فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۴۲۱ تا ۹٬۴۴۰ مورد از کل ۱۱٬۳۹۱ مورد.
توانش استعاری و روانی مفاهیم در زبان دوم: دو روی یک سکه؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه در پژوهش های متعددی بر موضوع توانش ارتباطی، سرعت یادگیری و نیز توانش ساختاری زبان تاکید گردیده، پژوهشگران تاکنون کمتر به موضوع توانش استعاری پرداخته اند. علت این امر آن است که هدف غایی اغلب این پژوهش ها رسیدن به توانش غیر اهل زبان بوده است. در این پژوهش ها با استفاده از یافته های جهانی های زبان ها، مطالعاتی در زمینه ساختارها و نحوه فراگیری آنها صورت گرفته، ولی بر توانش استعاری تاکیدی نشده است. در مقاله حاضر میزان نهایی فراگیری استعارات زبان انگلیسی توسط فارسی زبانان بررسی شده است . یافته های آماری پس از تجزیه و تحلیل حکایت از آن دارد که میزان تولید زبان استعاری توسط دو زبانگانگان بستگی به نوع نحوه آشنایی آنها و نیز نوع مواد آموزشی متغیر است. یافته های این پژوهش موید آن است که میزان زبان استعاری در مواد آموزشی باید بیش از میزان فعلی باشد.
زبان شناسی و ترجمه
حوزههای تخصصی:
اصول و مفاهیم بنیادی زبان شناسی شناختی
حوزههای تخصصی:
رویکردهای غالب در تحلیل گفتمان انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی بر آن است تا با مروری بر خاستگاه تحلیل گفتمان انتقادی و معرفی مکاتب نظری تأثیرگذار بر آن، به بیان اشتراکات و افتراقات رویکردهای غالب در آن پرداخته شود. هر رویکرد به لحاظ بنیان های نظری و ابزارهای تحلیل با دیگر رویکردها تفاوت هایی دارد؛ اما سه مفهوم انتقاد، قدرت و ایدئولوژی در تمامی رویکردها وجود دارد. دو نکتة قابل توجه در این مقاله به چشم می خورد؛ یکی تأکید بر میان رشته ای بودن تحلیل گفتمان انتقادی و تصریح بر رابطة دیالکتیک میان زبان، فرهنگ، جامعه و سیاست و دیگری وجود نوعی گرایش به به گزینی و پرهیز از اتخاذ روش خاص در تحلیل گفتمان انتقادی به گونه ای که نمی توان این نوع تحلیل را نظریه به شمار آورد.
تحلیل معنایی واژگان مرکب مفعولی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقالة حاضر با گردآوری 745 واژة مرکب مفعولی به تحلیل معنایی این دسته از واژگان مرکب نحوی می پردازیم. در ارتباط با نقش بیرونی کلمات مرکب مفعولی می توان به تعمیمی دست یافت؛ بدین ترتیب که به طور عمده در طبقة صفات قرار می گیرند، هر چند تعدادی اسم نیز در این میان مشاهده می شود. همچنین بررسی معنایی واژگان مرکب مفعولی حاکی از آن است که این دسته از واژگان از دلالت برون زبانی (مصداقی) برخوردارند؛ از این رو بر شخص یا شیئی در جهان خارج دلالت دارند. از سوی دیگر به نظر می رسد که این دسته از واژگان مرکب نحوی از جمله واژه های مرکب برون مرکز محسوب می شوند و معنای این دسته از کلمات را باید در بافت بیرون از واژه جستجو کرد. یافته ها نشان دهندة آن است که بر روی پیوستار شفافیت و تیرگی، با حرکت به سمت تیرگی، واژگان مرکب مفعولی حاوی بار عاطفی منفی می باشند
بررسی ساخت اطلاعی جمله در داستان بوف کور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله ساخت اطلاعی همچون واقعیتی موجود در زبان در کنارِ ساخت های نحوی، معنایی و آوایی معرفی گردیده و قسمت های مختلف آن در زبان فارسی مورد مطالعه قرار گرفته است. پیکره داده های زبانی این تحقیق را متن کتاب بوف کور صادق هدایت تشکیل می دهد و ساخت اطلاعی جملات آن به عنوان شاهد، توصیف و تحلیل شد ه اند.
تفکیک اطلاع کهنه و نو در جملات بر اساس قواعد معینی انجام می گیرد. در این مختصر ضمن طرح و جمع بندی این قواعد، نشان داده می شود که واحد های اطلاعی موجود در جملاتِ کتاب بوف کور را می توان با این قواعد مقوله بندی و توصیف و تحلیل نمود. با مثال نشان داده شده است که زبان فارسی برای مشخص کردن اطلاع نو (تأکید) درجمله ازابزار های آوایی، واژگانی و نحوی استفاده می کند و این امر از ویژگی های زبا ن فارسی است. تحقیق حاضر نشان می دهد که نه فقط ساخت اطلاعی جمله ها در پیکره متون داستانی فارسی قابل توصیف و تحلیل است، بلکه داده های موجود در متن بوف کور، انواع ابزار های این ساخت را در خود دارد و مؤید این فرضیه است که سخن گویان هر زبان از ساخت اطلاعی زبان خویش به طور ناخودآگاه، آگاهی دارند. توجه به ساخت اطلاعی می تواند در شناخت، درک و تفسیر هر چه بهتر متن از جمله آثار داستانی، بسیار مفید و کارگشا باشد. چگونگی توزیع اطلاعات در سطح جمله و متن می تواند از شاخص های نوین در سبک شناسی انواع ادبی مطرح گردد.
نقد و معرفی کتاب: نحو مرکزی: رویکردی کمینه گرا، دیوید اَجر، انتشارات دانشگاه آکسفورد، آکسفورد،2003،
حوزههای تخصصی:
تحول کلمات فارسی در دوره اسلامی
منبع:
ادب پژوهی ۱۳۸۶ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
زبان فارسی، مانند همه زبانهای دنیا، مشمول تحول قرار می گیرد. کلمات از آغاز، وسط و پایان تحول می یابند. تحول پایانی و میانی کلمات رایج تر از تحولات آغازی هستند. در این مقاله به نوع خاصی از تحول کلمات فارسی اشاره شده که کمتر به آن پرداخته اند و آن حذف هجای اول کلمات است، مانند «رخت» به جای «درخت». این نوع تحول در گذر از فارسی میانه به فارسی دری نیز دیده می شود، مانند کلمه «هَشاگرد» که در فارسی به «شاگرد» بدل شده است.
جان بخشی در ترجمه: ترجمه جان بخشی به حیوانات در کتاب مزرعه حیوانات اورول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به منظور ارایه موثرترین راهبرد ترجمه جان بخشی به طور کلی و جان بخشی به حیوانات به طور اخص انجام پذیرفته است. برای نیل به این هدف، به این دلیل که مطالعه جان بخشی به تمام حیوانات امری ناممکن است فهرستی از حیوانات نام برده شده در مزرعه حیوانات جورج اورول تهیه گردید. سپس محققان مشخصه های جان بخشی این حیوانات را در انگلیسی و فارسی با هم مقایسه کردند. نتایج تحقیق نشان می دهد که انگلیسی و فارسی در جان بخشی به حیوانات متفاوت عمل می کنند که این خود راهبردهای ترجمه خاصی را می طلبد که در این مقاله ارایه شده اند.
دستوری بودن در برنامه کمینهگرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نحو، در رویکرد زایشی چامسکی، همواره به عنوان هسته زبان در نظر گرفته شده و دستوری بودن نیز به نوبه خود، هسته نحو تلقی گردیده است. تا پیش از ظهور برنامه کمینهگرا و بهطور خاص، در چارچوب نظریه «حاکمیت و وابستگی» که سرآغاز رویکرد «اصول و پارامترها» محسوب می گردد، شرایط تعیین کننده و حاکم بر دستوری بودن ساختهای زبانی، خواه اشتقاقی و خواه بازنمودی، شروط خوش ساختی بودند که بر سطوح گوناگون و سازوکارهای نحوی زبان، از درون اعمال می گردیدند، بدون آنکه تحت تاثیر نظامی بیرون از حوزه نحو قرار داشته باشند. در نظریه «حاکمیت و وابستگی» توصیف ساختاری یک عبارت زبانی، چهار سطح بازنمایی را در بر میگرفت که حضور این سطوح یا توسط اصول و پارامترها، که به عنوان شروط خوش ساختی عمل میکردند، تعیین میشد، و یا توسط صافیهای ناظر بر سطوح گوناگون. با ظهور برنامه کمینهگرا و ارائه تفسیری نوین از دستوری بودن در قالب شرایط خوانش پذیری، دستوری بودن جمله ها، تحت تاثیر عوامل بیرونی کنشی تعیین می شوند. به دیگر بیان، عملکرد نظامهای کنشی خارج از حوزه زبان اما درون ذهن، تعیینکننده دستوری بودن عبارتهای زبانی می گردند. این مقاله کوششی است برای نشان دادن اینکه چگونه بازتعریف دستوری بودن در قالب شروط خوانش پذیری، کمینهگرایی را که برنامه ای صورت گراست به نظریهای نقشگرا مبدل ساخته است.
بررسی جایگاه و کاربرد زبان مازندرانی و نگرشهای گویشوران نسبت به آن در شهرستان آمل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در سالهای اخیر بسیاری از زبان های محلی و اقلیت را در معرض خطر انقراض قرار داده و زبان های محلی ایران نیز از این قاعده مستثنی نیستند. امروزه در استان مازندران نیز شاهد فراگیری و کاربرد روزافزون فارسی و کاهش کاربرد مازندرانی در حوزه های مختلف هستیم و ادامه این روند می تواند تهدیدی برای موجودیت این زبان باشد. این پژوهش با استفاده از پرسشنامه و مصاحبه به بررسی میزان کاربرد و فراگیری مازندرانی در چندین حوزه و در سه گروه سنی در شهر آمل پرداخته است. یافته های این پژوهش نشان می دهند که در برخی حوزه های غیررسمی مانند خانواده مازندرانی زبان غالب است اما در حوزه های رسمی تر مانند مدرسه و اداره فارسی غلبه دارد. در تمامی حوزه ها کاربرد فارسی در بین جوانان بیش از گروه های سنی بالاتر است. در ضمن زنان بیش از مردان، شهرنشینان بیش از روستانشینان و افراد تحصیل کرده بیش از افراد بیسواد یا کم سواد از فارسی استفاده می کنند. نگرشها نسبت به مازندرانی، به ویژه در بین جوانان چندان مثبت نیست. با در نظر گرفتن موارد ذکر شده می توان ادعا کرد که مازندرانی یک روند فرسایشی تدریجی را در منطقه طی می کند.
فرایند آموزش زبان خارجی به بزرگسالان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش زبانهای خارجی برای غنا بخشی به روششناسی خود، نیازمند شناخت و بهرمندی از سایر رشتههای علومانسانی است. هنگامی که صحبت از آموزش زبانهای خارجی به زبانآموزان بزرگسال میشود، نیاز به یک روششناسی خاص و منطبق بر ویژگیهای فراگیران بزرگسال احساس میشود. آندراگوژی، روششناسی آموزش بزرگسالان را به ما ارائه مینماید؛ به همان طریق که پداگوژی به روششناسی آموزش کودکان میپردازد. در این تحقیق، تلاش خواهیم نمود تا نظریه آندراگوژی و ابهام نظری میان آندراگوژی و پداگوژی تبین گردد. از این رهگذر، سعی خواهیم کرد تا ویژگی آموزش زبانهای خارجی به بزرگسالان نیز مشخص گردد.
رویکردی به تدریس زبان انگلیسی در مقطع ابتدایی مبتنی بر آموزش مهارت خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف اصلی این تحقیق ارائه ی دلیلی قابل قبول برای شروع آموزش زبان انگلیسی از مقطع ابتدایی به عنوان بخشی از آموزش عمومی است. به این منظور، یک روش تدریس بر اساس تعلیم مهارت خواندن تدوین شد و در یکی از مدارس ابتدایی به مدت هفت ماه اجرا شد. صد و هفتاد دانش آموز دختر و پسر در پایه های سوم و چهارم بر اساس این روش آموزش داده شدند. ارزشیابی نهایی نشان داد همه ی کلاس های شرکت کننده در طرح توانستند کارکرد بالاتری نسبت به معیار تعیین شده نشان دهند. در ارتباط با مهارت های تشخیص معنی کلمه و درک معنی جمله و متن، دانش آموزان پسر کارکرد بهتری نسبت به دانش آموزان دختر داشتند، اما در مهارت روخوانی تفاوت چشمگیری در کارکرد دو گروه مشاهده نشد. این تحقیق با استناد به یافته ها، آموزش زبان انگلیسی را بر اساس تدریس مهارت خواندن، به عنوان یکی از گزینه های ممکن در مقطع ابتدایی از پایه ی سوم به سازمان آموزش و پرورش پیشنهاد می کند.
"
ارزیابی روایی سازه و پایایی ابزارهای سنجش سبکهای یادگیری زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سال های بسیاری است که در برنامه ریزی آموزشی به تفاوت های فردی توجه شده است. یکی از شاخصه های تفاوت های فردی، سبک های یادگیری است. کارشناسان آموزش زبان انگلیسی، مانند سایر دست اندرکاران تعلیم و تربیت، می توانند با کشف سبک های یادگیری، برنامه آموزشی مناسبی را طراحی کنند. البته تولید ابزار پایا (reliable) و معتبر (valid) مسئله ای مهم در سنجش سبک های یادگیری فراگیران زبان انگلیسی (به عنوان زبان خارجی) است. در این مقاله نتایج اجرای دو پرسشنامه سبک های یادگیری موسوم به پرسشنامه برتری سبک های یادگیری ادراکی رید(Reid) و نشانگر سبک های یادگیری وینترگرست و دی کاپیوا (Wintergerst and DeCapua) گزارش می شود. پرسشنامه اول در سال 1987 تولید شده است و به اختصار PLSPQ نامیده می شود و پرسشنامه دوم در سال 2002 تولید شده است که به اختصار LSI خوانده می شود. هر دو پرسشنامه در اصل برای کسانی تدوین شده اند که انگلیسی زبان دوم آنهاست. نتایج این تحقیق – که با روش آماری تحلیل عامل تأییدی (confirmatory factor analysis ) و آلفای کرانباخ(Cronbach’s alpha ) بررسی شده است– نشان داد که PLSPQ روایی سازه ندارد و نیز پایایی آن از حد معمول کمتر است. اما LSI از حیث روایی سازه و پایایی قابل قبول است. از آن جایی که تعداد سؤالات LSI از PLSPQ کمتر است، می توان گفت که از نظر عملی ( practicality ) از PLSPQ بهتر است. بنابراین، می توان گفت که LSI بهتر از PLSPQ سبک های یادگیری را می سنجد. اهل فن می دانند که کمتر پرسشنامه یا آزمونی پیدا می شود که همه جوانب یک سازه را در بر گیرد. برای نمونه در پرسشنامه LSI به «شیوه استدلال» (استقراء/قیاس) توجه نشده است. از این رو پیشنهاد می شود، سؤالاتی برای سنجش این سازه به این پرسشنامه اضافه شود تا به غنای آن افزوده شود.
مجازها در زبان و ادبیات آلمانی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجاز به معنای به کارگیری کلمه و کلام در معنای غیرحقیقی، از جمله مقولاتی است که در زبان و ادبیات همه ملل دیده می شود؛ اما تمامی شیوه های به کارگیری واژه و سخن که در یک زبان و ادبیات به عنوان مجاز تلقی می گردند، در زبان و ادبیات دیگر الزاماً به عنوان مجاز شناخته نمی شوند و در مواردی میان مجاز های شناخته شده نیز شباهت ها و تفاوت هایی وجود دارد. در زبان و ادبیات آلمانی ?? گونه مجاز تمیز داده می شود: استعاره، مجاز مرسل [کیفی]، مجاز مرسل علی، مجاز مرسل کمی، دگرگویی، دگرگویی خاص و عام، وارونه گویی، بزرگ نمایی، کوچک نمایی، تأکید [روی معنای نهفته] ؛ درحالیکه در زبان و ادبیات فارسی از 2 تا ? مجاز: تشبیه، استعاره، مجاز مرسل، کنایه سخن گفته می شود. در این مقاله به بررسی مجازها در زبان و ادبیات آلمانی و فارسی پرداخته می شود که در حقیقت به شکلی نیز بررسی مجاز ها در زبان و ادبیات مغرب زمین و مشرق زمین خواهد بود.