در شرکت ها، مرجع کنترل مرکزی هیئت مدیره است. هیئت مدیره گروهی از مدیران که بر عملیات کلی شرکت نظارت می کنند. نظارت هیئت مدیره تضمین می کند که شرکت از قوانین و مقررات کشوری و شرکتی پیروی می کند. هیئت مدیره فعالیت ها و فرآیندهای شرکت را کنترل و هدایت می کند تا از پایداری و ادامه حیات شرکت اطمینان حاصل کند. حاکمیت فناوری اطلاعات (ITG) فرآیند مدیریت و کنترل تصمیمات کلیدی قابلیت فناوری اطلاعات برای بهبود مدیریت فناوری اطلاعات، اطمینان از انطباق و افزایش ارزش سرمایه گذاری در فناوری فناوری اطلاعات است. حاکمیت فناوری اطلاعات حول محور اطمینان از اینکه سازمان می داند تصمیمات فناوری اطلاعات بر خلق ارزش کسب وکار چه تأثیری دارد، متمرکز است. هدف این تحقیق مروری ، بررسی ادبیات حاکمیت شرکتی با رویکرد حاکمیت فناوری اطلاعات و ارایه مدلی جهت استقرار حاکمیت فناوری اطلاعات در صنعت انتقال برق به عنوان یکی از عوامل موثر بر حاکمیت شرکتی می باشد . بررسی پیشینه پژوهش های انجام شده و مطالعه موردی در صنعت انتقال برق نشان داد که نیاز به نظارت باعث شده است که حاکمیت فناوری اطلاعات در کدها و شیوه های حاکمیت شرکتی گنجانده شود تا با ایجاد گزارشگری بهنگام و شفافیت اطلاعاتی باعث تقویت حاکمیت شرکتی گردد و زمینه را برای ورود سرمایه گذاران به این صنعت فراهم نماید .
محیط رو به تغییر و مبتنی بر فناوری اطلاعات، اهمیت ظرفیت جذب دانش را برای سیستم های کنترل داخلی و حسابرسان داخلی برجسته می نماید. ظرفیت جذب دانش مجموعه ای از اقدامات و فرآیندهای کسب، ترکیب، شبیه سازی، تبدیل و بهره برداری از دانش است که سبب توانمندسازی پویا در سازمان می شود و با ارتقاء جریان اطلاعات مرتبط با تولید و فناوری، می تواند سبب افزایش مزیت رقابتی و بهبود عملکرد شرکتی شود. هدف این پژوهش بررسی تاثیر ظرفیت جذب دانش بر حسابرسی داخلی و عملکرد شرکتی مبتنی بر ارزیابی متوازن است. در این پژوهش پس از بررسی روایی محتوا، روایی پرسشنامه ها توسط تکنیک اعتبار سازه تحلیل عاملی تائیدی و پایایی آن ها به وسیله آلفای کرونباخ تائید شد. اطلاعات مورد نیاز پژوهش به وسیله پرسشنامه از 295 مدیر مالی یا مدیران ارشد حسابداری و حسابرسی در ایران جمع آوری شده است تا نظر خبرگان مالی مورد ارزیابی قرار گیرد و جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از آمار استنباطی و روش معادلات ساختاری و برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS 26 و Smart PLS 3 استفاده شد. نتایج حاصل از تبیین روابط بین متغیرها و آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که، ویژگی های حسابرسان داخلی بر روی ظرفیت جذب بالقوه (کسب و ترکیب دانش) تاثیر مثبت و معنی داری دارند و ظرفیت جذب دانش بالقوه (مراحل کسب و ترکیب دانش) نیز بر روی سیستم کنترل داخلی تاثیر مثبت و معنی داری دارند. همچنین، سیستم کنترل داخلی به عنوان متغیر میانجی بر رابطه ظرفیت جذب بالقوه و واقعی تاثیر می گذارد. افزون بر این، فرآیندهای حسابرسی داخلی به عنوان متغیر میانجی بر رابطه میان ظرفیت جذب دانش واقعی و عملکرد شرکتی تاثیر معنی داری دارند. نتایج این پژوهش نه تنها برای حسابرسان داخلی بلکه برای هیات های نظارت بر حسابرسی و تدوین کنندگان استانداردهای حسابرسی داخلی نیز ارزشمند است. همچنین، به سازمان ها پیشنهاد می شود، برنامه های آموزشی را توسعه دهند که به بهبود خلاقیت و توانایی های اکتساب دانش کارکنان کمک می کنند و در عین حال ارزیابی نیازمندی های نرم افزاری هر فعالیت و عملکرد حسابرسی می تواند به شناسایی گلوگاه های نیازمند بهبود بیشتر کمک کند.
هدف این پژوهش، بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر اعتبارسنجی مشتریان بانک ملی می باشد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی بوده و با روش توصیفی-پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری را کارشناسان فناوری شعب بانک ملی در تهران تشکیل می دهند که برابر 55 نفر می باشند. به علت محدود بودن جامعه آماری، کل جامعه آماری به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شد یعنی کلیه جامعه به عنوان حجم نمونه (نمونه در دسترس) انتخاب شده است. به منظور گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استفاده شده است. روایی پرسشنامه توسط اساتید تائید شده و پایایی ابزار نیز از طریق اندازه گیری آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش های آماری توصیفی و روش های آماری استنباطی انجام گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که فرایندهای استخراج الگوها، انتخاب الگوها، تنظیم الگوها و نیز سازگاری الگوها بر اعتبارسنجی مشتریان بانک ملی تاثیر مثبت و معنی داری داشته است. از بین فرایندهای موثر بر اعتبارسنجی مشتریان بانک ملی، انتخاب الگوها بیشترین تاثیر و سازگاری الگوها کمترین تاثیر را داشته است.
هدف: افشای اطلاعات این امکان را به ذینفعان می دهد که به درک کاملی از کیفیت اساسی، وضعیت مالی و ریسک های شرکت برسند تا بتوانند تصمیمات منطقی تری بگیرند. هرچند شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار موظف اند اطلاعات را به روش های مختلف افشا کنند، اما همچنان در نحوه ارائه اطلاعات دارای آزادی عملی هستند که می تواند ابهامات اطلاعاتی را تشدید کند. شفافیت اطلاعاتی با کاهش عدم تقارن اطلاعات، تقویت کانال های ارتباطی بین شرکت ها و سهامداران و ممانعت از رفتارهای فرصت طلبانه مدیران، به افزایش ارزش شرکت ها کمک می کند. علی رغم وجود نتایج تجربی درخصوص رابطه مثبت بین شفافیت اطلاعاتی و ارزش شرکت و تأثیر رقابت پذیری صنایع بر این رابطه، جهت اثرگذاری متغیر رقابت همچنان موضوع بحث است. این پژوهش با استفاده از شاخص های شفافیت اطلاعاتی مبتنی بر داده های حسابداری و داده های بازار سهام هر شرکت، رابطه بین شفافیت اطلاعاتی و ارزش شرکت را مورد بررسی قرار داده و تأثیر رقابت پذیری صنایع را بر این رابطه تحلیل کرده است.روش: به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، داده ها برای 143 شرکت (معادل با 1716 سال شرکت) در بازه زمانی 1402-1391 از بانک اطلاعاتی ره آوردنوین و سایت کدال گردآوری شده است. مدل های مورد استفاده در آزمون فرضیه های پژوهش با کنترل نمودن اثرات ثابت سال ها و صنایع و به کارگیری رویکرد حداقل مربعات تعمیم یافته برازش گردیده اند. افزون بر آن، برای کنترل اثر ناهمسانی واریانس و همبستگی جملات خطای مدل ها، از تصحیح خوشه ای در سطح شرکت ها استفاده شده است. همچنین، مدل های رگرسیونی که برای سنجش شفافیت اطلاعاتی مبتنی بر داده های حسابداری به کار رفته اند، در هر سال از 1391 تا 1402، در سطح 12 صنعت (یعنی در مجموع، 132 رگرسیون) برآورد شده اند. در نهایت، در بخش تحلیل حساسیت از معیارهای مبتنی بر داده های بازار برای سنجش شفافیت اطلاعاتی استفاده گردیده است.یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر آن است که بهبود در شفافیت اطلاعاتی موجب افزایش ارزش شرکت می شود. این نتیجه با مفاهیم مطرح در نظریه علامت دهی سازگار است. همچنین، نتایج پژوهش از اثر تشدیدگر رقابت پذیری صنعت بر رابطه مثبت بین شفافیت اطلاعاتی و ارزش شرکت حکایت دارد. این یافته با پیش بینی های مطرح در نظریه نمایندگی همخوانی دارد. افزون بر آن، نتایج تکمیلی حاصل از به کارگیری معیارهای سنجش شفافیت اطلاعاتی مبتنی بر داده های بازار، مؤید یافته های اصلی پژوهش است و نشان می دهد که نتایج پژوهش نسبت به استفاده از تعاریف جایگزین برای سنجش شفافیت اطلاعاتی، حساسیت ندارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش مؤید اثر مثبت شفافیت اطلاعاتی بر ارزش شرکت و نقش پررنگ رقابت پذیری صنایع بر تقویت این رابطه است. این موضوع نقش واحدهای تجاری و نهادهای ناظر را در افزایش کیفیت گزارش های مالی، کاهش ناقرینگی اطلاعاتی و در نهایت، افزایش شفافیت اطلاعاتی، مورد تأکید قرار می دهد. افزون بر آن، به دلیل پیامدهای مثبت رقابت پذیری صنایع در کاهش رفتار فرصت طلبانه مدیران، وادار نمودن آنان برای اتّخاذ تصمیم های کارا و ارزش افزا، کاستن از تمایل مدیران به احتکار اطلاعات و ترغیب آنان به افشای داوطلبانه اطلاعات بیشتر، مورد تأکید قرار می گیرد.
در چارچوب نظریه نهادی، فرهنگ سازمانی به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار بر رفتار سازمانی شناخته می شود که می تواند ریسک سقوط قیمت سهام را تحت تأثیر قرار دهد. بررسی تأثیر فرهنگ سازمانی بر ریسک سقوط قیمت سهام هدف اصلی این پژوهش است. داده های مالی 124 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران طی یک بازه زمانی 10ساله از سال 1391 تا 1400 جمع آوری و برای آزمون فرضیه از روش رگرسیون خطی چندمتغیره و الگوی داده های ترکیبی استفاده شده است. فرهنگ سازمانی از طریق ربع های چهارگانه (کنترل محور، خلاقیت محور، همکاری محور و رقابتی محور) با استفاده از رویکرد تجزیه وتحلیل متنی و مجموعه نرم افزار هایAdobe Acrobat ، Microsoft Edge و Ocr (تحت زبان برنامه نویسی پایتون) مورد سنجش قرار گرفت. مطابق فرضیه ها، یافته ها نشان داد فرهنگ سازمانی در قالب ربع های کنترل محور، خلاقیت محور، همکاری محور و رقابتی محور، ریسک سقوط قیمت سهام را تحت تأثیر قرار نمی دهد، اما در در سطح اطمینان 90 درصد، فرهنگ سازمانی همکاری محور و خلاقیت محور ریسک سقوط قیمت سهام را به طور مثبت تحت تأثیر قرار می دهند. برخلاف دیدگاه نظریه نهادی، نتایج نشان داد در محیط اقتصادی ایران، فرهنگ سازمانی نمی تواند بر رفتار مدیران فرصت طلب شرکت ها اثرگذار باشد تا در انباشت یا افشای اخبار بد توسط آنها تغییری صورت بگیرد. اندازه گیری فرهنگ سازمانی تحت رویکرد تجزیه وتحلیل متنی در قالب چهار ربع فرهنگی و بررسی تأثیر آن بر ریسک سقوط قیمت سهام به درکی بهتر از رابطه بین فرهنگ سازمانی و ریسک سقوط قیمت سهام کمک می کند.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیلگری محافظه کاری بر ارتباط میان کیفیت حسابرسی و مدیریت سود است. پژوهش حاضر از نظر روش تحلیلی و از نوع همبستگی است. همچنین این تحقیق بر اساس ماهیت و ویژگی داده هایی که برای تجزیه و تحلیل فرضیه ها استفاده می شوند از نوع تحقیقات کمی محسوب می شود. به منظور جمع آوری داده ها، نخست از روش کتابخانه ای و سپس از آمارهای ارائه شده توسط سازمان بورس اوراق بهادار تهران استفاده شده است. یافته های بدست آمده از الگوی رگرسیونی بر نمونه ای متشکل از 110 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره 8 ساله 1394 تا 1401 نشان می دهد که کیفیت حسابرسی ارتباط معکوس و معنادار را با مدیریت سود دارد. از سوی دیگر مشخص گردید محافظه کاری بر ارتباط میان کیفیت حسابرسی و مدیریت سود اثر گذار است. نتیجه گیری می شود محافظه کاری با شناسایی نمودن به موقع زیان ها و ایجاد تاخیر در شناسایی سود، منجر به کاهش یافتن مدیریت سود می گردد. از آنجا که کیفیت حسابرسی سبب کاهش یافتن عدم تقارن اطلاعاتی گردیده این امر سبب می گردد دستکاری سود از طریق مدیریت سود کاهش یابد. در همین ارتباط، محافظه کاری نقش مهمی را در محدود کردن گزارشگری فرصت طلبانه مدیران ایفا می نماید. همچنین، محافظه کاری سبب کاهش یافتن انگیزه های شرکت برای مدیریت سود می گردد که این امر سبب کاهش سوگیری های ناشی از فرصت طلبی در حسابداری شده و آن را کاهش می دهد. پس انتظار بر این است که محافظه کاری نقش تعدیل کننده ای را بر ارتباط بین کیفیت حسابرسی و مدیریت سود ایفا کند، یافته های پژوهش نیز در تایید این انتظارات است.
در این پژوهش به بررسی مقوله دستکاری جریان های نقدی عملیاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و زمینه های انگیزشیِ آن در قالب انگیزه های بازار سرمایه (دستیابی به اهداف از قبل تعیین شده و ناتوانی مالی) طی دوره زمانی 1399-1390 در قالب داده های فصلی و سالیانه پرداخته شد. برای انجام این پژوهش تعداد 150 شرکت بورسی طی دوره زمانی مذکور بررسی گردید. برای آزمون فرضیه ها، از تحلیل رگرسیونی تلفیقی/ترکیبی در قالب داده های فصلی و از آزمون خی دو در قالب داده های سالیانه در نرم افزار EViews 9 استفاده شد. در این پژوهش، متغیرهای مستقل عبارتند از متغیرهای مجازی تعیین کننده فصل چهارم و فصل اول سال مالی در قالب داده های فصلی برای آزمون فرضیه اول و متغیرهای میزان وجوه نقد عملیاتی، تغییرات وجوه نقد عملیاتی و درماندگی مالی در قالب داده های سالیانه برای آزمون فرضیه دوم. در پژوهش حاضر، متغیرهای وابسته شامل تغییرات سرمایه در گردش بر مبنای تغییر در چرخه وصول نقدی و تغییر در خالص سرمایه در گردش غیرنقدی به عنوان معیارهایی برای سنجش دستکاری و مدیریتِ جریان های نقدی عملیاتی در قالب داده های فصلی (سه ماهه) برای آزمون فرضیه اول است. در این پژوهش از متغیرهای کنترلی تغییرات فروش، سود خالص و تغییرات آن نیز در قالب داده های فصلی برای آزمون فرضیه اول استفاده گردید. یافته های پژوهش حاکی از تأییدِ دستکاری جریان های نقدی عملیاتی توسط شرکت های مورد بررسی است. دیگر نتایج حاکی از آن است که دستیابی به اهداف از قبل تعیین شده و ناتوانی و درماندگی مالی، در دستکاری جریان های نقدی عملیاتی مؤثر بوده اند.
معاملات بلوکی به دلیل داشتن اطلاعات خاص شرکتی به عنوان ابزاری جهت قیمت گذاری صحیح سهام مورد استفاده سرمایه گذاران بازار سرمایه قرار می گیرد. همچنین رسانه ها با انتشار اخبار خاص شرکت ها می توانند منافع مدیران و سهامداران را به یکدیگر نزدیک کرده و از این طریق منجر به کاهش عدم تقارن اطلاعاتی، وافزایش آگاهی بخشی قیمت سهام و کاهش همزمانی قیمت سهام شوند. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل گر پوشش رسانه ای در اثر معاملات بلوکی بر همزمانی قیمت سهام است. جامعه آماری این پژوهش متشکل از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1393 الی 1401 است که به روش حذف سیستماتیک داده های تعداد 100 شرکت شامل 11237 معامله بلوکی جهت بررسی و تجزیه و تحلیل انتخاب شده اند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها به روش GMM نشان داد دفعات، شاخص و نسبت معاملات بلوکی اثر مثبت بر همزمانی قیمت سهام دارد و پوشش رسانه ای به عنوان متغیر تعدیلگر در اثر معاملات بلوکی بر همزمانی قیمت سهام اثر منفی دارد. این یافته ها تأکیدی بر ناکارایی و عدم شفافیت اطلاعات در بازار سهام ایران بوده که از ترکیب به موقع اطلاعات خاص شرکت ها در قیمت سهام جلوگیری می کند.
پژوهش حاضر، تأثیر کیفیت اطلاعات حسابداری و سیاست پولی بر پیش بینی ورشکستگی را مورد بررسی قرار داده است. برای این منظور از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار، نمونه ای به تعداد 135 شرکت انتخاب شد. به منظور جمع آوری داده های مورد نیاز برای محاسبه متغیرهای پژوهش، از بانک اطلاعاتی ره آورد نوین، پایگاه اطلاعاتی سازمان بورس اوراق بهادار تهران و همچنین پایگاه اطلاعاتی بانک مرکزی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده با استفاده از مدل رگرسیونی داده های تابلویی اثرات ثابت انجام گرفته است. این پژوهش، برای تحلیلگران مالی، مدیران، حسابداران و سیاستگذارن به منظور ارزیابی موقعیت مالی و پیش بینی ورشکستگی مالی شرکت ها دارای کاربرد می باشد. نتایج آزمون فرضیه ها، نشان از عدم رد هر سه فرضیه دارد و حاکی از این است که کیفیت اطلاعات حسابداری در تعامل با سیاست پولی تأثیر مثبت و معناداری بر پیش بینی ورشکستگی دارد. ضریب برآوردی کیفیت اطلاعات حسابداری در تعامل با سیاست پولی بر پیش بینی ورشکستگی پیش از موعد کمتر از ضرایب متغیرهای کیفیت اطلاعات حسابداری و سیاست پولی بر پیش بینی ورشکستگی پیش از موعد شده است و این نشان می دهد که تعامل کیفیت اطلاعات حسابداری و سیاست پولی، نقش تعدیلگری بر پیش بینی ورشکستگی پیش از موعد داشته است
هدف: با توجه به تغییرات چشمگیر در حوزه حسابرسی، رفتار استفاده از هوش مصنوعی برای کیفیت حسابرسی با تأکید بر هویت فرهنگی و شخصیت حسابرسان، هدف این پژوهش است.
در طی چند دهه اخیر، گزارشگری مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت که چشم اندازی فراتر از منافع سهامداران دارد و هدف آن رفع نیازهای همه ذینفعان بوده است، توجه بسیاری از محققین را به خود جلب نموده است. لذا، پژوهش حاضر به بررسی تاثیر مسئولیت پذیری اجتماعی بر تاخیر گزارش حسابرسی شرکت ها می پردازد. بدین منظور، برای سنجش مسئولیت پذیری اجتماعی از چک لیستی مشتمل بر 39 قلم افشاء که با محیط گزارشگری ایران سازگار می باشد، استفاده گردید. فرضیه تحقیق با استفاده از نمونه ای متشکل از 126 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1397 تا 1401 و با بهره گیری از مدل رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر تکنیک داده های تابلویی مورد بررسی قرارگرفت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که گزارشگری مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها، تاثیر منفی و معناداری بر تاخیر گزارش حسابرسی آن ها دارد.
بنابر مفاهیم نظری گزارشگری مالی، هدف صورت های مالی، ارائه اطلاعاتی تلخیص و طبقه بندی شده درباره وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف پذیری مالی واحد تجاری است که برای طیف گسترده ای از استفاده کنندگان صورت های مالی در اتخاذ تصمیمات اقتصادی مفید واقع گردد. نیل به این هدف نیازمند آن است که اطلاعات در درجه اول، مربوط و قابل اتکا بوده و در درجه دوم قابل مقایسه و قابل فهم باشد به عبارت دیگر اطلاعات حسابداری می بایست از کیفیت بالایی برخوردار باشند. تحقیق حاضر با هدف کشف رابطه بین کیفیت اطلاعات حسابداری و سرمایه گذارای حقوقی بر کارایی سرمایه گذاری در بانک های عضو بازار سرمایه ایران به بررسی این موضوع می پردازد. در این تحقیق شاخص کیفیت اطلاعات حسابداری، کیفیت اقلام تعهدی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 19 بانک عضو بازار سرمایه است. فرضیه های پژوهش با بکارگیری رگرسیون حداقل مربعات معمولی طبق مشاهده ها ی شرکت-سال به صورت پانلی آزمون شده است. نتایج حاصل از پردازش مدل های رگرسیونی برای فرضیه اول تحقیق نشانگر این بود که کیفیت اقلام تعهدی و سرمایه گذارای حقوقی با کارایی سرمایه گذاری رابطه معنادار دارد؛ نتایج فرضیه دوم پژوهش نشان داد که بیش سرمایه گذاری بر رابطه کیفیت اقلام تعهدی و سرمایه گذارای حقوقی با کارایی سرمایه گذاری تأثیر معناداری دارد.
عوامل روانی و رفتاری تصمیمات مالی را هدایت می کنند امور مالی رفتاری توضیح می دهد که چگونه عوامل روانی بر ادراک، رفتار، تصمیم گیری و عملکرد بازار متعاقب سرمایه گذاران تأثیر می گذارد. تصمیم گیری سرمایه گذار شامل عوامل روانشناختی، بیولوژیکی و جامعه شناختی است. جمعیت شناسی سرمایه گذاران ممکن است بر توانایی های تصمیم گیری ادراک و نگرش ریسک و ویژگی های شخصی آنها تأثیر بگذارد. شخصیت یک فرد نقش مهمی در تصمیم گیری دارد که پیامدهای مختلفی را برای تصمیم گیرندگان بخصوص متخصصان مالی در ایران داشته باشد. از این رو پژوهش حاضر سعی دارد با بررسی چگونگی تأثیر عوامل شخصیتی بر سوگیری های رفتاری، به نظریه چشم انداز کمک کند. روش تحقیق حاضر، بر اساس هدف از نوع تحقیق کاربردی است و بر اساس نحوه ی گردآوری داده ها از نوع روش توصیفی از شاخه پیمایشی محسوب می شود. بر این اساس با طراحی و توزیع پرسشنامه میان 132 نفر از متخصصان مالی در سطح شهر تهران که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند به مطالعه میدانی پرداخته شده است. داده ها پس از گردآوری با استفاده از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری بکمک نرم افزار لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل ها در مجموع نشان داد ویژگی های شخصیتی و مولفه های آن (روان رنجوری، برون گرایی، گشودگی، وجدان و قابلیت سازگاری) بر سوگیری های رفتاری تاثیر مثبت و معنی داری داشته اند.
مسئولیت اجتماعی شرکتی موضوعی جدید و حساسیت برانگیز در ادبیات نظری پژوهش های حسابداری بوده است و عامل اساسی بقای شرکت ها به شمار می رود و از جنبه های مختلف مورد توجه سرمایه گذاران، مدیران و پژوهشگران قرارگرفته است. محققان متغیرهای متعددی را به عنوان عوامل مؤثر بر ایفای مسئولیت اجتماعی شرکتی ذکر نموده اند؛ اما این پژوهش مشخصاً به بررسی عواملی مانند مدیریت ریسک سازمانی، مدیریت سود و فرا اطمینانی مدیرعامل بر مسئولیت اجتماعی شرکتی پرداخته است. در این پژوهش با استفاده از اطلاعات مربوط به ۱۲۱ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و در طی سال های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹ و با استفاده از نرم افزار ایویوز به بررسی فرضیه ها پرداخته شد. نتایج حاصل از فرضیه اول نشان داد مدیریت غیرعادی ریسک بر مسئولیت اجتماعی شرکت تأثیر منفی و معنادار دارد. همچنین، نتایج فرضیه دوم نشان داد مدیرعامل فرا اطمینان، زمانی که مدیریت غیرعادی ریسک سازمانی افزایش می یابد، با درگیر شدن در مدیریت سود واقعی، مسئولیت اجتماعی بالاتری از خود بروز می دهد.