سمیه شاهمرادی

سمیه شاهمرادی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۲ مورد از کل ۱۲ مورد.
۱.

شناسایی مؤلفه های زیربنایی در شکل گیری تمایزیافتگی خود: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: پژوهش کیفی تمایزیافتگی خود خودمتمایزسازی شکل گیری طرح نظام مند نظریه برخاسته از داده ها

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۴
تمایزیافتگی خود، پدیده ای بافتارمند، فرهنگی و وابسته به شرایط محیطی و اجتماعی است که در فرآیندی پویا و تحت تأثیر شرایط و عوامل مختلفی شکل گرفته و تجربه می شود. با توجه به همین موضوع، این پرسش مطرح شد که مؤلفه های زیربنایی در شکل گیری تمایزیافتگی خود چیست؟ بدین منظور از رویکرد کیفی، طرح نظام مند نظریه برخاسته از داده ها در سطح نظم دهی مفهومی بهره گیری شد. از طریق نمونه گیری نظری و با توجه به اشباع نظری در گردآوری داده ها با 17 نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از مرحله اول شیوه کدگذاری استراوس و کوربین انجام پذیرفت. پس از تحلیل داده ها، 112 کد اولیه شناسایی شد، سپس در فرآیند ادغام و مقایسه، 28 زیرمقوله تدوین شده و در قالب 3 مقوله اصلیِ استقلال فکری، هویت طلبی و منزلت اجتماعی دسته بندی و معرفی گردید. یافته ها نشان می دهند که تمایزیافتگی خود، به شکل افکار، رفتارها و نگرش های مستقلانه و منحصر به فرد به همراه هویت طلبی با تأکید بر توانمندی ها و منزلت اجتماعی و رفتارهای مقتضی پدیدار شده و جریان می یابد. در نتیجه، در شکل گیری تمایزیافتگی خود، مؤلفه های زیربنایی عمدتاً به صورت استقلال فکری تجربه می شود اما هویت طلبی و منزلت اجتماعی بخشی دیگری از این مؤلفه ها را به خود اختصاص داده اند که در فرهنگ ایرانی تجربه می شوند. یافته های مطالعه حاضر علاوه بر غنی سازی دانش بومی و راهنمایی برای پژوهش های آتی، شناخت عمیق تر این ویژگی روان شناختی را در بستر فرهنگی فراهم نمود که می تواند پیامدهای عملی ویژه ای نیز در مشاوره و خانواده درمانی با توجه به مباحث چندفرهنگی داشته باشد.
۲.

تبیین فرآیند شکل گیری خیانت زناشویی در زنان دارای همسر وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: خیانت زناشویی مصرف مواد اعتیاد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۴ تعداد دانلود : ۱۵۹
هدف: هدف پژوهش حاضر تبیین فرآیند شکل گیری خیانت زناشویی در زنان دارای همسر وابسته به مواد بود. روش: روش این پژوهش کیفی و از نوع گراندد تئوری بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل زنان دارای همسر وابسته به مواد شهرستان قروه بود که 18 نفر از آن ها با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته بود. همزمان با جمع آوری داده ها، کدگذاری و تحلیل در سه مرحله کدگذاری باز، محوری، و انتخابی انجام پذیرفت. یافته ها: عوامل شناسایی شده و استخراج شده تاثیرگذار در شکل گیری خیانت زناشویی در زنان دارای همسر وابسته به مواد شامل: الف) عوامل زمینه ساز شامل عوامل فردی، روانی، و بین فردی ، ب) عوامل آشکارساز شامل عوامل خانوادگی و خطر، ج) عوامل تدوام بخش شامل عوامل اجتماعی، فرهنگی، و محیطی، و د) عوامل تشدیدکننده شامل عوامل عاطفی و جنسی بودند. همچنین، راهبردها شامل مداخله در عوامل فردی، خانوادگی، اجتماعی، محیطی، فرهنگی، بین فردی، ارتباطی، و مداخله ای بودند. نتیجه گیری: عوامل متعددی در فرآیند شکل گیری خیانت زناشویی در زنان دارای همسر وابسته به مواد نقش دارند که با شناسایی آنها در محیط ها، فرهنگ ها، و جوامع مختلف، می توان اقدامات موثری در راستای کاهش خیانت زناشویی و حتی پیشگیری از اعتیاد تنظیم و تدوین نمود و زمینه آگاهی عمومی را ایجاد نمود.
۳.

مطالعه تجربه زیسته دانشجویان و دانش آموختگان رشته مشاوره و تغییرات نگرش آنها نسبت به ازدواج و روابط زناشویی: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: دانشجویان رشته مشاوره تجربه زیسته نگرش ازدواج روابط زناشویی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۳۰۵
هدف: پژوهش حاضر، با هدف مطالعه تجربه زیسته دانشجویان و دانش آموختگان رشته مشاوره و بررسی ردپای آموخته های درسی بر دیدگاه آنان پیرامون ازدواج انجام شد. روش: این پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. مشارکت کنندگان 16 نفر از دانشجویان و دانش آموختگان تحصیلات تکمیلی رشته ی مشاوره بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. یافته ها: در بعد تجربیات مثبت 4 مضمون اصلی به دست آمد. افزایش آگاهی، رشد آگاهی نسبت به توانمندی های شخصی، بهبود مهارت های ارتباطی بین فردی و تجربیات پیرامون امر ازدواج. در نهایت زیر مضمون های درک شده از مضمون های اصلی به این صورت آمده است: خودآگاهی، افزایش آگاهی نسبت به ویژگی های شخصیت دیگران، رشد اعتمادبه نفس، احساس مفید بودن، روابط خانوادگی و اجتماعی، دستیابی به دیدگاه سیستمی در خانواده، افزایش همدلی، کنترل هیجانات، تغییر در نگرش به آشنایی قبل از ازدواج و تأکید بر مشاوره پیش از ازدواج، نگرش متفاوت به ازدواج نسبت به گذشته، آگاه شدن به جایگاه مشاور و اهمیت مشاوره پیش از ازدواج، تغییر در کلیشه های جنسیتی (در شرکت کنندگان مرد). در بعد تجربیات منفی، مضمون های اصلی عبارت بودند از : تجربیات مربوط به پدیده ازدواج و انتخاب همسر و تأثیرات منفی در روابط. زیر مضمن های به دست آمده: کم شدن شور و هیجان احساسی در رابطه با شریک زندگی، بالا رفتن میزان حساسیت و وسواس فرد در روابط، تغییر نگرش نسبت به مردها (از سمت شرکت کنندگان خانم)، ایجاد حس عدم درک مشترک در روابط خانوادگی و اجتماعی به علت تفاوت در سطح آگاهی، ایجاد سطح انتظارات غیرمنطقی از دانش آموختگان این رشته. نتیجه گیری: مطابق یافته های این پژوهش، تجربه زیسته شرکت کنندگان نشان داد که تحصیل در رشته مشاوره، از جنبه های مختلف بر زندگی شخصی آن ها و دیدگاهشان نسبت به ازدواج و روابط زناشویی تأثیرگذار بوده است.
۴.

تجربه انواع خشونت جنسی زناشویی در زنان قربانی شهر تهران: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: خشونت جنسی زناشویی تهران زنان مطالعه کیفی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۴۴
خشونت جنسی زناشویی به عنوان یکی از مصادیق ناشناخته خشونت علیه زنان تلقی می شود که از آن با تعابیر مختلفی از جمله تجاوز زناشویی، خشونت جنسی خانگی، خشونت جنسی نسبت به زوجه و خشونت جنسی در زندگی مشترک یاد می شود. برای بررسی عمیق این نوع خشونت از دیدگاه زنان قربانی، در این پژوهش از رویکرد پژوهش کیفی و روش پدیدار شناسی توصیفی استفاده شد و با توجه به ماهیت پژوهش، نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و تا حد اشباع نظری ادامه یافت. نمونه مورد مطالعه شامل 11 نفر از زنان شهر تهران در سال 1400-1399 بودند که تجربه خشونت جنسی زناشویی داشتند. ابزار گرداوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بود و تجزیه و تحلیل داده ها به روش کلایزی صورت گرفت. یافته های پژوهش در برگیرنده 1 مضمون اصلی، مفاهیم و مصادیق خشونت جنسی زناشویی 11 مضمون فرعی شامل عدم رضایت در برقراری رابطه جنسی، خودمحوری جنسی، بی توجهی به نیازهای جنسی همسر، بی سوادی جنسی، تحقیر جنسی، رابطه جنسی با خشونت، تحمیل نوع خاصی از رابطه جنسی، رابطه جنسی پر خطر، ناهماهنگی در میزان رابطه جنسی، نابهنجاری جنسی و سوء استفاده جنسی و 30 سازه مفهومی شد. نتایج پژوهش حاکی از گستردگی ابعاد خشونت جنسی زناشویی است و لذا نیازمند آگاهی بخشی و توجه عمیق تر به این قسم از خشونت علیه زنان از طرف ارگان ها و سازمان های مربوطه می باشد
۵.

تبیین فرایند شکل گیری بی رمقی زناشویی در زنان دارای همسر وابسته به مصرف مواد افیونی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بی رمقی زناشویی سوءمصرف مواد افیونی وابستگی به مصرف مواد افیونی نظریه زمینه ای

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۴۸
یک خانواده موفق، سازگار و سالم بر پیوندها، تعاملات و ارتباطات هیجانی و اعتماد میان زن و شوهر و اعضا به همدیگر بناشده که آرامش و آسایش اعضای خانواده در گرو آن است. پژوهش حاضر با هدف بازگفت فرایند شکل گیری بی رمقی زناشویی در زنان دارای همسر وابسته به مصرف مواد افیونی با رویکرد نظریه زمینه ای انجام شد. پژوهش حاضر به روش کیفی، نظریه زمینه ای انجام شد. در این پژوهش، جامعه آماری دربرگیرنده زنان با دامنه سنی 25 -45 سال و دارای همسر وابسته به مصرف مواد افیونی از مشتقات خشخاش (صنعتی و سنتی) شهرستان قروه در سال های 1400 و 1401 مراجعه کننده به درمانگاه نیکو سلامت قروه بود. انتخاب نمونه ها به روش نمونه گیری هدفمند بود، اندازه نمونه در این پژوهش با 17 نفر به اشباع رسید و مصاحبه نیمه ساختاریافته جهت گردآوری داده ها انجام شد. به منظور تسهیل در فرآیند کدگذاری و تحلیل از نرم افزار MAXQDA استفاده گردید. عوامل تأثیرگذار در شکل گیری بی رمقی زناشویی در زنان دارای همسر وابسته به مصرف مواد افیونی دربرگیرنده عوامل زمینه ساز دربرگیرنده عوامل فردی، روانی و میان فردی؛ عوامل آشکارساز دربرگیرنده عوامل خانوادگی، شخصیتی و ارتباطی؛ عوامل تداوم بخش دربرگیرنده عوامل اجتماعی، فرهنگی و عوامل محیطی؛ و عوامل تشدیدکننده دربرگیرنده عوامل هیجانی، عوامل مربوط به سبک زندگی و جنسی شناسایی و استخراج گردید. عوامل فراوانی در فرایند شکل گیری بی رمقی زناشویی در زنان دارای همسر وابسته به مصرف مواد افیونی نقش دارند که می توان با شناسایی آن ها در محیط ها، فرهنگ ها و جوامع گوناگون اقدامات کارسازی در راستای کاهش بی رمقی زناشویی و حتی پیشگیری از وابستگی به مصرف مواد تنظیم و تدوین نمود و زمینه آگاهی عمومی را ایجاد نمود.
۶.

چالش های ارتباطی والد - نوجوان در خانواده های مسلمان ایرانی مقیم آمریکا از نگاه والدین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: چالش های ارتباطی والد - نوجوان خانواده های مسلمان ایرانی مقیم آمریکا نگاه والدین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۸ تعداد دانلود : ۳۲۸
زمینه: اختلافات والد - نوجوان بخشی اجتناب ناپذیر از دوران نوجوانی است. هر چند که تعلق به نسل های متفاوت در هر خانواده ای، ناگریز فاصله ای میان نسل ها ایجاد می کند، اما در خانواده های مهاجر، دشواری گذار از تعارضات دوران نوجوانی، با چالش های رایج بعد از مهاجرت در می آمیزد و تنش هایی را در ارتباط والدین و نوجوان برمی انگیزد. اهمیت موضوع ارتباط والد - نوجوان در خانواده های مهاجر، سبب شده است پژوهش های بسیاری در این زمینه با محوریت گروه های پرجمعیت مهاجران انجام پذیرد، اما پژوهشی که بررسی چالش های ارتباطی والد - نوجوان بپردازد مغفول واقع شده است. هدف: چالش های ارتباطی والد - نوجوان در خانواده های مسلمان ایرانی مقیم آمریکا از نگاه والدین بود. روش: پژوهش از نوع کیفی با روش پدیدارشناسی بود. جامعه آماری شامل خانواده های مسلمان ایرانی مقیم آمریکا بود که ۱۵ نفر از پدران و مادران به روش نمونه گیری گلوله برفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش مصاحبه ی عمیق نیمه ساختاریافته بود. تحلیل داده ها با روش هفت مرحله ای کلایزی انجام شد. یافته ها: مؤلفه های چالش های ارتباطی والد - نوجوان در خانواده های مسلمان ایرانی مقیم آمریکا از نگاه والدین عبارتند از: تفاوت های فرهنگی، شکاف نسلی زمانی و مکانی و عدم آشنایی کافی والدین مهاجر با محیط مدارس و گروه همسالان فرزندان بود. نتیجه گیری: تفاوت های فرهنگی، شکاف نسلی زمانی و مکانی و عدم آشنایی کافی والدین مهاجر با محیط مدارس و گروه همسالان فرزندان می تواند عملکرد خانواده ی مهاجر را به خطر انداخته و دشواری های ارتباطی میان والدین و نوجوان ایجاد کند.
۷.

پیش بینی ترس از تجرد بر اساس تیپ های شخصیتی، هوش هیجانی و متغیرهای جمعیت شناختی

کلید واژه ها: ترس از تجرد تیپ های شخصیتی هوش هیجانی متغیرهای جمعیت شناختی دانشجویان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۲ تعداد دانلود : ۳۲۵
مقدمه: تحولات اخیر جوامع کنونی تغییراتی را در سن ازدواج ایجاد کرده، به طوری که تعداد مجردها رو به فزونی است. این شرایط برای برخی از افراد ناخوشایند بوده و ترس از تجرد را تجربه می کنند. هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ترس از تجرد بر اساس تیپ های شخصیتی، هوش هیجانی و متغیرهای جمعیت شناختی انجام گرفت. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تهران در سال تحصیلی ۹۹-۱۳۹۸ بود. روش نمونه گیری به صورت در دسترس بود و توزیع پرسشنامه ها به صورت اینترنتی انجام گردید. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های محقق ساخته اطلاعات دموگرافیک، ترس از تجرد (۲۰۱۳)، تیپ شناسی شخصیت مایرز-بریگز (۱۹۸۷) و هوش هیجانی بار-آن (۱۹۹۷) استفاده شد. داده های جمع آوری شده از طریق نرم افزار ۲۲-SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که بین تیپ های شخصیتی، هوش هیجانی و متغیرهای دموگرافیک (سن، درآمد و مقطع تحصیلی) با ترس از تجرد رابطه معناداری وجود دارد (۰/۰۵>P). همچنین تیپ های شخصیتی، هوش هیجانی و متغیرهای جمعیت شناختی به ترتیب قادر به پیش بینی ۲۸ درصد، ۱۶ درصد و ۹ درصد از واریانس ترس از تجرد بودند. نتیجه گیری: از نتایج پژوهش حاضر می توان در جهت شناخت متغیرهای مرتبط با ترس از تجرد در مشاوره های فردی و پیش از ازدواج بهره جست و مطابق با آن روش های پیشگیرانه و مداخلاتی مناسبی را به کار گرفت.
۸.

بررسی عوامل تاثیرگذار در سوءمصرف مواد مخدر و اعتیاد با رویکرد گراندد تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: سوءمصرف مواد مخدر اعتیاد گراندد تئوری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۳ تعداد دانلود : ۴۸۲
هدف: اعتیاد به مواد مخدر از مهم ترین مسائلی است که عوارض آن تهدیدی جدی برای جامعه محسوب می شود و به عنوان یکی از بحران های چهارگانه قرن بیست و یکم همه جوامع را درگیر کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی علل و عوامل تاثیرگذار در سوءمصرف مواد مخدر و اعتیاد با رویکرد گراندد تئوری انجام شد. روش: پژوهش حاضر به روش کیفی در سال 1398 در شهر قروه انجام شد. 16 نفر با سابقه سوءمصرف مواد با حداقل 4 سال سابقه وابستگی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند . جهت گردآوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد . به منظور تسهیل در فرآیند کدگذاری و تحلیل داده ها از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. یافته ها: عوامل تاثیرگذار در سوءمصرف مواد مخدر و اعتیاد عبارت بودند از: الف) عوامل زمینه ساز شامل عوامل فردی و بین فردی؛ ب) عوامل آشکارساز شامل عوامل خانوادگی؛ و ج) عوامل تدوام بخش و تشدیدکننده شامل عوامل اجتماعی- فرهنگی و محیطی. نتیجه گیری: عوامل متعددی در بروز اعتیاد و سوءمصرف مواد نقش دارند و شناسایی آن ها در محیط ها، فرهنگ ها و جوامع مختلف امکان تدوین اقدامات پیشگیرانه و افزایش زمینه آگاهی عمومی را فراهم می کند.
۹.

رابطه جرئت ورزی و ابرازگری هیجانی و رضایت زناشویی با میانجی گری کیفیت زندگی در زنان ورزشکار و غیر ورزشکار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: رضایت زناشویی کیفیت زندگی جرأت ورزی ابراز گری هیجانی زنان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۶ تعداد دانلود : ۴۴۹
رضایت زناشویی سازه ای مهم و دارای ساختاری چندبعدی است که در حفظ و استحکام بنیان خانواده نقش مهمی دارد و از عوامل مختلفی اثر می پذیرد. پژوهش حاضر باهدف پیش بینی رضایت زناشویی براساس جرئت ورزی و ابرازگری هیجانی با توجه به نقش واسطه ای کیفیت زندگی در زنان ورزشکار و غیر ورزشکار انجام شد. این مطالعه از نوع پژوهش توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان متأهل ورزشکار و غیر ورزشکار ساکن شهر تهران بود که به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 200 نفر از آن ها (هر گروه 100 نفر) انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه های رضایت زناشویی انریچ (1989)، کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996)، جرئت ورزی گمبریل و ریچی (1975) و ابرازگری هیجانی کینگ و امونز (1990) بود. اطلاعات گردآوری شده به کمک شاخص های آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزارهای SPSS-22 و AMOS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های حاصل از تحلیل مسیر نشان داد که مدل مورد نظر، دارای برازش مناسبی است و کیفیت زندگی نقش واسطه ای بین جرئت ورزی و ابرازگری هیجانی با رضایت زناشویی دارد. همچنین رضایت زناشویی زنان ورزشکار به طور معناداری بیشتر از رضایت زناشویی زنان غیر ورزشکار بود. نتایج پژوهش حاضر بیانگر اهمیت متغیرهای مرتبط با رضایت زناشویی و تأثیر فعالیت های ورزشی بر روابط زناشویی زنان است.
۱۰.

پیش بینی طلاق بر اساس صفات شخصیتی، اختلالات روانی و ویژگیهای جمعیت شناختیژگیهای جمعیت شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: طلاق ویژگی های جمعیت شناختی صفات شخصیتی اختلالات روانی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان آسیب شناسی مسایل زنان آسیب شناسی جسمی و روانی
  2. حوزه‌های تخصصی مطالعات زنان آسیب شناسی مسایل زنان آسیب شناسی خانوادگی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده
تعداد بازدید : ۲۱۱۱ تعداد دانلود : ۸۱۱
هدف پژوهش مشخص کردن صفات شخصیتی، اختلالات روانی و ویژگیهای جمعیت شناختی پیش بینی کننده طلاق در زوجین شهر تهران بود. طرح این پژوهش از نوع علّی مقایسه ای و روش نمونه گیری خوشه ای بود. به این منظور از بین مجتمع های قضایی خانواده شهر تهران، سه مجتمع به صورت تصادفی انتخاب و از بین زوجین در معرض طلاق مراجعه کننده 60 نفر (30 زوج) انتخاب شدند. برای گروه نمونه زوجین عادی نیز از بین مناطق شهرداری تهران سه منطقه به صورت تصادفی انتخاب، و از طریق سرای محله های آن 30 زوج انتخاب شدند. سپس پرسشنامه های پنج عاملی شخصیت (فرم کوتاه)، سیاهه نشانه های اختلالات روانی (SCL-90) و جمعیت شناختی در نمونه های مورد نظر اجرا شد. یافته ها نشان داد که از بین ابعاد آزمون پنج عاملی در روان رنجوری، تجربه گرایی و وظیفه شناسی و از بین ابعاد آزمون SCL-90 بجز روان پریشی در دیگر مقیاسها، بین دو گروه تفاوت معنادار وجود داشت (05/0 > P). نتایج تحلیل رگرسیون لجستیک دو ارزشی نشان داد که متغیرهای افسردگی، افکار پارانوییدی، تعداد فرزندان، میزان درامد و روان رنجوری، قویترین پیش بینی را برای احتمال در معرض طلاق قرار گرفتن زوجین فراهم می کند به این شکل که افزایش افسردگی، افکار پارانوییدی و روان رنجوری احتمال طلاق را افزایش می دهد و افزایش تعداد فرزندان و میزان درامد احتمال طلاق را کاهش می دهد. این یافته ها اهمیت ویژگیهای شخصیتی، اختلالات روانی و عوامل جمعیت شناختی را در پدیده طلاق نشان می دهد.
۱۱.

مدل عوامل مؤثر بر چرخه ارتباط زوجی درخواست- کناره گیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: روابط زناشویی چرخه ارتباط زوجی درخواست– کناره گیری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰۲ تعداد دانلود : ۵۴۱
یکی از برجسته ترین ویژگی های روابط زناشویی، چرخه ها یا الگوهای ارتباطی است که میان همسران شکل گرفته و بیشتر در پرتو چندبارگی استوار می شوند. پژوهش حاضر به بررسی الگوی ارتباطی «درخواست– کناره گیری» که یکی از فراگیرترین الگوهای ارتباطی ناکارآمد زناشویی است پرداخته و عوامل مؤثر بر آن را شناسایی می کند. این پژوهش به شیوه کیفی و با به کارگیری از رویکرد زمینه ای انجام شده است. 14 کارآزموده خانواده و ازدواج با روش نمونه گیری هدفمند بررسی شدند و داده ها با به کار بردن مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تعاملی تا رسیدن به اشباع داده ها گردآوری شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها نرم افزار 10 MAXQDA به کاربرده شد. برآمدها نشان داد که سه دسته عوامل (درونی، ارتباطی و موقعیتی) در آشکار شدن چرخه درخواست– کناره گیری تأثیر دارند. با توجه به برآمدهای به دست آمده، این پدیده آشکار شد که عوامل مؤثر بر چرخه درخواست – کناره گیری بسیار گوناگون و گسترده است و از ابعاد چندگانه ای برخوردار است.
۱۲.

رابطه بین کلیشه های جنسیتی احساس قدرت زوجین و متغیرهای جمعیت شناختی با چرخه ارتباط زناشویی تقاضا - کناره­ گیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: قدرت کلیشه های جنسیتی متغیرهای جمعیت شناختی چرخه ارتباط زناشویی تقاضا کناره گیری

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده کودک و نوجوان
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده زنان
تعداد بازدید : ۱۹۴۶ تعداد دانلود : ۱۱۶۳
مقدمه: چرخه ارتباط زناشویی تقاضا – کناره­گیری یکی از رایجترین الگوهای تعاملی میان زوجین است که در آن یکی از زوجین، خواستار افزایش صمیمیت است و به همسر خود نزدیک شده و از سردی و فقدان ابراز محبت او شکایت می­کند، و همسر دیگر از صمیمت اجتناب کرده، با کناره­گیری و انفعال واکنش نشان می­دهد. این الگوی تعاملی که معمولاً به شکل زن متقاضی – مرد کناره­گیر بروز می­کند، به مرور زمان تشدید و باعث نارضایتی زوجین از زندگی زناشویی می­شود. با توجه به پیشینه­های موجود، برخی از عوامل اجتماعی مانند کلیشه­های جنسیتی و تفاوت سطوح قدرت میان زنان و مردان، در شکل گیری این الگوی تعاملی نقش مؤثری داشته، زوجین را به سمت این الگو سوق می­دهد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه متغیرهای جامعه­شناختی و چرخه ارتباط زناشویی تقاضا – کناره­گیری است تا میزان رابطه کلیشه­های جنسیتی، احساس قدرت زوجین و متغیرهای جمعیت شناختی با چرخه مذکور تعیین شود. روش: در پژوهش حاضر رابطه متغیرهای کلیشه ­ های جنسیتی، احساس قدرت زوجین و متغیرهای جمعیت شناختی با چرخه تقاضا – کناره­گیری با استفاده از روش آمار توصیفی (رگرسیون و همبستگی) بررسی شد. یافته­ها: نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که متغیرهای کلیشه­های جنسیتی، احساس قدرت و تعداد فرزندان به طور معناداری قادر به پیش­بینی چرخه مذکور هستند. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که افزایش تفکر کلیشه­ای و تعداد فرزندان، باعث افزایش احتمال شکل­گیری چرخه تقاضا – کناره­گیری در روابط زوجین می­شود و احساس قدرتِ بیشتر با «کناره ­ گیری» و احساس قدرتِ کمتر با «متقاضی شدن» همبستگی مثبت دارند. نتیجه­گیری: نتایج فوق اهمیت توجه به متغیرهای مذکور در تحلیل علل و عوامل چرخه مذکور را نشان می­دهد و به دست اندرکاران مسائل خانوادگی و اجتماعی کمک می­کند که با شناسایی عوامل مؤثر بر این چرخه، زمینه بهبود ارتباطات زوجین را فراهم کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان