مدیریت در هر سازمان به عنوان هسته مرکزی و مغز متفکر آن عمل می کند. این عنصر در واحدهای آموزشی از حساسیت و اهمیت خاصی برخوردار است و بهبود عملکرد در این زمینه تحت تأثیر عوامل گوناگونی است که از آن جمله می توان به خودپنداری مدیران اشاره کرد. هدف این پژوهش بررسی ارتباط بین خودپنداری مدیران و عملکرد آنان در مقطع متوسطه شهرستان لنجان بود که بررسی عملکرد در ابعاد پنجگانه نظارتی، برنامه ریزی، هماهنگی، هدف گذاری، انگیزشی صورت گرفت.
این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود و جامعه آماری آن را کلیه مدیران و دبیران دبیرستان های شهرستان لنجان تشکیل می دادند. اطلاعات موردنظر در این پژوهش با استفاده از پرسشنامه های استاندارد راجرز برای سنجش میزان خودپنداری مدیران و پرسشنامه محقق ساخته برای سنجش عملکرد مدیران بدست آمد و برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. ضریب همبستگی،آزمونهای t با دو گروه مستقل، از جمله آزمونهای آماری مورد استفاده بوده است. نتایج تحقیق نشان داد بین خودپنداری مدیران و عملکرد آنان در تمامی ابعاد پنجگانه موردنظر(نظارتی، برنامه ریزی، هماهنگی، هدف گذاری و انگیزشی) رابطه وجود دارد. در ضمن این همبستگی در مدیران مرد بیشتر از مدیران زن بود.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان مشارکت و همکاری علمی دو کشور ایران و مالزی در تولید علم جهانی طی سال های 1975 تا 2008 انجام گرفته است. روش: پژوهش حاضر به روش علم سنجی انجام گرفت و در آن به روند همکاری دو کشور در بازه زمانی مورد نظر، ملیت نویسندگان اول در تولیدات علمی مشترک دو کشور، سایر کشورهای مشارکتکننده در تولید علم مشترک ایران و مالزی، حیطه موضوعی اصلی که دو کشور در آن همکاری داشته اند، و پرتولیدترین نویسندگان و مؤسسه های علمی-پژوهشی ایرانی در همکاری با مؤسسه های مالزیایی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت یافته: نتایج پژوهش نشان داد که نخستین همکاری علمی دو کشور در سال 1975 انجام گرفته و روند این همکاری طی 34 سال مورد بررسی، سیری صعودی را پیموده است. بیش ترین تعداد مشارکت علمی مربوط به سال 2008 بوده است که دو کشور، 87 تولید علم مشترک انجام داده اند. شیمی پرتولیدترین حیطه موضوعی در مشارکت علمی دو کشور بوده است. ضمن اینکه دو دانشگاه مالایا و ساینس مالزی بیش ترین سهم را در تولیدات علمی مشترک دو کشور دارا بوده اند. واژه های کلیدی: همکاری علمی، تولید علم، ایران، مالزی، علم سنجی
پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت نیروی انسانی متخصص کتابخانه های دانشکده های دانشگاه تهران در مقایسه با استانداردهای نیروی انسانی کتابخانه های دانشگاهی ایران صورت پذیرفته است. با توزیع دو نوع پرسشنامه یکی مربوط به مدیران و دیگری نیروهای متخصص کتابداری و اطلاع رسانی شاغل در 18 کتابخانه، حضور کارکنان متخصص در بخش های مختلف کتابخانه و همخوانی آنان با استانداردهای کتابخانه های دانشگاهی ایران بررسی گردید. با به ارگیری روش پیمایش ارزشیابی در اجرای این پژوهش مشخص گردید که تعداد نه نفر (معادل 56/3 درصد) عقیده داشته اند که کتارخانه برنامه مشخصی برای آشناسازی کارمندان تازه وارد اعم از متخصص و کمک متخصص، با برنامه ها و فعالیت های خود دارد. تعداد هشت نفر (معادل 50 درصد) ابراز داشته اند که کتابخانه شرایط لازم را برای آموزش مداوم متخصصان فراهم میآورد. کل متخصصین از رتبه ها، عنوان ها و مزایای شغلی اعضای هیأت علمی پژوهشی در شرایط مساوی برخوردار نیستند. جامعه مورد مطالعه دارای کمبودی (معادل 61 درصد) از نظر داشتن نیروی متخصص و کمبود نیروی کمک متخصص و کمبود نیروی کمک متخصص به (میزان 26 درصد) است.