مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹۳٬۹۰۱ تا ۲۹۳٬۹۲۰ مورد از کل ۵۵۴٬۹۱۴ مورد.
فضای داستان شازده احتجاب از منظر نقد مضمونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کشف مرکز و منشأ تصویرها و جهت گیری های اصلی تخیل و آگاهی نویسنده، از دستاوردهای اصلی نقد مضمونی است. ژرژ پوله برای دست یابی به آگاهی آغازین نویسنده، از خلال تصاویر، رنگ ها، بعضی اشکال، حرکت ها و عناصر دیگری که در قالب شبکه های کلامی و تصویری در اثر ظاهر می شوند، فضای حاکم بر آثار ادبی را شرح می دهد. در این مقاله با استفاده از روش پوله، شازده احتجاب اثر هوشنگ گلشیری را بررسی می کنیم و با جستجوی مضامین تکرارشونده ای چون اشیا، اشخاص، مکان ها، بوها و صداها، به مثابه تصویرهایی برآمده از ناخودآگاه راوی ، فضای این اثر را شرح می دهیم. در این داستان، ذهن راوی با نگاهی به گذشته، اشخاص و اشیا را از طریق قاب هایی مجزا از هم درک می کند که در ارتباط با هم معنا می یابند و تلاش راوی برای بازسازی آنها به صورت یک کل منسجم، نتیجه ای در بر ندارد. درحقیقت تصاویر تکه تکه از جهان، بازتابی از گذشته رو به اضمحلالی است که در آگاهی راوی حضور دارد.
شیوه های خلق فراداستان و کارکردهای آن در داستان های کوتاه فارسی دهه های 70 و 80(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تکنیک های داستان نویسی جدید در غرب، در ادبیات داستانی امروز ایران نیز تأثیر چشم گیری داشته است. نمودهای تکنیک های مدرن را می توان در داستان های کوتاه منتشر شده در چند سال اخیر یافت. یکی از این نمودها تکنیک فراداستان است. فراداستان، تکنیکی است که در آن راوی در میانة داستان، به فرایند داستان نویسی و نوشتن و به داستان بودنِ داستان اشاره می کند. راوی با این تکنیک، بین داستان و مخاطب فاصله ایجاد می کند. در این مقاله، چند داستان کوتاه منتشر شده در دهه های 70 و 80 هجری خورشیدی، از نویسندگان مختلف بررسی شده است. نویسندگان این داستان ها، برای آفریدن فراداستان، از تمهیدها و شگردهای مختلفی بهره برده اند که در این پژوهش به معرفی و بررسی آنها پرداخته و معلوم شده است که چگونه این تمهیدها به خلق فراداستان منجر شده اند و در نهایت، خاصیت فراداستان چه تأثیری بر فرم و محتوا و تأثیرگذاری داستان ها داشته است.
تحلیل شناختی استعاره های عشق در غزلیات سنائی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی استعاره هایی می پردازد که با محوریت بن مایة عشق در غزلیات سنائی آمده اند. مبنای نظری مقاله، نظریة استعاره های مفهومی است که استعاره را از حدّ شگردی بلاغی به سطح ابزاری برای تفکر و شناخت ارتقا داده است. در ابتدا گزارش دقیقی از استعاره های عشق در غزلیات سنائی ارائه داده ایم. آن گاه استعاره ها را بر اساس نوع مضمون به سه گروه تقسیم کرده ایم: استعاره هایی که تصویر روشنی از عشق ارائه می-دهند، آن ها که صفات و ویژگی های منفی برای عشق اعتبار کرده اند و استعاره های دوپهلو. سپس به تحلیل شناختی هر گروه پرداخته ایم. پایان بخش مقاله بررسی شگردهای بلاغی سنائی در ساختن استعاره ها عموماً و استعاره های شناختی خصوصاً است که کمک می کند از زاویه ای دیگر، استعاره های مفهومی عشق در شعر سنائی را بررسی کنیم. بخش پایانی مقاله در عین حال نشان میدهد که چطور با تغییر زاویه دید، می توان به تحلیل های گوناگون و گاه ناهمگون رسید.
طرح واره های متنی در ساخت شکل جدیدی از «رمان در داستان» با رویکرد شعرشناسی شناختی (تحلیل اثری از ابراهیم گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«رمان در داستان» ژانری است که در آن داستان های کوتاه یک مجموعه به شیوه های متفاوت با یکدیگر در ارتباط قرار می گیرند و با اسم ها و طبقه بندی های متفاوتی حدوداً از 1914 شکل گرفته، اما در ایران از 1348 با مجموعه داستان آذر، ماه آخر پائیز آغاز به حیات می کند و سپس نوعی جدید در این ژانر به نام «داستان کلان» با مجموعه داستان شکار سایه شکل می گیرد. موضوع این پژوهش ارائه تعریفی از داستان کلان به عنوان ژانری فرعی از «رمان در داستان» است که به ساختارهای طرح واره ای مشابه موجود در داستان های متفاوت یک اثر گفته می شود و از پیرامتن اثر به متن داستان های متفاوت منتقل شده، درنتیجه به واسطه بازسازی طرح واره ای و ارائه چیدمان متنی خاص باعث انسجامی زیرساختی در کل و ایجاد داستانی کلان ناشی از مجموع کل داستان های اثر می شود.
نوآوری های شفیعی کدکنی در عرصه مناظره سرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مناظره سرایی از شیوه ها و شکل های فرعی شعر فارسی است. شاعران مناظره پرداز، اغلب این قالب ادبی را برای طرح و تبیین مفاهیم تغزّلی، تعلیمی (پند، اخلاق، حکمت، و ....) و گاه اجتماعی به کار گرفته اند. به رغم بی اعتنایی یا کم توجّهی اغلب شاعران امروز به این شکل ادبی، شفیعی کدکنی، شاعر و پژوهشگر دانشگاهی معاصر، در پاره ای از آثارش از این فرم شعری بهره جسته است. در این پژوهش ضمن ارائه تعاریف و تقسیم بندی انواع مناظره و بیان تفاوت های موجود میان مناظرات شعر کلاسیک و شعر نو، در پیِ پاسخ به این پرسش بوده ایم که مناظره های شفیعی کدکنی چه تفاوت هایی با مناظره های قدما دارد و نوآوری های وی در این حیطه چه ابعاد و اوصافی دارند. یافته های این تحقیق نشانگر آن است که شاعر، به مدد دید و ادراک امروزی و با بهره گیری از پاره ای شگرد های تازه و ابتکاری در حوزه های شکل، محتوا و ... روحی نسبتاً تازه در کالبد این قالب کلاسیک دمیده و ظرفیّت های تازه ای از آن را ارائه کرده است.
مقاله شناسی سنایی در مجلات دانشگاهی و علمی پژوهشی از ابتدا تا پایان 1392(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سنایی شاعری است که از شعر او شاعران فراوان تأثیر گرفته اند و تاکنون پژوهش های مختلفی درباره آثار و افکار او صورت گرفته است. با نگاهی گذرا به این پژوهش ها، به موضوع ها و عنوان های تکراری بر می خوریم که به علّت بی اطّلاعی محققان باعث به هدر رفتن سرمایه، وقت و زحمات فراوان گشته است. از آنجا که آگاهی از آثار پیشین و مطالعه آنها در انجام پژوهش های تازه و کارآمد است؛ مجموعه های مقاله شناسی و کتاب شناسی جایگاهی ویژه در امر تحقیق و پژوهش دارند. یکی از مطالعات اثر بخش در باب سنایی، شناخت مقالاتی است که راجع به او وآثارش از قبیل حدیقه الحقیقه، سیرالعبادالی المعاد، دیوان و... به چاپ رسیده است. این پژوهش به نام شناسی مقالات منتشر شده در مجلات دانشگاهی و مجلات علمی پژوهشی پرداخته، مقالات را از لحاظ موضوعی طبقه بندی خواهد کرد و نتایج آماری تحقیق شامل نمودار موضوعات مورد پژوهش در مقالات را ارائه خواهد داد.
زنان و محیط زیست: از اسطوره های دیروز تا گام های امروز «تشکل های مردم نهاد، فعالان مستقل، وب سایت ها و وبلاگ ها، همایش ها»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دوران بسیار کهن حیات بشر، آدمی به واسطة بسیاری از هم سانی های «زن» با «طبیعت» و «محیط زیست» طبیعی اطرافش، وجود زن را به منزلة مظهری مقدس گرامی می داشت و می پرستید. این هم سانی ها، نه فقط در اسطوره های مربوط به تولد آدمی و اسطوره های مربوط به تغذیه و تداوم حیات، بلکه حتی در اسطوره های مرگ نیز خود را می نمایاند. بدیهی است که این مفاهیم بنیادین اسطوره ای، ناخودآگاهانه زنان را به طبیعت نزدیک تر می کرد؛ گویی زمین خواهری است که باید به عشق تمام مراقبتش کرد و نگاه دارش بود. این دیدگاه، در بسیاری از آیین های کهن و معاصر، که زنان در انجام و اجرای آن ها نقش اصلی برعهده دارند و نیز در بسیاری از آیین های رازآموزانه دیده می شود. چنین دیدگاهی، به رغم تمامی تغییراتی که در جنبه ها و حوزه های گوناگون حیات بشر طی ادوار گوناگون تاکنون روی داده، همچنان پابرجا مانده است؛ تاجایی که امروزه، حس عمیق مسئولیت زنان به محیط زیست را در قالب ها و به صورت های گوناگون ـ از تشکل های مردم ـ نهاد ملی و بین المللی تا فعالیت های زنان مستقل و وب سایت های بین المللی مشهور تا همایش های جهانی می توان یافت. پژوهش حاضر، عمدتاً به بررسی روند ارتباط اسطوره ای زنان با محیط زیست، و نقش زنان به منزلة به میراث گذارندگان میراث معنوی محیط زیست برای نسل های آینده و شیوة حفظ و انتقال این میراث، به شیوه ها و روش ها یی که بدان ها اشاره شد می پردازد.
بررسی تطبیقی سقط جنین در قانون مجازات ایران و قانون مجازات روسیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت مسئلة باروری و تولید مثل از قدیم الایام در هریک از جوامع متمدن بشری مورد بحث واقع شده است و طبیعتاً این بحث ها، که اغلب در میان طبقات گوناگون مردم جامعه رواج داشته است، بر اساس نتایج حاصله آثار و عواقبی نیز داشته است که عملکرد هر اجتماع در مقاطع مختلف تاریخ و درخصوص برخورد با مسئلة تولید مثل ناشی از آن است؛ لذا جای دارد اندیشه های حاکم بر قوانین و مجازات هر کشور درخصوص این مسئله بررسی و ارزیابی شود.
بدین ترتیب، مقالة حاضر درصدد است به شیوة توصیفی و با استفاده از روش مطالعة اسنادی و کتابخانه ای، به مقایسة قانون مجازات اسلامی در ایران و قانون مجازات فدرال کشور روسیه در خصوص مسئلة سقط جنین بپردازد و هدف این است که درنهایت، به تفاوت های کمی و کیفی قوانین جزایی این دو کشور پی برده شود.
اینترنت؛ شبکه های اجتماعی؛ شکاف دیجینال؛ فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آرایش صورت فنی است که افراد بشر برای خوش منظره کردن چهرة خویش از آن استفاده می کنند. در این زمینه زنان با استفادة گسترده و بی سابقه از تغییردهنده ها و اصلاح کننده های علمی و غیرعلمی گوی سبقت را از مردان ربوده اند. بررسی دلایل گرایش زنان به این نوع رفتار هدف اصلی این پژوهش است. بدین منظور 200 دانشجوی مجرد و متأهل در دانشگاه های شهید باهنر و آزاد شهر کرمان بر اساس نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده متناسب با حجم مطالعه شدند. پژوهش حاضر به روش پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام گرفت و جهت بررسی ارتباط بین متغیرها و شدت و ضعف آن ها از آزمون های اسپیرمن، کندال c و d، و سامرز d استفاده شد. یافته های تحقیق نشان داد دختران و زنان دانشجو علل گرایش به آرایش چهرة خود را فقدان اعتماد به نفس، هم رنگی با جماعت زنان، ترمیم آسیب های صورت، اعتراض به سختگیری های جامعه و خانواده، احساس برخوردار بودن از روحیة بهتر، واهمه از جذب شدن همسران خود به زنان و دختران زیباروی و آرایش کرده، پنهان کردن خستگی های ناشی از کار زیاد روزانه و جزآن ارزیابی کردند. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد پنج متغیر فقدان اعتماد به نفس، نیاز به تأیید دیگران، اعتقاد به زیبایی زنان به عنوان شرط انتخاب همسر برای مردان، تمایل به نشان دادن موقعیت طبقاتی بالاتر و اعتراض به سختگیری های جامعه و خانواده به ترتیب میزان اهمیتی که در تبیین علل گرایش به لوازم آرایش داشته اند وارد معادله شد و حدود 67 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کرد.
بررسی جامعه شناختی تأثیر تمایل به درونی سازی ایده آل لاغری، مدیریت بدن و نارضایتی بدنی بر بی نظمی های غذایی (تحقیقی در حوزه جامعه شناسی تغذیه)
حوزههای تخصصی:
سلامت پدیده ای است که آسیب می بیند و باردیگر بازیافته می شود. برای فهم درست مفهوم نیاز به تندرستی باید آن را در ارتباط با پاسخ اجتماعی- فرهنگی آن درک نمود. بر این اساس، هدف اساسی تحقیق حاضر، تعیین تأثیر تمایل به درونیسازی ایدهآل لاغری، مدیریت بدن، نارضایتی بدنی بر بینظمیهای غذایی میباشد. روش تحقیق، پیمایشی بوده و ابزار اندازهگیری، پرسشنامه بسته پاسخ میباشد. جامعه آماری این پژوهش، زنان و دختران 49-15 ساله شهر تبریز در سال 89 میباشد که تعداد آن بر اساس سرشماری سال 1385، 432127 نفر بوده که از این تعداد، 400 نفر به روش تصادفی طبقهای انتخاب شدهاند. اطلاعات پرسشنامه، توسطSPSS و LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد، بینظمی غذایی در بین زنان در حدود 37 درصد است. نتایج تحلیل مسیر صورت گرفته نیز نشان داد که از بین متغیرهای مورد استفاده، متغیر درونیسازی ایدهآل لاغری بیشترین تأثیر را بر میزان بینظمی غذایی پاسخگویان داشته است. نتیجهگیری: متغیرهای به کار گرفته شده، توانستهاند 31 درصد تغییرات متغیر وابسته (بینظمیهای غذایی) را تبیین نمایند.
ادبیات تطبیقی: از پژوهش های تاریخی - فرهنگی تا مطالعات میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از آنکه دانش ادبیّات تطبیقی، چالش ها و محدودیّت های خاص مطالعات تاریخی - فرهنگی و جریان اثبات گرایی تأثیر و تأثّر مکتب فرانسه را پشت سر گذراند، مطالعات میان رشته ای از سوی رماک و ولک به عنوان قلمروی نوین در این حوزه مطرح گردید. این عرصه ی پژوهشی تازه، پایانی بر تک گویی، انزوا و تجزیه گرایی علوم انسانی، بویژه ادبیّات، در پیوند با دیگر هنرها و دانش های بشری (موسیقی، نقاشی، عکاسی، سینما، فلسفه، سیاست، جامعه شناسی و ...) بوده و ادبیّات را به عنوان مادّه ای برای دیگر هنرها، دانش ها، گفتمان ها و معارف بشری تبدیل نموده است. نگارنده ی این جستار، ضمن بررسی «چرایی» پیدایش مطالعات میان رشته ای در حوزه ای ادبیّات تطبیقی، به نقد و تحلیل «چگونگی» پژوهش های روش مند در این قلمرو نیز پرداخته است. از این رو، برای تحلیل کمی و کیفی استنادهای پژوهش، برخی از پژوهش های تطبیقی این قلمرو نیز مورد نقد و ارزیابی و استناد قرار گرفته است.
ماهیت میان رشته ای دانش سیاست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تلاش خواهد شد که با بررسی اندیشه ها و نظریه های تأثیرگذار در حوزه ی دانش سیاست نشان داده شود که این دانش از همان سرآغاز پیدایش آن ماهیتی میان رشته ای داشته است و اندیشیدن و بررسی سیاست بدون توجه اصولی به دیگر حوزه های دانش بشری امکان پذیر نبوده است. اصولاً سیاست محصول تقاطع و تأثیر متقابل پدیده های اجتماعی بوده و دانش سیاسی نیز برآیند دانش های مختلف انسانی به خصوص دانش های مختلف اجتماعی بوده است. این ویژگی ثابت دانش سیاست از دوران های کهن تا عصر جهانی شدن بوده است. از زمانی که انسان در فلسفه های کهن به سیاست توجهی خاص کرد تا هنگامی که با آغاز عصر جهانی شدن پدیده های مختلف اجتماعی در هم تنیده شدند، اشکال مختلف دانش سیاست، در یک خصوصیت با هم مشترک بوده اند و آن میان رشته ای بودن آن است. از ارسطو و افلاطون گرفته تا فارابی و ابن خلدون، و از هابس گرفته تا مارتین آلبرو سیاست را محصول و برآیند دانش های مختلف دانسته اند. این ماهیت میان رشته ای نافی استقلال علم سیاست و لزوم تخصص در آن نیست بلکه مرتبه ی بالای آن را نشان می دهد که برای رسیدن به آن لازم است تا به دانش های متنوعی مسلح باشند.
نظریه و فرهنگ: روش شناسی بنیادین تکوین نظریه های علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
مقاله به زبان فرانسه: تشریح دوگانگی نماد ""آب""از دیدگاه باشلار در چند شعر سهراب سپهری و فروغ فرخزاد (L’analyse de la dichotomie symbolique de « l’eau » bachelardienne dans quelques poèmes de Sohrâb Sépéhri et Forough Farrokhzad)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به سختی می توان توانایی فزایندة نمادهای مختلف را که ریشه در تخیلی عمیق و بارور دارند، در چارچوب مباحثی مانند نژاد نسل های گوناگون بشری و مرزهای قراردادی قاره ها و کشورها مهار کرد. نماد، زاییده دنیایی است که با آنچه در واقعیت ها و یا مشهودات فرعی روزمره می توان یافت بسیار متفاوت است. نماد تاریخ بشریت را درمی نوردد و خود را اسیر محدودیت های عقلانی و مادی ناشی از ذهنی علم گرا و تجربی نمی داند. دو جنبه مثبت و منفیِ نماد باعث آشکار شدن زوایایِ پنهانی می شوند که از ادراکات جسمانی بشر خارج است و تنها به یاری ضمیر ناخودآگاه می توان به آن ها دست یافت. حال تصور کنیم که خاستگاه اصلی نمادها برگرفته از تخیلی باشد که نتیجه آن ناشی از تعامل ذهن ناخود آگاه و عناصر بدوی و طبیعی است. در چنین حالتی، آیا به اندازه ای موثر و معنادار هستند که بتوانند پرده از آن چیزی بردارند که، در واقع، در پشت نقاب خردگرا، خود را در پنهان ترین زوایای ضمیر ناخودآگاهمان مستور کرده است؟ نماد پاسخگوی نیازهای اساسی انسان است که از ورای آن، ابتدا دنیای تخیل خود و به دنبال آن تفکر نمادینش را به تصویر می کشد. نماد امکان مواجهه انسان را با مسائل اساسی مانند زندگی ، مرگ و سرنوشت و یا مباحثی در باب مقدسات، امور دنیوی، مشروعیات و محرمات را فراهم می سازد.
از نظر باشلار، عنصر آب غالباً توجیه و یا تفسیر کننده چنین تفکری است. در واقع، آب عنصری است که کلافی از همه جنبه های نمادین به دور آن تنیده شده است. تلاش این پژوهش بر آن است تا با تکیه بر نظریه های باشلار، به بررسی دوگانگی نمادین عنصر آب در آثار دو شاعر فارسی زبان، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد، بپردازد.
تأثیر وصیت میت و موافقت ولی برای پیوند عضو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مجلس ششم طرح مرگ مغزی و پیوند اعضای بیماران فوت شده را در جلسه علنی روز چهارشنبه مورخ 17/1/1379 با عنوان «قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلّم است» مشتمل بر یک ماده واحده و سه تبصره به تصویب رساند. در این تبصره آنچه به عنوان مرجع در برداشت اعضای بیماران مرگ مغزی مطرح شده، وصیت فرد یا اذن اولیای شرعی او پس از مرگ است. در این مقاله نویسندگان به تحلیل و پژوهش درباره دیدگاه ها و آرای فقها در امکان مرجعیت این دو عنصر پرداخته اند. دیدگاه مؤلفان آن است که جواز برداشت عضو از میت یا بیمار مرگ مغزی، به عنوان یک حکم شرعی، معلولی است که ملاک تام آن تنها تحقق اضطرار است. اما وصیت میت و اذن اولیای وی در کنار این عنصر، نقش علت تامه را برای جواز برداشت عضو بر عهده ندارند، بلکه تنها عامل تعیین و تشخّص عنوان کلی مضطرٌّ به هستند و هیچ نقشی در اصل تجویز برداشت عضو ندارند. به طوری که حتی اگر این دو عنصر وجود نداشته باشند، اصل برداشت عضو از مردگان به عنوان یک فعل اضطراری جایز است.
بررسی تطبیقی وحدت انسان و جهان در فیزیک و عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از نظر عرفا «خلق» به معنای عرفی آن، وجود حقیقی ندارد و هر آن چه در عرصه گیتی مشاهده می شود، جز تجلی ذات احدی خداوند نیست. همه موجودات «نمود» ند و «بود» حقیقی منحصر در ذات الهی است. به تعبیر دینی هر آن چه در سرای وجود جلوه گری می کند «وجه الله» است. از دیگر سوی، انسان خلیفةالله است و به دلیل جامعیت اسماء الهی و تام بودن مظهریت حق، می تواند سلطه علمی و فعلی بر عالم هستی داشته باشد. از نگاه فیزیک نوین نیز، در بنیاد جهان، یکپارچگی شگفت انگیزی حاکم است و انسان به عنوان تنها ناظر آگاه وبا نگاهی عمیق تر یک «سهیم»، نقش کلیدی و تعیین کننده ای در تبیین و حتی تکوین جهان ایفا می کند، به گونه ای که تصور وجود جهان بدون انسان محال است. در این نوشتار وحدت بنیادین اجزاء جهان و رابطه انسان با جهان هستی در حوزه عرفان و فیزیک به گونه ای تطبیقی طرح و بررسی می شود.
بررسی و نقد برهان مسامته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برهان مسامته از جمله براهین اثبات تناهی ابعاد است که در بحث طبیعیات مورد توجه بوده و نتایجی فلسفی در پی دارد. برهان مسامته بر دو مفهوم حرکت و مسامته تکیه دارد و با اثبات امتناع حرکت دایره در صورت عدم تناهی ابعاد به استحاله فرض وجود ابعاد نامتناهی می پردازد. با بررسی مفاهیم کلیدی این برهان و جداسازی بحث ذهن از خارج و مشخص کردن حیطه و چگونگی حرکت در هر یک از این ساحت ها مشخص می شود که این برهان در ذهن به علت نحوه خاص تصور حرکت، نمی تواند مدعای خود را ثابت کند و در خارج نیز به علت عدم امکان حصر شرایط آزمایش و موانع احتمالی، امکان اثبات مدعای خویش را ندارد.
فلسفه عرفان در ترازوی نقد تحلیل و نقد کتاب عرفان و فلسفه اثر والتر استیس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فلسفه تفکرِ عقلی روش مند و نظام مند درباره هر موضوعی است. یکی از موضوعات مورد علاقه فیلسوفان در طول تاریخ، عرفان یا تجربه عرفانی بوده است. عرفا در فرهنگ ها و سنت های گوناگون مدعی راه یافتن به باطن عالم و اسرار هستی بوده اند. برخی عارفان یافته های خود در تجربه های عرفانی را بیان کرده، تصویر خود از جهان و انسان را عرضه داشته اند. اینجاست که فیلسوفان وارد معرکه می شوند و به کنجکاوی و کاوش در چیستی عرفان و تجربه عرفانی و بررسی دعاوی عرفا و مبانی و نتایج آن پرداخته اند. از این حوزه از معرفت می توان با عنوان «فلسفه عرفان» یاد کرد. یکی از نقاط عطف در مباحث فلسفه عرفان، کتاب عرفان و فلسفه والتر استیس است. در این کتاب از مهم ترین مباحث فلسفه عرفان در حوزه های معرفت شناختی، هستی شناختی و انسان شناختی بحث شده است. نظر به جایگاه این اثر و تأثیرگذاری آن در ایران و جهان، معرفی، تحلیل، نقد و بررسی تطبیقی آن اهمیت اساسی دارد. از آنجا که فلسفه عرفان رشته ای نوپا در جامعة ماست و مباحث آن منقح نشده و متون کافی در این زمینه تولید نشده است، نوشتار حاضر می تواند از گام های نخستین در شکل گیری و رشد این حوزه معرفتی باشد.
ملاصدرا و تبیینی نو از مسئله مسخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئلة تناسخ یکی از موضوعات پردامنه ای است که در ادیان گوناگون به ویژه ادیان غیرابراهیمی مطرح است. از مسائل مطرح در دین اسلام مسئلة مسخ است. تبیین این مسئله و پاسخ به سؤال های پیرامون آن با توجه به مبانی فکری مختلف و درک صحیحی از تلقی ناصحیح از مسخ، زمینه ارائه دیدگاه های متفاوتی از آن را پدید آورده است. در این مقاله کوشیده شده دیدگاه صدرالمتألهین، به ویژه با توجه به نگاشته مستقل وی در تفسیر، بازبینی شود. صدرا با نگاهی نو به مسئلة مسخ، و تمایز نهادن میان تناسخ و مسخ و تفکیک تعاریف متفاوت از آن، تبیینی خاص از این مسئله ارائه می دهد و روشن کرده که مهم ترین اشکال تناسخ که رجوع دوباره نفس مجرد به عالم ماده است در مسئلة مسخ مطرح در قرآن وجود ندارد.







