آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۱

چکیده

نوشتن، پیچیده ترین مهارت زبانی است که در آموزش آن نیاز به فراگیری مهارت های شناختی و فراشناختی بسیاری است که با توجه به بعد عاطفی و اجتماعی محقق می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان پرداختن به این مهارت ها در برنامه درسیِ مورد نظر و کتاب های درسی فارسی دوره ابتدایی است. زیرا این منابع، مهمترین منبع های آموزش نوشتن در کشور به شمار می آیند. مبنای نظری پژوهش، رویکرد فرآیندمحور است. نمونه آماری پژوهش، کتاب فارسی (مهارت های خوانداری)  و کتاب فارسی (مهارت های نوشتاری) پایه ششم بوده اند. این کتاب ها با روش تحلیل محتوای هدایت شده یا قیاسی بررسی شدند. کتاب ها از جنبه دارا بودن مهارت های پایه یا خرد، مهارت های سطح بالا یا کلانِ نوشتن، فرصت های نوشتن برای این مهارت ها و همچنین ایجاد اجتماعی از نویسندگان، تجزیه و تحلیل شدند. در استخراج و پردازش یافته ها از آمار توصیفی بهره گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد که در کتاب های فارسی  پایه ششم، بیشتر به مهارت های خرد و پایه پرداخته می شود و نسبت به مهارت های کلان و سطح بالا کم توجهی یا بی توجهی می شود. نتایج همچنین نشان داد رویکرد غالب در این کتاب ها به آموزش نوشتن رویکردی برآیندنگر است و تناسبی میان ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری نوشتن وجود ندارد. بیشترین تأکید بر بعد رفتاری و کمترین تأکید بر بعد عاطفی است. برنامه قصدشده نیز رویکردی برآیند نگر دارد. هرچند رویکرد محتوای نوشته شده  با برنامه قصد شده هماهنگ است، بی توجهی به رویکرد فرایندمحور که روشی مؤثر در امر آموزش به ویژه در آموزش مهارت نوشتن است، به عنوان کاستی فراگیر و آسیبی مهم باید مورد توجه متخصصان این حوزه قرار گیرد.