نمایش ۶٬۹۴۱ تا ۶٬۹۶۰ مورد از کل ۳۴٬۶۷۱ مورد.
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۶)
190 - 210
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، مقایسه تأثیر زوج درمانی شناختی- رفتاری و زوج درمانی هیجان مدار بر طرحواره های عشق زنان متأهل بود. روش پژوهش: این پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماه اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش زنان متأهل 40-25 سال مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1397 بود که 60 زن متأهل به شیوه در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه گمارده شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه طرحواره عشق سینگلیز و همکاران (1995) بود. گروه آزمایش زوج درمانی شناختی-رفتاری شادیش و بالدوین (2005) 10 جلسه و گروه آزمایشی زوج درمانی هیجان مدار جانسون (2004) را در هشت جلسه به مدت 90 دقیقه دریافت کردند. داده های جمع آوری شده با استفاده از واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد. یافته ها: مداخله زوج درمانی شناختی-رفتاری بر طرحواره عشق ایمن (F=5.98، P=0.019)، طرحواره عشق چسبیده (F=9.20، P=0.004)، طرحواره عشق کناره گیر (F=8.55، P=0.006)، طرحواره عشق بی ثبات (F=8.15، P=0.007)، طرحواره عشق غیرجدی (F=5.71، P=0.022)، و طرحواره عشق بی علاقه (F=9.99، P=0.003) و در مداخله زوج درمانی هیجان مدار بر طرحواره عشق ایمن (F=9.18، P=0.004)، طرحواره عشق چسبیده (F=8.23، P=0.007)، طرحواره عشق کناره گیر (F=5.21، P=0.028)، طرحواره عشق بی ثبات (F=12.81، P=0.001)، طرحواره عشق غیرجدی (F=6.01، P=0.019) و طرحواره عشق بی علاقه (F=10.65، P=0.002) مؤثر بوده است و این تأثیر در مرحله پیگیری نیز پایدار بود. نتیجه گیری: زوج درمانی شناختی-رفتاری و زوج درمانی هیجان مدار از مداخلات مؤثر بر طرحواره های عشق زنان است؛ لذا این یافته ها تلویحات مهمی در زمینه آموزش و ارتقای بهداشت روانی زنان متأهل ارائه می کنند.
نقش توجه متمرکز و توجه توزیع شده در تجربه زیبایی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: این مقاله در پی آن است تا با تکیه بر پژوهش های معاصر در حوزه های علوم شناختی و فلسفه ذهن معاصر نظریه ای برای توضیح چگونگی ادراک زیبایی شناختی تصاویر ارائه کند. از منظر فلسفی، چنین نظریه ه ای را می توان برای تبیین سایر جنبه های هنری، معنایی یا اجتماعی تصویر نیز به کار گرفت اما در این مقاله کوشش می شود نشان داده شود که چگونه می توان از این نظریه برای تبیین چگونگی وقوع تجربه زیبایی شناختی در مورد تصاویر استفاده کرد. روش کار: در این مقاله منابع دست اول و اصلی مورد استفاده قرار گرفته اند و کوشش شده است با استفاده از روش تحلیل مفهومی و به کار گیری شیوه متعارف استدلال فلسفی نتایج مورد نظر به دست آیند. یافته ها: پس از معرفی مفاهیم فلسفی لازم برای طرح این بحث و نیز توضیح مفهوم توجه زیبایی شناختی، نظریه های رقیب دیگری که برای ادراک تصویر وجود دارند به اختصار بررسی می شوند و علل ناکامی آنها توضیح داده می شود. به علاوه نشان داده می شود که چگونه می توان یکی از مهم ترین ویژگی های تجربه زیبایی شناختی - که عاری بودن آن از منفعت عملی است- را از طریق این نظریه ادراک تصویر توضیح داد. مقاله سپس با تفکیک دو شی کاملاً متمایز از یکدیگر هنگام ادراک تصویر-رویه تصویر به عنوان یک شیء دوبعدی و شیء سه بعدی تصویر شده درون تصویر- روایتی از چگونگی رابطه این دو شیء هنگام ادراک تصویر به دست می دهد. نتیجه گیری: نتیجه مقاله توصیه ه ای است که با استفاده از این نظریه می توان به افراد غیرمتخصص در هنر ارائه کرد برای این که بتوانند جنبه زیبایی شناختی تصاویر غیرواقع نما را بهتر درک کنند.
ارزیابی تأثیر نمادهای معنوی در فضاهای عبادی بر سلامت معنوی کاربران از طریق نقش واسط هوش معنوی؛ مطالعه موردی مساجد تاریخی بازار تبریز(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۵۵)
89-104
حوزههای تخصصی:
سلامت معنوی، جدیدترین بعد سلامت است که به عنوان جزئی پایه ای در کنار سایر ابعاد سلامتی همچون سلامت جسمی، روانی و اجتماعی قرار دارد. هوش معنوی، که بیانگر مجموعه ای از توانایی ها، ظرفیت ها و منابع معنوی است، می تواند موجب ارتقای سلامت معنوی افراد شود. براین اساس، هدف این پژوهش، ارزیابی تأثیر نمادهای معنوی در فضای عبادی بر سلامت معنوی افراد، از طریق نقش واسط هوش معنوی می باشد که با روش توصیفی از نوع همبستگی شکل گرفته است. در این پژوهش، از سه پرسش نامه نمادپردازی معنوی، هوش معنوی و سلامت معنوی استفاده شده است. داده های حاصل، با آزمون آماری ضریب همبستگی و رگرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS 20 تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که بین نمادپردازی معنوی با هوش معنوی و سلامت معنوی، رابطه مثبت وجود دارد و متغیرهای نمادپردازی معنوی و هوش معنوی، توان پیش بینی سلامت معنوی را دارند. همچنین، در بین نمادهای معنوی مساجد، نمادهای «محراب» و «نور»، سهم بیشتری در تبیین هوش معنوی دارند. با توجه به نتایج حاصل از این پژوهش، نمادپردازی معنوی در فضاهای عبادی، ضمن فعال سازی بخش خودآگاه ذهن، در کارکرد هوش معنوی مؤثر واقع شده و بستر لازم را برای ایجاد سلامت معنوی فراهم می کند.
تأثیر مداخله چندوجهی در سطوح مختلف کودک، والدین، و همسالان بر بهبود حافظه فعال کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴
99 - 119
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر مداخله چندوجهی درسطوح مختلف کودک، والدین، وهمسالان بر بهبود حافظه فعال کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی بود. روش پژوهش نیمه تجربی، با مراحل پیش و پس آزمون بود. جامعه آماری پژوهش کلیه پسران با علائم اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی 6 تا 9 سال شهر کرمانشاه درسال تحصیلی 98-97 بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری خوشه ای، تعداد 30 دانش آموز با تشخیص اختلال نارسایی توجه/ فزون کنشی مبتنی برمصاحبه بالینی ساختاریافته ازملاک های موجود درچهارمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی سادوک و سادوک و تایید روانپزشک انتخاب شده، و به روش تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش وکنترل قرار گرفتند. انتخاب تصادفی همسالان وهمچنین والدین کودکان گروه ازمایش درسطوح دیگر برنامه آموزشی قرارداشتند. درگروه ازمایش کودکان دارای اختلال برنامه آموزش کنش های اجرایی، و برای کودکان عادی همسال آموزش مهارت های ارتباطی و برای والدین آموزش تغییر رفتار فرزندپروری و ارتباطی انجام شد دراین پژوهش نرم افزار سنجش حافظه فعال دانیمن و کارپنتر در دومرحله اجرا شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد. یافته ها نشان داد که آموزش تلفیقی چندوجهی باعث بهبود حافظه فعال و اندوزش گروه ازمایش شد، ولی بر پردازش آن ها تاثیر معنی داری نداشت. فراهم کردن بستر مناسب از طریق آموزش خانواده و همسالان و آموزش همزمان کنش های اجرایی به موثر بودن این تلفیق کمک کرد. پیشنهاد می شود در درمان کودکان با اختلال نارسایی توجه/فزون کنشی از روش های چندوجهی استفاده شود.
روابط ساختاری ابعاد سرشت با اختلال وسواسی اجباری: با واسطه گری حساسیت انزجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه پیش رو، بررسی روابط ساختاری ابعاد سرشت، حساسیت انزجاری و اختلال وسواسی اجباری با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری است. فرض بر این است که ابعاد سرشت و حساسیت انزجاری در تعامل با یکدیگر به اختلال وسواسی اجباری منجر می شوند. با وجود اهمیت این مدل، پژوهش های کافی برای ارزیابی تجربی آن انجام نشده است. طرح پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی است. برای این منظور، 377 نفر از دانشجویان دانشگاه ارومیه با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه های سرشت و منش کلونینجر، مقیاس حساسیت انزجاری و پرسشنامه بازنگری شده وسواسی اجباری که در اختیار آنها گذاشته شده بود، پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. همچنین، برای طبقه بندی، پردازش و تحلیل داده ها و بررسی فرضیه های پژوهش از نرم افزارهای SPSS و AMOS استفاده شد. ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد مدل فرضی، با مدل اندازه گیری برازش دارد (0/96=CFI، 91/0= , NFI 7 0/0=RMSEA). نتایج پژوهش نشان داد ابعاد سرشت با واسطه گری حساسیت انزجاری با اختلال وسواسی اجباری در سطح 05/0P< رابطه معناداری دارد. یافته های این پژوهش در کنار حمایت از مدل فرضی برای اختلال وسواسی اجباری، الگوی مناسبی برای سبب شناسی این اختلال ارائه می دهد. بر این اساس، ابعاد سرشت و به ویژه آسیب پرهیزی با واسطه گری حساسیت انزجاری، به افزایش نشانه های اختلال وسواسی اجباری منجر می شود.
مقایسه اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و آموزش تنظیم هیجانی بر تنظیم هیجانی، ذهن آگاهی و همجوشی شناختی در زنان مبتلا به چاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: چاقی از جمله مشکلاتی است که شیوع آن طی دهه های گذشته، روند رو به شتابی داشته است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی گروه درمانی درمان مبتنی بر تعهد و پذیرش و تنظیم هیجانی بر همجوشی شناختی، ذهن آگاهی، تنظیم هیجانی در زنان مبتلا به چاقی انجام گرفت. روش کار: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه ای به حجم 45 نفر از زنان مبتلا به چاقی مراجعه کننده به درمانگاه های روان پزشکی و روان شناسی در غرب تهران به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی (آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد) و یک گروه گواه قرار گرفتند (15 نفر در هر گروه). سپس 12 جلسه 120 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و آموزش تنظیم هیجان در گروه های آزمایشی انجام شد. داده ها با استفاده از پرسشنامه همجوشی شناختی، پرسشنامه ذهن آگاهی و مقیاس دشواری در تنظیم هیجان جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل کوواریانس با نرم افزار SPSS-21 انجام گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش همجوشی شناختی و بهبود تنظیم هیجان و ذهن آگاهی افراد مبتلا به چاقی موثر است (05/0>P). اما بین این دو درمان تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P). نتیجه گیری: با توجه به تایید اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر درمان چاقی پیشنهاد می شود که درمانگران، این دو درمان را در کاهش همجوشی شناختی و بهبود تنظیم هیجان و ذهن آگاهی افراد دارای اضافه وزن مد نظر قرار دهند.
اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک بر تنظیم هیجان دختران دارای اضطراب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تعامل والدین با کودکان می تواند بر عوامل روانشناختی متعددی همچون تنظیم هیجان کودکان تأثیر داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر تعامل والد-کودک بر تنظیم هیجان دختران پایه پنجم ابتدایی دارای اضطراب انجام شد. مواد و روش ها: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه است. جامعه آماری تمامی دختران مشغول به تحصیل پایه پنجم ابتدایی در سال تحصیلی 96-97 در شهر سیرجان بودند. تعداد 30 آزمودنی به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله (15 نفر) و کنترل (15 نفر) گمارده شدند. از پرسشنامه های اختلالات اضطرابی بیرماهر (1999) و سیاهه تنظیم هیجان شیلدز و سیچتی (1997) استفاده شد. برنامه ی درمان که برگرفته از مطالعات مختلف در این زمینه بود در 14 جلسه 60 دقیقه ای برگزار شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آماری آنالیز واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون t وابسته در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از تأثیر معنادار یک دوره درمان مبتنی بر تعامل والد کودک بر تنظیم هیجان دانش آموزان دختر در مراحل پس آزمون و پیگیری بود ( 001/0 p< ). نتیجه گیری: در همین رابطه می توان بیان کرد نزدیک کردن والدین به کودکان از طریق بازی، فرآیند کار گروهی حاکم بر این برنامه و حمایت والدین بر آموزش به یکدیگر، تشویق درمانگر در ایجاد رابطه ای مستحکم میان والد و کودک، انعکاس احساسات و هیجانات آن ها و همچنین ارائه بازخورد بوسیله انجام تکالیف در منزل از جمله فواید اساسی این نوع درمان در بهبود تنظیم هیجان در کودکان بود.
طراحی الگوی آسیب شناختی و درمان یکپارچه نگر و تعیین اثربخشی آن بر بی ثباتی هیجانی در افراد دارای ویژگی های شخصیت مرزی: یک مطالعه آمیخته(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف : ویژگی های شخصیت مرزی می تواند مشکلات متعدی در مسیر زندگی افراد واجد این ویژگی ها ایجاد کند. بر همین اساس، این پژوهش با هدف طراحی الگوی آسیب شناختی و درمان یکپارچه نگر و تعیین اثربخشی آن بر بی ثباتی هیجانی در افراد مرزی انجام شد. روش : پژوهش حاضر از زمره پژوهش های آمیخته (کیفی و کمی) است. در مرحله کیفی از روش تحلیل مضمون به شیوه براون و کلارک (2006) استفاده شد. بافت پژوهش در بخش کیفی، متون مربوط به آسیب های افراد مرزی، حجم نمونه 25 متن مرجع بود که به شیوه هدفمند انتخاب شدند. در همین مرحله، پس از استخراج طیف آسیب ها، با استفاده از 6 نفرگروه متمرکز تخصصی، درمان های مورد نیاز برای طیف آسیب ها تعیین و بسته درمان یکپارچه نگر با ضریب توافق برابر با 94/0 طراحی گردید. در مرحله کمی از روش نیمه تجربی دو گروهی با سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری استفاده شد. در این مرحله از میان 70 فرد مرزی،30 نفر به صورت هدفمند مبتنی بر ملاک های ورود انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل (15 نفر برای هر گروه) گمارده شدند. گروه درمان یکپارچه نگر به مدت 15 جلسه، تحت درمان قرار گرفتند و گروه کنترل هیچگونه درمانی دریافت ننمود. از مقیاس بی ثباتی هیجانی در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری برای سنجش متغیر وابسته استفاده شد. داده ها در بخش کیفی از طریق تحلیل مضمون و در بخش کمی با استفاده از آزمون خی-دو، تحلیل واریانس اندازه های تکرار شده و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار اس پی اس اس، نسخه 24 تحلیل گردید. یافته ها : یافته های بخش کیفی برای طراحی درمان یکپارچه نگر، حاکی از پنج دسته آسیب شامل آسیب پذیری هیجانی و رفتاری، آسیب پذیری ادراکی و شناختی، آسیب پذیری هویتی، آسیب پذیری اجتماعی و آسیب پذیری جسمی در میان افراد مرزی بود. در بخش کمی نتایج تحلیل واریانس اندازه های تکرار شده نشان داد که بین در مان یکپارچه نگر با گروه کنترل در بی ثباتی هیجانی در پس آزمون تفاوت معناداری وجود ندارد (205/0=P). اما در مرحله پیگیری به طور معناداری موجب کاهش بی ثباتی هیجانی گردید (001/0>P). نتیجه گیری : با توجه به طیف آسیب های پنجگانه یکپارچه افراد دارای ویژگی های شخصیت مرزی، درمان یکپارچه نگر را می توان به عنوان یک رویکرد درمانی برای بی ثباتی هیجانی افراد مرزی مد نظر قرار داد.
Predicting Social Anxiety in Schoolgirls Based on Parenting Styles and Mothers Cognitive Flexibility
حوزههای تخصصی:
Based on research evidence, parenting styles and cognitive factors in mothers may be effective in shaping and exacerbating children's social anxiety. The aim of the present study is to determine the social anxiety of schoolgirls based on parenting styles and cognitive flexibility of their mothers. For this descriptive study, a correlational design is used. The participants of the study include all students in sixth grade elementary school and their mothers in the city of Khomem in the academic year of 2019-2020. The number of participants is 200 sixth grade elementary school students selected based on convenience sampling. Liebowitz Children and Adolescents Social Anxiety Scale (LSAS-CA), Baumrind Parenting Styles Scale and Cognitive Flexibility Scale (CFS) are employed to collect data. The statistical data are analyzed based on Pearson correlation coefficient and multiple regression analysis. The results of multiple regression analysis reveal that parenting styles and cognitive flexibility predict 64.1% of the variance of students' social anxiety. These findings suggest that parenting styles and cognitive flexibility play a crucial role in the pathology and prevention of students' social anxiety.
Socio-political Perfectionism: A Cross-cultural Study
حوزههای تخصصی:
The present study, as an interdisciplinary research between sociology and psychology, aimed to construct a scale for socio-political perfectionism and compare perfectionism among the 18 to 35-year-old Iranian students living in Iran (155 persons) and those residing Germany and Canada (105 persons). Regarding this, the sample (360 persons) was selected through convenience sampling and data were collected online using Google Drive. Additionally, positive and negative perfectionism scale and attitude measurement question about the severity of social issues, as well as the scale of socio-political perfectionism, were used as the instruments. The scale related to socio-political perfectionism was obtained by using the factor analysis having a 12-item factor, and applied in the present study for the first time. The validity and reliability of the scale were determined as optimum. The results were explained by psychological and sociological researches and theories by representing the effectiveness of cultural differences in the socio-political perfectionism.
مقایسه اثربخشی آموزش یوگا با آموزش تنظیم هیجان بر مدیریت خود وحافظه فعال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش یوگا باآموزش تنظیم هیجان بر مدیریت خود و حافظه فعال دانش آموزان بود. روش : روش پژوهش بر اساس طرح پیش آزمون- پس آزمون باگروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری 54 دانش آموز دختر دوم متوسطه شهر تهران به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و بطورتصادفی در سه گروه آزمایشی، آموزش یوگا (18نفر)، آموزش تنظیم هیجان (18نفر) و گروه کنترل (18نفر) قرار گرفتند. دو گروه آموزش تحت آموزش قرار گرفتند برای ارزیابی حافظه فعال از آزمون چند محرک پیشین و برای ارزیابی مدیریت خود از پرسشنامه خودمدیریتی استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس یک متغیره و چندمتغیره انجام شد. یافته ها : آموزش یوگا و آموزش تنظیم هیجان بر حافظه فعال و مدیریت خود در سطح 01/0 معنی دار مؤثر بود. تنها اثر آموزش تنظیم هیجان بر میزان نمرات تشخیص تفاوت معنی دار نبود. نتایج مقایسه اثرات دو روش آموزشی نشان داد که میزان اثربخشی آموزش یوگا بر مدیریت خود وحافظه فعال بیشتر از روش آموزش تنظیم هیجان بود. نتیجه گیری : هر دو روش آموزشی یوگا و تنظیم هیجان بردانش آموزان مؤثر می باشند، اما اثربخشی آموزش یوگا بیش تر از آموزش تنظیم هیجان بود.
اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد گروهی بر افکار خودآیند منفی و انعطاف پذیری روان شناختی مراجعین افسرده مراکز مشاوره(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد گروهی بر افکار خودآیند منفی و انعطاف پذیری روان شناختی مراجعین افسرده مراکز مشاوره انجام گرفت. روش : پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مراجعان دارای اختلال افسردگی بودند که در فصول پاییز و زمستان سال 1398 به مراکز مشاوره شهر اهواز مراجعه کرده بودند. در این پژوهش تعداد 40 فرد دارای افسردگی از بین جامعه آماری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در گروه های آزمایش و گواه گمارده شدند (در هر گروه 20 فرد). گروه آزمایش مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (هیز و همکاران، 2004) را طی دو ماه و نیم در 10 جلسه 90 دقیقه ای دریافت نمودند. پرسشنامه های مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی (بک و همکاران، 1996)، پرسشنامه افکارخودآیند منفی (کندال و هولون، 1980) و پرسشنامه انعطاف پذیری روان شناختی (دنیس و وندروال، 2010) بود. داده های حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افکار خودآیند منفی و انعطاف پذیری روان شناختی مراجعین افسرده مراکز مشاوره تأثیر معنادار دارد (p<0/001). بدین صورت که این درمان توانسته بود منجر به بهبود کاهش افکار خودآیند منفی و بهبود انعطاف پذیری روان شناختی مراجعین افسرده مراکز مشاوره شود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر بیانگر آن بودند که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با بهره گیری از فنونی همانند شناسایی و تصریح ارزش ها و عمل متعهدانه می تواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت کاهش افکار خودآیند منفی و بهبود انعطاف پذیری روان شناختی افراد دارای افسردگی مورد استفاده قرار گیرد.
مقایسه اثربخشی واقعیت درمانی و بخشش درمانی بر کیفیت زندگی در مدرسه کودکان دارای ناتوانی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۷)
478 - 493
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف مطالعه حاضر تعیین اثربخشی واقعیت درمانی و بخشش درمانی بر کیفیت زندگی کودکان دارای ناتوانی یادگیری بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون سه گروهی (دو گروه آزمایش همراه با گروه گواه) با مرحله پیگیری بود. جامعه آماری دانش آموزان پسر پایه اول تا پنجم ابتدایی با انواع ناتوانی های یادگیری مراجعه کننده به مرکز اختلال یادگیری آموزش وپرورش شهرستان سراوان در سال تحصیلی 1399-1398 بودند که 45 نفر از واجدین شرایط که داوطلب مشارکت در پژوهش بودند، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک کروه گواه ( هر گروه 15 نفر) کاربندی شدند. گروه آزمایش واقعیت درمانی تحت مداخله بسته آموزشی گلاسر (2001) و گروه آزمایشی بخشش درمانی نیز تحت مداخله بسته درمانی لواف پور نوری (1393) قرار گرفتند. هر سه گروه با استفاده از مقیاس کیفیت زندگی در مدرسه بورک و اسمیت (1989) در سه مرحله مورد سنجش قرار گرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 23 و آزمون تحلیل واریانس اندازه های مکرر انجام شد. یافته ها: نتایج آزمون نشان داد که بین گروه های آزمایش و گواه در مؤلفه های کیفیت زندگی در مدرسه تفاوت معنی داری وجود دارد (۰۱/0>p). همچنین تفاوت بین میانگین نمرات گروه گواه با میانگین نمرات گروه های واقعیت درمانی و بخشش درمانی معنی دار بود (۰۱/۰>P). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که واقعیت درمانی و بخشش درمانی، کیفیت زندگی در مدرسه دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری را بهبود بخشید. همچنین بخشش درمانی در مقایسه با واقعیت درمانی، اثربخش تر بود.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری، مداخله مختصر و مداخله ترکیبی بر حمایت اجتماعی بهبودیافتگان کووید 19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵ (پیاپی ۹) مجموعه مقالات کووید- ۱۹
390 - 403
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری، مداخله مختصر و مداخله ترکیبی بر حمایت اجتماعی بهبودیافتگان کووید -19 شهر اندیمشک انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. نمونه پژوهش شامل 80 نفر از بهبودیافتگان ویروس کووید-19 که تحت پوشش مراکز خدمات جامع سلامت شهر اندیمشک بودند که به روش هدفمند انتخاب و در گروه های آزمایش و گواه (هر گروه 20 نفر) بطور تصادفی گمارده شدند. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای در هفته یک بار تحت مداخلات رفتار درمانی شناختی قرار گرفت و گروه کنترل مداخله ای را دریافت نکرد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه حمایت اجتماعی فیلیپس و همکاران استفاده شد و برای آزمون فرضیه های پژوهش از آزمون تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که میانگین نمرات حمایت اجتماعی در درمان شناختی رفتاری، مداخله مختصر و مداخله ترکیبی در مراحل پیش آزمون و پس آزمون بین گروه های آزمایش و کنترل تفاوت معنادار داشته است (05/0>P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده نتیجه گیری می شود که درمان شناختی رفتاری، مداخله مختصر و مداخله ترکیبی بر حمایت اجتماعی بهبودیافتگان کووید 19 شهر اندیمشک موثر بوده است و بین اثربخشی این سه رویکرد درمانی تفاوت وجود دارد.
پیش بینی اضطراب کرونا براساس کیفیت خواب: تحلیل نقش تعدیل کنندگی جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بیماری COVID-19 علاوه بر سلامت جسمی، تهدیدی برای سلامت روان نیز محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش کیفیت خواب در پیش بینی اضطراب کرونا با توجه به نقش تعدیل گر جنسیت انجام شد. روش: روش شناسی این پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد 18 تا 50 ساله بود که به صورت اینترنتی در پژوهش شرکت کردند. جهت نمونه گیری افرادی که پرسشنامه را به صورت آنلاین تکمیل کردند، انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت خواب پتزبورگ و اضطراب کرونا بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل رگرسیون چندگانه استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که با شروع اپیدمی کرونا کیفیت خواب در هر دو جنس کاهش محسوسی یافته است و کیفیت خواب و مولفه های آن توان پیش بینی اضطراب کرونا را دارند. همچنین تحلیل اثرات تعدیل کنندگی جنسیت نیز نشان داد که مولفه های کیفیت خواب و شاخص کیفیت خواب توان پیش بینی اضطراب کرونا در زنان و مردان دارند، اما مقدار ضریب پیش بینی در گروه مردان بیشتر بود. نتیجه گیری: از آنجا که شیوع اضطراب ناشی از بیماری COVID-19 می تواند بر کیفیت خواب اثرگذار باشد، از این رو به نظر لازم است که آموزش هایی در اختیار افراد جامعه به خصوص افرادی که بیشتر در معرض تجربه اضطراب شدید کرونا هستند، قرار داده شود تا بتوانند اضطراب خود را کنترل کنند.
نقش تعدیل کننده تنظیم هیجان والدین در ارتباط میان تعارضات زناشویی و اجتماعی کردن هیجان کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم آبان ۱۴۰۰ شماره ۸ (پیاپی ۶۵)
134-125
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل کننده تنظیم هیجان والدین در رابطه میان تعارضات زناشویی و اجتماعی کردن هیجان کودکان بود. پژوهش حاضر از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل مادران و پدران دارای فرزند 6 تا 10 ساله شهر تهران بود که فرزندان آنها در سال 1398 در مدارس ابتدایی مشغول به تحصیل بودند. از جامعه تعریف شده، 120زوج با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد و به سه پرسشنامه سازگاری با هیجان های منفی کودکان ( فابز، آیزنبرگ و برنزوانیگ، 1990 )، تعارضات زناشویی( ثنایی و ترابی، 1379 ) و دشواری در تنظیم هیجان ( گراتز و رومر، 2004 ) پاسخ دادند. داده ها جمع آوری شده با استفاده از روش رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که در مدل زوجی نقش تعدیل کننده دشواری در تنظیم هیجان در رابطه تعارضات زناشویی و اجتماعی کردن هیجان کودکان در پدر و مادر تاثیرات متفاوتی در رابطه والدگری آنها دارد. نقش تعدیل کنندگی تنظیم هیجان پدران در واکنش های آنها به هیجانات کودکان از نظر آماری معنادار بود، به این معنا که دشواری در تنظیم هیجان پدران در میزان پاسخ های حمایتگر و غیر حمایتگر آنها موثر بود و در ارتباط میان تعارضات والدین و اجتماعی کردن هیجان توسط آنها نقش تعدیل کنندگی ایفا کرد (05/0< P ) . در مقابل، دشواری تنظیم هیجان مادران در ارتباط میان تعارضات زناشویی و اجتماعی کردن هیجان نقش تعدیل کنندگی ایفا نکرد، اما تنظیم هیجان مادر در میزان پاسخ های حمایتگر او موثر بود (05/0< P ) . بطور کلی نتایج پژوهش نشان داد مهارت تنظیم هیجان والدین هنگام تجربه تعارضات زناشویی اثر متفاوتی داشته و با توجه به عوامل اثرگذار دیگر در رابطه با تعامل والد-کودک عمل می کند، به عبارتی عدم دسترسی پدر به راهبردهای تنظیم هیجانی باعث بروز پاسخ های غیر حمایتگر می شود ودشواری در تنظیم هیجان مادر تاثیر کمتری بر رابطه والد-فرزندی و نقش مادری در آنها دارد.
بررسی تأثیر ورزش و مدیتیشن بر کاهش اضطراب و افسردگی: مرور سیستماتیک و فراتحلیل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف: علی رغم وجود مطالعاتی که اثر ورزش و مدیتیشن را بر کاهش افسردگی و اضطراب بررسی کرده اند، نتایج این مطالعات همسان نبوده و متناقض است. همچنین اثر این روش ها به تفکیک ورزش هوازی و جنس مؤنث انجام نشده است. مطالعه حاضر با هدف پاسخ به این ابهامات انجام شد. مواد و روش ها: پایگاه های اطلاعاتی عمده شامل PubMed ،Web of Knowledge و Embase تا جولای 2019 جست وجو شدند. معیارهای ورود مطالعات، بررسی تأثیر ورزش و مدیتیشن بر کاهش افسردگی و اضطراب بود و سایر مطالعات که این اثر را بررسی نکردند خارج شدند. ناهمگنی بین مطالعات توسط آزمون کای و آماره I2 بررسی شد. احتمال تورش انتشار توسط آزمون بگ و ایگر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج توسط اختلاف میانگین استاندارد در حدود اطمینان 95 درصد و توسط مدل اثر تصادفی بیان شد. تجزیه و تحلیل با استفاده از نرم افزار آماری stata 11 صورت گرفت. یافته ها: درمجموع 10015 منبع و 51 مطالعه 3594 در فراتحلیل شرکت کردند. اختلاف میانگین استاندارد اضطراب برای مدیتیشن برابر 0/7- (حدود اطمینان 95 درصد: 1/2-، 0/190-)، برای ورزش هوازی برابر 9/0- (حدود اطمینان 95 درصد: 1/24-، 0/57-) و برای سایر ورزش ها برابر 1/07- (حدود اطمینان 95 درصد: 1/67-، 0/46-) به دست آمد. همچنین مقدار اختلاف میانگین استاندارد افسردگی برای مدیتیشن برابر 0/84- (حدود اطمینان 95 درصد: 1/26-، 0/42-)، برای ورزش هوازی برابر 44/0- (حدود اطمینان 95 درصد: 0/72-، 0/17-) و برای سایر ورزش ها برابر 1/10- (حدود اطمینان 95 درصد: 1/55-، 0/65-) به دست آمد. نتیجه گیری: انجام ورزش و تمرینات مدیتیتشن به طور معنی داری با کاهش اضطراب و افسردگی در ارتباط بود. این ارتباط بر اساس جنس و همچنین نوع ورزش در جنس زن و ورزش هوازی به مراتب قوی تر و مؤثرتر بود. بنابراین به طور محتملی ورزش و مدیتیشن می توانند به عنوان دو روش مؤثر در کاهش اضطراب و مدیتیشن مطرح باشند.
مقایسه اثربخشی بازی درمانی کودک محور و بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد- کودک بر سبک های عاطفی در کودکان دارای اختلال اضطراب جدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۰ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۷۹
227-195
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی بازی درمانی کودک محور و بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک بر سبک های عاطفی در کودکان دارای اختلال اضطراب جدایی بود. روش : این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر مبتلا به اضطراب جدایی در پایه های پنجم و ششم در شهر بابل بودند، نمونه 45 نفراز آنان بودندکه ابتدا بصورت هدفمند و سپس به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش1 گروه آزمایش2 و گروه کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایشی اول، بازی درمانی کودک محور با رویکرد اکسلاین را در 16 جلسه 45دقیقه ای و گروه آزمایشی دوم، آموزش بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک را در 10 جلسه 2 ساعته دریافت کردند. ابزار پژوهش فرم (د) پرسشنامه علائم مرضی کودکان (اسپرافکین لانی و گادو، 1994) و پرسشنامه سبک های عاطفی (هافمن و کاشدان، 2010) بود. داده ها با تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو مداخله در ارتقای سبک های عاطفی درکودکان دچار اضطراب جدایی مؤثر هستند. همچنین بین اثربخشی دو گروه آزمایشی تفاوت معناداری وجود داشت و آموزش بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک در بهبود سبک های عاطفی مؤثرتر بوده است ) 05/0 p < ) . نتیجه گیری: می توان برنامه آموزش بازی درمانی مبتنی بر رابطه والد-کودک را جایگزین مناسب تری در بهبود سبک های عاطفی و همچنین بهبود علائم روان شناختی کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی درنظر گرفت .
تبیین سازگاری دانشجویان با دانشگاه بر مبنای ادراکات والدینی: سازوکار میانجی گرایانه انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی در رابطه بین سازگاری با دانشگاه و ادراکات والدینی بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه بیرجند در نیمسال دوم تحصیلی 99-1398 تشکیل دادند. از این رو، تعداد 286 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به مقیاس ادراکات والدینی (رابینز، 1994) سیاهه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و واندروال، 2010) و پرسشنامه سازگاری با دانشگاه (بیکر و سریاک، 1984) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که ادراکات والدینی به طور غیرمستقیم و با میانجی گری انعطاف پذیری شناختی بر سازگاری دانشجویان با دانشگاه اثر معنادار دارند (01/0 > P ). شاخص های برازش کلی مدل نیز نشان داد که مدل مذکور برازش مناسبی دارد. نتایج پژوهش نشان می دهد که بهبود سازگاری تحصیلی دانشجویان، مستلزم شیوه های فرزندپروری حمایت کننده و نیز تقویت انعطاف پذیری شناختی است.
بررسی شیوع سایبرکوندریا در دوره ی کووید- ۱۹: یک مطالعه ی مقطعی در نمونه ی دانشجویان علوم پزشکی کرمانشاه
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه اینترنت و فضای مجازی نقش مهمی در کسب اطلاعات پزشکی دارند. افراد زیادی در اینترنت به دنبال جستجوی اطلاعات مختلف در خصوص بیماری ها و عوارض جانبی آن هستند. هدف: هدف مطالعه ی حاضر تعیین شیوع سایبرکوندریا در بین دانشجویان علوم پزشکی کرمانشاه بود. روش: پژوهش حاضر به روش توصیفی- مقطعی انجام شد. جمعیت مورد مطالعه در پژوهش حاضر کلیه ی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سال ۱۳۹۹ بودند. نمونه ی پژوهش حاضر شامل ۳۷۲ نفر (۲۰۶ مرد و ۱۶۶ زن) از این دانشجویان بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده فرم کوتاه شدت سایبرکوندریا بود. در پژوهش حاضر به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار آماری SPSS نسخه ی ۲۵ استفاده گردید. از شاخص های توصیفی فراوانی، درصد، میانگین، انحراف استاندارد، آزمون دقیق فیشر و کای اسکوئر و شاخص های استنباطی آزمون تی مستقل، آزمون تحلیل واریانس یک راهه و آزمون شفه استفاده گردید. یافته ها: نتایج آزمون تی مستقل نشان داد در نمره ی کل سایبرکوندریا (۰/۰۱۹=P) بین مردان و زنان تفاوت معناداری وجود دارد و زنان میزان بالاتری از سایبرکوندریا را گزارش کردند. از نظر شیوع، بیشتر دانشجویان در دامنه ی متوسط سایبرکوندریا قرار داشتند (۷۴/۴۶ درصد) و شیوع وضعیت شدید سایبرکوندریا شرکت کنندگان در پژوهش حاضر ۱۳/۹۷% برآورد شد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه دانشجویان علوم پزشکی در بیمارستان ها با مراجعین مختلف و نشانگان متفاوت روبرو هستند، برای کسب اطلاعات در حوزه پزشکی از اینترنت استفاده فراوانی دارند. براساس نتایج حاصل از پژوهش می توان نتیجه گرفت سایبرکوندریا در بین دانشجویان علوم پزشکی دارای شیوع نسبتاً بالایی است.