داتیس خواجه ییان

داتیس خواجه ییان

مدرک تحصیلی: استادیار گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران (نویسنده مسئول)

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۷ مورد از کل ۱۷ مورد.
۱.

ارائه چارچوب سیاست گذاری کسب و کارهای پلتفرمی در ایران

تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۲۰
هدف این پژوهش، ارائه چارچوبی از حوزه سیاستگذاری کسب و کارهای پلتفرمی در ایران و ارتباط آن با منافع عمومی؛ با شناسایی سیاست ها، موانع و الزامات سیاستی این حوزه است. رویکرد پژوهش کیفی و از روش تحلیل تم برای تحلیل داده ها استفاده شده است. ابزار جمع آوری داده ها، مطالعه اسنادی و مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته بوده است. یافته های پژوهش نشان داد آسیب های سیاستگذاری کسب و کارهای پلتفرمی شامل: عدم به روزرسانی سیاست ها، عدم یکپارچگی فرآیند دریافت مجوزها، فرآیند بروکراتیک اخذ مجوز، عدم وجود نهاد سیاستگذار و سیاست واحد برای کسب و کارهای پلتفرمی و ...، موانع سیاستی شامل: عدم وجود سیاست های حفظ حریم خصوصی کاربران، عدم وجود سیاستگذار رسمی در خصوص کسب و کارهای پلتفرمی، عدم نظارت نهادهای سیاستگذار بر نحوه فعالیت این کسب و کارها، تعدد مراجع صدور مجوز و ... است. در این راستا از الزامات سیاستی برای حل آسیب ها می توان به وجود سیاستگذار رسمی و هم نظارتی توسط کنشگرانی از اکوسیستم پلتفرمی و سازمان های دولتی و حاکمیتی، توسعه شبکه سیاستگذاری، به روزرسانی سیاست ها و قوانین و ... اشاره کرد. نتایج در قالب چارچوبی برای آگاهی سیاستگذار، از نسبت فرایند سیاستگذاری کسب و کارهای پلتفرمی و منافع عمومی ارائه شده است.
۲.

مفهوم سازی ارزش رسانه ای بازیکنان فوتبال به عنوان پایه ای برای توسعه مدل های درآمدزایی باشگاه های فوتبال ایران

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۲
در حالیکه درآمدهای سرشار فوتبال در کشورهای پیشرو اروپایی این ورزش را به یک صنعت پردرآمد تبدیل کرده است، باشگاه های فوتبال ایرانی همواره با مشکلات مالی روبه رو بوده اند. پژوهش های پیشین که روش های درآمدزایی در فوتبال اروپا را با لیگ برتر فوتبال ایران مقایسه کرده اند، نشان داده اند که باشگاه های ایرانی نتوانسته اند از روش های درآمدزایی فوتبال بهره ببرند و این گاه به دلیل مسائل قانونی بوده و گاه به دلیل ناکارآمدی مدیریتی. پژوهش حاضر با هدف توسعه زیرساختی مفهومی برای توسعه مدل کسب وکار باشگاه های فوتبال کشور، ارزش رسانه ای بازیکنان فوتبال را به عنوان یک دارایی نامشهود مطرح می کند که عبارت است از بخشی از ارزش اقتصادی بازیکن که به واسطه رسانه ها ایجاد می شود. پایه نظری این مفهوم سازی را تئوری بازار دوطرفه رسانه ای شکل می دهد که طی آن برخی از رسانه ها – از جمله تلویزیون دولتی ایران- با ارائه محتوای رایگان، توجه مخاطبان را جلب می کنند و این توجه را به آگهی دهندگان می فروشند و درآمد کسب می کنند. روش انجام این پژوهش کتابخانه ای و مرور نظام مند ادبیات مرتبط با اقتصاد فوتبال و مدیریت رسانه است. انتظار می رود با طرح مفهوم ارزش رسانه ای، امکان توسعه مدل های کسب وکار موفق و مستقل از کمک های دولتی باشگاه های فوتبال ایران و بهره گیری مناسب از ظرفیت های رسانه ای موجود به منظور درآمدزایی باشگاه ها فراهم شود.
۳.

ارائه مدلی برای هم آفرینی ارزش در رسانه های خبری؛ مورد مطالعه، سامانه فارس من خبرگزاری فارس

تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
با همه گیری رسانه های اجتماعی و توانمندشدن کاربران در مشارکت با سازمان های رسانه ای، هم آفرینی ارزش به یک روند فزاینده در صنعت رسانه تبدیل شده است. خبرگزاری ها ازجمله سازمان های رسانه ای هستند که به میزان قابل توجهی تحت تأثیر مشارکت کاربران از طریق شبکه های اجتماعی، شهروند خبرنگاری و محتوای تولیدشده توسط کاربران قرار گرفته اند و از مشارکت کاربران به اشکال گوناگون، از محتوای خبری تا تحلیل و پویش و گفت وگو و محتوای کاربرساخته بهره مند می شوند. پژوهش جاری با نظرسنجی از 735 نفر از کاربران فعال سامانه «فارس من» متعلق به خبرگزاری فارس به شناسایی مؤلفه ها و ابعاد هم آفرینی ارزش در خبرگزاری ها و توسعهٔ مدل هم آفرینی ارزش راهبردی می پردازد. مدل تحقیق مبتنی بر این است که انگیزه مشارکت کاربر در هم آفرینی تحت تأثیر سه نوع ارزش رابطه ای، اقتصادی و سرگرمی است که از طریق تقویت برند به وفاداری نگرشی و وفاداری رفتاری می انجامد. با اجرای یک پرسشنامه و جمع آوری داده از 12330 نفر از کاربران فارس من که حداقل یک بار سوژه ای را در فارس من ثبت کرده اند، سپس با استفاده از رویکرد کمّی و با بهره گیری از نرم افزار های SPSS، EXCEL، و SMART-PL  به تجزیه وتحلیل پرسشنامه های تکمیل شده پرداخته و مدل معادلات ساختاری تأیید شد. یافته ها نشان می دهد مشارکت مخاطبان شبکه های خبری به ترتیب در هم آفرینی ارزش رابطه ای، سرگرمی و اقتصادی تأثیر مثبت داشته و با تقویت ارزش برند خبرگزاری، باعث افزایش وفاداری نگرشی و وفاداری رفتاری مخاطبان می شود.
۴.

انگیزه ها و الگوهای هشتگ گذاری بومیان دیجیتال ایرانی در اینستاگرام

تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۹
پلتفرم ها در قالب به روزرسانی امکانات و قابلیت ها تغییرات سبک زندگی کابران پلتفرم ها را تسهیل می کنند و با توجه به اینکه، رسانه های جدید ابتدا با ظهورشان و سپس با ارائه امکانات جدید به لذت تازه ای منجر می شوند، بنابراین، شناخت انگیزه های بومیان دیجیتال در استفاده از امکان هشتگ گذاری ضروری است. هدف این تحقیق، بررسی هشتگ های پرکاربرد و میزان استفاده از این هشتگ ها توسط بومیان دیجیتال و در ادامه آن، شناسایی انگیزه های هشتگ گذاری بومیان دیجیتال در اینستاگرام است. بنابراین، در قدم اول، از طریق داده کاوی هشتگ های پرکاربرد 534 نفر از بومیان دیجیتال در طی یک ماه جمع آوری شد و سپس از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته با 20 نفر از بومیان دیجیتال، انگیزه ها و الگوهای رفتاری این نسل شناسایی شد. طبق یافته ها، 15097 هشتگ از پست های 534 کاربر اینستاگرام استخراج شد که «nice»، «jzb»، «best» و «awli» پرکاربردترین هشتگ ها بودند. انگیزه های استفاده از هشتگ ها شامل تعلق داشتن، اجتماعی بودن، جلب توجه، کسب اطلاعات، محبت کردن، مستندسازی موقعیت ها و ابراز هویت شخصی است. بروز لذت ها و انگیزه های جدید ناشی از هشتگ از نگاه کاربر و جامعه و سهولت استفاده از دیدگاه نرم افزاری نهایتاً به ظهور سبک زندگی جدید کمک می کند که بومیان دیجیتال از رهگذر استفاده از این امکان، به بازآفرینی هنجارهای دنیای واقعی در دنیای مجازی می پردازند.
۵.

الگوی رفتاری نسل بومیان دیجیتال ایرانی در اینستاگرام: یک داده کاوی در کلان داده های شبکه اجتماعی

تعداد بازدید : ۴۸۰ تعداد دانلود : ۴۰۳
متولدان 1374 تا 1391 خورشیدی، به عنوان «بومیان دیجیتال» یا «نسل زد» (Z generation) شناخته می شوند؛ نسلی که از ابتدای تولد، با اینترنت و رسانه های اجتماعی همزیستی داشته اند و ازاین رو، انتظار می رود که الگوهای رفتاری آنان با نسل های پیشینشان متفاوت باشد. در پژوهش حاضر، با استخراج و داده کاوی کلان داده های حاصل از به کارگیری روش سما (Semma)، اطلاعات مربوط به رفتار نسل «بومیان دیجیتال» ایرانی در اینستاگرام که یکی از محبوب ترین شبکه های اجتماعی ایران به شمار می رود، بررسی شده است. با استفاده از نمونه گیری در دسترس، تعداد 534 کاربر انتخاب شده اند و کلان داده های مربوط به فعالیت های آنان، در بازه زمانی یک ماهه از طریق ای پی آی های (Application Programming Interface) باز اینستاگرام استخراج و تحلیل شده است. نتایج به دست آمده، ضمن تأیید مفهوم «بومیان دیجیتال» و فناوری آگاهان، نشان می دهد که کاربران این نسل، از تک تصویر بیش از اشکال دیگری مانند کلیپ و آلبوم تصاویر استفاده می کنند و رفتارهای کامنت گذاری و لایک آنان نیز از الگوهای مشخصی تبعیت می کند. به همراه این نتایج که برای کمک به سیاستگذاران، مدیران فرهنگی، کارآفرینان رسانه ای و طراحان اپلیکیشن ها ارائه شده است، نظریه ای پیشنهادی به نام انجماد کاربردی نیز مطرح می شود که می تواند در پژوهش های آتی مورد آزمون قرار گیرد.
۶.

رسانه و سلامت: شناسایی و تحلیل چارچوب های خبری در بازنمایی رسانه ای بیماری ام اس

تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۳۲۹
رسانه ها با استفاده از چارچوب بندی، ذهن مخاطبان و افکار عمومی را در مقابل رویدادها و مسائل شکل می دهند و بر واکنش های جامعه در برابر پدیده ها تأثیر می گذارند. به این علت که در دهه اخیر تعداد قابل توجهی از ایرانیان به بیماری ام اس مبتلا شده اند و کیفیت زندگی بیماران و اطرافیان آنها تحت تأثیر قرار گرفته است؛ بازنمایی صحیح این بیماری از روش چارچوب های خبری مناسب به افزایش آگاهی جامعه درباره این بیماری و افزایش کیفیت زندگی این بیماران منجر می شود. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل چارچوب های خبری درباره بیماری ام اس و بهبود این چارچوب ها برای افزایش کیفیت زندگی مبتلایان و اطرافیان آنها انجام شده است. این پژوهش با ااستفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمونی انجام شده است. جامعه این پژوهش را گزارش های خبری منتشر شده از سوی خبرگزاری های ایسنا، صدا و سیما، ایرنا و مهر درباره بیماری ام اس تشکیل می دهند که از آنها نمونه ای شامل 133 گزارش منتشر شده این خبرگزاری ها از ماه فروردین تا پایان آبان ماه 1395 برای انجام تحلیل استخراج شد. با تحلیل یافته ها، سه چارچوب خبری اصلی «مشخصات بیماری ام اس»، «مشکلات بیماران ام اس» و «حمایت و امید» شناسایی شد و مضامین فرعی هر یک از این چارچوب ها نیز استخراج و تحلیل شدند. این پژوهش تلاش کرده است تا درک بهتری از  سیاستگذاری رسانه ای در باره فهم و تنظیم رابطه اجتماعی با بیماران ارائه نماید که امید می رود به پژوهش های بیشتری در این زمینه بینجامد.
۷.

درگیرسازی مخاطب در رسانه ها: ارائه چارچوبی مفهومی

تعداد بازدید : ۳۵۱ تعداد دانلود : ۳۳۶
افزایش رقابت، بین سازمان های رسانه ای سبب شده که مدیران این سازمان ها، در پی مدل های کسب و کار جدیدی برای درآمدزایی باشند. از آنجا که مدل های کسب و کار، بر اساس جلب توجه مخاطبان و تبدیل آنها به مخاطبان وفادار است،  “درگیرسازی مخاطب” به موضوعی مهم در میان پژوهشگران مدیریت رسانه و مدیران رسانه ای تبدیل شده است. علی رغم اهمیت فزاینده این موضوع، معدود پژوهش هایی در زمینه مفهوم پردازی و ارائه مدل های نظری انجام شده اند. نظر به این امر و با هدف فراهم کردن چارچوبی مفهومی برای مطالعات آتی و زمینه ای جهت مدل سازی و توسعه نظری، پژوهش حاضر با مطالعه ادبیات تحقیق و بررسی یافته های تجربی در خصوص درگیرسازی مخاطب در رسانه ها، چارچوبی مفهومی به منظور مطالعه و توسعه نظری این مفهوم ارائه کرده است. ساختار چارچوب پیشنهادی شامل چیستی، چرایی، سطوح، راهبردها و آثار درگیرسازی مخاطب در رسانه ها است و علاوه بر یافته های ناشی از مرور نظام مند ادبیات، مواردی همچون خط مشی های سازمان رسانه ای، ملاحظات اخلاقی و متغیرهای کلان محیطی نیز در این چارچوب مورد توجه قرار گرفته اند.
۸.

ارائه مدلی نظری برای شناسایی ارزش رسانه ای بازیکنان لیگ برتر فوتبال ایران

تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۵۱۴
درآمدهای رسانه ای یکی از چهار دسته درآمدهای صنعت فوتبال هستند که در اغلب موارد بیشترین درآمدها را نیز ایجاد می کنند. این درآمدها علاوه بر شهرت تیم ها و جذابیت فنی مسابقه ها، تحت تأثیر ارزش اقتصادی بازیکنان که به واسطه رسانه ها ایجاد می شود نیز قرار دارند که از آن با عنوان «ارزش رسانه ای» یاد می شود. با توجه به اهمیت ارزش رسانه ای بازیکنان در درآمدهای اقتصادی باشگاه ها و نبود ابزار برای شناسایی این ارزش، پژوهش حاضر با هدف ارائه مدلی نظری برای ارزش رسانه ای بازیکنان لیگ برتر فوتبال ایران انجام شده است. درواقع، این پژوهش زیربنایی را برای شناسایی ارزش اقتصادی فوتبال ایران فراهم می کند تا در پژوهش های آینده و با توسعه این مدل، ابزاری برای سنجش و رتبه بندی بازیکنان به عنوان بخشی از دارایی های فوتبال ارائه شود. با استفاده از رویکرد گلیزری روش نظریه داده بنیاد و مصاحبه های عمیق با نمونه ای شامل تبلیغ کنندگان، مدیران باشگاهی، حامیان مالیباشگاهی، هواداران فوتبال و خبرگان، عوامل مؤثر در ارزش رسانه ای بازیکنان استخراج شدند و با شناسایی ارتباط آن ها با یکدیگر، مدل نظری ارائه شده است؛ براین اساس، عوامل مؤثر در ارزش رسانه ای بازیکنان فوتبال شامل عوامل فردی، کاری و حرفه ای، رسانه ای و عوامل غیرقابل کنترل هستند که خود شامل زیرگروه هایی نیز می شوند. این مدل بازیکن فوتبال را به عنوان یک محصول رسانه ای و محتوایی برای بازار دوطرفه رسانه شناسایی کرده است که سبب جذب انواع درآمدهای ناشی از رسانه و برند می شود. انتظار می رود، این مدل در توسعه مدل های کسب وکار مستقل و بهره گیری مناسب از ظرفیت های رسانه ای برای ارتقای ظرفیت اقتصادی باشگاه های فوتبال ایران به کار گرفته شود.
۹.

پیشنهاد مدل کسب وکار مبتنی بر گوشی های هوشمند همراه برای سازمان صداوسیما

تعداد بازدید : ۳۱۵ تعداد دانلود : ۳۷۷
نداشتن الگوی جامع و مدل کلان کسب وکار برای استفاده حداکثری از ظرفیت بستر گوشی های هوشمند همراه به منظور درآمدزایی سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، از مشکلات نوظهور اما جدی این سازمان است. هدف مقاله حاضر، طراحی یک مدل کسب وکار مبتنی بر گوشی های هوشمند همراه به منظور افزایش درآمدهای سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی بوده است. برای این منظور، بوم مدل کسب وکار استروالدر به عنوان نظریه مختار پژوهش، انتخاب و از روش دلفی کلاسیک استفاده شده است. توسعه همه جانبه زیرساخت ها و پلتفرم، جذب و نگهداشت نیروی انسانی متخصص، ایجاد تنوع و تکثر محتوایی به منظور پوشش دادن به نیاز همه گروه های مخاطب و تولید محتوای فاخر متناسب با این بستر، همکاری با همه بازیگران عرصه تولید، توزیع و سیاستگذاری محتوایی در کنار ایجاد بازار محتوای صوت و تصویر، قرار گرفتن در جایگاه رگولاتور و استفاده از ظرفیت های خاص این سازمان (مانند آرشیو) متناسب با زیست بوم رسانه ای کشور، ازجمله دستاوردهای محوری این پژوهش بوده است. این مدل می تواند مبنایی نظری برای فعالیت سازمان های رسانه ای برودکستر بر بسترهای نوین رسانه ای مانند پلتفرم های همراه باشد.
۱۰.

چارچوبی برای تجاری سازی نوآوری های دیجیتال در شرکت های کارآفرین رسانه ای ایران (مطالعه ای چند موردی)

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۲
ظهور فناوری های نوین ارتباطی سبب شد صنعت رسانه از چیرگی شرکت های بزرگ که توانایی های مالی بالا و دسترسی به امکانات گران قیمت را داشتند خارج شود و فعالیت شرکت های کوچک و کارآفرین با استفاده از این فناوری های جدید و ارزان امکان پذیر شود. در کشور ما نیز فعالیت های کارآفرینی در عرصه رسانه های دیجیتال با استقبال روبه رو شد، اما به رغم تلاش های متعدد، آمار موفقیت کارآفرینان ایرانی چندان چشمگیر نبوده است. پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی برای تجاری سازی نوآوری های این کارآفرینان، با رویکرد پژوهش کیفی و استفاده از مطالعه چند موردی و انجام تحلیل تِم اجرا شد. سوال این پژوهش این بود که چارچوب مورد نظر در بیان مسئله چه ویژگی هایی باید داشته باشد. جامعه پژوهش کارآفرینان رسانه ای در سطح کشور بوده اند که در تعریف بیان شده در پژوهش می گنجیدند. نمونه گیری نظری منجر به نمونه ای از پانزده کارآفرین شد که در پنج طبقه محصول فعالیت می کردند. مصاحبه نیز به عنوان ابزار جمع آوری داده استفاده شد. کدگذاری های باز، محوری و گزینشی به عمل آمد و دسته های مفهومی و مقوله ها از مصاحبه ها استخراج شدند. در نتیجه چارچوبی پنج عاملی شامل عوامل مربوط به منابع، شرکت، محصول و استراتژی به عنوان عوامل تحت کنترل کارآفرین و عوامل مربوط به زیرساخت به عنوان عامل غیرقابل کنترل، همراه با مقوله های مربوطه استخراج شد که بنیانی برای مطالعات آتی در زمینه تجاری سازی نوآوری های کارآفرینان رسانه ای فراهم می کند.
۱۲.

ارائه الگوی مدیریتی مطلوب در رسانه برای دستیابی به اهداف سال همت و کار مضاعف با تلفیق اثربخشی الگوهای مدیریت سازمانی

تعداد بازدید : ۹۶۶ تعداد دانلود : ۲۵۶
نتایج پژوهش حاضر که در گام نخست، با استفاده از نظر خبرگان (به روش بازتابی) و در مرحله اول، از طریق پرسشنامه و در مرحله دوم، به وسیله ارائه نتایج و بازنگری در تعریف به دست آمد، نشان داد که اهداف کار و همت مضاعف، بر مفاهیم مدیریتی اثربخشی، بهره وری و کارایی منطبق است. پس از درک چیستی این اهداف، در گام دوم، الگوهای مختلف مدیریت سازمانی که قابلیت پوشش دادن به این سه مفهوم را در حوزه رسانه ها داشتند، بررسی شدند و با استفاده از تطبیق دو رویکرد منبع بنیان و دانش بنیان، به استخراج عناصری از آنها برای طراحی مدل مطلوب مدیریتی در رسانه پرداخته شد. در پایان، به طراحی و پیشنهاد چارچوبی برای طرح یک الگوی مدیریتی مناسب برای سازمان های رسانه ای اقدام شد که بر اساس آن، کارایی و اثربخشی در جریان فرایندهای تخصصی رسانه ای و مدیریت محیط داخلی، سبب ایجاد بهره وری می شود. تعامل سازمان با محیط خارجی نیز موجب سودآوری بهره وریِ حاصل می شود. در نهایت تلفیق این دو، به عملکرد مورد انتظار می انجامد که اهداف کار و همت مضاعف از طریق آن برآورده می شود.
۱۳.

مدیریت دانش در شرکت های کوچک و کارآفرین:بررسی عوامل سازمانی اثرگذار در ایجاد و انتقال دانش در صنعت انفورماتیک ایران

کلید واژه ها: کارآفرینی مدیریت دانش انتقال دانش شرکت های کوچک شرکت های انفورماتیک

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت بازرگانی مدیریت کارآفرینی مدیریت کسب و کارهای کوچک
  2. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت دانش و IT مدیریت دانش
تعداد بازدید : ۱۸۷۰ تعداد دانلود : ۹۴۵
این مقاله از میان ابعاد مدیریت دانش، دو بعد ایجاد دانش و انتقال دانش را به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته و تلاش دارد عوامل اثرگذار در اجرای موفق این دو بعد مدیریت دانش در شرکت های کوچک انفورماتیک را شناسایی کند. جامعهی آماری این تحقیق 48 شرکت از شرکت های عضو انجمن انفورماتیک ایران بوده و نمونهی آماری تحقیق شامل 27 شرکت است. از این رو با طرح 17 فرضیه و استفاده از ابزار پرسش نامه و اجرای آزمون هم بستگی، رابطهی میان هر یک از متغیرهای سازمانی را با این دو بعد اندازه گیری کرده است. متغیرهای 8گانه عبارتند از فرهنگ اشتراک دانش، فردگرایی، مستندسازی دانش، شبکهی ارتباط های سازمانی، ابزارهای فناوری اطلاعات، دانش کارکنان از فناوری اطلاعات، نظام جبران خدمت های گروهی و نظام آموزش سازمان. نتایج تایید کرد که فردگرایی اثرگذاری منفی روی انتقال دانش دارد. اثرگذاری مثبت دانش کارکنان از فناوری اطلاعات بر بُعد انتقال دانش و رابطهی مثبت جریان ارتباط های غیرمتمرکز سازمانی بر هیچیک از دو بعد تایید نشد.
۱۴.

طراحی سنجه های تاثیر بر مخاطب برای آگهی های بازرگانی در رسانه ملی

کلید واژه ها: رسانه ملی ابزارهای سنجش تاثیر آگهی ها طراحی سنجه تبلیغات رسانه ای

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی مدیریت گروههای ویژه مدیریت رسانه مدیریت رسانه
  2. حوزه‌های تخصصی مدیریت مدیریت بازرگانی مدیریت بازرگانی بازاریابی و مدیریت بازار
تعداد بازدید : ۱۹۸۴ تعداد دانلود : ۹۰۴
با ورود رسانه های جدید و جذب مخاطبان بیشتر توسط آن ها تلویزیون در خطر از دست دادن سهم خود از بازار آگهی ها است. یکی از مهم ترین دلایل این کاهش عدم وجود سنجه هایی برای اندازه گیری میزان تاثیرگذاری آگهی هاست که ازطریق آن آگهی دهندگان بتوانند اثربخشی آگهی خود را ارزیابی کنند و برنامه ریزی بهتری انجام دهند، در حالی که رقیب آن یعنی رسانه های نوین اطلاعات بسیار جزیی و مفصلی از واکنش های مشتریان نسبت به تبلیغات در اختیار آگهی دهندگان قرار می دهند. با توجه به تقاضای آگهی دهندگان برای اندازه گیری دقیق تاثیر تبلیغات، مدیران تلویزیون برای حفظ و افزایش سهم خود از بازار آگهی ها باید به دنبال ابزارهای جدیدتری برای اندازه گیری تاثیر تبلیغات باشند. مقاله ی حاضر با بررسی ادبیات موضوع و رویکرد تحلیل محتوا و نیز استفاده از نظرهای خبرگان، با طرح شش شاخص عمده، سنجه هایی را مطرح می کند که عبارتند از رتبه بندی تبلیغات، درگیر سازی، تماشای کل، فعالیت های انتخابگری، مشارکت مخاطب، تاثیر فروش و سنجه های عملیاتی مربوط به هریک. در پایان پیشنهادهایی برای مدیران اقتصادی تلویزیون و به ویژه رسانه ملی بیان می کند که منجر به افزایش توجه آگهی دهندگان و کارآمدتر نمودن سازوکار جلب آگهی آنان می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان