دوران معاصر شاهد حیات مجدد اسلام در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی و تحت عنوان «جریان بیداری اسلامی»در سده اخیر میباشد. در دنیای اهل سنت، مصر نخستین جبهه بیداری اسلامی را توسط پیشگامانی همچون سید جمال،عبده، رشید رضا و اخوان المسلمین پدید آورده است. دین و سیاست در اندیشه آنان به ویژه در نگاه سید جمال و اخوانیهادرهم تنیده بوده و تفکیک آن دو از یکدیگر ناممکن مینماید. در اندیشه پیشگامان بیداری اسلامی، تمدن مادی غرب درکنار چهره استعماری آن، دو روی یک سکه ارزیابی شده و در عین تجویز اخذ فناوری، از پیامدهای مادی این تمدن هشدارداده اند. در این میان، عبده نسبت به استاد خود سیدجمال و اخوانیها قدری متفاوت به نظر میرسد. جریان بیداری اسلامیدر عین ریشه داشتن در عمق تاریخ و برخورداری از اصالت، به آفاتی هم مبتلا بوده است که ضرورت حزم و هوشیاری راطلب میکند.
در این مقاله با تکیه بر مفاهیم حکومت و ارتباطات در اسلام، فرایند تبلیغ به مثابه شاخص ارتباطات اجتماعی در اسلاممحور بحث قرار گرفته است. اصول تعیینکننده مرزهای اخلاقی تبلیغ در اسلام پنج چیز است: 1. توحید؛ 2. امر به معروفو نهی از منکر؛ 3. تقوا؛ 4. امت یا جامعه؛ 5. امانت.
ارتباط بین فرهنگی و بین المللی (در اینجا تاکید بر ملیت است نه دولت ـ ملت) عناصر ضروری امت اسلامیاند. بدین ترتیب تبلیغ نظریه ارتباطات و اخلاق در اسلام است و برای شناخت آن باید به پنج اصل مهم و پایه در اسلام اشاره کرد: «توحید» در مقام یک نظریه وحدت گرای اطلاعاتی و ارتباطاتی، «امر به معروف و نهی از منکر» به مثابه نظریه مسئولیت راهنمایی و عمل، «امت» به مثابه مفهوم جامعه جهانی، «تقوا» بیانگر نظام اخلاقی تبلیغ در اسلام، و «امانت» بیانگر شایستگی مشروط انسان برای خلافت الهی.
موضوع این مقاله، تحلیل نگرش گروه های سیاسی درون حاکمیت به نقش مردم در نظام سیاسی است. سؤال تحقیق عبارت است از: فرهنگ سیاسی گروههای سیاسی حاکم چگونه است؟ استدالال نظری تحقیق ناظر بر نظریههای فرهنگ سیاسی است. فرضیههای این مقاله با روشهای کمّی و کیفی آزمون شدهاند. نتایج تجربی موجود دلالت بر آن دارد نگرش سیاسی گروههای سیاسی از دورة اول انتخابات ریاست جمهوری تا انتخابات دورة نهم از نگرشی تکلیفگرا به نگرش حق گرایانه تغییر یافته اند. این تغییر نگرش از دورة هفتم انتخابات ریاست جمهوری به بعد کاملاً محسوس است.