اعتقاد به تناسب سوره ها ـ در هر دو شاخه اصلی آن؛ یعنی، ارتباط فرجام هر سوره با آغاز سوره بعد از خود و ارتباط مضمون میان سوره های پی در پی ـ عمدتاً مبتنی بر پذیرش توقیفی بودن ترتیب سوره ها و قبول دلایل مربوط به آن است؛ حال آنکه دلایل مؤید این دیدگاه، از نظر علمی فاقد اتقان لازم اند و از این رو، از اثبات وقوع توقیف در ترتیب سوره ها ناتوانند؛ افزون بر آنکه، سوره ها به طور کلی در افاده معانی خود، به سوره های قبل یا بعد تعلقی ندارند؛ بلکه در لابه لای هر کدام، موضوع یا موضوعاتی جداگانه به بحث نهاده شده اند که مستقل از دیگر سوره ها قابل ملاحظه و بررسی اند ـ هر چند همگونی هایی میان عموم سوره های قرآن از سوره های همجوار یا غیرهمجوار می توان یافت. همچنین جواز شرعی جا به جا تلاوت کردن آنها قرینه ای بر عدم وجود تناسب ذاتی میان آنهاست. علاوه بر آنکه با تامل در بسیاری از تناسب های ادعایی و برنهادن آنها با همدیگر می توان به ذوقی و سلیقه ای بودن استنباط آنها پی برد؛ چندان که به نظر می رسد تناسب ها و شباهت های مورد ادعا در سوره های همسایه ـ که طرفداران نظریه تناسب سوره ها آنها را مسلم تلقی کرده اند ـ به اصول ثابت و قابل قبول اتکا ندارند. بر این اساس، دشوار بتوان وجوه تناسب پیش گفته و دلالت آنها بر معانی واقعی را پذیرفت و در نتیجه، صحت اصل نظریه تناسب سوره ها سخت محل تردید است.
اندرزنامه ها و وصیت نامه های پهلوی منسوب به پادشاهان و خردمندان و حکیمان ایران قبل از اسلام، علاوه بر پندها و حکمتهای عام، حاوی نکات مهم و جالبی درباره آداب حکمرانی و کشورداری و حقوق و روابط متقابل شاه و مردم است که در گذشته به طور شفاهی رایج بوده، بیشتر در اوایل دوره اسلامی به کتابت درآمده و به فاصله کوتاهی به عربی ترجمه شده اند. اغلب ترجمه های فارسی آن بر مبنای ترجمه های عربی پدید آمده است. از مهم ترین اندرزنامه های پهلوی جاویدان خرد است که متن پهلوی آن از بین رفته، ولی متن عربی آن به همت «ابوعلی احمدبن محمد مسکویه» باقی مانده و بارها به فارسی ترجمه شده و تاثیر گسترده ای در ادبیات تعلیمی فارسی گذاشته است. نکته مهم درباره اندرزنامه ها این است که محتوای آنها بیش از آنکه متضمن آرا و دیدگاههای دقیق پادشاهان و حکمای قبل از اسلام باشد، حاوی منویات خرد جمعی ایرانیان زرتشتی و مسلمان، راجع به حکومت آرمانی است.
امیر الشعرا، عمعق بخارایی - از شاعران پارسی گوی اوایل قرن ششم هجری است. مضامین اشعار او به مقتضای زمان، مدح و گاه هجو، تغزل و وصف طبیعت و توصیفات گوناگون است. دیوان او مشتمل بر قصاید، رباعیات و بعضی قطعات است. قسمت اعظم قصایدش در مدح شمس الملک – است؛ اما در عین مداحی، استغنای طبع و علوم روح و فکر را در زیر پای شهوت و حرص لگد کوب نمی کند. او در تشبیه مهارت دارد و حدود نیمی از ابیاتش حاوی تشبیه است و بنابراین، در بررسی سبک شناسانه می توان او را شاعر تشبیه گرا نامید. غالب تشبیهات او از نوع مفرد و محسوس است و پس از آن تشبیه مجمل. اما بسامد زیاد تبیهات مشروط، وهمی، خیالی مرکب جمع، تفضیل و محسوس به معقول در دیوان شاعر گواه این اسک که او با کمل استادی، کلام خود را ظاهرا و باطنا زینت داده است و همین دلایل است که انوری – او را استاد سخن نامیده است. از آنجا که عمعق به لحاظ آوردن وجوه شباهت های تازه در زمره شاعرانی است که در تغییر سبک خراسانی به عراقی سهیم بوده اند، در این مقاله بر آنیم تا به کمک جدول آماری تشبیهات شاعر، به بررسی ارکان تشبیه، انواع و اغراض آن، اقتران بتشبیه با زیورهای بلاغی و منابع الهام گرفته در دیوان و روش و سبک بپردازیم.