مهدیه صالحی

مهدیه صالحی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی.

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۶ مورد از کل ۱۶ مورد.
۱.

مدل یابی معادلات ساختاری رابطه علایم اختلال اضطراب اجتماعی با طرح واره های ناسازگار اولیه و تحریف های شناختی در نوجوانان

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۲
پژوهش های بالینی و اپیدمیولوژی نقش فرایندهای شناختی را در شکل گیری و تداوم اختلال اضطراب اجتماعی ثابت کرده اند. هدف پژوهش حاضر پیش بینی اضطراب اجتماعی مبتنی بر طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری تحریف های شناختی در میان دانش آموزان متوسطه دوره ی دوم بود.جامعه شامل تمام دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان مریوان بودند که از میان آنها 400 نفر(200 نفرپسر،200نفردختر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گزینش انتخاب نمونه با مراجعه به مدارس، در بین دانش آموزان مشکوک به اضطراب اجتماعی(با تشخیص مشاور مدرسه و منطبق با علائم ذکر شده در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانپزشکی ویرایش پنجم) پر سشنامه اضطراب اجتماعی کانور توزیع و تکمیل و در صورت تائید تشخیص این اختلال در دانش آموزان، بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده، نمونه گیری انجام شد. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی اضطراب اجتماعی کانور، پرسشنامه طرحوار های ناسازگار اولیه یانگ(فرم کوتاه) و پرسشنامه تحریف های شناختی استفاده شد. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مدل ساختاری پژوهش برازش دارد. به طور کلی پنج حوزه طرحواره های ناسازگار اولیه( بریدگی و طرد ، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت های مختل، دیگر جهت مندی وگوش به زنگی بیش از حد و بازداری ) توان پیش بینی 63 درصد از متغیراضطراب اجتماعی را دارند . همبستگی مستقیم معناداری بین متغیرهای طرحواره های ناسازگار اولیه واضطراب اجتماعی وجود دارد. تحلیل بوت استراپ نشان داد تحریف های شناختی میانجی بین طرحواره های ناسازگار اولیه واضطراب اجتماعی است . نتایج این پژوهش از نقش طرحواره های ناسازگار اولیه به عنوان عامل ایجاد آسیب پذیری برای اضطراب اجتماعی و نقش تحریف های شناختی به عنوان مکانیسم مرتبط کننده طرحواره های ناسازگار اولیه به اضطراب اجتماعی حمایت می کند
۲.

مقایسه اثربخشی درمانگری شناختی رفتاری و آموزش ذهن آگاهی بر رفتارهای خودمراقبتی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو

تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۵
زمینه: تحقیقات به نقش موثر درمانگری های شناختی رفتاری و ذهن آگاهی بر رفتارهای خودمراقبتی اشاره دارد، اما کدام یک از این درمان ها می تواند بر بهبود رفتارهای خودمراقبتی بیماران دارای دیابت نوع دو تاثیر داشته باشد؟ هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمانگری شناختی رفتاری و آموزش ذهن آگاهی بر رفتارهای خودمراقبتی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو انجام شد. روش: این پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. تعداد 60 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 که در سال 1397 عضو انجمن خیریه حمایت از بیماران دیابتی تهران بودند مورد بررسی قرار گرفتند. از میان آنها، 48 نفر که دارای کم ترین نمرات بر روی پرسشنامه رفتارهای خودمراقبتی توبرت و گلاسکو (1994) بودند، انتخاب و به تصادف در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه) جایگزین شدند و به ترتیب تحت آموزش درمانگری شناختی رفتاری کرین(1390) و ذهن آگاهی بی یر (2014) قرار گرفتند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان دهنده تأثیر معنادار هر دو روش مداخله های شناختی رفتاری (0/05 p< ) و آموزش ذهن آگاهی (0/05 p< ) بر افزایش سطح رفتارهای خودمراقبتی بیماران بود. بر اساس نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی، بین میزان تأثیر دو مداخله روانشناختی بر افزایش رفتارهای خودمراقبتی بیماران تفاوتی وجود نداشت (0/01 p< ). نتیجه گیری: مداخله شناختی رفتاری از طریق تغییر و کنارآمدن با باورهای غیر منطقی بیماران و مداخله ذهن آگاهی از طریق افزایش دامنه توجه به خود و پیگیری برنامه های درمانگری ، می تواند پای بندی به برنامه های خودمراقبتی دیابت را در بیمار افزایش دهد.
۳.

تدوین مدل پیش بینی امیدواری بر اساس تاب آوری و شادکامی با در نظر گرفتن نقش میانجی کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان

تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
زمینه: نتایج پژوهش های دهه های اخیر روانشناسی نشان داده اند که شادکامی و تاب آوری می توانند امیدواری زنان مبتلا به سرطان پستان را پیش بینی کنند اما آیا کیفیت زندگی در رابطه بین این متغییرها نقش میانجی دارد؟ هدف: هدف پژوهش، بررسی و تدوین مدل پیش بینی امیدواری بر اساس تاب آوری و شادکامی با در نظر گرفتن نقش میانجی کیفیت زندگی در زنان مبتلا به سرطان پستان بوده است. روش: پژوهش توصیفی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعۀ آماری در این پژوهش شامل کلیه بیماران مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به انستیتو کانسر بیمارستان های امام خمینی و میلاد تهران بودند. برای انتخاب نمونه مورد پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد، به این صورت که از بین بیماران مبتلا به سرطان پستان 300 نفر براساس ملاک های ورود و خروج پژوهش به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه امید اسنایدر و همکاران (1991)، پرسشنامه تاب آوری کونور - دیویدسون (2003)، مقیاس شادکامی آکسفورد (1989) و مقیاس کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (1996) بودند. یافته ها: تاب آوری بر امیدواری بیماران مبتلا به سرطان سینه اثر مستقیم (2/38 = t و 0/37= β ) و غیرمستقیم (2/03 = t و 0/14= β ) (به واسطۀ کیفیت زندگی) معنادار دارد (0/05 p< ). همچنین شادکامی بر امیدواری بیماران مبتلا به سرطان سینه اثر مستقیم (52/4 = t و 0/46= β ) معنادار دارد (0/05 p< ). نتیجه گیری: یافته ها مدل پژوهش را بطور کلی تأیید کرد. با افزایش میزان تاب آوری و شادکامی می توان کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان سینه را بالا برد و سطح امیدواری این بیماران ارتقاء داد.
۴.

اثربخشی آموزش توانایی های شناختی برحافظه کاری کلامی و غیر کلامی دانش آموزان نارساخوان

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۴
این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش توانایی های شناختی مبتنی بر رویکرد کتل – هورن – کارول برحافظه کاری دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص انجام شد. روش پژوهش، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه بود و جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر پایه سوم ابتدایی با اختلال یادگیری خاص شهر تهران در سال تحصیلی 97 – 1396 است که توسط مراکز آموزش و توانبخشی مشکلات ویژه یادگیری سازمان آموزش و پرورش استثنایی به عنوان کودک نارساخوان تشخیص داده شده بودند، از بین آن ها 30 دانش آموز با روش نمونه گیری هدفمند در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایگزین شدند. ابزار مورد استفاده، نسخه نوین هوش آزمای تهران- استانفورد- بینه و روش تحلیل داده ها اندازه گیری مکرر ترکیبی بود. نتایج نشان داد که بین گروه های آزمایش و گواه بر روی متغیرهای مقیاس کلی حافظه کاری کلامی و غیرکلامی در گروه های آزمایشی و گواه دانش آموزان تفاوت معنادار وجود دارد و روش آموزشی مبتنی بر رویکرد کتل – هورن – کارول در تقویت حافظه کاری دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص با مشخصه نارساخوانی ، موثر بوده است. می توان نتیجه گرفت که آموزش های مبتنی بر این رویکرد سبب بالا رفتن توانایی های شناختی دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص با مشخصه نارساخوانی می شود و می توان از آن به عنوان یک روش مداخله ای مؤثر سود جست.
۵.

مدل یابی اعتیاد به اینترنت براساس سبک های هویت: نقش واسطه ای ناگویی هیجانی

تعداد بازدید : ۶۴۰ تعداد دانلود : ۱۰۴۶۷
این پژوهش با هدف مدل یابی اعتیاد به اینترنت براساس سبک های هویت با واسطه گری ناگویی هیجانی در دانش آموزان و از نوع پژوهش های همبستگی مبتنی بر روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش تمام دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر ساری تشکیل بود. 361 نفر با استفاده از روش نمونه برداری مرحله ای انتخاب شدند و به مقیاس سبک هویت (برزونسکی، 1992)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (بگبی، تیلور و پارکر، 1994) و مقیاس اعتیاد به اینترنت (یانگ، 1998) پاسخ دادند. یافته ها نشان داد که مدل پژوهش دارای برازش است و 41درصد از اعتیاد به اینترنت توسط سبک های هویت و ناگویی هیجانی قابل تبیین است. همچنین بین سبک های هویت اطلاعاتی و هنجاری با زیرمقیاس های اعتیاد به اینترنت همبستگی منفی و بین زیرمقیاس های ناگویی هیجانی با اعتیاد به اینترنت همبستگی مثبت معناداری وجود داشت. نتایج این پژوهش با تأکید بر ضرورت نقش هویت و همچنین نقش واسطه ای متغیر ناگویی هیجانی بر گرایش افراطی به اینترنت در دانش آموزان، می تواند تلویحات کاربردی برای بهبود وضعیت روان شناختی ارایه دهد.
۶.

اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده بر کژکاری های جنسی زنانه مقاوم درمان

تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۸۰
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی روان درمانی پویشی کوتاه مدت فشرده (Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy یا ISTDP) در درمان زنان مبتلا به کژکاری های جنسی مقاوم به درمان های جنسی معمول (شناختی- رفتاری و زیستی- پزشکی) و بررسی نگهداری بهبودی در پیگیری بعدی انجام گرفت. مواد و روش ها: این مطالعه مبتنی بر طرح های پژوهشی تک آزمودنی بود و فرایند اجرای طرح از دو بخش غربالگری و مداخله تشکیل شد. نمونه 5 نفره تحقیق بر اساس ملاک های متعدد ورود و غربالگری درمانی، از میان درمانجویان زن مبتلا به کژکاری های جنسی در شهر تهران انتخاب شد و آزمودنی ها تحت ISTDP قرار گرفتند. داده ها با استفاده از شاخص کارکرد جنسی زنان (Female Sexual Function Index یا FSFI)، پرسش نامه کیفیت جنسی زندگی زنان (Sexual Quality of Life-Female یا SQOL-F) و مقیاس ارزشیابی ذهنی کارکرد جنسی همسر (Subjective evaluation of partner sexual function یا SEOPSF) جمع آوری گردید. یافته ها: روش ISTDP در مقایسه با سکس تراپی رایج، توانست منجر به بهبود کارکرد جنسی آزمودنی ها شود و آنان را به بالای خط برش بهنجار جابه جا کند. همچنین، این تغییر موجب ارتقای اساسی کیفیت جنسی زندگی آنان شد. روند تغییر در بازه ای که نخستین رخنه در ناهشیار برای یک آزمودنی خاص رخ داد، رشد قابل توجهی داشت که این امر می تواند شاهدی بر سبب شناسی پویشی کژکاری باشد. ارتقای ایجاد شده در کارکرد جنسی و کیفیت جنسی زندگی آزمودنی ها همچنان در جلسه پیگیری 8 هفته ای برجسته بود. نتیجه گیری: درمان های روان پویشی معاصر که ماهیتی یکپارچه نگر، فشرده و کوتاه مدت دارند، می توانند جایگزین شایسته ای برای سکس تراپی رایج در نظر گرفته شوند و در این راستا به نظر می رسد ISTDP بهترین گزینه باشد.
۷.

مقایسه سلامت روانی کودکان بر اساس سطح تحصیلات والدین

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۵
مشخص شده است که میزان سطح تحصیلات والدین برسلامت یا عدم سلامت روانی افراد مؤثر است و نشان می دهد که بین سطح تحصیلات والدین، سطح تحصیلی فرزندان و بروز علائم روانی ارتباط وجود دارد. مسأله اصلی پژوهش حاضر بررسی جامع سلامت روانی کودکان با توجه به سطوح تحصیلی مختلف بود. هدف پژوهش حاضر مقایسه سلامت روانی کودکان بر اساس سطح تحصیلات والدین بود. روش پژوهش توصیفی و علّی- مقایسه ای و جامعه آماری دانش آموزان دختر پایه دوم ابتدایی منطقه 9 بودند که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای تک مرحله ای تعداد 250 نفر انتخاب شدند. این کودکان با آزمون های بهداشت روانی ( MHC : کومار، 1992) بررسی شدند. سطح تحصیلات والدین از زیر دیپلم تا دکتری بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس کروسکال والیس تحلیل گردید. نتایج حاصل در مورد تأثیر تحصیلات والدین بر روی بهداشت روانی کودکان معنادار بود (0/001 (P= . یافته ها نشان دهنده رابطه قوی بین سطح تحصیلات والدین و بهداشت روانی کودکان بود.
۸.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری با ذهن آگاهی بر روان درستی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۰
زمینه : دیابت نوع دو یکی از بیماری های مزمنی است که به سبب مشکلات جسمانی، احتمال ابتلا به اختلال های روانی را افزایش می دهد. از این رو مداخلات روان شناختی، احتمالا می توانند تغییرات مثبتی در شاخص های فعالیت ایمنی و روان شناختی بدن ایجاد کنند. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه درمان شناختی رفتاری با ذهن آگاهی بر روان درستی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون سه گروهی بود. جامعه آماری، شامل کلیه بیماران مبتلا دیابت به نوع 2 و عضو انجمن حمایت از بیماران دیابتی تهران در سال 1397 بود. از بین آنها 60 نفر به تصادف انتخاب شدند. پس از اجرای اولیه پیش آزمون روان درستی ریف (1989)، 48 نفر دارای کم ترین نمره روان درستی، انتخاب و به تصادف در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. داده ها از طریق تحلیل کواریانس و آزمون تعقیبی بن فرونی مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: بر اساس نتایج حاصل، هر دو روش مداخلاتی شناختی رفتاری (0/05 p< ) و ذهن آگاهی (0/05 p< ) به طور معناداری موجب افزایش سطح روان درستی بیماران گردید؛ اما میزان تأثیر مداخله های شناختی- رفتاری بر افزایش روان درستی بیشتر از آموزش های ذهن آگاهی بیماران بود (0/01 p< ). نتیجه گیری : بر این اساس، مداخله شناختی رفتاری با تغییر باورهای بیمار، بهتر از مداخله رقیب به بیمار در فراگیری و تمرین مهارت های مقابله با مسائل روانی ناشی از بیماری کمک می کند.
۹.

اثربخشی درمان طرحواره درمانی هیجان مدار بر رضایت زناشویی زوجین

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۵۳
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان طرح واره درمانی هیجان مدار بر رضایت زناشویی زوجین مراجعه کننده به کلینیک به علت مشکلات زناشویی است. این پژوهش با طرح پژوهشی نیمه آزمایشی، در دو گروه آزمایش(12 زوج) و کنترل (12 زوج) که به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه قرار گرفتند، انجام شد. در دو مرحله رضایت زناشویی انریچ بر روی آن ها اجرا شد و از تحلیل کوواریانس چند متغیری جهت تحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج آزمون اثر هتلینیگ حاکی از تفاوت دو گروه در مولفه ها است که گروه آزمایش در مولفه های پاسخ قراردادی رضامندی، حل تعارض، گذران اوقات فراغت، روابط جنسی، خانواده و بچه ها، برابری جنسیتی و رضایت زناشویی کل، بهبود قابل ملاحظه ای نسبت به گروه کنترل داشته اند. نتایج تحلیل کواریانس پژوهش نشان داد که طرح واره درمانی هیجان مدار بر رضایت زناشویی، کیفیت زندگی و سبک های مقابله ای موثر واقع شده و فرضیات پژوهش اثبات شدند. به کارگیری آن می تواند از سوی مراکز خانواده درمانی، مشاوران خانواده، سایر ارگان ها و سازمان های مرتبط در راستای بهبود وضعیت زندگی خانواده ها مفید باشد.
۱۰.

آزمون مدل سرمایه گذاری راسبالت، (رضایت زناشویی، کیفیت روابط جایگزین، اندازه سرمایه گذاری، تعهد زناشویی و پایداری روابط زناشویی)، بر روی زنان در شُرف طلاق

تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۶
هدف از پژوهش حاضر، بررسی مدل سرمایه گذاری راسبالت (رضایت زناشویی، کیفیت روابط جایگزین، اندازه سرمایه گذاری، تعهد زناشویی و پایداری روابط زناشویی) بر روی زنان در شُرف طلاق شهرستان دزفول بود. نمونه، شامل 150 نفر از زنان در شُرف طلاق بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: مقیاس سرمایه گذاری راسبالت و شاخص ناپایداری ازدواج ادواردز و همکاران (MII). از روش های آماری تحلیل مسیر و ضریب همبستگی پیرسون، جهت تجزیه وتحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بدست آمده در سطح 05/0P< و 01/0P< نشان داد که اثر غیرمستقیم رضایت زناشویی و اندازه سرمایه گذاری بر پایداری روابط زناشویی با میانجی گری تعهد زناشویی در زنان در شُرف طلاق، مثبت و معنادار و اثر غیرمستقیم کیفیت روابط جایگزین بر پایداری روابط زناشویی با میانجی گری تعهد زناشویی در زنان در شُرف طلاق، منفی و معنادار است.
۱۱.

مقایسه میزان اثربخشی روش درمانی داستانهای اجتماعی با روش درمانی پاسخ محور در کاهش مشکلات رفتاری کودکان طیف اتیسم

تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۲۹
بررسی و مقایسه ی میزان  اثربخشی روش درمانی داستانهای اجتماعی با روش درمانی پاسخ محور در کاهش مشکلات رفتاری کودکان طیف اتیسم شیرین شیرمحمدی × منصوره شهریاری احمدی ×× مهدیه صالحی ×××  چکیده: هدف این پژوهش مقایسه ی میزان اثربخشی تکنیک درمانی داستانهای اجتماعی با تکنیک درمانی پاسخ محور (PRT)در کاهش مشکلات رفتاری کودکان طیف اوتیسم سنین 12-6 سال در شهر تهران در سال 1394 بود. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی کودکان مبتلا به اتیسم می باشند که در کلینیک پدیده شهر تهران در بهار و تابستان 1394 مشغول به درمان و توان بخشی بودند . برای انتخاب گروه نمونه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شده به منظور تعیین نمونه ی پژوهش تعداد 15 کودک (پسر) انتخاب و در سه گروه پنج نفره (دوگروه آزمایشی و یک گروه کنترل) قرار گرفتند. گروههای آزمایشی به مدت سی و شش جلسه تحت آموزش با روشهای درمانی- رفتاری داستانهای اجتماعی و پاسخ محور قرار گرفتند. گروه کنترل هم برنامه های عادی خود را طی نمود و مداخله ی خاصی روی آنها انجام نشد. این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و از نظر هدف در دسته پژوهش های کاربردی قرار دارد. ابزارهای اندازه گیری این پژوهش شامل فهرست ارزشیابی و درمان اتیسم (ریلند و ادلسن، 2005) و مصاحبه ی تشخیصی اتیسم - تجدیدنظر شده (راتر و همکاران، 2003) است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی و آمار استنباطی با روشهای آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و همچنین تحلیل کوواریانس چند متغیری استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان داد که میزان اثربخشی دو روش متفاوت بوده است و روش درمانی پاسخ محور در بیشتر زمینه ها موثرتر از روش داستانهای اجتماعی بود؛ اما هر دو روش برای انجام مداخلات و کاهش مسائل و مشکلات رفتاری کودکان اتیسم تا حدی اثربخش بوده اند، لذا استفاده از هر دو روش در قالب یک مجموعه آموزشی- توانبخشی توصیه شد. واژگان کلیدی:روش درمانی داستانهای اجتماعی، روش درمانی پاسخ محور، مشکلات رفتاری، کودکان اتیسم.   × تراپیست و درمانگر اتیسم             shirmohammadi_shirin@yahoo.com ×× استادیار دانشگاه آزاداسلامی،واحد تهران مرکزی ××× استادیار دانشگاه آزاداسلامی،واحد تهران مرکزی
۱۲.

اثر بخشی طرح واره درمانی بر تعدیل طرح واره های ناسازگار اولیه مبتلایان به اختلال وسواسی-جبری مقاوم به درمان

تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۷۷
مقدمه: اختلال وسواسی جبری با اختلالات مختلفی همبود بوده و مشکلات و نقص های جدی در کارکرد زندگی مبتلایان به همراه دارد .پژوهش حاضر با هدف اثر بخشی طرح واره درمانی بر تعدیل طرح واره های ناسازگار اولیه بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری مقاوم به درمان صورت گرفته است. روش: جامعه آماری پژوهش، کلیه افراد مبتلا به اختلال وسواسی-جبری مقاوم به درمان بود، که در سال 1392 به مراکز روانپزشکی- روانشناختی شهر اراک مراجعه کرده اند. بدین منظور،در یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمونبا گروه گواه، 24بیمار مبتلا به OCD مقاوم که بصورت در دسترس نمونه گیری شده بودند به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه جای داده شدند.آزمودنی ها قبل و بعد از مداخله از نظر طرح واره های ناسازگار اولیه ارزیابی شدند. برای گروه آزمایش بیست جلسه طرح واره درمانی اجرا شد. برای ارزیابی طرح واره ها از پرسشنامه طرح واره یانگ-فرم کوتاه و فرزند پروری یانگ بهره گرفته شد. تاثیر مداخله انجام شده به کمک پیش آزمون ، پس آزمون و پی گیری یک ماهه ارزیابی شد. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک آزمون های آماری تحلیل اندازه گیری مکرر و نمودار ترسیمی انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان دادند میزان طرح واره های غالب گروه آزمایش نسبت به گروه گواه به طور معنی داری (001/0 P=) کاهش یافته است نتیجه گیری:به نظر می رسد طرح واره درمانی با بهره گرفتن از تکنیک های شناختی،تجربی و هم چنین رابطه درمانی منحصر به فرد ، بر کاهش شدت طرح واره های غالب مبتلایان به اختلال وسواسی-جبری مقاوم به درمان توانسته موثر باشد.
۱۳.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن با درمان فعال سازی رفتاری در کاهش علایم، بهبود کیفیت زندگی و کاهش افکار خودکشی افراد مبتلا به افسردگی

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۹
هدف : این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن با درمان فعال سازی رفتاری در کاهش علایم، بهبود کیفیت زندگی و کاهش افکار خودکشی افراد افسرده صورت گرفت. روش : پژوهش حاضر با طرح تحلیل واریانس مختلط بین - درون گروهی اجرا شد. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ملایر بود. از بین 364 نفر ، 45 دانشجویی که در آزمون افسردگی بک نمره بالاتر از 20 داشتند انتخاب و در نهایت بر اساس مصاحبه بالینی ساختاریافته ( SCID )، 34 نفر که تشخیص دیس تایمیا داشتند، به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن و درمان فعال سازی رفتاری قرار گرفتند. گروه های آزمایش در هشت جلسه مداخله های درمانی دریافت کردند. اندازه گیری ها با استفاده از پرسشنامه افسردگی بک ( BDI-II ) و پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی ( WHO-QOL )، طی چهار مرحله پیش آزمون، ارزیابی هفته چهارم، پس آزمون و پیگیری دوماهه انجام شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته صورت گرفت. یافته ها : نتایج نشان داد هر دو مداخله شناخت درمانی مبتنی بر حضور ذهن و فعال سازی رفتاری در بهبود علایم افسردگی، کیفیت زندگی و افکار خودکشی به یک اندازه تغییر ایجاد می کند. به عبارتی اثر زمان (اثر درون گروهی) معنادار (05/0 p< ) بود، اما اثر بین گروهی معنادار مشاهده نشد. ن تیجه گیری : درمان شناختی مبتنی بر حضور ذهن و فعال سازی رفتاری برکیفیت زندگی و افکار خودکشی افراد مبتلا به افسردگی اثربخشی یکسانی دارد. /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal" mso-tstyle-rowband-size:0 mso-tstyle-colband-size:0 mso-style-noshow:yes mso-style-priority:99 mso-style-qformat:yes mso-style-parent:"" mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt mso-para-margin:0cm mso-para-margin-bottom:.0001pt mso-pagination:widow-orphan font-size:11.0pt font-family:"Calibri","sans-serif" mso-ascii-font-family:Calibri mso-ascii-theme-font:minor-latin mso-fareast-font-family:"Times New Roman" mso-fareast-theme-font:minor-fareast mso-hansi-font-family:Calibri mso-hansi-theme-font:minor-latin mso-bidi-font-family:Arial mso-bidi-theme-font:minor-bidi}
۱۴.

پیوند مادری و نشانه های آسیب پذیری مرتبط با خوردن: نقش واسطه ای باورهای اختلال خوردن و ناگویی خلقی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۲
هدف پژوهش حاضر آزمون یک مدل نظری رابطة غیرمستقیم بین پیوند مادری و آسیب پذیری مرتبط با خوردن از طریق دو متغیر میانجی ناگویی خلقی و باورهای اختلال خوردن بود. نمونه ای مشتمل بر 525 دانش آموز دبیرستانی و پیش دانشگاهی (215 دختر،210 پسر) از شهرستان های مرکزی استان مازندران به شیوة خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. شرکت کنندگان سیاهة اختلال خوردن (گارنر و دیگران، 1987)، مقیاس ناگویی خلقی (بگبی و دیگران، 1994)، پرسشنامة باور اختلال خوردن (کوپر و دیگران، 1997)، و ابزار پیوند مادری (پارکر و دیگران، 1979) را تکمیل کردند. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان دادند که پیوند مادری از طریق ناگویی خلقی با نشانه های آسیب پذیری مرتبط با خوردن رابطة غیرمستقیم منفی معنادار دارد. با این حال، رابطة پیوند مادری با آسیب پذیری مرتبط با خوردن از طریق متغیر میانجی باورهای اختلال خوردن معنادار نبود. برمبنای یافته های پژوهش حاضر، تحکیم پیوند مادری می تواند در پیشگیری اختلال خوردن نوجوانان نقش مهمی داشته باشد
۱۵.

معرفی سندرم ایمپاستر (بیماری افراد موفق)، نشانه‌ها، علل و پیامدها

کلید واژه ها: سندرم ایمپاستر بیماری افراد موفق

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۴۱ تعداد دانلود : ۱۶۴۳
سندرم ایمپاستر ویژه افراد موفق است. بسیاری از افراد توانمند و تیزهوش علی‌رغم قابلیت‌ها و موفقیت‌های روز افزون هیچ احساس مثبت درونی به توانمندی‌ها و قابلیت‌های خود ندارند بلکه معتقدند دیگران را به گونه‌ای فریب داده‌اند. به عبارت دیگر این سندرم را می‌توان به عنوان مجموعه‌ای از احساسات عدم کفایت تعریف کرد که از این باور نشات می‌گیرد که فرد ناشایست بوده و قابلیت انجام کار را ندارد. ایمپاسترها دارای علایم روان‌شناختی از قبیل اضطراب بالا و همیشگی، عزت‌نفس پایین تعارض بین حقارت و برتری، خودپنداره منفی، ترس از رو شدن دست، ترس از شناسایی شدن و ... دارند. پژوهش درباره سندرم ایمپاستر را برای اولین بار در سال 1978 دو درمانگر به نام‌های پائولین کلانس و سوزان آیمز آغاز کردند و پس از آن پژوهش‌های زیاد و مقالات فراوانی به شناخت این سندرم و نحوه مقابله با آن اختصاص داده شد.چهل سال پیش برخی از روان‌شناسان در دانشگاه جورجیا این سندرم را تشخیص دادند و به این نتیجه رسیدند که حدود 40 درصد جمعیت افراد دارای این سندرم هستند. هشت گروه بیشتر از بقیه مردم در معرض خطر مبتلا شدن به سندرم ایمپاستر هستند. این گروهها عبارت‌اند از: 1ـ افرادی که موفقیتشان سریع حاصل شده است 2ـ اولین افراد موفق شغلی در سابقه یک خانواده یا یک نسل 3ـ افرادی که والدینی بسیار موفق دارند 4ـ افرادی که در زمینه کاری خود تک هستند 5ـ افرادی که به مشاغلی مشغول‌ هستند که برای جنس آنها غیرمعمول است 6ـ افرادی که تنها کار می‌کنند. 7ـ افرادی که در زمینه‌های خلاق و ابتکاری فعالیت دارند. 8 ـ دانش‌آموزان. برای شناسایی سندرم ایمپاستر آزمونی ساخته شده و در بسیاری از کشورهای دنیا به اجرا در آمده است. همچنین برای مقابله با این سندرم راهکارهایی وجود دارد.
۱۶.

بررسی عملی بودن، اعتبار، روایی و هنجار یابی آزمون های APS، AAS و MAC-R به منظور شناسایی افراد در معرض و مستعد سوء مصرف مواد در بین دانش آموزان پسر مقطع متوسطه شهر تهران

کلید واژه ها: سوء مصرف مواد هنجاریابی آزمون سنجش اعتیاد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰۱ تعداد دانلود : ۹۵۴
رشد روز افزون مواد مخدر در جامعه و استفاده از ابزارهای مناسب برای تشخیص افرادی که سوء مصرف مواد دارند یا در معرض خطر سوءمصرف آن هستند، از نیازهای اساسی جامعه کنونی ایران به شمار می رود. هم اکنون تنها روش شناسایی افراد معتاد، استفاده از کیت های تشخیص مرفین در ادرار است که بر مدل پزشکی مبتنی است و فقط وجود مرفین را در ادرار نشان می دهد و نمی تواند روش مطمئنی برای شناسایی فرد معتاد باشد. دراین چارچوب، به نظر میرسد که استفاده از آزمون های روان شناختی برای شناسایی افراد در معرض خطر سوء مصرف مواد و تشخیص اعتیاد ضروری باشد. پژوهش حاضر نیز بر اساس این ضرورت و با هدف هنجار یابی و آماده سازی سه خرده مقیاس پذیرش اعتیاد(AAS)، استعداد اعتیاد(APS)و استعداد الکل یا می بارگی مک اندرو(MAC. R)، از فرم بلند آزمون چند وجهی شخصیتی مینه سوتا (MMPI-2) که برای بررسی سوء مصرف مواد طراحی شده و در قالب یک پرسشنامه 90 سؤالی است بر روی 1000 نفر از دانش آموزان پسر مقطع متوسطه تهران به روش نمونه گیری تصادفی منظم از 4 منطقه (3،5،7و 18) آموزش و پرورش شهر تهران و 200 نفر از داوطلبان ترک اعتیاد که از نظر سنی با دانش آموزان در یک گروه قرار داشتند، اجرا شد و سوالات زیر مورد بررسی قرار گرفت: 1-آیا آزمون سنجش اعتیاد برای شناسایی اعتیاد دانش آموزان مستعد و در معرض خطرسوء مصرف مواد از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است؟ 2-آیا مقیاس پذیرش اعتیاد یا AAS برای شناسایی دانش آموزانی که سوء مصرف مواد دارند از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است؟ 3- آیا مقیاس استعداد اعتیاد یا APS برای شناسایی دانش آموزانی که مستعد سوء مصرف مواد هستتند، از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است؟ 4- آیا مقیاس استعداد الکل یا MAC. R برای شناسایی دانش آموزانی که در معرض و مستعد سوء مصرف الکل هستند، از روایی و پایایی مطلوب برخوردار است؟ 5-آیا آزمون سنجش اعتیاد ازهنجار های کیفی و کمی مطلوبی برخوردار است ؟ نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که در هر سه مقیاس به طور معنیداری بین نمرات دو گروه معتادان و دانش آموزان تفاوت وجود دارد و هر سه مقیاس، توانایی تفکیک افراد معتاد را از افراد عادی دارند. پایایی آزمون با استفاده از روش آلفای کرانباخ (مجموعه خرده مقیاس های MAC. R، APS و AAS ) محاسبه شد که برابر با 5338/0 و از طریق روش دو نیمه کردن برابر با 5332/0 بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان