ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۰۱ تا ۱٬۲۲۰ مورد از کل ۵۶۰٬۳۵۷ مورد.
۱۲۰۱.

واکاوی نقش برنامه ریزی کاربری زمین به منظور تاب آوری اجتماعات شهری (مورد پژوهی: محله آبکوه شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۷۰
امروزه تاب آوری شهرها و محلات آن ها در مواجهه با بحران ها و بلایا از اصولی است که به طور معمول در فرآیند توسعه شهری، نادیده یا کم اهمیّت تلقی شده است. در این میان، برنامه ریزی کاربری زمین به عنوان ابزاری کلیدی، می تواند به بهینه سازی فضایی و ایجاد جوامع پایدار و تاب آور کمک نماید. طوری که با ایجاد تنوع و انعطاف پذیری در کاربری ها، هم جواری مناسب، طراحی فضاهای عمومی، سبز و غیره در محلات، می توان موجبات تقویت تاب آوری و کاهش آسیب پذیری آن ها در برابر بلایا را فراهم نمود. به همین منظور، پژوهش حاضر در راستای بررسی نقش برنامه ریزی کاربری زمین در سطح محله آبکوه شهر مشهد در راستای تاب آوری آن انجام شده است. در این پژوهش، با روش کمّی-کیفی، ماهیت توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر چهارچوب سنجشی، پرسش نامه هایی محقق ساخته براساس «طیف لیکرت» و با استفاده از فرمول «کوکران» بین 385 نفر از ساکنان محله آبکوه و همچنین با استفاده از روش «گلوله برفی» بین 20 نفر از متخصصان و نخبگان آشنا به این محله توزیع شده و برونداد آن ها با استفاده از آزمون «تی تک نمونه ای»، آزمون «همبستگی پیرسون» و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که بین مؤلفه های سازنده برنامه ریزی کاربری زمین محله آبکوه (شامل مؤلفه های اجتماعی، اقتصادی، کالبدی- زیرساختی و نهادی) و تاب آوری آن، رابطه ای معنادار، مستقیم و قوی وجود دارد که این امر نشانگر آن است که الگوی بهینه کاربری زمین در سطح این محله در عمل می تواند در ارتقای تاب آوری آن مثمرثمر باشد. همچنین با توجه به سطح معناداری و ضریب رگرسیون استانداردشده، مؤلفه کالبدی- زیرساختی (با ضریب 296/0) در قیاس با سایر مؤلفه ها، می تواند تأثیر بیشتری بر ارتقای تاب آوری در سطح محله آبکوه شهر مشهد داشته باشد اما با این وجود، برنامه ریزی کاربری زمین محله (پایین بودن میانگین آن از 3) از تاب آوری لازم برخوردار نیست.
۱۲۰۲.

Diasporic Restlessness in John Fowles’s The Magus: A Post-Colonial Reading(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۳
This article examines how identity, nostalgia, and belonging impact Nicolas Urfe in John Fowles’s The Magus (1965). Drawing upon Homi Bhabha’s “Hybridity”, Stuart Hall’s “Cultural Identity”, and William Safran’s “Myth of Homeland”, the objective of this article is to recognize the futility underlying Nicolas’s relentless endeavors to establish a sense of belonging and reconcile with his inner turmoil and inherent desire in order to reveal the origins of his internal conflicts, such as anxiety, restlessness, and rootlessness. The significance of this article lies in its endeavor to analyze the diasporic experience on an individual ground that does not align with the typical paradigms of Nicolas’s relocation. This article also explores whether Nicolas feels a sense of belonging to a particular place that he can consider as home. We try to respond to two fundamental questions, namely what influences exist behind the adoption or rejection of a new self-identity by Nicolas in Fowles’s The Magus?, and does Nicolas with multi-layered identity associate with both native land and hostland, namely England and Greece, respectively in Fowles’s The Magus? In order to fill the existing gap, we explore how Nicolas’s identity oscillates between pre-immigration and post-immigration spaces, namely England and Greece, respectively.
۱۲۰۳.

بررسی اندیشه های رواداری هخامنشیان در گفتار محمدرضاشاه پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۷
یکی از مهم ترین میراث حکومت هخامنشیان که از سوی محمدرضاشاه پهلوی بسیار تبلیغ گردید، اندیشه های رواداری این حکومت بوده است. با توجه به بازنمایی بالای این اندیشه ها در گفتار محمدرضاشاه پهلوی، هدف این پژوهش آن است که چگونگی بازتاب اندیشه های رواداری هخامنشیان را در گفتار محمدرضاشاه پهلوی بررسی کند. از این رو مقاله حاضر درصدد است تا با روش توصیفی-تحلیلی به این سوال اصلی پاسخ دهد که اندیشه های رواداری هخامنشیان چه نمودها و جلوه های در گفتار محمدرضاشاه پهلوی داشته اند؟ یافته های این بررسی نشان می دهد که مهم ترین جلوه های گفتاری محمدرضاشاه پهلوی نسبت به اندیشه های رواداری هخامنشی شامل معرفی تمدن ایران به عنوان تمدن بنیان گذار اندیشه های حقوق بشری در جهان، خوانش بشردوستانه از نظام شاهنشاهی ایران و پیوند زدن اقدامات حکومت پهلوی دوم به اندیشه های مداراجویانه هخامنشی بوده است. به طور کلی باید گفت که محمدرضاشاه پهلوی با آگاهی از محبوبیت اندیشه های رواداری هخامنشیان در نزد جامعه جهانی، کوشید نوعی مشروعیت مبتنی بر این اندیشه های را برای نظام شاهنشاهی پهلوی بازسازی و تعریف کند.
۱۲۰۴.

تحلیل محتوای کتاب های عربی متوسطه دوم انسانی و میزان معرفی مؤلفه های فرهنگ زبان عربی بر اساس نظریه های بومی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۵
یادگیری زبان دوم در دنیای امروز امری ضروری است، بنابراین استفاده از محتوایی که هویت، فرهنگ، ملیت، عقاید، ارزش ها، هنجارها و آداب ورسوم زبان دوم را نشان دهد بسیار مهم است. کتاب های عربی متوسطه دوم انسانی به عنوان منبع اصلی آموزش زبان دانش آموزان، طبق سیاست و برنامه ی درسی کشور تألیف شده است. پژوهش حاضر، قصد دارد ضمن نشان دادن میزان و فراوانی های ابعاد هویت ملی ایران، به نقد کمبود فرهنگ عربی در محتواهای کتاب های عربی متوسطه دوم انسانی به روش توصیفی - تحلیلی با بسامد گیری مؤلفه های فرهنگی بپردازد. در بررسی طبق نظریات بومی سازی در حوزه آموزش زبان روشن می شود که عناصر فرهنگ ایرانی- اسلامی در این کتاب ها بکار رفته است؛ اما ازآنجاکه فرهنگ زبان عربی جزء جدایی ناپذیر زبان است، نمی توان بدون توجه به فرهنگ، آداب ورسوم، ارزش های فرهنگ عامه عرب ها انتظار آموزش کاملی به دانش آموزان داشت. یافته ها روشن می کند بعد ملی با فراوانی 44% عدد در سال یازدهم، سپس فرهنگ ایرانی-اسلامی با فراوانی 56% در سال یازدهم و بعد مذهبی-اسلامی با فراوانی 48% در سال یازدهم و بعد جغرافیایی با فراوانی 44% در سال دوازدهم و بعد نمادهای ملی با فراوانی 87.5% در سال یازدهم قرار دارند. بعد سیاسی و بعد خرده فرهنگ ها با فراوانی 46% و 71% در سال های یازدهم و دوازدهم قرار دارند. بعد نمادهای ملی در سال دوازدهم با فراوانی صفر به چشم می خورد.  
۱۲۰۵.

The Crises of the Sciences and Skills and Objects Themselves(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۱
For Edmund Husserl, the crisis of the modern sciences consists in the reduction of beings and the world to the mathematically measurable. Yet the lifeworld with its things that we fashion and use with our hands is no less real than the objects of science, and the scientific attitude is always nested within this lived world. Martin Heidegger by contrast finds the major source of our crisis in the Cartesian conception of subject and world. This has culminated in Nietzschean theory of the will to power, which in its unity with technology has despoiled our environment. In all of this Heidegger retains a tenderness for the small-scale products of human handiwork, which are preferable to machines and machine tools. In his own philosophy of technology Gilbert Simondon shares some of these concerns, whilst contending that technological objects have untapped potentials in relation to those who invent, use and develop them. Common to all these philosophies is a worry about abstract theory and mechanization reducing our direct engagement with things. This worry is compounded by a sociocultural tendency identified by Matthew Crawford, a tendency to denigrate a career in the practical trades. Drawing on Crawford’s experience of manual engagement in the world, I argue that a revalorization of such skilled work and of caring and repairing would help to ameliorate the climate and pollution crises and improve our lives. Many of our problems come from the discarding of things through our carelessness or through planned obsolescence by their makers.
۱۲۰۶.

علل تخریب محیط زیست و پیامدهای آن بر رفتارهای محیط زیستی (مورد مطالعه: روستاهای طوالش در غرب گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۵
با چالش برانگیزشدن مشکلات محیط زیستی در نواحی روستاییِ برخوردار از اکوسیستم های طبیعیِ متنوع، ماهیت محلی تخریب محیط زیست نیز قابل تأمل است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر عوامل بیرونی و طبیعیِ تخریب محیط زیست بر رفتارهای محیط زیستی روستاییان در مناطق روستایی شهرستان های تالش، رضوانشهر و ماسال است که به روش کیفی انجام شده است. جامعه مطالعاتی شامل 45 نفر از روستاییان و کارشناسان است که به شیوه نمونه گیری هدفمند و حداکثر تنوع انتخاب شدند. داده های حاصل از مصاحبه نیمه ساخت یافته با تکنیک تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی جهت دار تحلیل شدند. اعتبار تحقیق به شیوه های باورپذیرکردن گزینشی و ارزیابی اعتبار به روش ارتباطی حاصل شد. براساس مفهوم «وجود مسائل عینی تخریب محیط زیست» به عنوان مفهوم تعدیلی برگرفته از نظریه ارزش های مادی/فرامادی اینگلهارت، 5 مقوله عمده، 7 زیرمقوله و 8 کد استخراج شدند. طبق یافته ها، برداشت بی رویه منابع طبیعی، انباشت زباله و پسماند در جنگل و سواحل دریا، قاچاق منابع طبیعی، تصرف و تغییر کاربری اراضی طبیعی به عنوان مهم ترین مسائل عینی تخریب محیط زیست شناسایی شدند. نتایج حاکی از آن است که وجود مسائل عینی تخریب محیط زیست بر رفتارهای محیط زیستی روستاییان تأثیر معکوس داشته و رفتارهای مخربانه محیط زیستی در نواحی روستایی فراگیر شده است. گزاره نظری حاصل از مجموع یافته ها بدین شکل تدوین شد: «در نواحی روستایی، بهره برداری سازمان یافته با غلبه نگاه تجاری، بازنمودی از مدیریت ناپایدار منابع طبیعی است. ضمن این که معضل سایت های دفع زباله، قاچاق چوب درختان جنگلی، بهره برداری معیشتی روستاییان از منابع طبیعیِ در دسترس به موجب قائل بودن به حق بهره مالکانه و بحران های طبیعی به اشکال متعدد و در سطوح گسترده و محدود اما فراگیر، فرصت های تخریب مضاعف محیط زیست را می گستراند». سازمان های مسئول به مسئله مندی تخریب محیط زیست و مرتفع نمودن علل آن توجه جدی نشان دهند. سیاست گذاری های بهره برداری از منابع طبیعی باید در راستای حفاظت پایدار از طبیعت بازنگری شود. این مهم مستلزم انجام مطالعات جامع است .  
۱۲۰۷.

نقش کمیته حقوق بشر در توسعه فرامیثاقی حقوق بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۰۵
زمینه و هدف: در حقوق بین الملل، ایجاد قواعد حقوقی عمدتاً در صلاحیت دولت هاست و نهادهای معاهده ای عموماً نقش نظارتی دارند. کمیته حقوق بشر به عنوان نهاد ناظر بر اجرای میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، ظاهراً از صلاحیتی محدود برخوردار است. با این حال، ظرفیت های موجود در میثاق و نظام حقوق بین الملل امکان ایفای نقشی فراتر از نظارت صرف را برای این نهاد فراهم می سازد. هدف این پژوهش بررسی نقش کمیته حقوق بشر در توسعه فرامیثاقی حقوق بین الملل است. مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی می باشد و روش جمع آوری اطلاعات بصورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است. ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها:یافته های تحقیق نشان می دهد کمیته حقوق بشر از طریق رویه های تفسیری و اقدامات نظارتی خود، دامنه تعهدات دولت های عضو را فراتر از مفاد صریح میثاق تفسیر کرده و به ارتقای استانداردهای حقوق بشری پرداخته است. نتیجه : نتایج پژوهش حاکی از آن است که کمیته حقوق بشر با مشارکت در شکل گیری حقوق نرم و جهت دهی به رفتار آتی دولت ها، علیرغم محدودیت های صلاحیتی، نقشی مستقیم و غیرمستقیم در توسعه فرامیثاقی حقوق بین الملل ایفا می کند.
۱۲۰۸.

کارکرد هوش فرهنگی در آموزش زبان عربی مورد مطالعه : دبیران عربی مقطع متوسطه شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۸
هوش فرهنگی به عنوان یکی از انواع هوش بر مبنای درک عمیق از ارزش ها، باورها و رفتارهای متفاوت فرهنگی انسان ها استوار است و دارای سه مؤلفه اصلی 1- فراشناختی،2-شناختی، 3-انگیزشی و رفتاری است. این نوع از هوش در ارتباطات زبانی میان زبان های مختلف تقویت می گردد. فرآیند یادگیری درس «عربی زبان قرآن» عمدتاً تحت هدایت دبیران شکل می گیرد و زمانی به نتایج مطلوب منجر می شود که دانش آموزان در محیطی پویا، تعاملی و معنادار قرار داشته باشند، در برنامه درسی مقاطع متوسطه اوّل و دوّم، دبیران عربی در روند تدریس و یادگیری نقش بسیار مؤثری ایفا می کنند و اگر از سطح بالایی از هوش فرهنگی برخوردار باشند، قادر خواهند بود فرصت های مناسبی برای تمرین و تقویت مهارت های زبانی دانش آموزان فراهم کنند. این پژوهش به بررسی میزان هوش فرهنگی دبیران درس عربی و تأثیر آن بر موفقیت در تدریس پرداخته است. جامعه آماری تحقیق شامل ۵۳ دبیر مقطع متوسطه اول و دوم شهر قم بوده که به پرسشنامه طراحی شده پاسخ داده اند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و بر اساس معیارهای مشخص انجام شده است. بر اساس نتایج پژوهش، سطح هوش فرهنگی دبیران عربی به شکل قابل توجهی بالاتر از میانگین ارزیابی شده که این امر تأثیر مثبتی بر کیفیت تدریس زبان دوم یا خارجی دارد، در بررسی هوش فرهنگی دبیران درس عربی، مشخص شد که عامل های سازگاری فرهنگی و دانش کلامی بالاترین میانگین را به خود اختصاص داده اند. دیگر متغیرها شامل شناخت فرهنگی، دانش فرهنگی و تعاملات اجتماعی تقریباً به طور یکسان در شکل گیری هوش فرهنگی دبیران نقش دارند. به همین دلیل، از میان ابعاد هوش فرهنگی، عامل های سازگاری فرهنگی و دانش کلامی دارای میانگین بیشتری هستند.  
۱۲۰۹.

تحلیل محتوای معنوی و تربیتی سوگ سروده های لری در مجالس عزاداری حسینی شهر دهلران، استان ایلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۸
سوگ سروده های حسینی، یک فراوری انسانی و غیر قدسی اند که متشکل از باورها و اعتقادها به پاسداشت فرهنگ، هویت و معارف حسینی بوده و مبتنی بر شعر روایی توصیفی (دوبیتی) است. پژوهش حاضر، از نوع تحقیقات کاربردی تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای و به شیوه میدانی؛ مشاهده مستقیم و ثبت اشعار سوگ سروده های محلی زنان لُر (چایِنه محرم و صفر) در مجالس عزاداری حسینی گردآوری شد. نتایج نشان داد که درون مایه معنوی و تربیتی سوگ سروده ها، شامل خداباوری، توسل به حضرت سیدالشهدا امام حسین ارادت و احترام به مقام شامخ و ارزش الهی و معنوی امام حسین، اولاد و اصحابش، شکرگزاری و رضایت از قضا و قدر خداوند در حادثه عاشورا، صبر برمصائب اهل بیت حسینی، نمایان کردن ظلم و شقاوت سپاه عمربن سعد در دشت کربلا، صبر زینبی(س) و رشادت های اهل کاروان و شهدای دشت کربلا، به ویژه حضرت عباس، علی اکبر و قاسم، مظلومیت شهدای دشت نینوا، به ویژه حضرت امام حسین و علی اصغر، عشق، شور و تداوم راه و عزت حسینی، ظلم ستیزی، عافیت طلبی و طلب شفاعت از امام حسین بودند. همچنین در سوگ سرودها، برمضامین مشترکی، همچون شیون و گریه، شهید و شهادت، اسارت، تشنگی، گهواره، خون، نیزه، خیمه و عَلَم تاکید شده بود.
۱۲۱۰.

Redefining the Legitimacy of Military Interventions in Contemporary Conflicts: The Role of the ICJ and Global Institutions in the June 2025 Israel’s Attack on Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۸
This study reconsiders the normative boundaries of legitimate military intervention through the lens of the recent twelve-day international armed conflict between Iran and Israel and the controversial involvement of the United States Or in a more legal sense, the twelve-day armed aggression of Israel and United States of America against Islamic Republic of Iran. The central research questions ask: The central idea of the present research is to find an appropriate answer to the question of whether existing international legal frameworks, including the UN Charter, customary international law, and ICJ jurisprudence, can sustain their regulatory authority over state conduct in asymmetric conflicts. Moreover, can interventions that are justified as anticipatory or collective self-defense be reconciled with the prohibition on the use of force under Article 2(4) of the UN Charter? The hypothesis posits that existing legal instruments inadequately address the realities of contemporary conflicts, where political expediency often eclipses legal restraints. Adopting a doctrinal and case-based methodology, the present article examines relevant ICJ cases, UN records, and state practice. It finds a growing divergence between legality and legitimacy, revealing an urgent need to redefine intervention standards through enforceable norms and coherent adjudication.
۱۲۱۱.

چیستی حکمرانی انسان پایه و ویژگی های آن از منظر قرآن در مواجهه با انگاره های حکمرانی مدرن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۹
این پژوهش با تحلیل قرآنی حکمرانی انسان پایه، به بازخوانی الگوی قرآنی در برابر انگاره های مدرن حکمرانی می پردازد. مسئله اصلی، تبیین الگویی است که برخلاف دولت هابزی و ساختارهای بوروکراتیک مدرن، نسبت حقیقی انسان با حیات اقتصادی، خانوادگی و اجتماعی را حفظ می کند. تلقّی خلافتی از امامت و قرائت مدرن از ولایت فقیه در چارچوب دولت متمرکز، انسان را از فاعل کنش گر به ابزاری منفعل فروکاسته و کرامت و اراده ورزی او را سلب می کند. پژوهش با روش تحلیلی- اسنادی و بر پایه استخراج دستگاه معنایی قرآن، مفاهیم بنیادینی چون کرامت، امانت، اراده ورزی، خلافت، امت واحده، بعثت برای قیام بالقسط، نفی اکراه و محوریت انتخاب را به مثابه ارکان الگوی انسان پایه تبیین می نماید. این پژوهش بر ضرورت صورت بندی الگوی بومی و الهیاتی حکمرانی در مواجهه با پارادایم های مدرن تأکید دارد تا از موضعی مستقل و انتقادی، چارچوب نظری بدیلی بر پایه مرجعیت علمی قرآن عرضه کند. یافته ها نشان می دهد که حکمرانی انسان پایه، الگویی سه سویه «برای انسان»، «با انسان» و «به خاطر انسان» است که بر مبانی چهارگانه الهیاتی تقدم ارزش های انسانی، نگاه غایی به وجود انسان، اولویت رشد و قسط و کنش گری در تغییر سرنوشت استوار است؛ الگویی که با تأکید بر هدایت وجودی و فطرت الهی، بدیلی منسجم در برابر انسان گرایی مدرن ارائه می دهد.
۱۲۱۲.

درهم تنیدگی حقوق و هیجان: روزنه های ورود هیجان به دادرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۹
مقدمه: این مقاله با جدی گرفتن یافته های تجربی علم عصب شناسی دال بر وجود نورون های آینه ای که حس کردن هیجان های دیگری را ممکن و ناگزیر می سازد، الگوی دوگانه ی تصمیم گیری که مستلزم همکاری استدلال و پردازش های هیجانی است و وابستگی قضاوت اخلاقی به هیجان، بر این پیش فرض مبتنی است که جدایی سنتی میان حقوق و هیجان با تردیدهای جدی مواجه است. هر بازیگر حقوقی چه در قالب وضع قانون و چه در ردای قضاوت، بر این ادعا صحه می گذارد که هیجان در هر صورت وارد فرآیند تصمیم گیری می شود، چه بازیگران حقوقی متوجه آن باشند و چه خیر. بااین حال این ادعا، گزاره ای کلی است و نحوه ورود هیجان به تصمیم گیری قضایی باید مشخص شود. به این منظور، این نوشتار با این پیش فرض آغاز می کند حقوق به صورت پیشینی نمی تواند له یا علیه هیجان ها باشد. هیجانی بودن بُعدی از ویژگی انسان است، ولی واکنش به هیجان با توجه به شرایط و  هدف حقوق تعیین می شود و نه اخذ موضع نسبت به خوبی یا بدی هیجانی خاص. قضات در استفاده از هیجانات خود ممکن است به دلیل استفاده از هیجانات غیرمرتبط، استفاده از هیجان های مناسب به شیوه ای اشتباه یا با شدتی نامناسب دچار خطا شوند. تصحیح این خطاها مستلزم شناسایی ورودی های هیجان به حقوق است. «مطالعات حقوق و هیجان» نقش حیاتی هیجان در زندگی انسان و حیات حقوقی او را نشان می دهد. اگرچه بعضی مدعی شده اند که بعضی از هیجاناتِ اخلاقی موجب شکل گیری و پایداری نظام اخلاقی در فرهنگ های مختلف می شوند، هیجان ها خود ذاتاً اخلاقی یا نافع برای اخلاق  نیستند، بلکه تنها نقش سازنده ای در پاسخ اخلاقی بر عهده دارند. حفاظت از مفاهیم حقوقی انتزاعی، مستلزم آن است که قضات در فرآیند استدلالی خود، فهم عاطفی قوی ای از موضوعات و افراد داشته باشند. این مقاله، در تلاش برای ایجاد ادبیاتی منسجم، بر پایه یافته های پیشین در مورد نقش هیجان در تصمیم گیری حقوقی بر مبنای مطالعات عصب شناسی و اهمیت ظرفیت همدلی در قضاوت، در تلاش است «نقش هیجان در تصمیم گیری قضایی» را از فضای انتزاعی فاصله دهد و با بیان مصادیق، بازیگر حقوقی را متوجه تأثیرات هیجان سازد. این نوشتار درصدد است به این پرسش پاسخ دهد که هیجان به چه صورت هایی وارد تصمیم گیری قضایی می شود. با توجه به آن که قانون یکی از ابزارهای قاضی در صدور رأی به شمار می رود، پاسخگویی به این پرسش نیازمند بررسی قوانین نیز است. همچنین باید توجه داشت که پاسخ ها تنها بخشی از واقعیت را صورت بندی می کنند و حصری به شمار نمی روند.   روش ها : این پژوهش در زمره مطالعات حقوقی هنجاری قرار می گیرد و تلاش می کند تا توضیحی در مورد حقوق و مفاهیم حقوقی ارائه دهد. داده های مربوط به این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای و تحلیل های موردی پرونده ها تهیه شده اند. رویکرد این نوشتار در مطالعات «حقوق و هیجان»، رویکرد دکترین حقوقی است؛ به این معنا که بر آن است بداند هیجان چگونه در دکترین حقوقی بروز یافته، چگونه می تواند یا باید منعکس باشد. همچنین نگاهی نیز به رویکرد بازیگر حقوقی دارد، زیرا نشان می دهد که قانونگذار و قاضی به عنوان بازیگران عرصه حقوق چگونه آگاهانه یا ناآگاهانه مفاهیم هیجانی را به این عرصه وارد می سازند.   یافته ها: هیجان در دادرسی می تواند برای قاضی نقش ابزار کار او را بر عهده گیرد؛ به این معنا که ذهن او را به سوی اهمیت مفاهیم عدالت و بشردوستی هدایت کند (نقش هادی)، مفاهیم حقوقی کلی مانند کرامت انسانی و انصاف را بگستراند (نقش کشنده) و یا با همدلی یا شجاعت، او را در موقعیت مناسب برای پاسخ دهی به نقض حق ها قرار دهد (نقش خادم). قانون چه زمانی که به مسائل حقوق کیفری، حق ها و آزادی های اساسی یا حقوق خصوصی مانند مالکیت، خانواده و آیین دادرسی می پردازد، واجد بار هیجانی است. بنابراین، موضوع کار قاضی از اساس آکنده از هیجان است و نمی توان از او انتظار داشت در برابر این هجمه هیجانی، مانند ماشینی عاری از هرگونه حس انسانی عمل کند. قوانین خود نیز با ایجاد هیجان به قاضی فرصتی برای مدیریت هیجانات می دهند. بنابراین، نقش قاضی به جای سرکوب هیجانات، می تواند پروراندن هیجان های سازگار با استفاده از تصمیم های قضایی باشد. با درک ورودی های هیجان به قانون و تصمیم گیری حقوقی، می توان از توانایی مقام های قضایی و نهادها برای پرورش هیجانات سازگار با استفاده از ابزاری مانند قانون استفاده کرد و یا آن ها را در تفسیر قوانین مد نظر قرار داد.   نتیجه گیری : هیجان هم ابزار کار قاضی است،  هم بر موضوع کار قضایی یعنی قانون اثر گذاشته و هم در اثر قانونگذاری و ایجاد رویه قضایی ایجاد می شود و بنابراین نتیجه حقوق است. از قاضی که با محتوای هیجانی قانون سروکار دارد، نمی توان انتظار داشت هیجان را به صورت کلی کنار بگذارد. تنها راه ممکن آگاهی نسبت به آن ها و تنظیم و نه سرکوب یا نفی واکنش های هیجانی است. بسیاری از قوانینی که در راستای نظم بخشیدن به دادرسی و در قالب آیین های دادرسی وضع شده اند، همین هدف را دنبال کرده اند. اما محدود ساختن قاضی به شکل گرایی افراطی، صداهای کارآمد هیجان در حقوق را خاموش می کند. اگر قضات تشویق شوند در تفسیر حق ها از هیجان استفاده کنند، ابزاری تصحیح گر در برابر شکل گرایی افراطی در اختیار خواهند داشت. استفاده از هیجان ها در تفسیر حقوق باعث می شود آثار واقعی قانون در جامعه نیز جدی گرفته شود. همچنین توجه به هیجانات، باعث می شود حق های انسانی که نادیده گرفته شده است، برجسته شوند. بنابراین قانون و دادرسی می تواند ابزار مناسبی برای پروراندن هیجان های سازگار باشد، یعنی هیجان هایی که صرف نظر از بار معنای مثبت یا منفی، به هدف ساختن جامعه ای منسجم کمک می کند. 
۱۲۱۳.

نقش فرازبان در بازتاب حقوق شهروندی زنان (نمونه بررسی: رمان لیله الجنونِ مُنی الشافعی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۲۳
راست است که زبان مهم ترین ابزار آدمی برای برقراری پیوند با دیگران است، ولی هنگامی که موضوعِ نشان-دادن حس های درونی پیش می آید، توصیف، تصویر، پیرازبان، زبان بدن (= ارتباط های غیرزبانی)، بهتر و روشن تر از زبان می تواند پرده از ناگفته ها بردارد. امروزه فرازبان به عنوان یکی از مهم ترین شیوه های برقراری پیوند میان شخصیت های رمان، کاربردی گسترده دارد و چون موضوع احساس یا ناگفته هایی که بر زبان-آوردنش به ویژه برای زنان، دشوار و نافراهم است، پیش آید، ارزش آن افزون می گردد. مُنی شافعی نویسنده کویتی در بیش تر آثار داستانی اش پدیده های در پیوند با زنان کویتی یا شرقی را بازتاب داده و تا بدان اندازه از ابزارهای غیرزبانی برای بازتاب دادن حس های گاه تابوشده زن بهره برده که به عنوان یکی از ویژگی های سبک شناختی نوشته های وی درآمده است. لیله الجنون (شب دیوانگی)، بُرشی از زندگی دختری ناهم ساز با سنت های شرقی را بازتاب می دهد که در سر، آرزوهایی می پروراند، هرگز ناامید نمی شود و با اینکه به بخشی از حقوق شهروندی سیاسی و اجتماعی خود دست یافته، ولی در بیان حس های عاطفی خود با مشکل روبه-روست. پژوهش پیشِ رو با رویکردی توصیفی- تحلیلی، نخست به گرفتاری ها یا چالش های اجتماعی، سیاسی و مذهبیِ فراروی زنان لیله الجنون اشاره دارد، سپس بررسی می کند چگونه این زنان از بیان آشکارِ حس های درونی که خود از جمله مهم ترین حقوق شهروندی زن است، منع گشته و از این رو برای بازتاب چنین احساسی، از فرازبان و بیان غیرمستقیم بهره گرفته اند. زنان روایت با حالت هایی دوگانه چون اضطراب، پریشانی، شرمساری، دل مُردگی از یک سو و بی پروایی، شادی و امیداوری از دیگرسو، دست و پنجه نرم می-کنند.
۱۲۱۴.

طراحی سیستم هشدار زودهنگام ورشکستگی سازمان ها با تحلیل کلان داده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۰
تحولات فناوری اطلاعات و ارتباطات در دهه اخیر موجب ظهور الگوهای نوین کسب وکار در صنعت در سال های اخیر، افزایش نوسانات اقتصادی، پیچیدگی ساختارهای مالی و رشد عدم قطعیت در محیط کسب وکار موجب شده است که شناسایی زودهنگام نشانه های ورشکستگی سازمان ها به یکی از موضوعات مهم در حوزه مالی و مدیریت ریسک تبدیل شود. هدف این پژوهش، طراحی یک سیستم هشدار زودهنگام ورشکستگی سازمان ها با استفاده از تحلیل کلان داده و بهره گیری هم زمان از داده های مالی و غیرمالی است. در این راستا، تلاش می شود با ترکیب اطلاعات مالی شرکت ها، داده های رفتاری، و داده های متنی گسترده، الگوهای پنهان مرتبط با احتمال ورشکستگی شناسایی شود.روش پژوهش مبتنی بر تحلیل کلان داده و استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین در قالب مدل های طبقه بندی است که توانایی تفکیک شرکت ها را در سه وضعیت سالم، در معرض بحران مالی و ورشکسته دارند. همچنین در این پژوهش از مراحل پیش پردازش داده، پاک سازی اطلاعات و انتخاب ویژگی های مؤثر استفاده می شود تا دقت و کارایی مدل افزایش یابد. به کارگیری این رویکرد امکان تحلیل هم زمان داده های ساختاریافته و غیرساختاریافته را فراهم می سازد.یافته های پژوهش های پیشین نشان می دهد که مدل های مبتنی بر یادگیری ماشین در مقایسه با روش های سنتی آماری از توانایی بیشتری در پیش بینی بحران های مالی برخوردارند. علاوه بر این، استفاده از کلان داده می تواند به شناسایی سریع تر نشانه های اولیه بحران کمک کند و دقت سیستم های پیش بینی را بهبود بخشد. در نهایت، این پژوهش نشان می دهد که ترکیب داده های مالی و کلان داده های رفتاری و متنی می تواند به طراحی یک سیستم هشدار زودهنگام دقیق تر، هوشمندتر و کارآمدتر در حوزه مدیریت ریسک مالی منجر شود.
۱۲۱۵.

ابعاد مفهومی ماهیت آموزش کار و فناوری در برنامه درسی دوره ابتدایی: مروری نظام مند بر تحقیقات تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۴
هدف از انجام پژوهش حاضر، شناسایی ابعاد مفهومی ماهیت آموزش کار و فناوری در برنامه درسی دوره ابتدایی بر   اساس مروری نظام مند بر تحقیقات تجربی بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش سنتزپژوهی با توجه به توالی پیشنهادی گاف نتایج حاصل از پژوهش های اولیه و پراکنده، به منظور یکپارچه سازی نتایج، گردآوری شده است. آموزش کار و فناوری در ادبیات آموزش در دوران کودکی، در سه پایگاه داده اصلی خارجی 1) اسکوپوس؛ 2) جست وجویی مشترک در پایگاه داده آموزش آنلاین و پایگاه های اطلاعات مرکز اطلاعات منابع آموزشی پرکوییست و اریک و 3) تحقیقات آموزشی کامل (ابسکو) و سه پایگاه داخلی مگیران، نورمگز و پایگاه برای مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (اس آی دی) بین سال های 2۰10 تا 2023 برای مقالات خارجی و 1390 تا 1402 برای منابع داخلی جست وجو شد. در کل 39 سند علمی (27 عنوان به زبان انگلیسی و 12 عنوان به زبان فارسی)، که همگی مقاله بودند، بررسی شده است. کدگذاری داده ها با استفاده از تحلیل محتوای قیاسی انجام شده است. نتایج نشان داد که مفاهیم مدنظر در   زمینه آموزش کار و فناوری در مطالعات را می توان در پنج حوزه و هسته کار و مهارت فناوری و اطلاعات (یادگیری برای آموختن، ارتباط، کارگروهی، حل مسئله و فناوری اطلاعات و ارتباطات) برای عناصر لازم آموزش کار و فناوری در برنامه درسی دوره ابتدایی دسته بندی کرد. پیامدهای مشترک این بررسی ادبیات، نیاز به دانش موضوعی فناوری پیشرفته را برای مربیان دوران کودکی نشان می دهد تا از مشارکت   دادن فعالیت های آموزش فناوری اطمینان داشته باشند و آن ها را قادر می سازد اهمیت گنجاندن ابعاد مختلف فناوری را تشخیص دهند و این دانش را در شیوه های آموزش دوره ابتدایی آشکار کنند.
۱۲۱۶.

شناسایی رویکردهای تدریس در آموزش معارف اسلامی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۷
عرصه تعلیم و تربیت از مهم ترین زیرساخت های تعالی همه جانبه کشور و ابزار جدی برای ارتقای سرمایه انسانی شایسته در عرصه های مختلف است. از آنجایی که دروس معارف اسلامی در ارائه آموزه های دینی و ایجاد تحولی عمیق در بینش دانشجویان و تقویت یا تغییر سبک زندگی به سمت تعالی و معنویت نقش موثری دارند، هدف این پژوهش ارائه مدل رویکرد تدریس اثربخش در آموزش دروس معارف اسلامی می باشد. روش پژوهش پیمایش کیفی است. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید هیأت علمی و مدرسان حق التدریس گروه معارف در دانشگاه فرهنگیان خراسان شمالی بوده که براساس روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع داده حاصل شد و مصاحبه متوقف گردید. به منظور اطمینان از قابلیت اعتماد (پایایی) مصاحبه ها، از روش کدگذاری توسط کدگذار دیگر و بازکدگذاری پژوهشگر استفاده شد. مقدار پایایی بین کدگذاران در کدگذاری مجدد توسط کدگذار دیگر 95% به دست آمد که نشان دهنده پایایی مطلوب و دقیق می باشد. برای اعتبارپذیری (روایی) مصاحبه ها از روش هم سوسازی استفاده شد و بر این اساس روایی و پایایی تایید گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه، از کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. یافته های این پژوهش در قالب سه مقوله اصلی رویکرد منضبطانه، رویکرد تسهیل گر و رویکرد آزادمنشانه در تدریس ارائه شده است. براساس یافته های پژوهش، پیشنهاد می شود به منظور ارتقاء سطح تدریس اساتید و دستیابی به تدریس اثربخش، از مدل ارائه شده در این پژوهش استفاده شود.
۱۲۱۷.

شناسایی و اولویت بندی فناوری های صنعت 4.0 اثرگذار برکیفیت آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۳
صنعت 4.0 به عنوان انقلاب صنعتی چهارم، تحولی عمیق در روش های تولید و مدیریت فرآیندها ایجاد کرده است. صنعت 4.0 به برقراری ارتباط میان دنیای فیزیکی و دیجیتال، تمرکززدایی فرآیندهای کسب و کار، هوشمند سازی و بهینه سازی فرآیندهای تولید محصول و ارائه خدمات، با استفاده از فناوری های پیشرفته ای از جمله اینترنت اشیاء، بلاک چین وسیستم های سایبر- فیزیکی اشاره دارد. هدف از انجام این پژوهش شناسایی و اولویت بندی فناوری های صنعت 4.0 اثرگذار بر کیفیت آموزش است. در پژوهش حاضر ابتدا 8 معیار انتخاب فناوری های صنعت 4.0 شامل مقرون به صرفه بودن، تناسب با نیازهای آموزشی، سهولت استفاده و یادگیری، سازگاری، امنیت، تعهد به کیفیت، تناسب با فرهنگ سازمانی و پایداری و قابلیت ارتقاء بر اساس مرور ادبیات شناسایی شدند. در ادامه از رویکرد دلفی فازی به منظور تأیید یا رد هشت معیار شناسایی شده، استفاده گردید. علاوه بر تأیید هشت معیار نام برده شده، دو معیار مصرف انرژی و انتشار کربن و انطباق با ملاحظات اخلاقی و قانونی به هشت معیار شناسایی شده توسط خبرگان اضافه شد. خبرگان این پژوهش معلمان و اساتید دانشگاهی اصفهان بوده که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی تعداد 27 نفر انتخاب شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که فناوری محاسبات ابری، اینترنت اشیاء و هوش مصنوعی و یادگیری ماشین به عنوان سه فناوری برتر در میان فناوری های صنعت 4.0 بر کیفیت آموزش اثرگذار هستند.
۱۲۱۸.

تربیت عقلانی در فلسفه اسپینوزا: بازخوانی ظرفیت های عقل گرایی کلاسیک در مواجهه با بحران های تربیتی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۴
هدف این پژوهش بازخوانیِ مفهوم «تربیت عقلانی» در منظومه فکری اسپینوزا و تبیین ظرفیت های آن برای مواجهه با بحران های تربیت در جهان معاصر است. این مطالعه با رویکردی کیفی و بر بنیادِ تلفیق دو روش توصیفی و تحلیل مفهومی سامان یافته است: رویکرد توصیفی برای بازنماییِ نظام مند و مستندِ مفاهیم بنیادین در آثار اصلی اسپینوزا و نیز خوانش های جدید او به کار رفته؛ و تحلیل مفهومی برای واکاوی، بازسازی و ادغام این مفاهیم در قالب الگویی نظریِ نوین مورد استفاده قرار گرفته است. بر اساس نتایج این پژوهش، تربیت عقلانی در فلسفه اسپینوزا فرآیندی تدریجی و وجودی است که ذهن را از سطح تخیل و عاطفه به مرتبه عقل و در نهایت شهود ارتقا می دهد، به گونه ای که فرد بتواند در هماهنگی با قوانین ضروری طبیعت زیست کند و به «آزادی حقیقی» دست یابد یافته ها نشان می دهد که تربیت عقلانی نزد اسپینوزا صرفاً به پرورش توان استدلال منطقی محدود نمی شود، بلکه فهمی جامع از تربیت اخلاقی، هستی شناختی و مدنی ارائه می کند. این تربیت در سه مسیر بنیادین شکل می گیرد: (۱) رهایی هیجانی و تعمیق خودفهمی، (۲) گذار به عقل فعال و تعالی ساحت اندیشه، و (۳) تکوّن عقلانیت اجتماعی و امکان زیست جمعیِ آزاد. این سه ساحت، در پیوندی ارگانیک، الگویی تلفیقی برای تعلیم وتربیت معاصر فراهم می آورند که هدف آن گذار از آموزشِ صرفاً اطلاعات محور به پرورش انسان آزاد، خودمختار و مشارکت پذیر است. در نتیجه، تربیت عقلانی اسپینوزا می تواند چشم اندازی نظری برای بازسازی آموزش در افق رهایی فردی، بالندگی اخلاقی و هم زیستی دموکراتیک فراهم کند.
۱۲۱۹.

شناسایی عوامل مؤثر بر گرایش معلمان زبان انگلیسی به تدریس مفهومی (مورد مطالعه: استان کرمانشاه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۵
تدریس به روش مفهومی به عنوان یک الگوی مؤثر در فرایند آموزش و یادگیری مطرح شده است که تأکید بر درک اصول و مفاهیم و محتوای مورد تدریس دارد تا دانش آموزان به جای حفظ مطالب، قادر به استفاده و به کارگیری آنها در محیط زندگی واقعی باشند. این پژوهش که به شناسایی عوامل مؤثر بر گرایش معلمان زبان انگلیسی دوره اول و دوم متوسطه استان کرمانشاه به تدریس مفهومی پرداخت، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها کیفی با ماهیت اکتشافی بود. مشارکت کنندگان تمام معلمان زبان انگلیسی مقاطع اول و دوم متوسطه استان کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که 18 نفر از آنها به شیوه هدفمند از نوع ملاکی انتخاب شدند. از مصاحبه های عمیق انفرادی نیمه ساختارمند به عنوان ابزار گردآوری داده ها استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون انجام شد که بر اساس آن 1 مضمون فراگیر، 7 مضمون سازمان دهنده و 117 مضمون پایه به دست آمد. از مهمترین نتایج بدست آمده می توان به رضایت نسبی معلمان انگلیسی از روش های تدریس، لزوم افزایش ساعات اختصاص داده شده برای اجرایی شدن تدریس مفهومی و آثار مثبت فعالیت های توسعه حرفه ای معلمان جهت تدریس به روش مفهومی اشاره کرد. همچنین، بی انگیزگی معلمان، کمبود وقت، جمعیت زیاد کلاس ها، و عدم آشنایی بسیاری از معلمان با این شیوه تدریس از مهمترین چالش های ذکر شده بودند که رفع آنها راهکارهای تحقق اجرای تدریس مفهومی را ممکن می سازد. نتایج حاصل از این پژوهش برای کلیه دست اندرکاران تعلیم وتربیت، معلمان و دفتر تالیف کتب و منابع درسی مفید خواهد بود.
۱۲۲۰.

چالش های نومعلمان در مدارس ابتدایی: مورد مطالعه ورودی 99 دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۱
پیشینه و اهداف: هدف پژوهش حاضر چالش های نو معلمان در مدارس ابتدایی: مورد مطالعه ورودی 99 دانشگاه فرهنگیان بود. روش ها : پژوهش حاضر به روش کیفی پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را گروهی از دانشجو - معلمان در سال 1402 تشکیل دادند که ورودی 99 دانشگاه فرهنگیان بودند که از مهر 1402 جهت تدریس به مدارس فرا خوانده شدند که از بین آنها به صورت نمونه گیری هدفمند 19 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار2020 MAXQDA استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که چالش های نو معلمان شامل چالش های سازمانی( کمبود امکانات کمک آموزشی و ورزشی، پایین بودن سطح علمی دانش آموزان، عدم همکاری اولیا با معلم، عدم همکاری اداره منطقه، مشکل رفت و آمد به مناطق محروم، هوشمند نبودن کلاس های درس و ...) و چالش های دانشگاهی شامل (تداخل زمانی مدرسه و دانشگاه، وقت گیر بودن امتحانات، کاربردی نبودن درس های دانشگاه، وقت گیر بودن تکالیف دانشگاه، عدم راهنمایی اساتید دانشگاه، سخت گیری اساتید و درک نشدن دانشجوها) و چالش های فردی شامل (عدم تسلط و شناخت اختلالات رفتاری و روان شناختی، آشنا نبودن با روش تدریس های کارامد در کلاس، استرس دانشجو معلمان، کمبود وقت، بی-تجربگی و عدم آمادگی و تسلط به تدریس، عدم مدیریت مناسب کلاس درس، احساس خلاء علمی و سواد ناکافی، عدم توانایی در حفظ حد و مرز، آشنا نبودن دانشجو معلمان با قوانین و موضوعات اساسی مدرسه و ... ) می باشد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان