ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۱۱٬۳۰۳ مورد.
۲۰۱.

تحلیل پتانسیل های ارتباطی بازاریابی دیجیتال و رشد استارت آپ های خدمات محور در ایران: توسعه چارچوبی برای پیوند استراتژی دیجیتال و نوآوری تجاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۲
هدف : این مقاله با هدف تحلیل پتانسیل های ارتباطی بازاریابی دیجیتال و رشد استارت آپ های خدمات محور در ایران انجام شده است. با توجه به اهمیت فزاینده بازاریابی دیجیتال در محیط های رقابتی، این پژوهش یک چارچوب ماکرو- پویا برای عوامل تأثیرگذار بر رشد استارتاپ ها ارائه می دهد.  روش پژوهش : این پژوهش، بر اساس نتیجه، از نوع کاربردی-توسعه ای و از نظر هدف، توصیفی-تحلیلی و از نظر نوع داده، آمیخته است. در گام اول، بخش کیفی تحقیق با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۸ نفر از مدیران و کارشناسان کلیدی استارتاپ آچاره انجام شده است. تحلیل محتوای این مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. در گام دوم، بر اساس یافته های بخش کیفی، پرسشنامه ای ساختارمند برای جمع آوری داده های کمی مربوط به تأثیر این استراتژی ها بر رشد استارتاپ ها طراحی شد. این پرسشنامه بین نمونه ای تصادفی از کارکنان و کارشناسان پلتفرم آچاره توزیع شد. به منظور تحلیل بخش کمی، به ترتیب از روش های آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه، و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی استفاده شده است. یافته ها : یافته ها نشان داد که کمپین های شبکه های اجتماعی و اینفلوئنسر بیشترین تأثیر را بر شاخص های کلیدی رشد مانند افزایش تعداد مشتریان، افزایش درآمد و توسعه بازار دارند. علت این موضوع را می توان در نفوذ بالای شبکه های اجتماعی در سبک زندگی کاربران ایرانی و امکان هدف گذاری دقیق مخاطبان جست وجو کرد. همچنین استفاده از محتوای بصری و تعاملی، باعث افزایش نرخ تعامل و وفاداری کاربران شده است. اینفلوئنسر مارکتینگ نیز تأثیر قابل توجهی بر رشد استارتاپ داشته است. در مقابل، استراتژی هایی مانند بازی سازی یا گیمیفیکیشن و مسابقات آنلاین با ضریب همبستگی پایین تر، تأثیر نسبتاً محدودتری بر شاخص های رشد داشتند. نتیجه گیری : تحلیل داده های به دست آمده نشان می دهد که استراتژی های مختلف بازاریابی دیجیتال تأثیرات متفاوتی بر رشد استارتاپ ها دارند. یافته ها حاکی از آن است که ارزیابی و بهینه سازی مداوم استراتژی های دیجیتال به استارتاپ ها کمک می کند تا در محیط های رقابتی عملکرد بهتری داشته باشند. 
۲۰۲.

عوامل مؤثر در رهبری برند: مرور محدود در ادبیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۰
تعداد برندها روزبه روز رو به افزایش است و فضای میان آن ها رقابتی تر شده و سعی در پیشی گرفتن از یکدیگر دارند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر در ایجاد رهبری برند صورت گرفته است تا برنامه ریزان و استراتژیست های برند بتوانند جهت دستیابی به جایگاه رهبری برند از آن بهره ببرند. به منظور دستیابی به عوامل مؤثر در رهبری برند مرور محدوده ادبیات که شامل تعریف سؤال پژوهش، جستجوی و انتخاب مطالعات مرتبط، ترسیم نتایج و تجزیه وتحلیل یافته ها بود بر مبنای چارچوب پریزما صورت گرفت. معیارهایی جهت ورود و خروج مقالات تعیین شد و تمامی مقالات منتشرشده بر مبنای کلیدواژه های انتخابی از سال 2000 تا 2023 در پایگاه داده های WOS و Scopus موردبررسی قرار گرفتند. همچنین برای اطمینان جستجوی دستی در گوگل اسکالر نیز صورت گرفت تا مقاله ای از قلم نیافتد. مقالات وارد نرم افزار اندنوت شده و مقالات تکراری حذف شدند. سپس بر مبنای عنوان و چکیده غربالگری شده و تحلیل توصیفی روی مقالات نهایی صورت گرفت.21 مقاله وارد مطالعه شدند. عوامل مؤثر در رهبری برند بر اساس مقالات انتخاب شده عبارت بودند از هویت برند، ساختار سازمانی مناسب جهت تحقق وعده برند، ویژگی های رهبر برند، آموزش مصرف کننده، تمایز ویژه محصولات، سازمان یادگیرنده، مسئولیت اجتماعی، ارزش، کیفیت، محبوبیت، شهروندی برند، تبلیغات در رسانه های اجتماعی و تبلیغات شفاهی برای محصولات و خدمات، تعامل نوآورانه و عملی با ذینفعان. بر مبنای نتایج به دست آمده می توان عوامل تأثیرگذار در رهبری برند را در دو دیدگاه طبقه بندی کرد: دیدگاه سازمان محور و دیدگاه مشتری محور. با تمرکز بر این عوامل، سازمان ها می توانند برنامه ریزی مؤثری در راستای تبدیل شدن به رهبر برند در میان سایر برندها گام بردارند.
۲۰۳.

طراحی یک الگوی مفهومی برای مدیریت کسب و کار هوشمند سبز در بنادر کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۰۹
صنایع کشتیرانی در بنادر به عنوان یکی از صنایع مادرو راهبردی همواره در طول تاریخ ﻧقشﻣﻬﻤﯽ را در مدیریت یهینه کسب و کار ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ کشور دارا و همچنین براﻗﺘﺼﺎد ﮐﺸﻮر نیز ﺗﺎﺛﯿﺮﮔﺬار میباشند. وﺿﻌﯿﺖ آﯾﻨﺪه مدیریت کسب و کار ﺑﻨﺎدر ﻣﯽ ﺗﻮاند در ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﺷﺪه، دﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﻓﻨﺎوری نوین برای هوشمندسازی، اﻓﺰاﯾﺶ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﻣﺘﺨﺼﺺ، ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺳﺎزی ﺑﺮ ﺑﻨﺎدررا ﻣﺸﺎﻫﺪه ﮐرد. بنابراین بنادر باید ﺑﺮای ﭘﺎﺳﺨﮕﻮﯾﯽ ﺑﻪ ﺗﻘﺎﺿﺎﻫﺎی ﻣﻮﺟﻮد و برای ﺗﻮﺳﻌﻪ کسب و کار ﺧﻮد، با توجه به ﺳﻄﺢ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژی و دﯾﮕﺮ ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰی ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. در ﺣﻮزه ﺣﻤﻞ و ﻧﻘﻞ درﯾﺎﯾﯽ ﻧﯿﺰ ﺗﻐﯿﯿﺮات ﻋﻤﺪه ای در ﻓﻨﺎوری ﮐﺸﺘﯿﺮاﻧﯽ رخ داده اﺳﺖ و روﻧﺪ اﯾﻦ ﺗﻐﯿﯿﺮات در آﯾﻨﺪه بیشتر ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد، ﮐﻪ ﺑﻪ ﻃﻮر ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺑﺮ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﻓﻨﺎوری و ﺗﺴﻬﯿﻼت ﺑﻨﺪر اﺛﺮ ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ دارد. به همین منظور، برای ارتقا صنعت بنادر و کشتیرانی، در این مقاله ابتدا شاخصهای اصلی ارزیابی بنادر سبز و هوشمند از طریق مطالعه کتابخانه ای شناسایی و سپس با استفاده از رویکرد تحلیل تماتیک مصاحبه انجام گرفت و الگوی مفهومی پژوهش ترسیم شد. سپس،الگوی نهایی بدست امده و همینطور تمامی شاخصها در الگوی ترسیمی پژوهش جداگانه با استفاده از استنتاج فازی (FIS) در نرم افزار متلب مورد ارزیابی قرار میگیرد که از آن می توان برای ارزیابی شاخصهای هوشمندی و زیست محیطی در بنادر کشور جهت بررسی مدیریت کسب کار هوشمند برای اولین بار استفاده نمود. در همین راستا بر روی بندر انزلی یکی از بنادر مهم کشور به عنوان یک نمونه واقعی پیاده سازی و نتیجه گیری خواهد شد.
۲۰۴.

مطالعه و شناسایی هویت برند ساندیس و تبیین راهکارهای بهبود آن در بین مصرف کنندگان شهر تهران با استفاده از نقشه مفهومی برند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۹
هویت برند به عنوان یک جزء اساسی برند اهمیت زیادی دارد. با فهم بهتر از هویت برند و ارتباطات عاطفی، برندها می توانند تجربیات مثبتی برای مشتریان ایجاد کنند که به وفاداری بیشتر آن ها منجر شود. هویت برند هر شرکت عمیقاً بر روی تصویر و اعتبار آن تأثیر می گذارد و درنتیجه مزایای زیادی به همراه دارد؛ در این راستا، نقشه مفهومی برند یکی از ابزارهای مناسب برای استخراج تصویر برند است. در مطالعه حاضر هدف پژوهشگر استخراج نقشه مفهومی برند برای شرکت پاکدیس (برند ساندیس) است. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش کلیه افرادی هستند که در شهر تهران خریدار محصولات با برند ساندیس هستند یا تجربه استفاده از محصولات این شرکت را داشته اند. روش نمونه گیری گلوله برفی است. نمونه مطالعه شده 95 نفر بوده است و مصاحبه ها در بازه زمانی دی تا اسفند 1403 صورت گرفته است. نقشه نهایی به دست آمده نشان دهنده این است که درمجموع ساندیس برندی نسبتاً موردپسند در شهر تهران است. مخاطبان تداعیاتی چون تنوع محصول، تعهد به نوآوری، خاطرات نوستالژیک، برندسازی، ارتباط با جوانان، حس راحتی و آرامش و محیط زیست و مسئولیت اجتماعی را برای برند ساندیس عنوان کرده اند. تداعیاتی منفی درباره این برند مفاهیمی چون حکومتی بودن برند، کانال توزیع ضعیف، حضور اجتماعی ضعیف، رقابت با سایر برندها، تغییر محسوس مزه و رنگ، تجربه شخصی منفی و عدم تخفیف و پیشنهاد ویژه بودند.
۲۰۵.

شناسایی بازدارنده های زمینه ای فعالیت شرکت های دانش بنیان حوزه تجهیزات پزشکی (شرکت های مستقر در پارک علم و فناوری بین المللی جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۱۶
این پژوهش با هدف شناسایی بازدارنده های زمینه ای فعالیت شرکت های دانش بنیان حوزه تجهیزات پزشکی مستقر در پارک علم و فناوری بین المللی جمهوری اسلامی ایران انجام شد. این مطالعه از نظر نحوه گردآوری داده ها غیرآزمایشی بوده است. جمع آوری داده ها با استفاده از مصاحبه چهره به چهره با مدیران عامل و یا نمایندگان مدیران عامل شرکت های دانش بنیان حوزه تجهیزات پزشکی در پارک علم و فناوری بین المللی جمهوری اسلامی ایران بوده است. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع تئوریک پیش رفت. بر این اساس، با 23 نفر مصاحبه شد. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. پایایی یافته ها با استفاده از روش توافق درون موضوعی بررسی و ضریب پایایی بدست آمده بین دو کدگذار 78 درصد محاسبه شد. روایی آن نیز با استفاده از روش روایی تفسیری و ارائه نتایج پژوهش به 12 نفر از مصاحبه شوندگان به منظور اطمینان از صحّت یافته ها تایید شد. نتایج نشان داد در مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی به ترتیب در مجموع 174 کد، 63 مضمون پایه و 5 مضمون سازمان دهنده استخراج شدند. 5 مضمون سازمان دهنده تشکیل دهنده بازدارنده های زمینه ای فعالیت شرکت های دانش بنیان مورد بررسی شامل ناکافی بودن حمایت های آموزشی، مالی و بازاریابی پارک از شرکت ها، حمایت ناکافی دولت از شرکت ها، عدم ثبات سیاست ها و تغییر مداوم قوانین و مقررات، مشکلات داخلی شرکت ها و مکان یابی نامناسب پارک علم و فناوری بودند. بنابراین افزایش حمایت از شرکت های مذکور و ثبات قوانین و مقررات می تواند راه گشای برطرف کردن بازدارنده های زمینه ای این شرکت ها باشند.
۲۰۶.

عوامل مؤثر بر قصد مصرف مشارکتی با میانجیگری سودمندی درک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۹
هدف: پدیده مصرف مشارکتی، یکی از اشکال بسیار مهم مصرف پایدار در قرن بیست ویکم، از طریق پیشرفت های فناوری و تغییرات در رفتار مصرف کننده هدایت می شود. پژوهش حاضر با توجه به نقش مصرف کننده در انتشار مصرف مشارکتی، بر عوامل شناختی و محرک های متمایز و مؤثر بر مصرف کننده در مصرف مشارکتی، در حوزه اقامتگاه های اجاره ای آنلاینی تمرکز دارد که توسط پلتفرم های همتابه همتا تسهیل می شود. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی پیمایشی است. برای جمع آوری داده های متفاوت اما مکمل، از طرح سه سویه سازی یا هم سوسازی (مدل همگرا) با وزن دهی یکسان و هم زمان به داده ها استفاده شد. داده های کیفی از طریق ۳۲ مصاحبه نیمه ساختاریافته با مصرف کنندگانی که قصد داشتند در مصرف مشارکتی در زمینه پژوهش شرکت کنند، جمع آوری شد. تحلیل داده های کیفی، مستقل از مدل های نظری از پیش تعریف شده انجام شد. این روش، امکان شناسایی عوامل جدید از داده ها را فراهم می کند. داده های کیفی با استفاده از الگوی تحلیل مضمون و ایجاد تم های اصلی و فرعی و به کمک نرم افزار مکس کیودا ۲۴ انجام گرفت. داده های کمی نیز با توزیع پرسش نامه برای نمونه ۴۳۵ نفری در تهران به دست آمد. برای بررسی روابط بین متغیرها، هم زمان از تحلیل داده های کیفی، از طریق مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی استفاده شد. یافته ها: نتایج به دست آمده از تجزیه وتحلیل داده های نظرسنجی، از مدل توسعه یافته کنش مستدل برای مصرف مشارکتی در حوزه اقامتگاه های اجاره ای از طریق پلتفرم های همتا حمایت کرد و تمامی فرضیه ها تأیید شدند. در این پژوهش، مصرف مشارکتی به عنوان یک نوآوری اجتماعی مفهوم سازی شد. در این مدل عوامل اجتماعی اعتماد، جامعه پذیری و تازگی طلبی، به عنوان پیشایندهای سودمندی درک شده شناسایی شدند که قصد مصرف کننده را معین می کنند. هنجارهای اجتماعی، به عنوان عامل تعیین کننده حیاتی در مدل، تعیین کننده اصلی قصد مصرف کننده در این زمینه هستند. در تجزیه وتحلیل داده های کیفی، ۱۴ مضمون برای عوامل مؤثر بر قصد مصرف مشارکتی در حوزه اقامتگاه های اجاره ای آنلاین، از دیدگاه شرکت کنندگان به دست آمد که عبارت اند از: شفافیت محتوا، حاکمیت پلتفرم و ارزیابی عملکرد، اعتبار پلتفرم، تأثیر همتایان آنلاین، تأثیر آشنایان، افزایش قدرت اختیار، تعامل بهبود یافته با میزبان، پیمایش سفر، بهبود تجربه، تمایل به راحتی، کارایی هزینه، مشوق های اقتصادی، رفتار اکتشافی. نتیجه گیری: هدف این پژوهش، دستیابی به درک جامعی از محرک ها و عوامل تعیین کننده رفتار مصرف کننده در مصرف مشارکتی با ادغام داده هایی از منابع کیفی و کمی بود. نتایج به دست آمده از مطالعه کمی نشان داد که همه عوامل اجتماعی (اعتماد، جامعه پذیری و تازگی طلبی) پیشایندهای سودمندی درک شده هستند و همراه با هنجارهای اجتماعی، قصد مصرف کننده را تعیین می کنند. هنجارهای اجتماعی، به عنوان عامل تعیین کننده حیاتی در مدل، تعیین کننده اصلی قصد مصرف کننده در این زمینه است. نتایج کیفی نیز نتایج کمّی را تکمیل و پشتیبانی کرد و ابعاد بیشتری از این عوامل مؤثر را برای ایجاد درک بهتر از عوامل مؤثر بر قصد مصرف کنندگان روشن ساخت. علاوه برآن، عوامل دیگری که بر قصد مصرف کنندگان در اقامتگاه های اجاره ای آنلاین در مصرف مشارکتی مؤثرند شناسایی شد که عبارت اند از: تمایل به راحتی، جنبه های اقتصادی و افزایش قدرت اختیار و پیمایش سفر.
۲۰۷.

طراحی الگوی توسعه ی شرکت های تعاونی مصرف در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۸
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی توسعه ی شرکت های تعاونی مصرف در ایران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی پدیدارشناسی و دارای رویکردهای استقرایی و قیاسی میباشد. جامعه آماری شامل 12 نفر از مدیران اجرایی، اعضا و کارشناسان فعال در شرکت های تعاونی مصرف می باشد و به روش نمونه گیری غیراحتمالی قضاوتی (هدفمند) انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از          نرم افزار 20 MAXQDA انجام شد. نتایج حاکی از آن است که توسعه شرکت های تعاونی مصرف تحت تأثیر مولفه های کلیدی نظیر منابع انسانی مجرب و آموزش دیده، استراتژی های توسعه سازمانی، ساختار مدیریتی مناسب، حمایت های قانونی، مشارکت فعال اعضا، بهره گیری از فناوری های نوین و توسعه شبکه توزیع و فروش قرار دارد. همچنین، مولفه های فرهنگی از جمله اعتماد و همکاری میان اعضا نقش تسهیل کننده توسعه را ایفا می کند. شاخص های کمی و کیفی مرتبط با هر مؤلفه نیز در افزایش بهره وری و تحقق اهداف اقتصادی و اجتماعی مؤثر شناخته شدند. یکپارچگی و هماهنگی میان مولفه ها و شاخص ها برای تحقق توسعه پایدار شرکت های تعاونی مصرف حیاتی است و استفاده از این چارچوب می تواند راهنمایی کاربردی برای سیاست گذاران و مدیران این حوزه باشد.
۲۰۸.

شناسایی عوامل موثر بر فرایند قصد خرید مصرف کننده مسلمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۳
نیات رفتاری یک فرد مسلمان در ابعاد مختلف و از جمله قصد خرید محصولات، متأثر از ارزش های اسلامی است .بنابراین هدف اصلی این مطالعه،شناسایی،دسته بندی و اولویت بندی عوامل موثر بر قصد خرید مصرف کننده مسلمان است.این پژوهش از نظر هدف؛کاربردی،از نظر ماهیت ؛اکتشافی-تحلیلی؛از نظر روش گرداوری داده ها ترکیبی(کیفی-کمی)است.بر این اساس،در فاز کیفی با مرور ادبیات و پیشینه پژوهش و تاییدیه خبرگان عوامل موثر بر قصد خرید مصرف کننده مسلمان شناسایی شد.سپس با استفاده از نظر خبرگان این مولفه ها دسته بندی گردید.در نهایت با استفاده از پرسشنامه مقایسه زوجی داده های مورد نیاز از 8خبره دانشگاه و حوزه هستند استخراج و با استفاده از دیمتیل فازی به اولویت بندی متغییرهای مولفه های قصد خرید پرداخته شده است.یافته های این پژوهش نشان داد که مولفه های مد نظر مصرف کنندگان مسلمان به صورت کلی به سه دسته کنشی،شناختی،نگرشی تقسیم بندی شده است.
۲۰۹.

طراحی مدل صادرات فرآورده های نفتی به کشور افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۲
صادرات فرآورده‌های نفتی یکی از بهترین روش‌های مقابله با خام فروشی و ایجاد ارزش افزوده است. بازار فرآورده‌های نفتی کشور افغانستان علیرغم نیاز بسیار زیاد موجود در آن کشور به فرآورده‌های نفتی، به دلیل عدم پیروی صادرات فرآورده‌های نفتی ایران به مشتریان از یک مدل مشخص و همچنین عدم استمرار و ثبات در عرضه، هیچ‌گاه به خوبی تأمین نشده و در واقع در رقابت با سایر رقبا از این بازار و پتانسیل موجود در‌ آن بهر‌ه‌برداری مطلوبی نشده است. در این مقاله با بهره‌گیری از تئوری داده‌بنیاد، مدلی در جهت صادرات فرآورده‌های نفتی به کشور افغانستان طراحی و ارائه شده است. این پژوهش از نوع کیفی است و با بکارگیری رویکرد تئوری داده‌بنیاد ره‌یافت استراوس و کوربین انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و همچنین مصاحیه‌های عمیق با جامعه آماری شامل 13 نفر از خبرگان حوزه صادرات فرآورده‌های نفتی، مدیران دولتی و خصوصی مرتبط استانی و مرزی و تجار ایرانی و افغانستانی استخراج شده است. یافته‌های مقاله حاکی از آن است که آنچه در صادرات فرآورده‌های نفتی به افغانستان مهم بوده و هسته اصلی این مدل را تشکیل می‌دهد عرضه مستمر فرآورده و توجه به قیمت‌گذاری است که در روش‌های قبلی صادرات از داخل کشور کمتر به آن توجه شده است. ضمن اینکه بهره‌مندی از توان بخش خصوصی توانمند به منظور تأمین بخشی از نیاز کشور افغانستان و افزایش سهم بازار ایران در آن کشور نیز از نتایج طراحی این مدل می‌باشد.
۲۱۰.

طراحی چارچوبی برای توسعه تخریب خلاق داده محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۶۲
خاستگاه تغییرات فناورانه مدرن، زمینه را برای درک تحولات فناورانه، بررسی تاثیر فناوری های دیجیتال جدید، و بررسی پدیده اختلال دیجیتال در صنایع و مشاغل فراهم می کند. آنچه قابل توجه است نقش داده ها در تحولات فناورانه و در نتیجه تخریب خلاقی است که تحول دیجیتال و مدل ها و استراتژی های کسب وکار جدید، نوآوری و قابلیت ها در سطوح جهانی، ملی، شرکتی و محلی را در منجر می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی چارچوبی برای توسعه تخریب خلاق داده محور است. روش تحقیق، به صورت کیفی با رویکرد داده بنیاد و نظریه اشتراوس و کوربین و رهیافت نظام مند انجام گرفت؛ جامعه آماری تحقیق شامل کسانی که دانش نظری در رابطه با تئوری های کارآفرینی به ویژه تخریب خلاق و کسانی که تجربه کافی در حوزه کسب و کارهای داده محور داشته باشند. برای تحلیل داده های کیفی، مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی را طی کرده و در نهایت الگوی پارادایمی گراندد تئوری در بر دارنده 5 بعد اصلی و 21 بعد فرعی شامل عوامل علی(فناوری، شخصییتی و رفتاری، چارچوب نهادی) عوامل زمینه ساز(داده های رفتاری،داده های متنی، داده های روانشناختی، اطلاعات دموگرافیک، داده های جغرافیایی، میل به تخریب)، عوامل مداخله گر(فناوری سازمانی، درجه ای که ارزش جدید خلق می شود، اثربخشی و مدیریت هزینه)، راهبردها(راهبرد توسعه خلاقیت، راهبرد مبتنی بر ساختار، راهبرد بازتعریف مدل کسب و کار، راهبرد حس کردن و شکل دادن، راهبرد شناسایی و توقیف، راهبرد تغییر شکل و پیکربندی مجدد) و پیامدها( فناورانه، اجتماعی- اقتصادی) شکل گرفت.
۲۱۱.

شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی مؤثر بر بهبود خدمات توسعه کسب وکار در خوشه های صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه: کسب‌وکارهای کوچک و متوسط به‌عنوان بخش‌های حیاتی در توسعه پایدار و رشد اقتصادی شناخته می‌شوند. این کسب‌وکارها نقش مهمی در تولید ناخالص داخلی، ایجاد اشتغال، تولید درآمد و کاهش فقر، به‌ویژه در کشورهای درحال توسعه و نوظهور، ایفا می‌کنند. آن‌ها به‌عنوان محرک‌های اقتصادی، انعطاف‌پذیری و نوآوری را به‌همراه دارند و به توسعه محلی و منطقه‌ای کمک می‌کنند. خوشه‌های صنعتی که به‌عنوان گروه‌های متمرکز جغرافیایی از بنگاه‌های تجاری و غیرتجاری مرتبط تعریف می‌شوند، نقشی اساسی در تقویت توانمندی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط دارند. این خوشه‌ها شامل شرکت‌هایی هستند که در تولید کالاها و خدمات مشابه یا مرتبط فعالیت می‌کنند. خوشه‌های صنعتی نیازمند حمایت هدفمند به‌صورت خدمات توسعه کسب‌وکار هستند. با توجه به اهمیت این خدمات، هدف این پژوهش، شناسایی و رتبه‌بندی عوامل کلیدی مؤثر بر بهبود خدمات توسعه کسب‌وکار در خوشه‌های صنعتی بود. روش‌شناسی: رویکرد این پژوهش آمیخته و از لحاظ هدف، توسعه‌ای بود. در ابتدا یک پژوهش کیفی انجام شد و سپس بر اساس نتایج مرحله کیفی، مرحله کمی صورت گرفت. در مرحله کیفی، برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون و در مرحله کمی از تکنیک غربال‌گری فازی و تحلیل اهمیت-عملکرد استفاده شد. جامعه مورد مطالعه بخش کیفی شامل خبرگان و صاحب‌نظران در زمینه خوشه‌های کسب‌وکار و مشاوران مستقر در مراکز خدمات مشاوره کسب‌وکار در سراسر کشور بودند که نمونه‌گیری از آن‌ها به‌صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و منابع مکتوب گردآوری شد. اعتبارسنجی داده‌ها با نظرات مشارکت‌کنندگان و باز آزمون انجام شد و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار MAXQDA صورت گرفت. در مرحله کمی، با استفاده از تکنیک غربال‌گری فازی و نظرات نه نفر از خبرگان، عوامل غیرمؤثر حذف و عوامل کلیدی شناسایی شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌ای مبتنی بر مقیاس فازی جمع‌آوری و سپس با تحلیل اهمیت-عملکرد بررسی شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار Excel استفاده شد. یافته‌ها: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها منجر به شناسایی 40 شاخص در قالب هفت بعد اصلی عوامل کلیدی مؤثر بر بهبود خدمات توسعه کسب‌وکار در خوشه‌های صنعتی شد. این ابعاد عبارتند از زیرساخت‌ها و ساختارهای نهادی توسعه خدمات، سیاست‌ها و حمایت‌های کلان، موانع اقتصادی، تعاملات اجتماعی و فرهنگی در بهبود خدمات، قابلیت‌ها و توانمندی‌های ارائه دهندگان خدمات، آموزش و توسعه منابع انسانی و نیازها و میزان تمایل به خدمات توسعه کسب‌وکار در خوشه‌ها. نتیجه‌گیری / دستاوردها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که توسعه خدمات کسب‌وکار در خوشه‌های صنعتی تحت تأثیر عوامل کلیدی مانند توانمندی مالی بنگاه‌ها، نیاز و تمایل به استفاده از خدمات، قابلیت‌های نیروی انسانی ارائه دهندگان خدمات توسعه کسب‌وکار و تعاملات شبکه‌ای است. بسترسازی مناسب، حمایت‌های دولتی و اصلاح قوانین نیز برای بهبود این خدمات ضروری است. بهبود کیفیت و توانمندی تأمین‌کنندگان خدمات، اعتمادسازی و ارزیابی مستمر عملکرد ارائه دهندگان نقش مهمی در افزایش اثربخشی خدمات دارند. در نهایت، ایجاد شبکه‌های تخصصی، تسهیل همکاری‌های مشترک و به‌کارگیری مدل‌های ارزیابی و نظارت جامع می‌تواند به رشد و بهبود خوشه‌های صنعتی کمک کند.
۲۱۲.

آسیب شناسی مدل فرهنگ سازمانی دنیسون در سازمان های کارآفرین گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۷
مسأله آسیب شناسی فرهنگ سازمانی، در سازمان ها مدیران را قادر می سازد تا مسائل در این زمینه را اولویت بندی کنند و ادراکات و انتظارات زیرمجموعه های خود را شناسایی نمایند تا بدین وسیله بتوانند شکاف بین وضع موجود و مطلوب را بهبود بخشند. این پژوهش برای بررسی وضعیت فرهنگ سازمانی در سازمان های کارآفرین گردشگری انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نوع پیمایشی و کاربردی بوده و جامعه ی آماری این پژوهش را ذی نفعان صنعت گردشگری شامل اعضای هیأت علمی دانشکده های گردشگری، مدیران، کارکنان و کارآفرینان صنعت گردشگری تشکیل داد. در این مقاله از مدل دنیسون استفاده شده است. داده ها با استفاده از پرسش نامه استاندارد دنیسون جمع آوری و با استفاده از تکنیک تاپسیس- فازی مؤلفه های آن بر اساس هر بُعد اولویت بندی گردیدند. یافته ها نشان می دهد که به ترتیب در ابعاد اشتیاق به کار، ثبات، انطباق پذیری و رسالت، شاخص های «علاقه مندی و پیگیری مشتاقانه مدیران و کارکنان برای انجام وظایف و مسئولیت های محوله»، «وجود مجازات در زمینه بی توجهی به ارزش های سازمان»، «شناخت و درک عمیق مدیران از خواسته ها و نیازهای گردشگران»، «مشخص بودن اهداف و جهت بلندمدت در سازمان» مهم ترین موارد هستند. نتایج مقاله حاضر بر نقش مهم هر چهار بُعد (اشتیاق، ثبات، انطباق پذیری و رسالت) در بهبود عملکرد و اثربخشی سازمانی تأکید دارد. پیشنهاد می شود برای ایجاد یک فرهنگ سازمانی پویا و مؤثر در سازمان های کارآفرین گردشگری، ترکیبی از خلاقیت، انعطاف پذیری، مشتری مداری و کارآفرینی را در نظر گرفت، چراکه این صنایع به ویژه نیازمند تیم های انگیزه مند، نوآور و مشتری محور هستند.
۲۱۳.

شناسایی کانون های مستعد گردشگری براساس عوامل محیطی در غرب استان اصفهان با استفاده از الگوریتم جنگل تصادفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۰
این مقاله با هدف پیش بینی مکان های مستعد گردشگری در غرب استان اصفهان، از تکنیک یادگیری ماشین استفاده می کند. داده های ورودی این مدل 34 منطقه شامل چشمه ها، آبشارها، امامزاده ها، موزه ها و بناهای تاریخی و ... می باشد و متغیرهای مانند ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، فاصله از رودخانه، فاصله از جاده، دما و بارش به عنوان مهم ترین متغیرهای پیش بینی کننده براساس عامل تورم واریانس (VIF) انتخاب شدند. براساس معیارهای ارزیابی، نتایج نشان داد که مدل جنگل تصادفی عالی ترین عملکرد پیش بینی را با بالاترین (91/0) ,R2 RMSE پایین (06/1) و MAE(13/1) را دارا می باشد. شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، فاصله از رودخانه ها و جاده ها به عنوان پیش بینی کننده های مهم شناسایی شدند. همچنین نقشه پیش بینی مکانی نشان داد که چادگان و داران دارای پتانسیل بالایی برای پذیرش گردشگر می باشند.
۲۱۴.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های توانمندی کارآفرینان در مدل های شایستگی کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۵
مقدمه: کارآفرینی به‌عنوان یکی از عوامل اساسی رشد و توسعه‌ی اقتصادی کشورها، اهمیت ویژه‌ای دارد. کارآفرینان برای موفقیت در این حوزه، نیازمند مجموعه‌ای از توانمندی‌ها و مهارت‌هایی هستند که آنان را در محیط‌های پیچیده و پویا توانمند سازد. این توانمندی‌ها طیف گسترده‌ای از شایستگی‌ها از جمله توانمندی‌های شناختی، فردی، اجتماعی، ارتباطی، مدیریتی و رهبری را در بر می‌گیرد. اگرچه مطالعات پیشین به‌صورت پراکنده به برخی از این توانمندی‌ها پرداخته‌اند، اما تاکنون چارچوب جامعی که همه این شایستگی‌ها را به‌طور منسجم شناسایی و طبقه‌بندی کند، ارائه نشده است. در این راستا پژوهش حاضر، با هدف ارائه یک چارچوب جامع برای شناسایی و طبقه‌بندی توانمندی‌های کارآفرینان در قالب شایستگی‌های کارآفرینی انجام شده است. روش‌شناسی: این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. برای جمع‌آوری داده‌ها، ۱۸۰ مقاله اولیه از پایگاه‌های معتبر علمی شامل وب آو ساینس، ساینس دایرکت، اسکوپوس و گوگل اسکالر استخراج شد. پس از غربالگری، ۶۷ مقاله مرتبط که به بررسی توانمندی‌ها و شایستگی‌های کارآفرینی پرداخته بودند، انتخاب گردید. معیارهای ورود، شامل انتشار مقالات در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ و ارتباط مستقیم آن‌ها با موضوع پژوهش بود. برای ارزیابی پایایی داده‌ها، ضریب کاپای کوهن محاسبه شد که مقدار 76/0 به‌دست آمد و نشان دهندة توافق قوی بین ارزیابان بود. همچنین، نتایج نهایی از طریق بازنگری و تأیید خبرگان حوزة کارآفرینی مورد ارزیابی و اعتبارسنجی قرار گرفت. یافته‌ها: تحلیل‌ها نشان داد که توانمندی‌های کارآفرینی در شش بعد اصلی و ۲۱ مؤلفه قابل‌طبقه‌بندی هستند. این ابعاد عبارتند از: توانمندی‌های شناختی شامل حل مسئله، تصمیم‌گیری، تفکر خلاق و تفکر انتقادی؛ توانمندی‌های فردی شامل خودآگاهی، خودباوری، خودانگیزشی و خودکنترلی؛ توانمندی‌های اجتماعی شامل همکاری، کار تیمی و تسهیل‌گری؛ توانمندی‌های ارتباطی شامل شبکه‌سازی، ارتباط مؤثر و مدیریت تعارض؛ توانمندی‌های مدیریتی شامل برنامه‌ریزی، سازماندهی، کنترل و ارزیابی؛ و توانمندی‌های رهبری شامل الهام‌بخشی، اعتمادسازی، تفکر استراتژیک و تحول‌آفرینی. نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر با ارائه یک چارچوب جامع و یکپارچه از شایستگی‌های کارآفرینی، گامی نوآورانه در تبیین مهارت‌ها و توانمندی‌های لازم برای موفقیت کارآفرینان در محیط‌های متغیر و چالش‌برانگیز برداشته است. برخلاف پژوهش‌های پیشین که به‌صورت پراکنده به برخی از توانمندی‌های کارآفرینان پرداخته‌اند، این چارچوب تمامی ابعاد کلیدی را به‌طور منسجم شناسایی و طبقه‌بندی کرده و به‌عنوان مدلی جامع مطرح می‌شود. این چارچوب می‌تواند به‌صورت عملی در برنامه‌های آموزشی، سیاست‌گذاری و نیز در جهت تقویت شایستگی‌های کلیدی، به‌ویژه برای کارآفرینان نوپا، سازمان‌های آموزشی و سیاست‌گذاران مفید باشد. کارآفرینان می‌توانند از این مدل برای شناخت و تقویت مهارت‌های ضروری خود بهره ببرند؛ سازمان‌های آموزشی می‌توانند برنامه‌های خود را بر اساس آن طراحی کنند و سیاست‌گذاران نیز می‌توانند آن را در تدوین برنامه‌های حمایتی و ایجاد بسترهای لازم برای تقویت کارآفرینی به‌کار گیرند. تقویت این شایستگی‌ها و به‌کارگیری چارچوب پیشنهادی می‌تواند به بهبود عملکرد، پایداری کسب‌وکارها و ارتقای نوآوری در محیط‌های کارآفرینانه بی‌انجامد.
۲۱۵.

طراحی مدل بقای کسب وکار مبتنی بر چابکی رسانه های اجتماعی و قابلیت پویا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۹
هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، طراحی مدل بقای کسب وکار مبتنی بر چابکی رسانه های اجتماعی و قابلیت پویاست. در این پژوهش، ارتباط بین متغیرهای چابکی رسانه اجتماعی، قابلیت پویا، ویژگی شرکت و بقای کسب وکار بررسی و تجزیه وتحلیل و همچنین، روابط شاخص های قابلیت پویا و چابکی رسانه های اجتماعی در ارتباط با بقای کسب وکارها بررسی شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی از نوع هم بستگی است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان و مدیران شرکت های عضو اتاق بازرگانی شهر شیراز بوده است. پس از توزیع پرسش نامه، بر مبنای نمونه گیری در دسترس، ۳۵۱ پرسش نامه صحیح عودت داده شد. با استفاده از نرم افزارهای اس پی اس اس ۲۱ و اسمارت پی ال اس ۳ داده های پژوهش تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: این مطالعه تأثیر چابکی رسانه های اجتماعی را بر بقای کسب وکار ارزیابی کرد. علاوه براین، به بررسی اثر واسطه ای قابلیت پویا بر تأثیر چابکی رسانه های اجتماعی بر بقای کسب وکار پرداخت و همین طور روابط شاخص های چابکی رسانه های اجتماعی و قابلیت پویا را بررسی و میزان اهمیت هر یک از شاخص ها را مشخص کرد. در این مطالعه، سن شرکت و اندازه شرکت از عوامل مهمی بود که در بقای کسب وکارها نقش بسیار مهمی داشت. هر اندازه سن شرکت بیشتر باشد، منابعی که شرکت در اختیار دارد (مانند روابط خارجی، انباشت دانش از گذشته، داشتن سرمایه لازم برای ایجاد شبکه های اجتماعی قوی و غیره) نسبت به شرکت های جوان تر بیشتر است که می تواند به فعالیت نوآوری بیشتر منجر شود و در نهایت افزایش بقای شرکت را درپی داشته باشد. شرکت هایی که اندازه کوچک تری دارند، نسبت به شرکت های بزرگ تر، بیشتر به دنبال نوآوری هستند. از طرفی بقا در شرکت های بزرگ و کوچک، بیشتر به محیط تکنولوژی بستگی دارد؛ بنابراین با توجه به مطالب گفته شده، استدلال می شود که در این مطالعه سن و اندازه شرکت، به عنوان دو ویژگی شرکت، به صورت غیرمستقیم بر بقای کسب وکارها اثرگذار باشند. درک روابط بین این مفاهیم و ارزشی که برای کسب وکارها به لحاظ ایجاد مزیت رقابتی و پایداری آن به وجود می آورد، بسیار مهم و ارزشمند است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که چابکی رسانه اجتماعی بر بقای کسب وکار تأثیر مستقیم و معناداری دارد و هم به طور غیرمستقیم، از طریق میانجیگری قابلیت پویا و تعدیلگری ویژگی شرکت، بر بقای کسب وکار تأثیر می گذارد. مزایایی که شرکت ها از چابکی رسانه های اجتماعی به دست می آورند، به اندازه شرکت بستگی دارد. شرکت های کوچک تر نسبت به شرکت های بزرگ تر، احتمال بیشتری دارند که از چابکی رسانه های اجتماعی سود بیشتری کسب کنند. چابکی رسانه های اجتماعی، می تواند به فرایند سازمانی داخلی و عملکرد نوآوری کمک کند. از طریق مشارکت رسانه های اجتماعی در محل کار، ظرفیت جذب شرکت، به شدت برای کسب، تفکیک و جذب دانش خارجی تحت تأثیر قرار می گیرد. رسانه های اجتماعی چابک، می توانند تمایلات انطباقی و سازگاری شرکت را تقویت کنند. قابلیت پویا به عنوان یکی از استراتژی های شایستگی مدار در این مطالعه بررسی شد که می توان آن را به عنوان توانمندسازی پویا، آموزش نحوه یاد گرفتن، آینده نگری استراتژیک و دیگر مهارت ها به عنوان منابع تقلیدنشدنی و جایگزین نام برد که در کسب مزیت رقابتی بسیار کارساز است.
۲۱۶.

طراحی چارچوب شتاب دهنده سازمانی تخصصی متناسب با اکوسیستم کارآفرینی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۸
هدف: شتاب دهنده سازمانی، یکی از عوامل مؤثر در ارتقای اکوسیستم کارآفرینی و توسعه اقتصادی پایدار است. با وجود این، در سال های اخیر، شتاب دهنده های سازمانی در کانون توجه بسیاری از سازمان ها و کسب وکارها قرار گرفته اند؛ اما هنوز نقاط تاریک زیادی درباره اینکه فرایندهای شتاب دهنده های سازمانی چیست، چرا و چگونه کار می کنند، وجود دارد. از طرفی سازمان ها و کسب وکارها از شتاب دهنده های سازمانی برای درونی کردن فرصت های ارائه شده توسط استارتاپ های خارجی استفاده می کنند. فرضیه اصلی پژوهش حاضر این است که بر اساس مدل های شتاب دهنده سازمانی تخصصی موفق در دنیا، می توان مدل شتاب دهی مناسبی برای اکوسیستم کارآفرینی ایران طراحی کرد. بنابراین، در پژوهش حاضر، به دنبال طراحی یک فرایند شتاب دهی سازمانی تخصصی در اکوسیستم کارآفرینی ایران هستیم. هدف و سؤال اصلی این است که چارچوب و فرایند شتاب دهی در شتاب دهنده های سازمانی تخصصی در اکوسیستم کارآفرینی ایران، باید چگونه باشد؟ روش: در این پژوهش، هم زمان با جمع آوری اطلاعات از طریق مطالعات موردی چندگانه و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از بنیان گذاران، مدیران و مربیان شتاب دهنده های سازمانی در ایران، مدل ها و برنامه های موفق شتاب دهی و همچنین سازوکار و جزئیات مربوط به شتاب دهنده های سازمانی موفق جهان با روش الگوبرداری بررسی شدند. در پایان، داده های جمع آوری شده دسته بندی و مؤلفه های لازم شناسایی شد و مدل نهایی مربوط به شتاب دهنده سازمانی تخصصی متناسب با اکوسیستم کارآفرینی ایران، مشتمل بر ۲۶ شاخص ارائه شد. یافته ها: هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه های اصلی در فرایند شتاب دهی موفق در شتاب دهنده های سازمانی تخصصی است؛ بنابراین اولین یافته این پژوهش، بررسی ۲۶ شاخص شناسایی شده در مصاحبه های نیمه ساختاریافته با بنیان گذاران، مدیران و مربیان شتاب دهنده های سازمانی بود. سپس به منظور طراحی مدل شتاب دهی در شتاب دهنده های سازمانی تخصصی متناسب با اکوسیستم کارآفرینی ایران، باید این شاخص ها تجزیه وتحلیل می شد. در خصوص برخی از مهم ترین یافته های این پژوهش، می توان به بررسی نمونه های موفق شتاب دهنده های سازمانی در دنیا، فرایند شتاب دهی مناسب برای شتاب دهنده سازمانی و در نهایت، طراحی چارچوب و مدل نهایی پیشنهادی برای شتاب دهنده سازمانی تخصصی متناسب با اکوسیستم کارآفرینی کشور ایران اشاره کرد. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت روزافزون پدیده شتاب دهنده های سازمانی، به عنوان عامل محرک توسعه اقتصادی پایدار و یکی از اعضای اکوسیستم کارآفرینی، این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد؛ اما زوایای پنهان زیادی در خصوص این پدیده، به ویژه در کشور ایران، وجود دارد. در این پژوهش و با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت که با وجود شباهت های بسیار زیاد در مدل ها و فرایندهای شتاب دهی در شتاب دهنده های سازمانی دنیا، طراحی شتاب دهنده های سازمانی تخصصی باید در هر کشور و متناسب با اکوسیستم کارآفرینی آن صورت پذیرد. همچنین چارچوب کلی شتاب دهنده های سازمانی موفق دنیا، شاخص های مشترک دارند؛ اما این شاخص ها ممکن است در برخی کشورها نظیر ایران که در حال توسعه است، متفاوت باشد. از طرفی با توجه به بررسی نمونه های موفق شتاب دهنده سازمانی در دنیا، می توان گفت که همچنان فضای کار بسیار زیادی در این حوزه، به ویژه در ایران، وجود دارد.
۲۱۷.

بررسی چالش ها و فرصت های بازاریابی در بازارهای درحال توسعه محصولات حلال به عنوان اقتصادهای نوظهور اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۶
اقتصادهای نوظهور اسلامی با جمعیت گسترده و نرخ رشد اقتصادی بالا، بازارهای مهمی برای توسعه صنعت محصولات حلال به شمار می‌روند. این پژوهش به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های بازاریابی این محصولات در بازارهای درحال‌توسعه پرداخته و استراتژی‌های بهینه را ارائه می‌دهد. این مطالعه از رویکرد کیفی بهره گرفته و با استفاده از تحلیل مصاحبه‌های عمیق با متخصصان صنعت، بررسی داده‌های ثانویه و تحلیل گزارش‌های صنعتی، اطلاعات جامعی درباره روندها، چالش‌ها و فرصت‌های موجود در این بازارها گردآوری کرده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش نظریه داده‌بنیاد و نرم‌افزار MAXQDA انجام شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مهم‌ترین چالش‌های بازاریابی محصولات حلال در اقتصادهای نوظهور شامل عدم هماهنگی استانداردهای حلال، ضعف زیرساخت‌های لجستیکی، مشکلات بازاریابی دیجیتال و رقابت برندهای بین‌المللی است. درعین‌حال، فرصت‌های مهمی نظیر رشد تجارت الکترونیک، توسعه سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی، افزایش تقاضای جهانی برای محصولات حلال و ظهور فناوری‌های نوین در صنعت حلال شناسایی شد. طبق نتایج پژوهش، توسعه استراتژی‌های بازاریابی مؤثر از طریق استانداردسازی گواهینامه‌های حلال، تقویت شبکه‌های توزیع، استفاده از فناوری‌های دیجیتال و گسترش همکاری‌های بین‌المللی می‌تواند به افزایش سهم بازار برندهای حلال در اقتصادهای نوظهور کمک کند. این پژوهش راهکارهایی برای تقویت حضور محصولات حلال در بازارهای جهانی ارائه می‌دهد که می‌تواند به سیاست‌گذاران و فعالان اقتصادی در این صنعت کمک کند.
۲۱۸.

تبیین تاب آوری اقامتگاه های بومگردی در ایران: رویکرد تحلیل کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۳
اقامتگاه های بومگردی، به عنوان نمایندگانی از ارزش ها و زیبایی های فرهنگی و طبیعتی هر منطقه، نقش بسیار مهمی در توسعه صنعت گردشگری دارند. این اقامتگاه ها نه تنها به مسافران فرصتی برای استراحت و آرامش ارائه می دهند، بلکه مبنایی برای آشنایی با فرهنگ و سنت های محلی را نیز فراهم می کنند. ازاین رو با توجه با ظرفیت های فوق العاده اقامتگاه های بومگردی در ایران و به صورت خاص استان گیلان، نرخ شکست این گونه از کسب وکار بسیار بالا بوده که در این پژوهش به دنبال تبیین تاب آوری اقامتگاه های بومگردی است. جامعه پژوهش صاحبان اصلی اقامتگاه های  بومگردی در استان گیلان بودند که تعداد 12 نفر از صاحبان اقامتگاه های  بومگردی از طریق روش نمونه گیری غیراحتمالی و مبتنی بر روش گلوله برفی انتخاب شدند.  پژوهش حاضر  از منظر روش کیفی و مبتنی بر رویکرد داده بنیاد بوده است . پس از تأیید اعتبار پژوهش، نتایج حاضر نشان داد که مبانی اصلی تاب آوری در بومگردی ها در 7 بُعد فردی، سرمایه ای، ارتباطی، یادگیری، استراتژیک، محیطی و فرهنگی تعریف شده است که عواملی علی شکل دهنده این پدیده از دو بستر ناشی از صاحبان کسب وکار و ناشی از خود پدیده تعریف گردید که پس از تعریف عوامل زمینه ای و تعدیلگر راهبردهای اصلی این پدیده در 6  قالب محصول، فرآیند، تبلیغات، افراد، مکان و جایگاه یابی ارائه شد. از نتایج پژوهش حاضر می توان به عنوان مبانی اساسی در جهت رشد و پایداری اقامتگاه های  بومگردی در فضای کسب وکارهای ایران بهره برداری کرد که انتظار می رود متناسب با سطح بندی و اولویت بندی تاب آوری برای هر یک از فعالان کسب و کار ارزش آفرین باشد.
۲۱۹.

مدل سازی و اعتبارسنجی نقش هوش مصنوعی در ارتقای قابلیت های صادراتی شرکت های صنایع الکترونیک: رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۴۵
هدف پژوهش حاضر مدل سازی و اعتبارسنجی نقش هوش مصنوعی در ارتقای قابلیت های صادراتی شرکت های صنایع الکترونیک: رویکرد آمیخته می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 16 نفر از خبرگان حوزه صادرات صنایع الکترونیک و فناوری هوش مصنوعی به روش نمونه گیری گلوله برفی و در بخش کمی شامل 306 نفر از کارشناسان بازاریابی و فروش حوزه صادرات محصولات الکترونیکی انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس تئوری داده بنیاد (مدل اشتراس و کوربین) شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی داده ها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) استفاده شد. نتایج بخش کیفی نشان داد که پنج مقوله اصلی شامل شرایط علّی (زیرساخت های ICT، کیفیت داده ها، ظرفیت فنی)، شرایط زمینه ای (سیاست های حمایتی، همکاری های بین المللی، فرهنگ سازمانی نوآور)، شرایط مداخله گر (تحریم ها، تغییرات سریع فناوری، موانع قانونی و مقررات گمرکی)، راهبردها (پیش بینی تقاضا، بهینه سازی قیمت، هوشمندسازی لجستیک، توانمندسازی منابع انسانی) و پیامدها (مزیت رقابتی، نفوذ در بازار جهانی، افزایش رضایت مشتری، کاهش هزینه ها) ساختار مدل را تشکیل می دهند. در بخش کمی، شاخص های پایایی ترکیبی همگی بیش از 0.7 و روایی همگرا برای اکثر مقوله ها بیش از 0.5 بود. نتایج آزمون فرضیه ها نیز حاکی از تأیید کامل روابط بین مقوله های مدل با سطح معنی داری ۰.۰۰۱>p بود.
۲۲۰.

تحلیل بین قاره ای از تأثیر فناوری های نوین بر جذب گردشگر خارجی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۹۲
فناوری های نوین تغییر شگرفی در بخش های مختلف اقتصادی ایجاد کرده و صنایع مختلف از جمله صنعت گردشگری را تحت تأثیر خود قرار داده است. توسعه این فناوری ها خصوصاً در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، نقش مؤثری در معرفی جاذبه های گردشگری و ارائه خدمات مطلوب تر داشته است. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن فناوری های نوین به عنوان یک مؤلفه کلیدی در صنعت گردشگری، کیفیت اثرگذاری آن بر جذب گردشگر خارجی را مورد بررسی قرار می دهد. این پژوهش با بهره گیری از داده های تحلیلی مربوط به قاره های مختلف جهان از سال 2009 تا 2022، از یک روش خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی پانلی (Panel ARDL) استفاده می نماید. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان می دهد بر خلاف انتظار رشد فناوری های نوین در طول سال های مورد مطالعه، تأثیر منفی بر جذب گردشگر خارجی در ایران داشته است. دلایل احتمالی این موضوع و راهکارهای مواجهه با آن در این پژوهش تحلیل و بررسی شده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان