روند جهانی شدن بازارها، زیربنای اهمیت درک رفتار و عملکرد شرکت ها در بازارهای صادراتی است. برای کسب مزیت رقابتی در این بازارها و حفظ موقعیت رقابتی بالاتر، شرکت ها، قابلیت ها و منابع متفاوتی را ایجاد کرده و ارتقا می دهند تا به الزامات بازار و شرایط متغیر آن پاسخی مناسب دهند. منابع و قابلیت ها مستقیم و غیرمستقیم بر استراتژی صادرات اثر گذاشته و در نهایت، بر بازدهی شرکت صادرکننده مؤثر است.
قابلیت حس گری بازار به توانایی شرکت در یادگیری درباره محیط بازار و استفاده مناسب از این دانش برای هدایت اقدامات استراتژیک بازاریابی باز می شود. شرکت ها با قابلیت حس گری قوی، بهتر می توانند نیازها و خواسته های مشتریان فعلی و آتی را شناسایی کنند و بهتر و سریع تر نسبت به مشتریان و عکس العمل رقبا واکنش نشان دهند. قابلیت حس گری بازار دو بُعد بازارمحوری (بررسی روندها و رخدادهای کنونی) و آینده پژوهی بازار (بررسی روندها و رخدادهای آینده بازار) است. هدف این مقاله بررسی اثر قابلیت حس گری بازار بر بهبود عملکرد صادراتی صادرکنندگان کاشی و سرامیک به واسطه تدوین استراتژی مناسب تر صادرات است. جامعه آماری این تحقیق صادرکنندگان کاشی و سرامیک است و داده ها از طریق مصاحبه و پرسشنامه جمع آوری شده است. برای بررسی تأثیر متغیرهای تحقیق بر یکدیگر از همبستگی رتبه ای (اسپیرمن و تاوکندال) و برای ارزیابی مدل مفهومی از مدل معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد شرکت های صادراتی قابلیت حس گری بالاتر و استراتژی مناسب تری برای صادرات دارند و در نتیجه در سه سال گذشته عملکرد صادراتی بهتری داشته اند.
امروزه کارآفرینی، موتور توسعه اقتصادی در کشورها محسوب میشود و تمام کشورها تلاش میکنند تا کارآفرینی را در کشورشان توسعه بدهند. با توجه به اهمیت فوقالعاده کارآفرینی و ضرورت توسعه آن در کشور، این تحقیق با هدف مطالعه و طراحی ساختار سازمانی مراکز و آموزشگاههای کارآفرینی در کشور انجام شده است. در این تحقیق با استفاده از مطالعات تطبیقی مراکز موفق کارآفرینی و با توجه به مبانی نظری طراحی ساختار سازمان و در نظر گرفتن شرایط بومی و منطقهای کشور، ساختار سازمانی مناسب مراکز و آموزشگاههای کارآفرینی طراحی گردیده است.
این مقاله مروری بر تخمین تابع تقاضای پول ارایه کرده و آن گاه خود به تخمین این تابع در بلند مدت و کوتاه مدت می پردازد. به این منظور ابتدا عوامل اصلی موثر بر تقاضای پول از دیدگاه پول گرایان توضیح داده شده است. آن گاه گزارشی کوتاه درباره مطالعات انجام شده درباره تقاضای پول در اقتصاد ایران با تاکید خاصی بر مشکلات و نواقص آنها ارایه می شود. از جمله این مشکلات و نواقص می توان به وارد کردن متغیرهای نادرست در مدل تقاضای پول، اشتباه در محاسبه داده ها در تبدیل آنها از سالانه به فصلی، وارد کردن متغیرهای پایا در رگرسیون همگرایی یکسان (در تابع بلندمدت تقاضای پول)، و در نتیجه به دست آوردن مقادیر نادرست ضرایب متغیرها در مدل و بالاخره عدم تفسیر درست از کشش درآمدی تقاضای پول اشاره کرد. در پایان مقاله به ارایه مدلی پرداخته و تحلیل داده ها با روش دیکی فولر انجام شده است. سپس مدل را در بلندمدت و کوتاه مدت تخمین می زند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که عوامل موثر بر تقاضای پول عبارتند از: تولید، تورم و نرخ های بازدهی ارز و ماشین سواری.
هر حوزه علمی نوظهوری با چالش تشریح موضوع متمایز و قلمرو نظری – مفهومی منحصر به فرد خود یا به بیان دیگر هویت علمی مواجه است. وجه تمایز حوزه های علمی در موضوع آن ها نهفته بوده و کارآفرینی نیز به عنوان یک حوزه علمی نوظهور از این قاعده مستثنی نبوده و در جهت نیل به یک هویت علمی متمایز، ناگزیر به عبور از چالش تعریف موضوع خود به عنوان یکی از الزامات بنیادین فعالیت های هویت آفرینی است. تعریف موضوع کارآفرینی به عنوان یک حوزه علمی زمینه وبستر لازم را جهت سامان دهی به فعالیت های آموزشی، پژوهشی و مشاوره آن به خوبی فراهم می کند. وحدت بخشی به فعالیت ها به ویژه یکپارچه سازی آموزش ها و پژوهش های پراکنده بر محور موضوع کارآفرینی موجب تسریع در رشد و توسعه کارآفرینی به عنوان یک حوزه علمی نوظهور می شود. این نوشتار دیدگاه های مختلف را درباره موضوع کارآفرینی به عنوان یک حوزه نوظهور علمی برسی نموده، سپس فرصت را با نگاه فرآیندی بر اساس منطق و استدلال قابل پذیرش همگانی به عنوان موضوع متمایز و یکپارچه ساز نظریه های و چارچوب ها و در عین حال بسیار با اهمیت برای دنیای پویای معاصر ارایه می نماید. در این نوشتار جهت بررسی ونیل به هدف از روش ترکیبی استفاده می شود.
امروزه کشورهای پیشرفته دنیا در کنار سایر شاخصهای مهم اقتصادی خود، شاخص دیگری تحت عنوان «شاخص رضایت مشتری» را به دلیل اهمیت فراوان رضایت مشتری در رونق اقتصادی یک کشور برای صنایع مختلف توسعه دادهاند. مقاله حاضر با هدف طراحی مدل سنجش رضایت مشتریان در صنعت بانکداری توسعهای انجام گرفته است و به دنبال شناسایی عوامل تاثیرگذار بر رضایت مشتری در صنعت بانکداری توسعهای و میزان شدت اثرگذاری هر عامل میباشد. سعی شده است در طراحی این مدل خصوصیات منحصر به فرد بانکهای توسعهای مدنظر قرار گیرد. بدین منظور سه بعد کیفیت خدمات، ویژگیهای خدمات و فرآیند دسترسی به خدمات بهعنوان ابعاد اصلی مدل سنجش رضایت مشتری در نظر گرفته شده است و بر روی دادههای مربوط به ابعاد ویژگیهای خدمات و نیز فرآیند دسترسی به خدمات تجزیه و تحلیل عاملی صورت گرفته است. تجزیه و تحلیل عاملی در قسمت ویژگیهای خدمات یک فاکتور با مقدار ویژه بیش از یک استخراج کرد که 60 درصد واریانس دادهها را تبیین میکند و در نتیجه حمایت آماری قابل دفاعی برای این بعد فراهم نمود. تجزیه و تحلیل عاملی در قسمت فرآیند دسترسی به خدمات سه فاکتور با مقدار ویژه بیش از یک استخراج کرد که 5/78 درصد واریانس دادهها را تبیین میکنند و در نتیجه حمایت آماری قابل دفاعی برای این قسمت نیز فراهم نمود.
ایجاد یک نام تجاری، روشی برای کمک به فراگرد حافظه مصرف کننده محسوب می شود. با این کار، یک محصول شناسایی و امکان موقعیت دهی آن نسبت به دیگر نام های تجاری نیز فراهم می شود. در تعریف نام تجاری چنین گفته شده است که نام تجاری نام و یا نمادی است که سازمان آن را با هدف ارزش آفرینی برای ذینفعان خود بکار می برد. لذا برای تثبیت نام تجاری در حافظه ی مصرف کننده، سازمان باید از ابزارهایی شامل نام های برجسته استفاده نماید...
فوتبال صنعتی است که برندینگ و اساس آن یعنی هویت برند، اهمیت فوق العاده ای در آن دارد. بطوریکه محققان، در کشورهای صاحب فوتبال الگوهای برند خاصی در ارتباط با آن ارائه داده اند. در این تحقیق با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و با هدف کاربردی، اطلاعات در دو فاز کیفی و کمی گرد آوری گردید. جامعه آماری، شامل 10 نفر از خبرگان مرتبط و کارشناس در زمینه تحقیق، و تماشاگران 6 تیم لیگ برتری که در ورزشگاه حاضر شدند، می باشد. حجم نمونه در فاز اول 300 و فاز دوم 720 نفر بود که با روش تصادفی ساده و با نسبت برابر، از هواداران تیم ها انتخاب شد. بر این اساس پژوهشگران ضروری دیدند که بر پایه دیدگاههای نوین تئوری هویت برند (کو 2009، شیلهانک 2008، کلمن 2011، زوچرماگلیو 2011، سیلوریا 2011، ریچلیو2011) و با در نظر گرفتن الگوهای هویت برند چند کشور دارای برند فوتبال (آلمان، اسپانیا، فرانسه، کره جنوبی) به همراه استفاده از نظرات خبرگان و هواداران، الگوی عوامل هویت برند تیم های حاضر در لیگ برتر فوتبال کشور در فصل 92/91 را ارائه نمایند و در نهایت با استفاده تحلیل عاملی و الگوی معادلات ساختاری دیدگاهی نوین در مورد ابعاد هویت برند فوتبال کشور ارائه شدکه به ترتیب بار عاملی عبارتند از: موفقیت (97/.)، تحویل کالا (92/.)، منطقه بومی تیم(89/.)، بازیکنان ستاره(88/.)، لوگو، هواداران، سابقه، رقیب سنتی(87/.)، سنت(85/.)، عملکرد تیم(82/.)، استادیوم(72/.) و پرسنل غیر بازیکن(51/.).
گوهرمدیریت علمی تیلورکه از قدرت تحلیل و حل مساله (یا همانIQ معروف) سرچشمه میگیرد، همچنان – پس ازگذشت یک قرن- تقریباً دست نخورده باقی مانده است! این، از دید برخی از متفکران، نشان دهندهی اوج خلاقیت، صلابت و ماندگاری افکار تیلور و از دید برخی دیگر از صاحبنظران، گویای عقب ماندگی مدیریت علمی از تحولات و دستاوردهایی است که بشر، طی قرن گذشته به آنها دست پیدا کرده است.
مدل پذیرش فناوری یکی از مدل هایی است که بطور گسترده و وسیع برای تشریح عوامل اثر گذار بر پذیرش سیستم های اطلاعاتی و فناوری اطلاعات و ارتباطات توسط کاربران و مشتریان مورد استفاده قرار گرفته است. مدل پذیرش تکنولوژی بر دو باور بارز؛ یعنی بر سهولت استفاده و مفید بودن تاکید می ورزد. هدف کلی این مطالعه بررسی عوامل موثر بر تمایل به خرید الکترونیکی بارویکرد بسط مدل پذیرش فناوری است. در این تحقیق به منظور توسعه مدل پذیرش فناوری از امنیت، سازگاری و باور های هنجاری به عنوان ابعاد دیگری که تأثیری بسزایی در پذیرش خرید الکترونیکی دارند، استفاده شده است. روش این تحقیق، پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات آن، پرسشنامه های مدل پذیرش فناوری تیلور و تد (1995)، سازگاری و باور های هنجاری ویجایاساراثی (2004) و امنیت سلیسبوری (2001) است و جامعه آماری این مطالعه را دانشجویان دانشگاه اصفهان تشکیل داده اند که 280 نفر از آن ها به روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. نتایج تحقیق با استفاده از روش آماری معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که امنیت، سهولت استفاده، سازگاری و مفید بودن پیش بینی کننده های معنی داری از نگرش به سمت تمایل به خرید الکترونیکی هستند و باور های هنجاری بر تمایل نسبت به خرید های الکترونیکی تاثیر مثبتی می گذارد. در نتیجه با شناختی که از عوامل تاثیر گذار بر تمایل به خرید الکترونیکی حاصل می شود، می توان با ایجاد بهبود در این عوامل در جهت تشویق مشتریان به خرید الکترونیکی گام برداشت.
چکیده: افراد برای شکل بخشی به هویت خود، تاثیرات مورد نظر خود بر روی دیگران را مدیریت می کنند، تلاش برای این تأثیرگذاری هم در محیط های سازمانی و هم در عرصه اجتماعی ملموس و قابل مشاهده است. رفتارهای تأثیرگذار کارکنان در محیط های سازمانی نه تنها بر تصمیمات و پیامدهای سازمانی، بلکه بر مسیر حرفه ای آنان در سازمان تأثیر دارد. یکی از مهمترین موضوعات در ارتباط با مسیر حرفه ای افراد در سازمان، رفتارهای تأثیر گذاری است که به منظورهای متفاوت از جمله ارتقاء آنها صورت می گیرد. با توجه به اهمیت این امر، پژوهش حاضر با هدف بررسی تاکتیک های مختلف مدیریت تأثیر بر روی مسیر حرفه ای صورت گرفته است. پژوهش از نوع پیمایشی، از نظر هدف کاربردی و با رویکرد کمی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی و از نوع همبستگی و به طور مشخص مبتنی برمدل یابی معادلات ساختاری است. ابزار اصلی گردآوری اطلاعات پرسشنامه است که به طور تصادفی 201 پرسشنامه بین کارکنان سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران توزیع گردید. در مدل تحلیلی پژوهش تاکتیک های مدیریت تاثیر متغیر مستقل، مسیر حرفه ای متغیر وابسته و متغیرهای جنسیت، سن، سابقه کار و تحصیلات متغیر تعدیل گر می باشند. یافته های تحقیق نشان می دهد که تاکتیک های مدیریت تأثیر بر مسیر حرفه ای اثر مثبت و تعیین کننده دارند.