مطالعات راهبردی

نقد کتاب جامعه شناسی نخبه کشی

دریافت فایل ارجاع: RIS (پژوهیار، EndNote ، ProCite ، Reference Manager) | BibTex

چکیده

متن

جامعه‏شناسی نخبه‏کشی تألیف آقای علی‏رضا قلی ( تهران، نی، 1377، 240 صفحه رقعی)؛ عنوان پرشمارگان ترین کتاب در حوزه مطالعات سیاسی در سال 1377می‏باشد. این کتاب در فاصله زمانی‏ای کمتر از چهارماه توانست به چاپ نهم خود برسد و این مطلب حکایت ازجذابیت محتوایی اثر دارد که در چاپ و نشر ایران کمتر مشابه آن دیده می‏شود.
در همین زمینه، دفتر همایشهای پژوهشکده مطالعات راهبردی اقدام به برگزاری جلسه نقد و بررسی درباره اثر حاضر کرده است که ضمن معرفی اجمالی کتاب، دیدگاهی انتقادی را عرضه می‏دارند. در مجموع نکات اصلاحی نقد حاضر می‏تواند در روشن شدن زوایای ریز و تاریک بحث کارگر افتد و از کاستیهای علمی - تحقیقاتی آن بکاهد. ضمن تشکر از جناب دکتر افتخاری و آقای زنجانی برای شرکت در جلسه نقد جامعه‏شناسی نخبه‏کشی، در ادامه مهمترین محورهای این گفتگو می‏آید.
فصلنامه: نخست از جناب دکتر افتخاری تقاضا می‏کنیم، به‏طور اجمالی با بیان مدعیات مؤلف در این کتاب، بفرمایند که اصولا اثر حاضر از چه جذابیتهایی برخوردار است.
دکتر افتخاری: جامعه شناسی نخبه‏کشی تحلیلی جامعه‏شناسانه از برخی ریشه‏های تاریخی استبداد و عقب‏ماندگی در ایران، بیان می‏دارد و برای این منظور نویسنده به تحلیل شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی زمان قائم‏مقام، امیرکبیر و مصدق می‏پردازد. هدف اصلی مؤلف آن است که نشان دهد حیات جمعی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایرانیان، از حیث ساختاری به گونه‏ای بود که در نهایت به نخبه‏کشی منجر می‏شد و از این‏رو طرح عناصر منفردی همچون امیرکبیر در تاریخ ایران اگرچه مؤثر بوده ولی عملا ره به جایی نبرده است؛ چرا که این ساختار اساسا توان تحمل اصلاحات آنها را نداشته و بدین‏خاطر مشاهده می‏شود که در اندک زمانی آنها را از سریر قدرت و تصدی زمام اصلاحات کشور به پایین می‏کشد. در این میان نگرش تک عاملی به تاریخ تحولات ایران و این که اگر امیرکبیر زنده می‏بود احتمالا چه تحولاتی رخ می‏داد و ما به کدامین سوی می‏رفتیم، نگرشی باطل و ابتر است و ما باید به تحلیل ساختار کلی جامعه ایرانی همت گماریم و ریشه‏های فرهنگی را بیش از پیش به توجه درآوریم.
کتاب از مقدمه و چهار فصل تشکیل شده است. فصل اول به بررسی ویژگی فرهنگ اقتصادی ایران اختصاص دارد و مؤلف با سیری اجمالی در تاریخ ایران از دوره مغول تا قرن نوزدهم، درمی‏یابد که فرهنگ اقتصادی پانصد ساله اخیر ایران، ویژگیهای خاصی دارد که کم و بیش ثابت مانده است: وابستگی، مصرف‏زدگی و تسلیم تکنولوژی مدرن شدن. همین ویژگیها متأسفانه در فرهنگ سیاسی نیز دیده می‏شود که شکل‏دهنده بنیان اصلی رفتار و ساخت سیاسی در کشور ما است.
فصول دوم تا چهارم نیز به بررسی موردی حکم فوق درخصوص قائم‏مقام، امیرکبیر و مصدق پرداخته و نشان می‏دهد که چگونه ساخت کلی کشور تمایل به نخبه‏کشی داشته است. در مجموع مطالب کتاب شرح مبسوطی هستند از یک مدعای واحد که آن هم جای بررسی و نقد بسیار دارد.
اما درباره جذابیتهای ویژه این اثر، چهار مورد قابل توجه می‏نماید:
نخست - کتاب دارای نثر ساده و روانی است که بدین‏خاطر افراد مختلف در موقعیتهای گوناگون اجتماعی می‏توانند با مطالب این کتاب پیوند برقرار کنند. در مقایسه با آثار تخصصی که زبان آنها برای عموم خوانندگان سنگین می‏نماید، این اثر گستره وسیع‏تری از حیث مخاطبان تواند داشت.
 دوم - اثر دارای صبغه‏ای تاریخی می‏باشد و همین مطلب برای خوانندگان ایرانی که علاقه وافری به حکایات و وقایع تاریخی دادند، جذاب می‏نماید. کافیست به عناوین کتب اندکی که معمولا در منازل ایرانیها وجود دارد نگاه کنید، خواهید دید که در این میانه کتب تاریخی سهم بالایی دارند.
 سوم - این اثر صرفا به مسائل تاریخی بسنده نکرده بلکه در آن سعی شده از یک دوره طولانی تاریخی گزارشی کلی به دست دهد و همین امر منجر به جذابیت بیشتر اثر برای خواننده می‏شود چرا که با صرف‏نظر از جزئیات، محورهای اصلی را بیان می‏کند.
 چهارم - شرایط زمان انتشار این کتاب و همزمانی آن با تحولات داخلی (بروز مشکلاتی برای بعضی از نخبگان جامعه) نیز در اقبال عمومی به این عنوان مؤثر بود.
 
 آقای زنجانی: در تکمیل نکات بیان شده آقای دکتر افتخاری، بنده نیز چند مطلب را ذکر می‏کنم که به‏نظر می‏رسد در آوازه اثر بسیار تأثیرگذار بوده‏اند.
 اول آن که: مؤلف فرد خوش‏فکری است و در دریافت مطالب مورد توجه جامعه بسیار موفق عمل کرده است. اثر قبلی مؤلف نیز در همین زمینه قابل استناد است و نشان می‏دهد که ایشان انگشت روی مطلب مهمی گذاشته‏اند که در طول تاریخ برای ما ایرانیها حساس و مهم بوده است. به‏هرحال جامعه‏شناسی نخبه‏کشی و جامعه‏شناسی خودکامگی هر دو به خاطر عطف توجه به موضوع مورد علاقه مردم، توانسته‏اند خوانندگان بسیار پیدا کند.
 دوم آن که: عنوان کتاب و بهره‏بردن از اسامی سه شخصیت مشهور مصدق، امیرکبیر، قائم‏مقام و حتی آوردن تصاویر آنها نیز توانسته است اذهان را متوجه این اثر ساد؛ افزون بر این که شهرت قبلی مؤلف نیز خالی از اثر نبوده است.
فصلنامه: پس از آشنایی اجمالی با اثر و نقاط قوت آن، اگر مایل باشید بپردازیم به مهمترین نواقصی که به این کتاب وارد است.
 دکتر افتخاری: بحث نقد و انتقاد خاصه از دیدگاه روش‏شناختی شاید به یک معنی در باب این کتاب سالبه به انتفاء موضوع باشد. چون مؤلف در مقدمه مدعی شده است که در مقام تألیف کتابی علمی به معنای فوق نبوده و حتی صراحتا بیان داشته که بحث جامعه‏شناسی علمی مدنظر من نیست.
 با این حال من معتقدم که باید بین آکادمیک و روش‏شناسانه بودن اثر با معتبر بودن آن تفاوت قائل شویم، بنابراین ادعای اولیه مؤلف راه را بر نقدهای آکادمیک نمی‏بندد. بدین ترتیب موارد ذیل مهمترین نقدهای وارده، بر کتاب توانند بود: 1- نبود مبنای تحلیلی محکم برای مدعیات مختلف مؤلف در مورد مصدق، امیرکبیر یا قائم‏مقام. بدین معنی که مشاهده می‏شود مصدق مورد نظر او فردی است که با توجه به محتویات یک کتاب استنتاج شده است. بدیهی است که بی‏توجهی به دیدگاههای مختلف در این زمینه، منجر به یک سویه‏شدن اثر می‏شود. به‏نظر من مؤلف خواسته مطالب را ساده بیان کند و این بیان ساده منجر به آن شده که اصل حقیقت تا حدودی فدا شود.
2-کتاب حاضر جنبه توصیفی ندارد و از تجویز خارج است؛ نه این که مؤلف نخواسته تجویز کند بلکه گویا خود او به نتیجه‏ای نرسیده است و این نقیصه مهم دیگری است که دامن‏گیر کتاب می‏باشد. در بیان ایشان ساختار تاریخی جامعه ایران به گونه‏ای است که هر نخبه‏ای که سربرآورده محکوم به فناء و نیستی شده و جامعه رهایش کرده است؛ از این‏رو نخستین پرسشی که خواننده از خود می‏پرسد این است که: "پس چه باید کرد؟" اما هیچ پاسخی در این مقام به او داده نمی‏شود، از این حیث اثر حاضر با توجه به گستره وسیع خوانندگانش، شاید جنبه منفی هم داشته باشد و حالت یأس و ناامیدی به خوانندگان بدهد، چرا که راه نخبگی در این دیار را مسدود می‏نماید.
 این تفسیر یکجانبه از تاریخ کار را برای امروز ما نیز دشوار می‏سازد چرا که مردم را عملا از تفکر بازداشته و تحلیلی به دست می‏دهد که در تمامی موارد صادق است. مؤلف خود در بخشی از کتاب اشاره دارد که اندیشیدن کاری است دشوار و از این‏رو کسانی پیدا شده‏اند که خواسته‏اند با به دوش کشیدن این وظیفه، مردم را از رنج تفکر برهانند، غافل از آن که چه لطمه‏ای به جامعه می‏زنند؛ با این حال باید گفت که مؤلف خود ناخودآگاه در همین دام گرفتار آمده است. نخبه‏کشی چارچوب تحلیلی عامی است که در مقام تحلیل تاریخ ایران، مخاطبانش را از تفکر بیشتر و دقیق بازمی‏دارد و این ذهنیت را در مخاطب خود پدید می‏آورد که نخبگان این جامعه همیشه تنها و رها بوده‏اند و مردم به موقع آنها را یاری نکرده‏اند، بدین‏خاطر ما در وضعیتی هستیم که مشاهده می‏کنیم. اگر خوانندگان این ابزار تحلیلی را از مؤلف به عاریه بگیرند، چون تحولات چه مثبت و چه منفی به تمامی در قالب این چارچوب کلی ابطال ناپذیر قابل تفسیر است و کار برای خوانندگان بسیار آسان می‏شود و علی‏القاعده آنها را از فکر و تأمل دقیق باز می‏دارد.
 مدعای اصلی مؤلف از تأیید تجربی لازم در عرصه تحولات تاریخی نیز بی‏بهره است. اگر چه ملت ما در دوره‏ای مصدق را تنها گذاشتند و یا امیرکبیر چندان حمایت نشد، اما به این صورت هم نبوده که نخبگان کشور همه سر فرو کوفته شوند و یا از میدان به در روند.
 در تاریخ، شما می‏توانید مصادیق بسیار زیادی بیابید که ملت با نخبگان همراه بوده‏اند و این نشان می‏دهد که روحیه ملت نخبه‏کشی نبوده و نیست.
آقای زنجانی: گذشته از نقدهای فوق به نظر می‏رسد که از حیث روش معلوم نیست چرا این شخصیّتها انتخاب شده‏اند. ضمنا شرایط زمانی قائم‏مقام، مصدق و امیرکبیر برای خیلیها مشخص نیست و مؤلف نیز در این‏باره کار روشنی برای نشان دادن سنخیت بین این سه وضعیت انجام نداده است.
 نکته دیگر آن که، علی‏رغم عنوان جامعه‏شناسی نخبگان، بحث از نخبگان بسیار در حاشیه است و ملزومات بحث را شامل نمی‏شود. به طور کلی نخبگان را می‏توان به دو دسته تقسیم کرد: نخبگان در قدرت و نخبگان خارج از قدرت.
 نخبگان در قدرت، شماری اصلاح‏گرند و دیگران دنبال دستیابی به قدرت هستند کتاب اشاره به روی کار آمدن مصدق، قائم‏مقام و امیرکبیر دارد که به نحوی می‏توان آنها را نخبگان در قدرت نامید، حال آن که بحث نخبگان بسیار فراتر از آن چیزی است که در این جا آمده است.
فصلنامه: میزان انطباق کتاب با شرایط موجود را چگونه می‏بینید؟
 دکتر افتخاری: میزان انطباق کتاب با شرایط موجود از سه دیدگاه قابل پاسخ‏گویی است. 1- بحث قابلیت 2- بحث واقعیّت 3- بحث حقیقت.
 قابلیت نظریه برای انطباق با شرایط فعلی بسیار زیاد است. نویسنده با تفسیر و تقریری که از تاریخ عرضه می‏دارد سعی کرده تا نظریه‏ای را به خواننده القا کند که در گستره تاریخی ایران، نخبگان همگی به چنین سرنوشتی دچار شده‏اند یا این که جامعه ایران به صورتی بوده است که دست به نخبه‏کشی می‏زده و این مبنای تفسیر تاریخ ایران است. بدیهی است که این نگرش فرازمانی است و به راحتی می‏تواند در هر دوره و زمانی به کار رود و این به معنای قابلیت بالای نظریه است. توجه بفرمایید محتوای کتاب متعلق به 9سال قبل است که امروز با کمترین اصلاحی به چاپ رسیده و همین مطلب حکایت از کلیت بسیار زیاد کتاب دارد. از نظر علمی جامعه ما در این نه سال حوادث متعددی آزموده که هر نظریه علمی‏ای را می‏توانست اصلاح کرده یا تغییر دهد.
در مقام واقعیت نیز باید پذیرفت که متأسفانه از نظریه فوق، در عمل استفاده می‏گردد و هر آن چه که در باب علت استقبال از کتاب حاضر آمده، مبیّن این حقیقت نیز می‏تواند باشد که جامعه ما به نظریات کلی‏ای همانند این دیدگاه که ابزاری تحلیلی برای هر شرایطی را به آنها می‏دهد علاقه‏مند است؛ از این‏رو این کتابها مورد توجه قرار می‏گیرد و در مباحث روزمره جامعه نیز مشاهده می‏شود که در تحلیل وقایع از آنها بسیار استفاده می‏شود.
 اما مقام حقیقت با هر دو مقام قبلی تفاوت دارد و به نظر بنده با توجه به نقدهایی که ذکرش رفت، مشخص می‏شود که این دیدگاه از اعتبار تاریخی لازم بهره‏مند نیست و در ضمن تحلیلی که در نهایت به دست می‏دهد یکسویه است و نمی‏تواند در تبیین هرچه بهتر وقایع موفق عمل نماید. بنده توجه خوانندگان را به نقدهای وارده جلب می‏کنم و این که از نظریات کلی‏ای که تن به هیچ‏گونه آزمایشی درباب صدق و کذبشان نمی‏دهد، در حوزه تحلیل حوادث تاریخی باید پرهیز کرد.
فصلنامه: آقای زنجانی جناب‏عالی نیز در پایان اگر مطلبی برای تکمیل بحث دارید بفرمایید.
 آقای زنجانی: اگر در عنوان کتاب وصف جامعه‏شناسی نیامده بود، محتوا به عنوان نزدیکتر می‏شد. وقتی شما عنوان را جامعه‏شناسی می‏گذارید شماری از ذهنیّتها نقش می‏بندد و از نظر من اگر ایشان واقعا دنبال یک پدیده توصیفی بودند، با عناوین دیگری می‏توانستند وارد این عرصه بشوند. هرکسی که این کتاب را می‏خواند، سرانجام نمی‏فهمد آخر باید یقه چه کسی را گرفت، کدام یک از این عاملها تأثیرگذار در این قضیه است؛ مقدمه‏ای دارد ولی نتیجه ندارد و نقد من بر ایشان این است که خود ایشان به نظر من مسایل را سفید و سیاه می‏بینند و در چنبره موضوع‏گیر افتاده‏اند؛ از این‏روی باید در جامعه‏شناسی نخبه‏کشی بازنگری جدی انجام گیرد تا به اثری محکم ‏همچون ‏جامعه‏شناسی ‏خودکامگی بدل شود.
 

تبلیغات

بنر سوم
مدرسه دانشگاه علامه
همایش مطالعات قرآنی و اندیشه های شهید مطهری
بنر اول

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۷۲