فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۹۴۱ تا ۶٬۹۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
کووید 19 تأثیر های عمیقی بر جمعیت در سراسر جهان داشته است و در سراسر جهان، سلامت روان شناختی و جسمانی افراد را به خطر انداخته است. افراد با کم توانی ذهنی یک گروه آسیب پذیر به ویژه در برابر تهدیدهای ناشی از بیماری کووید 19 هستند. هدف پژوهش حاضر مروری بر پژوهش های انجام گرفته در زمینه پیامدهای بیماری کووید 19 بر افراد با کم توانی ذهنی بوده است. روش بررسی داده ها در پژوهش حاضر به صورت یک مطالعه مروری نظام مند بود است. روش شناسی آن نیز مبتنی بر گردآوری، طبقه بندی و خلاصه کردن یافته های مقالات علمی مرتبط با بیماری کووید 19، افراد با کم توانی ذهنی و خانواده آنها در بین سال های 2022-2019 میلادی برگرفته از پایگاه های اطلاعاتی فارسی و انگلیسی، ساینس دایرکت، اریک، ابسکو، گوگل اسکولار اسکوپوس، پاب مد، اس.آی.دی، مگیران و نورمگز بود. و کلید واژه های کرونا، افراد با کم توانی ذهنی و خانواده آنها جست و جو شده است. در جست و جوی اولیه 70 مقاله انتخاب شدند و در ادامه 31 مقاله که مرتبط با پیامد بیماری کووید 19 در افراد با کم توانی ذهنی و خانواده های آنها بود، انتخاب شدند. از بین آنها 6 مقاله به دلیل عدم دسترسی به متن کامل مقاله ، 5 مقاله به علت تکراری بودن در چند پایگاه اطلاعاتی حذف گردید و نهایتاً 20 مقاله انتخاب گردید. نتایج نشان داد به دلیل آسیب پذیری افراد با کم توانی ذهنی در برابر عفونتِ بیماری کووید 19 و عواقب اجتماعی، آموزشی روانشناختی و سلامتی آن ضروری است، متخصصان و دست اندرکاران ضمن شناخت پیامدهای بیماری کووید 19 بر افراد کم توان ذهنی زمینه را برای پیشیگری، آموزش، مداخله و درمان این افراد و خانواده های آن ها فراهم آورند.
اثربخشی مداخله مبتنی بر رویکرد ماتریکس و tDCS بر ولع خوردن و فعالیت بدنی در افراد داری اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی کاربردی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۱شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
199 - 177
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد با رویکرد ماتریکس و تحریک جدار جمجمه ای با جریان مستقیم (tDCS) بر ولع خوردن و فعالیت بدنیِ افراد مبتلابه چاقی و اضافه وزن صورت گرفته است. روش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه افراد داری اضافه وزن شهر تهران در سال 1400 تشکیل دادند که از میان آن ها 40 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه فعالیت بدنی بک (1982) و پرسشنامه ولع خوردن سپدا-بنیتو (2000، FCQ-T) بود. گروه آزمایش بسته مداخلاتی را طی 12 هفته در جلسات گروهی آنلاین 2 ساعته و 8 جلسه فردی tDCS تحریک AR/CL (با شدت 2 میلی آمپر و به مدت 20 دقیقه) و گروه کنترل 8 جلسه فردی tDCS تحریک AR/CL (با شدت 2 میلی آمپر و به مدت 20 دقیقه) را دریافت کردند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس آمیخته درون گروهی و بین گروهی نشان داد که بسته مداخلاتی درمانی تلفیقی کنترل وزن مبتنی بر پذیرش و تعهد با رویکرد ماتریکس و تحریک جدار جمجمه ای با جریان مستقیم (tDCS) در مقایسه با tDCS صرف، بر فعالیت بدنی و ولع خوردن افراد داری اضافه وزن تأثیر معناداری داشته است. نتیجه گیری: بر اساس این یافته ها می توان گفت بسته درمانی مطالعه حاضر می تواند گزینه مناسبی جهت افزایش فعالیت بدنی و کاهش ولع خوردن افراد داری اضافه وزن باشد.
الگوی ساختاری سازگاری تحصیلی بر اساس بار شناختی، انعطاف پذیری شناختی و آگاهی فراشناختی از راهبردهای مطالعه، نقش واسطه ای شایستگی هیجانی- اجتماعی و چشم انداز زمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه:هدف پژوهش حاضر بررسی الگوی ساختاری سازگاری تحصیلی بر اساس بار شناختی، انعطاف پذیری شناختی و آگاهی فراشناختی از راهبردهای مطالعه، با میانجی گری شایستگی هیجانی- اجتماعی و چشم انداز زمان بود.روش: روش پژوهش توصیفی -همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود.جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان تالش در سال تحصیلی 1400-1401 بودند که از بین آن ها 384 نفر به صورت دسترس انتخاب شده و پرسشنامه ها را به صورت اینترنتی تکمیل کردند.ابزار پژوهش شامل مقیاس سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1984 )، پرسشنامه بار شناختی پاس،ون مرینبوئر و آدم (1994)، پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010)، پرسشنامه آگاهی فراشناختی از راهبردهای مطالعه مختاری و ریچارد (2002)، مقیاس شایستگی هیجانی- اجتماعی مینگ ژو و جسی ای (2012)، پرسشنامه چشم انداز زمان زیمباردو و بوید (1999 )،بودند.یافته ها:نتایج تحلیل داده ها نشان داد شاخص های برازش مدل پیش بینی در وضعیت مطلوبی قرار دارد.نتایج تحلیل معادلات ساختاری و رگرسیون حاکی از معناداری ضرایب مسیر مستقیم بین متغیرهای بارشناختی و انعطاف پذیری شناختی با سازگاری تحصیلی در مدل نهایی بود.بر طبق مسیر اول،نقش واسطه ای مثبت شایستگی هیجانی-اجتماعی در رابطه بین انعطاف پذیری شناختی و آگاهی فراشناختی با سازگاری تحصیلی مشخص شد.در مسیر دوم مشخص شد که متغیر چشم انداز زمان(آینده متعالی) نقش مثبت بر اثر انعطاف پذیری شناختی و آگاهی فراشناختی بر سازگاری تحصیلی دارد. نتیجه گیری:بنابر این به کارگیری راهکارهای افزایش انعطاف پذیری شناختی و آگاهی فراشناختی و کاهش بار شناختی نامطلوب می تواند به افزایش سازگاری تحصیلی در دانش آموزان منجر شود.
تأثیر زوج درمانی سیستمی- تلفیقی به شیوه ی گروهی روی صمیمیت و سبک های مقابله با استرس زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های حیاتی سیستم زناشویی، رضایتی است که همسران در رابطه خویش احساس و تجربه می کنند و داشتن خانواده سالم مستلزم سازگاری و رضایت زوجین از یکدیگر است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی زوج درمانی سیستمی تلفیقی بر بهبود صمیمیت زناشویی و سبک های مقابله با استرس زوجین انجام گرفت. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر را زوج های مراجعه کننده به مرکز مشاوره موسسه خیریه محبان ا لرضا (ع) شهر مشهد تشکیل دادند. از بین آنان 24 نفر به شیوه هدفمند، انتخاب و بعد از کنترل معیارهای ورود و خروج، به صورت تصادفی در 2 گروه 12 نفری (آزمایش و گواه) جایگزین شدند. ابزارهای اندازه گیری عبارت بودند از پرسشنامه صمیمیت زناشویی (Bagarozzi, 2001) و پرسشنامه سبک های مقابله زوجی بودنمن (Bodenmann, 2005). جلسات مبتنی بر زوج درمانی سیستمی تلفیقی نیز طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای برای گروه آزمایش ارائه شد. به منظور بررسی فرضیات پژوهش از کوواریانس چند متغیره در نرم افزار spss استفاده شد. یافته ها نشان داد صمیمت زناشویی و سبک های مقابله با استرس به ترتیب با میزان تأثیر 81 و 68 درصد در زوجین، بهبود پیداکرده است. نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی زوج درمانی سیستمی- تلفیقی فلدمن بر افزایش صمیمیت عاطفی، صمیمیت معنوی و همچنین صمیمت اجتماعی و سبک های مقابله با استرس منفی، مشترک و ارتباطی در زوجین است.
اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر شیفتگی شغلی و شکوفایی شخصی در روان درمانگران شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مشاوره شغلی و سازمانی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۵۳)
141 - 160
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر اثربخشی درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر شیفتگی شغلی و شکوفایی شخصی در درمانگران شهر تهران بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه درمانگران شهر تهران بود. تعداد 30 درمانگر که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه شیفتگی شغلی و شکوفایی شخصی بود که در سه مرحله پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری سه ماهه توسط هر دو گروه تکمیل شد. برنامه آموزش ذهن آگاهی در 8 جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیری اندازه گیری مکرر به کمک نرم افزار SPSSV22 تحلیل شد. نتایج نشان داد درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر شیفتگی شغلی (54/5=F و 010/0=P) و شکوفایی شخصی (65/4=F و 018/0=P) تأثیر دارد. به این معنی که پس از دریافت مداخله ذهن آگاهی گروه آزمایش نمرات بالاتری در شیفتگی شغلی و شکوفایی شخصی نسبت به گروه کنترل کسب کرد. در نهایت بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان گفت درمان مبتنی بر ذهن آگاهی بر شیفتگی شغلی و شکوفایی شخصی درمانگران اثربخش بوده و می توان از این آموزش جهت ارتقای شیفتگی نسبت به شغل و شکوفایی شخصی درمانگران استفاده کرد و لذا آگاهی درمانگران، مشاوران، روانشناسان و سایر متخصصان از این آموزش می تواند کمک کننده باشد.
کارکردهای نوروپسیکولوژیک بیماران بهبودیافته از کووید-19، مقایسه با جمعیت سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال هشتم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۳۰)
37 - 49
حوزههای تخصصی:
مقدمه:مطالعات متعدد نشان می دهد ابتلا به ویروس کرونا که باعث سندرم زجر تنفسی حاد و بیماری کووید-19 می شود، می تواند منجر به تغییراتی در سیستم عصبی مرکزی (CNS) شود و برخی از افراد مبتلا به این بیماری ممکن است تا مدت ها پس از بهبودی، علائم اختلالات نوروپسیکولوژیک را نشان دهند. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه کارکردهای نوروپسیکولوژیک بیماران بهبود یافته از بیماری و جمعیت سالم انجام شد. روش شناسی: این پژوهش در قالب طرح علی مقایسه ای انجام شد. نمونه پژوهش متشکل از 65 بیمار بهبود یافته از کووید-19 بود که به روش هدفمند از میان افرادی که در پاییز و زمستان 1400 در مراکز درمانی شهر مشهد مورد پذیرش و درمان قرارگرفته بودند انتخاب و با 65 فرد سالم مقایسه شدند. برای جمع آوری داده ها از آزمون های رایانه ای N-Back ، استروپ رنگی ، طبقه بندی کارت های ویسکانسین و تکلیف برو/ نرو استفاده شد. داده ها به وسیله آزمون کالموگروف-اسمیرنف و من ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: نتایج نشان داد کارکردهای نوروسایکولوژیک شامل حافظه فعال، بازداری شناختی ، بازداری رفتاری (به جز شاخص خطای حذف در تکلیف برو/نرو) و انعطاف پذیری شناختی میان بیماران بهبودیافته از کرونا و افراد غیرمبتلا از تفاوت معناداری برخوردار است. نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهند که بدکارکردی های نوروپسیکولوژیک در میان بهبودیافته گان از بیماری کرونا بیشتر از افراد غیرمبتلا است و این نقایص ممکن است تأثیرات منفی طولانی مدت بر عملکرد مبتلایان بهبودیافته داشته باشد، لذا می توانند به عنوان اهداف مهمی در درمان و توانبخشی این بیماران مورد توجه قرار گیرند.
مقایسه ی رفتارهای خودکشی گرایانه، رفتارهای خودآسیب رسان و ظرفیت شرم و احساس گناه در میان افراد با «صفات چهارگانه تاریک شخصیت» و افراد با «سه گانه آسیب پذیر شخصیت»؛ یک مطالعه مقطعی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رفتارهای خودآسیب رسان و خودکشی گرایانه و ظرفیت شرم و احساس گناه از جمله موضوعاتی هستند که از دیرباز مورد توجه روانشناسان بالینی بوده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی رفتارهای خودکشی گرایانه، رفتارهای خودآسیب رسان و ظرفیت شرم و احساس گناه در میان افراد با «صفات چهارگانه تاریک شخصیت» و افراد با «سه گانه آسیب پذیر تاریک شخصیت» انجام شد. روش: این پژوهش از نوع مطالعات معادلات ساختاری است. جامعه آماری در بخش «جمعیت عمومی» شامل کلیه جوانان ۱۸ تا ۴۰ ساله شهر تهران و در بخش «بالینی» نیز شامل کلیه افراد دارای رفتارهای خودکشی گرایانه و خودآسیب رسان در همان بازه سنی بود، در بخش عمومی با استفاده از روش نمونه گیری آنلاین ۱۶۹۶ نفر و در بخش بالینی نیز به شکل حضوری از میان بیمارستان های روانپزشکی و زندان های شهر تهران ۱۸۰ نفر و مجموعاً اطلاعات ۱۸۷۶ نفر جمع آوری و در تحلیل وارد شد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس چهارگانه کوتاه شخصیت (SD-۴)، مقیاس های سه گانه صفات آسیب پذیر تاریک شخصیت، مقیاس ظرفیت تجربه ی احساس گناه و شرم (GASP)، پرسشنامه خودآسیب زنی (SHI) و پرسشنامه رفتارهای خودکشی- تجدیدنظر شده (SBQ-R) بود. داده های بدست آمده با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه ۲۶ و AMOS نسخه ۲۴ و با استفاده از مقایسه ضرایب مسیر و آزمون تغییر ناپذیری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که به لحاظ آماری تفاوت معنادار بین صفات تاریک شخصیت و سه گانه ی آسیب پذیر تاریک شخصیت بر رفتارهای خودآسیب رسان (P<۰/۰۰۱, t=۶/۶۰۳, ∆β=۰/۱۳) و (نه خودکشی) وجود داشت و همچنین افراد با سه گانه ی آسیب پذیر تاریک شخصیت شرم بیمارگونه بیشتری (P<۰/۰۰۱, t=۷/۳۴۶, ∆β=۰/۲۱) از افراد با صفات تاریک شخصیت داشتند. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که صفات سه گانه آسیب پذیر تاریک شخصیت (فاکتور دو جامعه ستیزی، خودشیفتگی آسیب پذیر و اختلال شخصیت مرزی) در مقایسه با صفات چهارگانه تاریک (سادیسم، جامعه ستیزی، ماکیاولیانیسم و خودشیفتگی) با خطر بیشتر گرایش به رفتارهای خودآسیب رسان و تجربه شرم بیمارگونه همراه است.
اثربخشی مشاوره گروهی فراشناختی بر اعتیاد به اینترنت و اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اعتیاد به اینترنت و اهمال کاری تحصیلی و پیامدهای آن ها در میان نوجوانان و دانش آموزان، عواقب خطرناکی داشته و همچنین شیوع بالایی در بین دانش آموزان دارد. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مشاوره گروهی فراشناختی بر اعتیاد به اینترنت و اهمال کاری تحصیلی در دانش آموزان بود. روش : طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری دوماهه با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را تمامی دانش آموزان پسر مقطع دوم متوسطه شهرستان تاکستان در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ تشکیل دادند که ۳۰ نفر به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گواه (۱۵ نفر) جایگزین شدند. جمع آوری اطلاعات براساس پرسشنامه های اهمال کاری تحصیلی (سولومون و راث بلوم، ۱۹۸۴) و اعتیاد به اینترنت (یانگ، ۱۹۹۶) صورت گرفت. گروه آزمایش مشاوره گروهی فراشناختی را دریافت نمودند. داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیری و اندازه گیری مکرر با نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل در کاهش اعتیاد به اینترنت (F=۱۴/۶۳, P<۰/۰۱, η۲=۰/۳۶) و اهمال کاری تحصیلی (F=۱۵/۳۴, P<۰/۰۱, η۲=۰/۳۷) تفاوت معناداری وجود داشت. نتایج تحلیل واریانس مکرر تک گروهی نشان دهنده پایداری تأثیر درمان فراشناختی در کاهش اعتیاد به اینترنت و اهمال کاری تحصیلی در طولانی مدت بود. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش، مشاوره گروهی فراشناختی بر کاهش اهمال کاری تحصیلی و اعتیاد به اینترنت دانش آموزان تأثیرگذار بود. بنابراین پیشنهاد می گردد، برای پیشرفت تحصیلی و کاهش وابستگی به اینترنت دانش آموزان، جلسات مشاوره گروهی فراشناختی برای دانش آموزان در فعالیت های مدرسه در نظر گرفته شود.
بهبود مهارت های جستجوی دانشجویان پرستاری با آموزش استفاده از پایگاه های اطلاعاتی مبتنی بر شواهد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پرستاران برای ارائه مراقبت های با کیفیت از بیماران و انجام فرایند پرستاری مبتنی بر شواهد می بایست از مهارت های جستجو برخوردار باشند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش استفاده از پایگاه های اطلاعاتی مبتنی بر شواهد بر مهارت های جستجوی دانشجویان پرستاری انجام گرفت. روش ها: نوع مطالعه کاربردی و روش پژوهش شبه تجربی با طرح یک گروه با پیش آزمون و پس آزمون بود. در این پژوهش دانشجویان پرستاری مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علوم پزشکی ایران به عنوان نمونه در دسترس از کل دانشجویان پرستاری دانشگاه های علوم پزشکی شهر تهران در سال تحصیلی 1399 – 1398 انتخاب شدند و جستجوی اطلاعات در دو پایگاه اطلاعاتی PubMed و Embase برای آن ها طی هشت جلسه دو ساعته به صورت حضوری و با تمرین عملی آموزش داده شد. برای گردآوری داده ها از پیش و پس آزمون شامل پنج سوال بالینی و یک پرسشنامه محقق ساخته جهت ارزیابی راهبردها و نتایج جستجو استفاده شد. این پرسشنامه دربرگیرنده 11 سوال بوده که هر سوال به نمره دهی یک مهارت از صفر تا دو پرداخته است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 و روش های آمار توصیفی و استنباطی انجام شد. نتایج: میانگین نمرات عملکرد دانشجویان در مهارت های انتخاب کلیدواژه، بکارگیری اصطلاحنامه ها، فرمول بندی سوال در قالب PICO (Patient, Intervention, Comparison, Outcome)، استفاده از عملگرها، پرانتزها، جستجوی عبارتی، کلیدواژه های مترادف، کوتاه سازی، جستجوی میدانی و محدودگرهای جستجو پس از آموزش به طور معناداری افزایش یافته بود. (001/0 > P) نتیجه گیری: با توجه به اثربخش بودن آموزش های استفاده از پایگاه های اطلاعاتی مبتنی بر شواهد، برای ایجاد زمینه های اجرای عملکرد مبتنی بر شواهد لازم است آموزش های هدفمند و بلندمدت در برنامه های درسی رشته پرستاری گنجانده شود.
ساخت و اعتباریابی پرسش نامه اولیه ارزش فرزندان براساس منابع اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تدوین پرسش نامه اولیه ارزش فرزندان، براساس منابع اسلامی و شناسایی ویژگی های روان سنجی (اعتبار و روایی) آن است. برای استخراج مؤلفه های ارزش فرزندان، از روش تحلیل محتوا و برای بررسی ویژگی های پرسش نامه از روش پیمایشی استفاده شده است. در روش تحلیل محتوا، آموزه های دین جمع آوری، طبقه بندی و مورد تحلیل قرار گرفت و چهار مؤلفه از منابع اسلامی استخراج گردید. در روش پیمایشی، ارزیابی روایی و اعتبار پرسش نامه، در نمونه 112 نفری از جامعه آماری زنان و مردان متأهل مراجعه کننده به غرفه های مشاوره خانواده، در شهر تهران انتخاب شده بودند. یافته ها نشان داد که پرسش نامه اولیه ارزش فرزندان از نظر روایی سنجی محتوایی، ملاکی و سازه ای از روایی لازم و بالایی برخوردار است. در بررسی روایی محتوا، مؤلفه های دارای شاخص CVI، 86/0 به بالا مورد تأیید قرار گرفت که شامل چهار مؤلفه، ارزش ذاتی، امنیت بخشی، رشد و تعالی، لذت بخشی می باشد. همچنین گویه های دارای شاخص CVI، 86/0 به بالا مورد تأیید قرار گرفت. اعتبار این پرسش نامه، با محاسبه آلفای کرونباخ، برابر 964/0 می باشد.
اثربخشی آموزش تاب آوری بر کاهش ریسک طلاق و ناسازگاری زناشویی در زنان متقاضی طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طلاق عامل از هم گسیختگی ساختار بنیادی ترین بخش جامعه، یعنی خانواده است که علاوه بر خانواده بر جامعه نیز تأثیر می گذارد. هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش تاب آوری بر کاهش ریسک طلاق و ناسازگاری زناشویی در زنان متقاضی طلاق بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمام زنانی بود که به منظور طلاق در سال 1400-1399 به دادگستری شهر اردبیل مراجعه کرده بودند. نمونه پژوهش شامل 30 زن متقاضی طلاق بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه (یک گروه آزمایشی و یک گروه گواه) گمارده شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های بی ثباتی ازدواج MII (ادواردز، جوهانسون و بوث، 1987) و ناسازگاری بیر- استرنبرگDQ (بیر و استرنبرگ، 1977) استفاده شد. برای گروه آزمایشی آموزش تاب آوری در 8 جلسه یک ساعته و هفته ای دو بار برگزار شد، در حالی که گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکردند. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش تاب آوری می تواند موجب کاهش ریسک طلاق در زنان متقاضی طلاق شود (05/0>p) اما به طور معناداری قادر به کاهش ناسازگاری زناشویی نشد. این نتایج می تواند پشتوانه ای برای بکارگیری روش آموزش تاب آوری در کاهش ریسک طلاق در زنان متقاضی طلاق باشد تا بدین وسیله مانع فروپاشی بنیان خانواده شود.
مطالعه کیفی بسترها و پیامدهای دوستی های در هم تنیده در میان دختران: یک مطالعه نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داشتن دوست در رشد طبیعی نوجوانان و جوانان بسیار مهم است اما گاهی این روابط به دلایلی به صورت افراطی و نابهنجار بروز می یابد. پژوهش حاضر با هدف تبیین بسترها و پیامدهای دوستی های درهم تنیده در میان دختران انجام شد. روش این پژوهش از نوع کیفی با رویکرد نظریه زمینه ای بود. نمونه ها شامل 12 دانشجوی دختر در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در استان تهران در سال 1398 بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه ی نیمه ساختار یافته بود. پس از بررسی و مقوله بندی یافته ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، 35 مفهوم اولیه به دست آمد که در مرحله کدگذاری محوری به 14 مقوله رسید و سپس در مرحله کدگذاری انتخابی این تعداد به 3 مقوله ی عوامل موثر بر میزان گرایش به روابط با همجنسان، ابعاد مختلف موجود در حین رابطه و پیامدهای فردی-اجتماعی این گونه روابط رسید. نتایج پژوهش حاضر نشان داد، ارضای نیاز عاطفی و میل به مورد محبت واقع شدن از جمله عواملی است که موجب روی آوردن به برقراری دوستی های در هم تنیده می شود و خلاء عاطفی به عنوان شرایط زمینه ساز؛ شرایط خانوادگی و عمومیت داشتن این گونه روابط بین همسالان هم به عنوان مقوله های مداخله گر، بر پدیده اصلی اثرگذار می باشند. دوستی های در هم تنیده موجب به کارگیری راهبردهایی در افراد می گردد؛ از جمله کاهش وقت گذرانی با خانواده، صرف وقت و انرژی زیاد برای طرف مقابل و اولویت یافتن وی بر هرچیزی. همچنین این دوستی های در هم تنیده پیامدهایی را به دنبال دارد که عبارتند از: مختل شدن روابط خانوادگی، مختل شدن روند زندگی شخصی و نگرش منفی نسبت به خود، و دیدگاه اجتماعی منفی نسبت به فرد.
Comparison of life satisfaction and hoping in mothers of children with special learning disabilities, autism spectrum disorders and normal(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of this study was to compare the life satisfaction and hoping in mothers of children with special learning disabilities, autism spectrum disorders, and normal. Methods: The present research method was causal-comparative. The statistical population of was mothers of fifth and sixth-grade children in the north of Tehran, whose children, according to expert diagnosis, had a special learning disability and autism spectrum disorder, and mothers were selected from a normal group too. Finally, the sample of 90 people (30 people in each group) was selected by non-probabilistic and purposeful sampling method. The tools used were Snyder's Hoping Scale and Huebner's Life Satisfaction Multidimensional Scale. Results: The results showed that the mean score of hoping in mothers with autistic children was lower than that of mothers with disability and normal children (p<0.01), and the mean life satisfaction score of mothers with normal children was higher than that of mothers with autism children (p<0.01). Also, the mean score of hoping and life satisfaction of mothers with specific learning disability children was more than mothers with autism children (p<0.01). Conclusion: The relatively low level of hoping and life satisfaction in mothers of children with autism spectrum need more attention and arrangements which is very important for their psycho-social empowerment
پیش بینی گرایش به سوء مصرف مواد مردان متاهل بر اساس حل مساله اجتماعی و رضایت شغلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل ساختاری پیش بینی گرایش به سوء مصرف مواد بر اساس حل مساله اجتماعی و رضایت شغلی در پرسنل متاهل اقماری شرکت بهره برداری نفت و گاز غرب ایران انجام شد. روش: روش این پژوهش همبستگی و جامعه آماری، شامل مردان متاهل اقماری شرکت بهره برداری نفت و گاز غرب کشور در سال 1397 بود که از روش نمونه گیری طبقه ای تعداد 384 نفر از مردان متاهل به عنوان نمونه انتخاب شدند و به فهرست تجدید نظر شده حل مسئله اجتماعی سو و شک، مقیاس رضایت شغلی دانت و همکاران، پاسخ دادند. برای برازش مدل از مدل معادلات ساختاری و نرم افزار IBMAMOS 24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که حل مساله اجتماعی با مصرف مواد رابطه دارد همچنین بین رضایت شغلی با سوءمصرف مواد رابطه مستقیم بود. نتایج دیگر نشان داد حل مساله اجتماعی و رضایت شغلی توان پیش بینی گرایش به سوءمصرف مواد در بین مردان متاهل اقماری دارند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان نتیجه گرفت وضعیت و چگونگی رضایت شغلی و حل مسئله اجتماعی مردان متاهل شاغل اقماری با گرایش سومصرف مواد ارتباط مستقیمی دارد بنابراین ارائه آموزش های شناختی و راهکارهای موثر سازمانی در ارتقا رضایت شغلی و تقویت حل مسئله اجتماعی آنها از اهمیت فراوانی برخوردار است.
پیش بینی نگرش به خیانت زناشویی بر اساس سبک های حل تعارض، رضایت و بخشودگی زناشویی زوجین شهر کرمانشاه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات اسلامی ایرانی خانواده سال ۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
62 - 77
حوزههای تخصصی:
مقدمه : هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی نگرش به خیانت زناشویی بر اساس سبک های حل تعارض، رضایت و بخشودگی زناشویی زوجین شهر کرمانشاه بود. روش : پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرمانشاه در سال 1401-1400 بود. در پژوهش حاضر با استفاده از نمونه گیری تصادفی در دسترس از بین مراکز مشاوره تعداد 5 مرکز مشاوره انتخاب و سپس 200 زوج با استفاده از فرمول کوکران به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با کسب رضایت از آن دسته از زوجینی که حاضر به همکاری در پژوهش بودند به پرسشنامه های نگرش به خیانت زناشویی مارک ویتلی(2008)، سبک های حل تعارض(1990)، رضایت زناشویی انریچ(1989) و بخشودگی زناشویی ری و همکاران(2001) پاسخ دادند. یافته ها : نتایج به دست آمده نشان داد سبک های حل تعارض، رضایت زناشویی و بخشودگی زناشویی بانمره کل نگرش به خیانت زناشویی به ترتیب ضریب همبستگی 31/0 ، 27/0 و 24/0 مشاهده شدکه همگی در سطح 05/0P< معنادار است. همچنین تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که متغیرهای پیش بین باهم 39/0 واریانس نگرش به خیانت زناشویی را تبیین می کنند. همبستگی چندگانه بین متغیرها نیز 58/0 (58/0=R) به دست آمد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، می توان گفت هر چقدر استفاده از سبک های حل تعارض، رضایت و بخشودگی زناشویی در زوجین بالاتر باشد نگرش منفی نسبت به خیانت زناشویی وجود دارد.
مقایسه اثر بخشی آموزش زوج درمانی شناختی –رفتاری و مدل EIS بر رضایت زناشویی در زنان باردار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی مشاوره و روان درمانی دوره یازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۱
89 - 102
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش زوج درمانی شناختی-رفتاری و مدل EIS بر رضایت زناشویی در زنان باردار انجام شد.
روش: بدین منظور طی یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل، از بین جامعه آماری(زنان باردار نخست زا) با لحاظ نمودن ملاک های ورود به پژوهش، به شیوه نمونه گیری در دسترس 60 نفر انتخاب و به شیوه تصادفی درسه گروه 20 نفره(دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. شرکت کننده های آزمایش در طی 8 جلسه 90 دقیقه ای، تحت آموزش شناختی-رفتاری و مدلEIS قرار گرفتند در حالی که گروه کنترل در این مدت آموزشی دریافت نکردند.ابزار مورد استفاده جهت جمع آوری داده ها در پیش آزمون-پس آزمون – پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ بود.داده ها با استفاده از میانگین، تحلیل کواریانس چند متغیره تحلیل شدند.
یافته ها: یافته ها نشان داد که هردو رویکرد شناختی-رفتاری و مدل EIS بر رضایت زناشویی و خرده مقیاسهای آن مؤثر هستند و بین اثربخشی آنها در این زمینه تفاوت وجود دارد. مدلEIS نسبت به رویکرد شناختی-رفتاری تاثیر بیشتری بر رضایت زناشویی و خرده مقیاس های موضوعات شخصیتی، ارتباط زناشویی، رابطه جنسی، و جهت گیری مذهبی داشت ولی در خرده مقیاس مدیریت مالی اثربخشی رویکرد شناختی-رفتاری بیشتر بود
نتیجه گیری: لذا می توان نتیجه گرفت با وجود تفاوت بین این دو رویکرد هردو در زمینه رضایت زناشویی و خرده مقیاس های آن مؤثر هستند اما با توجه به اثربخشی بیشتر مدل EIS در رضایت زناشویی و بیشتر خرده مقیاس های آن، می توان از آن در دوران بارداری به عنوان روش کارآمدتر در کنار سایر مراقبت ها، استفاد کرد.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری مذهبی در مقایسه با درمان شناختی رفتاری کلاسیک در افسردگی و خودپنداره و خداپنداره بیماران افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی درمان شناختی رفتاری مذهبی در مقایسه با درمان شناختی رفتاری کلاسیک در کاهش افسردگی و بهبود خودپنداره و خداپنداره در مبتلایان به افسردگی بود. روش: روش پژوهش حاضر کارآزمایی تصادفی با پیش آزمون- پس آزمون بود. در این پژوهش 30 نفر شرکت کردند. 15 نفر درمان شناختی رفتاری کلاسیک و 15 نفر درمان شناختی رفتاری مذهبی را بصورت فردی دریافت کردند. ابزار گردآوری داده ها شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته بر اساس DSM (SCID-I)، (1997) بود که شرکت کنندگان در ابتدا و انتهای درمان به پرسشنامه ها پاسخ دادند. هر پروتکل شامل ده جلسه 50 دقیقه ای بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس در نرم افزار22 SPSS- مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که درمان شناختی رفتاری مذهبی به صورت معناداری بیش از درمان شناختی رفتاری کلاسیک، موجب افزایش احساس حضور و مراقب خدا و کاهش تصور منفی از خدا می شود(P<0/001). همچنین یافته ها نشان داد اگرچه دو درمان مذهبی و کلاسیک بطور معناداری موجب کاهش افسردگی و بهبود خودپنداره و مولفه های آن شدند اما اثربخشی آنها با یکدیگر تفاوت معناداری نداشت. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش های بایستی درمان شناختی رفتاری با رویکرد اسلامی به لحاظ مولفه ها و تکنیک ها تقویت شود تا اثربخشی آن در کاهش افسردگی و بهبود خودپنداره افزایش یابد.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و واقعیت درمانی بر کاهش حساسیت اضطرابی زنان مبتلا به MS در شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال سیزدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۱
85 - 113
حوزههای تخصصی:
بیماری MS علاوه بر اثرات مخرب جسمانی، مشکلات هیجانی و روانشناختی نیز به دنبال دارد. هدف از این پژوهش بررسی مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و واقعیت درمانی بر کاهش حساسیت اضطرابی در زنان مبتلا به m.s در شهر ارومیه بود. طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل زنان مبتلا به M.Sمراجعه کننده به انجمن M.S شهر ارومیه در سال 1398 بود ، که از بین آ ن ها یک نمونه 45 نفری به صورت داوطلب انتخاب شد ند و در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل قرار گرفتند. برای گروه آزمایشی اول، مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد اجرا شد ، و برای گزوه آزمایشی دوم واقعیت درمانی اجرا شد، در حالیکه گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل مقیاس حساسیت اضطرابی ریس و پترسون،(1985)، بود. نتایج نشان داد هر دو درمان بر کاهش حساسیت اضطرابی، بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروز(MS)اثر داشته اند، و بیشترین تاثیر را مداخله پذیرش و تعهد p(<0/05) بر کاهش حساسیت اضطرابی داشته است. یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با واقعیت درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش حساسیت اضطرابی فراهم می کند، مشاوران و روانشناسان بالینی می توانند برای کاهش حساسیت اضطرابی در بیماران مبتلا به M.S از هر دو مداخله درمانی استفاده نمایند.
مقایسه انگیزش انطباقی و کنش وری شناختی در افراد با و بدون وسوسه رابطه با جایگزین جذاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ مشاوره و روان درمانی سال سیزدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵۲
131 - 160
حوزههای تخصصی:
مقدمه: همه نظریه های اصلی روابط متعهدانه مشخص می کنند که در دسترس بودن گزینه های جذاب باید یک عامل منفی باشد که تعهد و بقای رابطه را تضعیف می کند. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای انگیزش انطباقی و کنش وری شناختی در افراد با و بدون وسوسه رابطه با جایگزین جذاب بود. روش: جامعه پژوهش شامل زنان ومردان متاهل شهرمشهد بود که به صورت دردسترس 200 نفر به پرسشنامه وسوسه و احتمال بی وفایی پژوهش پاسخ دادند که از بین داده های 200 نفر 40 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند (10 نفر زن و 10 نفر مرد با وسوسه بالا و 10 نفر زن و 10 نفر مرد با وسوسه پایین) انتخاب شدند و به سایر پرسشنامه های پژوهش پاسخ دادند. یافته ها: بین شرکت کنندگان دو گروه (گروه وسوسه زیاد به بی وفایی و گروه وسوسه کم به بی وفایی) تفاوت معناداری در میانگین نمرات انگیزش انطباقی (05/3,t=05/0p<) و نیز در میانگین نمرات تمامی مؤلفه های توانایی های شناختی به غیر از مؤلفه ی شناخت اجتماعی، وجود داشت (46/8, F=05/0p<). نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که شرکت کنندگان گروه وسوسه زیاد در مقایسه با گروه وسوسه کم از میزان وسوسه بیشتر، انگیزش انطباقی کمتر و مشکلات شناختی بیشتری در مقایسه با گروه وسوسه کم، برخوردار بودند که به نظر می رسد می تواند احتمال اقدام به بی وفایی را در این افراد، افزایش دهد.
پیش بینی خردمندی بر اساس مولفه های تجارب دانشگاهی با واسطه گری انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال هفدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۵
250 - 260
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تدوین یک مدل معادلات ساختاری برای سنجش روابط مستقیم و غیر مستقیم خردمندی بر اساس مولفه های تجارب دانشگاهی با واسطه گری انعطاف پذیری شناختی در دانشجویان دانشگاه تهران بود. روش پژوهش حاضر در حوزه طرح های توصیفی – همبستگی و روش تحلیل از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانشجویان دختر و پسر شاغل به تحصیل در مقاطع تحصیلات تکمیلی ارشد و دکتری دانشگاه تهران در سال 99-1398 تشکیل می دادند که به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. حجم نمونه بر اساس حداقل آزمودنی مورد نیاز به ازای متغیرهای آشکار در مدل، تعداد ۳۵۷ نفر بود. روش نمونه-گیری، خوشه ای چند مرحله ای تصادفی بود. به منظور گردآوری داده ها و اندازه گیری متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های خردمندی اشمیت و همکاران (2012)، تجارب دانشگاهی پیس و کووه (2002) و انعطاف پذیری شناختی دنیس و وندروال (2010) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-23 و AMOS-22 صورت گرفت. ارزیابی مدل پژوهش با استفاده از شاخص های برازش مدل معادلات ساختاری و با تکنیک تحلیل مسیر صورت گرفت. بررسی ضرایب همبستگی نشان داد که تجارب دانشگاهی قادر به پیش بینی مستقیم خردمندی بوده و دارای اثر مستقیم و معنادار می باشد. تعیین معناداری اثر غیر مستقیم نیز حاکی از آن است که انعطاف پذیری شناختی نقش میانجی گری داشته و سهم واسطه گری آن بین متغیرها به صورت کامل است. در نتیجه داده ها با مدل پژوهش برازش مناسبی داشته است.