است. از تفاوت های دو زبان میتوان به بسامد نشانههای بازخوردی اشاره کرد؛ بسامد نشانههای بازخوردی در زبان فارسی (1691 مورد) بیشتر از زبان انگلیسی (1473 مورد) بوده است. پرکاربردترین نشانة بازخوردی در هر دو زبان، نشانههای بازخوردی کوتاه بودهاند و از نظر جایگاه، محتمل ترین مکان ظاهر شدن این نشانهها، پایان سازههای نحوی بوده است. همچنین، اکثر نشانههای بازخوردی، نقش نشان دادن درک و فهم را داشتهاند. با این حال در بین دیگر صورتها و نقشهای نشانههای بازخوردی در مکالمات زبان فارسی و انگلیسی تفاوتهایی وجود دارد.
مقاله حاضر به بازیهای زبانی و صنایع لفظی و چگونگی ترجمه آن می پردازد. پس از معرفی موضوع، مطالب کلی مربوط به ترجمه صنایع لفظی از جمله ترجمه ناپذیری مطرح می شود. آن گاه هفت شیوه مهم ترجمه صنایع لفظی با توجه به کار مترجمان ایرانی و انگلیسی استخراج و انتزاع می شود و مثال هایی برای هر کدام عرضه می گردد. از آنجا که جناس مهم ترین و پربسامدترین گونه بازی زبانی به شمار می رود، به این مبحث به تفصیل بیشتری پرداخته ایم و مثالهایی از کار مترجمان ایرانی و انگلیسی آورده ایم.
پژوهش حاضر در صدد است تا توزیع جغرافیایی تعدادی از صورت های واکه ای گویش کوهبنانی را در دو منطقة کوهبنان و خرمدشت، از توابع شهرستان کوهبنان در استان کرمان، مورد بررسی قرار دهد و با توجه به تفاوت های موجود در نحوة توزیع آنها در این دو منطقه، اطلس زبانی را رسم کند. در این راستا، توزیع جغرافیایی تعدادی از صورت های زبانی که از فارسی میانه در گویش کوهبنانی در مناطق مورد پژوهش باقی مانده اند نیز نشان داده خواهد شد. برای تعیین صورت های زبانی راهنما در سی نقطه از دو منطقة کوهبنان و خرمدشت، از یک یا دو نفر از افراد بی سواد بالای پنجاه و پنج سال گفتار آزاد تهیه شد و برای تعیین صورت های اصلی نیز گفتار آزاد و مصاحبه صورت گرفت، سپس بر اساس آنها پرسش نامه هایی در قالب فهرست واژگان تهیه گردید و در تمام سی نقطة مورد پژوهش به اجرا درآمد. در پایان، بر اساس داده های به دست آمده، تفاوت ها و شباهت های موجود در توزیع صورت های زبانی مربوط و آثار باقی مانده از فارسی میانه در گویش کوهبنانی این مناطق به صورت نقشه هایی جداگانه نشان داده شد. بدین منظور و برای تعیین دقیق حوزة هر صورت زبانی و رسم خط مرزهای هم گویی از نرم افزار جغرافیایی جی آی اس استفاده شده است. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد که گویش کوهبنانی در مناطق مورد بررسی دارای ویژگی های تمایز دهنده ای است که از آن میان می توان به فرایندهایی از قبیل کشش واکه ای و حفظ تعدادی از واکه های دورة میانه که در فارسی معیار دچار تغییرات شده اند، اشاره کرد. همچنین فرایندهای افراشتگی واکه ای، افتادگی واکه ای، پیشین شدگی واکه ای، پسین شدگی واکه ای، ساده شدگی واکه های مرکب و مرکب شدگی واکه های ساده نیز در مناطق مورد نظر قابل مشاهده می باشد. بررسی صورت های واکه ای و اطلس های زبانی همچنین نشان دهندة آن است که واحدهای زبانی در این دو منطقه تا حد نسبتاً زیادی به صورت مشابه به کار می روند اما به جهت وجود تفاوت ها در رفتار زبانی گویشوران در دو منطقه کوهبنان و خرمدشت، باید قائل به وجود دو لهجه متفاوت در این مناطق شد که دلیل آن هم مرز بودن منطقه خرمدشت با استان یزد می باشد چرا که گویشوران این منطقه واحدهای زبانی را در اکثر موارد مشابه گویش یزدی به کار می برند.
نشانه- معناشناختی گفتمانی رویکردی نو در حوزة نقد ادبی به شمار می رود. در این رویکرد نشانه- معناها گونه هایی سیال ، پویا و چند بُعدی هستند و با کنترل نظامی که فرآیند گفتمانی نام دارد، نمایان می شوند. در این جستار نحوة شکل گیری فرآیند عاطفی گفتمان در داستان «خلأ» اثر نجیب محفوظ، نویسندة مصری و برندة نوبل ادبیات 1988م، بررسی می شود تا به این پرسش پاسخ دهد که چگونه گفتمان داستان، حس رقابت را به عنوان کنشی ارزشمند در زندگی شخصیت های داستان نشان داده است؟ در واقع هدف این جستار نشان دادن نقش فرآیند عاطفی در تغییر شرایط تحول گفتمان و تأثیر آن بر سبک حضور شوش گران است. یافته ها نشان می دهد که رخداد دو حادثه در زندگی شَوِش گر با تأثیر بر باور و تغییر در نوع احساس او، روند گفتمان را تحت تأثیر قرار می دهد و کارکرد ارزشی آن را متحول می سازد.