فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۹۴۱ تا ۶٬۹۶۰ مورد از کل ۳۷٬۰۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه : باوجود رشد کمی تعداد مؤسسه های آموزش عالی و تعداد بالای پذیرش دانشجویان مقاطع تحصیلات تکمیلی در کشور، همچنان تردیدهایی پیرامون توانمندی دانش آموختگان برای حضور در بازار کار وجود دارد. هدف این مقاله ، طراحی الگوی شایستگی های کارکردی دانش آموختگان دکتری به منظور جذب آنها در بازار کار می باشد. روش ها : مطالعه ی حاضر از منظر هدف ، یک پژوهش توسعه ای است که با روش آمیخته صورت گرفته است. از نظر روش و بازه زمانی گردآوری داده ها، یک پژوهش پیمایش مقطعی است. تعداد نمونه، در بخش کیفی شامل شانزده نفر از خبرگان تجربی و نظری بود. در بخش کمی نیز از دیدگاه 140 نفر ازدانش آموختگان و دانشجویان دکتری استفاده شده است.ابزارگردآوری داده ها،مصاحبه و پرسشنامه بود .در تحلیل داده ها نیز روش های تحلیل مضمون، مدل سازی ساختاری-تفسیری و حداقل مربعات جزئی مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها : درتحلیل کیفی مصاحبه ها، شش عامل مؤثر بر شایستگی های کارکردی دانش آموختگان دکتری ، از جمله شایستگی پژوهشی، شایستگی آموزشی، شایستگی فرهنگی، شایستگی خدماتی، شایستگی اجرایی و شایستگی اخلاقی شناخته شدند. همچنین شایستگی اخلاقی به عنوان عامل زیربنایی الگو، تأثیر مستقیمی بر شایستگی خدماتی و شایستگی فرهنگی دارد. این مؤلفه ها بر شایستگی پژوهشی و آموزشی نیز اثر می گذارند که در نهایت شایستگی اجرایی قابل حصول است. الگوی اولیه ی شایستگی های کارکردی نیز با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی اعتباریابی شدو شاخص های برازش بیرونی و درونی نشان می دهند که الگوی ارائه شده از اعتبار مناسبی برخورداراست . نتیجه گیری : الگوی شایستگی های کارکردی دانش آموختگان دکتری ، متشکل از شش عامل اصلی، از برازش مطلوبی برخوردار است.این پژوهش برای اولین بار در کشور انجام گرفته که در نهایت با الگوی ارائه شده، انتظار می رود بستر مناسبی برای اشتغال دانش آموختگان درکشور فراهم گردد.
تبیین شخصیت توحیدیافته در درمان یکپارچه توحیدی از دیدگاه اسلام(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
پژوهش در دین و سلامت دوره ۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
147-159
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: به دلیل وجود ناهنجاری ها و مشکلات روانی و رفتاری در جوامع، روان شناسان به سمت درمان های مختلف برای حل این مشکلات رفته اند؛ از جمله این درمان ها درمان یکپارچه توحیدی است که در آن فرد به شخصیتی دست می یابد که می تواند رفتار ناهنجار خود را اصلاح و از بازگشت مجدد آن جلوگیری کند. در مقاله حاضر به بررسی ویژگی های این شخصیت خدامحور که با درمان یکپارچه توحیدی در فرد ایجاد می شود، در متون روان شناسی و دینی پرداخته شده است. روش کار: این پژوهش بر پایه تحقیقات توصیفی و کیفی و از گونه اسنادی با تکیه بر منابع کتابخانه ای است. اطلاعات جمع آوری شده از کتب حدیثی، روان شناسی و قرآن و نیز نرم افزارهای قرآنی و حدیثی و تفسیری بود که با تحلیل محتوا به بررسی متون پرداخته شد. مؤلفان مقاله هیچ گونه تضاد منافعی گزارش نکرده اند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان می دهد که قرآن این درمان را در 1400 سال قبل بیان کرده است و راه مقابله با مشکلات روانی را دست یافتن به شخصیت توحیدیافته ای می داند که فرد با محورقراردادن خدا در زندگی به آرامش کامل روانی می رسد و می تواند مشکلات روانی و رفتاری خود را حل نماید. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت افرادی که شخصیت خدامحور دارند علاوه بر متعادل بودن، در صدد تعالی هستند و تلاششان با نیّت خالص برای قرب الهی است و ادراکی صحیح نسبت به امور مختلف و رفتاری سازگارانه در برخورد با محیط اطراف دارند. درواقع، هر اندازه دین در زندگی افراد نقش بیشتری ایفا کند، شاهد کاهش مشکلات جسمی و روانی و آسیب های اجتماعی هستیم.
مقایسه اثربخشی زوج درمانگری روان بنه محور و رویکرد شناختی مک کی بر مهارگری عواطف و سبک های حل تعارض در زوجین متعارض(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ تابستان(مرداد) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۳
۱۰۵۰-۱۰۳۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: آمارهای موجود نشان می دهند که زوج درمانگری شناختی و روان بنه درمانگری بر مهارگری عواطف و سبک های حل تعارض در زوجین دارای تعارض زناشویی تأثیر داشته اند. وجود پژوهش های متعدد انجام شده در خصوص اثربخشی زوج درمانگری شناختی مک کی و روان بنه درمانگری بر کاهش تعارضات زناشویی، تفاوت های فوق منجر شد تا پژوهش حاضر به مقایسه اثربخشی این دو رویکرد درمانی بپردازد. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زوج درمانگری شناختی مک کی و روان بنه درمانگری بر مهارگری عواطف و سبک های حل تعارض در زوجین دارای تعارض زناشویی شهر قم، انجام شد. روش: طرح این پژوهش شبه آزمایشی و از نوع پیش آزمون - پس آزمون - پیگیری با گروه گواه می باشد. جامعه آماری در این پژوهش، کلیه زوجین دارای تعارض زناشویی بودند که جهت حل مشکلاتشان به کلینک روانشناختی قم در سال 1399 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 45 نفر از این زنان در سه گروه طرحواره درمانی (15 نفر)، درمان پذیرش و تعهد (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) جایابی شدند. گروه های آزمایش روان بنه درمانگری یانگ (10 جلسه 90 دقیقه ای)، رویکرد شناختی مک کی (10 جلسه 90 دقیقه ای) قرار گرفتند. گروه گواه در طی این مدت هیچ گونه مداخله ای از روان بنه درمانگری و رویکرد شناختی مک کی دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های مقیاس مهارگری عواطف (ACS) توسط ویلیامز (1997)، کمپل و آهرانز (1997) و سبک های حل تعارض رحیم (1983) استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که زوج درمانگری شناختی مک کی و روان بنه درمانگری بر بهبود مهارگری عواطف و سبک های حل تعارض در زوجین دارای تعارض زناشویی شهر قم مؤثر بوده و باعث کاهش تعارضات شده است. اثر کلی معنادار شد و در ادامه نتایج جزیی تر و آزمون تعقیبی نشان داد که بین گروه های آزمایش تفاوتی وجود ندارد و تفاوت های هر کدام از گروه های آزمایش با گروه کنترل بوده که معناداری F کلی را باعث شده است. اثربخشی این دو درمان در این سطح معنی دار بوده و در ادامه با بررسی دقیق تر داده ها بر اساس آزمون تعقیبی بن فرونی، مشخص شد که معنی داری بین گروه های آزمایش با گروه کنترل وجود داشته ولی بین دو گروه آزمایش تفاوت ها معنی دار نبوده است. اثراصلی مرحله (0/000 p<و 473/90 =F) اثر متقابل گروه با مرحله (001/> P و 130/84= F) معنی دار شد. اثر متقابل متغیر با گروه و با مرحله (0/001>P و 10/82 =F) و بین گروه ها (008/>P و 5/91 =F) معنی دار شد. (در پس آزمون و پیگیری). نتیجه گیری: توجه به زوج درمانگری روان بنه محور و رویکرد شناختی مک کی برای بهبود مهارگری عواطف و سبک های حل تعارض در زوجین از اهمیت ویژه ای برخوردار است و بین اثربخشی این دو رویکرد تفاوتی مشاهده نشد و با توجه به یافته های پژوهش و اثربخشی یکسان هر دو رویکرد، استفاده از هر دو درمان به کلینیک های مشاوره، متخصصین حوزه های خانواده و زوج درمانگرها، به منظور کمک به زوجین برای حل تعارضات و جهت پیشگیری از طلاق های تکانشی پیشنهاد می شود.
مقایسه اثربخشی روان درمانی مثبت گرا و طرحواره درمانی بر انعطاف پذیری شناختی و حرمت خود جسمانی در زنان متقاضی جراحی زیبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۱ پاییز(مهر) ۱۴۰۱ شماره ۱۱۵
۱۴۶۲-۱۴۴۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: عوامل روانشناختی نقش عمده ای در تمایل به جراحی های زیبایی و تکرار آن در میان افراد بازی می کنند. بر این اساس، درمان های روانشناختی مانند طرحواره درمانی و درمان های مثبت گرا می توانند تا حدود زیادی در بهبود این ریشه های شناختی، روانی و رفتاری مؤثر باشند. مرور ادبیات پژوهشی حاکی از ضرورت انجام مطالعاتی است که به مقایسه دو درمان ذکر شده بپردازند. هدف: پژوهش حاضر به دنبال مقایسه اثربخشی روان درمانی مثبت گرا و طرحواره درمانی بر انعطاف پذیری شناختی و حرمت خود جسمانی در زنان متقاضی جراحی زیبایی است. روش: روش پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متقاضی جراحی زیبایی بودکه در سال 1399 به بیمارستان ها و مطب های جراحی زیبایی شهر بروجرد مراجعه کردند. از میان آن ها 45 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل جایگزین شدند. روان درمانی مثبت گرا در 14 جلسه 90 دقیقه ای و طرحواره درمانی در 9 جلسه 90 دقیقه ای به مدت دو ماه برگزار شد و برای گروه کنترل هیچ گونه آموزشی اعمال نشد. ابزارهای پژوهش حاضر شامل مقیاس انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال، 2010) و حرمت خود جسمانی (کش، 2003) و نوع روش آماری این پژوهش، تحلیل کواریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی بنفرونی بود. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کواریانس چندمتغیره نشان داد که روان درمانی مثبت گرا و طرحواره درمانی موجب بهبود انعطاف پذیری شناختی و حرمت خود جسمانی در زنان متقاضی جراحی زیبایی می شوند (0/05 >p) و درصد بهبودی آن ها بیشتر از آزمودنی های گروه کنترل است (0/05 >p). ولی دو گروه آزمایشی تفاوت معناداری با هم نداشتند (0/05 <P). نتیجه گیری: به نظرمی رسد که روان درمانی مثبت گرا و طرحواره درمانی موجب بهبود ارزیابی افراد از ظاهر جسمانی خود و بالا بردن میزان ادراک افراد در سنجش، ارزیابی و قابل کنترل بودن محیط در زنان متقاضی جراحی زیبایی می شود.
مدل سیستم های مغزی رفتاری بر تنهایی اجتماعی و ملال فراغت با نقش تعدیلگر آموزش فعالیت بدنی در سالمندان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۵
157 - 181
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل سیستم های مغزی رفتاری بر تنهایی اجتماعی و ملال فراغت با نقش تعدیلگر آموزش فعالیت بدنی در سالمتدان شهر تهران انجام گرفت. روش تحقیق حاضر از نوع تحقیقات فرا اثبات گرا، از لحاظ استراتژی توصیفی-پیمایشی و از نظر شیوه گردآوری داده ها در زمره پژوهش های همبستگی با رویکرد معادلات ساختاری بوده که به صورت میدانی به اجرا درآمده است. جامعه آماری پژوهش را سالمندان شرکت کننده در پارک ها و حاضر در فعالیت های بدنی تشکیل می دهند. نمونه آماری پژوهش بر اساس فرمول حجم نمونه معادلات ساختاری و به روش خوشه ای از مناطق تهران به تعداد 189 نفر تشکیل دادند. ابزار تحقیق شامل پنج پرسشنامه بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از بسته آماری SPSS ویرایش 25 و Smart pls نسخه 3 استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که سیستم های مغزی رفتاری و مولفه های آن بر تنهایی اجتماعی سالمندان شرکت کننده در آموزش فعالیت های بدنی تأثیر معناداری ندارد. در نهایت یافته ها بیانگر این بود که آموزش فعالیت بدنی به عنوان متغیر تعدیلگر در رابطه علی تنهایی اجتماعی محسوب نمی گردد اما در رابطه علی سیستم های مغزی رفتاری بر تنهایی اجتماعی اثر تعدیلی مثبت دارد
بررسی کیفی نقش عوامل آسیب زای خانواده در شکل گیری سازوکارهای دفاعی غیر سازشی افراد دچار اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی عوامل کارساز در شکل گیری کارکردهای اختلال شخصیت مرزی همواره مورد توجه درمانگران و پژوهشگران بوده است و خانواده همچون بخش جدایی ناپذیر عوامل تأثیرگذار اهمیت بسزایی در پژوهش های این گستره دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی کیفی نقش عوامل آسیب زای خانواده در شکل گیری سازوکارهای دفاعی غیر سازشی افراد دچار اختلال شخصیت مرزی بود. برای انجام این پژوهش کیفی، از میان مراجعین بیمارستان رازی تبریز 10 فرد دچار اختلال شخصیت مرزی به شیوه نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. این افراد توسط روان پزشکان بیمارستان تشخیص اختلال شخصیت مرزی دریافت کرده بودند. روش اصلی جمع آوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختارمند با سؤالات باز بود. اطلاعات برآمده از مصاحبه ها پس از پیاده سازی، با بهره گیری از مدل استراوس و کوربین در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. درستی و اعتبار پژوهش حاضر ریشه در چهار محور «باورپذیری، انتقال پذیری، تصدیق پذیری و اطمینان پذیری» داشت. یافته های برآمده از مصاحبه با شرکت کنندگان در گستره آسیب های خانواده و شکل گیری سازوکارهای دفاعی غیر سازشی با به کارگیری مطالعه نظریه داده بنیاد، در سه مقوله اصلی «عوامل آسیب زای خانواده»، «آسیب های دوران کودکی» و «سازوکارهای دفاعی غیر سازشی» و چندین خرده مقوله خلاصه گردید و سرانجام به استخراج یک مدل پارادایمی در شکل گیری سازوکارهای دفاعی غیر سازشی افراد دچار اختلال شخصیت مرزی انجامیده شد. به صورت کلی نتایج پژوهش حاضر نشان داده است، عوامل آسیب زای خانواده در شکل گیری سازوکارهای دفاعی غیر سازشی افراد دچار اختلال شخصیت مرزی نقش دارند.
اثربخشی نقاشی درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اجتناب شناختی دانش آموزان دختر دارای اختلال اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره هجدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
85 - 96
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش اثربخشی نقاشی درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر اجتناب شناختی در دانش آموزان دارای اختلالات اضطراب امتحان بود. مطالعه حاضر از نوع نیمه تجربی و جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر دوره اول متوسطه مدارس منطقه 9 تهران در سال 1400-1401 بود که 30 دختر دارای اضطرب امتحان با استفاده از پرسش نامه اضطراب امتحان شناسایی و با روش نمونه گیری دردسترس و گمارش تصادفی انتخاب شدند (15 دختر در گروه کنترل و گروه آزمایش). گروه آزمایش تحت آموزش نقاشی درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (10 جلسه 60 دقیقه ای) و گروه کنترل بدون آموزش قرار گرفتند. پرسش نامه اضطراب امتحان به منظور شناسایی نمونه مد نظر و پرسش نامه اجتناب شناختی و پروتکل درمانی نقاشی درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی استفاده گشت. آمار توصیفی، تحلیل کوواریانس تک و چند متغیره و نتایج مجذور اتا نشان داد نقاشی درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی موجب کاهش اجتناب شناختی در دانش آموزان گردید. بنابراین نقاشی درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان یک مداخله روان شناختی در جهت بهبود اجتناب شناختی دانش آموزان دارای اضطراب امتحان و افزایش سلامت روان توصیه می شود.
اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر دل زدگی و تعارض زناشویی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره سوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۰)
672 - 686
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار بر دلزدگی و تعارض زناشویی زوجین در سال1401 بوده است. روش پژوهش: روش پژوهش، نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود و جامعه آماری نیز زوجین مراجعه کننده به کلینیک روان شناسی آذرشهر کرمانشاه در سال 1401 بود. نمونه به صورت نمونه گیری تصادفی به تعداد 20 نفر انتخاب و در گروه آزمایشی و گروه گواه به صورت تصادفی جایگزین شدند. ابزار سنجش، پرسشنامه تعارض زناشویی (MCQ-R) براتی و ثنایی (1373) و مقیاس دل زدگی زناشویی پاینز (2001) بود. برنامه زوج درمانی هیجان مدار جانسن و گریمن (2006) در یازده جلسه و هر جلسه به مدت 70 دقیقه برای گروه آزمایشی اجرا و گروه گواه مورد مشاهده قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل آماری داده ها از نرم افزار SPSS-26 و روش تحلیل واریانس مختلط با اندازه های مکرر سه مرحله ای استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته ها زوج درمانی هیجان مدار در کاهش تعارضات زناشویی (34/6=F، 031=P) و دلزدگی زناشویی (61/5=F، 048/0=P) موثر بود و این تاثیر در مرحله پیگیری نیز پایدار گزارش شد (05/0=P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، علاوه بر منتفع کردن زوجین شرکت کننده در این پژوهش، در تصمیم گیری های درمانی روانشناسان، آموزش پروتکل های درمانی در دانشگاه ها، تهیه و تدوین برنامه های رسانه ای و فرهنگی جهت ارتقای سلامت روان در رسانه ها قابل استفاده است.
مقایسه اثربخشی روش های آموزش توجه بر اساس برنامه Fletcher و روش بازتوانی شناختی رایانه ای بر اجتناب شناختی کارکردهای اجرایی کودکان دارای اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از مواردی که روی فرایند یادگیری اثر می گذارد و به تبع آن علایق و آموزش ها در فرد تحت تاثیر قرار می گیرد اختلالات یادگیری است. هدف از پژوهش حاضر، اثربخشی دو روش آموزش توجه بر اساس برنامه Fletcher و بازتوانی شناختی رایانه ای بر کارکردهای اجرایی و اجتناب شناختی کودکان دارای اختلال یادگیری خاص انجام شد. روش کار: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آمون_پس آزمون سه گروهی با گروه کنترل (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان 7 تا 10 سال دارای اختلال یادگیری مراجعه کننده به مراکز اختلال یادگیری آموزش و پرورش واقع در شهر تهران در سال تحصیلی 1399-1398 بودند که از میان آنان 30 نفر به عنوان نمونه به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اجتناب شناختی Sexton وDugas (2008) و کارکردهای اجرایی (فرم والدین) Gioia و همکاران (2000) استفاده شد. آموزش توجه بر اساس برنامه Fletcher (12 جلسه 45 دقیقه ای گروهی )، بازتوانی شناختی رایانه ای (10 جلسه 30 دقیقه ای به صورت فردی) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های تحلیل کوواریانس چند متغیره و یک متغیره و با نرم افزار SPSS-24 انجام گرفت. یافته ها:. هر دو مداخله آموزش توجه بر اساس برنامه Fletcher، و روش بازتوانی شناختی رایانه ای، بر افزایش کارکرد اجرایی و میزان اجتناب شناختی کودکان دارای یادگیری خاص تأثیرگذار بودند. از طرفی تفاوت معنا داری میان این دو روش مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش پیشنهاد می شود و نظر به این که به طور تقریبی در تمامی مدارس رایانه وجود دارد می توان این گونه برنامه ها را به عنوان بخشی از برنامه آموزشی دانش آموزانی که با مشکلات یادگیری روبه رو هستند قرار داد.
ارائه مدل ساختاری پیش بینی بهزیستی روان شناختی بر اساس عملکرد خانواده، خوش بینی و تاب آوری با میانجیگری کفایت اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۱ بهار ۱۴۰۱ شماره ۸۱
۱۷۹-۱۴۹
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از این مطالعه ارائه مدل ساختاری پیش بینی بهزیستی روان شناختی براساس عملکرد خانواده، خوش بینی و تاب آوری با میانجیگری کفایت اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی با مدل معادلات ساختاری بود. از جامعه دانشجویان پردیس علامه طباطبایی ارومیه (ویژه خواهران) و پردیس شهید رجایی ارومیه (ویژه برادران) با روش نمونه گیری در دسترس، 250 نفر انتخاب و پرسشنامه های بهزیستی روان شناختی (ریف، 1989)، عملکرد خانواده مک مستر (اپستاین و همکاران، 1990)، خوش بینی (جهت گیری زندگی) (شییر و کارور، 1985)، تاب آوری (کونور و دیویدسون، 2003)، کفایت اجتماعی (فلنر، 1990) و خودکارآمدی تحصیلی (پاتریک و همکاران، 1997) را تکمیل کردند. یافته ها: یافته ها نشان داد که مدل ساختاری با داده های گردآوری شده برازش قابل قبول دارد. تاب آوری و خوش بینی و کفایت اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی به صورت مثبت و معنادار و عملکرد خانواده به صورت منفی و معنادار (01/0>p) بهزیستی روان شناختی را پیش بینی می کردند. کفایت اجتماعی و خودکارآمدی تحصیلی به صورت مثبت و معنادار (01/0>p) رابطه بین تاب آوری و خوش بینی و به صورت منفی و معنادار (01/0>p) رابطه بین عملکرد خانواده و بهزیستی روان شناختی را میانجیگری می کرد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج می توان گفت برنامه آموزشی سرزندگی تحصیلی می تواند راهکار اجرایی مناسبی جهت افزایش خودکارآمدی تحصیلی، بهزیستی روان شناختی، خوش بینی، تاب آوری و کفایت اجتماعی دانشجویان باشد.
روند شاخص ها، عوامل مؤثر و مداخلات طلاق در ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
اهداف یکی از مهم ترین آسیب های اجتماعی، طلاق است. این مقاله ضمن بررسی روند طلاق در ایران به بررسی علل مؤثر بر آن و آزمایشات اجرا شده برای بهبود وضعیت آن می پردازد. مواد و روش ها مطالعه حاضر از نوع کیفی است. اطلاعات از سه طریق مرور متون و مستندات مرتبط، مصاحبه با خبرگان و برگزاری جلسه بحث گروهی با ذی نفعان جمع آوری شده است. نمونه گیری به روش هدفمند و گلوله برفی انجام شده و داده ها به روش تجزیه و تحلیل محتوا ارائه شده است. یافته ها در سالیان اخیر روند نسبت طلاق به ازدواج رو به افزایش بوده و در سال 1395 به بیشترین میزان خود، یعنی 25/3 در هر 100 ازدواج رسیده است. ضعف مهارت و سواد همسرداری، تغییر شیوه های همسرگزینی، افزایش فردگرایی و منفعت طلبی، بیکاری، اعتیاد و تبلیغات فضای مجازی مهم ترین علل طلاق از نظر خبرگان بود. در حال حاضر، برنامه ملی کنترل و کاهش طلاق اجرا می شود، اما مهم ترین چالش های اجرای این برنامه، ضعف همکاری بین بخشی، ضعف مشارکت مردم، پراکندگی و جزیره ای بودن خدمات اجتماعی و تأثیر عوامل کلان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری، زیست محیطی و بین المللی بر اقدامات این برنامه ملی است . نتیجه گیری آسیب های اجتماعی در درون خانواده به هم گره خورده است. این انباشتگی ایجاب می کند خدمات پراکنده و جزیره ای در قالب واحدهای جامع مراقبت از سلامت اجتماعی به ازای جمعیتی معین طراحی و در سراسر کشور فراهم شود و ظرفیت سازی و دانش استقرار برنامه های ملی در دستگاه های مسئول تقویت شود.
بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر پردازش اطلاعات هیجانی و تحریف های شناختی بین فردی در زنان با نشانه های بدنی شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: نشانه های بدنی سهم قابل توجهی از مراجعه کنندگان به مراکز درمانی را به خود اختصاص می دهد. ازآنجاکه مشاهدات بالینی این نشانه ها را با هیجان ها و تحریف های شناختی در روابط در ارتباط دانسته اند، هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان هیجان مدار بر پردازش اطلاعات هیجانی و تحریف های شناختی بین فردی در زنان با نشانه های بدنی شهر اصفهان بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی به صورت پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و روش نمونه گیری داوطلبانه و قضاوتی بود. بدین منظور از بین جامعه آماری و بر اساس معیارهای ورود و خروج،۳۰ نفر انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. ابزارهای این پژوهش، پرسشنامه نشانه جسمانی (PHQ-۱۵)، پرسشنامه نشانه های بدنی ملاک B (SSD-۱۲)، پرسشنامه پردازش اطلاعات هیجانی (EIPT) (۱) و تحریف های شناختی بین فردی (ICDS) بود (۲). یس از اجرای پیش آزمون، افراد گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای به صورت گروهی تحت آموزش های درمان هیجان مدار (EFT) قرار گرفتند. درنهایت پس از اجرای پس آزمون، داده ها با روش تحلیل کوواریانس از طریق SPSS ۲۳ مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان هیجان مدار موجب کاهش سطح پردازش منفی اطلاعات هیجانی و مؤلفه های آن، تحریف های شناختی بین فردی و مؤلفه های آن و علائم نشانه های بدنی در زنان با نشانه های بدنی در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون شده و این تغییرات ازنظر آماری معنادار هستند (۰۱/۰>P). نتیجه گیری: لذا می توان از این روش به عنوان یک روش مداخله ای و درمانی برای کاهش سطح پردازش اطلاعات هیجانی، تحریف های شناختی بین فردی و علائم نشانه های بدنی در زنان با نشانه های بدنی استفاده کرد.
مقایسه اثربخشی دارودرمانی و نوروفیدبک بر بهبود کنش های اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه - فزون کنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره نهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۳۰)
۲۰۸-۱۹۲
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی یکی از شایع ترین اختلالات عصبی- تحولی دوران کودکی است که بر کنش های اجرایی افراد مبتلا، تأثیر منفی دارد. بدین ترتیب مطالعه حاضر با هدف تعیین میزان اثربخشی و مقایسه دارودرمانی و نوروفیدبک بر بهبود کنش های اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با دو گروه آزمایش و یک گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی کودکان پسر با اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی مدارس استثنایی شهر رشت در نیمسال دوم سال تحصیلی 1400-1399 بود. نمونه پژوهش شامل 36 نفر از کودکان جامعه مذکور بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به صورت تصادفی در سه گروه (12 نفر در گروه دارودرمانی، 12 نفر در گروه نوروفیدبک، و 12 نفر در گروه گواه) جایدهی شدند. ابزار گردآوری داده های این پژوهش شامل فرم کوتاه پرسشنامه رتبه بندی رفتاری کنش های اجرایی (جیوویا و همکاران، 2000) بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس در محیط SPSS22 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو روش دارودرمانی و نوروفیدبک بر بهبود کنش های اجرایی کلی و مؤلفه های آن در کودکان با اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی مؤثر بوده است (0/001>p). با این حال، نوروفیدبک بیشتر از دارودرمانی بر بهبود کنش های اجرایی کلی و مؤلفه های آن در کودکان با اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی اثر داشته است (0/001>p). نتیجه گیری: دارودرمانی با تأثیر بر ساختارهای مغزی و نوروفیدبک علاوه بر تأثیر بر ساختارهای مغزی با استفاده از اصول یادگیری شرطی سازی عاملی به لحاظ کارکردی نیز به تغییر و بهبود امواج مغزی، تقویت مهارت خودنظم جویی، ارتقاء عملکرد مغزی و در نهایت به میزان بیشتری به بهبود کنش های اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه- فزون کنشی منجر می شود.
مقایسه سبک های فرزند پروری و تاکتیک های تعارض زناشویی بر اساس ترتیب تولد زوج
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین تفاوت سبک های فرزند پروری و تاکتیک های تعارض زناشویی بر اساس ترتیب تولد زوج بود. روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع پس رویدادی یا علّی– مقایسه ای است. جامعه مورد مطالعه در این تحقیق شامل کلیه زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی شهر تهران می باشد که حداقل دو سال از مدت ازدواج آنها سپری شده باشد. نمونه مورد مطالعه در این پژوهش شامل 150 زوج (300 نفر) مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران می باشد که به صورت در دسترس انتخاب شدند. جهت گرداوری اطلاعات از پرسشنامه شیوه فرزندپروری بامریند (1966) و پرسشنامه تاکتیک های حل تعارض استراوس و همکاران (2007) استفاده شد. از روش تحلیل واریانس جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات استفاده شد. نتایج نشان داد، که بین سبک های فرزند پروری مقتدرانه، سهل گیرانه و مستبدانه در زوج های با ترتیب تولد های مختلف تفاوتی وجود ندارد. همچنین نتایج نشان داد که بین تاکتیک حمله و مذاکره (فرم پرخاشگر-قربانی) در زوج های با ترتیب تولد های مختلف تفاوتی وجود ندارد. در آخر نتایج نشان داد، که بین تاکتیک مذاکره (فرم قربانی) در زوج های با ترتیب تولد های مختلف تفاوتی وجود ندارد. اما بین تاکتیک مذاکره (فرم پرخاشگر) در زوج های با ترتیب تولد های مختلف تفاوت وجود داشت.
تاثیر راهبردهای شناختی بر عملکرد خواندن دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناختی دوره هجدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
79 - 91
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تأثیر راهبردهای شناختی بر عملکرد خواندن دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری ویژه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری ویژه شهرستان اهر بودند که به مرکز اختلال یادگیری در سال تحصیلی 1400-1399 مراجعه کرده بودند، که تعداد 20 نفر از آنها بصورت تصادفی انتخاب شدند و به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم گردیدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل، آزمون خواندن و نارساخوانی حسینی و همکاران و بسته آموزشی دن راهبردهای شناختی بودند. نتایج تحلیل آماری کواریانس داده ها نشان داد که میانگین نمرات پس آزمون در آزمون خواندن و هم آزمون درک مطلب دو گروه با یکدیگر تفاوت معنی دار داشت. میانگین پس آزمون گروه آزمایش، نسبت به گروه کنترل ارتقاء یافت. بنابراین می توان نتیجه گرفت که آموزش راهبردهای شناختی بر خواندن و درک مطلب کودکان دارای اختلال یادگیری ویژه تاثیر مثبت و معناداری دارد. طراحی واجرای برنامه های راهبردی شناختی برای سایر دانش آموزان دارای نارسایی های عصب تحولی و همچنین برگزاری دوره های آموزشی ضمن خدمت راهبرد های شناختی برای معلمان پیشنهاد می شود.
بررسی و مقایسه اثر بخشی بسته توانبخشی شناختی پریسا و پارس در بهبود حافظه فعال و نگهداری توجه در کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۷
13 - 23
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین و مقایسه اثر بخشی بسته های توانبخشی شناختی پریسا و پارس در بهبود حافظه فعال و نگهداری توجه کودکان دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود. پژوهش در قالب طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون انجام گرفت. تعداد 33 دانش آموز 9 تا 12 ساله سوم تا پنجم ابتدایی مبتلا به اختلال نقص توجه /بیش فعالی به روش هدفمند انتخاب و در سه گروه همتا جایگزین شدند. در گروه آزمایش 1 با بسته توانبخشی شناختی پریسا و در گروه آزمایش 2 با بسته توانبخشی شناختی پارس مداخلات توانبخشی در 14 جلسه 45 دقیقه ای انجام شد. گروه کنترل هیچ مداخله ای را دریافت ننمود. پس از 45 روز آزمون پی گیری انجام شد. برای اندازه گیری متغیرها از آزمون ان بک و آزمون عملکرد پیوسته استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره و آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد که هر دو بسته توانبخشی شناختی پریسا و پارس در بهبود حافظه فعال و نگهداری توجه تاثیر دارند. همچنین داده ها نشان می دهد هر دو بسته توانبخشی تاثیر یکسانی بر مولفه های حافظه فعال و نگهداری توجه دارند ولی بسته توانبخشی شناختی پریسا بر مولفه زمان واکنش متغیر حافظه فعال در دراز مدت اثربخش بوده است.
اثربخشی درمان هیجان مدار بر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان و خودانتقادی دختران نوجوان با تجربه سوگ طلاق والدین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۷
187 - 196
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش تعیین اثربخشی درمان هیجان مدار بر تنظیم شناختی هیجان و خودانتقادی دختران نوجوان با تجربه سوگ طلاق والدین بود. طرح پژوهش پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود و و از نظر هدف، کاربردی و از نظر زمان، مقطعی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر نوجوانان 14-16 سال دختر از خانواده های طلاق ساکن شهر تهران در سال 1398 بودند و روش نمونه گیری به صورت هدفمند و براساس ملاک های مورد نظر 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15) قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها در این تحقیق سه پرسشنامه استاندارد تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و همکاران (۲۰۰۱)، سیاهه سوگ هوگان و همکاران (2001) و سطوح خودانتقادی تامپسون وزوروف (2004) استفاده شده است. نتایج نشان داد که درمان هیجان مدار بر تنظیم شناختی هیجانی و خود انتقادی دختران نوجوان با تجربه سوگ طلاق والدین اثربخش است. در واقع درمان هیجان مدار باعث بهبود تنظیم شناختی هیجان و خودانتقادی در نوجوانان می شود. بنابراین درمان هیجان مدار نقش مهمی در افزایش تنظیم شناختی هیجان و کاهش خودانتقادی در نوجوانان دارد.
اثربخشی طرحواره درمانی بر خودانتقادی و خودتنظیمی هیجانی زنان افسرده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۶۷
219 - 227
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر اثربخشی طرحواره درمانی بر خودانتقادی و خودتنظیمی هیجانی زنان افسرده بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر زنان افسرده در سال 1399 در شهر تهران بودند که به یکی از سه مرکز مشاوره و خدمات روان شناختی در زمستان مراجعه کرده بودند که از میان آن ها تعداد 30 نفر با توجه به مصاحبه ساختار یافته بر مبنای راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی و نمره های بالای 11 در آزمون افسردگی بک به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس افسردگی بک (2001)، مقیاس خودانتقادی تامپسون و زاروف (2004) و پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی بوفارد (1998) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیره با نرم افزار SPSS.21 انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که طرحواره درمانی بر خودانتقادی و خودتنظیمی هیجانی در زنان دارای اختلال افسرده تأثیر دارد و خودانتقادی را به طور معناداری کاهش داده و خودتنظیمی هیجانی را افزایش می دهد. بنابراین توجه به طرحواره درمانی نقش مهمی در کاهش خودانتقادی و بهبود خودتنظیمی هیجانی زنان دارای اختلال افسرده دارد.
پیش بینی میزان موفقیت تحصیلی دانش آموزان بر اساس سبک والدگری والدین آنان با میانجی گری خودکارآمدپنداری و حرمت خود در کودکان دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره نهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۳۳)
۱۲۰-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: موفقیت تحصیلی دانش آموزان، به عنوان قشر کارآمد و آینده سازان کشور، یکی از عوامل مهم پیشرفت و توسعه بلندمدت شغلی و اجتماعی آنان در زندگی است. بدین ترتیب پژوهش حاضر با هدف پیش بینی میزان موفقیت تحصیلی دانش آموزان بر اساس سبک والدگری والدین آنان، با میانجی گری خودکارآمد پنداری و حرمت خود در کودکان، انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی - همبستگی بود که با استفاده از روش الگویابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی منطقه 12 شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1402 بود که از بین آنها، با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 300 نفر با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل مقیاس موفقیت تحصیلی (صالحی، 1393)، پرسشنامه سبک های والدگری (بامریند، 1991)، مقیاس خودکارآمد پنداری کودکان (موریس، 2001) و پرسشنامه حرمت خود (کوپراسمیت، 1981) بود. در نهایت داده ها با استفاده از روش پژوهش های همبستگی و روش مدل معادلات ساختاری با به کارگیری از نرم افزارهای SPSS26 و AMOS24 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین سبک والدگری سهل گیرانه و مستبدانه با خودکارآمد پنداری و موفقیت تحصیلی رابطه منفی و معنادار و بین سبک والدگری مقتدرانه با خودکارآمد پنداری، حرمت خود و موفقیت تحصیلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0>P). همچنین بین خودکارآمد پنداری و حرمت خود با موفقیت تحصیلی رابطه مثبت و معنادار مشاهده شد (05/0>P). یافته ها نشان داد که اثر غیرمستقیم سبک های والدگری سهل گیرانه و مستبدانه بر موفقیت تحصیلی از طریق خودکارآمد پنداری و اثر غیرمستقیم سبک والدگری مقتدرانه بر موفقیت تحصیلی از طریق حرمت خود از لحاظ آماری معنادار بودند (05/0>P). نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه می توان گفت که با ارتقاء مهارت های خودکارآمد پنداری و حرمت خود می توان به صورت غیرمستقیم، رابطه بین سبک والدگری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان دبستانی را تقویت کرد.
رابطلأ بین کارکردهای اجرایی با انسجام خانواده، تحول مثبت نوجوانی و بلوغ عاطفی در نوجوانان: نقش میانجی تنظیم هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی شناختی دوره ۱۰ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
۱۱۸-۱۰۱
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تنظیم هیجان در رابطه بین کارکردهای اجرایی، انسجام خانواده، تحول مثبت نوجوانی و بلوغ عاطفی در نوجوانان انجام شد. در قالب یک طرح همبستگی از بین دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل در مدارس دوره دوم متوسطه شهر قم با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس 300 دانش آموز انتخاب شد. داده های پژوهش از طریق مقیاس BRIEF2، مقیاس ارزشیابی سازش پذیری و پیوستگی خانواده، ویراست چهارم، فرم کوتاه مقیاس تحول مثبت نوجوانان، پرسشنامه بلوغ عاطفی و مقیاس تنظیم هیجان گردآوری و با استفاده از روش پیشرفته آماری مدل یابی معادلات ساختاری، با کاربرد نرم افزار های SPSS25 و Smart PLS3 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش حاکی از برازش مناسب مدل مفروض با یافته های پژوهش بود. رابطه مستقیم بین کارکردهای اجرایی با انسجام خانواده (001/0p=؛ 33/1=T 57/0 =β)، تنظیم هیجان (001/0p=؛ 05/20=T 654/0 =β)، بلوغ عاطفی (001/0p=؛ 58/11=T ؛653/0 =β) و تنظیم هیجان با تحول مثبت نوجوانی (001/0p=؛ 18/38=T ؛538/0 =β) در نوجوانان دختر مثبت و معنادار بود. از سوی دیگر، رابطه مستقیم بین تنظیم هیجان با انسجام خانواده (11/0p=؛ 58/1=T ؛933/0 =β) و تنظیم هیجان با بلوغ عاطفی (328/0p=؛ 979/0=T ؛052/0 =β) در نوجوانان دختر مورد تائید قرار نگرفت. همچنین، تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش نشان داد که تنظیم هیجان در رابطه بین کارکردهای اجرایی و انسجام خانواده در نوجوانان دختر نقش میانجی کامل و در رابطه بین کارکردهای اجرایی و تحول مثبت نوجوانی و همچنین در رابطه بین کارکردهای اجرایی و بلوغ عاطفی نیز نقش میانجی جزئی ایفا کرده است. در مجموع، توجه به یافته های به دست آمده می تواند در طراحی و کاربست مداخله های شناختی و روان شناختی کارآمد جهت کاهش مشکلات وتعدیل بحران های پیش رو نوجوانان مورد استفاده پژوهشگران و درمان گران این حوزه قرار گیرد.