فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۳۴۱ تا ۵٬۳۶۰ مورد از کل ۱۳٬۳۲۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: توضیح رفتار هزینه ها، اهمیت ویژه ای در مطالعات حسابداری و مالی دارد و مطالعات اخیر نشان داده است چسبندگی هزینه ها، بخشی جدانشدنی از انگیزه مدیران را در کنترل و مدیریت هزینه ها شامل می شود. هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط نگرش کوتاه مدت مدیریت و چسبندگی هزینه ها است. روش: برای اندازه گیری نگرش کوتاه مدت مدیریت، از سه معیار اقلام تعهدی اختیاری جاری و اقلام واقعی (با دستکاری فروش و کاهش مخارج اختیاری) و همچنین از سایر متغیرهای کنترلی مؤثر در چسبندگی هزینه همچون تعداد کارکنان، حجم دارایی، کاهش فروش متوالی، لگاریتم طبیعی به علاوه بازده سهام سالانه اولیه، جریان نقد آزاد و پرداخت های ثابت مدیران استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر، 95 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی 1384-1393 است. نتایج: براساس نتایج پژوهش، رابطه مدیریت سود بر مبنای اقلام واقعی با کاهش مخارج اختیاری و چسبندگی هزینه ها پذیرفته می شود و گفتنی است نگرش کوتاه مدت مدیران، ارتباط منفی و معناداری با چسبندگی هزینه دارد.
بررسی رابطه کارآیی سرمایه در گردش با انحراف از سطح بهینه ساختار سرمایه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: واحدهای تجاری، راهکارهای جدیدی برای رشد و بهبود عملکرد مالی و کاهش ریسک در تأمین منابع مالی جستجو می کنند. با توجه به نقش کارآیی سرمایه در گردش در نحوه تأمین مالی شرکت ها، هدف، بررسی رابطه کارآیی سرمایه در گردش با انحراف از سطح بهینه ساختار سرمایه است. نوآوری این پژوهش استفاده از الگوی باتاچاریا برای اندازه گیری کارآیی سرمایه در گردش است. روش: دوره مدنظر برای آزمون فرضیه ها، سال های 1385 تا 1396 بوده و از داده های 172 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده شده است. نتایج: نتایج حاصل از تخمین الگوی پژوهش نشان می دهد با افزایش کارآیی سرمایه در گردش می توان میزان انحراف ساختار سرمایه از سطح بهینه را کاهش داد. افزون بر این، رابطه کارآیی سرمایه در گردش با انحراف از سطح بهینه ساختار سرمایه در شرکت های بیش اهرمی به صورت معناداری از شرکت های کم اهرمی، قوی تر است.
بررسی تأثیرفشارکاری حسابرس برکیفیت گزارشگری مالی باتأکیدبردوره تصدی حسابرس
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر فشار کاری حسابرس بر کیفیت گزارشگری مالی با تأکید بر دوره تصدی حسابرس می باشد. جهت آزمون فرضیه های پژوهش نمونه ای متشکل از 110 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1390 تا 1395 انتخاب گردید،براساس فرضیه اول انتظار می رود که فشار کاری حسابرس بر کیفیت گزارشگری مالی تأثیر معناداری داشته باشد. نتایج نشان می دهد که فشار کاری حسابرس بر کیفیت گزارشگری مالی تأثیر معکوس و معناداری دارد. به عبارت دیگر با افزایش فشار کاری حسابرس کیفیت گزارشگری مالی کاهش می یابد، براساس فرضیه ی دوم انتظار می رود که دوره تصدی حسابرس بر رابطه بین فشار کاری حسابرس و کیفیت گزارشگری مالی تأثیر معناداری داشته باشد. نتایج نشان می دهد که دوره تصدی حسابرس بر رابطه بین فشار کاری حسابرس و کیفیت گزارشگری مالی تأثیر معناداری نداشته است. در نهایت در این پژوهش اثبات شد که هرچه فشار کاری حسابرس مستقل زیاد باشد کیفیت گزارشگری مالی کاهش می یابد و همچنین دوره تصدی این رابطه تحت تاثیر قرار می دهد.
جستجو برای ساختار بهینه مدل های قیمت گذاری فاما فرنچ و کارهارت در بازار سرمایه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۲۴
41 - 70
حوزههای تخصصی:
عدم یکپارچگی کشورها از نظر ساختار مدل های قیمت گذاری فاما فرنچ و کارهارت در مطالعات پیشین اثبات شده است. در این پژوهش، شش ترکیب مختلف برای عوامل ریسک مدل های فاما فرنچ و کارهارت (از حیث وجود عامل مومنتوم، تفکیک اثرات برای شرکت های کوچک و بزرگ و وجود وزن در ساختار فاکتورها) بر روی نه طیف گوناگون از پرتفولیوهای آزمون (به ویژه برای شرکت های بزرگ)، در رویه رگرسیون سری زمانی و رویه رگرسیون مقطعی فاما مک بث (جداگانه با کل نمونه و با پنجره های زمانی غلتانِ 60 ماهه) در بورس تهران، از مهر 1389 تا اسفند 1396 آزمون شده اند. بنا بر یافته ها، معناداری اثر مومنتوم در توضیح پراکندگی میانگین بازده ها اکثراً معنادار بوده است. همچنین، صرف ریسک های محاسبه شده برای عامل بازار عموماً برای طیف های حاصل از مرتب سازی شرکت ها برحسب انحراف معیارِ بازده معنادار بوده اند و در صورت محاسبه با بتاهای مبتنی بر کل اطلاعات پژوهش (90 ماه) توضیح دهندگی بهتری داشته اند. در خصوص عامل ارزشی رشدی، در بین شرکت های بزرگ برعکس عامل ارزشی رشدی، بازده شرکت های رشدی بیشتر از شرکت های ارزشی بوده است و عامل ارزشی رشدی موزونِ خاص شرکت های بزرگ معنادارترین بدیل این عامل برای توضیح پراکندگی بازده های میانگین بوده اند. برای عامل اندازه شرکت، تنها پس از حذف داده های سال 1396 صرف ریسک های معنادار پدیدار شده اند.
ارائه الگوی تعدیلی از مدل های ارزش گذاری دارایی های سرمایه ای با استفاده از ریسک درماندگی مالی و چرخه عمر شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال هفتم بهار ۱۳۹۸ شماره ۲۴
95 - 122
حوزههای تخصصی:
با رشد و توسعه پیچیدگی بازارهای مالی و تخصصی شدن مقوله سرمایه گذاری، فعالان بازارهای مالی نیازمند ابزارها، روش و مدل هایی جهت انتخاب بهترین سرمایه گذاری ها هستند. این امر موجب شد که مدل های گوناگونی برای قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای و محاسبه پیش بینی نرخ بازدهی سهام، مطرح شود. بدین منظور محقق با استفاده از یک ماتریس نظری از پرکاربردترین و اثرگذارترین متغیرهای مدل پیش بینی شده در راستای تحلیل دقیق تر داده ها و محاسبه مدل نهایی مبادرت می نماید. همچنین، با استفاده از روش آماری تحلیل همبستگی و رگرسیون چندمتغیره و آزمون والد به مقایسه مدل پیش بینی شده در چرخه عمر شرکت ها می پردازد. نتایج حاصل از 3520 فصل شرکت طی دوره زمانی 1386 الی 1395 در بورس اوراق بهادار تهران نشان می دهد که ریسک درماندگی اعمال شده در مدل تجربی قیمت گذاری، میانگین بازدهی پرتفوی تشکیل شده بر اساس مومنتوم را توضیح می دهد. میزان نرخ بازده مورد انتظار در دوره بعد از دخالت ریسک درماندگی مالی کاهشی بوده است. همچنین از بین مراحل مختلف چرخه عمر شرکت ها، میانگین بازدهی پرتفوی سهام جهت ارزش گذاری دارایی های سرمایه ای در مرحله بلوغ وافول، بیشتر است.
تأثیر استراتژی شرکت، هزینه های سیاسی و قدرت مدیریت بر به موقع بودن گزارشگری مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به موقع بودن گزارشگری مالی، یکی از مهمترین ارکان کیفیت ارائه اطلاعات مالی شرکتها و مربوط به سرعت گزارشگری مالی است. هدف این پژوهش نیز بررسی تأثیر استراتژی شرکت، هزینههای سیاسی و قدرت مدیریت بر بهموقع بودن گزارشگری مالی در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای این منظور فرضیههایی تدوین شدهاند و اطلاعات مربوط به 105 شرکت عضو بورس اوراق بهادار برای دوره زمانی بین سالهای 1387 تا 1396 بررسی و تجزیه و تحلیل شدهاند. الگوی رگرسیون پژوهش با استفاده از روش دادههای تابلویی با رویکرد دادههای تلفیقی بررسی و آزموده شد. یافتهها نشان دادند در ارتباط با تأثیر استراتژی شرکت، تنها استراتژیهای رقابتی و استراتژی شرکت با توجه به اطلاعات آتی، افزایش بهموقع بودن گزارشگری مالی را سبب خواهند شد. همچنین، یافتهها نشان میدهند ریسک سیستماتیک و اندازه شرکت بهترتیب کاهش و افزایش بهموقع بودن گزارشگری مالی را سبب میشوند. با توجه به نتایج پژوهش میتوان ادعا کرد توانایی مدیریت، یکی از شاخصهای قدرت مدیریت، تأثیر معناداری بر بهموقع بودن گزارشگری مالی دارد و توانایی بالاتر، افزایش بهموقع بودن گزارشگری مالی را سبب میشود.
سرمایه گذاری در موجودی کالا، راه کاری برای بهبود عملکرد یا چالشی برای بدتر شدن آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال دهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۹
121-142
حوزههای تخصصی:
هدف:همواره این سؤال مطرح است که آیا بهایابی جذبی با تولید بیشتر و نگهداری موجودی کالا در دنیایی که تمرکز بر نگهداشت حداقل موجودی کالا است، باز هم می تواند سبب بهبود عملکرد شده و بر هزینه های نگهداری غلبه کرده، عملکردی بهتر از شرکت را به تصویر بکشاند. در این پژوهش سعی شده است رابطه سرمایه گذاری در موجودی کالا و عملکرد شرکت مورد آزمون قرار گیرد. روش: این پژوهش در حوزه تحقیقات اثباتی حسابداری قرار داشته که داده های 163 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1388 تا 1395 را با استفاده از تحلیل پانلی بررسی نموده است. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد که بین سرمایه گذاری در موجودی کالا و عملکرد شرکت، رابطه معنادار آماری برقرار نیست. علاوه بر این، بین رشد فروش و تغییر در سرمایه گذاری در موجودی کالا، رابطه معنادار آماری مشاهده گردید. نتیجه گیری: نگهداری موجودی کالا در ایران از لحاظ آماری نمی تواند تأثیر قابل توجهی بر عملکرد شرکت داشته باشد.
تعیین سبد بهینه سرمایه گذاران خطرپذیر بر اساس روش ترکیبی مدل سازی عامل محور و جست وجوی هارمونی اصلاح شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۱ زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴
493 - 516
حوزههای تخصصی:
هدف: از آنجا که سرمایه گذاری خطرپذیر، بهترین روش تأمین مالی برای ایجاد و رشد شرکت های نوپا و دانش بنیان است، توجه بسیاری از کشورهای توسعه یافته را به خود جلب کرده است. نحوه انتخاب شرکت های نوپا و اتحاد سرمایه گذاران، از چالش های مهم این صنعت است. از این رو، همواره نیاز به روش های یکپارچه ای بر اساس رویکردهای تحلیل کمّی احساس می شود. در پژوهش حاضر، بهینه سازی سبد شرکت های نوپا به محیط واقعی نزدیک تر شده و ترجیح شرکت های نوپا، همانند شرکت های سرمایه گذاری خطرپذیر، به عنوان تصمیم گیرنده در نظر گرفته شده است تا نشان داده شود که کدام سرمایه گذارها در کدام شرکت های نوپا با یکدیگر مشارکت کنند و سهم هر یک چقدر باشد. روش: با لحاظ کردن پیچیدگی مسئله، نزدیک ترین مدل به محیط واقعی، مدل عامل محور است. با اتخاذ دو موتور محاسبه ای مستقل مبتنی بر سیستم استنتاج تطبیقی فازی عصبی و ترکیب این سیستم با الگوریتم بهینه سازی ذرات و در جهت بهبودبخشی، از روش فراابتکاری جست وجوی هارمونی اصلاح شده، برای شناسایی سبد سرمایه گذاری نزدیک به بهینه استفاده شده است. یافته ها: پس از مطرح کردن چهار مثال با ابعاد گوناگون، روش حل پیشنهادی برای هر یک 5 بار به صورت مستقل اجرا شد. بر اساس محاسبه ها، موتور محاسبه ای سیستم استنتاج فازی عصبی تطبیقی تنظیم شده توسط الگوریتم بهینه سازی ازدحام ذرات، کاراتر بود و سبد بهینه مبتنی بر آن به دست آمد. نتیجه گیری: بر اساس فرضیه های مسئله و مشخصه های هر یک از عامل ها در سرمایه گذاری خطرپذیر، مدیریت ریسک پرتفوی هر یک از سرمایه گذاران و سهم هر یک و اتحادهای پیشنهادی مدل مابین سرمایه گذاران، بهینه شد.
معمای سنجش کیفیت حسابرسی در پژوهش های آرشیوی: نقد و ارائه پیشنهادهایی برای محیط پژوهشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی سال ۲۶ بهار ۱۳۹۸ شماره ۱
87 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف : برای سنجش کیفیت حسابرسی به عنوان مفهوم ذهنی، روش های مختلفی در پژوهش های آرشیوی حسابرسی مطرح شده است. هر یک از این معیارها ابعاد مختلفی از مفهوم کیفیت حسابرسی را سنجیده اند که کمابیش خطاهایی دارند. در این پژوهش معمای سنجش کیفیت حسابرسی در پژوهش های داخلی به بحث گذاشته شده است. معیارهای سنجش کیفیت حسابرسی تابع عوامل محیطی پژوهش هستند. در ایران تقاضا برای حسابرسی، بیشتر مبتنی بر الزام قانونی بوده و از طرفی ریسک دعاوی حقوقی برای حسابرس پایین است. روش : در این پژوهش علاوه بر بحث درباره محیط حسابرسی در ایران و تحلیل توصیفی آن، با استفاده از معیارهای ورودی و خروجی کیفیت حسابرسی، خطای اندازه گیری آن در پژوهش های خارجی و داخلی به طور مروری، مقایسه ای، تحلیلی و انتقادی به بحث گذاشته شده است. یافته ها : بر اساس مباحث و تحلیل های ارائه شده، در خصوص توقف به کارگیری برخی معیارها و استفاده از معیارهای جایگزین و بومی سازی شده، پیشنهادهایی ارائه شده است. نتیجه گیری : تحلیل های این پژوهش نشان می دهد که استفاده از چندین معیار سنجش مختلف بومی سازی شده با کمترین خطای ممکن، کنترل سوگیری ناشی از متغیرهای همبسته محذوف و طرح مناسب پژوهش برای تفکیک کیفیت حسابرسی از کیفیت گزارشگری مالی در پژوهش ها، اعتبار یافته های این حوزه از پژوهش ها را افزایش می دهد.
بررسی مبانی نظری تاثیر فاصله جغرافیایی بین مؤسسه حسابرسی و شرکت بر حق الزحمه حسابرسی، به موقع بودن گزارش حسابرسی و چرخش حسابرس
منبع:
پژوهش حسابداری و حسابرسی دوره نهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۳۵)
10.22051/ijar.2019.25143.1496
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی مبانی نظری تأثیر فاصله جغرافیایی بین مؤسسه حسابرسی و شرکت بر حق الزحمه حسابرسی، به موقع بودن گزارش حسابرسی و چرخش حسابرس است. ارتباط و تسلط بیشتر به موضوع فعالیت شرکت در حسابرسی، در شرایطی که بعد مسافت جغرافیایی بالا باشد، کمتر رخ می دهد و احتمال افزایش خطر حسابرسی را در پی خواهد داشت. این مساله منجر به افزایش آزمون های محتوایی توسط حسابرسان، برای اطمینان و گسترش سطح رسیدگی، خواهد شد که به نوعی در تعیین حق الزحمه حسابرسی مؤثر است. به عبارتی، هر چه فاصله موسسه حسابرسی با شرکت صاحبکار طولانی تر باشد، هزینه حسابرسی افزایش می یابد. نزدیکی شرکت ها و مؤسسه های حسابرسی از نظر جغرافیایی می تواند منجر به سطوح بالاتری از مبادلات اجتماعی بین حسابرس و مشتریان شود، به گونه ای که نزدیکی جغرافیایی باعث ایجاد اعتماد بیشتر بین حسابرسان و مدیران ارشد شرکت ها، خواهد شد. این موضوع در شبکه بندی، تعامل و تبادل روابط اجتماعی که منجر به اعتماد می شود موثر است و می تواند موجب افزایش دانش و یادگیری شرکت ها شود. بنابراین، نزدیکی جغرافیایی مؤسسه حسابرسی و شرکت، به ثبات حسابرس و کاهش چرخه حسابرسان کمک خواهد نمود. از سوی دیگر، با هدف افزایش راحتی نسبی در دسترسی به اطلاعات شرکت ها و آشنایی با محیط اقتصادی و نظارتی در منطقه و تأثیر آن بر شرکت، باید حسابرسی محلی توسعه یابد و کارایی آن افزایش یابد که با پیروی از این مساله، تأخیرهای حسابرسی کاهش خواهد یافت و گزارش های حسابرسی به موقع، ارائه خواهد شد. هدف این مقاله بررسی مبانی نظری تأثیر فاصله جغرافیایی بین مؤسسه حسابرسی و شرکت بر حق الزحمه حسابرسی، به موقع بودن گزارش حسابرسی و چرخش حسابرس است. ارتباط و تسلط بیشتر به موضوع فعالیت شرکت در حسابرسی، در شرایطی که بعد مسافت جغرافیایی بالا باشد، کمتر رخ می دهد و احتمال افزایش خطر حسابرسی را در پی خواهد داشت. این مساله منجر به افزایش آزمون های محتوایی توسط حسابرسان، برای اطمینان و گسترش سطح رسیدگی، خواهد شد که به نوعی در تعیین حق الزحمه حسابرسی مؤثر است. به عبارتی، هر چه فاصله موسسه حسابرسی با شرکت صاحبکار طولانی تر باشد، هزینه حسابرسی افزایش می یابد. نزدیکی شرکت ها و مؤسسه های حسابرسی از نظر جغرافیایی می تواند منجر به سطوح بالاتری از مبادلات اجتماعی بین حسابرس و مشتریان شود، به گونه ای که نزدیکی جغرافیایی باعث ایجاد اعتماد بیشتر بین حسابرسان و مدیران ارشد شرکت ها، خواهد شد. این موضوع در شبکه بندی، تعامل و تبادل روابط اجتماعی که منجر به اعتماد می شود موثر است و می تواند موجب افزایش دانش و یادگیری شرکت ها شود. بنابراین، نزدیکی جغرافیایی مؤسسه حسابرسی و شرکت، به ثبات حسابرس و کاهش چرخه حسابرسان کمک خواهد نمود. از سوی دیگر، با هدف افزایش راحتی نسبی در دسترسی به اطلاعات شرکت ها و آشنایی با محیط اقتصادی و نظارتی در منطقه و تأثیر آن بر شرکت، باید حسابرسی محلی توسعه یابد و کارایی آن افزایش یابد که با پیروی از این مساله، تأخیرهای حسابرسی کاهش خواهد یافت و گزارش های حسابرسی به موقع، ارائه خواهد شد.
بررسی عوامل موثر بر خوانایی گزارش حسابرس: یک رویکرد زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناخت عوامل موثر بر خوانایی گزارش حسابرس انجام شد. بدین منظور خوانایی 1202 گزارش حسابرس صادره طی سال های 1390 (پس از تجدید نظر در استاندارد حسابرسی 700) الی 1395 به کمک شاخص گانینگ فاگ اندازه گیری و تاثیر ویژگی های حسابرس و ویژگی های شرکت مورد رسیدگی بر آن با روش داده کاوی درخت تصمیم فازی، تحلیل کوواریانس و رگرسیون گام به گام مورد مطالعه قرار گرفته است. نتایج نشان داد که اول، سطح خوانایی گزارش های حسابرس صادره طی دوره پژوهش با یکدیگر تفاوت دارد. دوم، خوانایی گزارش های حسابرس تحت تاثیر ویژگی های حسابرس (موسسه و نویسنده گزارش) و ویژگی های شرکت مورد رسیدگی قرار می گیرد. سوم، مهمترین متغیرهای تعیین کننده میزان خوانایی گزارش حسابرس به ترتیب اهمیت عبارتند از: اندازه موسسه حسابرسی (تاثیر منفی)، تلفیقی بودن/نبودن صورت های مالی (تلفیقی خوانایی کمتر)، اندازه شرکت مورد رسیدگی (تاثیر منفی)، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری شرکت مورد رسیدگی (تاثیر مثبت) و نوع گزارش حسابرس (تعدیل نشده خوانایی بیشتر). چهارم، تاخیر در ارائه گزارش حسابرس منجر به کاهش خوانایی آن می گردد.
ارتباط بین ریسک جریان نقدی و تصمیمات ساختار سرمایه
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره دوم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱۵ (جلد ۴)
119 - 135
حوزههای تخصصی:
نقش محوری سرمایه در دنیای تجارت امروز بر هیچ کسی پوشیده نیست. یکی از مهم ترین ملزومات هر فعالیت اقتصادی، فراهم کردن منابع مالی مورد نیاز است. قطعا شناسایی راه های مختلف تامین مالی و بهره گیری از ابزارهای مناسب مالی، مدیریت را در اتخاذ تصمیمات صحیح تر و کسب منابع بیشتر یاری خواهد نمود. تصمیمات ساختار سرمایه یکی از ابزارهای موثر مدیران در جهت مدیریت هزینه سرمایه می باشد. لذا در پژوهش حاضر به بررسی ارتباط بین ریسک جریان نقدی و تصمیمات ساختار سرمایه در شرکت های عضو بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. برای این منظور نمونه ای شامل 119 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران شامل یک دوره هفت ساله بر اساس صورت های مالی شرکت های مورد مطالعه طی سال های 1390 الی 1396 انتخاب و برای آزمون فرضیه از روش رگرسیون خطی چند متغیره با استفاده از نرم افزار EVIEWS نسخه9، استفاده گردید. نتایج حاکی از آن است بین ریسک جریان نقدی و تصمیمات ساختار سرمایه رابطه مثبت و معناداری برقرار می باشد.
بررسی تأثیر مدیریت ریسک شرکت و کمیته حسابرسی بر رتبه بندی اعتباری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
یکی از ملاحظات و مکانیزم های راهبری شرکتی در زمینه مدیریت و کنترل و نظارت بر امور شرکتهای سهامی عام، کمیته حسابرسی است. کمیته حسابرسی، کمیته فرعی هیئت مدیره و از اجزای راهبری است که در مقام مشورتی یا مصلحت اندیشی فعالیت می کند. در دنیای تجارت امروز، در راستای دست یابی به اهداف سازمانی و به منظور اطمینان از هدایت بهینه کلیه منابع، وجود واحدی به نام حسابرسی داخلی ضرورت می یابد. حسابرسان داخلی برای انجام صحیح وظایف خود نیاز به پشتیبانی و تعامل مدیران سازمان از جمله کمیته حسابرسی دارند. حسابرسی داخلی و کمیته حسابرسی از جمله ارکان نظام راهبری شرکتی می باشند که فعالیت شان در راستای اجرای صحیح رویه های راهبری شرکتی حائز اهمیت است. برقراری رابطه واحد حسابرسی داخلی و کمیته حسابرسی نیز تاثیر ژرفی بر راهبری شرکتی دارد. بدون وجود تعامل مناسب با واحد حسابرسی داخلی، کمیته حسابرسی قادر به اجرای نقش ها و مسئولیت های متعدد نیست. بدین منظور 100 شرکت از بین شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار که در بازه زمانی 1391 تا 1396 دارای چسبندگی هزینه بوده و اطلاعات لازم برای محاسبه متغیرهای پژوهش را داشته اند به عنوان نمونه انتخاب گردیدند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مدیریت ریسک شرکت دارای تأثیر مثبت و معنادار بر رتبه بندی اعتباری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. همچنین نتایج پژوهش حاضر نشان داد که کمیته حسابرسی دارای تأثیر مثبت و معنادار بر رتبه بندی اعتباری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.
تاثیر ضعف کنترل داخلی بر رفتار نامتقارن هزینه های عمومی، اداری و فروش
حوزههای تخصصی:
مطالعات عمدتاً پیامدهای اقتصادی ضعف کنترل داخلی را از منظر کاربران خارجی اطلاعات حسابداری مورد بررسی قرار داده اند، آنها کمتر از تأثیر ضعف کنترل داخلی از منظر کاربران داخلی توجه کمتری کرده اند. اینکه کیفیت کنترل داخلی یک شرکت بر تصمیمات عملی مدیران (کاربران داخلی) تأثیر بگذارد، همانطور که در عدم تقارن هزینه های اداری، عمومی و فروش توجه به تغییرات در فعالیت های فروش منعکس شده است از این رو این پژوهش به دنبال بررسی این رابطه و پاسخ به این سوال است که آیا ضعف کنترل داخلی بر رفتار نامتقارن هزینه های اداری، عمومی و فروش تأثیر دارد. جامعه آماری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1388 تا 1397 و با نمونه مشتمل بر 118 شرکت هست. جهت آزمون فرضیه های پژوهش مدل رگرسیونی چند متغیره ارائه و از داده های ترکیبی برای تجزیه وتحلیل استفاده گردید. نتایج یافته های نشان داد که ضعف کنترل داخلی تاثیر معناداری بر رفتار نامتقارن هزینه های اداری، عمومی و فروش دارد. در نتیجه، نتایج نشان می دهد که کیفیت کنترل داخلی فاکتور مهمی است که رفتار هزینه های اداری، عمومی و فروش را تعیین می کند. به طور کلی، نتایج مطابق با پیش بینی تئوری گزینه های واقعی است که در آن کیفیت ضعیف اطلاعات داخلی و مرتبط با مدیران برای به تعویق انداختن تعدیل های نزولی منابع هزینه های اداری، عمومی و فروش تا عدم قطعیت اطلاعات تا حدی برطرف می شود سازگاری دارد.
تاثیر بیش اطمینانی مدیران مبتنی بر سرمایه گذاری و مخارج سرمایه ای بر شاخص های ریسک و بهره وری سرمایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال هفتم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۷
104 - 124
حوزههای تخصصی:
بیش اطمینانی از بارزترین سوگیری ها در سطح خرد مالی رفتاری می باشد این پژوهش به بررسی تأثیر بیش اطمینانی مدیران مبتنی بر سرمایه گذاری و مخارج سرمایه ای بر شاخص های ریسک (انحراف بازده سهام و انحراف جریان وجوه نقد عملیاتی) و بهره وری سرمایه در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. در این پژوهش تعداد 132 شرکت در دوره زمانی 1395-1390 بررسی شده است. جهت آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون پانلی استفاده شده، یافته های پژوهش نشان می دهد بیش اطمینانی مدیران مبتنی بر مخارج سرمایه ای بر انحراف بازده سهام تأثیر معناداری ندارد اما بیش اطمینانی مدیران مبتنی بر سرمایه گذاری بر انحراف بازده سهام تأثیر مثبت معناداری دارد. این بدان معناست که شرکت های دارای مدیران بیش اطمینان مبتنی بر سرمایه گذاری در معرض میزان قابل توجهی از ریسک قرار می گیرند و بیشتر در پروژه های پرمخاطره سرمایه گذاری می کنند. همچنین بیش اطمینانی مدیران (مبتنی بر مخارج سرمایه ای و سرمایه گذاری) بر انحراف جریان وجوه نقد عملیاتی و بهره وری سرمایه تأثیر معناداری ندارد.
نقش ارزش بازار در رابطه بین بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام با قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسبت های مالی از پرکاربردترین ابزارهای ارزیابی شرکت ها و سرمایه گذاری ها تلقی می شود. از مهم ترین این معیارها نسبت های بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام است. پژوهش حاضر به دنبال کسب شواهدی پیرامون نقش ارزش بازار در ارتباط بین بازده دارایی ها و بازده حقوق صاحبان سهام با قیمت سهام و در مقایسه باارزش دفتری آن ها است. این پژوهش بر اساس داده های 136 شرکت حاضر در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1386 تا 1394 صورت گرفته است. بدین منظور از هشت مدل رگرسیونی چند متغیره استفاده شده است. نتایج نشان داد که هر دو نسبت ها به ارزش دفتری و بازار رابطه معنادار مثبت با قیمت سهام دارد اما قدرت آن ها یکسان نیست. ارزش بازار ارتباط قوی تری نسبت به ارزش دفتری داراست، بازده دارایی ها در حدود 66% از تغییرات قیمت سهام را توضیح می دهد و ترکیب بازده دارایی ها به ارزش دفتری و بازده حقوق صاحبان سهام به ارزش بازار قوی ترین ارتباط را با تغییرات قیمت سهام دارد.
سوگیری های رفتاری، حجم غیرنرمال معاملات و بازده غیرعادی سهام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر سوگیری های رفتاری شامل فرااعتمادی، اثر تمایلاتی و توجهات سرمایه گذاران بر حجم غیرنرمال و بازده غیرعادی است. روش: برای این منظور نمونه ای متشکل از 325 شرکت پذیرفته شده در بورس تهران، در بازه هفتگی و طی سال های1390 تا 1395 با استفاده از روش رگرسیون داده های ترکیبی نامتقارن بررسی شده است. نتایج: نتایج نشان می دهد توجهات سرمایه گذاران و اثر تمایلاتی موجب ایجاد حجم غیر نرمال می شود.درباره بازده غیرعادی نیز توجهات سرمایه گذاران در الگوی رگرسیونی معنی دار است. نکته مهم بررسی روابط علی زنجیره وار و درواقع، تأثیر سوگیری های رفتاری مؤثر بر حجم غیر نرمال در ایجاد بازده غیرعادی است. در نمونه بررسی شده توجهات سرمایه گذاران عامل ایجاد حجم غیر نرمال و سپس بازده غیرعادی است. درباره فرااعتمادی، رابطه این سوگیری با حجم غیرنرمال و بازده غیرعادی معنی دار نیست و فرااعتمادی از عوامل ایجاد حجم غیرنرمال و بازده غیرعادی محسوب نمی شود.
بررسی تأثیر تمایلات و رفتار معاملاتی سرمایه گذاران فردی بر بازده مازاد: الگوی تجدیدنظرشده فاما و فرنچ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: از دهه 1990 همواره تعیین ارزش منصفانه دارایی های مالی و اینکه آیا این ارزش تنها به عوامل بنیادی در الگو های قیمت گذاری بستگی دارد یا از عوامل رفتاری و روان شناختی نیز تأثیر می گیرد، مسئله ای بحث برانگیز بوده است. رشته مالی رفتاری به مسائلی توجه کرده و الگو های قیمت گذاری دارایی های جایگزینی را ارائه داده است که جنبه های رفتاری تصمیم گیری را در بر می گیرند. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی تأثیر همزمان معیارهای تمایلات و رفتار معاملاتی سرمایه گذاران حقیقی بر قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای در 77 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره 1395 تا 1388 با روش داده های ترکیبی است. روش: به این منظور الگوی تجدیدنظرشده پنج عاملی فاما و فرنچ با افزودن معیارهای تمایلات سرمایه گذار و رفتار معاملاتی سرمایه گذار فردی ایجاد شد. نتایج: نتایج تجربی نشان داد این دو عامل تأثیر بااهمیتی بر بازده مازاد در الگوی پنج عاملی دارند. در شرایطی که تمام سرمایه گذاران منطقی نیستند، تصمیم گیرندگان جوانب روان شناختی سرمایه گذار را برای درک چگونگی قیمت گذاری دارایی ها به کار می گیرند.
بررسی تاثیر حاکمیت شرکتی و کیفیت حسابرسی بر کیفیت سود
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر دو شاخص انتخاب شده از سازوکارهای حاکمیت شرکتی و کیفیت حسابرسی بر کیفیت سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. پژوهش پیش رو از لحاظ هدف کاربردی بوده و از بعد روش شناسی از نوع تحقیقات توصیفی است. جامعه آماری پژوهش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هستند که با روش نمونه گیری حذف سیستماتیک انتخاب شده اند. داده های مورد استفاده در این پژوهش شامل نمونه ای مرکب از 145 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی یک دوره 5 ساله از سال 1392 تا سال 1396 می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از رگرسیون خطی چند متغیره به روش داده های ترکیبی با الگوی اثرات تصادفی و اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین اندازه هیئت مدیره و کیفیت سود رابطه معناداری وجود دارد و فرضیه اول پژوهش پذیرفته می شود همچنین بین تمرکز مالکیت و کیفیت سود رابطه معناداری وجود دارد ولی بین کیفیت حسابرسی و کیفیت سود رابطه معناداری وجود ندارد.
تاثیر ارتباطات سیاسی بر افشای داوطلبانه در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال شانزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۶۲
151 - 175
حوزههای تخصصی:
افشای داوطلبانه اطلاعات، مازاد بر الزام قانونی است که دربرگیرنده اطلاعات مالی و غیرمالی به منظور شفافیت بیشتر فرایندهای شرکت است. افشای داوطلبانه به عنوان یک نوع مکانیزم آگاهی دهنده ممکن است با فرایندهای مختلف شرکت در ارتباط باشد. به همین دلیل شرکت ها با توجه به ترکیب هیات مدیره خود تصمیماتی در زمینه نحوه افشای داوطلبانه اطلاعات اتخاذ می کنند و ممکن است بر اساس نوع مدیران سیاسی و غیر سیاسی متفاوت باشد. بدین ترتیب، هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر ارتباطات سیاسی بر افشای داوطلبانه اطلاعات در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا تعداد 124 شرکت برای دوره زمانی 1390 الی 1396 انتخاب گردید. برای اندازه گیری افشای داوطلبانه از چک لیست بوتوسان (1997) و جهت سنجش ارتباطات سیاسی از شاخص هزینه های سیاسی فاسیو (2006) استفاده شده است. همچنین جهت آزمون فرضیه های پژوهش از رویکرد داده های ترکیبی استفاده گردید. نتایج نشان داد ارتباطات سیاسی بر افشای داوطلبانه اطلاعات تاثیر منفی و معنی داری دارد. در حقیقت شرکت هایی که از ارتباطات سیاسی بیشتری برخوردار هستند، تمایل بیشتری به افشای داوطلبانه اطلاعات ندارند.