مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۵٬۰۴۱ تا ۲۴۵٬۰۶۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از چالش های شهرسازی معاصر ایران، مقوله بافت های فرسوده شهری و شناسایی شاخص های این بافت هاست. منطقه ۳ شهر اصفهان، بافت تاریخی با مساحت ۰۶/۲۹۹ هکتار بافت فرسوده، به عنوان نمونه مورد مطالعه انتخاب شده است. هدف از انجام پژوهش، تعیین اولویت های ساماندهی محله های فرسوده بر مبنای شاخص های فرسودگی است. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است و در فرآیند تحلیل از مدل فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) بهره گرفته شده است. در راستای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه (با استفاده از روش نمونه گیری احتمالی ساده، ۲۶۲ پرسش نامه در سطح ۸ محله به صورت منظم (سیستماتیک) توزیع شده اند)، نقشه و برداشت میدانی استفاده شده است. شش معیار و ۲۴ شاخص به عنوان شاخص های اثرگذار در فرآیند فرسودگی معرفی و ارزیابی شد. نتایج حاکی از آن بود که معیار کالبدی، ساختمانی، زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و خدماتی به ترتیب بیشترین تأثیر را در فرسودگی بافت محله ها داشته اند. به علاوه محله های جویباره، شهشهان، سنبلستان، امامزاده اسماعیل، سرچشمه، نقش جهان، سرتاوه و احمدآباد به ترتیب رتبه یک تا هشت را از نظر میزان فرسودگی کسب کرده اند و اولویت شیوه مداخله هر محله بیان شده است.
کاربرد شاخص خشکسالی(CPEI) در تعیین متغیرهای مناسب برای تحلیل خشکسالی های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشکسالی با استفاده از شاخص های متعددی مطالعه می شود. عنصر رایج در اکثر این شاخص ها، بارندگی است. اهمیت بارش در تحلیل و پیش بینی خشکسالی ها باعث شده است که محققان شاخص های متعددی بر اساس متغیرهای بارشی تعریف و ارائه نمایند. در پژوهش حاضر، شاخص متغیرهای تاثیرگذار بارندگی (CPEI) برای بررسی خشکسالی های فصلی و سالانه ایران مورد استفاده قرار گرفته است. در این شیوه، برخلاف شاخص های کمی مورد استفاده در مطالعه خشکسالی ها، خروجی ها به صورت مدل های ریاضی و مقادیر کمی ارائه نمی شود بلکه نتایج شاخص مذکور به صورت تعداد و عناوین متغیرهای تاثیرگذار بارندگی هستند که می توانند در بررسی مطالعه خشکسالی در یک مکان مورد استفاده مدلسازان قرار بگیرد. در این راستا، داده های بارش روزانه 40 ایستگاه سینوپتیک ایران طی دوره آماری 1980 تا 2009 مورد استفاده قرار گرفت. براساس روش های ریاضی- آماری و مقادیر همبستگی بین متغیرها ، ترکیب بهینه ای از متغیرهای تاثیرگذار بارندگی برای هر ایستگاه تعیین و میزان انطباق دوره های زمانی و مکانی با شاخص CPEIبرای بررسی خشکسالی ها و پایش آن ها در ایران به دست آمد. نقشه های پهنه بندی براساس تناسب ایستگاه ها با شاخص CPEI تهیه شد. نتایج نشان داد که در بیشتر ایستگاه ها شاخص مذکور قابل استفاده است و از شاخص CPEI برای تعیین دوره های خشک فصلی و سالانه در ایران می توان در طراحی مدل ها استفاده نمود. همچنین معلوم شد که استفاده از این روش برای مطالعه خشکسالی های فصل بهار و سالانه مناسب تر از بقیه دوره های زمانی است. مناطق شمالی و شمالغرب، در دوره های سالانه و فصلی (به استثنای فصل بهار) با شاخص CPEI، هماهنگی کمتری نشان دادند.
بازیابی تخصص: مروری بر مبانی، روش ها و مدل ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بازیابی تخصص حوزه ای است که از دهه 1990 میلادی مورد توجه سازمان های بزرگ و متوسط و محیط های دانش مدار قرار گرفته است، به طوری که یک اجتماع پژوهشی قوی از پژوهشگران مختلف، بخصوص پژوهشگران علوم رایانه و اطلاعات، حول آن شکل گرفته است. اما به نظر می رسد این حوزه در ایران چندان مورد توجه قرار نگرفته است. از این رو مقاله حاضر قصد دارد با پرداختن به مبانی و مدل های بازیابی تخصص، در جهت آشنایی بیشتر جامعه علمی و مدیران سازمان ها با مفاهیم این حوزه گام بردارد. روش شناسی: مقاله حاضر یک مقاله نظری است که با استفاده از روش کتابخانه ای انجام شده است. نتیجه: در کنار سایر کاربردها، یکی از کاربردهای مهم نظام های بازیابی تخصص، پشتیبانی از مدیریت دانش در سازمان هاست. در این نظام ها، پژوهشگران با دوری جستن از جنبه های چالشی مفهوم تخصص، مسئله بازیابی تخصص را به انباشت اسناد متنی و کشف روابط افراد با آن اسناد تقلیل می دهند. مدل های متعددی برای کشف روابط بین اسناد و افراد ارائه شده اند که مدل های ارائه شده توسط «بالوگ» سهم بسزایی در پیشبرد حوزه بازیابی تخصص داشته اند. مدل سند-محور وی یکی از موفق ترین مدل هاست که مبنای بسیاری از مدل های بعدی قرار گرفته است. اصالت: این مقاله برای نخستین بار در ایران به طور نسبتاً جامع به مبحث بازیابی تخصص ، مدل ها و مفاهیم بنیانی آن پرداخته است. بنابراین، می تواند مورد توجه متخصصان علم اطلاعات و پژوهشگران حوزه بازیابی اطلاعات، مدیران سازمان های بزرگ و متوسط، و سایر محیط های دانش مدار قرار گیرد.
واکاوی معرفت شناختیِ دو مفهوم کلیدی اطلاعات و دانش با تأکید بر بافت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این نوشتار به بازتعریف معرفت شناختی دو مفهوم کلیدی اطلاعات و دانش با تأکید بر جنبه های بافتی آنها پرداخته است. اینکه بافت در چه مرحله ای از چرخه داده تا دانش به صورت ضمنی و یا صریح ورود پیدا می کند، ضرورت توجه به نقش بافت در این واکاوی ها با توجه به متون علمی حوزه چگونه است و اهمیت بافت و نقش آن در معرفت شناسی اطلاعات و دانش چیست، بررسی شده است. در این راستا دیدگاه پژوهشگران مختلف از بافت نسبت به تعریف اطلاعات و دانش در حوزه های مختلف علمی بویژه در علم اطلاعات و دانش شناسی از جنبه های مختلف مورد اشاره قرار گرفته است. مرور این دیدگاه ها و نظریات نشان داد که مسأله بافت چه به صورت ضمنی و چه آشکار هنگام ورود به مباحث معرفتی و ادراکی اطلاعات و دانش حائز اهمیت است و نمی توان نقش عوامل و متغیرهای بافتی را در این زمینه نادیده انگاشت. شناخت اطلاعات و شناخت دانش با چنین نگاهی، مورد بحث قرار گرفته است. سؤال اساسی آن است که آیا مفاهیم اطلاعات و دانش در بافت های گوناگون معانی متفاوتی دارند و نقش بافت در شناخت اطلاعات و دانش چیست؟ اینها پرسش هایی است که در این جستار کوتاه به آن پرداخته شده است.
نقش اضطراب صفتی در اثربخشی بازخورد به کوشش های موفق و ناموفق بر یادگیری تکلیف کنترل نیرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر اضطراب صفتی و بازخورد بر یادگیری تکلیف کنترل نیرو بود. 48 شرکت کننده بر اساس نمره اضطراب صفتی و بازخورد ارائه شده به چهار گروه تقسیم و در مرحلة اکتساب به تولید نیروی ملاک پرداختند. 24ساعت بعد آزمون های یادداری و انتقال گرفته شد. یافته های مرحله اکتساب نشان داد، اثر بلوک های تمرینی معنادار بود اما بین گروه ها در این مرحله تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتایج آزمون های یادداری و انتقال نیز نشان داد، برای افراد با اضطراب صفتی بالا، ارائه بازخورد به کوشش های موفق و برای افراد با اضطراب صفتی پایین، ارائه بازخورد به کوشش های ناموفق منجر به یادگیری بیشتری شد. یافته های پژوهش حاضر روشن ساخت هنگام ارائة بازخورد، توجه به سطح اضطراب فراگیران به منظور دست یابی به یادگیری بیشتر ضروری می باشد.
تحلیل عوامل انگیزاننده حمایت ورزشی در استان همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی عوامل انگیزاننده حمایت ورزشی در استان همدان بود. پژوهش حاضر از نظر روش تحقیق، توصیفی- پیمایشی بود. تعداد 243 مدیر (123 مدیر شرکت و 120 مدیر ورزشی) به پرسشنامه محقق ساخته شامل 33 گویه با مقیاس پنج ارزشی لیکرت پاسخ دادند که روایی صوری و محتوایی آن به وسیله متخصصان و پایایی آن در یک مطالعه مقدماتی بین 30 نفر از مدیران ورزشی و شرکت ها با استفاده از آلفای کرونباخ 93/0 محاسبه شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی به منظور شناسایی عامل های انگیزاننده حامیان ورزشی استفاده شد. نتایج پژوهش شش عامل شامل عوامل ساختاری، تبلیغاتی، تسهیلاتی، محیطی، فرهنگی و مدیریتی را به عنوان عوامل موثر انگیزاننده در حمایت ورزشی از دیدگاه مدیران شرکت ها و مدیران ورزشی و تحلیل عاملی تأییدی برازش مناسب مدل را نشان داد. با توجه به اینکه حمایت مالی یکی از مهم ترین منابع مالی برای سازمان های ورزشی است، به مدیران ورزشی و شرکت ها پیشنهاد می شود که با آگاهی از دانش بازاریابی ورزشی، ارائه طرح های حمایتی مناسب و مزیت های ارائه شده به حامیان، شرکت ها را برای ورود به عرصه حمایت ورزشی ترغیب کنند.
بررسی رابطه الگوی غذایی و افسردگی در بزرگسالان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افسردگی، نوعی اختلال شایع روانی است که تغذیه در بروز، پیشگیری و درمان آن نقش دارد. در مطالعات گذشته بین افسردگی و دریافت برخی مواد مغذی و غذاها رابطه پیدا شد ولی نتایج متناقض بودندکه علت این تناقضات، نادیده گرفتن الگوی رژیم غذایی افراد می باشد. هدف از انجام این مطالعه مروری تعیین رابطه الگوی غذایی و افسردگی می باشد. روش کار: با به کار بردن کلید واژه های(depression OR anxiety) AND (diet OR nutrition OR food) AND (pattern OR habit OR behavior) در بانک های اطلاعاتی(SID, Science Direct, PubMed , Scopus Elsevier) تعداد 352 مقاله به دست آمد. پس از حذف مقالات تکراری و غیرمرتبط، تعداد 19 مقاله با متن کامل که در بازه زمانی بین سال های 2009-2015 منتشر شده بودند، به مطالعه ورود پیداکردند. یافته ها: از کل مطالعات یافت شده 4 مطالعه مقطعی، 11 مطالعه کوهورت، 3 مطالعه مورد-شاهدی بودند. در تمام این مطالعات الگوی غذایی با پرسشنامه بسامد خوراک، یاد آمد 24 ساعته، ثبت غذایی و افسردگی توسط پرسشنامه معتبرCES-D و یا تشخیص پزشک مورد سنجش قرار گرفته شده بود. در کل دو نوع الگوی غذایی شناسایی شد: الگوی غذایی سالم و الگوی غذایی ناسالم. الگوی رژیم سالم به طور معنی داری با کاهش خطر افسردگی همراه است در حالی که بین الگوی غذای ناسالم و افسردگی ارتباطی دیده نشد. نتیجه گیری: بنا بر نتایج، دریافت بالای میوه، سبزی، ماهی و غلات کامل ممکن است با کاهش خطر افسردگی همراه باشد. اگر چه به نظر می رسد انجام مطالعات دقیق تر و بیشتری برای تایید این یافته ها نیاز است.
تأثیر هشت هفته تمرینات 11+ فیفا بر متغیر های نیروی عکس العمل زمین هنگام حرکت فرود تک پا در بازیکنان فوتبال مرد جوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته تمرینات 11+ فیفا بر متغیر های نیروی عکس العمل زمین هنگام حرکت فرود تک پا در بازیکنان فوتبال مرد جوان بود. بدین منظور، 24 بازیکن فوتبال زیر 21 سال به صورت تصادفی به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند و گروه تجربی به مدت دو ماه تحت تمرینات 11+ فیفا قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که حداکثر مقدار مؤلفه های عمودی، قدامی خلفی و داخلی خارجی نیروی عکس العمل زمین در پس آزمون گروه تجربی، به طور معناداری کاهش یافته است. در مقابل، زمان رسیدن به حداکثر مقدار مؤلفه های نیروی عکس العمل زمین افزایش پیدا کرده است. به طورکلی،می توان عنوان کرد که احتمالاٌ برنامه تمرینات 11+ فیفا می تواند تأثیر مثبتی بر تعدیل عوامل خطرساز آسیب زانو داشته باشد.
تأثیر 12 هفته تمرینات هوازی شدت متوسط بر تراکم استخوانی و شاخص های سرمی استخوان در زنان یائسة کم تحرک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر 12 هفته ای تمرین هوازی با شدت متوسط بر تراکم مواد معدنی استخوانی مهره های کمری و گردن ران و نیز سطوح سرمی کلسیم و فسفر در زنان یائسة کم تحرک بود. جامعة آماری این پژوهش را زنان یائسة سالم و کم تحرک 55 تا 70 ساله شهرستان ارومیه تشکیل دادند. جهت انجام پژوهش، 20 زن یائسة سالم و کم تحرک داوطلب و واجد شرایط (با میانگین سنی 12/2±60 سال، قد 17/6±71/156 سانتی متر، وزن 28/10±47/72 کیلوگرم و شاخص تودة بدن 24/3±46/29 کیلوگرم بر مترمربع) به صورت تصادفی در دو گروه فعالیت ورزشی (11 زن) و کنترل (نه زن) قرار گرفتند. گروه فعالیت ورزشی به مدت 12 هفته، هر هفته سه جلسه و در هر جلسه به مدت 50 تا 60 دقیقه تمرین هوازی پیاده روی و دوی سبک با شدت 65 الی 70 درصد حداکثر ضربان قلب را در نوبت صبح اجرا کرد، اما گروه کنترل در هیچ مداخله ای شرکت نداشت. شایان ذکر است که 24 ساعت قبل و نیز پس از 12 هفته برنامة تمرینی، به منظور اندازه گیری تراکم استخوانی و شاخص های سرمی، به ترتیب دانسیتومتری و نمونه گیری خون از گروه فعالیت ورزشی و کنترل به عمل آمد. همچنین، ارزیابی تراکم استخوانی مهره های کمری و گردن ران با دستگاه دگزا انجام شد و ارزیابی سطوح سرمی کلسیم و فسفر به ترتیب با دستگاه های اتوآنالایزر و بیوتکنیکال این استرومنت ایتالیا صورت گرفت. علاوه براین، اطلاعات مربوطه با به کارگیری روش آماری توصیفی و استنباطی آنکوا در سطح معناداری (0.05≥P) و با استفاده از نرم افزار اس. پی. اس. اس نسخة 23 تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان می دهد که در گروه فعالیت ورزشی در مقایسه با گروه کنترل پس از 12 هفته تمرین هوازی شدت متوسط، تفاوت معناداری در تراکم استخوانی مهره های کمری و گردن ران، تی اسکور مهره های کمری و گردن ران و نیز سطوح سرمی کلسیم و فسفر مشاهده نمی شود (P>0.05). نتایج درون گروهی نیز تفاوت معناداری را در هیچ یک از متغیرها نشان نمی دهد (P>0.05). به طورکلی، یافته ها بیانگر آن است که 12 هفته برنامة فعالیتورزشی هوازی با شدت متوسط مانند پیاده روی و دوی سبک، تأثیری بر تراکم استخوانی و سطوح سرمی کلسیم و فسفر ندارد.
بررسی رابطه هوش اخلاقی و رضایت شغلی با سلامت روان در بین حسابداران و مدیران مالی شرکت های شهرک صنعتی مشهد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بسیاری از سازمان ها بر اهمیت کارکنان به عنوان مهم ترین دارایی خود تاکید دارند. پیشرفت و توسعه علم روان شناسی در دهه های اخیر به ویژه در حوزه های سلامت، اخلاق و رضایت مندی شغلی، نقش مهم و اثربخشی را به دنبال داشته است. روش کار: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش اخلاقی و رضایت شغلی با سلامت روان در حسابداران و مدیران مالی شرکت های شهرک صنعتی مشهد طراحی و اجرا شد. جامعه ی آماری به تعداد 251 نفر می باشد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران، 151نفر برآورد شده است. روش نمونه گیری به صورت تصادفی می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه های هوش معنوی، رضایت شغلی و سلامت عمومی بودند. از آزمون های r پیرسون و رگرسیون چند متغیره برای تحلیل داده ها استفاده شده است. یافته ها: نتایج تحقیق در سطح خطای 01/0 نشان می دهد که هوش اخلاقی تأثیری بر سلامت روانی نداشته اما رضایت شغلی در تعیین سلامت روانی، موثر بوده است. نتایج حاکی از این بود که بین هوش اخلاقی و سلامت روان از لحاظ آماری ارتباط معنی داری وجود ندارد ولی بین هوش اخلاقی و رضایت شغلی و نیز سلامت روان و رضایت شغلی از لحاظ آماری ارتباط معنی داری وجود دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج، رضایت شغلی می تواند رضایت روان را در بین حسابداران و مدیران مالی، افزایش دهد.
تحلیل و نقد توجیه های عرفانی استغفار پیامبر اکرم (ص) با تاکید بر حدیث «لَیُغَان»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حدیث «لَیغَان» نمونه ای از نصوص دینی است که برداشت ظاهری از آن با مقام اخلاقی و عرفانی رسول اکرم (ص) ناسازگار است. در این حدیث که در جوامع روایی اهل تسنن و شیعه از پیامبر اکرم (ص) نقل شده آمده است: در هر روز حجابی مانند ابر جلوی قلب مرا می گیرد و به همین دلیل روزی هفتاد بار استغفار می کنم. این مقاله ضمن گردآوری، تحلیل، رویکردشناسی و ارزیابی انواع برون رفت های اخلاقی و عرفانی در زمینه ناسازگاری استغفار رسول خدا (ص) با مقام اخلاقی و عرفانی آن حضرت، صحت و سقم احتمال های گوناگون را اعتبارسنجی کرده و به این دیدگاه راه یافته است که از میان بیست وسه تفسیر عرفانی فقط دو برون رفت می تواند توجیهی مناسب برای استغفار رسول اکرم (ص) باشد: تفسیر حدیث به استغفار از پایین تر از مقام احدیت که مقام اختصاصی رسول خدا (ص) است، و تفسیر آن به تمکن و استقامت در مقام احدیت و عدم تلوّن در آن. این دو برون رفت نه تنها با عصمت آن حضرت ناسازگاری ندارد که با منزلت های فراتر از عصمتی که در نبوت شرط است، سازگار است.
تأثیر سیاست چرخش اجباری حسابرس بر حق الزحمه حسابرسی، شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
تحلیل الگوهای وابستگی و واژگان نمایانگر روابط کتابشناختی در خانواده های کتابشناختی بر پایه مدل مفهومی اف آر بی آر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: خانواده های کتابشناختی، مجموعه آثاری هستند که در طول زمان و در ارتباط با یک اثر اصلی خلق می شوند. وابستگی ها انواع گوناگونی در سلسله مراتب خانواده کتابشناختی دارند و واژگانی که نوع وابستگی را می نمایاند بسیار متنوع اند. این پژوهش با هدف تحلیل و شناسایی انواع وابستگی ها و نیز واژه های نمایانگر آنها در خانواده های کتابشناختی شاهنامه فردوسی، مثنوی معنوی، دیوان حافظ و گلستان سعدی به انجام رسیده است. روش : پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را پیشینه های کتابشناختی خانواده های پر عضو حوزه ادبیات فارسی («شاهنامه فردوسی»، «دیوان حافظ»، «مثنوی معنوی» و«گلستان سعدی») تشکیل می دهد. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی نظام مند، برای خانواده شاهنامه فردوسی، ۳۵۱؛ دیوان حافظ، ۳۴۶؛ مثنوی معنوی، ۳۲۰؛ و گلستان سعدی ۳۰۵ نمونه انتخاب شد. یافته ها: در ۴۱/۶۳ درصد از پیشینه های مورد بررسی، حداقل یک وابستگی شناسایی شد که بیشترین آنها از نوع اشتقاقی بود. وابستگی هایی همچون «برگزیده» با ۹/۱۹، «بازنگری» با ۳/۱۷، «براساس نسخه خاص» با ۷/۱۴، «شرح» با ۶/۱۱و «اقتباس» با ۱/۹ درصد جزء فراوان ترین انواع وابستگی های حوزه ادبیات فارسی شناسایی شد. همچنین، ترتیب وابستگی ها در همه خانواده ها متفاوت بود. اغلب وابستگی های سطح بیان با واژه های متفاوتی در پیشینه ها حضور داشتند. توجه به واژه های پربسامد شناسایی شده در این پژوهش و به کار گیری فایل دسته بندی شده از واژگان نمایانگر انواع وابستگی ها می تواند گام مؤثری در زمینه دسته بندی و مدیریت خودکار بخش بزرگی از پیشینه های هر خانواده کتابشناختی به حساب آید و نیز سبب تقویت استاندارد توصیف و دسترسی به منابع (آر. دی. ا) و ساختارمندی واژگانی در عنوان قراردادی گردد.
وجوه اشتراک موضوعی در حوزه های علمی فعال مدیریت دانش براساس شاخص مرکزیت بینابینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی ساختار موضوعی حوزه مدیریت دانش و تعیین جایگاه حوزه های علمی فعال در این زمینه (حوزه های دارای بیشترین تعداد مدارک علمی و کلیدواژه ها)؛ با تحلیل کلیدواژه های مدارک موجود در پایگاه وب آوساینس است.
روش/ رویکرد پژوهش: از روش تحلیل هم واژگانی برای بررسی ساختار موضوعی حوزه مدیریت دانش، به منظور نشان دادن وضعیت هم نشینی موضوعات از روش تحلیل شبکه، و از محاسبه شاخص جاکاردی برای میزان شباهت موضوعی حوزه های مرتبط استفاده شده است.
یافته ها: از بین سه حوزه علمی فعال در زمینه مدیریت دانش، حوزه ""سامانه های اطلاعاتی"" بیشترین کلیدواژه های با مرکزیت بالا را به خود اختصاص می دهد و بعد از آن به ترتیب، حوزه های ""مدیریت"" و ""علم اطلاعات و دانش شناسی"" قرار دارند. knowledge sharing مرکزی ترین کلیدواژه در سه حوزه مورد بررسی است. میانگین شاخص جاکاردی حوزه ها به صورت دو به دو نشان می دهد که بیشترین شباهت، مربوط به حوزه های ""مدیریت"" و ""علم اطلاعات و دانش شناسی"" و بعد از آن، حوزه های ""سامانه های اطلاعاتی"" و ""علم اطلاعات و دانش شناسی"" است.
نتیجه گیری: ارائه تعریفی انتزاعی از مدیریت دانش با استفاده از کلیدواژه های دارای مرکزیت بالا از مهم ترین نتایج این پژوهش است که به تعریف دالکر بسیار نزدیک است.
مدیریت دانش و ارائه مدلی نو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله، بررسی مجدد مدیریت دانش و اهمیت آن و بازنگری در این باره است.
روش: در این پژوهش با اتکاء به متون و طرح ها و مدل های ارائه شده، نویسنده به ارائه مدلی جدید می پردازد.
یافته ها: یافته های پژوهش در ارائه تعریفی نو و ارائه مدلی جدید خلاصه می شود. نویسنده معتقد است که دانش برگرفته از واقعیت های بیرونی است و جهان خارج اولین شکل دهنده تصویرها و تصورات ذهنی ما است. آنگاه انسان با تجربیات قبلی خود و دیگران به پردازش و تکمیل آن می پردازد و مجدداً آن را بیرونی می کند و با مشارکت و همدلی از آن استفاده می نماید و در این مسیر به داشته های قبلی می افزاید. دو عنصر سرمایه فکری و سرمایه اجتماعی در این باروری تأثیر فراوانی دارد و اصولاً مدیریت دانش بر آن مبتنی است و بدون آن معنا ندارد و محقق نمی شود. علم نافع همان دانش است که بر اثر فزونی آن باید آن را مدیریت کرد تا در اَسرع وقت بتوان به حداکثر استفاده رساند. در دنیای امروز با توجه به وفور اطلاعات و دانش و علاقه شدید به سودآوری و استفاده بهینه از زمان، مدیریت دانش امری جدی در سازمان است و برای آن الگوهای فراوانی تهیه شده است. در پایان نویسنده مدلی هشت ضلعی مبتنی بر واقعیت بیرونی، سرمایه فکری و اجتماعی و امور مدیریتی ارائه می دهد.
اصالت/ارزش: اصالت این مقاله در ارائه مدلی جدید به همراه تعریفی جدید از مدیریت دانش است.
تعهد سازمانی در پرتو توسعه توانمندسازی روانشناختی کارکنان در کتابخانه های دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تعهد سازمانی نگرش کارکنان نسبت به سازمان است که ضمن مشخص کردن رابطه بین آنها، در تصمیم گیری درباره ادامه یا لغو عضویت افراد در سازمان مؤثر است. از جمله متغیرهایی که تأثیر زیادی در توسعه تعهد سازمانی در کارکنان دارد، توانمندسازی روانشناختی کارکنان است. هدف مقاله حاضر بررسی رابطه بین تعهد سازمانی و توانمندسازی روانشناختی در کتابداران کتابخانه های دانشگاه فردوسی مشهد است. روش: این پژوهش از نوع کاربردی است که با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش را کتابداران کتابخانه های دانشگاه فردوسی مشهد تشکیل می دهد. برای گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه تعهد سازمانی آلن و مایر (۱۹۹۰) شامل سه بعد تعهد عاطفی، تعهد مستمر و تعهد هنجاری و پرسشنامه توانمندسازی روانشناختی اسپریتزر (۱۹۹۵) شامل ۵ بعد احساس خود کارآمدی (شایستگی)، احساس خودمختاری، احساس تأثیرگذاری، احساس معنادار بودن و اعتماد بهره گرفته شد. یافته ها: میانگین تعهد سازمانی و توانمندسازی روانشناختی کتابداران در کتابخانه های دانشگاه فردوسی در حد متوسط است. بین توانمندسازی روانشناختی کتابداران و تعهد سازمانی آنها رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد، بین وضعیت استخدامی و سابقه کاری کتابداران با توانمندسازی روانشناختی و همچنین سابقه کاری کتابداران با تعهد سازمانی آنها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
چرایی شکل گیری و تداوم جریان منع برده فروشی در عصر قاجار با تکیه بر تحلیل گفتمانیِ یادداشت های امیرکبیر و جَستِن شِیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریان منع برده فروشی که از اواخر قرن هجدهم میلادی/دوازده هجری قمری از فرانسه آغاز شده و به تدریج سراسر اروپا را فراگرفته بود، در ابتدای قرن نوزدهم میلادی به آسیا و منطقه خلیج فارس نیز رسید. سردمدار هدایت این جریان در خلیج فارس، انگلیسی ها بودند که از هر طریقی سعی در تثبیت بیشتر موقعیت و حفظ منافع خویش در منطقه داشتند. این مبارزه تا اوایل قرن بیستم میلادی/ چهاردهم هجری قمری ادامه یافت.
چرایی شکل گیری و تداوم تقریباً به مدت یک قرن این جریان، مسئله ای تأمل برانگیز است که در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف به آن پرداخته ایم. این روش رویکرد تحلیل متنی دارد و متون را به مثابه نمودار حساس فرآیندها، حرکت ها و گوناگونی های سیاسی و اجتماعی به کار می گیرد؛ بنابراین در پژوهش پیشِ رو، با انتخاب بخشی از یادداشت های امیرکبیر و جَستن شِیل وزیرمختار انگلیس در تهران - که در فاصلة بین 17 ربیع الثانی تا 10 جمادی الاول 1267 درباره منع برده فروشی به تحریر درآمدند - به تحلیل این جریان پرداخته و از این رهگذر، نفوذ و تسلط «گفتمان امپریالیسم» در مناسبات قدرت و درمقابل، ضعف حکومت مبتنی بر «گفتمانِ استبداد مطلقه» قاجار را از علل اصلی ایجاد و تداوم مبارزه با برده فروشی در این دوره برشمردایم.
مطالعه تحلیلی طرح واره های سازش نایافته اولیه در کودکان آزاردیده
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: فرآیند تحول کودک تابع تأثیر متقابل عوامل زیستی، روان شناختی و اجتماعی است و خانواده نقش بسیار اساسی را در این زمینه ایفا می کند. مطالعه پیشینه پژوهشی نشان می دهد که کودکان بیشتر از هرجایی در میان خانواده در معرض خطر خشونت و بدرفتاری قرار می گیرند و این آسیب های جسمی، جنسی، روانی و غفلت که به کودک وارد می شود وی را ازنظر روانی آشفته می کند و باعث ایجاد طرح واره ها و تفکرات غیرمنطقی در ذهن او می شود. طرح واره ها به عنوان عناصر شناختی، نقش مهمی را در سازمان دهی شخصیت و نحوه تفسیر تجربه های فرد از رویدادها ایفا می کنند.
روش : مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و مطالعه کتابخانه ای انجام شد. بدین منظور پایگاه های علمی با کلیدواژه های مرتبط با موضوع پژوهش مورد جستجو قرار گرفت و از اسناد و مقاله های به دست آمده مواردی که دارای اطلاعات معتبر علمی بودند مورد تحلیل، بررسی، مقایسه، تبیین و استنتاج قرار گرفتند.
تأثیر آموزش مهارت های ادراک دیداری بر حافظه دیداری کوتاه مدت کودکان با آسیب شنوایی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در ارتباط با توانایی های شناختی افراد با آسیب شنوایی، حافظه همواره موردتوجه متخصصان بوده است. به خصوص نقش حافظه دیداری در به یادسپاری و یادآوری علائم نشانه ای مانند حرکات دست در گفتار نشانه دار و زبان اشاره به کرّات موردپژوهش قرارگرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مهارت های دیداری بر حافظه دیداری کوتاه مدت کودکان پسر با آسیب شنوایی بود.
روش: طرح پژوهش آزمایشی، از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. بر این اساس از بین کل دانش آموزان با آسیب شنوایی پسر شهر تهران تعداد 36 نفر از دانش آموزان پسر 7 تا 10 سال مدرسه ناشنوایان باغچه بان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل جای دهی شدند. پس از 10 جلسه مداخله بر روی گروه آزمایشی، داده ها با استفاده از آزمون حافظه دیداری کیم کاراد (1945) جمع آوری شد.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارت های ادراک دیداری باعث بهبود حافظه دیداری کوتاه مدت در کودکان پسر با آسیب شنوایی گردیده است.
نتیجه گیری: جهت تقویت حافظه دیداری در کودکان با آسیب شنوایی می توان از مهارت های ادراک دیداری استفاده نمود؛ زیرا این مهارت های ادراکی باعث فعال سازی مناطق مربوط به حافظه دیداری و درنتیجه باعث تقویت حافظه دیداری می گردد.
رابطة ساده و چندگانه جهت گیری های انگیزشی با خودکارآمدی خلاق در دانش آموزان پسر سال سوم مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطة ساده و چندگانه پیشایندهای مهم جهت گیری های انگیزشی با خودکارآمدی خلاق در دانش آموزان پسر سال سوم دبیرستان های شهرستان رومشگان در سال تحصیلی 1394-1393 بود. پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. از این جامعة آماری، تعداد 200 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. به این صورت که در مرحلة اول از بین 13 دبیرستان پسرانه دولتی هشت دبیرستان به صورت تصادفی انتخاب شده و در مرحلة بعد از هر دبیرستان تعداد 25 نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شده اند. تعداد کل این جامعه 1642 نفر بودند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسش نامه های خودکارآمدی خلاق (CSEQ)، مقیاس هدف های پیشرفت (AGOS)، مقیاس جهت گیری انگیزشی بودند و داده های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی و تحلیل رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در پژوهش حاضر پایایی پرسش نامه های مذکور با استفاده از روش آلفای کرونباخ محاسبه شد. نتایج نشان داد که بین هدف تبحرگرا، هدف عملکردگرا، انگیزش درونی و انگیزش بیرونی با خودکارآمدی خلاق رابطه ای معنادار وجود دارد. در ضمن نتایج نشان داد که هدف تبحرگرا، هدف عملکردگرا، انگیزش درونی و انگیزش بیرونی می تواند به عنوان یک عامل در تعیین خودکارآمدی خلاق در نظر گرفته شود. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون به روش ورود هم زمان نشان داد که متغیرهای پیش بین 87/0 درصد از خودکارآمدی خلاق را تبیین می کند؛ که در سطح 01/0>p معنادار است.









