گسترش جهانی زبان انگلیسی که همزاد جهانی شدن است، دیدگاههای تازه ای را در آموزش زبان انگلیسی پدید آورده است. جایگاه فرهنگ بومی در برابر فرهنگ بیگانه در کلاس های زبان انگلیسی نیز نگرشهای تازه ای را به همراه آورده است. مقاله حاضر کوشیده است که نگرش سه گروه مدرسان، زبان آموزان و والدین را نسبت به نقش فرهنگ بومی در آموزش زبان انگلیسی با هم مقایسه کند. بدین منظور، پرسشنامه ای به 360 نفر( 120 نفر از هر گروه) داده شد و نگرش آنان در رابطه با سه سازه ی سلطه ی زبان و فرهنگ انگلیسی، آموزش فرهنگ انگلیسی زبانان، و جایگاه فرهنگ بومی در کلاس های زبان انگلیسی سنجیده شد. نتایج نشان داد که در رابطه با سازه اول، مدرسان نگرش منتقدانه تری نسبت به دو گروه دیگر دارند، درحالی که در مورد سازه های دوم و سوم، والدین نگرش منتقدانه تری نسبت به مدرسان و زبان آموزان دارند.
این تحقیق با توجه به اهمیت راهبرد فراشناختى در ایجاد زبان آموزان خوداتکا که از مساثل مطروحه در بحث هاى جدید آموزش زبان انگلیسى است، در جهت بررسى روایى و پایایى خودارزیابى و تاثیر توانش زبان، جنسیت و پیش آگاهى از سنجش عینى صورت گرفت. در این تحقیق از دو گروه متفاوت آزمودنى استفاده گردید. کلیهء آزمودنى ها، توان خود را در زمینه هاى مهارت شنیدارى، ساختار زبان و مهارت خواندن برحسب درصد خودارزیابى کردند و سپس نتایج خودارزیابى ها و نتایج حاصله از آزمون تافل تجزیه و تحلیل آمارى شد. نتایج حاصله نشان داد که خودارزیابى از نظر پایایى و روایى قابل قبول است و باید از اهمیت بالایى در آموزش و ارزشیابى برخوردار باشد. ضمنا نتایج نشان داد که توانش زبانى و جنسیت از نظر آمارى تاثیرى قابل تامل در روایى ر پایایى خودارزیابى ندارند. ولى پیش آگاهی از آزمونى که به منظور تطابق خود ارزیابى ها با نمرات عینى استفاده مى شرد، تائیر قابل توجهى در روایى خودارزیابى دارد.
مطالعة حاضر بررسی نقش های ارتباط سکوت بلیغ در زبان فارسی را هدف خود قرار داده است. بر این اساس و به کمک چارچوب افرات (2008) که سکوت بلیغ را ابزاری فعال در انتقال پیام و بر آوردن نقش های ارجاعی عاطفی، ترغیبی، شعری، همدلی و فرازبانی می داند، فیلم «جدایی نادر از سیمین»، به عنوان اولین فیلم ایرانی برندة جایزة اسکار، به دلیل برخورداری از روایت های پنهانی که به واسطة سکوت شکل می گیرند، در چارچوب پیشنهادی افرات (2008) مورد بررسی قرار گرفت تا مشخص گردد که اولاً این موارد، منتقل کنندة کدام معانی و نقش های ارتباطی هستند و ثانیاً عوامل بافتی، اعم از زبانی و موقعیتی و کاربرد شناختی، چه نقشی در انتقال معنا و نقش آفرینی سکوت بلیغ در ارتباطی موفق بر عهده دارند. نتایج مطالعه حاکی از آن است که سکوت بلیغ به شکل تأثیر گذاری در این فیلم در خلق و انتقال انواع مختلف نقش ها و معانی، مورد استفاده قرار گرفته است که این خود می تواند از عوامل زبانی برای موفقیت فیلم یاد شده باشد. از طرفی مشاهده گردید که هدف ارتباط، بافت موقعیتی، نوع مخاطب، روابط قدرت بین مشارکان و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی، از جمله عوامل بافتی و کاربردشناختی بودند که در ترجیح استفاده از سکوت بلیغ بر کلام صریح برای برآوردن یک نقش ارتباطی، سهم به سزایی دارند.
در این پژوهش با نگاهی نوین به «همدلی» و با تکیه بر نظریة روان شناسانی مانند راجرز و بنه، به ارائة الگویی نائل آمده ایم تا مدرسان زبان با به کارگیری آن، موفق به برقراری همدلی با زبان آموزان شوند. همدلی، قابلیت ارزشمندی است که با ایجاد اعتمادی دوجانبه، فرآیند یادگیری یاددهی را برای هر دو طرف لذت بخش می کند. در روان شناسی تربیتی، همدلی را این گونه تعریف می کنند: «توانایی برقرار کردن ارتباط به گونه ای که مخاطب احساس کند، درک شده است». به طور کلی همدلی، تعاملات انسانی را انعطاف پذیر کرده و در حوزة آموزش نیز با ایجاد فضایی مطلوب در کلاس، روند یادگیری را بهبود می بخشد. با وجود حضور نگرة همدلی از دهة هفتاد میلادی در نظریه های آموزش زبان در کشورهای غربی، همچنان در رویکردهای آموزشی ایران غایب بوده است. این تحقیق امکان شناخت مهارت هایی را فراهم می سازد که منجر به همدلی در کلاس زبان می شود. بر اساس مدل همدلیِ پیشنهادی، مدرس می باید، خود را به جای زبان آموز بگذارد، نیازهای زبانی او را مقدم بدارد، از پیش داوری بپرهیزد و احساس او را درک کند. تحقق همدلی در کلاس زبان، نیازمند تمهیدات و بسترسازی هایی است که اجرای کامل تمامی آن ها در کلاس درس، به عنوان تکنیک های رسیدن به این مهم، راهی برای برقراری همدلی می گشاید. تهیة طرح درسی روشن و دقیق، استفاده از دفتر ارتباطی، گوش دادن پویا و بازگویی، ابراز احساس خود و دیگری و شناخت زبان بدن از جملة این تکنیک های ارتباطی است که در این مقاله شرحی بر آن ها رفته و در ادامه، با انجام پژوهشی میدانی میزان تحقق همدلی بین مدرس زبان و زبان آموزان مورد سنجش قرار گرفته است.
بررسی دقیق انواع داده ها در لهجه شهر فردوس نشان داد که واکه پسین/A/ در هجای اول واژه های دوهجایی و هجای دوم واژه های سه هجایی طی فرایند «پیشین شدگی» به واکه [- پسین] و کشیده [a] تبدیل می شود. ولی این فرایند در هجای آخر واژه ها رخ نمی دهد. عامل این تبدیل محدودیت نشان داری *[A] و علت عدم رخداد آن در هجای آخرِ واژه ها تسلط محدودیت پایاییِ ضد این تبدیل بر محدودیت نشان داری *[A] است. همچنین، مشخص شد که واکه /A/ در بافت پیش از همخوان خیشومی /m/ به واکه [o] تبدیل می شود. از سویی دیگر، واکه /A/ در بافت پیش از همخوان خیشومی/n/، در هجای ماقبل آخرِ واژه های چندهجایی به واکه [a] و در واژه های تک هجایی و هجای آخر واژه های چندهجایی به واکه [o] تبدیل می شود. افزون بر این، همخوان /n/ در واژه های تک هجایی و هجای آخر واژه های چندهجایی حذف می شود. محدودیت نشان داری *[A]N عامل تبدیل واکه /A/ به واکه [o] در بافت پیش از همخوان های /m/و/n/ است. این محدودیت توالیِ واکه [A] و همخوان خیشومی را مجاز نمی شمارد. هدف این مقاله تحلیل و تبیین دلایل رخداد و دلایل عدم رخداد تبدیل واکه // به واکه [a] یا [o]در بافت های گوناگون در لهجه فردوس در چارچوب نظریه بهینگی (پرینس و اسمولنسکی، 2004/1993) از طریق دست یابی به رتبه بندهای دربرگیرنده از محدودیت های مختلف است.
جستار پیش رو به بررسی و نقد کتاب Le Point Sur L’approche Communicative اثر کلود ژرمن می پردازد و دربرگیرنده دو بخش اصلی است. در بخش اول، ابعاد محتوایی اثر Le point sur l’approche communicative نقد شده است. ابتدا کتاب از حیث بهره جویی از منابع تحلیل و سپس، به ترتیب فصل ها، به نقاط قوت و ضعف آن پرداخته شده است. این مقاله از یک سو نشان می دهد که چگونه کلود ژرمن به صورت مستدل و مختصر مسائل را توضیح داده، برای درگیر کردن ذهن خواننده با سؤالاتی طرح مسئله کرده و در مواردی، با استفاده از مثال ها (که مبتنی بر واقعیت کلاس یا مطالعات میدانی هستند) فهم مطالب را تسهیل کرده است. از سوی دیگر، ثابت کرده بسیاری از توضیحات این کتاب ناکامل است و به نظر می رسد پیش فرض مؤلف این بوده که مخاطب با بسیاری از مباحث آشنایی دارد. در بخش دوم مقاله جنبه های مختلف ترجمه اثر به زبان فارسی بررسی شده است. بدین منظور، تحلیل ها بر اساس دسته بندی حاصل از اشکالات در ترجمه واژه های تخصصی و عمومی فرانسه استوار شده اند. در قسمت اول، به افزایش در ترجمه مفاهیم، خلط مفاهیم، نادیده گرفتن بافت واژه، یک دست نبودن اصطلاحات در ترجمه، عدم استفاده از معادل های رایج، و توضیحات ناکافی مترجم در پانوشت ها و در قسمت دوم به در نظر نگرفتن اصطلاحات یا بافت واژه ها و فراموش کردن ترجمه بعضی از کلمات پرداختیم.
هدف از نگارش این مقاله، بررسی و توصیف دستگاه فعل در گویش گله داری اس ت. گله دار ش هری در ج نوب استان فارس و هم مرز با استان بوشهر است. گویش گله داری جزء شاخه جنوب غربی زبان های ایرانی نو است و از گویش های لری محسوب می شود که طی چندین سده همسایگی با گویش های منطقه، اثرپذیر و اثرگذار بوده است. در این بررسی، نخست شیوه ساختاری مصدر، ستاک حال و گذشته، صفت مفعولی، شناسه های فعلی در زمان های حال و گذشته، نمود، وجه و زمان، وند سببی، وند نفی و جهت بررسی می شوند، سپس فعل از نظر ساخت اشتقاقی و نحو مورد مطالعه قرار می گیرد.
هندسه مشخصه ها مبحثی در واج شناسی می باشد که مشخصه های توصیف کننده آواها را عناصری بدون ساختار و درهم ریخته نمی داند، بلکه برای آنها ساختار هندسی مشخصی قائل است که در آن، مشخصه ها به گونه ای منظم و سلسله مراتبی درون ساختار واج قرار گرفته اند. تاکنون انگاره های مختلفی در چارچوب هندسه مشخصه ها ارائه گردیده که هر کدام بر شواهدی در زبان های مختلف بنا شده اند. در این مقاله با بررسی داده های واجی زبان فارسی و ارائه شواهدی بر اساس آنها، سعی شده است که بهترین مدل هندسه مشخصه ها که در چارچوب آن بتوان ویژگی های واجی زبان فارسی را توصیف نمود، ارائه گردد.
طی سال های اخیر، تلاش های گسترده ای به منظور ایجاد شیوه های نوین آموزش خارجی در راستای تسلط زبان آموزان بر مهارت های مختلف زبانی صورت گرفته است. زبان نیز به عنوان مادة اصلی فرایند آموزش، بحث و جدل های مختلفی را از سوی دانشوران حوزه های مختلف به خود اختصاص داده است که هر یک از این آرا و افکار به نوبة خود شایان واکاوی و نقد و بررسی است.
در پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی می کوشیم تا با بررسی توانمندی های لازم برای فراگیری زبان عربی در دو حوزة شنیدن و گفتار نقش مدل ترکیبی notional functional syllabus (سیلابس مفهومی کاربردی) و روش task-based approach (کار محور) را برای اهداف Arabic for the general purpose (عربی برای اهداف عمومی) و purpose general Academic Arabic for the (عربی برای اهداف عمومی دانشگاهی) مورد ارزیابی قرار دهیم.
مهم ترین نتیجة حاصل از پژوهش حاضر نشان می دهد برای ایجاد ارتباطی سازنده با گویشوران زبان خارجی، دانش زبانی و حتی درون داد کامل زبان از تأثیر چندانی برخوردار نیست، بلکه ایجاد محیط محاوره ای شبیه سازی شده به فرهنگ و اجتماع گویشوران خارجی، کارکرد گرایی و کار محوری، زمینه سازی برای کاربرد زایشی توانشِ زبانی و در نهایت، برون داد مداوم و عملی زبان از سوی زبان آموز، نقش برجسته ای در ایجاد انگیزه و تسلط به زبان خارجی ایفا می کند.