افسانه ناظری

افسانه ناظری

مدرک تحصیلی: استادیار دانشکده تجسمی دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۱ مورد.
۱.

بازنمایی جنسیت در نقاشی و عکاسی عهد ناصری بر اساس نظریه جان سارکوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۹
هنر تصویری دوره ناصری، آمیزه ای از سنت نقاشی مکتب اول قاجار و رویارویی با دستاوردهای مدرن غربی؛ از جمله رسانه جدید عکاسی است. در واقع، بنیان مفهومی هنر تصویری این دوران را می توان محصول برهم کنش نیروهای مختلفی دانست که مسئله بازنمایی و همچنین بازنمایی جنسیت را تحت تأثیر قرار می دهند. هر چند در نقاشی عهد ناصری بازنمایی پیکر آدمی و مفاهیم جنسیتی آن همچنان موضوع و دغدغه اساسی است، لیکن این بازنمایی ها تفاوت هایی بنیادین با دوره های قبل از خود پیدا می کنند. پرسش اصلی این پژوهش، کیفیت بازنمایی جنسیت در نقاشی و عکاسی دوره ناصری و تفاوت های ماهیتی این دو نظام بازنمایی در ارائه تصویر جنسیت از این دوره است. برای پاسخ به این پرسش، از روش توصیفی تحلیلی و همچنین تطبیق تاریخی استفاده شده و برای صورت بندی و تحلیل قابلیت ها و امکانات ویژه تصویر عکاسی در راستای بازنمایی متفاوت ترِ جنسیت نسبت به نقاشی، به نظریه هستی شناسی جان سارکوفسکی تکیه شده است. جامعه آماری مورد مطالعه، پیکرنگاری های درباری عهد فتحعلی شاه و مجموعه ای از نقاشی ها و عکس های دوره ناصرالدین شاه است که نمونه وار بوده و به شکل بارزی به بازنمایی جنسیت پرداخته اند. یافته های پژوهش نشان می دهند که عکاسی، نظامی متفاوت در بازنمایی جنسیت دوره ناصری پی می ریزد که تا پیش از آن در نقاشی ایرانی سابقه ای ندارد. دوربین عکاسی به واسطه مختصاتی همچون؛ درگیر بودن با "خود شیء"، "جزئیات"، "زمان"، "قاب" و "نقطه دید"، تصویری از جنسیت ارائه کرده که در تقابل با کلیشه های بازنمایی جنسیت در نقاشی، به جای آرمان گرایی بر گفتمانی واقع گرا استوار بود.
۲.

گونه شناسی موضوع و مضمون در نقاشی های لاجوردی اتاق ضلع غربی خانه اخوان حقیقی اصفهان، متعلق به دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۶۸
خانه «اخوان حقیقی» از جمله بناهای منسوب به دوره اول قاجاریه است که آرایه های معماری آن نیز با توجه به ویژگی های سبکی و مستندات تاریخی (کتیبه اتمام تزیینات بنا به تاریخ 1274ه. ق)، متعلق به دوره قاجار است. نقاشی های لاجوردی ریزنقش و کثیر (به تعداد 1358نقاشی) به کار رفته در بخش شاپرکی دیوارنگاره ها و مقرنس های سقف اتاق ضلع غربی این خانه (G) که مشابه آنها در سلسله منظره های ریزنقش روی سطوح هندسی مقرنس ها و قطاربندی ها ی سایر اتاق ها نیز به چشم می خورد از جمله نقاشی هایی هستند که علاوه برطراحی و فضاسازی، شیوه اجرا، به لحاظ مضمون و موضوع، در تضاد و تقابل با سایر نقاشی های سطوح متعدد همجوار به نظر می رسند. مضامین وطرح هایی که به نوعی حکایت از بستر فرهنگی و اقتضائات مطروحه عصر قاجار دارد. پژوهش حاضر با عطف به خلاءاطلاعاتی و با هدف مستندسازی، گونه شناسی، دسته بندی نقاشی های لاجوردی، توصیف و تبیین دقیق مضامین به کار رفته انجام و در راستای پاسخگویی به این پرسش بوده است که از حیث گونه شناسی، طرح ها، موضوعات و مضامین بکار رفته در این نقاشی ها کدامند ؟روش تحقیق توصیفی – تبیینی، نمونه گیری هدفمند و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و میدانی است، یافته های تحقیق مبین آنست که این نقاشی ها اساسا از نوع منظره می باشند که به سه گروه زیر تقسیم می شوند: 1-منظره با محوریت نقوش انسانی 2- منظره با محوریت نقوش حیوانی 3-  منظره با ترکیبی از نقوش انسانی، حیوانی و عمارت ضمن توجه به مضامین روزمره و عامیانه حکایت از ویژگی التقاطی نقاشی عصر قاجار و گرایشات نوین و طبیعت گرایانه هنر این دوره داشته وتکرار قابل ملاحظه برخی مضامین، مبین تاثیر شرایط فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، اعتقادی و آیینی عصر قاجار و همچنین برگرفته از برخی مضامین تاریخی، ادبی، خیالی و اسطوره ای ایرانی است.
۳.

تأثیر هنردرمانگری بیانگر بر تنظیم هیجان دانش آموزان مقطع دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۹۳
زمینه و هدف: هنردرمانگری کمک می کند که افراد با احساسات و هیجانات ناشناخته خود روبرو شده و در نتیجه به شناختی از خود دست یابند و توانایی غلبه بر مشکلات را در قالب روش های گوناگون، به دست آورند. تنظیم هیجان نقش کلیدی در سلامت روانی کودکان داشته و می تواند در موفقیت های آینده آنها تأثیرگذار باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هنردرمانگری بیانگر بر تنظیم هیجان دانش آموزان مقطع دبستان شهر اصفهان بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی در چهارچوب طرح پیش آزمون- پس آزمون بود. نمونه مورد مطالعه شامل 32 نفر از دانش آموزان پسر 9- 8 سال مقطع دوم دبستان شهر اصفهان در سال 1396 بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. سپس آزمودنی ها به صورت تصادفی در دو گروه گواه و آزمایش (هر گروه 16 دانش آموز) به تصادف جایدهی شدند. بسته هنردرمانگری بیانگر در 12 جلسه 90-60 دقیق ه ای بر روی گروه آزمایش اجرا شد؛ در حالی در طی این مدت، افراد گروه گواه هیچ برنامه مداخله ای دریافت نکردند. پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (2001) به عنوان ابزار مورد نظر جهت جمع آوری داده ها استفاده شد و در نهایت داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل کوواریانس، تحزیه و تحلیل شدند. یافته ها: براساس نتایج تحلیل داده ها، هنردرمانگری بیانگر بر تنظیم هیجان مثبت تأثیر داشته است؛ بدین معنا که بین نمرات تنظیم هیجان مراحل پیش آزمون و پس آزمون در گروه آزمایش با گروه گواه، تفاوت معناداری مشاهده شده است (4/72F=، 0/05>P). نتایج همچنین نشان داد که تأثیر هنردرمانگری بیانگر در زیرمقیاس های تنظیم هیجان مثبت بر مؤلفه پذیرش و تمرکز مجدد، مثبت معنادار بوده (8/39F=، 0/000≥P)، ولی تأثیر آن بر تنظیم هیجان منفی (0/10F=، 0/755≤P)، معنادار نبوده است. نتیجه گیری: هنردرمانگری بیانگر با استفاده از ویژگی های خودبیانگری، تخیل، مشارکت فعال، برقراری ارتباط بین ذهن و جسم، و همچنین با فعال و قوی کردن شبکه های قشری مغز، می تواند مهارت های تنظیم هیجان مثبت را افزایش دهد که همین توانایی در رویارویی کودکان با شرایط تنش آور و مدیریت رفتارشان، مفید است.
۴.

خوانش خودنگاره های رمبرانت براساس مفهوم شئ لاکانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۲۶
رمبرانت در خودنگاره های اولیه، با تمهیداتی، مخاطب را از دیدن به وضوح منع می کند. وجه تمایز این آثار را می توان نه در بخش های با وضوح به نمایش درآمده، بلکه در بازنمایی پرظرافت اطلاعات گمشده دانست. به عبارت دیگر، هنرمند، اصول و کیفیات بصری را در جهت عدم بازنمایی دقیق در اثر خود به کار می برد. در این راستا، شئ نیز به مثابه ابژه ای کلیدی در اندیشه لاکان، امر واقع را به عنوان ساحتی گریزنده از تصویر و نماد، در تلاقی ساحت های سه گانه جای می دهد. شئ از منظر لاکان، بعدی بازنمایی ناپذیر است که از قابلیت تصویر برای بازنمایی محض فراتر رفته و در شکاف حافظه و ادراک از طریق نابازنمایی پدیدار می شود. بر این اساس، گویی رمبرانت نیز در خودنگاره های دوره اول، پیرامون این بعد احاطه ناپذیر تلاش می کند. سؤال مطرح آن است که تمهیدات بصری رمبرانت در ارائه تصویری از خود بر اساس مفهوم شئ لاکانی، چگونه قابل خوانش هستند؟ چارچوب نظری و رویکرد تحقیق، بر مفهوم شئ در تشکل سوژه ژاک لاکان استوار است. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و تلاش بر این بوده تا با به کارگیری اصول روان کاوانه خوانش تصویر، به چگونگی تحقق خودنگاره رمبرانت مبتنی بر مفهوم شئ پرداخته شود. یافته ها نشان دادند که رمبرانت، تمهیدات بصری ویژه ای به کار می گیرد تا خود را از طریق ساختار طبیعی ادراک، صورت بندی کند. به عبارت دیگر، او ناپیدایی ضروری را به تصویر می کشد که در میدان ادراک رخ داده تا امکان دیدن فراهم شود و مهم تر آنکه این ناپیدایی را در شالوده تصویر خود جای می دهد. از این رو، شاید بتوان از منظر لاکان، خودنگاره های رمبرانت را به لحاظ مجسم ساختن این بعد ضرورتأ بازنمایی نشده که پیش شرط هر گونه بازنمایی است، شکلی از تبلور شئ در سوژه دانست.
۵.

مطالعه تطبیقی تصویرسازی و متن دو کتاب تعلیمات دینی چهارم ابتدایی سال های 1360 و 1394 با محوریت مفهوم خداشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۵۵ تعداد دانلود : ۲۰۷
هدف این مقاله بررسی این موضوع است که تصاویر درس های مربوط به کتاب تعلیمات دینی چهارم ابتدایی تا چه میزان در خدمت بیان مفاهیم مربوط به خداشناسی که در متن کتاب بیان شده، بوده و در این دو بازه زمانی این میزان چه تغییراتی داشته است. فایده این تحقیق آن است که ضعف ها و نواقص این تصویرسازی ها از منظر مطابقت با متن شناسایی و زمینه ای برای اصلاح و بهبود این تصاویر پیدا شود. فرضیه اصلی این است که تصویرگران توجه عمیق و موشکافانه ای به متن نداشته اند و غالباً براساس سلیقه های شخصی به تصویرسازی متون پرداخته اند.روش تحقیق تحلیلی تطبیقی است نمونه مورد مطالعه هشت درس مربوط به مفهوم خداشناسی از دوکتاب دینی چهارم ابتدائی درایران متعلق به سال های 1360 و1394 می باشد. جامعه آماری متخصصین حوزه تصویرسازی در دسترس  شامل پنجاه ودو نفر از استادان ، فارغ التحصیلان و ودانشجویان ارشد هنرهای تجسمی تهران و نیشابور هستند. فرآیند تحقیق بدین صورت بود که:بر اساس اسناد بالادستی وزارت آموزش وپرورش پرسش نامه ای تهیه گردید حاوی جدول مقایسه یازده شاخصه مشترک میان متن و تصویر و نظیر به نظیر میزان تبعیت تصاویر ازمحتوای متن و اهداف بالادستی مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد که تصویرسازی درس های خداشناسی کتاب دینی چهارم دبستان در مجموع 46 درصد با متن مطابقت داشته اند که این عدد برای سال 1360، 49 درصد و برای سال 1394، 41 درصد بوده است و بیانگر این است که توجه تصویرگران به متن به ویژه مضامین محتوایی آن کافی نیست و آنها مفهوم خداشناسی نهفته در متن را به خوبی با تصویر بیان نکرده اند که هدف اصلی درس می باشد.
۶.

مطالعه تأثیر آموزش نقاشی بر هوش تجسمی- فضایی کودکان پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۴۰
امروزه یکی از رویکردهای نوین آموزشی در نظام تعلیم و تربیت، آموزش بر مبنای نظریه هوش های چندگانه هوارد گاردنر بوده که مبتنی بر توجه به جنبه های گوناگون هوش افراد است. یکی از انواع هوش ها، هوش تجسمی- فضایی است که ارتباط مستقیمی با توانایی درک درست از جهان به صورت بصری دارد. به کارگیری روش های مناسب آموزشی جهت تقویت هوش تجسمی- فضایی، ضمن افزایش توجه، تقویت سطح ادراک بصری، حافظه و هدفمندسازی فعالیت های هنری کودک، می تواند در ارتقای سطح یادگیری وی مؤثر باشد. پژوهش حاضر با هدف طراحی و ارزیابی روش های آموزش نقاشی مبتنی بر نظریه هوارد گاردنر، در جهت افزایش هوش تجسمی- فضایی کودکان پیش دبستانی شکل گرفت. این پژوهش، از نوع پژوهش های کاربردی بوده و از نظر روش، شبه آزمایشی با گروه های گواه و آزمون است. آزمودنی های پژوهش، شامل 36 نفر (دو گروه هجده نفری) از دانش آموزان دختر پیش دبستانی های عترت و خجستگان از ناحیه چهار اصفهان در سال تحصیلی 93-92 بوده که به روش تصادفی انتخاب شدند. هر 36 دانش آموز، مورد آزمون هوشی ریون کودکان به صورت پیش آزمون و پس آزمون قرار گرفتند. در گروه آزمون، آموزش نقاشی بر اساس مؤلفه های هوش تجسمی- فضایی طی پانزده جلسه انجام شد. داده ها با آزمون کوواریانس تحلیل شده و نشان دادند که آموزش نقاشی به کودکان بر طبق شاخصه های هوش تجسمی- فضایی، در افزایش این هوش در کودکان تأثیر داشته است (005/0>P). یافته های کمی، میزان این تأثیرپذیری را 21% نشان دادند. همچنین لازم به ذکر است که تحلیل های کیفی نیز مؤید نتایج تحلیل های کمی بودند. با ذکر این نتیجه، فرضیه پژوهش مبتنی بر افزایش هوش تجسمی-فضایی از طریق آموزش نقاشی به کودکان پیش دبستانی، تأیید شد.
۷.

استفاده از تکنیک مهندسی کانسی در مطالعه تطبیقی تأثیرات احساسی طراحی​های برندهای برتر طلا و جواهر بر دانشجویان دختر ایرانی؛ (مطالعه موردی: طراحی های سال 2017 برندهای تیفانی اند کو و کارتیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۳۷
امروزه طراحی، یکی از مهم ترین علل موفقیت و تمایز یک برند طلا و جواهر است. هر برند با توجه به شخصیت تعریف شده خود بین مشتریان، به طراحی محصولات هدفمند و منحصر به فرد پرداخته و با تکیه بر عوامل مؤثر و کلیدی؛ از جمله انگیزش احساسات، موفق به جذب و تثبیت مخاطب شده است. با در نظر گرفتن اهمیت طراحی و نیز بهره گیری از تجارب برندهای برتر در این حوزه مشخص، طراحی های سال 2017 دو برند تیفانی اند کو و کارتیه با ویژگی های در خور توجه و در عین حال متمایز از یکدیگر، جهت مطالعه انتخاب شدند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی تطبیقی تأثیرات احساسی طراحی های این دو برند بر دانشجویان دختر ایرانی بوده؛ به شکلی که علاوه بر مطالعه ویژگی های بصری و مفاهیم کیفی طرح ها، شخصیت طراحی برندهای فوق، تبیین و تحلیل شده و اثربخشی این دو مجموعه بر احساسات مخاطب مورد نظر، مورد سنجش قرار گرفته است. پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به این سؤالات است که طراحی های دو برند تیفانی اند کو و کارتیه در سال 2017، در چه مواردی با یکدیگر اختلاف معنایی داشته و چه ادراک و احساساتی را در دانشجویان دختر ایرانی برانگیخته و چگونه چنین تأثیرات احساسی را از طریق طراحی، به مخاطب منتقل نموده اند؟ در این راستا، با استفاده از روش مهندسی کانسی و انتخاب 24 زوج سنجه که بیان کننده احساسات و ویژگی های مختلف در ارتباط با طراحی طلا و جواهر هستند، ساختار و محتوای پرسش نامه به شیوه افتراق معنایی شکل گرفت و بین 100 نفر از دختران دانشجوی هنر، با میانگین سنی 18 تا 30 سال، توزیع شد. یافته های حاصل نشان دادند که شخصیت طراحی های برند تیفانی اندکو در سال2017 از دید مخاطب مورد آزمون، جوان پسند، به روز، پیشرو و در عین حال غیرقابل اعتماد بوده و در تضاد با آن، طراحی های برند کارتیه، شخصیتی کلاسیک، گذشته گرا، به نوعی سنتی و در عین حال اصیل و قابل اعتماد دارند.
۸.

تحلیل مضمون عاشقانه چند نگاره از رضا عباسی با تأکید بر اثر « بانوی خیال پرداز» بر مبنای آرای صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۴۸ تعداد دانلود : ۵۳۳
     مضامین عاشقانه در نگارگری به اشعار عاشقانه و شاعرانه فارسی به قبل از مکتب اصفهان بر می گردد.آثاررضا عباسی از جمله مضامین عاشقانه و تغزلی، سبک جدیدی را در طراحی و نقاشی ایرانی ابداع کرد.پیوند درونی اجزاء مختلف آثار تغزلی رضا با ترکیب بندی جدید و نه همچون آثار گذشته ولی با دوری از پرسپکتیو و سایه روشن و هماهنگ با فلسفه جدید صدرالمتألهین، فرهنگ و هنر روزگار عصر شاه عباس اول صفوی را به زیبایی تمام نشان می دهد.  آثار رضا با مضامین مختلف عاشقانه، عرفانی، حماسی و اجتماعی هستند؛ که از میان آثار او   به تحلیل چند نگاره از این هنرمند با مضامین عاشقانه و تطبیق آنها با آراء صدرالمتألهین پرداخته می شود . رضا نقش مایه ها و موضوعات شاخص عاشقانه و عرفانی در جهان پیرامون راکه در لایه های پنهان آثارش موجو د است، به طور رمزگونه نمایان می سازد. عشق عفیف در آراء ملاصدرا، که در بعضی از آثار رضا، مطابق های تصویری آن را می توان یافت، از مشاهده شروع و به تمثیل و تمثل منتهی می شود که این خود سرآغاز دیگری است و در انتها به اتهاد عاشق و معشوق و یکی شدن با خداوند و وحدت وجود ختم می شود. هدف از پژوهش حاضر دستیابی به مبانی پنهان و آشکار عاشقانه نهفته در آثار رضا عباسی، هنرمنددربار شاه عباس و تطبیق و مقایسه آن ها با مؤلفه های فکری صدرالمتألهین در باب عشق است. از این روی، ابتدا آراء صدرا در زمینه عشق بیان می شود و در ادامه چند نمونه از آثار رضا عباسی که از نظر مضمون، تغزلی هستند و به نظر می رسد با آراء صدرا در زمینه عشق هماهنگ هستند، مورد تحلیل قرار خواهد گرفت. بدین ترتیب، در تحقیق حاضر با روش جمع آوری اطلاعات و داده ها به صورت کتابخانه ای از کتاب های موجود و اسناد تصویری موزه ها و بررسی داده ها، به شیوه تحلیلی، تطبیقی، یافته هایی که به دست آمد مبین آن است که اکثر آثار تغزلی رضا عباسی با مؤلفه های فکری ملاصدرا در باب عشق ارتباط دارند.
۹.

مطالعه تناسبات، ساختار و نقشمایه های محراب مسجد جامع هفتشویه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۶۲ تعداد دانلود : ۱۱۲۹
تزیینات گچ بری محراب هفتشویه با توجه به طرح و فرم، در ردیف محراب های شاخص دوره ایلخانی قرار دارد. اکثر بررسی های صورت گرفته به توصیف کلی این محراب، تاریخ اجرا و یا محدوده تاریخی آن پرداخته و کمتر به نقشمایه های تزیینی، نسبت های طلایی و ساختار و روابط هندسی در به کارگیری آنها، توجه کرده اند. سؤال هایی که برای دستیابی به هدف می توان مطرح کرد عبارتند از: «انواع نقشمایه های به کارگرفته شده در این محراب کدامند؟ این محراب و نقشمایه های آن، بر اساس چه ساختار و تناسباتی طراحی و اجرا شده است؟». در این نوشتار تلاش بر آن بوده تا با روش توصیفی تحلیلی، محراب مسجد جامع هفتشویه از لحاظ نقشمایه های گیاهی و هندسی، نسبت های طلایی و ساختار و روابط هندسی توصیف و تحلیل شود. یافته های به دست آمده از این پژوهش، بیانگر آن است که طرح ها و نقشمایه های گچ بری شده، با ضخامت، برجستگی و پیچیدگی اجراء شده اند. در این محراب از انواع اسلیمی ها مانند دهان اژدری، خرطومی، اسلیمی های قاب بند و گردش های اسلیمی بسیار استفاده شده است. فرم کلی محراب و هم اکثر نقشمایه ها دارای ساختار و روابط هندسی ویژه و بر پایه نسبت های طلایی می باشد. ارتفاع بلند، جزو شاخصه های این محراب است. نقشمایه های این محراب از جهت ارزش های بصری و زیباشناختی، شیوه طراحی و اسلوب منحصربه فرد بوده است.
۱۰.

روش های چندگانه هدفمند نقاشی در جهت بهبود توجه کودکان بر مبنای بازی های رایانه ای دیددرمانی و آرای گریفیتس(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۵۱ تعداد دانلود : ۱۰۴۹
امروزه دیددرمانی در حوزه درمان نقص توجه/ بیش فعالی با تمرین های ویژه در جهت بهبود توانایی مغز در کنترل همگرایی چشم، تمرکز چشمی، حرکات چشم موثر عمل می نماید. این شیوه درمانی بیشتر با استفاده از برنامه های رایانه ای اجرا می شود بدین صورت که ترکیب خاصی از محرک های دیداری را در الگوهای ویژه ارائه می کند . هدف از این پژوهش بررسی شیوه های نقاشی درمانی مبتنی بر بازی های رایانه ای طراحی شده در جهت اهداف دیددرمانی بوده است. پژوهش حاضر با رویکرد روانشناسی شناختی- رفتاری و هنردرمانی گروهی موضوع محور، صورت گرفته است. نتایج پژوهش، تاثیر شیوه های نقاشی درمانی مبتنی بر تداوم و تغییر توجه در طی مراحل چندگانه هدفمند، که براساس اهداف دیددرمانی طراحی شده اند؛ را نشان می دهد. شیوه مذکور از طریق افزایش هماهنگی چشم و دست، افزایش درک تناسبات و دقت در جزئیات، افزایش تعقیب و تمرکز چشمی و جلوگیری از جابه جایی زیاد چشم افزایش تمرکز چشمی و در نتیجه بهبود نقص توجه کودک را منجر می شود.
۱۱.

اسطوره و ابرقهرمان سازی سینمایی مدرن از منظر مطالعات فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۴۹
ابرقهرمانان سینمایی را می​توان پدیده های فرهنگی و اسطوره ای مدرن قلمداد نمود که مانند اسطوره​های فرهنگ​های باستان، توابع و مفاهیم مختلف فلسفی را در چندلایگی خویش جای داده​اند. اشکال متنوع ژانر ابرقهرمان، بخش مهمی از محیط و فرهنگ رسانه​ای را شکل داده است. هدف از تحقیق پاسخ به این سئوال است که چگونه اسطوره​های مدرن سینمایی، اهداف متنوع ایدئولوژیک از منظر مطالعات فرهنگی را محقق می​سازند؟ مطالعات فرهنگی در صدد تحلیل شرایطی است که منجر به تولید و تعیین نقش نیروهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و هم​چنین ساختارهای قدرت است. در چارچوب مطالعات فرهنگی به دلیل تعاریف نوآورانه رولان بارت از اسطوره، به نشانه​شناسی فرهنگی وی استناد شده است. نتایج حاصل نشان داد که ابرقهرمان خود به عنوان استعاره​ای از جهان واقعی به​سادگی قادر است به تجسم معناهای استعاری بی​شماری بینجامد؛ چراکه فیلم را به عرصه کشمکش تناقض​ها و تجسم معانی فرهنگی، رسوم اجتماعی و تصورات سیاسی مبدل می​سازد. هدف اسطوره​سازی مدرن فراتر از مصرف​گرایی، درصدد دستیابی به جامعه​ای همگن با سبک زندگی لیبرال است. هم​چنین روایت قهرمان سازی در سینما، بویژه سینمای هالیوود در خدمت ایجاد مفهوم مرکزی ایدئولوژیک سرمایه​داری امریکا است که براساس تطابق با هنجارهای رایج به انتقال مفاهیم و تجسم معانی فرهنگی می پردازد و اهدافی مانند امنیت ملی، جنگ سرد، تغییر نقش های جنسیتی، کلیشه های نژادی و مسائل زیست محیطی را مدنظر قرار می​دهد.
۱۲.

معناداری وقایع زندگی از دیدگاه قرآن و روان شناسی وحدت مدار: مبنایی برای طراحی تمرین های هنری مؤثر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۰۹ تعداد دانلود : ۴۲۲
درک و شناسایی معناداری وقایع زندگی، یکی از اساسی ترین موضوعات در کیفیت و تحول مثبت زندگی انسان است و همواره در سلامت روانی و رضایت مندی او از زندگی نقش مهمی داشته است. این پژوهش بر آن است تا با بررسی معناداری وقایع زندگی در قرآن و روان شناسی وحدت مدار، به ساختاری مفهومی برسد تا بر اساس آن، تمرین ها و برنامه های هنری مؤثر برای استفاده در مداخلات روان شناختی طراحی شود؛ بنابراین، با بررسی مسئله معناداری وقایع زندگی در قرآن و روان شناسی وحدت مدار، مفهوم نگرش وحدانی در تجربه ها و رخدادهای زندگی استنباط شد که به منظور عینی سازی، ملموس کردن و انطباق بهتر با رویدادهای زندگی، به ترتیب، سه شاخص شناخت و پذیرش وحدت مدار وقایع زندگی، پیوستگی کثرت های متضاد و معنابخشیدن به کثرت های زندگی از آن استخراج شد و هریک مبنای طراحی تمرین هایی هنری قرار گرفت تا با استفاده از هنر وحدت مدار، وقایع زندگی معنادار شوند و با از بین بردن بار منفی برخی وقایع، نقش مثبت آنها در رشد و تعادل زندگی جستجو شوند؛ به طوری که فرد باروایت وحدانی زندگی خویش و با انجام تمرین های هنری وحدت مدار، منطبق با مفاهیم استخراج شده، به همراه تفسیر آن با دیدگاه قرآنی و روان شناسی وحدت مدار، به خوبی هر آنچه از وقایع زندگی برداشت کرده است ، شرح و با مثال های زندگی خود انطباق دهد.
۱۳.

کاربرد قوانین ادراک دیداری گشتالت در طراحی گرافیک بیلبوردهای تبلیغاتی نمونه موردی : بیلبوردهای تجاری تهران در سال(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۷۴ تعداد دانلود : ۳۵۳۶
بیان مسئله : نظریه گشتالت از جمله نظریه های تأثیرگذار در قرن بیستم در حوزه هنرهای تجسمی است که فرآیند ادراک بصری را به نوعی معطوف به رویت یکپارچه و تمامیت اثر هنری کرده؛ قوانین ویژه ادراک دیداری را طرح می افکند 1 ؛ بنا به هم راستایی هدف ارتباط بصری و اثربخشی ماندگار بر ذهن مخاطب، کاربرد این اصول در طراحی گرافیک، ب هویژه بیلبوردهای تبلیغاتی تجاری ضروری می نماید. از طرفی در سا لهای اخیر با آمار قابل توجه طراحی بیلبورد در شهر تهران مواجه هستیم؛ که ظاهراً هدفی جز اثربخشی ماندگار در ذهن مخاطب ندارند. در این راستا با هدف مطالعه ویژگی ها و کیفیات بصری، نحوه و چگونگی کاربرد قوانین ادراک دیداری گشتالت در طراحی گرافیک بیلبوردهای تبلیغاتی تهران، این پرسش مطرح می شود که به چه میزان قوانین ادراک دیداری گشتالت در نوشت هها و تصاویر گرافیکی بیلبوردهای تجاری تهران به کار رفته است؟ سؤالات فرعی دیگری برای پاسخگویی به این پرسش مطرح می شود: اصول طراحی گرافیک تصاویر و بیلبوردهای تبلیغاتی کدامند؟ و روابط قوانین گشتالت با این اصول چگونه است؟ ضرورت و اهمیت رعایت قوانین مربوطه در طراحی گرافیک بیلبوردها چیست؟ ● روش تحقیق : به منظور تحلیل نمونه های موردی از روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از قوانین گشتالت بهر هگیری شد. روش پژوهش آزمون نظریه است که بر 150 نمونه از بیلبوردهای تجاری سطح شهر تهران در سال 1394 صورت پذیرفت. روش گردآوری مطالب با استفاده از منابع مکتوب و پایگاه داده های علمی، تحلیل و تطبیق مباحث با روش دلفی انجام گرفت. یافته های تحقیق مبین آن است که؛ در طراحی نوشته ها و تصاویر بیلبوردهای تهران، هر یک از قوانین به میزانی به کار رفته است. مهمترین اصول و کیفیات بصری در طراحی گرافیک بیلبوردهای تبلیغاتی با ضریب همبستگی درونی، آلفای کرونباخ 796 / 0، مطابق با هویت بصری و تعریف قوانین ادراک دیداری گشتالت و اصول طراحی گرافیک، در یک دسته از قوانین گشتالت جای دارد که می توان به ارتباط متعامل و دوسویه این دو پ یبرد و در هر قانون از برخی اصول طراحی و بالعکس بهره گرفت
۱۴.

مطالعه تطبیقی فرم نقشمایه های چهار محراب دوره ایلخانی در استان اصفهان (اولجایتو، مقبره پیربکران، مسجدجامع اشترجان، مسجدجامع هفتشویه)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۵۲
نقشمایه های گچ بری شده محراب های دوره ایلخانی، شاهکاری در طراحی و اجرا هستند. در این پژوهش، در راستای رسیدن به هدف، با روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی، چهار محراب در دوره ایلخانی که عبارتند از محراب اولجایتو، محراب مقبره پیربکران، محراب مسجدجامع اشترجان و محراب مسجدجامع هفتشویه، از لحاظ نقشمایه های گیاهی و هندسی، نسبت ها، ساختار و روابط هندسی توصیف، تحلیل و مقایسه و نقشمایه های گچ بری دوره ایلخانی شناسایی شده اند. پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به این سوال ها است که انواع نقشمایه های به کاررفته در این محراب ها کدامند و ارزش های بصری و زیبایی شناختی نقشمایه های این محراب ها چیست و کدام نقشمایه در این محراب ها بیشتر به کارگرفته شده است و چه شباهت ها و تفاوت هایی بین نقشمایه های این چهار محراب وجود دارد؟ اکثر بررسی های صورت گرفته تنها به توصیف کلی این آثار و تاریخ اجرا و یا محدوده تاریخی آنها پرداخته و به نقشمایه های تزیینی، نسبت های طلایی و ساختار و روابط هندسی در به کارگیری آنها توجه نکرده اند. بررسی تطبیقی، وجوه افتراق و اشتراک نقشمایه های به کاررفته شده در این دوره را آشکار می کند و ویژگی های نقشمایه ها را نشان می دهد. به طور خلاصه نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که هم فرم کلی محراب و هم اکثر نقشمایه ها در چهار محراب دارای ساختار و روابط هندسی ویژه و بر پایه نسبت های طلایی طراحی شده اند. نقشمایه های گچ بری شده محراب های مذکور با ضخامت و برجستگی زیاد و پیچیده اجراء شده اند با این تفاوت که نقشمایه های محراب اولجایتو دارای برجستگی کمتر و ظرافت بیشتر است. در این محراب ها از انواع اسلیمی ها مانند خرطومی، دهانه اژدری، اسلیمی های قاب بند و گردش های حلزونی بسیار استفاده شده است. تکرار و تقارن باعث ایجاد ریتم، حرکت و هماهنگی نقشمایه ها گردیده است. با کنار هم قرار دادن نقشمایه های محراب های مذکور به خوبی روند تحول و تکامل تدریجی آن ها از یک طرح ساده اولیه به طرح های پیچیده تر را نشان می دهد.
۱۵.

ارزیابی عوامل مؤثر بر کاربرد بیلبوردهای تجاری توسط شرکت های تبلیغاتی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۳۰
براساس مطالعات انجام شده درباره بیلبوردهای تجاری، عوامل مؤثر در استقبال شرکت های تبلیغاتی از بیلبورد بدین قرار است: نوع فعالیت شرکت تجاری، میزان اندازه شرکت، ادراک شرکت ها نسبت به تبلیغات و اثربخشی آنها، فعالیت رقبا و صنعت، توان مالی شرکت، ادراک شرکت ها نسبت به رسانه بیلبورد و منافع آن، نوع فعالیت بازاریابی شرکت تبلیغاتی و میزان ریسک پذیری آن و پاسخ محسوس نسبت به بیلبورد، قیمت رسانه، نوشته ها و جذابیت بصری، حضور محلی، کارآیی رسانه، قوانین محدودکننده، پراکندگی جغرافیایی، قابلیت مشاهده، هزینه و نوع بیلبورد. این تحقیق درپی پاسخ به این سؤال است که کدام یک از این عوامل بیشترین تأثیر را بر انتخاب و به کارگیری بیلبورد در تبلیغات تجاری شهر اصفهان دارد؟ هدف از سنجش عوامل مذکور این است که بتوان راهکارهایی برای افزایش مناسب کاربرد بیلبورد در تبلیغات تجاری ارائه داد. این تحقیق از نوع کمّی و با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری به صورت سرشماری، 76 متخصص است که در 35 شرکت تبلیغاتی اصفهان مشغول به کارند. ابزار اصلی جمع آوری داده های تحقیق، پرسش نامه است. پرسش نامه تحقیق پس از سنجش روایی و پایایی آن دراختیار دست اندرکاران تبلیغات قرار گرفت و 60 پرسش نامه برگشت داده شد. داده های به دست آمده از پرسش نامه با استفاده از آمار توصیفی در نرم افزار spss تجزیه و تحلیل گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد که در میان این سه عامل، عمده ترین عوامل مؤثر مربوط به قابلیت های بیلبورد با میانگین 55 است که جذابیت بصری آن، میانگین 03/4 دارد. بنابراین طراحان گرافیک شرکت های تبلیغاتی نقش مؤثری در کارآیی این رسانه تبلیغاتی دارند که با تکیه بر طرح های بصریِ جذاب خلاقانه در بیلبوردها می توانند کاربرد بیلبوردها را در تبلیغات تجاری ارتقا دهند.
۱۶.

مطالعه ارزش های زیبایی شناختی نقش مایه های تزیینی سردر ورودی شمالی مسجد جامع اشترجان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۲۷ تعداد دانلود : ۱۳۷
مساجد مکانی برای حضور معنوی اقشار مختلف جامعه است که با نقشمایه های متنوع مزین شده است. مسجد جامع اشترجان، یکی از زیباترین مساجد دوره ایلخانی است که از لحاظ سردر ورودی، محراب و نقشمایه هایی که در این مسجد به کار رفته، دارای اهمیت است و قابلیت بررسی و پژوهش های بسیاری را دارد. این مسجد از ویژگی های زیبایی شناختی برخوردار است و ارزش های بصری خاصی دارد. در این پژوهش، با هدف بررسی سردر مسجدجامع اشترجان از لحاظ نقشمایه ها، به معرفی و مطالعه آنها پرداخته شده است. پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به چیستی و چگونگی ارزش های بصری و زیبایی شناختی سردر ورودیمسجدجامع اشترجان و نقشمایه های به کار رفته در آن است که به روش توصیفی- تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفتند. روش یافته اندوزی به صورت کتابخانه ای، همچنین تمامی اطلاعات و داده ها مبتنی بر مطالعات نظری و مشاهدات عینی (میدانی) می باشد. بر اساس داده های حاصل از بررسی های انجام شده مشخص گردید که طرح ها و نقشمایه های سردر ورودی شمالی که هم با گچ، آجر و کاشی اجرا شده است، اعم از گیاهی، هندسی و خط نگاره هستند. تضادی بین دیوارهای ساده و بدون نقشمایه مسجد و سردر مملو از نقشمایه وجود دارد که تامل برانگیز است. در این مسجد از انواع گره چینی ها و اسلیمی ها بسیار استفاده شده است. تقارن در سردر مسجد از لحاظ فرم و تقسیمات وجود دارد ولی در به کارگیری نقشمایه ها قرینه در بی قرینگی دیده می شود.
۱۷.

خوانش کمال الدین بهزاد از داستان براساس الگوی تعلیم «سعدی و جوان کاشغری» و تربیت عرفانی نورالدین عبدالرحمن جامی(مقاله علمی وزارت علوم)

۱۸.

رابطه بین تداعی های تصویری از یک قطعه مقوایی ثابت بی هدف با درون گرایی - برون گرایی و میزان خلاقیت گروهی از هنرمندان تجسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۲۶
تداعیِ تصویری ذهنی از فرمی مبهم و بی شکل، ممکن است برای هر شخصی اتفاق افتد اما تبدیل آن به فرمی عینی به صورت رسامی در حیطه توانایی های یک هنرمند است. در این پژوهش رابطه بین تداعی های تصویری ترسیم شده از یک قطعه مقوایی بی هدف به عنوان الگو توسط هنرمندان، با نوع شخصیت و میزان خلاقیت آنها بررسی می شود. نمونه پژوهش شامل 80 هنرمند در مقاطع تحصیلی کارشناسی، ارشد و دکترای دانشگاه هنر اصفهان و انجمن هنرمندان نقاش اصفهان بوده است که به صورت نمونه گیری تصادفی دردسترس، انتخاب شده اند. به افراد، یک قطعه سفید مقوایی با فرمی بی هدف و یکسان داده شده و از آنان خواسته شد تصویر تداعی شده در ذهن خود را روی آن ترسیم کنند. سپس، به سؤالات یک پرسش نامه محقق ساخته به همراه آزمون شخصیت بزرگسال آیزنگ و آزمون خلاقیت عابدی پاسخ دهند. این پژوهش، از نوع کمّی با روش همبستگی (رابطه ای) است که داده های آن با روش های آماری- توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزار spss تجزیه و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که بین ابعاد شخصیتی و خلاقیت افراد با تداعی تصویری رابطه معنی داری وجود دارد. بدین گونه که افراد دارای خلاقیت بالا از حساسیت های شخصیتی بیشتری برخوردار بوده و نسبت به افرادی با خلاقیت کمتر برون گراتر هستند. همچنین نتایج نشان داد که بین مضامین مختلف حاصل از تداعی های تصویری افراد از قطعه مقوایی فقط تجسم چهره کلاه به سر با فرم قطعه رابطه معنی داری دارد. به طوری که افراد خلاق تر، بیشتر موضوعات متفرقه و متفاوت را ترسیم کردند و افراد کمتر خلاق به ترسیم موضوع چهره کلاه به سر، بیشتر تمایل داشتند. همچنین، افراد برون گرا بیشترین تعداد را بین آزمون گران داشتند. بیشترین تفاوت برون گراها و درون گراها در تداعی و ترسیم موضوع چهره کلاه به سر بود که تعداد برون گراها بیشتر بود. بین احساس حرکت و تداعی های تصویری مختلف نیز رابطه معنی دار وجود داشته و احتمالاً ناشی حالت یا فرمی است که قطعه داشته است. پس می توان گفت بین ابعاد شخصیتی (درون گرایی- برون گرایی) و خلاقیت با تداعی های تصویری بین هنرمندان، رابطه معنی داری وجود دارد.
۱۹.

ریخت شناسی نگاره سماع صوفیان منسوب به بهزاد

تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۵۵
عالم نگارگری های ایرانی، پر از رمزها و شگفتی هاست و نمی توان تنها با حواس ظاهری آن را شناخت بلکه باید چشم باطن بیدار باشد تا درک آن به خوبی امکان پذیرد. بنابراین نقاشی ایرانی علاوه بر صورت های ظاهری و مادی که در صفحه نقش بسته، دارای عالمی معنوی و روحانی است که در فضای نگاره قابل درک است. در این مقاله سعی بر آن است تا با هدف بررسی نگاره سماع صوفیان منسوب به بهزاد، از لحاظ ساختار و روابط فرم ها و رنگ ها، بتوان تا حدودی به شیوه درک عالم آثار بهزاد پی برد. پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به چیستی و چگونگی ارزش های بصری و زیبایی شناختی نگاره سماع صوفیان، که به روش توصیفی- تحلیلی مورد مطالعه قرار گرفته است. روش یافته اندوزی به صورت کتابخانه ای، همچنین تمامی اطلاعات و داده ها مبتنی بر مطالعات نظری و مشاهدات عینی (میدانی) می باشد. بر اساس داده های حاصل از بررسی های انجام شده در این نگاره می توان اینگونه استنباط کرد که هنرمند، خود را مقید به تقلید صرف از طبیعت ندانسته است، بلکه در عالم خیال و تصورات ذهنی به عالمی غیر از جهان ماده توجه داشته است. ساختار و روابط بین فرم ها، از ساختاری دقیق و هندسی که پایه و اساس آن دایره است، تبعیت می کنند و کل اجزای نگاره دارای وحدت و انسجام هستند. رنگ های به کار رفته در این اثر اغلب از نوع خاکستری آبی است. آبی، یکی از رنگ های عرفانی است چرا که به آبی آسمان و آسمانی بودن اشاره دارد. در یک نگاه کلی بر اساس رنگ های به کاررفته در این تصویر می توان گفت که این اثر، سرشار از لطایف و مضامین عرفانی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان