سید رضا سیدجوادین

سید رضا سیدجوادین

مدرک تحصیلی: استاد دانشکده مدیریت دانشگاه تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۵۲ مورد از کل ۱۵۲ مورد.
۱۴۱.

بررسی عوامل مؤثر بر توازن کار خانواده در نهادهای آموزشی (مطالعه موردی دانشگاه های دولتی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۲۴۱
افزایش حضور زنان در محیط های کاری، در سال های اخیر، توازن میان کار و خانواده را به یکی از چالش های پیش روی مدیران معاصر تبدیل کرده است. مقاله حاضر با هدف شناخت عوامل تأثیرگذار بر توازن کار خانواده زنان شاغل در تعدادی از دانشگاه های شهر تهران انجام شده است. نمونه آماری شامل 261 نفر از زنان شاغل در این دانشگاه هاست. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه و برای تحلیل آن ها از آزمون همبستگی و رگرسیون استفاده شده است. متغیرهای پژوهش عبارت اند از حمایت خانوادگی، حمایت سازمانی، انعطاف پذیری کار، منابع فردی، و توازن کار خانواده. به منظور بررسی روابط میان متغیرها چهار فرضیه مطرح شده که تأثیر متغیرهای حمایت خانوادگی، حمایت سازمانی، انعطاف پذیری کاری، و منابع فردی را بر توازن کار خانواده بررسی می کند. نتایج نشان می دهد که حمایت خانوادگی و منابع فردی بر توازن کار خانواده تأثیر مثبت دارد، ولی حمایت سازمانی و انعطاف پذیری کار بر این متغیر بی تأثیر بوده است. به مدیران پیشنهاد شده که به منظور ترویج فرهنگ حامی کار خانواده و نیز فراهم کردن فرصت های انعطاف زمانی و مکانی در کار تلاش کنند.
۱۴۲.

ارزیابی درونی کیفیت گروه آموزشی مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۷۳
هدف اصلی از انجام این پژوهش، اجرای الگوی ارزیابی درونی جهت آشکار نمودن نقاط قوت و ضعف گروه مدیریت بازرگانی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری می باشد. پژوهش از نوع کاربردی و در آن از روش تحقیق توصیفی - پیمایشی استفاده شده است. به منظور گردآوری اطلاعات لازم در مورد گروه آموزشی مدیریت بازرگانی پرسشنامه هایی در اختیار چهار زیر جامعه آماری مورد مطالعه شامل: پرسشنامه مدیران گروه (طی دو دوره)، هیئت علمی، دانشجویان و دانش آموختگان قرار گرفت و برای تعیین اهداف گروه به دلیل کم بودن تعداد اعضای هیئت علمی گروه مدیریت بازرگانی (6 نفر)، از مصاحبه همراه با سئوالات استفاده شد. نتایج نشان داد از هفت عامل فوق، عوامل جایگاه سازمانی و مدیریت گروه، هیئت علمی، امکانات و تجهیزات آموزشی و پژوهشی، دانش آموختگان گروه در «سطح مطلوب» ارزیابی شدند. سه عامل دیگر یعنی دانشجویان، راهبردهای یاددهی- یادگیری و دوره های آموزشی و برنامه های درسی در «سطح نسبتاً مطلوب» قرار گرفتند. همچنین هر سه دسته عوامل درونداد، فرایند و برونداد گروه آموزشی مدیریت بازرگانی نیز در «سطح مطلوب» ارزیابی شدند در نتیجه، وضعیت کلی گروه مدیریت بازرگانی دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در «سطح مطلوب» ارزیابی گردید
۱۴۳.

طراحی و اعتباریابی مدل توسعه منابع انسانی دانشی با رویکرد فرهنگِ دانش محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۱۹۰
در سالهای اخیر و با گذر از عصر صنعت و ورود به عصر اطلاعات، منابع انسانی دانشی به عنوان ارزشمندترین دارایی و مهمترین عامل مزیت رقابتی سازمانها معرفی شدند.لذا ابعاد سنتی مدیریت منابع انسانی و وظایف آنان، دچار دگرگونی شده و تلاش مدیریت برای حفظ، نگهداری و پرورش این دسته از منابع انسانی، اهمیت بیشتری یافته است. بنابراین پژوهش حاضر در همین راستا و با هدف، طراحی و اعتباریابی مدل توسعه منابع انسانی دانشی با رویکرد فرهنگ دانش محور انجام شده است. این پژوهش، از لحاظ هدف، توسعه ای - کاربردی و از لحاظ ماهیت روش، توصیفی– اکتشافی است. جهت گردآوری داده های کیفی از ابزار مصاحبه و جهت ارائه این مدل از استراتژی گراندد تئوری با رهیافت استراوس و کوربین استفاده شده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش در بخش کیفی، 20 نفر از مسئولان و خبرگان پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و در بخش کمی، 150 نفر از منابع انسانی دانشی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بودند که در انجام این تحقیق مشارکت داشتند. نتایج حاصل از کدگذاری سه مرحله ای، در نرم افزار مکس کیودا، با 253 کد اولیه،34 مفهوم و 5 مقوله اصلیِ علی، زمینه ای ، موانع(مداخله گر)، راهبردها و پیامدها حول پدیده محوری(توسعه منابع انسانی دانشی) در قالب مدل پارادایمی نشان داده شده است. همچنین نتایج آزمون مدل سازی معادلات ساختاری، از طریق نرم افزاراسمارت پی.ال.اس، نشان داد که روابط میان مقوله های مدل توسعه منابع انسانی دانشی و تاثیر مقوله ها بر روی یکدیگر قابل تایید است.
۱۴۴.

تأثیر ظرفیت جذب دانش بر عملکرد شرکت های دانش بنیان با تبیین نقش میانجی راهبرد نوآوری و فعالیت های نوآوری باز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۶۳
زمینه/هدف: امروزه، شیوه ارزش آفرینی با تأثیرپذیری از پویایی رقابت دگرگون شده است. این لزوم توجه شرکت ها به دانش و نوآوری برون سازمانی برای خلق ارزش را شدت بخشیده است. لذا این مطالعه با درنظرگرفتن نقش میانجی راهبرد نوآوری و فعالیت های نوآوری باز به بررسی تأثیر ظرفیت جذب دانش بر عملکرد شرکت ها پرداخته است. روش پژوهش: این پژوهش دارای پارادایمی اثبات گرا و رویکردی قیاسی است که از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل 5029 شرکت دانش بنیان در استان تهران بود. حجم نمونه با نرم افزار جی پاور 313 شرکت تعیین شد. داده ها با پرسش نامه استاندارد لی و همکاران (2022)، کاراسکو-کارواخال و همکاران (2023)، نقش بندی و جاسم الدین (2018) و میلووانویچ و همکاران (2016) و روش نمونه گیری تصادفی ساده طی یک پیمایش آنلاین گردآوری شد. برای سنجش روایی از روایی صوری و روایی سازه (روایی همگرا و واگرا) استفاده شد. پایایی نیز با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی ارزیابی شد. پس از تأیید روایی و پایایی، مدل پژوهش با تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار SmartPLS 3 تحلیل گردید. یافته های پژوهش: یافته ها نشان داد ظرفیت جذب دانش به ترتیب با ضریب مسیر 409/0، 306/0، 329/0، 431/0 و آماره تی 833/9، 740/5، 692/6 و 116/11 بر راهبرد نوآوری، نوآوری باز خروجی و ورودی و عملکرد شرکت تأثیر معناداری دارد. همچنین، تأثیر معنادار راهبرد نوآوری به ترتیب با ضریب مسیر 367/0، 265/0، 438/0 و آماره تی 607/8، 813/3 و 168/11 بر نوآوری باز خروجی و ورودی و عملکرد شرکت تأیید شد. به علاوه، تأثیر نوآوری باز ورودی بر عملکرد شرکت با ضریب مسیر 248/0 و آماره تی 633/3 تأیید اما تأثیر نوآوری باز خروجی بر عملکرد شرکت با ضریب مسیر 068/0 و آماره تی 228/1 رد شد. در نهایت، نقش میانجی راهبرد نوآوری با ضریب مسیر 179/0 و آماره تی 437/2 تأیید اما نقش میانجی نوآوری باز ورودی و خروجی به ترتیب با ضریب مسیر 021/0، 081/0 و آماره تی 719/0 و 612/1 رد شد. نتیجه گیری: مدیران شرکت های دانش بنیان باید بدانند که بهبود عملکرد شرکت به ایجاد شرایطی بستگی دارد که فرایندهای مرتبط با نوآوری را بهبود می بخشد. لذا آن ها باید سرمایه گذاری در دانش و نوآوری برون سازمانی را توأمان با داخل سازمان در اولویت قرار دهند. اصالت/ارزش: این مطالعه اولین پژوهشی است که بر اهمیت ارتباط بین دانش جدید و تدوین و اجرای راهبرد نوآوری به منظور نوآوری باز موفق در شرکت های دانش بنیان مستقر در یک کشور در حال توسعه و نیز مکانیسم های میانجی که دانش بازار را به عملکرد بالا تبدیل می کند، متمرکز شده است. 
۱۴۵.

مدل سازی رابطه بین توانایی های شناختی و بازده سرمایه گذاری سبدگردانان با تأکید بر ابعاد سوگیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۸۹
هدف: هدف مقاله حاضر مدل سازی رابطه بین توانایی های شناختی و بازده سرمایه گذاران سبدگردانان با تأکید بر ابعاد سوگیری شناختی است. مسئله مطالعه حاضر، بررسی تأثیرپذیری در رفتار تصمیم گیری سبدگردانان در بازار سرمایه ایران، بر اساس ابعاد دیرپذیری و نماگری سوگیری شناختی در سرمایه گذاران است و بررسی خواهد شد که آیا توانایی های شناختی و تصمیم گیری خبرگان سبدگردان براساس سوگیری نماگری، دیرپذیری، اتکا و تعدیل و سفسطه ارتباط، بر بازده سرمایه گذاری سبدگردانان در بورس اوراق بهادار تهران اثرگذاری معناداری دارد یا خیر.روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، از نوع توصیفی و روش پیمایشی است. برای جمع آوری داده های موردنیاز، آزمون های مختلفی انجام شد، از قبیل آزمون انعکاس شناختی (CRT) شامل یک سؤال (مسئله لیندا) برای سنجش سوگیری سفسطه ارتباط و دو سؤال برای سنجش سوگیری لنگر و آزمایش گرتر (۱۹۹۲) برای سنجش سوگیری دیرپذیری و نماگری (بازی حدس یا گوی و کیسه) که در اختیار مدیران ۳۰ شرکت سبدگردان قرار گرفت. همچنین یک پرسش نامه شامل ۱۵ سؤال برای قدرت تصمیم گیری و سؤال های مربوط به فعالیت های سرمایه گذاری پاسخ دهندگان که شامل یک سؤال در خصوص سمت سازمانی، یک سؤال در خصوص میزان بازدهی یک سال گذشته و سه سؤال اضافی برای سنجش استراتژی های سرمایه گذاری است، در ابتدای سال ۱۴۰۰، در اختیار ۳۰۲ نفر افراد حرفه ای بازار سرمایه، به عنوان نمونه آماری قرار گرفت که با استفاده از روش کوکران انتخاب شده بودند. این افراد عبارت بودند از: مدیران سرمایه گذاری، تحلیلگران و معامله گران که در شرکت های سبدگردانی مورد مطالعه، فعالیت داشتند. از این افراد درخواست شد تا با توجه به عملکرد سرمایه گذاری شان در سال ۱۳۹۹، به پرسش ها پاسخ دهند. به منظور تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها، به تناسب از آزمون کای دو، من ویتنی و مدل رگرسیون پروبیت استفاده شده است.یافته ها: براساس نتایج به دست آمده، افزایش یک واحدی در معیار تصمیم گیری خبرگان سبدگردان، به افزایش 27/0 درصدی در بازدهی سرمایه گذاری منجر می شود. با توجه به سطح توانایی شناختی، چنانچه سوگیری نماگری رخ دهد، بازدهی به میزان 09/0 رصد کاهش پیدا می کند. همچنین چنانچه سوگیری دیرپذیری رخ دهد، بازدهی به میزان 07/0 درصد کاهش می یابد. نتیجه گیری: در این مطالعه ابعاد سوگیری دیرپذیری، نماگری، اتکا و تعدیل و سفسطه در تصمیم گیری خبرگان سبدگردان مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان داد که 4/40 درصد مشارکت کنندگان در پژوهش، توانایی شناختی بالایی دارند. همچنین میزان توانایی شناختی و تصمیم گیری خبرگان سبدگردان مرد و بانو، تفاوت معناداری با هم دارند و میزان توانایی شناختی و تصمیم گیری خبرگان سبدگردان با سطح بازدهی مختلف نیز تفاوت معناداری با هم دارند. همچنین نتایج به دست آمده از این مطالعه بیانگر این بود که معیارهای توانایی شناختی و قدرت تصمیم گیری خبرگان سبدگردان تأثیر مثبت و معناداری بر بازدهی سرمایه گذاری دارد؛ به طوری که افزایش در سطح توانایی شناختی، به افزایش در بازدهی به میزان 53/0 درصد منجر می شود و افزایش یک واحدی در معیار تصمیم گیری خبرگان سبدگردان، بازدهی سرمایه گذاری را 27/0 درصد افزایش می دهد؛ اما معیارهای وارد شده برای سوگیری شناختی، از قبیل سوگیری نماگری و دیرپذیری، بر بازدهی سرمایه گذاری تأثیر منفی می گذارد.
۱۴۶.

طراحی مدل مدیریت منابع انسانی بخش دولتی ایران در راستای بهبود شاخص های حکمرانی خوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۷۰
حکمرانی خوب به عنوان یک عنصر مهم در گفتمان توسعه، با فراهم آوردن شرایطی موجب تقویت پایه های نظام سیاسی و بالابردن مشروعیت و سلامتی نظام سیاسی می شود. شاخص های حکمرانی خوب، امروزه به مثابه یک دستگاه سنجش وضعیت حکمرانی در کشورهای مختلف دنیا به کار می رود. بر اساس آمار منتشر شده بانک جهانی در سال 2019، حکمرانی خوب در ایران در وضعیت خوبی قرار ندارد؛ در حالی که خط مشی ها و شیوه های مدیریت منابع انسانی دولتی برای تاثیرگذاری بر شاخص های حکمرانی خوب از پتانسیل و فرصت بیشتری برخوردار هستند. بررسی انتقادی مدیریت منابع انسانی دولتی ایران، حاکی از این است که به خدمات این بخش نیاز شدیدی وجود دارد. بر این اساس، سوال اصلی این پژوهش عبارت است از اینکه: مدل مدیریت منابع انسانی دولتی ایران در راستای بهبود شاخص های حکمرانی خوب چیست؟ این پژوهش در جهت افزایش مشارکت خط مشی ها و شیوه های مدیریت منابع انسانی برای ایفای نقش تقویت موسسات دولتی و عملکردشان در ساخت بخش عمومی، تقویت کننده وضعیت حکمرانی خوب و توسعه ادبیات موجود در حوزه منابع انسانی بخش دولتی است. طراحی مدل بر اساس نظریه حکمرانی خوب با رویکرد نظریه چند زمینه ای و با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختار یافته صورت گرفته است و اعتبارسنجی تجربی نیز به روش های کیفی بررسی عضو و تکثرگرایی نظری و مشارکت کنندگان انجام شده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل خبرگان اجرایی و علمی حوزه حکمرانی خوب و مدیریت منابع انسانی بخش دولتی ایران هست و از نمونه گیری نظری (هدفمند) استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در راستای بهبود شاخص های حکمرانی خوب، در مدیریت منابع انسانی بخش دولتی ایران بایستی به پنج عامل اساسی: ساختار حمایتی، توسعه، کنترل و نظارت، مدیریت اخلاق و شایسته سالاری در فرآیندهای مدیریت منابع انسانی بخش دولتی ایران توجه نمود.
۱۴۷.

توسعه چارچوبی برای تلنگرهای دیجیتال موثر در خرید آنلاین: یک مرور سیستماتیک ادبیات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۹۹
با گسترش روزافزون خرید آنلاین، چالش های جدیدی برای مصرف کنندگان در انتخاب و خرید محصولات مناسب به وجود آمده است. تلنگرهای دیجیتال به عنوان راه حل هایی نوین، می توانند به مصرف کنندگان در اتخاذ تصمیمات آگاهانه تر و عاقلانه تر در فرایند خرید آنلاین کمک کنند. از اینرو این پزوهش به توسعه چارچوبی برای تلنگرهای دیجیتال مؤثر در خرید آنلاین با استفاده از رویکرد مرور سیستماتیک ادبیات می پردازد. روش این پژوهش از نوع کیفی و با استفاده از رویکرد مرور سیستماتیک است. در این پژوهش 255 مقاله بررسی و در نهایت بعد از چند مرحله غربالگری 34 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان می دهد که تلنگرهای دیجیتال در چهار طبقه اصلی "اطلاعات تصمیم"، "ساختار تصمیم"، "کمک تصمیم" و "درخواست تصمیم اجتماعی" قرار می گیرند. در طبقه "اطلاعات تصمیم"، تلنگرهایی مبتنی بر اطلاعات، سوگیری ها و تأثیرات شناختی، ارائه بصری و معماری تصمیم شناسایی شدند. در طبقه "ساختار تصمیم"، عواملی مانند پیچیدگی و ساختار تصمیم گیری، پیش فرض ها و پیش انتخاب ها، تقویت و انگیزش رفتاری، تعهد و ثبات، تلاش و بار شناختی، جایگزینی و تغییر، محرک های شناختی و رفتاری، و نظارت و بازخورد شناسایی شدند. در طبقه "کمک تصمیم"، عواملی مانند بازاریابی و رفتار مصرف کننده، نظریه های روانشناسی و اقتصادی، تأثیر و روانشناسی اجتماعی، سوگیری های شناختی و اکتشافی، پردازش تصمیم و اطلاعات و عمل و تغییر رفتاری شناسایی شدند و در نهایت در طبقه "درخواست تصمیم اجتماعی"، عواملی مانند تقویت رفتاری، متقاعدسازی و روانشناسی اجتماعی، سوگیری های شناختی، تکنیک های انگیزشی و تمرکز و برجسته سازی تصمیم شناسایی شدند.
۱۴۸.

تأثیر قابلیت های مدیریت دانش کلان داده بر نوآوری، مزیت رقابتی و عملکرد شرکت های دانش بنیان (مورد مطالعه: شرکت های دانش بنیان استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۳
هدف: با وجود رشد روزافزون کلان داده، بسیاری از شرکت های دانش بنیان ایرانی در استفاده مؤثر از آن برای تقویت نوآوری و بهبود عملکرد با محدودیت های جدی مواجه اند. استمرار این وضعیت می تواند با کاهش تجاری سازی محصولات، جایگاه رقابتی آن ها را بیش از پیش تضعیف نماید. لذا این پژوهش با تبیین نقش میانجی قابلیت نوآوری، نوآوری فرایند کسب وکار و مزیت رقابتی، به بررسی تأثیر قابلیت های مدیریت دانش کلان داده بر عملکرد این کسب وکارها پرداخته است. روش پژوهش: این پژوهش پارادایمی اثبات گرا، رویکردی قیاسی و هدفی کاربردی دارد و از نظر ماهیت و روش توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری 5048 شرکت دانش بنیان استان تهران بودند. حجم نمونه با نرم افزار G-Power 3 ۳۱۳ شرکت تعیین شد. داده ها از طریق پرسش نامه استاندارد به روش تصادفی ساده طی یک پیمایش آنلاین جمع آوری شد. روایی از طریق روایی صوری و روایی سازه و پایایی از طریق آلفای کرونباخ (با ضریب 826/0)، پایایی ترکیبی (با ضریب 890/0) و پایایی همگون (با ضریب 865/0) تأیید شد. داده ها نیز با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار SmartPLS 3 تحلیل شد. یافته ها: تأثیر قابلیت های مدیریت دانش کلان داده به ترتیب با ضریب مسیر 329/0، 239/0، 425/0 و آماره تی 699/4، 010/3 و 749/6 در سطح اطمینان 99 درصد بر قابلیت نوآوری، نوآوری فرایند کسب وکار و مزیت رقابتی معنادار شد، اما تأثیر مستقیم این متغیر با ضریب مسیر 052/0 و آماره تی 985/0 بر عملکرد کسب وکار رد شد. تأثیر قابلیت نوآوری به ترتیب با ضریب مسیر 536/0، 443/0، 299/0 و آماره تی 632/9، 562/7 و 514/3 در سطح اطمینان 99 درصد بر نوآوری فرایند کسب وکار، مزیت رقابتی و عملکرد کسب وکار و تأثیر نوآوری فرایند کسب وکار به ترتیب با ضریب مسیر 165/0، 146/0 و آماره تی 360/2 و 071/2 در سطح اطمینان 95 درصد بر مزیت رقابتی و عملکرد کسب وکار تأیید گردید. به علاوه، تأثیر مثبت مزیت رقابتی بر عملکرد کسب وکار با ضریب مسیر 342/0 و آماره تی 517/5 در سطح اطمینان 99 درصد معنادار شد. در نهایت، نقش میانجی قابلیت نوآوری و نوآوری فرایند کسب وکار به ترتیب با ضریب مسیر 098/0، 035/0 و آماره تی 812/1 و 794/0 رد اما نقش میانجی مزیت رقابتی با ضریب مسیر 145/0 و آماره تی 013/2 در سطح اطمینان 95 درصد تأیید شد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که قابلیت های مدیریت دانش کلان داده به طور غیر مستقیم از طریق قابلیت نوآوری، نوآوری فرایند کسب وکار و مزیت رقابتی، عملکرد کسب وکارهای دانش بنیان را ارتقا می دهد. این یافته ها اهمیت تقویت قابلیت های نوآوری و بهینه سازی فرایندهای کسب وکار در بهره گیری اثربخش از کلان داده و حفظ جایگاه رقابتی شرکت های دانش بنیان را برجسته می کند. اصالت/ارزش: این پژوهش برای نخستین بار با بررسی تأثیر قابلیت های مدیریت دانش کلان داده بر عملکرد شرکت های دانش بنیان ایرانی، شواهد تجربی منحصر به فردی از این شرکت ها ارائه داد که ضمن پر نمودن شکاف های موجود در ادبیات نظری و عملی، بینش نوینی از پویایی نوآوری و رقابت فراهم می آورد.
۱۴۹.

الگوی سیاست گذاری داده محور در صنایع استارت اپی با رویکرد تحول دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۷
توسعه تحول دیجیتال در کسب و کارها بر فرآیند های سیاست گذاری نیز تاثیر گذار بوده است. یکی از تحولات در این مفاهیم مرتبط با سیاست گذاری های مبتنی بر داده بوده است. هدف اصلی این مطالعه ارائه الگوی سیاست گذاری داده محور در صنایع استارت اپی با رویکرد تحول دیجیتال بوده است. روش این مطالعه از نوع کیفی و کمی بوده است و جامعه هدف در بخش کیفی خبرگان شامل مدیران، سیاست گذاران، و فعالان حوزه سیاست گذاری در صنایع استارت آپی بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی حجم نمونه در این بخش 18 نفر تعیین گردید. در بخش کمی نیز جامعه هدف شامل کلیه خبرگان انتخابی در مرحله قبل بوده است. در بخش کیفی به منظور شناسایی مولفه های مورد بررسی از روش تحلیل محتوی جهت دار و ابزار مصاحبه به منظور گردآوری داده ها استفاده شده است. در بخش کمی نیز از مدلسازی ساختاری تفسیری به منظور تعیین سطح مولفه های نهایی استفاده گردید. نتایج نشان می دهد که مؤلفه هایی همچون حکمرانی داده و استراتژی داده محور به عنوان پایه های اصلی سیاست گذاری در سطح اول قرار دارند. سطوح بعدی شامل عواملی نظیر تحول دیجیتال، مقیاس پذیری داده ها، منابع انسانی و داده، مشارکت در داده ها، تطابق با مقررات، تحلیل پیش بینی، اخلاق داده، تعامل با فناوری های نوین، ارزیابی عملکرد، یکپارچگی و خودکارسازی داده ها، مدل های کسب وکار و خدمات مشتری مبتنی بر داده، زیرساخت های فناوری اطلاعات، امنیت داده ها و در نهایت فرهنگ داده محور به عنوان بستر تحول سازمانی هستند. کلید واژه ها: سیاست گذاری، داده محوری، استارت اپ ها
۱۵۰.

تأثیر تبلیغات بانکداری الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند با نقش میانجی ارزش درک شده در بانک شهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۲
هدف از این مطالعه "تأثیر تبلیغات بانکداری الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند با تاکید بر نقش میانجی ارزش درک شده" است. برای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از مشتریان بانک شهر در شهر تهران و نمونه ای به حجم 350 نفر به روش در دسترس (غیر احتمالی) مورد مطالعه قرار گرفته اند. جمع آوری اطلاعات به وسیله ابزار پرسشنامه که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی است. یافته های این مطالعه نشان می دهد. که تبلیغات الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند بانک تأثیر مثبت و معناداری داشته همچنین ارزش درک شده در رابطه میان تبلیغات الکترونیک بانکداری و وفاداری مشتریان به برند نقش میانجی دارد.
۱۵۱.

گذار از رهبری سنتی به رهبری پایدار: طراحی مدلی برای سازمان های دولتی عصر جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۷
تنها زمانی به توسعه پایدار دست می یابیم که به رشد اجتماعی، رشد اقتصادی و حفظ محیط زیست دست یابیم. و از طرفی دیگر، بدون رهبری منابع نیز نمی توان زمانی را برای دستیابی به پایداری پیش بینی کرد. بنابراین پژوهش حاضر به بررسی ابعاد مختلف رهبری پایدار و روابط بین آن ها می-پردازد. از آن جا که ماهیت رهبری پایداری یک برساخت اجتماعی حاصل از تعامل بین افراد است که پژوهشگر می تواند ارزش های خود را در آن دخالت دهد، باید اذعان نمود که پژوهش حاضر، از دریچه پارادایم تفسیری به این مقوله پرداخته است. رویکرد این پژوهش استقرایی- قیاسی است و با توجه به ماهیت موضوع پایداری و تاثیرپذیری آن از صنایع و حوزه های فعالیتی مختلف(بخش محیط زیست، بخش اقتصادی جامعه و بخش اجتماعی و فرهنگی)، با استفاده از روش مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته از میان مدیران و خبرگان سازمان های مختلف بدنه اجرایی دولت به جمع آوری داده پرداخته شد که با 22 نفر از مدیران و معاونان سازمان های دولتی در شهر اصفهان مصاحبه صورت گرفت. با استفاده از نظریه داده بنیاد چندگانه، به روش گلدکل و کرونهلم، داده های جمع آوری شده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته که در نهایت مدل رهبری پایدار با 9 مقوله اصلی استخراج گردید. خلق ارزش پایدار به عنوان مقوله محوری الگوی رهبری پایدار شامل ابعاد الزامات- عوامل حمایتی و انگیزشی- موانع و محدودیت ها- ویژگی های رهبران پایدار- مشخصه های سازمان پایدار- اقدامات درون سازمانی رهبران پایدار- اقدامات برون سازمانی رهبران پایدار و نتایج و دستاوردهای رهبری پایدار می باشد.
۱۵۲.

شناسایی مؤلفه های مؤثر بر جلب توجه مشتری در تبلیغات دیجیتال با تأکید بر محرک های دیداری و کلامی: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۶
در عصر بازاریابی دیجیتال، تبلیغات نقشی اساسی در جلب توجه مصرف کنندگان ایفا می کند. محرک های دیداری و کلامی به عنوان دو بخش مهم، تأثیر بسزایی در برانگیختن توجه و درگیرسازی شناختی مشتریان دارند. در این پژوهش تلاش شده است تا مؤلفه های مؤثر بر جلب توجه مشتریان به تبلیغات دیجیتال، با تمرکز بر نقش محرک های دیداری و کلامی که در پژوهش های پیشین به آن ها اشاره شده است، شناسایی و طبقه بندی شود تا بستری برای طراحی مدل های اثربخش تبلیغاتی فراهم آورد. پژوهش حاضر بر اساس هدف، توسعه ای - کاربردی و بر اساس ماهیت داده ها، کیفی است. روش اجرای پژوهش، تحلیلی - توصیفی است و داده های کیفی آن، از روش پژوهش مرور سیستماتیک با رویکرد فراترکیب جمع آوری شده است. انتخاب اسناد برای بررسی، به روش در دسترس بود و این اسناد از طریق موتور جست وجوی گوگل اسکالر، در پایگاه های داده الکترونیکی الزویر، ساینس دایرکت، امرالد و اسپرینگر، طی سال های 2015 تا 2025 استخراج شد و از طریق تحلیل محتوا، از مجموع 348 متن اولیه شناسایی شده، در نهایت 70 مفهوم برجسته در قالب 5 مقوله کلیدی و 5 بعد یا ویژگی اصلی برای متون تبلیغات دیجیتال با کمک نرم افزار Maxqda 24 شناسایی شد که عبارت اند از: عناصر بصری، عناصر کلامی، قدرت استدلال، توجه مشتری به تبلیغ و متقاعدسازی مصرف کننده. در نتیجه از بین ابعاد پژوهش، بعد عناصر بصری ، بیشترین گستردگی را داشت و ابعاد متقاعدسازی مصرف کننده توجه مشتری به تبلیغ و قدرت استدلال و عناصر کلامی در رده های بعدی اهمیت قرار گرفتند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان