مطالب مرتبط با کلیدواژه

علوم انسانی


۳۴۱.

نسبت تکوینی و تأویلی علوم انسانی با امانیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امانیسم رنسانس علوم انسانی ستودیا هومانیتاس تکوینی/ اگزیستانسیال تأویل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۷
نوشتار حاضر به نسبت علوم انسانی با امانیسم می پردازد و از دیدگاهی هایدگری آن را تکوینی و تأویلی تحلیل می کند. مقدمه بنیان تاریخی این نسبت را یادآور می شود، که چگونه علوم انسانی در آغاز دوره جدید با امانیسم و «ستودیا هومانیتاس» بالید. بخش دوم ابتنای امانیسم بر شئون وجودی امانیست ها را نشان می دهد: بحران های اواخر قرون وسطی بودونبود آنان را به خطر نابودی کشاند و امانیست ها را واداشت ازنو موجود درطورکلی را به پرسش بگیرند و ازنو مقام خویش را در میانه موجودات بجویند، تا ازنو به عقل و علم خویش و به رشته های برآمده از آن نیز سروسامان بدهند. بخش سوم همین واقعه هستی شناختی و فهم نو از موجود را به معنای تأویل شان می گیرد، که معنایش کلاسیک و همان تأویل متن است: اصالتی که امانیست ها در ستودیا هومانیتاس به متون باستانی می دادند. بخش چهام رشته های مختلف علوم انسانی را همچون شئون وجودی امانیست ها تأویل می کند، منتهی در عینیت تاریخی شان.
۳۴۲.

تحلیل مضمون الگوی عوامل زمینه ساز تحوّل در علوم انسانی از نگاه حضرت آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحول علوم انسانی آیت الله خامنه ای تحلیل مضمون بومی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۸
علوم انسانی، به عنوان حوزه ای کلیدی در مطالعه ابعاد مختلف حیات بشری، نقش محوری در تبیین جایگاه انسان در جهان و پاسخگویی به چالش های پیش روی او ایفا می کند. با این حال، علوم انسانی در ایران با موانعی چون تسلط پارادایم های غربی، گسست از مسائل واقعی جامعه و بحران هویت ایرانی-اسلامی مواجه است. این پژوهش با هدف ارائه الگویی جامع برای شناسایی عوامل زمینه ساز تحول در علوم انسانی، به منظور تسهیل بومی سازی این علوم، بر اساس دیدگاه های مقام معظم رهبری و با بهره گیری از روش تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها نشان می دهند که الگوی عوامل زمینه ساز تحول در علوم انسانی، از نگاه حضرت آیت الله خامنه ای، در شش طبقه اصلی شامل عوامل نظری و معرفتی، آموزشی و پژوهشی، نهادی و ساختاری، فرهنگی و اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، و ذهنی و روانشناختی دسته بندی می شوند. این الگو، با تأکید بر اصلاح مبانی نظری مبتنی بر جهان بینی اسلامی، بازطراحی نظام آموزشی، ارتقاء پژوهش های کاربردی، تقویت زیرساخت های نهادی، پیوند با نیازهای فرهنگی و اجتماعی، و حمایت سیاسی و اقتصادی، چارچوبی راهبردی برای تحول علوم انسانی ارائه می دهد. نتایج این پژوهش می تواند به عنوان راهنمایی برای سیاست گذاری علمی و فرهنگی در راستای تولید دانش بومی و کارآمد در ایران مورد استفاده قرار گیرد.
۳۴۳.

شناسایی عوامل موثر در انتخاب رشته علوم انسانی: تاملی بر روایت های دوران تحصیلی ام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انتخاب رشته هدایت تحصیلی علوم انسانی روایت پژوهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۵
هدف تحقیق حاضر، شناسایی عوامل موثر در انتخاب رشته علوم انسانی است. متناسب با این هدف، روش روایت پژوهی از نوع خودشرح حال نویسی استفاده شد. منبع گردآوری داده های این تحقیق، خاطره ها و روایت های دوران تحصیل محقق بود. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون انجام شد. در مجموع چهار مضمون اصلی (عوامل آموزشی، فردی، خانوادگی و محیطی) و 19 مضمون فرعی در دو محور شناسایی شد. یافته ها در بخش عوامل موثر قبل و حین انتخاب رشته شامل عدم تعلق به مدرسه، نقش معلمان، تاثیر نمرات درسی، هدایت تحصیلی، کسب نتایج موفق، برخورداری از استعداد ادبی، ترس از شکست، هدفمندی، علاقه و رغبت، حمایت و پشتیبانی، سوابق تحصیلی و آینده نگری شغلی بود. هم چنین در بخش عوامل مرتبط پس از انتخاب رشته، کسب نتایج موفق، دریافت بازخورد مثبت، تشکیل هویت، کاهش انگیزه، شک و تردید، رضایت والدین، انتظارات بالا و برداشت نادرست بدست آمد که بیانگر پیامدهای مثبت و منفی این انتخاب بوده است.
۳۴۴.

تحلیل انتقادی «روش عام مدل سازی» در روش شناسی علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روش شناسی علوم انسانی روش عام مدل سازی فقه سرپرستی روش تکثیر اصطلاح روش تعریف روش معادله سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۷
مسئله تحقیق پیرامون بررسی روش شناسی علوم انسانی، کاربرد و اعتبار عقل، نقل و تجربه در ساحت های علوم انسانی است. در این میان ایده «روش عام مدل سازی» مطرح شده است که مدعی است بر پایه معرفت شناسی و هستی شناسی جدید باید روش علوم انسانی را مدل سازی و اجرایی کرد. این پژوهش به دنبال آن است که با تاکید بر مبانی علوم انسانی، نظریه روش عام مدل سازی را ابتدا تببین و تحلیل نماید و سپس نقاط قوت و ضعف آن را نشان دهد. روش تحقیق: تحلیل اسنادی و از نوع کتابخانه ای است. یافته های تحقیق: نظریه عام مدل سازی، معرفت شناسی و فلسفه رایج را اسلامی نمی داند و به جای آن جهت داری معرفت شناختی و فلسفه نسبیت اسلامی را جایگزین می کند. فقه سرپرستی، روش تکثیر اصطلاح، روش تعریف و روش معادله سازی از مهمترین الگوهای های این نظریه در روش شناسی علوم انسانی است. با توجه به نقدهای متعددی که به این نظریه وارد است، به نظر می رسد در تحقق اهداف خود ناتوان است.
۳۴۵.

شناسایی ابعاد تحول در علوم انسانی با تاکید بر برنامه درسی در نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شناسایی تحول علوم انسانی برنامه درسی آموزش عالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۳
مقدمه: تحول در علوم انسانی با تأکید بر برنامه درسی می تواند نقش مهمی در گرایش به این رشته تحصیلی داشته باشد. هدف این پژوهش، شناسایی ابعاد تحول در علوم انسانی با تاکید بر برنامه درسی در نظام آموزش عالی بود . روش کار:روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی از نوع عرفی بود. اطلاع رسان های پژوهش حاضر متخصصان حوزه علوم تربیتی در رشته های برنامه ریزی درسی، مدیریت آموزشی و فلسفه تعلیم و تربیت که بعنوان عضو هیات علمی، در نظام آموزش عالی بودند، به روش نمونه گیری هدفمند (ملاک محور) تعداد 15 نفر انتخاب شدند و در نتیجه یافته های مصاحبه به حد اشباع رسید. ابزار گردآوری داده ها در این مرحله مصاحبه نیمه ساختارمند بوده است و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون ۶ مرحله ای کلارک و براون مختصات آن به دست آمده است. نتایج: پس از انجام مصاحبه ها و بررسی مضامین آنها، 16 مضامین فراگیر و 44 مضامین سازمان دهنده شناسایی شد.1- اولین مضمون تکنولوژی آموزشی (نرم افزاری، سخت افزاری)،2- نیاز سنجی (شناخت نیازها، قابلیت اجرایی)، 3- انعطاف پذیری (انطباق شرایط و موقعیت، تفکر مداوم یا پیوسته)، 4- تجهیزات و امکانات (تجهیزات فیزیکی و تجهیزات دانشی)، 5- ویژگی های فراگیران (ویژگی های فردی و توسعه شخصیتی)، 6- ویژگی های مدرسان(مدیریت کلامی، شایستگی محوری)؛ 7- ویژگی های محتوا(جامعیت، کیفیت و تنوع)، 8- روش ها و شیوه های آموزشی(اثربخشی، نوآروی و تناسب)، 9- طرح های آموزشی(استانداردها، انعطاف پذیری و کاربردی)، 10- ارزشیابی و کنترل(دریافت بازخورد، ارزشیابی، اجرایی بودن و توزیع اطلاعات)، 11- خلاقیت و نوآوری(تفکر انتقادی، ریسک پذیری و تنوع گرایی)، 12- ماموریت(اهداف بلند مدت، اهداف کوتاه مدت، آینده نگری)، 13-(مشارکت فعال، مهارت نرم و ایجاد انگیزه)، 14- پژوهش و تحقیق(سمینار و همایش، تعامل بین محقق و جامعه)، 15- حمایت و پشتیبانی(حمایت مالی، اجتماعی، ساختاری، زمانی) و در نهایت نیز آخرین مضمون یعنی16- اسنادبالادستی(قوانین موجود، معیارهای مورد نظر برنامه درسی ملی و مضامین اخلاقی) بودند. نتیجه گیری: مولفه های شناسایی شده می تواند به عنوان چهارچوبی برای ایجاد برنامه درسی مشترک در زمینه خلاقیت و همکاری در آموزش عالی، همچنین ارزش آفرینی مشترک در محیط های آموزشی همسو با موج تحولات اساسی در برنامه های درسی علوم انسانی در آموزش عالی مورد استفاده قرار گیرد.
۳۴۶.

ساخت و اعتبارسنجی مقیاس ارزشیابی از درس برای رشته های علوم انسانی دانشگاه های کشور

کلیدواژه‌ها: مقیاس اعتباریابی ارزشیابی درس برنامه درسی علوم انسانی دانشگاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۲
پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتبارسنجی مقیاس ارزشیابی از درس برای رشته های علوم انسانی دانشگاه های کشور انجام شد. در پژوهش حاضر از طرح ترکیبی، از نوع اکتشافی متوالی، استفاده شد. همچنین در بخش کیفی از روش مطالعه موردی کیفی استفاده شد. مشارکت کنندگان بالقوه، صاحب نظران برنامه درسی در حوزه ارزشیابی و روش گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش افراد کانونی با 20 نفر مصاحبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کیفی از روش تحلیل مضمون استفاده شد. در بخش کمی، از روش توصیفی – پیمایشی بهره گرفته شده است. جامعه آماری بخش کمی دانشجویان کارشناسی دانشگاه ها بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، تعداد 360 نفر انتخاب شدند. داده های پژوهش در بخش کمی از طریق پرسشنامه مستخرج از بخش کیفی جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده های کمی از روش تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. یافته های حاصل از بخش کیفی نشان داد که مقیاس ارزشیابی از درس متشکل از هفت مقوله اصلی، هدف (10 گویه)، محتوا (12 گویه)، روش های یاددهی-یادگیری (14 گویه)، ارزشیابی (10 گویه)، فعالیت های یاددهی و یادگیری (10 گویه)، محیط یادگیری (9 گویه)، زمان (8 گویه) است. در بخش کمی نیز مشخص گردید که بر اساس نتایج تحلیل عاملی تاییدی مرتبه دوم عناصر و مولفه های مربوط به آن ها به درستی الگوی ارزشیابی از درس را مورد سنجش قرار می دهند. در مجموع می توان بیان کرد که مقیاس طراحی شده در 7 مقوله اصلی و 73 مولفه، مقیاسی روا و پایا برای ارزشیابی از دروس رشته های علوم انسانی دانشگاه ها می باشد که می تواند مبنای سیاست گذاری و بازنگری در حوزه برنامه درسی دروس و ارزشیابی از دروس توسط دانشجویان قرار بگیرد.
۳۴۷.

شناسایی دلالت های حکمت بازنگری علوم انسانی بر پایه آینده پژوهی به شیوه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه درسی حکمت بازنگری علوم انسانی آینده پژوهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۳
عدم کارآمدی برنامه های درسی علوم انسانی برای دانشجویان، مهمترین توجیه بازنگری آنهاست زیرا رشته های فعلی برای آینده ای که دانشجویان به آن ورود پیدا می کنند، از کارآمدی چندانی برخوردار نیست. در پژوهش حاضر ، دلالت های مبتنی بر یافته های مقالات علمی، با هم ترکیب شدند. روش پژوهش حاضر، شناسایی دلالت های حکمت بازنگری برنامه های درسی علوم انسانی مبتنی برآینده پژوهی است. پژوهش حاضر بر اساس روش فراترکیب (سندلوساکی و باروساو ،2007) تعیین شده و محیط پژوهش را کلیه مقالات منتشر شده طی سالهای 1371 تا 1400 تشکیل داده اند.شیوه نمونه گیری هدفمند و به شیوه اشباع نظری داده ها بوده است. لذا از بین 53 مقالات انتخاب شده اولیه 31 مقاله براساس داشتن شرایط ورود به پژوهش انتخاب شدند. تحلیل داده ها به شیوه کُد گذاری باز، محوری و انتخابی، تحلیل داده ها صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد،فرسودگی رشته ها، بی خاصیتی رشته ها، نظام مند نبودن رشته ها، بی تدبیر بودن رشته ها، ضعف ساختاری رشته ها، محدود بودن رشته ها، عملی نبودن رشته ها، پویا نبودن رشته ها، ایدئولوژی ضعیف رشته ها، میان رشته ای نبودن رشته ها،آسیب های جدی علوم انسانی موجود است و در نتیجه دلالت های بازنگری علوم انسانی بر این اساس باید تدوین و ارائه گردد.
۳۴۸.

تحلیل رویکردهای بومی سازی برنامه های درسی علوم انسانی در نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بومی سازی برنامه درسی جهانی شدن علوم انسانی نظام دانشگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۰
با وجود اینکه فرهنگ و تمدن ایرانی از کامل ترین و بالاترین مرتبه تعالیم الهی نشأت می گیرد، نظام آموزشی بخصوص نظام دانشگاهی نتوانسته مدل مناسبی در برنامه های درسی ارائه دهد که با شرایط فرهنگی در سراسر کشور متناسب باشد. حال این سؤال مطرح است که «برای داشتن تعلیم و تربیتی با نگاه بومی بخصوص در برنامه های درسی علوم انسانی نظام دانشگاهی کشور، بکارکیری چه رویکردی مناسب است»؟ جهت دستیابی به پاسخی برای این سؤال، از روش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته و تمام منابع در دسترس داخلی و خارجی مرتبط با موضوع مطالعه شد. یافته ها حاکی از آن است که برای تحول در برنامه درسی علوم انسانی در نظام دانشگاهی، لازم است در برنامه ریزی درسی علاوه بر بکاربستن تجربیات دیگر کشورها، از فرهنگ و تمدن غنی خود، بهره مند شده و حتی گامی فراتر نهاده و یک الگوی برخاسته از فرهنگ و تمدن خود به جهانیان معرفی کند. نتایج نشان داد بایستی به گونه ای برنامه ریزی درسی علوم انسانی در نظام دانشگاهی انجام شود که ضمن توجه و رشد دانش بومی، از همراهی دانش جهانی هم بهره گرفته شود. در حقیقت یک رشد دوطرفه، که هم از میراث فرهنگ غنی مان حفاظت کرده و هم به اوج قله های دانش جهانی دست یافت. این امر با استفاده از تئوری درخت در جهت گسترش دانش محلی خود در بستر جهانی شدن می تواند امکانپذیر باشد و ضروری است متخصصان و برنامه ریزان علوم انسانی در نظام دانشگاهی کشور به این نکته مهم توجه داشته باشند.
۳۴۹.

بررسی نقش معرفت دینی در توسعه و اعتلای علوم انسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: توسعه علوم انسانی علم دینی معرفت دینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
هدف: سئوال اصلی: علوم انسانی مجموعه علومی هستند که به توصیف، تبیین و تفسیر پدیده های فردی و اجتماعی می پردازند، از آن جهت که انسانی اند. به عبارتی علوم انسانی، هر آن چه که به رفتار انسانی مربوط می شود را در بر می گیرد؛ و به عبارتی مطالعه روشمند در باب امور انسانی است، خواه توصیفی، خواه توصیه ای و خواه جهت دهنده باشد. هدف این پژوهش تعیین نقش معرفت دینی در توسعه و اعتلای علوم انسانی است و در پی پاسخ به این سوال است که معرفت دینی چه نقش در توسعه و اعتلای علوم انسانی دارد؟ روش پژوهش: روش تحقیق در این پژوهش توصیفی است و موضوع تحقیق از حیث روش، ماهیتاً کتابخانه ای است. ابزار مناسب برای جمع آوری داده در این پژوهش فیش ، جدول، فرم ثبت، نگهداری، طبقه بندی و سپس بهره برداری از آن ها بود. یافته ها: در این مقاله به تحلیل نقش علم دینی در تحول علوم انسانی، دین و پیش فرض های علوم انسانی، تفاوت معنویت دینی با معنویت مدرن، نقش تعقل در تحول علوم انسانی، نقش دین در توسعه علوم انسانی در ایران و جهان پرداخته شده است. بحث و نتیجه گیری: علوم انسانی، به پیمانه وسیعی از دین، ایدئولوژی، فلسفه، و به طور کلی فرهنگ تاثیر می پذیرد. هر چند معارف و باورهای دینی در سراسر فرایند علم نقش و حضور فعالی دارند، ولی بیش ترین حضور و نفوذ دین را می توان در پیش فرض ها، انگیزه ها و اهداف علوم انسانی یافت; علم، بسیاری از پیش فرض های بنیادی خود را از معارف و باورهای دینی اخذ می کند و انگیزه پژوهش و اهداف تحقیق نیز بیش تر به وسیله آن ها ساخته و توجیه می شوند.
۳۵۰.

تأثیر فناوری های نوین در آموزش علوم انسانی (مطالعه موردی: داستان حسنک وزیر، تاریخ بیهقی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فناوری های نوین چندرسانه ای تعاملی آموزش علوم انسانی حسنک وزیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۵
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر فناوری های نوین در آموزش علوم انسانی است. با مطالعه درباره متون علمی و بخصوص داستان «حسنک وزیر» تاریخ بیهقی، نقش ابزارهایی مانند آم وزش چندرسانه ای تعاملی در پیشرفت آموزشی دانش آموزان نمایان تر می شود. آموزش به صورت شبکه درهم تنینده ای در فرآیند یادگیری و آموزش واژگان، عبارت ها، جمله ها، تکیه کلام ها و سایر ابزارهای زبانی پارسی، به عنوان سازه ای برتر شناخته می شود. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و ازلحاظ نوع، توصیفی تحلیلی است. فناوری های دیجیتال فرصت مناسبی را در اختیار آموزش و فرایند یاددهی قرار می دهند تا هم بتوان انگیزه های مؤثری را در دانش آموزان ایجاد کرد و هم مهارت های مختلفی را در آنان پرورش داد. آموزش چندرسانه ای تعاملی می تواند مکملی در کنار آموزش های سنتی یا مدرنیزه شده کنونی به شمار رفته، یاددهی و یادگیری دانش و مهارت های امروزین را نوین تر و کارآمدتر کند. واژگان کلیدی این پژوهش عبارتند از: فناوری های نوین، چندرسانه ای تعاملی، آموزش، علوم انسانی، حسنک وزیر.