سحر بهرامی خورشید

سحر بهرامی خورشید

مدرک تحصیلی: استادیار گروه زبان شناسی، دانشگاه تربیت مدرس

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۴ مورد از کل ۱۴ مورد.
۱.

بررسی افعال پیشوندی در زبان فارسی ازمنظر صرف ساخت

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۰
پژوهش حاضر به پیشوندهای فعلی رایج در زبان فارسی در چارچوب انگاره صرف ساخت و تعامل آن با معناشناسی پرداخته و ترکیب پذیری معنا در افعال پیشوندی و تأثیر معنا بر ساخت این افعال را بررسی کرده است. برای نیل بدین مقصود پس از جمع آوری فعل های پیشوندی از در پیکره دادگان افعال فارسی (رسولی و دیگران، 2011)، این افعال با توجّه به تفاوت های صوری و معنایی طبقه بندی شدند؛ سپس هریک از پیشوندها به طور جداگانه تحلیل و برای هریک طرح واره ای کلّی که دارای زیرطرح واره های مختلف بود، ارائه شد. تحلیل داده ها نشان داد که این افعال در بسیاری از موارد معنای ترکیب پذیر نداشته و تعداد زیادی از پیشوندهای فعلی در طول زمان تغییر معنا داده و ازنظر واژگانی نیز فعل های دارای این پیشوندها، به صورت واژه ساده تحلیل می شوند؛ افزون بر این، برای همه افعال پیشوندی طرح واره ای کلّی درنظرگرفته شد که هر گروه از افعال با توجّه به نوع پیشوند موجود در آن، زیرطرح واره ای از این طرح واره کلّی محسوب می شود.
۲.

دستوری شدگی در ترکی آذربایجانی: مطالعه ی موردی مقوله پس اضافه

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۱۷
در فرایند دستوری شدگی، گاه ممکن است یک مقوله واژگانی علاوه بر نقش دستوری جدیدی که به دست می آورد، کاربرد و نقش اولیه خود را به عنوان یک مقوله واژگانی به طور هم زمان حفظ کند. تعدادی از پس اضافه ها  در ترکی آذربایجانی وجود دارند که علاوه بر نقش دستوری پس اضافه به عنوان مقوله های واژگانی مانند اسم و صفت نیز کاربرد دارند. بر این مبنا، فرض پژوهش حاضر بر این است که ساخت این گروه از پس اضافه ها در ترکی آذربایجانی، نتیجه فرایند دستوری شدگی مقولات واژگانی است. در مقاله حاضر، این گروه از پس اضافه ها که از پیکره زبان ترکی آذربایجانی استخراج شده اند، در قالب اصول پنج گانه هاپر مورد بررسی قرار گرفته اند. با ارائه سیر تحول تدریجی برخی  از واژها و همچنین اصول دستوری شدگی، نشان داده شده است که این گروه از پس اضافه ها در نتیجه دستوری شدگی از سایر مقولات زبانی مانند اسم و صفت به وجود آمده اند. هر چند در برخی موارد، این پس اضافه ها نقش اولیه واژگانی  خود را به طور کامل از دست داده اند، اما برخی دیگر علاوه بر کسب نقش جدید به عنوان پس اضافه ها، کاربرد واژگانی اصلی خود را همچنان حفظ کرده اند. بنابراین، در بررسی این پس اضافه ها اصول واگرایی و مقوله زدایی قابلِ شناسایی است.
۳.

تلفیق مفهومی: مطالعه موردی واژه «نطق» در قرآن کریم

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۱۸
  یکی از علوم کاربردی در پژوهش های قرآنی، بهره گیری از علم معنا شناسی در این پژوهش هاست. در این پژوهش تلاش بر این است که یکی از مصادیق قوه نطق در انسان یعنی مشتقات واژه «نطق» در قرآن بررسی شود. نکته ای که در زمینه کاربرد این واژه در زبان قرآن کریم مطرح می باشد، این است که مشتقات این واژه در زبان قرآن کریم برای اشاره به سخن گفتن غیرانسان نیز به کار رفته است و این در حالی است که زبان شناسان و واژه شناسان عرب کاربرد این واژه و مشتقات آن را ویژه انسان دانسته اند. نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها در چارچوب نظریه تلفیق مفهومی مؤید این واقعیت است که کاربرد مشتقات «نطق» برای اشاره به سخن گفتن غیرانسان در زبان قرآن کریم به منظور تقریب ذهن بشر به حقایق غیرمادی با واسطه اشیا و پدیده های ملموس و عینی جهان مادی است. قرآن کریم برای بیان مفاهیم انتزاعی همچون روشن شدن حقایق بر انسان در روز قیامت، از تلفیق مفاهیم عینی و ملموس بهره برده است.
۴.

ساخت اضافه ملکی در زبان فارسی: تحلیلی از منظر دستور ساخت

تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۲۸
زبان شناسیِ شناختی، شاخه ای است که به مطالعه زبان به منزله بخشی از قوه شناخت می پردازد؛ ازاین رو، بسیاری از پژوهشگرانِ حوزه های زبان شناسی، علوم شناختی، عصب شناسی زبان به آن توجه ویژه ای داشته اند. دستور ساخت، یکی از دستورهای شناختی است که همچون زبان شناسی شناختی، قوه شناخت را مبدأ تحلیل قرار داده است. به دلیل اینکه این دستور، برخلاف دستورهای پیشین، تمام واحدهای زبانی اعم از کلیات و استثنائات را تحلیل می کند، دستوری توانمند در ارائه تحلیلی جامع و یکپارچه از زبان به شمار می رود. بر این اساس ، در پژوهش حاضر این دستور مبنای تحلیل و مطالعه قرار گرفته است. پژوهش حاضر به بررسی ساخت های اضافه ملکی در زبان فارسی از منظر دستور ساخت می پردازد. براساس نتایج، ساخت های اضافه ملکی به سه طبقه مالکیت، اضافی و تخصیصی تقسیم می شوند و در میان انواع ساخت های اضافه در زبان فارسی، ساخت های اضافه ملکی بیشترین بسامد را دارند
۶.

کارآیی انگارة صرف واژگانی؛ تحلیلی براساس داده های زبان فارسی

کلید واژه ها: صرفواژگانوندانگاره صرف واژگانیلایه ساختواژی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۱۸۰
این مقاله به دنبال بررسی نظام ساختواژی زبان فارسی در چارچوب انگاره صرف واژگانی- مطرح شده توسط کیپارسکی- است. هدف از انجام این پژوهش بررسی میزان کارایی این انگاره در تحلیل داده های زبان فارسی است. بدین منظور، پس از معرفی این انگاره در قالب سه پرسش به تحلیل داده هایی پرداخته می شود که در نگاه نخست انطباق چندانی با انگاره موردنظرِ این مقاله ندارند. در ادامه به کمک معیارهای مختلف نحوی، معنایی و شناختی آشکار می شود که اغلب داده ها نهایتاً نوعی همسویی و انطباق با انگاره موردنظر نشان می دهند. تأکید می شود که میزان کارایی این انگاره در تحلیل داده های زبان انگلیسی- زبانی که انگاره براساس آن بنا شده بیشتر از کارایی آن در زبان فارسی است. افزون بر این، نگارنده در جهت رفع نقصی که انگاره کیپارسکی در تحلیل گروه واژه ها در زبان فارسی دارد، پیشنهادِ وجود حلقه ای ارتباطی داده است که بتواند نمایانگر نوعی حرکت چرخه ای یا رفت و برگشتی میان دو سطح واژگان و نحو زبان باشد؛ زیرا خاستگاه اولیه گروه واژه ها سطح نحو زبان است که پس از واژگانی شدن بار دیگر به سطح نحو بازمی گردند. به نظر می رسد وجود این حلقه، ضریب کارآمدیِ الگوی کیپارسکی را افزایش می دهد.
۷.

مطابقه، مقوله ای معنامند در ساخت غیرشخصی: تحلیلی در چارچوب دستور شناختی

کلید واژه ها: مطابقهدستور شناختیبرجستگیساخت غیرشخصیموقعیت فاعل

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی زبان شناسی نظری نحو
  2. حوزه‌های تخصصی زبان شناسی میان رشته ای ها زبان شناسی شناختی
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۱۶۷
پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل یک نوع از ساخت های غیرشخصی معلوم در زبان فارسی در چارچوب انگاره دستور شناختی می پردازد. این نوع ساخت خود مشتمل بر دو نمونه است. هر دو نمونه دو بند پایه و پیرو دارند که بند اول در هر دو فاقد سازه ای در جایگاه فاعل است. علاوه بر این، فعل بند اول همیشه به صورت سوم شخص مفرد می آید، در حالی که فعل در زبان فارسی بدون هیچ گونه محدودیتی در هر شش صیغه صرف می شود. این واقعیت در حالی است که در اغلب پژوهش های زبان شناختی چنین فرض می شود که مطابقه در زبان مقوله ای صرفاً دستوری است و ظهور آن در سطح جمله هیچ پایگاه معنایی ندارد. در پاسخ به چنین دیدگاهی، در این پژوهش تحلیلی از مطابقه سوم شخص مفرد در یکی از انواع ساخت های غیرشخصی در زبان فارسی در قالب انگاره دستور شناختی ارائه می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در ساخت های غیرشخصی مورد نظر ما برجسته ترین سازه که به عنوان فاعل (tr) قلمداد می شود، موقعیت فاعل است که نمایانگر موقعیتی عام و فراگیر است که رویداد یا حالت مورد نظر درون آن روی می دهد. همچنین نشان داده خواهد شد که حضور نشانه سوم شخص مفرد در این ساخت ها پدیده ای قراردادی نیست، بلکه با موقعیت انتزاعی موجود در جمله (موقعیت فاعل) مطابقت می نماید. از همین روی، مطابقه را در ساخت های غیرشخصی زبان فارسی مقوله ای معنامند و نه صرفاً دستوری تلقی می نماییم.
۸.

اتصال پی بست های ضمیری به اسامیِ مختوم به واکه در زبان فارسی: چگونگی اتصال و بازنگری نظام پی بست های ضمیری

کلید واژه ها: واکهگروه اسمیدرجپی بست های ضمیرینظام وندی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۱ تعداد دانلود : ۱۴۵
این مقاله به بررسی چگونگی اتصال پی بست های ضمیریِ زبان فارسی به اسامیِ مختوم به واکه می پردازد. هدف از انجام این پژوهش بازنماییِ صورت زیرساختیِ این نوع ضمایر در زبان فارسی و چگونگیِ اتصال آنها به گروه های اسمیِ مختوم به واکه، و همچنین مطالعه انواع فرایندهای درجِ موجود بین ستاک و پی بست است. بررسی داده ها نشان می دهد که نظام پی بست های ضمیری در زبان فارسی، نظامی سه عضوی است که هریک بیانگر اول شخص، دوم شخص و سوم شخص مفرد است. این ضمایر تنها از یک همخوانِ منفرد تشکیل شده اند، که صورت جمع متناظر آنها با افزودن پسوند جمع ساز ‘-An’حاصل می گردد. همچنین، نشان داده می شود که واکه درج شده میان ستاکِ مختوم به واکه و ضمیر در قیاس با ستاک های مختوم به همخوان درج می گردد. این نوع فرایندِ درج، خود زمینه سازِ درجِ غلت یا نیم واکه میان ضمیر و واکه درجی می شود.
۱۰.

فضای معنایی فعل «شدن» در زبان فارسی: نگرشی شناختی

کلید واژه ها: شدنساخت مجهولفضای معناییتحلیل پذیری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۵۰ تعداد دانلود : ۱۳۲۵
این مقاله به بررسی فضای معنایی فعل «شدن» در زبان فارسی می پردازد تا برخی ویژگی های بنیادین شناخت زبانی بشر، همچون تحلیل پذیری و ترکیب پذیری را تحلیل کند. یکی از پربسامدترین افعال در زبان فارسی فعل «شدن» است که با توجه به نقش های متفاوتی که در سطح جمله ایفاء می کند، شاید فعال ترین فعل در این زبان باشد. با چشم اندازی درزمانی «شدن» با چهار کاربرد مجزا (فعل اصلی، فعل ربطی، فعل کمکی تکلیفی و جزء فعلی افعال مرکب) نقش مهمی در نظام فعلی زبان فارسی ایفاء می کند، ساخت مجهول در زبان فارسی یک فعل مرکب در نظر گرفته می شود که در آن عنصر فعلی «شدن» با مقوله های زبانی متفاوتی همچون اسم، صفت، صفت مفعولی و گروه حرف اضافه ای ترکیب می شود. بررسی فضای معنایی فعل «شدن» نشان می دهد که انواع مختلف ساخت هایی که دارای این «فعل» هستند شبکه ای معنایی را شکل می دهند که در آن جزء فعلی «شدن» معنامند است؛ چنین برداشتی برخلاف مطالعاتی است که پیش تر در حوزة ساخت مجهول زبان فارسی انجام شده و در آن ها ساخت مجهول عنصری صرفاً نحوی و فاقد معنا تلقی می شود. براساس فضای معنایی فعل «شدن»، ساخت مجهول در فارسی را ساختی تحلیل پذیر فرض می کنیم که در آن وقوع «شدن» به عنوان جزء فعلی ساخت مجهول اتفاقی نیست، بلکه حاصل گسترش معنایی سایر کاربردهای آن در نظام زبان است. بنابراین ارتباط کاربردهای متفاوت «شدن» شواهد بیشتری برای این ادعای دستور شناختی ارائه می دهد که ساخت مجهول بخشی از شبکه گسترده تر ساخت های نحوی مرتبط است، نه ساختی اشتقاقی از ساخت معلوم.
۱۲.

سببی‌سازی به مثابه فرآیندی ذهنی

کلید واژه ها: سببی سازی ،رده شناسیفرایند ذهنیارادیغیرارادی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹۷ تعداد دانلود : ۵۲۰
ساخت های سببی همواره از اهمیت ویژه ای در مطالعات زبانشناختی به ویژه از منظری رده شناختی برخوردار بوده اند. بنابراین، رده شناسی سببی های زبان فارسی بر اساس الگوی رده شناختی کامری یکی از موضوعاتی است که نگارندگان در این پژوهش بدان توجه داشته اند. از دیگر سوی، مفهوم سببی سازی نقش مهمی در شکل دهی تجربیات انسان ایفاء می نماید. به گونه ای که می توان آن را عضو جدایی ناپذیر شناخت بشر قلمداد نمود و یا بنا بر اظهار لیکاف مفهومی دانست که در اندیشه هر انسانی وجود دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سه نوع سببی مورد نظر کامری (ساختواژی، واژگانی و تحلیلی) در زبان فارسی وجود دارد و علاوه بر آن سببی نوع چهارمی که ما آن را «سببی کلامی» می نامیم نیز در این زبان دیده می شود. همچنین، بررسی انواع ساخت های سببی در زبان فارسی نشان می دهد که درک، تجزیه و تحلیل سببی ها حاصل عوامل معنایی و عملکردهای کلی ذهن بشر است. در چنین چشم اندازی سببی ها به دو دسته ارادی و غیرارادی تقسیم می شوند. سببی ارادی بدان دسته از سببی ها اطلاق می گردد که در آن سبب ساز به منظور رسیدن به هدفش دارای اراده است (انسان) و یا قابلیت پذیرش این ویژگی را دارد (زنده انگاری استنتاجی)،و آنگاه که سبب ساز فاقد اراده باشد با یک سببی غیرارادی روبرو هستیم.
۱۳.

نگاهی شناختی به مفهوم سببیت در زبان فارسی

کلید واژه ها: شناختسببیتاستقلالتوجهجانداری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶۰ تعداد دانلود : ۹۰۱
این پژوهش به بررسی مفهوم سببی سازی در انگاره زبا‏‏‏ن‏شناسی شناختی (به طور خاص دستور شناختی) می پردازد. مفهوم سببی‏سازی نقش مهمی در شکل دهی تجربیات انسان ایفاء می نماید، به گونه ای که می توان آن را عضو جدایی ناپذیر شناخت بشر قلمداد نمود و یا بنابر اظهار لیکاف مفهومی دانست که در اندیشه هر انسانی وجود دارد. این مقاله از سویی مفهوم سببیت در زبان فارسی را در قالب دستورشناختی بررسی می کند و از دیگر سوی به بررسی میزان تعامل و ارتباط تحلیل شناختی سببیت با تبیین صورتگرایان می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد سببی سازی جزء جهانی‏های ذهن انسان بوده و غالباً در دستور تمامی زبان‏ها متجلی می شود. قائل شدن به مفهوم سببی سازی به عنوان نظامی جهانی ـ شناختی ویژگی‏های مشترک فراوانی در میان زبان‏ها نشان می دهد. آن‏چه که در رویکرد شناختی بیش از هرچیز خودنمایی می کند طریقه تفکر، تجربیات، نگرش‏ها، هنجارهای فرهنگی و اجتماعی و در حقیقت شناخت بشر از محیط پیرامونش است که برداشت‏های متفاوتی را از رویدادی واحد سبب می-شود. همین مهم سببی سازی را همان طور که دیوید لی ادعا می کند وابسته به فرایند انطباق در زبان می داند. دیگر این‏که اصولاً تحلیل شناختیون در بررسی سببی ها مکمل تبیین صورتگرایان است و نیز درک و تحلیل سببی ها حاصل عوامل معنایی و عملکردهای کلی ذهن بشر است. به واقع رویکرد شناختی از آنجا که موقعیت های جهان خارج را بدون توسل به ویژگی های عینی و تعریف شده آن‏ها تعبیر و تفسیر می کند راه حلی نسبتاً ساده به مشکلاتی همچون ناکارآمدی های دستور حالت ارائه می دهد.
۱۴.

تغییر واکه آغازین در واژه های دو هجایی یابیشتر لهجه همدانی

کلید واژه ها: هجاارتقاءهمگونیناهمگونی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
بررسی و مطالعه واژگان گوناگون در لهجه همدانی نشان می دهد که یکی از ویژگیهای بارز این لهجه، تغییر واکه آغازین/ a / به [e ] در واژه های دو هجایی یا بیشتر می باشد. لذا هدف از تحقیق حاضر بررسی این فرایند واجی و به عبارت دیگر بررسی و شناسایی محیط واجی این فرایند است که طی آن واکه افتاده / a / به [e ] ارتقاء می یابد. روش تحقیق در تهیه مقاله حاضر بصورت میدانی بوده است، بدین ترتیب که ابتدا فهرستی از واژگان بنیادی که در گفتار روزمره گویشوران مکرراً شنیده می شود،تهیه شده و سپس با در نظر گرفتن جامعه ای آماری طریقه تلفظ این واژگان توسط اعضای جامعه ثبت و ضبط گردیده است. بر همین اساس و نیز شم زبانی نگارنده بعنوان یک گویشور بومی، واژگان مورد نظر واج نگاری شده و سپس با همان واژگان در گویش معیار مقایسه شده است. نتیجه حاصله از بررسی و مقایسه این واژگان نشان دهنده این واقعیت است که در واژگان دو هجایی یا بیشتر واکه آغازین/ a/ در محیط بدون تکیه ارتقاء یافته و به [e ] تبدیل شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان