سمیه رباط میلی

سمیه رباط میلی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۰ مورد از کل ۱۰ مورد.
۱.

مدل یابی باورهای انگیزشی بر اساس سیستم فعال سازی و بازداری رفتاری با میانجی گری شخصیت تاریک در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۳۳
زمینه : باورهای انگیزشی، دسته ای از معیارهای شخصی و اجتماعی است که افراد برای انجام دادن یا پرهیز از کاری به آن مراجعه می کنند. از دید روانشناسان و دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت، باورهای انگیزشی یک مفهوم کلیدی است و برای توضیح مفهوم سطوح مختلف عملکرد به کار می رود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی باورهای انگیزشی بر اساس سیستم فعال سازی و بازداری رفتاری با میانجی گری شخصیت تاریک صورت گرفت. روش: این پژوهش به روش توصیفی-همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان رشته علوم انسانی مقطع دکتری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در سال تحصیلی 99-1398 به تعداد 1621 نفر بود که از بین آن ها تعداد 770 نفر به روش نمونه گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شد. برای جمع آوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه های باورهای انگیزشی پنتریچ و همکاران (1991)، سیستم فعال سازی و بازداری رفتاری کارور و وایت (1994) و شخصیت تاریک جانسون و وبستر (2010) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش آماری معادلات ساختاری در سطح معناداری 05/0 و از طریق نرم افزارهای Spss 22 و Pls 3 تحلیل شد. یافته ها : نتایج نشان داد سیستم بازداری رفتاری با نقش میانجی شخصیت تاریک دارای اثر منفی و معنی داری بر باورهای انگیزشی داشت (754/6 = P ،100/0-= β ). همچنین سیستم فعال سازی رفتاری با نقش میانجی شخصیت تاریک دارای اثر مثبت و معنی داری بر باورهای انگیزشی داشت (060/6 = P ،122/0= β ). نتیجه گیری : با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت برای مدل یابی باورهای انگیزشی می توان سیستم فعال سازی و بازداری رفتاری با میانجی گری شخصیت تاریک در دانشجویان را مورد مطالعه قرار داد.
۲.

تحلیل کیفی روابط میان مؤلفه های روان درمانی در تجربه های بالینی روان درمانگران(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۳
مقدمه: پژوهش های کیفی بخشی از تلاش های است که برعمق روان درمانی افزوده است. هدف این پژوهش کیفی شناخت نحوه روابط میان مؤلفه های روان درمانی از طریق تجارب روان درمانگران بود. روش: روش این پژوهش، تحلیل محتوای کیفی بود. جمعیت مشارکت کنندکان روان درمانگران مراکز روان درمانی خانواده شهر تهران بودند. با شیوه نمونه گیری هدفمند 14 درمانگر انتخاب و با ابراز مصاحبه نیمه ساختاریافته اطلاعات گردآوری شد. داده ها با رویکرد تحلیل محتوای موضوعی از نوع تفسیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها 15 زیرطبقه و 4 طبقه اصلی درخصوص چگونگی روابط مؤلفه های مؤثر در روان درمانی مشخص کرد. طبقات اصلی عبارتند از: 1. هماهنگ شدن مؤلفه ها بر مبنای اولویت تأثیرگذاری در درمان، 2. شکل گیری روان درمانی در بستر ارتباط و نقش درمانگر، 3. نقش هر مؤلفه در انتخاب نوع درمان و 4. انتخاب نظریه در بستر ویژگی های درمانگر. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش چارچوبی از نحوه روابط مؤلفه های روان درمانی را برپایه دیدگاه و تجارب درمانگران صورت بندی کرد. مؤلفه ها با توجه به تأثیرگذاری شان در فرآیند روان درمانی، توسط درمانگران الویت بندی و به کار می روند. همه مؤلفه ها در انتخاب نوع درمان نقش دارند، اما مؤلفه درمانگر در شکل دهی ارتباط با درمانجو، سازمان دهی نظریه، حل مشکلات و مؤثرسازی روان درمانی نسبت به سایر مؤلفه ها نقش اساسی تری دارد.
۳.

ارزیابی نحوه شناخت روان درمانگران مراکز خانواده از روان درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
مقاله حاضر با هدف واکاوی نحوه درک روان درمانگران مراکز خانواده از فرایندها و شکل گیری روان درمانی انجام شد. تعداد 16 مصاحبه عمیق با روان-درمانگران و مشاوران دارای حداقل 7 سال سابقه حرفه ای در مراکز خانواده، با استفاده از نمونه گیری هدفمند طی سال 99-98 صورت گرفت. مصاحبه های نیمه ساختاریافته با رویکرد تحلیل محتوی موضوعی از نوع قیاسی – استقرایی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد شناخت روان درمانگران و مشاوران مراکزخانواده از روان درمانی، برپایه برداشت های شخصی که کسب کرده اند، فعالیت هایی که انجام می دهند و منابع مورد استفاده آن ها؛ شکل گرفته است. برداشت های مشارکت کنندگان متأثر از رویکردهای گوناگون تخصصی، نگرش عاطفی، ارزش های انسانی و تفاسیر خودساخته، بود. تنوع دیدگاه ها و تعدد برداشت های درمانگران، حکایت تلاش روان درمانگرانی است که می خواهند بین تناسب ها و بی تناسبی های تکنیک ها با فرهنگ ایرانی، با اطمینان برای مراجعان دست به انتخاب بزنند. نحوه فعالیت های روان درمانی ساختاری باقاعده و همزمان منعطف را شکل می داد. مشخصاً نظریه در رأس این ساختار نقش داشت، اما استفاده از نظریات مختلف در میان درمانگران با رعایت تمام اصول علمی همراه نبود. چنانچه ماهیت متنوع نظریات و رویکردهای روان درمانی پذیرفته شود، قرار دادن علم روانشناسی و روان درمانی در مرحله پیش پارادیمی دشوار خواهد بود. روان درمانی با پارادایم های متفاوت شکل متفاوتی از علم است.
۴.

اثربخشی آموزش مهارت مدیریت استرس- هیجان بر کیفیت زندگی و تنظیم شناختی هیجان مادران کودکان دارای اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۹
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش مهارت مدیریت استرس- هیجان بر کیفیت زندگی و تنظیم شناختی هیجان مادران کودکان با اختلال طیف اتیسم انجام شد.این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل حدود3500 مادر دارای کودکان با اختلال طیف اتیسم مراجعه کننده به انجمن اتیسم ایران در شهر تهران بود که از بین آنها 30 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. از پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجانی گارنفسکی (2001) و کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت(1991) برای گردآوری داده ها و از تحلیل واریانس آمیخته چند متغیری با رعایت پیش فرضها برای تحلیل داده ها استفاده شد. برنامه ارتقائی مادران ( رمضانلو، 1399) در 7 جلسه دوساعته برای گروه آزمایش اجرا شد. نتایج نشان داد که نمرات راهبردهای منفی تنظیم هیجان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش اما در راهبردهای مثبت تنظیم هیجان و کیفیت زندگی در مولفه های(سلامت روانی و روابط اجتماعی) به طور معنادار افزایش یافته است(P<0.01) در مرحله پیگیری نیز ماندگاری اثر دیده شد. با توجه به موثر بودن برنامه ارتقائی مادران (مدیریت استرس- هیجان) در بهبود کیفیت زندگی و استفاده از راهبردهای موثر تنظیم شناختی هیجان مادران کودکان با اختلال طیف اتیسم، از این بسته می توان به عنوان یک مداخله روانشناختی استفاده کرد.
۵.

تجربه زیسته مادران کودکان دارای اختلال طیف اتیسم: یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۶۴
اختلال طیف اوتیسم یک شرایط رشدی پیچیده است که با چالش های مداومی در تعامل اجتماعی، گفتار و ارتباطات غیر کلامی کودک همراه است و تعامل مادر- کودک را تحت تأثیر قرار می دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تجربه زیسته مادران در تعامل با فرزندان دارای اختلال اتیسم است. روش پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی بود. جامعه شامل مادران کودکان دارای اختلال اتیسم بود که به انجمن اتیسم ایران (در شهر تهران) در سال 1398 مراجعه کرده بودند. نمونه به روش هدفمند انتخاب شد و 8 مادر تا دستیابی به اشباع بررسی شدند. داده ها با روش مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شدند. یافته های حاصل از تجربه زیسته مادران کودکان دارای اختلال اتیسم، در 4 مضمون اصلی شامل بروز احساسات متناقض(مثبت و منفی)، سرمایه روان شناختی پایین، محدودیت در شبکه های حمایت اجتماعی و آثار و پیامدها و همچنین چندین مضمون فرعی دیگر خلاصه شدند. یافته های این پژوهش بر اهمیت ارائه خدمات حمایت اجتماعی مناسب برای مادارن دارای کودکان اختلال طیف اتیسم تأکید می کند. همچنین به روان شناسان و مشاوران توصیه می شود که جهت بهبود کیفیت زندگی مادران دارای کودک اختلال طیف اتیسم، بر ارتقاء سرمایه روان شناسی مادران متمرکز شوند.
۶.

رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی با گرایش به روابط فرازناشویی

تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۵۳
هدف از این پژوهش بررسی رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی با گرایش به روابط فرازناشویی بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه زنان متاهل مراجعه کننده به فرهنگ سرای سلامت منطقه 4 شهر تهران در سال 1398 بودند. حجم نمونه 202 نفر از این زنان بر اساس فرمول پلنت از تاپاکینگ، فیدل و اولمن(2007) و به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های پرسشنامه گرایش به روابط فرازناشویی واتلی(2008)، طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ و براون(2003) و سبک های دلبستگی کولینز و رید (1990) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره تحلیل شد. یافته ها نشان داد که بین طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی با گرایش به روابط فرازناشویی رابطه معنی داری وجود دارد(01/0>P). نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز آشکار کرد که 5/55% درصد واریانس گرایش به روابط فرازناشویی به وسیله طرحواره های ناسازگار اولیه و 7/58% درصد به وسیله سبک های دلبستگی تبیین می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که طرحواره های ناسازگار اولیه و سبک های دلبستگی سهم معنادار در پیش بینی گرایش به روابط فرازناشویی دارند.
۷.

نقش پیش بینی کنندگیِ باورهای فراشناختی، ذهن آگاهی و ترس از ارزیابی منفی در اضطراب اجتماعی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۶۱
مقدمه: اضطراب اجتماعی در نوجوانان شیوع بالایی دارد. با تکیه بر مبانی نظری، پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اضطراب اجتماعی نوجوانان بر اساس باورهای فراشناختی، ذهن آگاهی و ترس از ارزیابی منفی انجام شد.روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی – مقطعی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، دربرگیرنده کلّیّه دانش آموزان دختر و پسر پایه سوم دوره دوم متوسطه است که در سال تحصیلی 96-1395 در دبیرستان های شهر ورامین مشغول به تحصیل بودند. بر اساس جدول کرجسی و موگان، 329 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای – چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز (MCQ-30)، پرسشنامه پنج مولفه ای ذهن آگاهی (FFMQ)، فرم کوتاه مقیاس ترس از ارزیابی منفی (BFNE-S) و پرسشنامه هراس اجتماعی کانور (SPI) استفاده شد. سپس، داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی گشتاوری پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام تجزیه و تحلیل شدند.یافته ها: نتایج ضریب همبستگی پیرسون نشان  داد رابطه معناداری بین باورهای فراشناختی (269/0=r؛ 0000/0=P)، ذهن آگاهی (252/0-=r؛ 0000/0=P) و ترس از ارزیابی (196/0=r؛ 0000/0=P) با اضطراب اجتماعی نوجوانان وجود دارد. تحلیل رگرسیون گام به گام نقش پیش بین متغیرهای  پژوهش را در اضطراب اجتماعی تایید می کند. به طور کلی، باورهای فراشناختی، ذهن آگاهی و ترس از ارزیابی 17 درصد از تغییرات اضطراب اجتماعی نوجوانان را پیش بینی می کنند  (000/0=P).نتیجه گیری: باورهای فراشناختی، ذهن آگاهی و ترس از ارزیابی منفی سهمی مستقل در اضطراب اجتماعی نوجوانان دارند. کاربرد یافته ها به صورت نظری و کاربردی مورد بحث قرار گرفته است.
۸.

اثربخشی بازتوانی شناختی رایانه یار بر بازداری پاسخ کودکان دارای اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی (نوع اغلب بی توجه)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بازداری پاسخ اختلال نارسایی توجه - بیش فعالی بازتوانی شناختی رایانه یار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۸ تعداد دانلود : ۴۳۵
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی بازتوانی شناختی رایانه یار بر بازداری پاسخ کودکان دارای اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی با تظاهر بی توجهی بود. در این پژوهش بازتوانی شناختی رایانه یار به وسیله نرم افزار گاگنی پلاس برای 6 کودک دارای اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی (نوع اغلب بی توجه) در قالب پژوهش موردی اجرا شد که آزمودنی ها به شکل دو به دو با خطوط پایه 3، 5 و 7 گانه به مدت 15 جلسه سی دقیقه ای وارد مرحله درمان شدند و سپس مرحله پیگیری 1 ماهه اجرا شد. در راستای سنجش تغییرات از آزمون ""برو- نرو"" و مقیاس درجه بندی شدت مشکلات رفتاری کانرز (فرم والدین و فرم معلم) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که درصد کاهش برای هر یک از خرده مقیاس های بازداری پاسخ (خطای ارایه و بازداری) برای کل آزمودنی ها به ترتیب برابر با 71/42% و 91/57% است. به نظر می رسد که بازتوانی شناختی رایانه یار در قالب جلسات فردی، می تواند درمان مؤثری در بازداری پاسخ کودکان دارای اختلال نارسایی توجه-بیش فعالی باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان