فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۶۲۱ تا ۳٬۶۴۰ مورد از کل ۱۰٬۹۴۵ مورد.
منبع:
Journal of Foreign Language Teaching and Translation Studies, Vol. ۵, No. ۲, June ۲۰۲۰
87 - 98
حوزههای تخصصی:
Traditional literature teaching is usually a passive process as students normally perform the role of listeners. This research proposes to alter the students’ role to active learners by assisting them to produce and stage an English children’s drama. This study is student-centered and attempts to adopt workshop and drama practice to enhance students’ participation in the classroom. Different from traditional teaching methods, constructivist pedagogy enables learners to recognize and strengthen their self-learning abilities. Often discussed in constructivist pedagogy, Lev Vygotsky’s works are especially related to this research. Even though the application of Vygotsky’s theory to teaching is beneficial to students, relevant studies are scarce in higher education. This paper then proposes to apply Vygotsky’s idea of zone of proximal development and scaffolding approach to cultivate students’ ability to produce an English children’s drama. Through the support of capable others, the learners achieve a deeper understanding of drama/literature and through the scaffold approach, students steadily leave the need of assistance behind, are able to work independently and autonomously, and become more capable than their previous selves.
زبان پارسی و مردم فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سوء تفاهمی در کار است که گروهی از ایرانیان را «فارس» می نامد. بنابر این برداشت و اشتباه، «مردم فارس» به کسانی دیگر، یعنی ترک زبان در آذربایجان و دیگر نقاط ایران، به اقوام کرد و بلوچ، عربی زبانان در خوزستان، و نیز ناگزیر لرها و مردمان گیلان و مازندران، و حتی زرتشتیان اجحاف می کنند و ستمی روا می دارند. این مقاله می کوشد تا روشن سازد که اصلاً در بنیاد و اساس خود، چنین گمانی نادرست و ناروا است. این سو ءتفاهم از آن برمی خیزد که در ایران از دیرباز، از روزگار هخامنشیان، اقوامی مختلف، با زبانهایی مختلف می زیسته اند و می زیند، که حکومتی واحد، و دولتی مشترک، با روابط رسمی و قانونی فراگیر داشته اند و دارند. این مردم از همان زمان، زبان رسمی فارسی را، ابتدا در گفتار و کاربرد شفاهی، و سپس هم بصورت شفاهی و گفتاری، و هم بصورت نوشتاری به کار برده اند و از آن بسانِ ابزاری ارتباطی بهره جسته اند. از این جهت، در واقع شمار بسیاری از اینان دارای دو زبان مادری اند و دو زبانه به شمار می روند. درست نیست اگر آنان را که فقط یک زبان مادری دارند، سهواً «فارس» بنامیم و ادّعا کنیم که « مردم فارس» بواسطه نداشتن زبان مادری دیگری جز «زبان پارسی» بر دیگر مردم در این خطّه وسیع از جهان، و به اصطلاح در حوزه فرهنگ نوروز، به دیگران اجحاف و ستمی روا می دارند.
Learning L2 Idioms through Visual Mnemonics(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Due to the importance of idioms, many researchers and teachers have long sought to find ways of making idiom teaching and learning more effective. This study compared three visual mnemonic devices (pictures, mental imagery, and movie clips) in terms of their effect on EFL learners’ recognition and recall of English idioms. Ninety intermediate level EFL learners who were preparing themselves for IELTS participated in this study. They were in three groups of thirty members each. Each group was taught idioms using one of the afore-mentioned visual mnemonic devices. Receptive and productive tests of idioms were administered to all groups after the treatment. The one-way ANOVA procedure was used to analyze the collected data. The results revealed statistically significant differences among these devices, with pictures method being the most effective on both recognition and recall of idioms. The findings of the study can have significant theoretical as well as pedagogical implications for language researchers, textbook designers, curriculum developers, teachers, and language learners.
بررسی کاربرد واژگان پایه در کتب آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان و مقایسه آن با واژگان پایه فارسی آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۶بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
135-154
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقیِ واژگان پایه در کتاب های آموزش زبان فارسی تألیف احمد صفارمقدم (1387) و آموزش فارسی به فارسی تألیف احمد زهرایی و همکاران (1392) با کتاب واژگان پایه فارسی از زبان کودکان ایرانی تألیف نعمت زاده و همکاران (1390) می پردازد. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی است و برای گردآوری داده ها، واژه های موجود در جلدهای اول، دوم و سوم کتاب صفارمقدم و واژه های موجود در جلدهای اول، دوم و سوم کتاب زهرایی و همکاران استخراج و در نرم افزار اکسل تایپ و سپس به صورت الفبایی مرتب شد. در مرحله بعد، واژه های تکراری در هر دو مجموعه حذف شد. بررسی واژه های باقی مانده به این روش انجام شد که اگر واژه تایپ شده، در کتاب نعمت زاده و همکاران موجود بود، برای آن واژه کد (1) و در غیر این صورت کد (0) قید شد. سپس واژه ها براساس کدهای مربوطه مرتب شدند و تعداد واژه های موجود در هر سری از کتاب ها شمارش و با واژگان پایه تطبیق داده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم کتاب صفارمقدم با دارابودن 237 واژه پایه تنها 69/47 درصد واژگان پایه مبنا را پوشش می دهد، درحالی که، مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم کتاب زهرایی و همکاران با دارابودن 422 واژه پایه، 9/84 درصد واژگان پایه را پوشش می دهد. واژگان مورد استفاده در مجموعه تألیفیِ زهرایی و همکاران نسبت به مجموعه تألیف صفارمقدم بهتر می تواند نیازهای اولیه واژگانی فارسی آموزان را برآورده کند. بنابراین، می توان بیان کرد که مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم آموزش فارسی به فارسی تألیف زهرایی و همکاران (1392) نسبت به مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم آموزش زبان فارسی تألیف صفارمقدم (1387) برای آموزش واژگان مناسب تر است.
Effects of Textually-Enhanced Reading Tasks and Strategic Pre-Task Planning on Learning English Passive Voice(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۸, Issue ۳۱, Summer ۲۰۲۰
59-74
حوزههای تخصصی:
In the realm of second language acquisition (SLA), task-based language teaching (TBLT) and input enhancement (IE) have been the focus of a great number of studies. However, the idea of investigating the effects of focus on form instruction through input-enhanced tasks along with pre-task planning time as one of the features of task-based language teaching has been rarely explored in the field of SLA. Therefore, the current research set out to examine the impacts of focus on form instruction via textually-enhanced reading tasks along with strategic pre-task planning on L2 learners’ grammatical development in terms of learning English passive voice. For the purpose of the study, 60 intermediate learners of English were selected and divided into two groups of thirty namely as enhanced and unenhanced. Then, each group was divided into two sub-groups of fifteen as +planning and -planning. The participants were provided with a pretest prior to the treatment, then, they were instructed via the materials chosen for the purpose of the study for ten sessions and at the end they were provided with the posttest of the study. Their performance on the pretest and posttest were analyzed to find out the possible effects of the instruction provided throughout the treatment phase. The results revealed that learners who were exposed to enhanced reading tasks along with strategic pre-task planning time outperformed the other learners. The findings of the present study can be of use for language teachers, syllabus designers, and task designers.
بررسی کنش افتراقی سوالات و عملکرد در آزمون: مقایسه رگرسیون لجستیک، مدل رش و منتل-هنزل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ابزارهای بررسی عملکرد آزمون، کنش افتراقی سوالات (Differential item functioning) می باشد. این روش، می تواند عوامل تاثیرگذار بر عملکرد آزمودنی ها را پیدا کرده و از بروز سوگیری در آزمون جلوگیری نماید. طی دو دهه گذشته ، روش های زیادی برای تشخیص پیشنهاد شده است. تعدد روش های تشخیص عملکرد افتراقی سوال گاه باعث سردرگمی پژوهشگران می شود. از سوی دیگر، امکان مقایسه یافته های پژوهش هایی که با روش های مختلف به بررسی کنش افتراقی سوال پرداخته اند را دشوار می سازد. مطالعه حاضر به بررسی و مقایسه نتایج به دست آمده از سه روش تشخیص کنش افتراقی سوال پرداخته است: مدل رش ، رگرسیون لجستیک و منتل-هنزل (MH). داده های استفاده شده در تحلیل ها برگرفته از آزمون توانش انگلیسی دانشگاه تهران (UTEPT) می باشد که یک آزمون با اهمیت ویژه است و سالانه برای داوطلبان دکترا برگزار میشود. تجزیه و تحلیل کنش افتراقی یکنواخت با سه روش فوق الذکر نشان داد که سوال ها در عملکرد خود تفاوت های زیادی ندارند. نتایج تحلیل رگرسیون لجستیک، دو سوال را برای وجود کنش افتراقی پیدا کرد که مشابه روش منتل-هنزل می باشد. همچنین سوالاتی به عنوان نشانگر های کنش افتراقی قوی در مدل رش شناسایی شده بودند همان سوالات بودند که در دو مدل دیگر نیز معرفی گردیده بودند. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که استفاده از روش های مختلف برای بررسی وجود کنش افتراقی سوال الزاما نتایج متفاوتی را در پی ندارد و می توان از هر یک از روش های استفاده شده در این پژوهش بهره گرفت.
پژوهشی گفتمان شناختی در گستره کاربردها و کارکردهای نقش نمای "واو" در اشعار حافظ و گوته: کاربردهای آموزشی و پژوهشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش نمای گفتمانی "واو" از نوع نقش نماهای افزاینده و توصیفی است و مهم ترین، پیچیده ترین، خلاق ترین، گسترده ترین، پرکاربردترین، و کارسازترین عنصر گفتمانی در مدیریت گفتمان است. این پژوهش اکتشافی دارای دو مبانی معرفت شناختی، پژوهشی، و استدلالی در تحلیل کاربردها و کارکردهای نقش نمای "واو" بود: بهره وری از دیدگاه های پژوهشگران مطرح جهانی در این مطالعات و تحلیل پیکره های خلاق زبانی در عرصه شعر فارسی و آلمانی. این مطالعه الگوی کاربردی و کارکردی "واو" را در غزل های حافظ و اشعار گوته با استفاده از مدل وجوه گفتاری گفتمان شفرین (2006) بررسی نمود. تحلیل و بررسی دو پیکره شعری نشان داد که آن دارای نقش های اولیه و ثانویه است. کارکردهای اولیه واو در گستره اندیشگانی وجوه گفتاری گفتمان بوده و ایجاد روابط سه گانه زمانی، علت و معلولی، و موضوعی بین گزاره ها و اندیشه ها نتیجه استفاده از آن در دو اثر منظوم بود. علاوه بر نقش معهود آن یعنی عطف در کنار گستره های کاربردی و کارکردی فوق، کارکردهای گفتمانی ثانویه آن شامل کنش های امر، گزارش و روایت، بیان هدف، استنباط، استدلال، تاکید، توازن، گسترش، تضاد و مسئله انتظارات بود که در کتب دستور و فرهنگ لغات تحلیل نشده اند. افزون بر این، ترکیب وجوه اندیشگانی، کنش و اطلاعات از دیگر کارکردهای این نقش نما بود. و همچنین استفاده ترکیبی از آن با دیگر نقش نماها نیز بررسی گردید. و در پایان، با توجه به کشف نقش های متفاوت و منحصر به فرد برای واو، مجموعه ای از راه کارهای کاربردی در گستره های آموزشی، راهبردهای مدیریتی در گفتمان، پژوهش، تهیه و تدوین مطالب درسی، و فرهنگ نگاری پیشنهاد گردید.
On the effectiveness of integrated skills approach in language teaching: a meta-analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This meta-analysis was conducted to synthesize the effect of 22 primary studies which have been conducted to test the effect of the integrated skills approach (ISA) on language skills and components. Three questions guide this analyses: What is the overall effect of ISA on language skills and sub-skills? To what extent moderator variables such as learners level of education and proficiency modify the effect of the ISA? What is the magnitude of publication bias in this analysis? The overall effect size was found to be 1.18, which represents a large effect size based on Cohen, Manion and Morrison’ (2007) scale. The results of moderator analysis revealed that the ISA has the largest effect for advanced learners and at a tertiary level of education. The symmetrical funnel plot together with fail-safe N test shows that publication bias does not have any significant effect on the effect size reported in this study. The findings of this meta-analysis have clear implications for practitioners, policymakers, and curriculum developers.
Structural priming as implicit learning: evidence from EFL learners' production of the relative clause structure(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study focused on the pedagogical application of priming in an EFL context. Structural priming refers to the speakers’ tendency to produce the structure they encountered in recent discourse in subsequent production compared to an alternative form. Given the limited number of studies in the literature with a focus on the application of priming in L2 teaching and the problems that L2 learners face during speech production, the present study aimed at investigating whether the implication of priming leads to a more frequent oral and written production of the relative clause (RC) structure compared to adjectival modification of nouns (AN) in long- and short-terms as an instance of implicit learning. Participants consisted of 60 EFL female L2 learners, aged between 18-25 years old. Two experimental and 1 control groups were defined and 20 participants were allocated to each group. By applying a pretest, a treatment, an immediate posttest, a delayed posttest design, a picture description task, and a grammaticality judgment test (GJT), the data were gathered. Results of the descriptive and inferential analyses revealed that the implication of priming led to an improvement in the rate of the RC construction when the participants were involved in the written production of the L2, as compared to oral modality. Results are discussed based on structural complexity and procedures involved in L2 production. Theoretical and practical implications of the study are considered, too.
اسم مکان های بی نشان در ساخت کده نام های ترکیبی ایران و کاربرد آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جای نام ها یا نام مکان های جغرافیایی را به لحاظ نوع به سه دسته شیب نام ها یا نام پستی و بلندی های زمین، آب نام ها یا نام عوارض جغرافیایی که به آب ها اشاره دارند، و کده نام ها یا نام مناطق مسکونی تقسیم می کنند. جای نام ها نیز بخشی از واژگان هر زبانی به شمار می آیند و همان قواعدی که در دستور زبان درباره واژه های عمومی به کار می رود درباره آنها نیز صدق می کند. جای نام ها را به لحاظ صرفی می توان به دو دسته ساده و پیچیده تقسیم کرد. جای نام های ساده آن واژه هایی اند که فقط از یک تکواژ تشکیل شده اند. اما جای نام های پیچیده به سه دسته مشتق، مرکّب و مشتق مرکّب تقسیم می شوند. جای نام های مرکّب یا ترکیبی واژه هایی اند که دست کم در ساخت آنها دو واژه مستقل و معنی دار وجود دارد. در این گونه جای نام های مرکّب معمولاً معنای یکی از دو واژه حاضر در ترکیب اندکی تغییر می یابد و به تدریج و در اثر استفاده زیاد به صورت یک تکواژ یا سازه جای نام ساز درمی آید. در جای نام های ایران این سازه های جای نام ساز نقش عمده ای را دارند و کاربرد آنها در ساخت جای نام ها بیشتر از وندهای اشتقاقی جای نام ساز است. در کده نام های ایران سازه های جای نام ساز متفاوتی به کار رفته است. در این تحقیق به آن سازه های جای نام سازی پرداخته شده که از دسته اسم مکان های بی نشان به شمار می آیند. برای این منظور، این سازه های جای نام ساز در کده نام های ترکیبی از دو دیدگاه صرفی و معنایی بررسی شده اند.
Transforming textual meaning during the revision process of research articles written by Iranian scholars(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Publishing in English has brought about great difficulties for scholars whose first language is not English. After submitting their manuscripts to English-language journals, they usually receive comments from the reviewers on the quality of their English. One of these challenges is how links and transitions are managed in the flow of discourse. The present study aimed to investigate how the successfully revised text differs from its originally submitted counterpart within the framework of systemic functional linguistics. Based on our examination of the revisions made to our corpus, the increased use of marked theme is believed to contribute significantly to textual cohesion and coherence, and thereby to the achievement of the writer’s argument. This would contribute to transforming a relatively immature and unpublishable piece of writing into a well-crafted and mature version. However, this is a necessary but not a sufficient condition for the texts to be published.
The Relationship between EFL Learners' Mindsets and English Achievement: Engagement and Self-regulation as Mediators(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In educational psychology, mindsets refer to a set of core beliefs about intelligence and its role in successful learning in a specific domain. This study investigated the extent to which, the EFL learners’ mindsets might predict their English achievement considering the mediating roles of engagement and self-regulation. The data were collected by means of three questionnaires: The Language Mindset Inventory (LMI), the University Student Engagement Inventory (USEI), and the Academic Self-Regulated Learning Scale (A-SRL-S), as well as the institutes’ reports on their English achievement. We analyzed the data quantitatively using the SPSS 20 and Amos 8 Software. The results revealed that there was a significant direct relationship between language mindsets and English achievement of the EFL learners. Besides, this relationship was significantly mediated by the learners’ engagement and self-regulation. Drawing on the findings of this research, the challenge for teachers is to cultivate in students the mindsets that emphasize growth and potentials rather than constraints and stagnation.
Language Assessment Courses at Iranian State Universities: Are they Comprehensive Enough to Develop Valid Language Assessment Literacy (LAL) among EFL Students?(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the educational setting of Iran, language assessment literacy (LAL) is still an underexplored issue. This paper investigated the development of LAL among EFL students taking language assessment course at state universities in Iran. The three components of LAL (i.e., knowledge, skills, and principles) were the focus of the inquiry. To collect the required data, a questionnaire, encompassing 83 Likert items and a set of open-ended questions, was developed, and responses from 92 course instructors were collected. Teaching and assessment practices of two course instructors were also observed throughout an educational semester. SPSS (26) was used to analyze the data. Findings revealed that these courses mainly focused on knowledge and skills, overlooking the principles of assessment. Adherence to traditional assessment approaches, use of inappropriate teaching materials, and lack of practical works in assessment also characterized the investigated courses. The paper concludes with suggestions to better design language assessment courses to increase the assessment literacy of English graduates who will probably enter the teaching contexts after graduation.
تأثیر خشونت کلامیِ زیسته بر دیگران در نمایش نامه پلکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۶بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
155-172
حوزههای تخصصی:
صحبت کردن در عادی ترین حالت خود، به نوعی، بیان و وضع قانون است و گاهی پر از مقابله و رویارویی می شود و حتی به خشونت می انجامد و این را انسان در طول عمر خویش بارها تجربه می کند. پژوهش حاضر، براساس نظریهٔ مالکین (1992) به بررسیِ خشونتِ کلامیِ شخصیت ها در نمایش نامه پلکان اثر اکبر رادی می پردازد و می کوشد تا فراوانیِ هریک از پنج شاخص مشخص شده مالکین را در نمایش نامه مشخص کند و برای پرسش های الف) شخصیت اصلی داستان در موقعیت فرودستی در پرده اول با چه نوع خشونت کلامی مواجه می شود، ب) شخصیت اصلی داستان در موقعیت فرادستی از پرده دوم به بعد چه نوع خشونت کلامی را بر فرودستان خود اعمال می کند، ج) کدام نوع خشونت کلامی وی را در بالای پلکان زندگی ازپای درمی آورد؟، پاسخ درخور فراهم کند. براساس نتایج حاصل از پژوهش، خشونت کلامی که شخصیت اصلی داستان در دوران فرودستی تجربه می کند بیشتر از نوع تهاجم و خشونت زبانی است و خود در موقعیت فرادستی آزارکلامی را بر افراد فرودست روا می دارد. جالب اینکه سقوط و نابودی وی را تنها فرزندش با آزاری کلامی رقم می زند. این پژوهش با توجه به تأکید و بررسیِ نمودِ الگوهای خشونتِ کلامی که یک شخصیت در موقعیت فرودستی تجربه می کند و نیز الگوهای خشونت کلامی که همان شخصیت در موقعیت فرادستی بر شخصیت های فرودست روا می دارد، در نوع خویش حائز اهمیت است.
بررسی واژه شناختی دو واژه «ماده» و «مادّه» از فارسی عامیانه تا اوستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با رویکردی واژه شناختی به بررسی واژه های «ماده» و «مادّه» می پردازد که از دیدگاه ساختواژی[1] تقریباً همانند، اما ازنظر معنایی، و در عرصه واژگانی[2] کاملاً متفاوت اند: « ماده دربرابرِ نر» و «مادّه، به معنیِ اصل هرچیز، مایه؛ در فلسفه: ماده دربرابرِ صورت». نخستین را همه واژه ای با اصل فارسی می دانند، و دومین را عربی می پندارند. با بررسی دقیقِ این دو واژه از دیدگاه زبان شناسی تاریخی، و با ارائه نمونه هایی قانع کننده از متون موجودِ زبان های ایرانیِ کهن و ایرانیِ میانه، و نیز فارسی، نگارنده ابتدا به اثبات می رساند که هردو واژه از ریشه ایرانیِ آغازین اند، و سپس حدس نزدیک به یقینِ خود را درموردِ معرّب شدنِ «ماده= «مادّۃ» با خوانندگان در میان می گذارد که: گزارندگان متون فلسفیِ یونانی به زبان عربی، نخست در برخورد با اصطلاح یونانیِ“hyle”، آن را به صورتِ «هیولی» بر گردانده، سپس با استفاده از ترجمه های عربی از متونِ پارسیِ میانه، واژه m’tk’[mādag] (=ماده، مایه، اصل) را که در فارسی نو (زبان گفتاریِ معاصرشان) به صورتِ «مادَه» (با های غیرملفوظ) تلفظ می شده است، با افزودن تشدید، جامه عربی پوشانده و حتی معرب نیز نشمرده اند؛ بی آنکه غیرقرآنی[3] بودن (افنان، 1964: 15) و نبود پیشینه ای از آن در زبان عربیِ پیش از اسلام را درنظر گیرند. این واژه معرّب با ظرایفِ معناشناختیِ متفاوت، و با جمع عربیِ «مواد» به زبان فارسی بازگشته و به غنای پیکره زبان و ادبیات فارسی افزوده است. [1]. morphological [2]. lexical [3]. non-Qur’anic
تحلیل گویش سنجیِ اصطلاحات خویشاوندی در برخی استان های فارسی زبان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصطلاحات خویشاوندی از دیرباز برای مردم شناسان از بعد روابط و تعاملات اجتماعی و برای زبان شناسان از بعد ساختاری، رده شناختی و تاریخی اهمیت داشته اند. در این پژوهش با به کارگیری روش های گویش سنجی (سگای، 1973) شامل ماتریس فاصله، نقشه های مقیاس چندوجهی، خوشه ای و دندروگرام، شباهت ها و تفاوت های ۷0۴ نمونه اصطلاح خویشاوندی مربوط به ۳۲ روستای استان های یزد، همدان، شیراز، کرمان و اصفهان تحلیل و گونه های زبانی خوشه بندی می شوند و فاصله شان با یکدیگر و با فارسی معیار اندازه گیری و ناحیه های زبانی شناسایی می گردند. ابزار تحلیل رایانشی نرم افزار گب مپ (نربون و همکاران، 2011) است. برمبنای نتایج، کم ترین تنوع در اصطلاحات وام گرفته شده از زبان عربی شامل عروس، عمو، خاله و عمه دیده می شود. بیشتر تفاوت ها بین گونه های زبانی تلفظی است و نه واژگانی. درخوشه بندی برمبنای ۱۰ گروه، بیشترین تنوع در گونه های استان اصفهان دیده می شود. فاصله گویشی بین گونه های استان کرمان کم است، به غیر از گونه ای در جیرفت که به گونه های استان همدان نزدیک است؛ وجود اقوام لر و لک در هر دو منطقه می تواند از دلایل این شباهت باشد. گونه های استان همدان نیز یک خوشه زبانی تشکیل می دهند؛ به غیر از یک گونه که به فارسی معیار نزدیک تر است. بزرگترین خوشه زبانی گونه هایی در استان های کرمان، فارس، یزد (نزدیک نواحی مرزی) و گونه های غربی و جنوب غربی استان اصفهان در مرز فارس را شامل می شود. به عبارتی، در نواحی مرزی بین این استان ها شاهد پیوستار گویشی هستیم. گونه هایی در اصفهان، همدان و یزد کم ترین فاصله با فارسی معیار را دارند. کشه و تل آباد در استان اصفهان که احتمالاً به گویش راجی و اردستانی از گونه های فلات مرکزی نزدیک اند، با هیچ گونه ای خوشه بندی نشده اند و جزیره گویشی به شمار می آیند.
Exploring Linguistic Modifications of Machine-Translated Literary Articles: The Case of Google Translate
منبع:
Journal of Foreign Language Teaching and Translation Studies, Vol. ۵, No. ۳, September ۲۰۲۰
89 - 104
حوزههای تخصصی:
Google Translate , a free multilingual machine translation service, developed by Google has attracted the attention of countless users due to its ease of use through modern means of mass communication, and has become the only translation tool in some areas. However, compared to human translation, these machine tools have not yet been able to deliver high-quality translations due to the complexity of translation process. Therefore, studying the modifications of machine translated texts is of great importance. Therefore, the current study aimed to explore the types of linguistic modifications of the texts translated from Persian into English through Google Translate. To this end, the abstracts of ten unpublished Persian literary articles intended to be submitted to Iranian journals were selected for the analysis. The selected abstracts were initially translated into English (target language) through Google Tra n slate from Persian (source language). To identify the kinds of changes needed to make them academically acceptable, the machine translated texts were all post edited. Then, the original Google translated texts and their post edited versions were compared to figure out the types of the applied modifications. The results of this qualitative study indicated that the linguistic post edition modification of the texts included tense, literal translation, redundancy, collocations, deletion of the main verb, word-choice and proper nouns.
بررسی ساخت هجا در گویش مشهدی بر اساس نظریه ی همخوان- واکه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ساخت هجا در شناخت واجی یک گویش از اهمیت به سزایی برخوردار است. پژوهش حاضر در قالب طرحی میدانی به بررسی ساخت هجایی گویش مشهدی پرداخته و بر اساس نظریه ی همخوان- واکه به شیوه ی واج آرایی همخوان ها و همچنین تاثیر واکه ی هسته ی هجا در انتخاب خوشه های همخوانی می پردازد. داده های زبانی این پژوهش حاصل مصاحبه با ده گویشور ساکن مشهد شامل زن و مرد بین سنین 60 تا 80 سال و کم سواد است. در ضمن پژوهشگر خود نیز گویشور بومی می باشد. یافته های پژوهش نشانگر آن است که عنصر هجایی در گویش مشهدی هسته است که قبل از آن حداکثر دو همخوان و بعد از آن نیز حداکثر دو همخوان می توانند قرار گیرند. طی این بررسی مشاهده شد که تمایل گویش مشهدی بیشتر بر هجاهای کوتاه است به صورتی که در اغلب موارد در مقایسه با فارسی معیار درج واکه یا فرایند واج افزایی را شاهد می باشیم. واژه هایی مانند: بزرگ/bozor@/، ترش/ toroS/، سطل/s{tel/ نشانگر این فرایند می باشد. فرایند واج افزایی در این گویش به چهار دسته تقسیم می شود که در این پژوهش به تفصیل به آن پرداخته شد.
کاوشی در ابعاد شناختی، فرهنگی و بافتی ضرب المثل های نمادین گویش دلواری با استفاده از انگاره آمیختگی مفهومی بسط یافته آندرسون (2013)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آندرسون (2013) مدعی است که نظریه آمیختگی مفهومی فوکونیه و ترنر (1998, 2002) می تواند مبنایی برای تحلیل معنایی ضرب المَثل ها قرارگیرد و ابعاد فرهنگی، شناختی و بافتی معناسازی را در این عبارات زبانی تبیین کند. این مقاله با هدف بررسی کاربرد انگاره شناختی ضرب المَثل آندرسون (2013) در تفسیر ضرب المَثل های نمادین گویش دلواری تلاش می کند جوانب معنایی شش ضرب المَثل عامیانه را روشن سازد. این مَثل ها به طور هدفمند انتخاب و به منظور یکدست شدن داده ها، به مواردی محدود شده اند که مفهوم حیوان در فضاهای دروندادی قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد که در این ضرب المَثل ها، معنای حکیمانه و اخلاقی، حاصل آمیختگی مفهومی حوزه مفهومی حیوان با حوزه مفهومی امور انسانی است که به شکل های مختلف توسط فضای عام ساختاربندی و در فضای آمیخته بازتابانده می شوند و معنای پایه حاصل این امتزاج است. معنای پایه در دومین فرایند آمیختگی، با معنای ارجاعی تلفیق می شود و معنای موقعیتی را می سازد. کنش هایی مثل تحسین، پند، انتقاد و غیره حاصل این دو آمیختگی است. یافته مهم این پژوهش آن است که ویژگی های بوم شناختی و فرهنگی که در عبارات ضرب المثل می آیند، در فضای دروندادی 1 در اولین فرایند آمیختگی قرار می گیرد و بدون آن شکل گیری معنای پایه و نیز معانی موقعیتی و کنشی ناممکن به نظر می رسد. استعاره انسان به مثابه حیوان رابط اصلی دو فضای دروندادی 1 و 2 در این فرایند است. این انگاره به روشنی قادر است نقش شناخت، فرهنگ و بافت را در معنای کامل ضرب المَثل نشان دهد و مؤید کاربردی بودن انگاره ای شناختی در حل پیچیدگی های معناشناسی زبان در کاربرد است.
معرفی الگوی ارتباطی مؤثرِ تدریس در پرتو آموزش هَیَجامَدمحور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعامل مؤثر بین مدرس و فراگیران نقش مهمی در یادگیری آنان دارد. به منظور ایجاد هیجانات و انگیزه مثبت در فراگیران، باید رابطه دوسویه ای در ارسال پیام از فرستنده (مدرس) و گیرنده (فراگیر) در محیط کلاس وجود داشته باشد. از آنجایی که تدریس کارآمد به اثرگذاری مثبت بر فراگیر و هدایت او به سمت اهداف آموزشی اشاره دارد، هدف از پژوهش حاضر معرفی الگوی تدریسی است که زمینه را برای ایجاد ارتباط مؤثر میان مدرس و فراگیر فراهم سازد و با درگیری حواس بیشتر آنان، میزان هیجان مثبت بیشتری تولید نماید. در این راستا، با توجه به اهمیت نقش هیجانات حسی در تدریس و با در نظر گرفتن آموزش هَیَجامَدمحور، مدرس به عنوان فردی حس آگاه در نظر گرفته می شود که هدایتگر کلاس است و قدرت تعیین و مطرح کردن موضوعات مختلف در کلاس را دارد. چنانچه وی قادر باشد از شیوه های خلاقانه که به درگیری حواس بیشتر منجر می شود بهره گیرد، می تواند مطالب را بهتر در ذهن فراگیران نهادینه کند. در این شرایط وی با قرار گرفتن در کنار فراگیران در محیط کلاس نقش یاری رساننده را ایفا کرده و به آنان در هَیَجامَدافزایی کمک می کند. از سوی دیگر، وی می تواند نقش حس محرک را نیز ایفا کند. در این شرایط او فراگیر را تشویق می کند تا خود پلکان هَیَجامَدافزایی را طی نماید. از این رو، در جستار حاضر نگارندگان به معرفی نقش های حس آگاهی و حس محرکی مدرس پرداخته و با توجه به دو مؤلفه ارتباط و حواس، تکنیک های حس آگاهی را در دو زیرمجموعه ارتباط مرکز و حواس مرکز و تکنیک های حس محرکی را در دو زیرمجموعه پیراارتباط و پیراحواس مد نظر قرار می دهند. انتظار می رود چنانچه تدریس با توجه به این تکنیک ها صورت گیرد، ارتباط مؤثری میان مدرس و فراگیر برقرار و فرایند یادگیری تسهیل شود.