فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۱۰٬۶۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
Drawing on qualitative research, this study explored, from a complex dynamic systems theory perspective, the motivation of Burundi junior high school students simultaneously learning L2 French, L3s English and Kiswahili. It aimed to fill the gap in research on (1) changes in motivational dynamics and factors responsible for any fluctuations in the levels of motivation over time and (2) complex interactions between different learner variables among multiple language learners. Twelve school pupils who were all Kirundi native speakers participated in this study. Retrospective interviews were used to collect data relating to the students’ multilingual learning experiences over the period of their formal education. The findings indicated that the intensity of learning each target language fluctuated over time, with English generally enjoying the highest increase and Kiswahili the lowest and that different factors were responsible for such dynamic changes. Besides, complex interactions between the students’ L1, L2, and L3s linguistic knowledge and their foreign language learning motivations were revealed. These results indeed highlight the complex and dynamic nature of motivation in learning multiple languages. In light of these findings, practical implications are discussed based on the Burundi educational context.
Encouraging EFL Students’ Willingness to Communicate inside Vietnamese High School Classrooms: Teachers’ Strategies and Students’ Beliefs(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Despite a currently proliferating interest in the second language (L2) willingness to communicate (WTC), much less has investigated Asian high school students’ beliefs about L2 teachers’ strategies to encourage WTC inside the classroom. This qualitative study explores the strategies employed by Vietnamese EFL teachers to encourage their students’ WTC inside the classroom and students’ beliefs about their teachers’ strategies. Data were collected from semi-structured interviews with seven teachers and eight students. Results revealed that the teachers employed six main strategy groups, namely grouping, warm-up, topic choice, correction strategies, class atmosphere, and motivational strategies. Also, the students indicated their preferences for some strategies and suggested other strategies which they believed to be effective. They expressed expectations and suggested ways to improve their teachers’ strategies to encourage WTC inside the classroom. The students’ preferences and recommendations of strategies reflected contextual factors. As WTC is a context-sensitive construct, it might be necessary for L2 teachers to understand their students’ beliefs to foster L2 WTC effectively inside the classroom.
بررسی نشانگر های فراگفتمان در متقاعدسازی رایانامه درخواست دانشجویان به اساتید دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از نشانگرهای فراگفتمان یکی از شیوه های متقاعدسازی در تعاملات زبانی دانشگاهی است. این نشانگرها ابزاری برای تسهیل ارتباط، افزایش خوانایی متن، ایجاد ارتباط با خوانندگان و درگیرکردن آن ها و پیشگیری از رد تفسیرهای نویسنده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی نشانگر های فراگفتمان در ارتباط دانشگاهی دانشجویان با اساتید بوده است. به این منظور، ۲۰۰ رایانامه دانشجویی (تعداد کلمات پیکره: ۱۳۱۰۳) بصورت تصادفی در محدوده زمانی سال های ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ از دانشجویان دانشگاه پیام نور جمع آوری شد. سپس، پیکره جمع آوری شده با استفاده از الگوی تحلیلی نشانگرهای فراگفتمان هایلند (2005) و مثلث بلاغی ارسطو (هایلند، 2005) تحلیل شد. به عبارت دیگر، پیکره پژوهش در استفاده از نشانگر های فراگفتمان تبادلی (شامل گذارها، چارچوب سازها، ارجاع های درون متنی، استنادنماها و ابهام زداها) و نشانگر های فراگفتمان تعاملی (شامل تردیدنماها، یقین نماها، نگرشنماها، ارجاع به خود و مشارکت جویی) بررسی شد. همچنین، درباره ارتباط بسامد نشانگر های فراگفتمان تبادلی و تعاملی با توجه به مثلث بلاغی ارسطو (شامل راهبردهای اخلاق و اعتبار، ترحم و منطق) بحث شد. نتایج پژوهش نشان داد که استفاده از نشانگر های فراگفتمان تعاملی بیش از نشانگر های فراگفتمان تبادلی بوده است. همچنین، نشانگر مشارکت جویی که نوعی تمسک به احساس و ترحم برای متقاعدسازی است، بیشترین بسامد را میان نشانگرهای تعاملی داشت. به علاوه، استفاده ازگذارها که نوعی تمسک به منطق در متقاعدسازی مخاطب است، بیشترین بسامد را در میان نشانگرهای تبادلی داشت. مقایسه نتایج این پژوهش با پژوهش های پیشین نشان داد که استفاده از نشانگرهای فراگفتمان، بسته به بافت و گونه استفاده شده تغییر می یابد.
تحول فرایند تضعیف در گویش تاتی خلخال (دِرَو) از ایرانی باستان تا به امروز: بر پایه نظریه بهینگی
منبع:
پازند سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۲
39 - 54
حوزههای تخصصی:
کاهش قدرت یک آوا را تضعیف می نامند. در تحقیق حاضر تحول فرآیند تضعیف در گویش تاتی خلخال (دِرَو) از دوره ایرانی باستان تا به امروز توصیف می شود. فرایندی که در طی آن آواهای ایرانی باستان با درجه گرفتگی کمتری در گویش تاتی به کار می روند. نتایج پژوهش نشان می دهد که در گویش تاتی خلخال فرایندهایی از جمله سایشی شدگی، واکدار شدگی و حذف در رابطه با همخوان ها وجود دارد. در پژوهش حاضر فرایندهای مذکور بر مبنای نظریه بهینگی تحلیل و مشخص شدند. در فرآیند تحول تاریخی گویش تاتی خلخال صورت های بهینه صورت هایی هستند که در آنها فرآیند تضعیف اعمال شده است. از این رو، این فرایند محدودیت های نشانداری هستند که بر تعیین صورت بهینه حاکم اند..
در ماهیت و مقوله «تشخیص»؛ تأملی در سنت ادبا و بلاغیون
منبع:
پازند سال ۱۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۶۲
55 - 72
حوزههای تخصصی:
امروزه در میان ادبا و بلاغیون فارسی زبان همچنان بر سر ماهیت و مقوله «تشخیص» چونان یک صنعت ادبی اختلاف نظر وجود دارد. غالباً محدود به دیدگاهی صورت گرا، آن را بعضی نوعی از استعاره و بعضی بیرون از استعاره می شناسند. در همین سطح زبانی به سامان دهی مقوله ای آن و دسته بندی گونه های آن پرداخته اند که، چنان که خواهیم دید، تلاشی نافرجام بوده است. مسئله پژوهش این است که ماهیت و مقوله «تشخیص» در سنت ادب و بلاغت (دست کم فارسی) در هاله ابهام است. این پژوهش جستاری نظری است و با هدف شناخت بهتر پدیده زبانی ادبی «تشخیص»، با روشی توصیفی و شیوه استدلال کیفی ارائه شده است. در این پژوهش آراء چندی از معاصران حوزه ادب معرفی شده و برای تبیین ماهیت این پدیده از دیدگاهی علمی و نمایاندن جنبه هایی دیگر از واقعیت آن استدلالاتی نیز صورت گرفته است. در این پژوهش با تأکید بر ماهیت و کارکرد تشخیص، شواهدی از حوزه نگارگری ایرانی به میان آمده است.
دیوهای بابِلی و غول های آرامی در کیش مانوی: رویکردی متن شناسانه به برخی شخصیت های اهریمنی در متن های نیایشی و جادویی به ایرانی میانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به تشخیص هویت و عملکرد نیروها و شخصیت های دیوی با اصالت بابِلی و آرامی در کیش مانوی می پردازد و می کوشد آنها را در اندرکنش با اسطوره های کافرکیشی و یهودی بازشناسد. در اینجا، هم به انگاره ها و چهره های اهریمنی آتالیا، ایدرا، اَتْنَبیش، هوبابیش، وزبیش، اُهْیا، و لِوْیاتین و هم به گروه های غولان، ایرها، نِفیل ها و فرشتگان هبوط کرده پرداختیم تا نشان دهیم دیوشناسی مانوی تا چه حدّ به سنّت های آرامی و به ویژه به کتاب حنوخ و کتاب غولان یهودی وابسته است. در جستار حاضر، نه تنها کلان فرشتگان بزرگ مانوی یعنی رُفائیل و میخائیل و گبرائیل و سَرائیل را باز خواهیم شناخت، بلکه به نقش آفرینی اینان به سرداریِ پادشاه افتخار در برابر یورش غولانی خواهیم پرداخت که بر اساس داستان آفرینش مانوی به زمین گریختند. مقاله نشان می دهد بازسازی کتاب غولانِ مانی به شدت به بررسی های دیوشناسانه وابسته است.مقاله حاضر به تشخیص هویت و عملکرد نیروها و شخصیت های دیوی با اصالت بابِلی و آرامی در کیش مانوی می پردازد و می کوشد آنها را در اندرکنش با اسطوره های کافرکیشی و یهودی بازشناسد. در اینجا، هم به انگاره ها و چهره های اهریمنی آتالیا، ایدرا، اَتْنَبیش، هوبابیش، وزبیش، اُهْیا، و لِوْیاتین و هم به گروه های غولان، ایرها، نِفیل ها و فرشتگان هبوط کرده پرداختیم تا نشان دهیم دیوشناسی مانوی تا چه حدّ به سنّت های آرامی و به ویژه به کتاب حنوخ و کتاب غولان
جستجوی ایزد مهر در گاهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایزد «مهر» یکی از مهمترین ایزدان زردشتی است که در مهر یشت به اندازه اهوره مزدا قابل پرستش توصیف می شود. به همین دلیل عدم حضور او در گاهان مورد بحث بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است. با توجه به این که در گاهان عباراتی یافت می شود که شباهت زیادی به توصیف مهر دارد و با در نظر داشتن زبان رمزی گاهان این پژوهش در نظر دارد خصوصیات مهر و نیز رمزهای گاهان را مورد بررسی قرار داده تا پاسخی برای این پرسش پیدا کند که آیا زردشت «مهر» را نادیده گرفته و یا او را مورد پذیرش قرار داده است. به این منظور پس از تحلیل دقیق متن گاهان و مهر یشت و پیدا کردن شخصیت هایی با ویژگی های مشابه در هر دو متن، در پایان خواهیم دید که رمزهایی در گاهان یافت می شود که با گاو در ارتباط است و گاو نیز با نور، روشنایی، خرد و دانایی در ارتباط است. مهر نیز خود نور و روشنایی است و با گاو در ارتباط است. پس احتمالاً استفاده از آنها به منظور اشاره به این ایزد بوده است. بنابراین می توان نتیجه گرفت که زردشت مهر را در اشعار خود مد نظر داشته است. منابع این مقاله به روش کتابخانه ای گردآوری شده و رویکرد پژوهش توصیفی-تحلیلی است.
بازخوانی سیر دگردیسی درخت سرو و گیاه هوم در گذر از اسطوره به عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اساطیر ایرانی بحث اعتقاد به منشأ نباتی انسان با بحث جاودانگی در ارتباط است که با وجود تلاش های فراوان اهریمن و پیروانش در نابود ساختن نیروهای نیک و اهورایی، با دگردیسی پادشاهان و پهلوانان در هیأت گیاهان، موجودیت آنان حفظ شده، دگرباره به چرخه اساطیری بازگشته اند. این پژوهش با روش تحلیل محتوا در پی بررسی و تحلیل سیر دگردیسی مهم ترین اساطیر گیاهی- سرو و هوم- است که نتایج بررسی نشان می دهند سرو در پیوند با عنصر خورشید، با خدای مهر در ارتباط است و با آن که در اوستا و متون پهلوی نشانی از آن نیست، به استناد شاهنامه از متن گشتاسب نامه، سرو به عنوان درختی مقدس به دست زرتشت در زمین کاشته شده است. سرو در غزل عرفانی با تأثیرپذیری از غزل عراقی، نمادی از حسن و زیبایی است که در بیشتر دوره ها قداست آیینی و قدسی خود را حفظ کرده و خویشکاری های اساطیری آن تداوم پیدا کرده است؛ اما گاهی نیز دچار دگردیسی تحول شده است. هوم نیز اسطوره ای مهری است که در مراسم قربانی به عنوان نوشابه انوشگی استفاده می شده؛ اما در اوستای کهن با آن مخالفت شده است؛ اما در اوستای متأخر و متون پهلوی تا حدودی به خویشکاری اساطیری خویش بازگشته و حتی تا مقام ایزدی پیش رفته است. این اسطوره در شاهنامه و متون پهلوانی دگردیسی انسانی را تجربه کرده و در متون عرفانی با انتقال خویشکاری های خود به آب حیات و می عرفانی دچار دگردیسی انتقال شده است.
فعلِ سببی ساختواژی در زبان ها و گویش های ایرانی (حفظ وند سببی سازِ باستانی در برخی گویش های نو ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نوشتار حاضر ساختِ سببی ساختواژی از طریق افزودن تک واژِ حال سببی ساز -ǣːn- به ستاک حال فعل در گویش های کردی، تالشی، تاتی، گورانی، زازاکی، اورامانی و بلوچی بررسی شده است، از نظر تاریخی در دوره میانه کاربرد این پسوند به صورت تک واژ در ساخت فعل سببی رواج داشت. در این مقاله مشخص شد که پسوند سببی سازِ -ǣːn- (ایرانی باستان*aja-na-) که به صورت تک واژ در زبان-های ایرانی میانه غربی با افزوده شدن به ستاک حال تشکیل ماده سببی می داد، در کردی و بلوچی به شکلِ -ǣːn- محفوظ مانده است و از طریق پیوستن به ستاک حال فعل، تشکیل ستاک حال سببی می دهد. واژه هایی که با نشانه ستاره * مشخص شده اند، شکل های بازسازی شده و یا فرضی هستند. داده های تحقیق در این جستار، از روشِ مصاحبه با گویشوران بومیِ گویش های مورد نظر و شمّ زبانی نگارنده به عنوان گویشورِ بومی یکی از گویش های مذکور و منابع مکتوب جمع آوری شده است. داده ها در ابتدا از منابع مکتوب و گفتار گویشوران استخراج و طبقه بندی شدند و سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در این نوشتار خاستگاه ماده سببی ساز -ǣːn- در گویش های مورد بررسی مشخص شد و هم چنین مشخص شد که وند سببی ساز باستانی -ǣːn- در کردی و بلوچی عیناً محفوظ مانده است.
ورزش و اخلاق در دوره هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هخامنشیان (550-330 ق.م) به عنوان یکی از دولت های ایرانی در عرصه فرهنگ و تمدن جهانی آثار شگرفی از خود برجای گذاشته اند. ورزش و اخلاق از مسائل مهم فرهنگی دوره هخامنشی بوده اند. تقویت قوای جسمانی و معنوی از همان نخست مورد توجه ایرانیان بوده و این امر در دوره هخامنشی نمود بیشتری پیدا کرد. در پژوهش حاضر تلاش شده تا با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع دست یکم به این پرسش پاسخ داده شود که ورزش و اخلاق در دوره هخامنشی چه جایگاهی داشته اند و چه ارتباطی میان آنها وجود داشته است؟ یافته های پژوهش بیانگر آن است که در دوره هخامنشی میان پرورش قوای جسمانی و معنوی رابطه متقابلی وجود داشته و پرورش هرکدام از این دو در گرو پرورش دیگری بوده است و انسان کامل کسی بوده که در هر دو زمینه پرورش یافته باشد. در این دوره ورزش هایی از جمله تیراندازی، نیزه اندازی، سوارکاری، شنا، چوگان، شطرنج و تخته نرد در کنار راست گویی، درست کاری، تحمل سختی هایی چون گرما و سرما، گرسنگی و تشنگی، تسلط بر خشم و هوای نفس، آموزش داده می شد.
بازشناسی ساختار حقوقی جهان شاهی هخامنشی: مطالعه ای بر قوانین مرکزی در برابر قوانین منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تداوم و تحول فرایندی است که در آسیای غربی باستان بیش از هر چیز دیگر قابل مشاهده است. تحولات سیاسی و به قدرت رسیدن اقوام و گروه های گوناگون از سویی زمینه تغییرات بسیاری را فراهم می کرد؛ اما آنچه بیشتر قابل مشاهده بود ساختارهای فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی است که در طول هزاره های باستان با تحولات یا دگرگونی های کران مند به زندگی خود ادامه می دادند. بسیاری از این ساختارهای پیشین در دوره هخامنشی نیز قابل مشاهد است. همواره در پژوهش های معاصر به تأثیرپذیری پارسیان از میان رودان باستان پرداخته شده است. یکی از مهم ترین ساختارها که کم تر موردتوجه واقع شده است نظام های حقوقی عصر باستان است. براین اساس این پژوهش در نظر دارد به بررسی دو پرسش اساسی در این زمینه بپردازد. نخست آنکه نظام حقوقی هخامنشیان دقیقاً چه ویژگی هایی دارد؟ و دودیگر آنکه آیا می توان نظام حقوقی هخامنشیان را در چارچوب فرایند تداوم و تحول تأثیر پذیرفته از میان رودان باستان دانست؟ براین اساس این مقاله با بررسی منابع حقوقی این عصر به دنبال پاسخ به این پرسش هاست. روش این پژوهش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه-ای است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که علی رغم فقدان منابع بنیادین حقوقی مربوط به عصر هخامنشی، می توان با تحلیل تطبیقی اسناد و مدارک گوناگون این عصر نتیجه گرفت که نظام حقوقی پارسیان بر ساختاری مرکز-پیرامون استوار بوده است؛ ساختاری که در آن قوانین محلی و منطقه ای نقش برجسته ای ایفا می کردند.
بنیاد هستی شناختی خیر و شر در دیانت زردشتی و تأثیر آن در نظام اخلاقی دوره ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با بررسی متون زردشتی و با روش کتابخانه ای به بررسی بنیادهای هستی شناختی خیر و شر و نقش تقابل این دو در تنظیم نظم اجتماعی، دینی، و سیاسی پرداخته است. تصویر ساسانیان در خدای نامه ها نوعی شاهنشاهی متمرکز است که با همکاری روحانیان اداره می شد. با اینکه این اتحاد بیشتر جهت جلب اعتماد عامه مزدیسنان صورت گرفت (تلاشی جهت تمرکزگرایی)، اما در هر حال، حکومتی تر کردن دین، اسباب ضعف بیشتر حکومت و در نهایت، افول ایشان را فراهم ساخت. تلاش شده است تا نقش و تأثیر ثنویت مبتنی بر دو مفهوم خیر و شر به عنوان یک نگرش کهن در این سرزمین بر دیانت زردشتی به معرض نظر و نقد قرار داده شود و به تأثیر آن در فهم از بایدها و ضرورت های اخلاقی جامعه و چگونه واداشتن انسان ها به کنش بر آن اساس و به عبارتی گذر از «بودن» به «شدن» بپردازد. دوگانه ای که به ایجاد یک جامعه با نظم، اخلاق، و هارمونی کمک کردند و بخشی از هویت فرهنگی ایران را تشکیل دادند که اثرات آن تا امروز توانسته چه در جامعه ی ایرانی و چه در نظرات فلاسفه ی دنیا، به ویژه افلاطون و کانت، باقی ماند.
نقد کهن الگویی شخصیّت مردان از مجموعه داستان های «یکی بود یکی نبود» از محمّدعلی جمال زاده با تکیه بر نظریه های جین شینودا بولن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۲
216 - 195
حوزههای تخصصی:
تاکنون نظریّه های متنوّعی در شاخه های گوناگون علمی درباره مقوله شخصیّت مطرح شده که آراء جین شینودا بولن از آن جمله است. او با رویکردی کهن الگویی و نظرداشت اسطوره های یونانی به بازنمایی ابعاد جدیدی از هر شخصیّت بر مبنای صفاتی که دارند، پرداخته است. نظرات بولن در ارائه خوانشی نوین از متون داستانی و شخصیّت های حاضر در آن، تأثیری مطلوب دارد. به این اعتبار، در پژوهش حاضر با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی، شخصیّت های مجموعه یکی بود یکی نبود از محمدعلی جمال زاده بر اساس آراء کهن الگویی شینودا بولن بررسی شده است. در اینجا ویژگی های کهن الگویی شخصیّت ها با توجّه به کنش ها و عملکرد روانی آنان مورد نظر است که می تواند لایه های پنهان شخصیّت ها را بروز دهد. نتایج تحقیق نشان می دهد در کلّیّت این مجموعه شاهد نفوذ کهن الگوهای هادس، زئوس، هفائستوس، دیونوسوس و هرمس در دنیای درون و بیرون شخصیّت ها بوده ایم که برآیند این اثرگذاری گاهی مثبت و گاهی منفی بوده است. این امر بیانگر اعتقاد جمال زاده به خاکستری بودن شخصیّت انسان ها و زدودن غبار مطلق انگاری (خوب یا بد) در مواجهه با دیگران است. همچنین، مشخص گردید که شیخ جعفر در داستان رجل سیاسی دارای پیچیده ترین شخصیّت که نشانه هایی از کهن الگوهای زئوس (قدرت طلبی)، هرمس (حقه بازی و پیام رسان)، هفائستوس (عدم رضایت درونی، ضعف در مهارت های سیاسی و ...) در کنش، گفتار و اندیشه وی دیده می شود. شخصیّت های دیگر، کاملاً ساده و قابل پیش بینی خَلق و پردازش شده اند.
تحلیل رمزگانی عناصر روایت در اشعار کودک سلمان هراتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۳۳
51 - 73
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی دانشی است که به مطالعه نظام های نشانه ای، فرایند تأویل و معنا و حقیقت پنهان در پس رمزها، نشانه ها، نمادها و علائم می پردازد. این دانش در حوزه های گوناگون روابط بشری کاربردها و کارکردهای قابل توجهی دارد. ادبیات و ازجمله ادبیات کودک از مهم ترین این حوزه هاست. پژوهش حاضر کوشیده است به روش تحلیلی-توصیفی، شعرهای کودک سلمان هراتی را با بهره گیری از دیدگاه های رولان بارت (1974) تحلیل رمزگانی نماید. نتایج حاصله نشان می دهد که شعر هراتی به دلیل اشتمال بر زمینه های گوناگون از عناصر طبیعی و ایدئولوژیک، سرشتی بکر، ساده و صمیمی، مختصات برجسته زمانی و مکانی، گستره مضمون اجتماعی و گفتمان آرمانی، قادر است رمزگان ها و به تبع آن معنا و تأویل های گوناگون را تولید کند. این ویژگی ها اگرچه با توانش خواننده ارتباط مستقیم دارند، نشان می دهند که شعر هراتی در مواجهه با مکانیسم های تأویلی رمزگان ها و تحلیل سایر عناصر نشانه شناختی، ژرف ساخت معنایی ساختار مند و اندیشیده شده دارد. بینامتنیت عامل دیگری است که در فرایند نشانه معناشناسی و تفسیر درون و برون متن، فضا و امکان بازتولید محتوا را برای خواننده فراهم می آورد. روایت در شعر سلمان به عنوان عامل یکپارچگی محور عمودی، رمزگان های متنوعی را تولید کرده است. نمود قابل توجه رمزگان های کنش روایی، نمادین و هرمنوتیک، نشانگر روایتمندی و ماهیت دلالتگر شعر او است. دلالت ها در شعر هراتی تداعی های عینی و شفافی را سبب می شود و فرامتن را به طور مؤثری در تأویل و تحلیل نشانه ها دخیل می سازد.
A Feasibility Study of Implementing EFL Teachers’ Individual Development Plans at Iranian Public Schools: A Mixed-Methods Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The current study investigates the feasibility of implementing EFL teachers' Individual Development Planning at Iranian public schools. It further explores the underlying reasons for the (imp) possibility of practicing this program and seeks the teachers' suggestions to improve the schools' condition. To this end, data were collected from 180 EFL teachers using a researcher-made questionnaire and a follow-up semi-structured interview. The results of one-sample t-tests revealed a slight possibility following the interviews which indicated 14 underlying reasons for the insufficient grounds at public schools. Participating teachers also argued that equipping a room with necessary technological tools, allocating monetary resources, assigning specific teachers time to practice IDP, taking advantage of head teachers, changing the school administration delegation, and performing advocating cultural acts can provide a ground for IDP implementation. The findings demonstrate the necessity of creating changes by policymakers, school principals, and EFL teachers so that they can all benefit from this program.
Iranian In-Service EFL Teachers’ Perceptions of Values Education: A Mixed Methods Study(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Issues in Language Teaching (ILT), Vol. ۱۲, No. ۱, June ۲۰۲۳
295 - 336
حوزههای تخصصی:
Despite the widely recognized significance of values education in a rapidly changing world and teachers’ education-related beliefs, little research has investigated how English as a Foreign Language (EFL) teachers navigate values in their classrooms. The study reported in this paper explored in-service EFL teachers’ perceptions of values education and their conceptions of their moral roles, aiming to develop an instrument related to values education. To this end, this exploratory sequential mixed-methods study recruited 10 EFL teachers selected through maximum variation sampling. Semi-structured interviews were conducted with the teacher participants and the data were analyzed inductively through thematic analysis. Furthermore, the existing literature and the insights gleaned from the initial phase of the study led to the development of a questionnaire, which was administered to 332 EFL teachers in the quantitative phase of the study. Six overarching themes were identified through thematic analysis of the interview data, namely relational values, personal growth, academic excellence, regulatory values, teachers’ personal standards and global values with teachers prioritizing students’ motivation and wellbeing over other value types. In addition, confirmatory factor analysis of the developed questionnaire verified a five-factor structure. Only 23 items out of 53 initial items were retained in the final version of the questionnaire. Overall, the results revealed that master obligation of teachers, associated with nurturing students’ dignity was prioritized over teachers’ prima facie obligation which promotes students’ learning and intellectual growth. After a detailed discussion, implications and suggestions for future research are presented in the end.
A Construction Morphology Approach to the Analysis of Compound Adjectives Made of Sāz (Builder) in Persian(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۹
205 - 220
حوزههای تخصصی:
In the present study, we attempted to specify the constructional schemas relevant to the compounds made by the present stem ‘sāz’ in Persian within the framework of the construction morphology (Booij, 2010). To this end, 150 compounds were brought together from numerous sources, such as the Persian Corpus of Bijankhan, Persian novels as well as some Persian websites. Having collected the data, we tabulated and categorized them on the basis of the preverbal elements. Afterwards, a comparison was made, as a result of which it was indicated that there can be a general constructional schema inside which 5 sub-schemas can be placed. Certainly, the broad schema denotes the construction by which a noun (preverbal element) is combined with the verbal element (present stem sāz) to create an adjective that implies the agent of an action, namely the agent of building or making an object. However, there were two exceptions among the whole dataset: a compound in spite of resembling the other compounds regarding its construction denotes the semantic role of patient: dastsāz (handmade), referring to an object which is made by hands as well as the compound ʤāsāz (embedded object), whereas in other compounds, the stem means the agent that builds, creates or makes. Consequently, as might be expected, two broad constructional schemas have been obtained: one relevant to the agents and the other relevant to patients.
Input processing and grammar acquisition: Evidence from EFL learners of varying proficiency levels(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Although processing instruction (PI) has been a very popular grammar teaching method over the last years, there are, however, very limited if any attempts to explore different proficiency learners’ achievements using this approach. This study was, therefore, an attempt to investigate the role of PI in possibly bringing about enhanced acquisition of three grammatical structures: regular past tense, causatives and relative clauses. In addition, it sought learner’s attitudes towards PI as it is believed that the success of an approach is highly dependent upon the viewpoints of its practitioners and the students being exposed to it. Three proficiency groups of elementary (n = 42), intermediate (n = 38) and advanced (n = 40) EFL learners were compared. The results of a set of independent samples t-tests revealed significant effects for the use of PI in all the groups except for a lack of improvement for elementary learners’ production of the regular past tense structure. The analysis of the attitude questionnaire and learners’ further ideas on the effectiveness of PI revealed their appreciation of the integration of this instructional practice in their target language courses. The results are discussed in relation to effective grammar and writing pedagogy.
Contextualized Text Representation Using Latent Topics for Classifying Scientific Papers(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴۹
31 - 60
حوزههای تخصصی:
Annually, researchers in various scientific fields publish their research results as technical reports or articles in proceedings or journals. The collocation of this type of data is used by search engines and digital libraries to search and access research publications, which usually retrieve related articles based on the query keywords instead of the article’s subjects. Consequently, accurate classification of scientific articles can increase the quality of users’ searches when seeking a scientific document in databases. The primary purpose of this paper is to provide a classification model to determine the scope of scientific articles. To this end, we proposed a model which uses the enriched contextualized knowledge of Persian articles through distributional semantics. Accordingly, identifying the specific field of each document and defining its domain by prominent enriched knowledge enhances the accuracy of scientific articles’ classification. To reach the goal, we enriched the contextualized embedding models, either ParsBERT or XLM-RoBERTa, with the latent topics to train a multilayer perceptron model. According to the experimental results, overall performance of the ParsBERT-NMF-1HT was 72.37% (macro) and 75.21% (micro) according to F-measure, with a statistical significance compared to the baseline (p<0.05).
Presenting a Profile of Online Teaching Adaptation among the Iranian EFL High School Teachers(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The forced transition to online instruction due to covid-19 pandemic brought about many changes and challenges. Therefore, evaluating these changes is of utmost importance. The study aimed to contribute to the existing literature by investigating the online adaptation of Iranian EFL high-school teachers. Purposive sampling was employed to approach the 20 teacher participants of the study. To this end, the researchers used semi-structured interviews to gather qualitative data concerning their perception towards of online instruction. The results of the study were promising. Although they reported many challenges and shortcomings, they believed those weaknesses motivated them to increase their digital literacy and integrate ICT into their approach. Moreover, teachers saw the pandemic as a forced opportunity and believed it was time to harness the power of ICT integration in post-pandemic education. Finally, all the study findings and possible implications are discussed, and suggestions are presented to prevent barriers to online instruction.