ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۵۶۱٬۳۵۸ مورد.
۵۰۱.

واکاوی آب و هوایی درصد ابرناکی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۹
در این پژوهش، از داده های درصد ابرناکی سنجندهای مودیس تررا برای صبح و مودیس آکوا برای بعدازظهر در بازه زمانی 20 ساله، استفاده شد. برای پردازش داده ها از روش تحلیل مؤلفه اصلی و روش تحلیل خوشه ای، بهره برده شد. میانگین بلندمدت درصد ابرناکی ایران در پیش ازظهر 3/26، بعدازظهر 6/28 و میانگین روزانه 4/27 درصد می باشد که کمتر از نصف متوسط جهانی است. ابرناکی از توزیع فصلی برخوردار بوده و در ماه های سرد بیش از 40 درصد است. در ماه می به شدت از میزان ابرناکی کاسته شده و از ژوئن تا اکتبر در حدود 10 درصد است. در دوره سرد به ویژه ماه های ژانویه و فوریه ابرناکی صبح بیشتر است در حالی که در دوره گرم سال ابرناکی بعدازظهر بیشتر از صبح است. مؤلفه اول، نماینده اقلیم شناسی ابرناکی در ایران است. سواحل و پسکرانه های دریای خزر از سایر بخش های کشور متمایز است. نقش ارتفاعات، به ویژه البرز از طریق سد کنندگی و زاگرس از طریق اروگرافیک، در شکل گیری تراکم ابری، آشکار است. مؤلفه دوم، نماینده فعالیت های همرفتی است. الگوی ابرناکی تابستانه در ناحیه خزری تحت تأثیر اثر دریاچه ای و در منطقه جنوب شرق کشور تحت تأثیر موسمی هند، فعال است. مؤلفه سوم حاکمیت ابرناکی در دوره گذار است. این دوره حاکمیت ابرناکی در منطقه خزری، شمال آذربایجان، کوهستان سهند، سبلان و ارتفاعات مرزی ایران و ترکیه است. الگوی بهاره در ماه می و الگوی پاییزه در اکتبر به اوج می رسد. مؤلفه چهارم بیشتر ماهیت محلی دارد و شکل دیگری از الگوی ابرناکی بهاره را در قلل واقع در خط الرأس کوهستان های البرز مرکزی، حوضه دریاچه ارومیه، سهند، سبلان، چهل چشمه کردستان و ارتفاعات مرزی ایران و ترکیه را نمایش می دهد. درصد ابرناکی از نظر زمانی به سه دوره؛ سرد، گذار و گرم و به لحاظ مکانی به هفت ناحیه قابل افراز است. مقدار ابرناکی در ایران از شمال غرب به جنوب شرق کاهش می یابد .
۵۰۲.

پاکسازی خطای برف پنداری داده های مودیس در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۳
زندگی در ایران و تمدن ایرانی وابسته به برف خوان های کوهستانی است. آگاهی از وضعیت و تغییرات این برف خوان ها نیازی است که نیازمند گفتگو نیست. با گرمایش جهانی و تباه شد ن این برفخوان ها، تمدن ایرانی هم رو به خاموشی می گذارد. دورسنجی راهی کم هزینه و سریع برای دستیابی به این آگاهی است. با این حال سنجنده ها، پدیده هایی که ویژگی های طیفی نزدیکی با برف دارند (مانند کفه های نمکی) را به خطا برف گزارش می کنند (خطای گمارش یا خطای برف پنداری ). در ایران به دلیل فراوانی رویه های درخشان(کفه های نمکی، آبگیرها، بستر دریاچه های باستانی و مانند آن) خطای برف پنداری فراوان است. در این پژوهش حدود 21 سال داده های نمایه تفاضل هنجاری برف (نتهب) مودیس آکوا و تررا برای پاکسازی خطای برف پنداری به کار گرفته شد. یک واکاوی مؤلفه اصلی بر روی آرایه میانگین بلندمدت روزانه مقادیر نتهب 23960 یاخته از برف خوان ها و رویه های برف نما به ابعاد 365×23960 انجام شد. این بررسی نشان داد که فصل بندی برف پوش در ایران در مقابل درخشش رویه های برف نما در سراسر سال می تواند اساس تمیز برف خوان ها از رویه های برف نما قرارگیرد. بر روی برف خوان ها مقدار نتهب تنها در دوره برف گیری؛ یعنی دوره سرد سال بزرگ است اما بر روی پهنه های برف نما نتهب در سراسر سال بزرگ است. این ویژگی چنان برجسته است که اولین مؤلفه اصلی این دو پهنه را از یکدیگر متمایز ساخت.
۵۰۳.

بررسی عوامل محیطی و الگوهای فضایی جمعیتی مؤثر بر روستاهای شهرستان شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۰
تحلیل الگوهای فضایی جمعیت در ارتباط با عوامل محیطی، نقش مهمی در درک پویایی های توسعه روستایی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل محیطی و فضایی مؤثر بر الگوهای جمعیتی روستاهای شهرستان شیراز انجام شده است. در این راستا، از مجموعه داده های گوناگون شامل؛ جمعیت روستاها، ارتفاع، شیب، جهت جغرافیایی، بارش، دما، فاصله از گسل ها و رودخانه ها بهره گیری شد. داده های مکانی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS)  پردازش و لایه های مختلف محیطی و فضایی تولید گردید. سپس به کمک تکنیک های تحلیل آماری فضایی از جمله شاخص موران، تحلیل خوشه ای G ، خوشه بندی بالا و پایین و روش نزدیک ترین همسایه، الگوی پراکنش جمعیت مورد ارزیابی قرارگرفت . یافته ها نشان می دهد که توزیع فضایی جمعیت روستایی شهرستان شیراز به صورت خوشه ای بوده و از یک الگوی تصادفی فاصله دارد. همچنین مشخص شد که ارتفاع، شیب و دشت های هموار در کنار برخی ویژگی های اقلیمی مانند دما و بارش نقش بسزایی در شکل گیری این الگوها دارند. از سوی دیگر، خوشه بندی معنادار در مناطق خاص نشان دهنده توزیع نامتوازن زیرساخت ها و خدمات است که منجر به تمرکز جمعیت در نواحی دارای امکانات بهتر و کاهش جمعیت در مناطق کم برخوردار شده است. این نتایج می تواند مبنای مناسبی برای برنامه ریزی فضایی و توسعه پایدار روستایی در شهرستان شیراز باشد.
۵۰۴.

مصرف بنزین، رشد اقتصادی و نابرابری درآمدی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۷۵
نابرابری درآمدی یکی از چالش های مهم اقتصادی و اجتماعی در ایران است که می تواند با مصرف انرژی و رشد اقتصادی در تعامل باشد. این پژوهش با هدف بررسی رابطه متقابل میان مصرف بنزین، رشد اقتصادی و نابرابری درآمدی در ایران طی دوره زمانی ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۲ انجام شده است. اهمیت مطالعه در تبیین تعاملات درون زای این سه متغیر کلیدی و ارائه چارچوبی برای سیاست گذاری هماهنگ در حوزه های انرژی، عدالت اجتماعی و توسعه پایدار نهفته است. برای تحلیل روابط ساختاری بین متغیرها از مدل معادلات همزمان و روش اقتصادسنجی حداقل مربعات سه مرحله ای (3SLS) استفاده شده است. داده های سری زمانی سالانه از منابع رسمی داخلی استخراج و آزمون های آماری لازم بر آن ها اعمال شد. نتایج نشان می دهد که افزایش نابرابری درآمدی موجب کاهش تولید سرانه و افزایش مصرف سرانه بنزین می شود، در حالی که سرمایه سرانه تأثیر مثبت بر تولید سرانه دارد. همچنین، افزایش قیمت بنزین مصرف را کاهش داده و رشد اقتصادی و اندازه دولت باعث کاهش نابرابری درآمدی شده اند. در مقابل، یارانه های انرژی و مصرف بنزین به عنوان عوامل تشدیدکننده نابرابری شناسایی شدند. یافته ها بیانگر یک چرخه بازخوردی میان مصرف بنزین، رشد اقتصادی و توزیع درآمد است که باید در سیاست گذاری های کلان مورد توجه قرار گیرد.
۵۰۵.

بررسی تأثیر نامتقارن نااطمینانی سیاست های اقتصادی بر تورم در ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۸ تعداد دانلود : ۸۵
در سال های اخیر قرار گرفتن اقتصاد ایران در فضای نااطمینانی، سبب شده است تا تمامی متغیرهای کلان اقتصادی از جمله تورم تحت تأثیر قرار گیرند. نااطمینانی های موجود در اقتصاد ایران با کاهش شفافیت و ایجاد بی ثباتی منجر به شکل گیری تورم شده است. بدین منظور در راستای دستیابی به هدف مطالعه حاضر، تلاش گردیده است تا اثرات نامتقارن نااطمینانی سیاست های اقتصادی بر تورم در ایران بررسی گردد. بدین منظور با بهره گیری از داده های سری زمانی اقتصاد ایران طی دوره 1401-1360 و با استفاده از الگوی خود رگرسیونی با وقفه های توزیعی غیر خطی (NARDL)، مدل تورم تخمین زده شده است. نتایج حاصل از برآورد مدل تحقیق، بیانگر وجود یک رابطه نامتقارن میان نااطمینانی سیاست های اقتصادی با تورم در ایران را تایید می کند. طبق یافته ها نااطمینانی سیاست های اقتصادی اثرات مثبت بر تورم دارد. همچنین، اثر سایر متغیرهای توضیحی مانند نرخ ارز، نرخ رشد نقدینگی و نااطمینانی قیمت نفت بر تورم، به ترتیب مثبت، مثبت و منفی می باشد.
۵۰۶.

بررسی اثر ریسک بر تقاضای پوشش بیمه و انتخاب نامساعد در بیمه مسئولیت پزشکان متخصص(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سطوح ریسک فردی و حرفه ای پزشکان متخصص بر تقاضای بیمه مسئولیت حرفه ای و امکان بروز انتخاب نامساعد انجام شد. همچنین نقش عواملی چون سابقه دعاوی، تجربه کاری، نوع تخصص، شرایط محیطی و آگاهی از مقررات بیمه ای در تصمیم خرید بیمه نامه و شدت انتخاب نامساعد تحلیل می گردید .   روش: پژوهش حاضر مرور نظام مند ادبیات مرتبط است و شکاف های موجود در زمینه بیمه مسئولیت پزشکان و تأثیر سطح ریسک بر تصمیمات خرید بیمه را شناسایی می کند. برای گردآوری داده ها، مقالات منتشرشده در پایگاه های PubMed ، Web of Science ، Scopus و Google Scholar طی سال های 2000 تا 2024 بررسی شد. تحلیل ها با هدف شناسایی عوامل اثرگذار بر تقاضای بیمه و سازوکارهای انتخاب نامساعد صورت گرفت .   یافته ها: نتایج نشان داد متخصصان حوزه های پرخطر مانند جراحی و بیهوشی، پزشکان با تجربه کمتر، سابقه دعاوی یا فعالیت در مناطق با شکایات بالا، تمایل بیشتری به انتخاب بیمه نامه های جامع دارند که نشانگر بروز انتخاب نامساعد است. علاوه بر این، آگاهی از قوانین، شرایط قرارداد و تجربه قبلی با شرکت های بیمه نیز بر انتخاب بیمه تأثیرگذار بود.   نتیجه گیری: پژوهش با تأکید بر نقش سطح ریسک فردی و حرفه ای پزشکان و پدیده انتخاب نامساعد، ضرورت طراحی دقیق تر بیمه نامه ها در بازار بیمه مسئولیت را نشان می دهد. همچنین این مطالعه مبنایی برای سیاست گذاری آگاهانه تر، بهبود ساختار قراردادهای بیمه ای در تعامل میان پزشکان و بیمه گران فراهم آورند. این امر در نهایت به افزایش کارایی بازار بیمه و ارتقای کیفیت خدمات سلامت منجر خواهد شد.
۵۰۷.

پدافند غیر عامل و ارزیابی زلزله در مراکز شهری با استفاده از مدل ویکور و تاپسیس فازی (مطالعه موردی مناطق شهرداری کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۴
شهر تنها یک مجموعه از ساختمان ها نیست، بلکه پدیده ای فراتر از یک مجموعه ساختمانی است. لذا نمی توان به هیچ عنوان شهر را تنها در مجموعه ساختمان ها منحصر دانست یکی از خطراتی که بسیاری از شهرهای جهان را تهدید می کند زمین لرزه یا همان زلزله است. زلزله از دیر باز جزء پر خطرترین مخاطرات طبیعی بوده و از ریسک بالایی برخوردار است. ریسک زلزله، خسارت قابل انتظاری است که در اثر آن به عناصری از جامعه یا محیط آسیب هایی وارد می شود. به همین دلیل ایمن سازی شهر در برابر زلزله را نمی توان تنها در مقاوم سازی و ساختن بناهای مقاوم در برابر زلزله دانست در این مقاله در مورد چگونگی وضعیت خطرپذیری زلزله در سطح مناطق کلان شهر تبریز به عنوان یک شهر تاریخی- فرهنگی و قطب اقتصادی- ارتباطی شمال غرب کشور انجام گرفته است پس از اخذ نظرات متخصصان زلزله و پدافندغیرعامل و برنامه ریزی شهری، بررسی و تحلیل های لازم با استفاده از مدل های ویکور و تاپسیس فازی انجام و نتیجه مدل به وسیله نرم افزار GIS بصورت نقشه آسیب پذیری مناطق نمایش داده شده است و در نهایت منطقه 2، 3، 7 ، 4، شهرداری کلان شهر تبریز با آسیب پذیری کمتر و مناطق 10، 5 ، 1، 9 و 6 و 8 واقع در محدوده های شمال شرقی، شمالی شهر نامناسب و بحرانی تشخیص داده شدند و علل آسیب پذیری بیان و راهکارهای مهار آسیب پذیری با استفاده از داده ها و تطبیق نتایج مدل ها ارائه شد.
۵۰۸.

واکاوی و تحلیل پیشران های مؤثر بر توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی با تأکید بر رویکرد هم آفرینی (مورد مطالعه: محله های اسکان غیر رسمی شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۹
هدف: رویکرد هم آفرینی در توانمندسازی می تواند به بهبود شرایط زندگی ساکنان مناطق غیررسمی و حاشیه نشین کمک کند و به آن ها این امکان را می دهد که در فرآیندهای تصمیم گیری و طراحی خدمات نقش فعالی ایفا کنند. این رویکرد نه تنها به تقویت ظرفیت های فردی و اجتماعی کمک می کند، بلکه می تواند به ایجاد راه حل های پایدار و مؤثر برای چالش های موجود منجر شود. روش: تحقیق حاضر با استفاده از مدل ساختاری-تفسیری بدنبال تحلیل پیشران های موثر بر توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی با تاکید بر رویکرد هم آفرینی در محله های اسکان غیررسمی شهر زنجان است. گردآوری داده ها بصورت مطالعات پیمایشی و کتابخانه ای انجام شد. جامعه آماری تحقیق در قالب پنل نخبگان شامل 20 نفر از اساتید و دانشجویان دکتری شهرسازی، برنامه ریزی شهری و مدیریت شهری هستند، که با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش نظریه داده بنیاد با کمک نرم افزار MAXQDI و رویکرد تحلیل اثرات متقابل تعادلی با کمک نرم افزار Scenario Wizard استفاده شد. نتایج: یافته های تحقیق براساس مدل گرندد تئوری نشان داد که مهم ترین مولفه های توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی با تاکید بر رویکرد هم آفرینی شامل ظرفیت سازی، هم افزایی نهادی، مشارکت اجتماعی، آموزش، گفت وگو، دسترسی، انعطاف پذیری و شفافیت اطلاعات هستند. همچنین، طبق رویکرد تحلیل متقابل تعاملی مهمترین راهبرد برای توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی با تاکید بر رویکرد هم آفرینی شامل مطلوبیت شبکه معابر و بافت کالبدی محله با ضریب تاثیر 2+؛ ایجاد فرصت برای به اشتراک گذاری ایده های ساکنین با همدیگر در رسانه های اجتماعی با ضریب تاثیر 3+؛ حمایت از ایده های مطرح شده توسط ساکنین با ضریب تاثیر 2+؛ و به موقع در اختیار گذاشتن اطلاعات شفاف با ضریب تاثیر 3+ است.
۵۰۹.

تدوین مدل راهبردهای مدیریت استعداد در ورزش مدارس محدوده جغرافیایی شهر اهواز یک مطالعه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۷
این پژوهش با هدف مدلسازی راهبردهای مدیریت استعداد در ورزش مدارس محدوده جغرافیایی شهر اهواز با استفاده از روش داده بنیاد انجام شد. مرحله کیفی اساتید دانشگاه را هدف گرفت، در حالی که مرحله کمی شامل 460 معلم تربیت بدنی بود. از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با رسیدن به اشباع نظری، شرایط علی مؤثر بر رشد استعداد شناسایی شد: ظرفیت سازمانی، مسائل مالی و مدیریتی و فرآیند استعدادیابی. شرایط پس زمینه شامل رفتارهای معلم و دانش آموز و همچنین تأثیرات والدین بود، در حالی که شرایط مداخله شامل سخت افزار و کیفیت خدمات آموزشی بود. راهبردهای موثر پیشنهاد شده عبارتند از: هدایت استعداد، مدیریت منابع کارآمد، تعیین هدف مناسب، تهیه تجهیزات و امکانات لازم، دسترسی به داده ها برای اطلاعات مربوط به استعداد، و توانمندسازی معلمان در شناسایی و توسعه استعدادها. اجرای این استراتژی ها برای پرورش و شناسایی استعدادها، بهبود بهره وری در استعدادیابی و ارتقای مدیریت کلی استعداد بسیار مهم است. موفقیت منوط به پرداختن به شرایط شناسایی شده و به کارگیری استراتژی های توصیه شده برای نتایج بهینه در مدیریت استعدادهای ورزشی مدارس است.
۵۱۰.

بررسی نقش سرمایه انسانی پلیس در رعایت هنجارهای اجتماعی از سوی گردشگران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۵
شهرهای ساحلی مازندران به دلیل پذیرش گردشگری انبوه، با چالش های متعددی در رعایت هنجارهای اجتماعی مواجه اند. این پژوهش با هدف بررسی نقش سرمایه انسانی پلیس در رعایت هنجارهای اجتماعی گردشگران در شهرهای ساحلی استان مازندران انجام شده است. روش شناسی: تحقیق از نوع کمی و اثبات گرا بوده و جامعه آماری شامل 126 مدیر و افسر پلیس فرماندهی انتظامی استان مازندران است که 100 نفر از آن ها با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه ای با 34 سؤال در مقیاس لیکرت بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و PLS تجزیه وتحلیل شدند. تحلیل رگرسیون نشان داد که ویژگی های روان شناختی و اخلاقی پلیس بیشترین تأثیر مثبت و معنادار را بر رعایت هنجارهای اجتماعی از سوی گردشگران دارند. دانش پلیس نیز با ضریب تأثیر 0.123 معنادار بود، اما مهارت های حرفه ای تأثیر معناداری بر رعایت هنجارهای اجتماعی از سوی گردشگران نداشت. مدل تحقیق توانست 26 درصد از واریانس هنجارهای اجتماعی از سوی گردشگران را تبیین کند. سرمایه انسانی پلیس به ویژه در ابعاد روان شناختی و اخلاقی، نقش مؤثری در رعایت و تقویت هنجارهای اجتماعی گردشگران دارد. پیشنهاد می شود آموزش های حرفه ای در حوزه روان شناسی، اخلاق و مهارت های ارتباطی برای کارکنان پلیس گسترش یابد. همچنین، همکاری میان نیروی انتظامی و نهادهای گردشگری برای ارتقای آگاهی گردشگران از هنجارهای محلی ضروری است. این پژوهش نخستین مطالعه ای است که به بررسی جامع تأثیر سرمایه انسانی پلیس بر رعایت هنجارهای اجتماعی گردشگران در ایران پرداخته و چارچوبی عملی برای مدیریت رفتار گردشگران و تقویت تعاملات مثبت در مقاصد گردشگری ارائه می دهد.
۵۱۱.

طراحی مدل خط مشی گذاری توسعه تولید در بستر هوش مصنوعی در راستای برنامه ریزی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۸۷
این پژوهش با هدف طراحی و ارائه مدلی جامع برای خط مشی گذاری در فرآیند توسعه تولید مبتنی بر هوش مصنوعی، صورت پذیرفته است. از نظر روش رویکرد تحقیق ترکیبی، شامل مطالعات اسنادی، تحلیل محتوا و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه صنعت، فناوری و آموزش خواهد بود. ابتدا، مبانی نظری و تجربی مرتبط با هوش مصنوعی در تولید، مدل های خط مشی گذاری و اهمیت آموزش در تحولات فناورانه مورد بررسی قرار می گیرد. سپس، با شناسایی چالش ها و فرصت های موجود، چارچوب مفهومی مدل تدوین و در نهایت، مولفه های عملیاتی آن با تکیه بر نقش آموزش، تشریح خواهد شد.یافته ها: انتظار می رود یافته های این تحقیق نشان دهد که پیاده سازی موفقیت آمیز هوش مصنوعی در صنایع تولیدی، مستلزم یک رویکرد یکپارچه در خط مشی گذاری است که آموزش را در اولویت قرار دهد. این آموزش ها باید طیف وسیعی از کارکنان، از مدیران تا نیروی کار خط تولید را پوشش دهد و مهارت های لازم برای کار با سیستم های هوشمند، تحلیل داده ها و همچنین تفکر انتقادی و حل مسئله در محیط های فناورانه را تقویت کند. همچنین، مشخص خواهد شد که سرمایه گذاری در آموزش، نه تنها به افزایش بهره وری و کیفیت تولید منجر می شود، بلکه نوآوری و ایجاد مزیت رقابتی پایدار را نیز تسهیل می نماید.مدل پیشنهادی، با برجسته کردن نقش آموزش در تمامی مراحل خط مشی گذاری توسعه تولید مبتنی بر هوش مصنوعی، چارچوبی جامع و منعطف را ارائه می دهد.
۵۱۲.

ارزیابی تأثیر تغییرات اقلیمی بر منابع آب های سطحی (مطالعه موردی: حوزه آبخیز بابلرود)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه و هدف: در سال های اخیر، تغییرات اقلیمی و فعالیت های انسانی موجب تشدید بحران کمبود منابع آب در سطح جهانی شده اند. این تغییرات با اختلال در چرخه هیدرولوژیکی، منابع آب سطحی را از نظر دسترسی، کیفیت و پایداری در معرض تهدید جدی قرار داده اند. روش شناسی: به منظور بررسی اثر تغییرات اقلیم بر روی منابع آب های سطحی حوضه بابلرود ابتدا داده های هواشناسی و هیدرومتری حوضه جمع آوری گردید. بعد از رفع نواقص آماری، حذف داده های پرت و انتخاب پایه زمانی مشترک، اقدام به پیش بینی متغیرهای اقلیمی (بارش، حداقل دما و حداکثر دما) برای دوره آینده (2100-2020) بر اساس داده های گزارش ششم IPCC AR6 و مدل اقلیمی CanESM5 تحت سناریوهای SSP1-2.6، SSP2-4.5 و SSP5-8.5 در مدل SDSM شد. برای شبیه سازی دبی جریان در دوره آینده از داده های ریزمقیاس نمایی شده بر اساس شبکه عصبی مصنوعی (ANN) استفاده گردید در نهایت، به منظور تعیین روند در داده های آینده از آزمون های ناپارامتری من کندال و تخمین گر شیب سن در محیط نرم افزار R استفاده شد. نتایج و یافته ها: تحلیل روند دبی جریان با استفاده از آزمون من-کندال، شیب سن و مدل ANN طی دوره 2021–2100 نشان داد که در تمامی سناریوهای اقلیمی SSP، روندی کاهشی ضعیف و آماری غیرمعنادار وجود دارد. بیشترین کاهش در سناریوی SSP5-8.5 مشاهده شد. دمای حداقل روند افزایشی غیرمعنادار داشته و بارش فاقد روند مشخص است. نتایج مدل ANN با آزمون های آماری همخوانی داشته و کاهش تدریجی دبی جریان را تأیید می کند، که بر ضرورت مدیریت پایدار منابع آب در مواجهه با تغییر اقلیم تأکید دارد. این یافته ها ضمن تأیید تأثیر مستقیم تغییر اقلیم بر منابع آب سطحی، بر اهمیت بهره گیری از مدل های هوشمند در تحلیل بلندمدت و مدیریت پایدار منابع آب تأکید داشته و ضرورت استفاده از رویکردهای ترکیبی و تحلیل های منطقه ای در مطالعات آینده را برجسته می سازد.
۵۱۳.

مدلسازی توسعه اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۸۶
زمینه و هدف: ظرفیت ها وتوانمندی های استان سیستان و بلوچستان در جنبه های جغرافیایی، منابع طبیعی و اقتصادی و نیروی انسانی بالقوه بسیار است که در صورت بالفعل شدن این ظرفیت ها می تواند مزیت های بسیاری را هم برای استان و هم برای منطقه رقم بزند. با توجه به اهمیت این موضوع هدف پژوهش حاضر؛ طراحی مدل توسعه ی اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان است. روش شناسی: روش پژوهش مدلسازی به شیوه معادلات ساختاری و کمّی -پیمایشی است. جامعه پژوهش عبارت بودند از کلیه مدیران و کارکنان سازمان های دولتی استان سیستان و بلوچستان. تعداد نمونه با استفاده از فرمول کوکران 292 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بود پرسشنامه محقق ساخته و تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده، به دو روش توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم افزارهای SPSS 16 و Smart PLS انجام شد. نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد هفت مؤلفه در تبیین توسعه اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان نقش دارند که عبارتند از: امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی، امنیت نظامی، توسعه عدالت، توسعه کیفیت زندگی، توسعه اخلاق اجتماعی، و در نهایت توسعه امنیت سیاسی. جهت بررسی برازش مدل، به بررسی X2، R و RS؛ پرداخته شد که وجود X2 پایین و نسبت کای دو به درجه آزادی کمتر از سه، و همچنین ضریب تعیین و ضریب تعیین تعدیل شده محاسبه شده؛ نشان دهنده برازش مناسب مدل بود و در نهایت از جمع بندی عوامل، ابعاد و مؤلفه های مدل توسعه ی اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان، 4 عامل، با اولویت بالا مطرح گردید. این عوامل عبارتند از: اولویت اول: امنیت نظامی، اولویت دوم: امنیت اجتماعی، اولویت سوم: توسعه کیفیت زندگی، و در نهایت اولویت چهارم: توسعه عدالت. امید است این نوع مطالعات گامی باشد در جهت تعمیق دانش کاربردی و ارتقای وضعیت اجتماعی- امنیتی استان سیستان و بلوچستان.
۵۱۴.

واکاوی دانش و چالشهای نشر فن آوری های کشاورزی دقیق در استان های فارس و بوشهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۳
هدف مطالعه حاضر تحلیل دانش کشاورزی دقیق، شناسایی تعیین کننده های آن و واکاوی چالشهای پذیرش و نشر این فن آوری ها می باشد. مطالعه حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ نحوه جمع آوری دادها، توصیفی- پیمایشی است. از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده برای انتخاب نمونه های پژوهش استفاده شد و با 287 نفر از کارشناسان جهاد کشاورزی (115 نفر از کارشناسان استان بوشهر و 172 نفر از استان فارس) مصاحبه صورت پذیرفت. نتایج مبین آن بود که سطح دانش کشاورزی دقیق کارشناسان مناسب نیست. به گونه ای که دانش کارشناسان جهاد کشاورزی در مورد این فن آوری ها متوسط و کم است. متغیر نگرش رفتاری بیشترین نقش را در تبیین دانش کارشناسان دارد. در دسترس نبودن تجهیزات و امکانات کشاورزی دقیق، مناسب نبودن ارتباط بین موسسات ترویجی و تحقیقی در کشور، کمبود متخصص به ویژه متخصصان محلی در کشور و وضع نامناسب اقتصادی کشاورزان به عنوان مهمترین چالشهای نشر فن آوری-های کشاورزی دقیق توسط کارشناسان بیان شده است. ضروری می باشد که آگاهی و دانش کارشناسان جهاد کشاورزی در این زمینه بهبود یافته تا بتوانند پس از کسب اطلاعات لازم و مکفی آن را به سطح مزرعه انتقال داده و با فراهم نمودن شرایط و امکانات مورد نیاز، پذیرش این فن آوری ها را در بین کشاورزان تسهیل و ترویج نمایند. سیاست گزاران و برنامه ریزان کشاورزی کشور بایستی یک برنامه ریزی راهبردی بر اساس نتایج این پژوهش برای رفع محدودیت های نشر کشاورزی دقیق اتخاذ نمایند.
۵۱۵.

تحلیل نقش مدیریت شهری در شهرهای مرزی با تمرکز بر توسعه پایدار گردشگری (مطالعه موردی: شهر مرزی سردشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۳
مقدمه و هدف : گردشگری نه تنها به عنوان یک منبع درآمد، بلکه به عنوان محرکی برای تقویت زیرساخت ها و ایجاد فرصت های شغلی مطرح است. مدیریت صحیح و شناسایی ظرفیت های گردشگری هر منطقه، می تواند نقش مهمی در جذب گردشگر و سرمایه گذاری های جدید داشته باشد. سردشت به عنوان یک شهر مرزی با دارا بودن مرز کیله و بازارچه های مرزی، هر ساله پذیرای شمار زیادی از مسافران داخلی و خارجی است. هدف این پژوهش، شناسایی ظرفیت های گردشگری سردشت و بررسی مشکلات بازارچه مرکزی آن است. روش تحقیق: این پژوهش از نظر ماهیت، توصیفی و تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی است. داده های لازم از طریق روش های کتابخانه ای، اسنادی و میدانی جمع آوری شده اند. در این راستا، از مطالعات کتابخانه ای برای بررسی منابع و مستندات مرتبط و از روش های میدانی برای جمع آوری داده های مستقیم از سردشت استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد تا ارتباط بین متغیرها و وضعیت موجود بررسی شود. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که سردشت با داشتن موقعیت مرزی، جاذبه های طبیعی مانند جنگل ها و رودخانه ها، و فرهنگ بومی غنی، ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری پایدار دارد. با این حال، نبود زیرساخت های مناسب، مشکلات حمل ونقل، کمبود امکانات اقامتی، و ضعف در بازاریابی از چالش های اصلی توسعه گردشگری در این منطقه محسوب می شوند. برنامه ریزی برای بهبود زیرساخت ها، جذب سرمایه گذاری، و مشارکت جوامع محلی می تواند به توسعه گردشگری کمک کند. آموزش و توانمندسازی محلی نیز می تواند تجربه گردشگران را بهبود بخشد و جذابیت منطقه را تقویت کند. نتیجه گیری: برای دستیابی به توسعه پایدار گردشگری در سردشت، مدیریت شهری باید با اتخاذ رویکردهای متوازن، میان حفظ محیط زیست و منافع اقتصادی تعادل برقرار کند. این امر می تواند این شهر را به یکی از قطب های گردشگری و اقتصادی کشور تبدیل کند.
۵۱۶.

سازمان های مردم نهاد به مثابه رهیافتی راهبردی در توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی شهری و عرصه های روستایی محروم: واکاوی مفهومی با تأکید بر مکانیزم های عمل در بافت های جغرافیایی کلان شهری و منطقه سیستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۹۴
گسترش پرشتاب حاشیه نشینی در کلان شهرها و تداوم چرخه محرومیت در روستاهای کمتربرخوردار (با تأکید بر منطقه سیستان)، بازتابی از ناکارآمدی نظام برنامه ریزی فضایی در ایران است. این پژوهش با هدف ارائه یک الگوی تحلیلی از نقش سازمان های مردم نهاد به عنوان کنشگران میانی در توانمندسازی این دو عرصه جغرافیایی، با روش توصیفی-تحلیلی و بر پایه مطالعه اسنادی و کتابخانه ای عمیق، به واکاوی پیشینه، مکانیزم های عمل و چارچوب نظری این نهادها می پردازد. یافته ها نشان می دهد سازمان های مردم نهاد با وجود تفاوت در بافت های شهری و روستایی، عمدتاً از طریق سه مکانیزم کلیدی ظرفیت سازی اجتماعی، تسهیل گری نهادی و تولید و بازتوزیع سرمایه اجتماعی عمل می کنند. در سکونتگاه های غیررسمی شهری، تمرکز بر بازپیوند اجتماعی و ایجاد عاملیت جمعی برای تأثیرگذاری بر حکمروایی شهری است؛ حال آنکه در روستاهای محروم سیستان، نقش این نهادها معطوف به مدیریت یکپارچه منابع طبیعی در شرایط خشکسالی، تنوع بخشی به معیشت و افزایش تاب آوری اکولوژیک-اجتماعی است. مقاله با ترسیم یک مدل مفهومی یکپارچه با استفاده از نرم افزار NET DRAW))، تعامل پویا بین «ساختارهای کلان حمایت گر»، «سازمان مردم نهاد به عنوان هسته مرکزی»، «سرمایه های چهارگانه محلی» و «برون دادهای توسعه ای» را در قالب یک سیستم بازخوردی مثبت تبیین می کند. در نتیجه گیری تأکید می شود که گذار از رویکردهای بخشی و مقطعی به سمت «مدل توسعه یکپارچه محله محور» با تکیه بر پتانسیل سازمان های مردم نهاد، نه تنها امکان پذیر، بلکه ضرورتی اجتناب ناپذیر برای تحقق عدالت فضایی و پایداری سرزمینی است.
۵۱۷.

نقش زیست سوخت ها در توسعه پایدار زنجیره تامین کشاورزی: با بهره گیری از روش هوش محاسباتی مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۷
زمینه و هدف: با افزایش فشارهای زیست محیطی و نیاز روزافزون به انرژی های پاک، استفاده از زیست سوخت ها به عنوان راهکاری در بهبود پایداری زنجیره تأمین کشاورزی مورد توجه قرار گرفته است هدف تحلیل نقش زیست سوخت ها در توسعه پایدار زنجیره تأمین کشاورزی، با بهره گیری از رویکرد ترکیبی سیستماتیک، گروه کانونی، و مدل سازی مبتنی بر هوش محاسباتی انجام گرفت. روش شناسی: در مرحله اول، از روش مرور سیستماتیک بر پایه دستورالعمل PRISMA برای شناسایی متغیرهای کلیدی استفاده شد. با مشارکت ۲۰ خبره در قالب گروه کانونی، مهم ترین پارامترهای اثرگذار از جمله فناوری تولید زیست سوخت، سیاست های حمایتی، زیرساخت های انرژی، و شاخص های اقتصادی و زیست محیطی شناسایی شد. در ادامه، برای تحلیل داده ها از الگوریتم های جنگل تصادفی و انتخاب ویژگیRelief بهره گرفته شد. نتایج و یافته ها: مدل سازی نشان داد که الگوریتم جنگل تصادفی با دقت ۸۵٪ (AUC=0.98) توانسته است به طور مؤثر زنجیره های تأمین با سطوح مختلف پایداری را خوشه بندی کند. خوشه بندی حاکی از آن بود که شاخص هایی نظیر اشتغال زایی مستقیم در روستا، کاهش آلایندگی، کاهش هزینه انرژی و فاصله تا مراکز فرآوری بیشترین تأثیر را در ارتقاء پایداری ایفا می کنند، در حالی که نوع و مقدار زیست سوخت مصرفی تأثیر کمتری داشته اند. یافته ها بیانگر آن است که توسعه پایدار زنجیره تأمین کشاورزی نیاز به تمرکز بر بهبود فناوری های تولید، زیرساخت های زیست سوختی، سیاست های حمایتی هدفمند و برنامه های آموزشی برای کشاورزان است. یافته های این مطالعه، ضمن ارائه چارچوبی نوین برای ادغام انرژی های تجدیدپذیر در زنجیره تأمین کشاورزی، می توانند مبنایی برای تصمیم گیری های سیاستی و راهبردهای بهینه سازی در راستای تحقق توسعه پایدار در بخش کشاورزی ایران و سایر کشورهای در حال توسعه باشند.
۵۱۸.

Lisibilité de la traduction française de quelques expressions figées coraniques dans les traductions de Hamidullah et Kazimirski(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۷۰
La traduction de la langue révélée du Noble Coran a toujours été une préoccupation pour de nombreux traducteurs et érudits islamiques dont l’une est attelée à la difficulté des expressions figées qui apparaissent dans le Noble Coran sous diverses formes (collocation, proverbes, dictons, sentences, idiomes etc. Cette étude tentera donc d’analyser la traduction des éléments figés collocationnels sélectionnés du texte coranique via une comparaison des deux traductions de l’arabe vers le français tout en se centrant sur les aspects d’intelligibilité, voire lisibilité de ces expressions et tout en s’appuyant sur la théorie matricielle définitoire d’Amr Helmy Ibrahim. Quant à la traduction des expressions figées de l’arabe vers le français (Kazimirski et Hamidullah), l’on pourrait se demander quelles traductions serait susceptibles d’être épinglée par une haute lisibilité ? Une hypothétisation possible serait de suggérer qu’au niveau linguistique les traductions littérales et qu’au niveau culturel les traductions communicationnelles présentent plus de lisibilité. Les résultats de cette recherche montrent que sur le plan culturel les traductions communicationnelles (Hamidullah) se révèlent plus lisibles et plus réussies que les traductions littérales (Kaimirski) et que les traductions littérales, bien qu’utiles dans un cadre analytique, échouent parfois à restituer la richesse sémantique et l’intelligibilité du message coranique.
۵۱۹.

A Multi-Objective Optimization Model for Assignment and Scheduling of Tour Guides in War Tourism(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴
This study aimed to provide a mathematical model for tour guides' simultaneous allocation and scheduling. Human resource downsizing was one of the main objectives of the problem studied. At the same time, another objective was to match the capabilities of tour guides with their locations. Each of them visits many different tourist sites according to their interests and expertise. The tours and allocations of tour guides and tourists to these tours were scheduled in an integrated manner using a linear programming approach. By reviewing the available documents and data, conducting field observations, and holding interviews with key stakeholders, a clear gap in the field of Assignment and Scheduling was identified. Then various constraints and goals were thoroughly analyzed and modeled as a multi-objective problem to ensure practicality. Finally, a detailed case study was also conducted, which indicated that the derived allocation rule led to significant improvements according to various goals compared to the current allocation system.
۵۲۰.

چرا چالدران فقط یک شکست نظامی نبود؟ خوانشی روان شناختی از نبرد چالدران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۸
جنگ چالدران (920ق/1514م) در تاریخ نگاری ایرانی اغلب از منظر نظامی و سیاسی بررسی شده است؛ اما پیامدهای روان شناختی این رویداد بر فرد، جامعه و ساختار قدرت صفوی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه های بنیادین روان شناسی جنگ، به ویژه نظریه غرایز زیگموند فروید و نظریه هویت اجتماعی هنری تاجفل، رویدادهای پیش و پس از چالدران را از منظری روان شناختی بازخوانی می کند. این مقاله نشان می دهد که شخصیت پرخاشگر سلطان سلیم یکم، با تسلط غریزه مرگ بر ساختار روانی اش، نقشی محوری در اجتناب ناپذیر کردن جنگ داشت؛ در مقابل، رفتار شاه اسماعیل پس از شکست، نشانه های آشکاری از روان زخم و اختلال استرس پس از سانحه را در خود دارد. انزوا، ترک فرماندهی و افراط در می گساری، واکنش هایی به سوگ یک شکست بی سابقه تفسیر می شوند. چالدران نه تنها یک شکست نظامی، بلکه یک بحران هویتی و روانی عمیق برای پادشاه، قزلباشان و کلیت جامعه صفوی بوده است که پیامدهای آن تا پایان دوره ی صفوی ادامه یافت.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان