ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۲۲۱ تا ۶٬۲۴۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۶۲۲۱.

Hegel as Philosophy’s Shakespeare: drama and the unconscious(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۳
The break that Hegel introduces into the history of philosophy stems from the way that he transforms the basis for philosophical work from argument to drama. For this project, he takes Shakespeare as a paradigmatic figure and models his works on the structure of Shakespeare’s tragedies. Rather than asserting and defending concepts, Hegel places them in a drama. Whereas Shakespeare’s characters undergo a tragic denouement, Hegel’s concepts reveal their own inadequacy when Hegel reveals how they play out in the course of the Phenomenology of Spirit and the Science of Logic. By examining Hegel’s philosophy through the lens of Shakespeare’s plays, we can discover the nature of the epochal change that Hegel presents and what makes him such a divisive figure in the history of philosophy.
۶۲۲۲.

تحلیل تطبیقی بنیادهای عقلانی خودآگاهی در فلسفه ابن سینا و سیدنی شومیکر ازعلم حضوری تا مصونیت از خطا به واسطه همانندسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۴
این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی، بنیادهای عقلانی خودآگاهی را در دو دستگاه ابن سینا و سیدنی شومیکر بازسازی می کند تا منشأ «امتیاز گفتار نخست شخص» در داوری های فاعلی و مرز آن با احکام مشاهده محور یا آیینه ای روشن شود. مسئله این است که چرا در گزاره هایی مانند «من درد دارم» تعیینِ صاحبِ حالت از خطای همانندسازی مصون است، اما در موقعیت هایی مانند داوری آیینه ای «من رنگ پریده ام» که بر بازتاب بصری تکیه دارد، این مصونیت تضعیف می شود. هدف مقاله، صورت بندی الگوی دوسطحی «حضور/ارجاع» و نگاشت «صاحب/محتوا» است تا نشان دهد چگونه می توان هم «مصونیت بنیادیِ صاحبِ آگاهی» را در شرطِ امکان محفوظ داشت و هم «خطاپذیری محتوایی» را در شرطِ اعتبار تبیین کرد. روش، تحلیل متن محور منابع اصلی است: در سوی ابن سینا، نظریه «علم حضوری» و اندیشه آزمایی «انسان معلّق» مبنای تبیین «حضور بدوی» به منزله شرط امکان التفات و داوری است؛ در سوی شومیکر، «ارجاع غیرتوصیفیِ من»، اصل «مصونیت از خطای همانندسازی» (IEM) و «اقتدار شخصِ اول» با تصریح «بافت حساس بودن» داوری ها، واکاوی می شود. یافته ها نشان می دهد سطح وجودیِ حضور، بنیان وجودشناختی تعیین «صاحب آگاهی» است و سطح منطقی_هنجاریِ ارجاع، سازوکار زبان شناختی-منطقیِ تحقق همان تعیین را در احکام فاعلی توضیح می دهد. بدین سان، «صاحب» از خطای ارجاعی مصون می ماند، در حالی که «محتوا» (نوع، شدت، علت یا متعلّق تجربه) سنجش پذیر و نیازمند «کالیبراسیون معرفتی» باقی می ماند. نتیجه، مرزبندی دقیق دامنه بافت حساس IEM و پرهیز از خلط سطح وجودشناختی و معناشناختی در تحلیل خودآگاهی و هویت شخصی است و همچنین معیارهای عملی ارزیابی اعتبار احکام اول شخص در بافت های درون نگری، حافظه ای، گواهی و آیینه ای را فراهم می کند.
۶۲۲۳.

Omission en traduction littéraire: Une frontière floue entre fidélité au Soi et trahison à l’Autre(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۵
Cette étude analyse l’omission en traduction littéraire à travers la traduction persane de La Folle allure de Christian Bobin par Ghavimi, en mobilisant la typologie de Davies (2007). Les omissions identifiées peuvent être involontaires, résultant de différences syntaxiques et stylistiques, ou volontaires, motivées par un souci d’adaptation culturelle et de lisibilité. Elles influencent la fidélité et la fluidité du texte traduit, pouvant simplifier le style ou remodeler les représentations de l’original, tout en risquant d’effacer son étrangeté. Cette étude met en lumière la double responsabilité du traducteur, partagé entre la fidélité à l’auteur et l’attention portée au lecteur, et confronté à la tension inhérente entre la préservation de l’intégrité du texte source et son intégration dans la culture d’arrivée. Elle montre que l’omission en traduction littéraire ne relève pas seulement d’un ajustement technique, mais qu’elle engage un véritable positionnement éthique : chaque décision d’omission participe d’un choix interprétatif qui interroge la loyauté du traducteur, la place accordée au Soi ou à l’Autre et les finalités mêmes du projet traductif. Elle constitue également un outil stratégique dont la légitimité varie selon le contexte, le genre et les objectifs de la traduction.
۶۲۲۴.

بررسی ترجمه آلمانی غزل هایی از سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۶
قالب شعری غزل در ادبیات آلمان وجود نداشته و در دوره رمانتیک به ویژه پس از ترجمه دیوان حافظ به زبان آلمانی در ادبیات آلمان شناخته شده و توسط شاعران بزرگ آن دوره مانند گوته به صورت ساختاری آزاد از غزل در دیوان غربی-شرقی به کار برده شده است. از آن جایی که ساختار غزل فارسی با ساختار متداول شعر آلمانی از نظر وزن و قافیه و ردیف بسیار متفاوت است در برخی نمونه های سروده و ترجمه شده ساختار غزل و شکل ردیف آن به صورت اغراق آمیزی نمود پیدا کرده است. دشواری سرودن غزل به زبان آلمانی در پیدا کردن قافیه و ردیف مناسب است و به همین دلیل ساختاری تصنعی به شعر می دهد و از زیبایی آن می کاهد. در این مقاله پس از معرفی کوتاه ساختار شعر آلمانی، و معرفی برخی شاعران غزل سرای آلمانی و مترجمان، به بررسی و تحلیل ترجمه های آلمانی چند نمونه غزل از سعدی از دید قافیه و ردیف، چگونگی انتقال تخلص شاعر در ترجمه ها و برخی ویژگی های برجسته این ترجمه ها پرداخته می شود.
۶۲۲۵.

تحلیل جامعه شناختی مضامین اجتماعی در غزلیات محتشم کاشانی و لسانی شیرازی از مکتب وقوع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۲۷
شعر به عنوان یکی از مهم ترین جلوه های فرهنگی و اجتماعی، قابلیت بازتاب ارزش ها، باورها و حتی مشکلات جامعه را دارد. اگرچه اصلی ترین رسالت شعر وقوع که در اوایل سده دهم هجری در ایران رایج شد، بیان واقعیات روابط عاشقانه است؛ امّا این روابط واقعی در بستر شرایط و مسائل اجتماعی شکل می گیرند و متأثر از آن ها هستند. بنابراین مضامینی چون فقر، ظلم، نابرابری و نارضایتی اجتماعی در کنار باورها و ارزش های رایج در جامعه، در این نوع شعر نمود یافته و این شعر را به منبعی مهم برای تحلیل اجتماعی و شناخت دقیق جامعه ایران در دوره صفوی تبدیل کرده اند. این پژوهش به دنبال تحلیل و تبیین مضامین اجتماعی مطرح شده در غزلیات دو تن از شاعران برجسته مکتب وقوع یعنی محتشم کاشانی و لسانی شیرازی است که با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده های آن از طریق بررسی اسناد و منابع کتابخانه ای گردآوری شده است. مطابق یافته های این تحقیق، مهم ترین مضامین اجتماعی که در غزلیات هر دو شاعر، قابل توجه هستند، عبارتند از: خرافات و باورهای عامیانه از قبیل باور به چشم زخم، تأثیر افلاک بر سرنوشت انسان، نابرابری های اجتماعی و رواج معشوق مذکر در جامعه که در اثناء اشعار عاشقانه، بیان شده اند.
۶۲۲۶.

ریشه های اسلامی تعابیر طبیعتِ خلاق و طبیعتِ مخلوق در فلسفه اسپینوزا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۶
استاد دکتر محمّد بایراق دار (بیرق دار)، عضو هیئت علمی گروه فلسفه در دانشگاه آنکارا بوده و مقاله حاضر را در سال 1999 میلادی، تحت عنوان (Spinoza'nın Natura Naturans ve Natura Naturata Kavramlarının İslami Kökenleri) به زبان ترکی استانبولی در نشریه دانشکده الهیات (Edebiyat Fakültesi Dergisi) دانشگاه آنکارا (شماره 40، صفحه های 291 تا 299) به چاپ رسانده است. نویسنده می کوشد تا برپایه پژوهش های اندیشمندان غربی دوره معاصر، پرسش هایی مرتبط با موضوع تعبیرهای طبیعتِ خلاق و طبیعتِ مخلوق را از نو درافکنده و به بررسی آنها بپردازد. لیکن گفتنی است که نویسنده خود را بیشتر بر نشان دادن ریشه های اسلامی این دو تعبیر معطوف ساخته و معتقد است که نخستین بار، جابربن حیّان است که آنها را به کار برده و سپس از راه اندیشمندان دیگری چون ابوحیّان توحیدی و ابوسلیمان سجستانی، به ابن رشد منتقل شده اند. بررسی و استناد مباحث به آثار فیلسوفان اسلامی نامبرده، اگرچه پژوهش و گزارش فشرده ای است، اما توجّه به سیر و تحوّل معنای مفاهیم و برانگیختن اندیشه خواننده برای پیگیری منابع اصلی فیلسوفان اسلامی دوره نخستین، نکته ای است شایسته توجه و درنگ. گفتنی است که نویسنده مقاله خود را به استاد خویش جناب دکتر نجاتی أونر(Prof. Dr.Necati Öner) ، تقدیم نموده است. در واقع چهلمین شماره نشریه دانشکده الهیات دانشگاه آنکارا، مطابق عنوانِ «ارمغانِ استاد دکتر نجاتی أونر» که روی جلد آن درج شده، شماره ای در بزرگداشت بازنشستگی ایشان بوده است.
۶۲۲۷.

بررسی تطبیقی جایگاه «حقوقدان به عنوان خبره» در نظام دادرسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۷۷
این دیدگاه در جامعه حقوقی و قضایی کشورمان غلبه دارد که تنها جنبه های موضوعی دعوا را می توان به کارشناسی ارجاع داد و امور حکمی تنها و منحصراً در صلاحیت دادرس پرونده است و قابل ارجاع به کارشناس (در مفهوم عام آن) نیست. این مقاله درصدد اثبات این فرضیه است که بهره گیری از حقوقدانان به عنوان خبره، می تواند دستیار مناسبی برای دادرس پرونده در تحلیل درست امور موضوعی و حکمی دعوا باشد. تقویت این دیدگاه، با توجه به تراکم بسیار زیاد و نامتعارف پرونده ها در دادگستری، به سرعت دادرسی و افزایش تعداد تصمیمات علمی و درست منجر خواهد شد. در عین حال باید جنبه های منفی و زیانبار نظریه بررسی و کنترل شود تا بهره گیری از حقوقدانان به عنوان خبره، موجب بروز مشکلات مانند تبانی، فساد، سوءاستفاده و... نگردد. باید توجه داشت که کمک حقوقدان هرگز به معنای تصمیم گیری قاطع وی در دعوا نیست و این قاضی پرونده است که با لحاظ تمامی جهات، اسباب و ادله و ازجمله نظریه حقوقدان، رأی مقتضی را صادر می کند بدون اینکه ملزم به تبعیت از نظریه مذکور باشد. در این مقاله موضوع جایگاه «حقوقدان به عنوان خبره» با در نظر گرفتن آنچه در قوانین فدرال مرتبط با آیین دادرسی مدنی و ادله اثبات دعوا در ایالات متحده مقرر شده و نیز رویه قضایی فدرال این کشور، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نهایتاً راهکارهای عملی و اجرایی برای نظام حقوقی ایران ارائه شده است. در این مقاله، موضوع جایگاه «حقوقدان به عنوان خبره» با در نظر گرفتن آنچه که در قوانین فدرال مرتبط با آیین دادرسی مدنی و ادله اثبات دعوا در ایالات متحده مقرر شده و نیز رویه قضایی فدرال این کشور، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نهایتاً راهکارهای عملی و اجرایی برای نظام حقوقی ایران ارایه می شود.
۶۲۲۸.

ارائه مدل توسعه اعتماد شناختی کارکنان در هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۲
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل توسعه اعتماد شناختی کارکنان در هوش مصنوعی است. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران ارشد شرکت های استان تهران که به روش نمونه گیری هدفمند غیر احتمالی تعداد 17 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از گراندد تئوری انجام شد. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق استفاده شد و تحلیل داده ها با روش کدگذاری باز و محوری انجام گرفت. مصاحبه ها تا اشباع داده ها ادامه یافتند و سپس با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2022 تحلیل شدند. نتایج نشان می دهند 16 مقوله فرعی در قالب طبقات شش گانه که عوامل علی شامل شفافیت، آموزش و آگاهی بخشی، انطباق اخلاقی و تعریف نقش ها و اهداف مشترک، از جمله عواملی هستند که به تقویت اعتماد کارکنان کمک می کنند. عوامل زمینه ای همچون فرهنگ سازمانی و منابع؛ عوامل مداخله گر مقاومت کارکنان و پیچیدگی سیستم است. راهبردها شامل آموزش و توانمندسازی کارکنان به عنوان ابزارهای کلیدی در بهبود تعاملات انسان و ماشین شناخته می شوند. در نهایت، پیامدها این فرایند شامل پذیرش هوش مصنوعی، بهبود تعاملات انسان و ماشین، و افزایش عملکرد سازمانی می باشد.نتایج این تحلیل بر اهمیت ایجاد شفافیت، کاهش پیچیدگی سیستم، و ارتقای درک کارکنان از سازوکارها و مزایای هوش مصنوعی برای افزایش اعتماد شناختی تأکید دارد.
۶۲۲۹.

طراحی الگوی مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال خدماتی در صنعت گردشگری سلامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۸۸
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال خدماتی در صنعت گردشگری سلامت می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 14 نفر از خبرگان و صاحب نظران در عرصه ی بازاریابی و هوش مصنوعی می باشند که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل کارشناسان و مدیران بازاریابی مرتبط با گردشگری سلامت شهر تهران می باشند که باتوجه به اینکه تعداد دقیق آن ها قابل محاسبه نیست با توجه به جدول مورگان و گرجسی تعداد حداکثر برابر با 384 نفر در نظر گرفته شد. گرد آوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه های نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه صورت گرفت. در تجزیه وتحلیل داده های بخش کیفی از روش کدگذاری و در بخش کمی از نرم افزارSPSS و Lisrel استفاده شد. نتایج پزوهش نشان داد که شرایط علی در پژوهش شامل ارتقای رقابت در بازار، بهبود روابط، تحلیل داده های خودکار، توانمندسازی و شرایط زمینه ای شامل مدیریت داده های مشتریان، خدمات هوشمندانه هستند. همچنین شرایط مداخله گر شامل برنامه ریزی کارآمد، صرفه جویی در منابع، مدیریت رفتار مشتریان می باشد. راهبردها در پژوهش عبارتند از حل مشکل یکپارچه سازی، حل مشکل مدیریت اطلاعات، حل مشکلات برنامه ریزی و پیامدها شامل افزایش رضایت مشتریان، افزایش توان مالی، وفادارسازی مشتریان، صرفه جویی در زمان می باشد. نتایج معادلات ساختاری نشان می دهد که ابعاد به خوبی بر متغیرهای پژوهش بار شده اند و می توانند توصیف مناسبی از متغیرها به عمل آورند.
۶۲۳۰.

ارائه مدل ارزش ویژه برند بر پایه مزیت رقابتی پایدار، استراتژی بازاریابی و تصویر ذهنی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و تبیین مدل ارتقای ارزش ویژه برند در فروشگاه های زنجیره ای هایپراستار شیراز انجام شده است. با توجه به نقش حیاتی برند در ایجاد تمایز رقابتی و حفظ مشتریان در بازارهای رقابتی، این تحقیق بر آن است تا با بهره گیری از مؤلفه های مزیت رقابتی پایدار، استراتژی بازاریابی و تصویر ذهنی شرکت، مدلی مفهومی و بومی برای افزایش ارزش ویژه برند ارائه دهد. روش شناسی: این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی از لحاظ نوع پژوهش به صورت آمیخته اکتشافی (کیفی–کمی) طراحی شده است. در بخش کیفی، از رویکرد نظریه داده بنیاد (گرندد تئوری) بر اساس مدل نظام مند استراوس و کوربین استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار Smart PLS انجام گرفت. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که شرایط مداخله گر، به ویژه مسئولیت اجتماعی شرکت، بیشترین تأثیر را بر راهبردهای ارتقای ارزش ویژه برند دارد. از سوی دیگر، عوامل سازمانی برخلاف انتظار، تأثیر معناداری بر راهبردهای برند نداشتند که این یافته می تواند زمینه ساز پژوهش های آینده در حوزه منابع انسانی و نقش آن در استراتژی های بازاریابی باشد. نتیجه گیری: ارتقای ارزش ویژه برند مستلزم برنامه ریزی دقیق در حوزه های مسئولیت اجتماعی، تمایز خدمات، ارتباط با مشتری و تصویرسازی برند است. مدل ارائه شده می تواند به عنوان ابزاری کاربردی در سیاست گذاری برند و بازاریابی در سازمان های خرده فروشی به کار گرفته شود و زمینه ارتقای جایگاه رقابتی برند را فراهم آورد.
۶۲۳۱.

نقش جریان نقد آزاد شرکت بر رابطه بین توانایی رهبری مدیران و مخارج بازاریابی و فروش بر رشد اقتصادی شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: یکی از راه هایی شناسایی چگونگی بهبود رشد اقتصادی شرکت ها، شناخت توانایی مدیریت و مخارج بازاریابی و فروش است. در این راستا نمی توان از نقش جریان نقد آزاد شرکت نیز غافل شد. روش: در این پژوهش داده های مربوط به ۱۵۲ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ جمع آوری شده است. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، از روش داده های ترکیبی (پنل دیتا) بهره گرفته شده و با توجه به ماهیت داده ها، مدل اثرات ثابت به عنوان مدل مناسب انتخاب شده است. تحلیل داده ها از طریق رگرسیون چندگانه صورت گرفته تا روابط میان متغیرهای مستقل، وابسته و تعدیل گر به طور دقیق بررسی شود. یافته ها: نتایج نشان داد که افزایش توانایی رهبری مدیران موجب بهبود رشد اقتصادی شرکت ها می شود. همچنین افزایش مخارج بازاریابی و فروش موجب کاهش رشد اقتصادی شرکت ها می شود. نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که توانایی مدیریت و مخارج بازاریابی و فروش به طور مستقیم بر رشد اقتصادی شرکت ها تأثیرگذارند. در عین حال، جریان نقد آزاد می تواند به عنوان یک عامل تعدیل گر، اثرات منفی مخارج بازاریابی و فروش را کاهش دهد، اما توانایی رهبری مدیران را تعدیل نمی کند. این یافته ها می توانند به مدیران و تصمیم گیرندگان شرکت ها کمک کنند تا در تخصیص منابع و اتخاذ استراتژی های مالی و بازاریابی خود هوشمندانه تر عمل کنند.
۶۲۳۲.

تأثیر هوش معنوی بر بهزیستی روانی دانشجویان دختر: نقش میانجی افکار خودکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هوش معنوی بر بهزیستی روانی با نقش مداخله گر افکار خودکار در جمعیت دانشجویی انجام شد. نمونه مورد پژوهش، شامل ۱۸۰ نفر از دانشجویان دختر شاغل به تحصیل در دانشگاه زابل بود. اعضای نمونه پرسشنامه های افکار خودکار، نشانگر بهزیستی روانی و هوش معنوی را به صورت گزارش شخصی (مداد و کاغذی) تکمیل کردند و در نهایت، اطلاعات حاصل از ۱۴۵ آزمودنی (۱۸ تا ۳۲ساله) با میانگین سنی ۲۱.۷۸، مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج همبستگی پیرسون، حاکی از وجود ارتباط معنا دار بین ابعاد هوش معنوی، افکار خودکار منفی، و بهزیستی روانی بود و نتایج معادلات ساختاری نیز نقش میانجی افکار خودکار منفی در تأثیر هوش معنوی بر بهزیستی روانی دانشجویان را مورد تأیید قرار داد. یافته های مطالعه حاضر به ما نشان داد که افکار خودکار منفی به عنوان یک سازوکار روان شناختی، هوش معنوی را به بهزیستی روانی مرتبط می سازد و بهبود هوش معنوی افزون بر مزایای مستقیم برای بهزیستی روانی، به صورت غیرمستقیم و از طریق کاهش افکار خودکار منفی نیز موجب بهبود بهزیستی روانی می گردد؛ بنابراین، تلفیق مداخلات درمانی با آموزش های مبتنی بر هوش معنوی می تواند به مدیریت و بازسازی بهتر الگوهای فکری منفی افراد کمک کند.
۶۲۳۳.

تحلیل کتاب سنجی روند پژوهش های کاربرد هوش مصنوعی در آموزش ریاضی (از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۶
این پژوهش با هدف تحلیل و بررسی کتاب سنجی مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در آموزش ریاضی انجام شده است. این مطالعات در نشریات معتبر نمایه شده در نمایه استنادی علوم اجتماعی از پایگاه داده Web of Science و با بهره گیری از نرم افزار VOS viewer مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج مورد انتظار شامل شناسایی نشریات فعال در این حوزه، بررسی توزیع زمانی و جغرافیایی مقالات، شناسایی نویسندگان برجسته، مجلات تأثیرگذار، موضوعات کلیدی، کاربردهای هوش مصنوعی، گروه های نمونه منتخب، روش های پژوهش استفاده شده و نیز بررسی نقش ها و الگوریتم های محبوب هوش مصنوعی بود. پژوهش به شیوه تحلیل کمّی و با مراحلی از گردآوری داده ها، تحلیل کمّی، تحلیل شبکه و استفاده از نرم افزار انجام گرفت. منابع بررسی شده بر پایه دو معیار اصلی انتخاب و ارزیابی شدند: نخست، استفاده از یک تکنیک مشخص هوش مصنوعی به عنوان ابزاری برای بهبود فرایند یادگیری یا آموزش، و دوم، برخورداری از شواهد تجربی مؤثر یا بررسی های جامع، و در یک بازه زمانی معین (۲۰۰۰-۲۰۲۴) انجام گرفت. یافته های پژوهش در قالب جداول، نمودارها و نقشه های علمی ارائه گردید تا تفسیر آسان تر و ایجاد درک عمیق تری از این حوزه علمی را امکان پذیر سازد.
۶۲۳۴.

بررسی اثربخشی قیمت گذاری اوراق اختیار معامله با استفاده از مدل های یادگیری ماشین در مقایسه با مدل بلک شولز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۶
یکی از مشکلات اساسی که سرمایه گذاران در بازارهای سرمایه با آن روبه رو هستند، بحث مدیریت ریسک است. اوراق اختیار معامله از کاربردی ترین ابزار مالی در راستای مدیریت ریسک محسوب می شوند. ازاین رو، شیوه قیمت گذاری این اوراق اهمیت ویژه ای دارد. بااین حال، روابط پیچیده و غیرخطی میان عوامل مؤثر بر قیمت اختیار معامله، مدل سازی این روابط را با چالش هایی همراه کرده و منجر به استفاده از مفروضات محدودکننده و غیرواقعی در ساخت مدل ها شده است. یکی از راهکارهایی که برای حل این مسئله مطرح گردیده، استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین است. الگوریتم های یادگیری ماشین محدودیتی در یافتن روابط غیرخطی پیچیده میان متغیرها نداشته و می توانند بدون درنظرگرفتن مفروضات غیرواقعی، دست به ساخت مدل های موردنیاز بزنند. در همین راستا هدف این پژوهش بررسی عملکرد الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی قیمت اوراق اختیار معامله در مقایسه با مدل بلک شولز است. در این پژوهش از 144 اوراق اختیار معامله ای که از فروردین 1397 تا اردیبهشت 1403 در بورس اوراق بهادار تهران معامله شده اند، استفاده شده و به قیمت گذاری این اوراق با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین و مدل بلک شولز پرداخته شده است. برای بررسی عملکرد این مدل ها به مقایسه برآورد هریک از مدل ها باقیمت بازار این اوراق پرداخته شده است. این مقایسه با استفاده از معیارهای آماری میانگین خطا مطلق و جذر میانگین مربعات خطا انجام شده است. همچنین، پژوهش حاضر عملکرد الگوریتم های یادگیری ماشین و مدل بلک شولز را با در نظر گرفتن دوره قرارداد و ارزندگی اوراق نیز بررسی کرده است. نتایج نشان می دهد که الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی قیمت اوراق اختیار معامله نسبت به مدل بلک شولز عملکرد بهتری داشته اند. همچنین مقایسه عملکردمدل ها در پیش بینی قیمت متناسب با دوره قرارداد و ارزندگی اوراق نیز برتری الگوریتم های یادگیری ماشین را تائید می کند. در این میان، الگوریتم تقویت گرادیان سریع نسبت به سایر مدل ها بهترین عملکرد را داشته است.
۶۲۳۵.

تحلیل تاریخی احادیث لعن زائرات القبور(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۷
در منابع روایی اهل سنّت خبری از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که مشتمل بر لعن بر زنان زائر قبرهاست. همه تحریرهای این خبر از پیامبر(ص) است و دو دسته کلّی دارد؛ دسته اول تنها مشتمل بر لعن زوّارات/زائرات قبور است که از ابوهریره و حسّان بن ثابت نقل شده ، و دسته دوم علاوه بر آن، لعن کسانی که بر قبر مسجد و چراغ برپا می کنند را نیز در بر می گیرد و به ابن عباس می رسد. تاریخ گذاری این اخبار با استفاده از روش تحلیل اسناد-متن نشان می دهد که نمی توان نسبت به تاریخ شکل گیری اخبار دسته اول نظر دقیقی ارائه داد و مضمون لعن زنان زائر قبور با اخبار دسته دوم، در حدود سال 131ق در عراق و بیشتر بصره رایج شده است که با برخی داده های فرهنگی منقول از بزرگان عراق مبنی بر کراهت از زیارت قبور تأیید می شود. در عین حال، داده های متعدد از سیره پیامبر (ص) و برخی زنان و مردان صحابه در منابع اهل سنت، نشان می دهد آنان به زیارت قبور مبادرت داشته اند. به همین دلیل است که نسخ اخبار ناهی در بین عالمان اهل سنت از همان دوره متقدم گزینه مطرحی بوده است. در نتیجه، رواج زیارت قبور در بین برخی بزرگان و خواص را نمی توان به معنای رواج عمومی آن دانست. بلکه در این زمینه، تا اوایل سده دوم همچنان ابهاماتی اساسی در ذهن برخی مسلمانان، به خصوص اهل بصره، وجود داشته است.
۶۲۳۶.

اثربخشی آموزش ذهنی سازی بر پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه آموزشی ذهنی سازی بر پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر و پسر دوره اول متوسطه مدارس شهر اراک در سال تحصیلی 1404-1403 بود. نمونه پژوهش شامل 60 دانش آموز دختر و پسر بود که به شیوه هدفمند و بر اساس ملاک های ورودی انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل جایگذاری شدند (هر گروه 30 نفر). گروه آزمایش تحت 8 جلسه برنامه آموزشی ذهنی سازی قرار گرفت. گردآوری داده ها با استفاده از مقیاس پرخاشگری باس و پری (BPAQ؛ باس و پری، 1992)، سیاهه خودآسیبی اُتاوا-کارکردها (OSI-F؛ مارتین و همکاران، 2013) انجام شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. نتایج نشان داد، بین پیش آزمون و پس آزمون پرخاشگری و رفتار آسیب به خود در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود داشت (01/0>p). بین میانگین پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش تفاوت آماری معناداری وجود نداشت (01/0>p). نتایج در دوره پیگیری حفظ شد. در مجموع یافته ها بر پتانسیل برنامه آموزشی ذهنی سازی به عنوان رویکردی مؤثر برای بهبود پرخاشگری و پیشگیری از رفتار آسیب به خود در نوجوانان تأکید دارد. در همین ارتباط ادغام آموزش ذهنی سازی در سیستم های آموزشی می تواند نوید بخش ارتقای سلامت روان در نوجوانان باشد.
۶۲۳۷.

مدل ساختاری رابطه بین نارسایی هیجانی و تحصیل گریزی دانش آموزان: نقش میانجی باورهای انگیزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۱
هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی تحصیل گریزی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم بر اساس نارسایی هیجانی با نقش میانجی باورهای انگیزشی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. از بین این افراد، تعداد ۲۰۰ نفر با روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج براساس فرمول سوپر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه رفتارهای آداب گریز تحصیلی (AIQ) کلارک و همکاران (۲۰۱۵)، مقیاس نارسایی هیجانی تورنتو (TAS-20) بگبی پارکر و تیلور (۱۹۹۴) و پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) پینتریج و دی گروت (۱۹۹۰) بود. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی برازش قابل قبولی داشته و مورد تایید قرار گرفت. همچنین مطابق با مدل ساختاری پژوهش اثرات مستقیم نارسایی هیجانی بر تحصیل گریزی (۲۰۰/۰B=، ۰۱/۰>P)، و بر باورهای انگیزشی (۳۲۱/۰-B=، ۰۱/۰>P)، و باورهای انگیزشی بر تحصیل گریزی (۶۰۵/۰-B=، ۰۱/۰>P) معنادار بود. همچنین اثر غیر مستقیم نارسایی هیجانی بر تحصیل گریزی از طریق باور های انگیزشی (۱۹۴/۰B=، ۰۱/۰>P) نیز معنادار بود. با توجه به این نتایج با شناسایی و غربالگری دانش آموزان تحصیل گریز و برگزاری مداخلات روانشناختی مبتنی بر ابعاد شناختی، فراشناختی، انگیزشی و رفتاری در سطح فردی و خانوادگی می تواند سهم قابل توجهی از پیشایندهای (تحصیل گریزی) را کاهش و میزان رغبت و انگیزه تحصیلی را افزایش دهد.
۶۲۳۸.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت جنسی زنان دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۳
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت جنسی زنان دارای تعارض زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل زنان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده سازمان بهزیستی شهر تهران در سال 1404 بود که 45 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش تعارضات زناشویی ثنایی (1379،MCQ ) و رضایت جنسی هادسون و همکاران (1981،ISS ) بود. مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی هیجان مدار در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار به صورت گروهی برای دو گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بین گروه زوج درمانی هیجان مدار و گروه کنترل در پس آزمون و پیگیری رضایت جنسی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، اما این تفاوت در گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و کنترل، معنادار نبود (05/0<P). نتایج نشان داد زوج درمانی هیجان مدار نسبت به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معناداری بر رضایت جنسی زنان دارای تعارضات زناشویی اثربخش تر بود و بین دو درمان تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0<P). بنابراین می توان از زوج درمانی هیجان مدار بر بهبود رضایت جنسی در زنان دارای تعارضات زناشویی به عنوان یک درمان حمایتی بهره برد.
۶۲۳۹.

بررسی تطبیقی اصول حاکم بر تفسیر قانون و قرارداد در نظام حقوقی ایران و فرانسه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۳۵۲
حقوق ایران و فرانسه از نظام حقوقی نوشته پیروی می کند و در تحریرات حقوقی اصولی که برای تفسیر قانون و قرارداد در هر دو نظام حقوقی وجود دارد تا قصد و اراده باطنی قانون گذار و طرفین قراردادی کشف گردد، به نحو مجزی به رشته تحریر در آمده است ولی هیچ گاه اصول مذکور در کنار هم و به نحو تطبیقی در خصوص حقوق ایران و فرانسه مورد مداقه قرار نگرفته است. برای بررسی این مهم باید اصول حاکم بر تفسیر قانون ایران و فرانسه که در تفسیر قراردادها نیز موثر است به تفکیک مورد بررسی قرار گیرد، شباهت ها و تمایزات آن ها مبرهن و جایگاه بکارگیری این اصول و تقدم و تاخر استفاده از آن ها معلوم شده و نهایتا نگارندگان تحقیق به شیوه تحلیلی- توصیفی به این مهم دست یافتند که بسیاری از اصول حاکم بر تفسیر قانون و قرارداد در هر دو نظام حقوقی تکرار می شود و اگر از نظر ظاهری اصول متمایزی در هر یک از نظام های حقوقی مذکور وجود داشته باشد، ماهیت آن اصول متفاوت را می توان در نظام حقوقی دیگر کشف کرد و با شناخت و تسلط مفسر در بکارگیری این اصول در جایگاه خود و رعایت تقدم و تاخر آن ها می توان از تمام ظرفیت هر یک از این دو نظام حقوقی برای تفسیر بهتر و صحیح تر قانون و قرارداد بهره برد.
۶۲۴۰.

واکاوی روش شناسی واسازی در پژوهش کیفی (از تئوری تا عمل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۹۳
مقدمه و اهداف: فهم عمیق پدیده های اجتماعی و فرهنگی در دنیای پیچیده امروز، حیاتی است. پژوهش های کیفی، با تمرکز بر تجارب زیسته و معانی برساخته شده، دریچه ای به سوی درک این پیچیدگی ها می گشایند. داده های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی، به دلیل ماهیت چندوجهی و ابهام، نیازمند روش های تحلیلی عمیق ترند. «واسازی»، رویکردی نوآورانه است که با بررسی ابعاد مختلف پدیده، امکان دستیابی جامع تر به داده ها و نتایج را فراهم می کند. واسازی، افسانه «وضوح» متن را به چالش می کشد و بخش های پنهان سنت فلسفی را آشکار می کند. واسازی، وجهی از نقد متافیزیک است که با واکاوی ساختارها، خاستگاه و نقش مرکز مقتدر را برملا می کند. واسازی دریدایی به معنای تخریب نیست؛ بلکه ریشه در اندیشه های ژاک دریدا دارد و با مفاهیمی چون «مرکززدایی»، «دیفرانس» و «بازی معنا» به نقد لوگوسانتریسم می پردازد. دریدا، با زیر سؤال بردن ثبات معنا، زمینه ای برای خوانش های چندگانه ایجاد می کند. او معتقد است هر متنی، حضور «دیگری» را منعکس می کند که کلید فهم معناست. کاربرد واسازی در پژوهش های کیفی، با وجود پتانسیل بالا، با چالش هایی روبه روست. پیچیدگی مفهومی، ابهام در اجرا و نیاز به تفسیر دقیق، از جمله دشواری های پژوهشگران است. ازاین رو، تبیین چهارچوبی عملیاتی و ارائه راهکارهای کاربردی برای واسازی در پژوهش های کیفی، ضروری است. این پژوهش، با هدف واکاوی روش شناسی واسازی در تحلیل داده های کیفی و ارائه چهارچوبی عملیاتی، درصدد پاسخگویی به سؤالاتی در مورد روش ها، ابزارها، مزایا، چالش ها و کاربردهای واسازی در پژوهش های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی است. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه می توان با واسازی، به تحلیل و تفسیر دقیق تر داده های کیفی دست یافت؟ هدف نهایی، ارائه راهکارهایی برای به کارگیری مؤثر واسازی و فهم عمیق تر پدیده هاست. روش: این پژوهش، روش واسازی را به عنوان رویکردی نوآورانه در تحلیل داده های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی بررسی می کند. پیچیدگی داده های کیفی، نیاز به روش های تحلیلی عمیق تر، مانند واسازی را ایجاب می کند. واسازی با آشکارسازی مفروضات پنهان، تناقضات درونی و روابط قدرت، تحلیل چندوجهی و انتقادی را ممکن می کند. این پژوهش با بررسی مبانی فلسفی واسازی، به ویژه اندیشه های دریدا، و ارائه چهارچوبی عملیاتی، به پرسش هایی در مورد روش ها، ابزارها، مزایا، چالش ها و کاربردهای واسازی در پژوهش های کیفی پاسخ می دهد. برای انجام این پژوهش مروری، جستجوی نظام مند منابع علمی در پایگاه های داده داخلی با کلیدواژه های «واسازی»، «پژوهش کیفی»، «دریدا»، «تحلیل انتقادی»، «مدیریت آموزشی» و «معنا» انجام شد. معیار ورود به مطالعه، مقالات فارسی زبان در مورد کاربرد واسازی در پژوهش های کیفی بود. پس از غربال گری اولیه عناوین و چکیده ها، 21 مقاله برای مطالعه کامل انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهند واسازی با زیر سؤال بردن ثبات معنا، به درک عمیق تر پدیده های اجتماعی و فرهنگی و توسعه نظریه های جدید کمک می کند. در مدیریت آموزشی، این رویکرد با تحلیل انتقادی برنامه های درسی، سیاست گذاری ها و ارزشیابی، باورهای رایج را به چالش می کشد و سیستم های عادلانه تر و یادگیری محور طراحی می کند. پیچیدگی واسازی، نیاز به آموزش و تمرین کافی و توجه به زمینه را ضروری می کند. واسازی به عنوان رویکردی مکمل، تفکر انتقادی را تقویت و زمینه تحولات مثبت در علوم انسانی را فراهم می کند. این پژوهش با بررسی نقاط قوت و ضعف واسازی، درک جامع تری از این روش ارائه و ارتباط آن با سایر روش های کیفی را بررسی می کند. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که واسازی، با زیر سؤال بردن ثبات معنا، به درک عمیق تر پدیده های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی و توسعه چهارچوب های نظری نوین کمک می کند. این رویکرد، با آشکارسازی پیش فرض های پنهان، روابط قدرت و تناقضات درونی متن، زمینه ای برای خوانش های چندگانه و تفاسیر بدیع فراهم می کند. در مدیریت آموزشی، واسازی با تحلیل انتقادی برنامه های درسی، سیاست گذاری ها و فرایند ارزشیابی، باورهای رایج را به چالش می کشد و به طراحی سیستم های عادلانه تر و یادگیری محور کمک می کند. به عنوان مثال، واسازی مفهوم «نمره» در ارزشیابی تحصیلی، نشان می دهد که نمره نمی تواند به تنهایی معیار جامع سنجش یادگیری باشد و توجه به ابعاد دیگر یادگیری، مانند خلاقیت، تفکر انتقادی، مهارت های اجتماعی و توانایی حل مسئله، ضروری است. همچنین، یافته ها نشان می دهد واسازی می تواند به پژوهشگران در حوزه های مختلف علوم انسانی، ازجمله ادبیات، فلسفه، مطالعات فرهنگی و علوم اجتماعی، در درک بهتر پیچیدگی های متون و پدیده های اجتماعی یاری رساند. با استفاده از واسازی، می توان به نقد و تحلیل انتقادی مفاهیم، گفتمان ها و ساختارهای قدرت پرداخت و زمینه را برای تغییرات مثبت اجتماعی و تربیتی فراهم نمود. به طورمشخص، این پژوهش نشان داد که چگونه می توان با به کارگیری واسازی در تحلیل داده های کیفی، به ابعاد پنهان و ناگفته پدیده ها دست یافت و درک جامع تری از آنها به دست آورد. همچنین، یافته ها تأکید دارند که واسازی می تواند به عنوان ابزاری برای توانمندسازی گروه های به حاشیه رانده شده و تقویت صداهای نادیده گرفته شده مورد استفاده قرار گیرد. درنهایت، این پژوهش نشان می دهد که چگونه واسازی می تواند به عنوان یک روش مکمل در کنار سایر روش های کیفی، به درک بهتر و عمیق تر از پدیده ها کمک کند. بحث و نتیجه گیری: از تحلیل های انجام شده می توان نتیجه گرفت که رویکرد واسازی نه تنها ابزاری نوین برای بازاندیشی در ساختارهای فکری است، بلکه زمینه ای برای شکستن قوالب ثابت برداشت های معمول فراهم می آورد. نتایج به دست آمده مؤید هستند که با به کارگیری این روش، پژوهشگران قادر به جداسازی مفاهیم پیچیده از دیدگاه های سنتی و ارائه نقدی عمیق تر می شوند. رویکرد یادشده با تأکید بر پویایی معنا و فروپاشی موانع تثبیت شده، فرصت های بین رشته ای ایجاد نموده و موجب ارتقای دانش انتقادی و بسط نظریه های نوین شده است. یافته های حاضر نشان می دهد تأثیر مستقیم این رویکرد در حوزه های اجتماعی و تربیتی موجب تحول نگرش نسبت به مسائل متنی و نقد ساختاری شده است. استفاده دقیق از اصطلاحات واژگانی و آشکارسازی اثرات پنهان عملیاتی شواهد محکم جهت بازسازی چهارچوب های مرتبط با عدالت ارائه نمود. این روش با واگذاری مسئولیت تفسیری به خوانندگان و ایجاد مشارکت فکری در تفسیر متون، تعادل بین نقد و بازسازی را برقرار کرده است. افزون برآن، امکان تطبیق شناخت در شرایط متغیر تاریخی، زبانی و فرهنگی فراهم و چالش های مفهومی با دیدگاهی نوین ارزیابی شده است. به طورکلی، نتایج پژوهش پیشنهاد می کند که واسازی به دلیل قابلیت بازنگری مبانی نظری و انعطاف پذیری در تحلیل، می تواند به عنوان رویکرد مکمل در کنار سایر روش های کیفی به کار رود. این یافته ها نویدبخش توسعه روش های انتقادی هستند و چهارچوب عملیاتی ارائه شده افق های تازه ای در مطالعات علوم انسانی گشوده است. این نتایج به تبیین ساختارهای نوین و بهبود تفسیر معارف منجر شده است. پژوهش های آتی می توانند به بررسی تأثیر واسازی بر توانمندسازی افراد و گروه های به حاشیه رانده شده و همچنین، به نقش آن در ایجاد تغییرات اجتماعی بپردازند. تقدیر و تشکر: از استادان گران قدر که با حمایت ها و راهنمایی های ارزشمندشان، همواره الهام بخش و مشوق پیشرفت های علمی بوده اند، صمیمانه سپاسگزاریم. تعارض منافع: مؤلفان اعلام می کنند در اجرای این پژوهش هیچ تعارض مالی، اعتباری یا شخصی وجود نداشته و مراحل تحقیق به شیوه ای شفاف انجام شده است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان