مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۵۲۱ تا ۳٬۵۴۰ مورد از کل ۵۴۶٬۷۸۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
از آنجایی که هدف پژوهش سنجش افکار، نگرش ها، باورها و برداشت های مسئولان سازمان ورزش و جوانان استان تهران است، مناسب ترین راه حل، مطالعه سیستماتیک ترکیبی مانند روش کیو است. هدف توصیفی- تبیینی با رویکرد کیفی- کمی انجام شده است. ابزار اولیه جمع آوری داده ها پرسشنامه کیو بود. شرکت کنندگان 56 نفر از استادان دانشگاه و کارشناسان سازمانی مرتبط با موضوع مورد مطالعه بودند که از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب آن ها استفاده شد. یافته ها 8 دسته موضوعی را نشان می دهد. براساس میزان توافق، می توان گفت که عامل مشارکت در تولید دانش با 70/27 درصد بیشترین میزان توافق را دارد و پس از آن عامل مدیریت دانش منابع انسانی با 23/5 درصد، عامل استفاده از فناوری های نوین با 30/4 درصد و عامل سرمایه اجتماعی با 30/4 درصد. عامل توسعه اقتصادی دانش بنیان با 20/4 درصد، عامل پایگاه داده بزرگ مقیاس با 73/1 درصد و ضریب ایجاد مکانیسم بازخورد دانش با 43/1 درصد به ترتیب در رده های بعدی قرار گرفتند. در این مقاله نگاهی دقیق تر به این مدل نوآورانه شده است و راه هایی را که در آن بخش ورزش و جوانان استان تهران را متحول می کند، بررسی کرده ایم. از آموزش گرفته تا اطلاع رسانی و همکاری با جامعه، کلیه عناصر کلیدی این رویکرد جدید قدرتمند در توسعه ورزش و جوانان بررسی شده است.
زمینه های شکل گیری رویکرد الهیاتی در تاریخ نگاری انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انقلاب پژوهی سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵
133 - 153
حوزههای تخصصی:
در حوزه تاریخ نگاری انقلاب اسلامی، آثار بسیاری نگاشته شده اند که انقلاب را از زاویه کلام و الهیات تحلیل کرده اند. تاریخ نگاری الهیات محور پیشینه ای طولانی دارد؛ اما پس از انقلاب در ابعاد گسترده تری رشد یافت. این موضوع که تاریخ نگاری با رویکرد کلامی چگونه بعد از انقلاب توسعه یافت مسئله نوشتار حاضر است. در این مقاله تلاش کردیم به این سؤال پاسخ دهیم که چه زمینه هایی موجب توسعه رویکرد الهیاتی در تاریخ نگاری انقلاب اسلامی شد؟ یکی از مهم ترین زمینه هایی که منجر به تقویت این رویکرد به مثابه نوعی عقلانیت و اندیشه ورزی شد را می توان در آموزه ها و شعارهای ایدئولوژی تشیع یافت. مبانی شیعی در تاریخ نگاری نیز رسوخ کرد و جهان بینی تاریخ ورزان را تحت تأثیر خود قرار داد. با وقوع انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب دینی و متأثر از مذهب تشیع، ابعاد مختلف جامعه رنگ و بوی دینی به خود گرفت. اسلام گرایان تلاش کردند دانش هایی همچون دانش تاریخ را با توجه به مبانی الهیاتی بازتعریف کنند. رهبر و ایدئولوگ های انقلاب بر اساس مبانی دینی و الهیاتی به تاریخ نظر می کرد. ریشه این تأکیدها را می توان در چالش ها و تعاملات فکری میان عقلانیت تئولوژیک و عقلانیت مدرن جستجو کرد. درحالی که اندیشمندان متأثر از عقلانیت مدرن به دنبال ارائه فهمی انسانی و مادی از رخدادهای تاریخی بودند، اندیشمندان متأثر از عقلانیت تئولوژیک فهمی الهیاتی از رخداد انقلاب ارائه می دادند؛ موضوعی که به تاریخ نگاری نیز وارد شد و تاریخ نگاری الهیاتی را پیرامون رخداد انقلاب اسلامی ایجاد کرد.
واکاوی روایی- تاریخی گزارش های اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
104 - 81
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی سندی و متنی روایات و گزارش ها و اخباری است که در میراث حدیثی مسلمانان نقل شده اند و نشان دهنده اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه، در زمان حیات پیامبر(ص) می باشند. اثبات این موضوع ازآنجاکه نشان می دهد دین اسلام از همان ابتدا علاوه بر جزیره العرب، در سرزمین های همجوار نیز پیروانی داشته، حایز اهمیت است. اثبات این موضوع، مستلزم اثبات صحت اخبار مربوطه از نظر روایی و تاریخی می باشد. در این پژوهش که به صورت تحلیلی و به روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای انجام پذیرفته است، در ابتدا اخبار و گزارش های مرتبط با اسلام آوردن نجاشی از نظر سندی و نیز از حیث وجود اخبار متعارض، مورد بررسی قرار گرفته است. در خصوص اخبار مرتبط با اسلام آوردن نجاشی، 5 روایت با سندهای متفاوت از کتب روایی متقدم، نقل گردیده که سندهای آنها از لحاظ رجالی و اعتبار روایان آن، واکاوی شده است. سپس، روایات استغفار پیامبر(ص) برای نجاشی و نماز میت خواندن بر وی که مستمسک برخی برای اثبات مسلمان بودن نجاشی می باشد، نقل شده است. آنگاه اخبار معارض با اخبار دسته اوّل نقل گردیده و از حیث سندی و دلالت متنی، بررسی شده است. در مرحله بعد، زمان و شیوه اسلام آوردن نجاشی، پنهان یا آشکار بودن اسلام آوردن نجاشی و سرانجام گزارش های اسلام نجاشی پادشاه حبشه از لحاظ تاریخی و تناسبش با سایر گزاره های تاریخی، مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که بیشتر اخباری که برای اثبات اسلام نجاشی به آنها استناد می شود، از نظر سندی ضعیف بوده و اخبار صحیحی مانند استغفار پیامبر(ص) برای او و نماز میت خواندن پیامبر(ص) بر وی به هنگام وفاتش که در این باب به آنها استناد شده است نیز از نظر دلالی نمی توانند موضوع اسلام آوردن وی را به طور اطمینان بخشی اثبات نمایند. همچنین، اخبار معارض با ایمان آوردن نجاشی پادشاه حبشه، نقل شده است؛ به این صورت که در مقابل دسته اوّل که اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه را اثبات می کنند، روایاتی نقل شده اند که نشان می دهند که وی نه تنها ایمان نیاورده، بلکه نامه پیامبر(ص) را که در آن وی را به اسلام دعوت کرده، پاره نموده یا سوزانده است. وجود این روایات معارض، شک و تردید نسبت به این موضوع را افزایش می دهد. البته برخی از محققان تلاش کرده اند که به نحوی این تعارضات را توجیه کنند؛ به این ترتیب که نجاشی اوّل که اسلام آورده، شخصیتی متفاوت از نجاشی سرپیچی کننده از دعوت پیامبر(ص) است که البته نظرات و توجیهات مطرح شده در این باب نیز اثبات نشده است. همچنین، در بحث زمان و چگونگی اسلام آوردن نجاشی پادشاه حبشه و پنهان یا آشکار بودن اسلام آوردن وی، تناقض ها و تعارض هایی در گزارش های تاریخی وجود دارد. یکی دیگر از یافته های مهمّ این تحقیق، آن است که موضوع اسلام نجاشی، بحثی چالش برانگیز در بین دانشمندان متقدم و معاصران بوده و نظریات مختلفی پیرامون آن مطرح شده که منشأ بیشتر این نظرها، اخبار منقول در این باب است؛ به طوری که برخی اسلام وی را موضوعی ثابت و غیرقابل تردید دانسته و بعضی دیگر نیز معتقدند نجاشی به طورکلی اسلام نیاورده و تنها برای اسلام و مسلمانان احترام قائل بوده است. افزون بر این، مشخص می گردد که موضوع اسلام نجاشی، با برخی گزاره ها و حوادث تاریخی هماهنگ نیست. مقاله حاضر، به این نتیجه رسیده است که موضوع اسلام آوردن نجاشی، پادشاه حبشه، به طور کلی از لحاظ روایی و تاریخی، قابل نفی یا اثبات نمی باشد.
جایگاه و نقش خاندان نصیری اردوبادی در دیوانسالاری عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
185 - 213
حوزههای تخصصی:
دیوان سالاران در گستره تاریخ ایران همواره در تثبیت، ماندگاری و پیوستگی حکومت ها سهم چشمگیری داشتند. آنان پس از هر جابجایی در قدرت سیاسی خواه ناخواه برای از سر گرفتن چرخه امور اداری و دیوانی دوباره به درگاه فراخوانده و به خدمت گرفته می شدند. بیشتر این دیوان سالاران آموزه ها و تجربه های کاری خود را به فرزندان آموخته و این شغل را در نسل های پسین خاندان تداوم می بخشیدند. ازجمله خاندان نصیری طوسی اردوبادی بیش از دو سده در تشکیلات دیوانی صفویان به خدمت پرداختند. پژوهش کیفی پیش رو بر آن است با روش توصیفی - تحلیلی و با بررسی موردی آن خاندان و بر پایه نسخه های خطی و منابع دست اول برخی مسائل را در این رابطه تبیین نماید. نخست آنکه، اردوبادی ها در این دوره دارای چه جایگاه های دیوانی بوده و الگوهای حاکم بر شیوه های دستیابی آنان به آن مناصب دیوانی چه بود. دیگر آنکه سهم اردوبادی ها در تکوین ادبیات دیوانی آن عصر چه بوده است. یافته ها نشان داد که آنان توانستند در نظام سلسله مراتبی عصر صفوی هم با «استحقاق» و شایستگی های فردی و هم با وابستگی به شبکه خاندانی خود به این مناصب دست یازند. همچنین این خاندان با پیوستگی، انتقال و تداوم سنتهای دیوانی آموخته ها و تجربه های دیوانی خود را به نسل پس از خود انتقال و به گواه منابع و نسخه های خطی نقش و سهم چشمگیری در تکوین ادبیات دیوانی آن روزگار داشته و میراث گرانسنگ و ماندگاری از خود برجای نهد.
تحلیل فضایی- زمانی پویایی بستر و تغییرات نیم رخ طولی هلیل رود با استفاده سنجش از دور و برهم کنش عوامل طبیعی و بشرساخت (1984-2020 م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دینامیک و تغییرات بستر رودخانه و مشخصات هندسی آن تابع عوامل طبیعی و انسانی به شکل محلی است و نه تنها از منطقه ای به منطقه دیگر، که در بخش های گوناگون یک رودخانه نیز تفاوت های چشمگیری دارد. به ویژه در چند دهه گذشته فعالیت ها و عملکردهای انسانی اثر چشمگیری بر ویژگی های هندسی بستر رودخانه بر جای گذاشته است؛ ازاین رو، این مطالعه تغییرات نیم رخ طولی و مورفولوژی رودخانه هلیل رود طی دوره زمانی 35 ساله (1984 تا 2020 م) و تأثیر عوامل گوناگون بر آن را با استفاده از تحلیل داده ها و تصاویر ماهواره لندست (5، 7 و 8) ارزیابی و تغییرات نیم رخ طولی آن را در GIS محاسبه کرده است. به دلیل طویل بودن و عبور از واحدهای ژئومورفولوژیکی گوناگون، رودخانه به 8 پاره تقسیم شده است. تحلیل داده ها از افزایش طول رودخانه در پاره های هشت گانه حکایت دارد. به طور خاص برخی پاره ها با افزایش طول بین 2 تا 4 کیلومتر روبرو شده اند؛ درحالی که برخی پاره ها (به ویژه در بخش های میانی) به دلیل تعادل دینامیکی و تأثیرات زمین ساختی تغییرات کمتری در نیم رخ طولی خود داشته اند. مقاومت سنگ های آذرین در پاره های بالادست سبب پایداری نسبی و رسوبات آبرفتی در پاره های پایین دست سبب دینامیک بالای رودخانه و تغییرات گسترده در الگوی پیچان رودها شده است. فعالیت های زمین ساختی اغلب در بخش های میانی با ایجاد گسل ها و بالاآمدگی های زمین شناختی، انحرافات قابل توجهی در مسیر رودخانه ایجاد کرده است. فعالیت های انسانی همچون ساخت سد، تغییرات چشمگیر در دبی آب و رسوب گذاری در پایین دست سد (پاره های ۵ و ۶) به افزایش طول رودخانه و پیچان رودهای آن و همچنین تغییر الگوی جریان منجر شده و تغییر کاربری اراضی به شکل تخریب پوشش گیاهی و گسترش کشاورزی در پاره های پایانی باعث افزایش فرسایش و تغییرات مورفولوژیکی شده است. ازنظر الگوی زمانی نیز بستر رودخانه در بیشتر پاره های هشت گانه طی سال های 1996 تا 2008 تغییرات نسبتاً کمی داشته است؛ اما پس از آن با تشدید فعالیت های انسانی همچون ساخت سد این تغییرات افزایش یافته است.
نوآوری های نظری درتحلیل ژئومورفولوژی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
1 - 22
حوزههای تخصصی:
ازسال 1378 که اولین کتاب "ژئومورفولوژی ایران" نگاشته شد تا سال 1403 بالغ برهفت کتاب با همین عنوان منتشرشده است و بررسی سرفصل ها و مطالب آن ها، نشان از نوعی تحول در فهم ژئومورفولوژی ایران دارد؛ اگرچه مؤلفان به شدت متأثر از مبانی زمین شناسی ایران بوده اند. همین سیاق در مقالاتی که در زمینه ژئومورفولوژی ایران نگاشته شده، جریان دارد و البته تکوینی قابل تقدیر در کمّی شدن مطالب دیده می شود. ازسال 1390 به بعد، کلیدواژگان جدیدی در ادبیّات ژئومورفولوژی ایران همچون؛ هویت مکانی، الگوی زیست جمعی، اقلیم اختری، دستگاه جغرافیایی ایران، ترامتنیت در ژئومورفولوژی، ژئودوالیتی و سازمندی های اجتماعی وارد شده است که از تغییر نگرش ژئومورفولوژیست های جوان ایرانی و گرایش آن ها به تبیین ارتباط چشم اندازهای ژئومورفولوژی با انسان های ساکن در این سرزمین حکایت دارد. نکته قابل تأمل دیگر این ایده ها آن است که این واژگان ترجمه شده ژئومورفولوژیست های دیگر کشورها نیست و به عبارتی محصول فکری خود این محققان است. این مقاله حاصل تحقیقی در مورد اندیشه ها و نوآوری های نظری در ژئومورفولوژی ایران است که با استناد به روش فراتحلیل ، نظریه ها و ایده های جدید ژئومورفولوژیست های ایران واکاوی شده و نتایج حاصل از آن نشان می دهد که؛ ادبیات ژئومورفولوژی جدید ایران، تغییر و گرایش پدیدارشناسانه به خود گرفته است. ژئومورفولوژی جدید ایران از کمند تکرار مباحث زمین شناسی، خود را رهانیده و مقولات جدیدی را مطرح می سازد که ادبیات ژئومورفولوژی کلاسیک، کمتر شاهد آن است و بالاخره این که آن چه در این نوشته ها دیده می شود، محصول تعمّق و دریافت های جدید محققان جوان ایرانی است و کمتر صبغه ترجمه دارد .
تبیین تغییر اولویت تهدید و تاثیر آن بر راهبرد مبارزه با تروریسم آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۹)
75 - 110
حوزههای تخصصی:
میزان احساس و درک از تهدید، منجر به اتخاذ رویکردی متناسب با سطح و جنس آن تهدید از سوی کشورها و بازیگران می گردد. در این راستا، با گذر زمان، میزان احساس تهدیدِ تروریسم برای آمریکا کاهش یافته و هم اکنون، بزرگترین تهدیدات آن ناشی از بازیگران دولتی می باشد. لذا این کشور اقدام به تطبیق راهبردهای دفاعی و امنیتی خود متناسب با این نوع از تهدید نموده است. در این راستا پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال است که تاثیر تغییر میزان اهمیت تهدید تروریسم بر راهبرد مبارزه با تروریسم آمریکا چگونه بوده است؟ فرضیه نیز آن است که کاهشِ تهدیدِ تروریسم، آمریکا را به سمت کاهش حضور مستقیم نظامی، تاکید بیشتر بر فناوری و اتخاذ راهبرد موازنه از دور سوق داده است. مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و جمع آوری داده کتابخانه ای و بهره گرفتن از رویکرد واقع گرایی تهاجمی و مدل ارزیابی تهدید دیوید سینگر، به این نتیجه رسیده است که همزمان با کاهش تهدید تروریسم، آمریکا قصد خود مبنی بر نابودی تروریسم را تغییر داده و در حال حاضر به دنبال مهار و یادگیری روش زندگی با آن است. مهمترین عناصر رویکرد آمریکا نیز شامل تقویت راهبرد ردپای کمرنگ، تقویت چندجانبه گرایی و دیپلماسی، افزایش نقش تکنولوژی و شبکه ای کردن سیستم ها و اطلاعات، تشدید استفاده از راهبرد موازنه از دور و فرای افق، آموزش/ تجهیز و فعال سازی شرکا و متحدین و ... می شوند.
نقش مؤلفه های سیاسی پیاده روی اربعین در تحقق تمدن اسلامی با تأکید بر بیانات آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه قدرت های استکباری جهان درصددند که تمدن خویش را به عنوان الگوی مطلوب و برتر برای کشورهای جهان ترسیم نمایند، اما برنامه های جامع و کامل دین اسلام، سوق دهنده انسان به سوی تمدنی درخشان، کارآمد و پویا بوده و براین اساس در سطح جهانی، سدی عظیم در فراگیر شدن تمدن سکولار غربی است. درواقع، جهان استکبار با شیوه های متعدد و متفاوت به دنبال خدشه دار کردن تعالیم اسلامی و نابودی وحدت مسلمانان است. یکی از این اقدامات، محو کردن یا کم رنگ جلوه دادن مراسم پیاده روی اربعین است، زیرا این مراسم از این امکان و ظرفیت بهره مند است که بسترساز تحقق تمدن اسلامی گردد. آیت الله خامنه ای در بیانات متعدد از یک سو به مؤلفه های متفاوت پیاده روی اربعین تأکید کرده و ازسوی دیگر به ظرفیت تمدن سازی این مراسم پرداخته اند. بنابراین هدف این پژوهش دستیابی به دیدگاه آیت الله خامنه ای در خصوص نقش مؤلفه های سیاسی پیاده روی اربعین در تحقق تمدن اسلامی است. لذا بیانات ایشان از سال 1360 1403با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی و پنج مقوله استخراج گردید. یافته ها نشان داد که از منظر ایشان، مؤلفه های سیاسی این مراسم امت سازی، وحدت، عدالت گستری، مقاومت-ظلم ستیزی و بیداری اسلامی است که تحقق و اعتلای تمدن اسلامی را تسریع کرده است.
بررسی ابعاد جنگ هیبریدی ایالات متحده آمریکا در مواجهه با نظام جمهوری اسلامی ایران و راه کارهای مقابله با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ هیبریدی ازجمله الگوهای مدرن جنگ در عصر حاضر به شمار می رود. دراین بِین، جمهوری اسلامی ایران ازجمله کشورهای مستقل و ضد سلطه ای است که در سال های اخیر آماج تهاجم هیبریدی ایالات متحده آمریکا واقع شده است. با وجود اهمیت این موضوع، تاکنون پژوهش های زیادی در این زمینه صورت نگرفته است. بنابراین مقاله حاضر درصدد است تا ابعاد جنگ هیبریدی ایالات متحده آمریکا در مواجهه با نظام جمهوری اسلامی ایران و راهکارهای مقابله با آن را بررسی نماید. بر این اساس، برای نیل به هدف مذکور از روش اسنادی-تحلیلی استفاده شده است. یافته های مقاله حاضر حاکی از آن است که جنگ هیبریدی ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، ابعاد مختلف اطلاعاتی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، سایبری و نظامی متعارف و نامتقارن را در برمی گیرد. ضرورت حفظ وحدت ملی و انسجام اجتماعی، مقابله به مثل و استفاده از راهبرد ترکیبی دفاع و تهاجم، ازجمله مهم ترین راهکارهای مقابله با جنگ هیبریدی ایالات متحده علیه نظام جمهوری اسلامی ایران به شمار می آید.
A Study of the Concept of Death in Mary Oliver’s Selected Poems in the Light of George Bataille’s Theory of General Economy(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۱, Autumn and Winter ۲۰۲۵
199 - 220
حوزههای تخصصی:
The American ecopoet, Mary Oliver (1935 – 2019) has never been read in the light of the concepts the French philosopher, George Bataille (1897 – 1962) introduced into the world of philosophy and literature even though the enterprise could be abundantly rewarding. Bataille poses the question of general economy as opposed to particular economy. The latter is narrow, rational, self-centered and pivoting around gathering and storage, while the former takes the whole sphere of life into account and concentrates on excess of energy, expenditure, universal wisdom which is far broader and more inclusive, sacrifice and permanence of the sum total of energy available in the living sphere as well as that of the living matter. Oliver, the poet, uses none of the philosopher’s terms, but the scenes she describes in her own poetic style and the language and discourse she uses concerning death reveal the same position and point of view as those of Bataille. That is the gap the present qualitative, library-based study tries to cover at least partially and in particular with regard to the question of death which with the help of an Oliverian stance and in the light of such Bataillean concepts as general economy, excess and expenditure, can turn into a moment of rebirth, vital to the health and a proper functioning of the whole universal system. This two-fold approach will hopefully contribute to both Oliver studies and to the body of research, done on Bataille.
اثرسنجی اقامتگاه های بوم گردی بر اقتصاد گردشگری پایدار در شهر تیران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 22
حوزههای تخصصی:
اقامتگاه های بوم گردی به عنوان گونه ای از گردشگری سبز مبین پایداری اقتصادی جامعه میزبان و پایداری اکولوژیکی در قالب حفاظت از جاذبه ها و میراث طبیعی و انسانی هستند که با تداعی فرهنگ و سنت جامعه بومی، امکانات اقامتی و رفاهی را به گردشگران ارائه می دهد. پژوهش پیش رو با هدف اثرسنجی اقامتگاه های بوم گردی بر اقتصاد گردشگری پایدار شهر تیران انجام شده و از نوع کاربردی با روش شناسی تحلیلی و پیمایشی است که از طریق پرسشنامه و مصاحبه در قالب 4 شاخص و 37 متغیر در سال 1402 انجام شد. نتایج نشان داد تعداد اقامتگاه ها در سال های 1392 تا 1402 از 2 به 12 واحد افزایش یافته و به تبع آن تعداد شاغلین آن نیز افزایش 50 درصدی داشته است که عمدتاً به دلیل علاقه مندی صاحبان اقامتگاه ها بوده و میزان درآمد در درجه دوم اهمیت قراردارد. توزیع نرمال داده ها با ضریب 7/0 نشان دهنده همسویگی دیدگاه جامعه آماری در اثرات مثبت اقتصادی این کسب وکار است. نتایج آزمون t نیز مبین بالاترین اهمیت متغیرهای میزان علاقه مندی صاحبان اقامتگاه ها (25/4)، اثرگذاری ارائه موسیقی زنده سنتی (41/4) و تاثیر تغییر قیمت مواد غذایی و خدمات (4) بر جذب گردشگر، اثرگزاری موقعیت جغرافیایی بر رونق اقامتگاه (5/4)، و تاثیر رفتار و تعاملات اجتماعی پرسنل بر توسعه این کسب وکار (16/4) است. نتایج آزمون همبستگی حاکی از ارتباط معنی دار و مثبت متغیرهای ارائه تولیدات محلی و غذای سنتی (921/0=R) و تغییرات قیمت ارز و مواد غذایی (850/0=R) بر اقتصاد اقامتگاه های بوم گردی است. نتایج بررسی چالش ها مبین این موضوع است که بخش خصوصی داوطلبانه در این کسب وکار سرمایه گذاری کرده و سایر بخش ها در مواردی نظیر صدور مجوز و الحاق دستورالعمل های خاص و پیچیده، موجب کاهش رغبت صاحبان این نوع کسب وکار و حضور کمتر گردشگران در این اماکن شده اند. لذا با رفع موانع و الگوگیری از تجارب سایرین می توان سبب توسعه پایدار گردشگری در شهر تیران با هدف اشتغال زایی سبز شد.
ارزیابی توان بوم شناختی به منظور توسعه پایدار سرزمینی (مطالعه موردی:حوضه آبخیز جاجرود)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
14 - 31
حوزههای تخصصی:
هدف: رشد روزافزون جمعیت شهری در کشور ما باعث از بین رفتن تعادل بین شبکه های شهری و الگوهای طبیعی آنها شده است. این موضوع باعث کاهش کیفیت و سلامت سیستم های اکولوژیکی و عدم تعادل بین عوامل طبیعی و جمعیتی شده و لزوم توجه برنامه ریزان و تصمیم گیران به آماده سازی زمین و بارگذاری متناسب جمعیت و فعالیت ها با ظرفیت های طبیعی را آشکار می کند. بنابراین در این پژوهش هدف اصلی، تعیین پتانسیل های طبیعی حوضه آبخیز جاجرود جهت توسعه شهری، روستایی و صنعتی است. روش و داده ها: در این تحقیق با استفاده از معیارها و شاخص های اصلی ارزیابی پتانسیل اکولوژیکی و در نظر گرفتن محدودیت ها، با به کارگیری مدل تصمیم گیری VIKOR، استعداد و توانایی اراضی حوزه آبخیز جاجرود برای توسعه پایدار مراکز جمعیتی مورد ارزیابی قرار گرفت. ابتدا داده ها با توجه به اهداف و روش تحقیق گردآوری شد. سپس کلیه داده های جمع آوری شده شامل نقشه های ارتفاعی، نوع خاک، نوع زمین، پوشش گیاهی، آبراه ها و گسل های اصلی استخراج و برای ارزیابی در مراحل بعدی آماده شد. در نهایت میزان مطلوبیت هر پیکسل نقشه برای توسعه شهری، روستایی و صنعتی تعیین شد. یافته ها: با توجه به مجموع نتایج به دست آمده از ارزیابی معیارهای بوم شناختی و سرانه آب منطقه و با در نظر داشتن محدودیت های موجود (کمیت آب، حریم گسل و رودخانه) می توان نتیجه گرفت شهرهای پردیس، بومهن، دماوند و لواسان جهت توسعه آتی شرایط مناسب تر و محدودیت کمتری را دارا هستند. نتیجه گیری: نتایج حاصل از ارزیابی معیارهای طبیعی، نشان می دهد تعدادی از سکونتگاه های واقع در حوضه آبخیز جاجرود، در مناطق با ظرفیت محدود از لحاظ بوم شناختی واقع شده اند که لازم است نسبت به ایمن سازی و جلوگیری از توسعه فیزیکی آن ها اقدام شود. نوآوری: ارزیابی پتانسیل های زیست محیطی همراه با محدودیت ها و خطرات احتمالی آن در حوضه آبخیز جاجرود به عنوان یک منطقه رو به رشد با وضعیت خاص طبیعی، اقتصادی و ارتباطی موضوعی است که تا کنون مغفول مانده و از نوآوری های تحقیقات آتی محسوب می شود.
روندیابی و پیش بینی دمای سطح زمین شهر تبریز با استفاده از آزمون ناپارامتریک من – کندال و شبکه عصبی مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
32 - 48
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر روندیابی و پیش بینی دمای سطح زمین فصل تابستان تا سال ۲۰۳۰ در شهر تبریز است.
روش و داده: دمای سطح زمین از تصاویر روز و شب ماهواره مادیس استخراج شد. تصاویر مذکور در سامانه گوگل ارث انجین پردازش شده و برای فصل تابستان هر سال (۲۰۰۲ تا ۲۰۲۳) تهیه شد. در نهایت میانگین های حداقل، میانگین و حداکثر دمای سطح زمین در نرم افزار ArcGIS استخراج شد. جهت بررسی روند خطی در داده های دما نیز از آزمون من – کندال استفاده شد. برای پیش بینی روند تا تابستان سال ۲۰۳۰ نیز از شبکه عصبی مصنوعی خود هم بسته بهره گرفته شد.
یافته ها: بر اساس نتایج تحلیل آنومالی در بازه روز مشاهده شد که بیشترین انحراف مثبت و بیشترین انحراف منفی از میانگین کل به ترتیب در سال های ۲۰۰۶ (۴/۷۴ºC) و 2023 (۴/۲۹ºC) ثبت شده است. در بازه شبانه نیز بیشترین انحراف مثبت و بیشترین انحراف منفی از میانگین کل به ترتیب در سال های ۲۰۰۶ (۲/۸ºC) و ۲۰۰۹ (۲/۷۷ºC-) ثبت شده است. بر پایه نتایج تحلیل سری زمانی حاصل از من - کندال، روند میانگین های دمای حداقل (۰/۰۳۱-)، متوسط (۰/۰۳۷-) و حداکثر (۰/۰۶۵) در بازه روز معنی دار شد. در بازه شب نیز تنها روند میانگین دمای سطح زمین حداقل (۰/۰۳۴) معنی دار گردید. همچنین، روند افزایش دمای حداکثر روزانه نسبت به دمای حداقل شبانه دارای شیب افزایش بیشتری است. بر اساس یافته های پیش بینی حاصل از شبکه عصبی، مشخص گردید که مدل عملکردی بهتری در بازه شب نسبت به روز داشته است. همچنین، حداکثر دمای سطح زمین روزانه و حداقل شبانه فصل تابستان در افق ۲۰۳۰ به ترتیب دارای اختلاف ۱/۱۲ و ۱/۲۸ درجه سانتی گرادی از میانگین کلی دوره است.
نتیجه گیری: بر پایه یافته ها مشخص گردید که روند دمای حداکثر روز و حداقل شب افزایشی بوده و تا افق ۲۰۳۰ این افزایش پایدار خواهد بود. بدین اساس با روند موجود، انتظار می رود تا آسایش حرارتی شهر تبریز در طی زمان کاهش یافته و نیاز به انرژی سرمایشی بیشتر شود.
کاربرد نتایج: پژوهش حاضر به جهت ایجاد درک و دید از روند دمای سطح زمین برای برنامه ریزان و مدیریت شهری در راستای اتخاذ تدابیر و استراتژی های سازگارانه و کاهشی با تغییرات اقلیمی مفید خواهد بود.
شناسایی پیشران های مؤثر بر بازآفرینی مسکن مبنا در بافت های فرسوده (مورد مطالعه: شهر دامغان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
49 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و تبیین پیشران های کلیدی مؤثر بر بازآفرینی شهری مسکن مبنا در بافت فرسوده شهر دامغان است. این پژوهش با تأکید بر ضرورت مداخله در بافت های ناکارآمد و فرسوده این شهر، سعی دارد تا با تمرکز بر کیفیت مسکن و مؤلفه های مرتبط با آن، محرک های اساسی را جهت تحقق موفقیت آمیز فرآیند بازآفرینی مسکن مبنا شناسایی و تحلیل کند. از آنجا که مسکن، نقشی محوری در بازتولید فضاهای شهری دارد، بررسی دقیق عوامل اثرگذار بر آن، می تواند به سیاست گذاری های مؤثر در زمینه بازآفرینی منجر شود. روش و داده: از نظر روش شناسی، این مطالعه مبتنی بر رویکردی آمیخته و اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش را ۱۵ نفر از کارشناسان، متخصصان و مدیران حوزه های مرتبط با بازآفرینی شهری تشکیل می دهند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. گردآوری داده ها از طریق پرسش نامه های ساختاریافته و نیمه ساخت یافته انجام شده و سپس با استفاده از روش تحلیل اثرات متقاطع در بستر نرم افزار MicMac، به تجزیه و تحلیل روابط علّی و میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متغیرها پرداخته شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که تحقق موفقیت آمیز بازآفرینی مسکن مبنا در بافت فرسوده شهر دامغان، مشروط به توجه هم زمان به سه عامل کلیدی «قیمت زمین و مسکن»، «توزیع عادلانه منابع و خدمات» و «حمل ونقل انسان محور» است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که بازآفرینی موفق مسکن مبنا در شهر دامغان مستلزم نگرشی جامع، فراگیر و سیستمی است. این فرایند تنها در صورتی به نتایج مطلوب خواهد رسید که برنامه ریزی ها فراتر از مداخلات کالبدی صرف، به ابعاد اجتماعی، اقتصادی و نهادی نیز توجه نمایند. همچنین، همکاری بین سازمانی، مشارکت مردمی و تقویت ظرفیت های نهادی در سطح محلی، از پیش نیازهای اساسی در اجرای موفق بازآفرینی به شمار می روند. نوآوری، کاربرد نتایج: نوآوری پژوهش حاضر در اتخاذ رویکردی جامع و نظام مند برای تحلیل پیشران های مؤثر بر بازآفرینی مسکن مبنا است. این رویکرد، برخلاف مطالعات گذشته، با ادغام ابعاد اقتصادی، اجتماعی – فرهنگی، کالبدی – فضایی و زیست محیطی در قالب یک چارچوب منسجم، درک دقیق تری از پویایی های بازآفرینی مسکن مبنا ارائه می دهد.
تحلیل نگرش ذینفعان از پایداری گردشگری خانه های دوم در نواحی روستایی پیرامون کلانشهرها (مورد: شهرستان شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه فضاهای پیراشهری سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
81 - 110
حوزههای تخصصی:
گردشگری خانه های دوم به عنوان یکی از اشکال پرطرفدار گردشگری در نواحی روستایی است که بیشترین ارتباط را با منابع محیطی داشته و بر ابعاد نواحی روستایی تاثیر دارد. بررسی و شناسایی نگرش ذینفعان نقش موثری بر شکل گیری و برنامه-ریزی برای حمایت آنها از توسعه این الگو داشته و از طرفی از این طریق می توان قابلیت ها، موانع و فرصتهای توسعه گردشگری خانه های دوم را در مقصدها به شکلی جامع شناسایی و در راستای تدوین سیاستگذاری های مناسب به منظور توسعه پایدار گردشگری خانه های دوم گام برداشت. بر همین اساس در پژوهش حاضر به بررسی و ارزیابی نگرش ذینفعان از پایداری الگوی گردشگری مذکور در روستاهای شهرستان شیراز پرداخته شده است. روش انجام پژوهش توصیفی تحلیلی و گردآوری اطلاعات مبتنی بر دو روش اسنادی و میدانی است، در تدوین ادبیات نظری و پیشینه از روش اسنادی و روش میدانی مبتنی بر چهار پرسش نامه شامل: ساکنان محلی، گردشگران خانه های دوم، کارآفرینان و پرسشنامه مدیران محلی است. حجم نمونه برای ساکنان محلی با توجه به تعداد خانوار و براساس روش کوکران 250 خانوار تعیین شده است.حجم نمونه برای مدیران محلی 33 مدیر (در هر روستا شامل: دهیار، رییس شورا، یک عضو شورا). با توجه به عدم اطلاعات دقیق در مورد کارآفرینان و نیز صاحبان خانه های دوم، برای هر کدام از نمونه آماری در هر روستا 15 نمونه انتخاب شده است. نتایج پژوهش نشان داد بین نگرش ذینفعان تفاوت معنادارآماری وجود دارد و در مجموع توسعه گردشگری خانه های دوم در نواحی روستایی مورد مطالعه در سطح پایداری متوسط قرار دارد. همچنین از لحاظ پایداری گردشگری، در بین روستاهای نمونه تفاوت معناداری وجود دارد و در بین روستاها، روستای باجگاه با بیشترین امتیاز در سطح پایداری خوب و روستای قلات با کمترین امتیاز در سطح پایداری ضعیف قرار دارد.
تحلیل شبکه مقاصد گردشگری: نقشه راهی از منظر کتاب سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی و توسعه گردشگری دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۲
33 - 61
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر قصد دارد با استفاده از تکنیک های کتاب سنجی و مصورسازی، ضمن ارائه تصویری از تکامل حوزه تحلیل شبکه مقاصد گردشگری، روندهای پژوهشی آینده آن را شناسایی کند. روش شناسی: این پژوهش با استفاده از رویکرد مرور ادبیات نظام مند و استفاده از ابزارهای کتاب سنجی Vosviewer و Citespace، به تجزیه وتحلیل شبکه و تجسم داده های کتاب سنجی استخراج شده از پایگاه داده اسکوپوس در بازه زمانی 2006 تا 2024 به شناسایی روندها و شکاف های پژوهشی حوزه تحلیل شبکه مقاصد گردشگری پرداخته است. یافته ها: تعداد مقاله های چاپ شده در دهه گذشته به اوج خود رسیده است و نویسندگانی مانند «شی و باجو» بیشترین تعداد استناد را دریافت کرده اند. همچنین، توجه مفاهیمی مانند برنامه ریزی فضایی برای مقاصد گردشگری و توسعه گردشگری، نشان دهنده روند رو به رشد توجه پژوهشگران به سوی موضوع های مرتبط با توسعه پایدار و مدیریت کارآمد فضاهای گردشگری است. نتیجه گیری و پیشنهاد: با توجه به یافته های این پژوهش، نیاز به تقویت همکاری های بین المللی و بین رشته ای بیش از هر زمان دیگری احساس می شود. پیشنهاد می شود پژوهشگران این حوزه بر موضوع هایی مانند مطالعه کاربرد مدل های تحلیل شبکه ای گوناگون و تحلیل سازمان های فضایی مقاصد گردشگری برای افزایش پویایی فعالیت ها در مقاصد گردشگری تمرکز کنند. نوآوری و اصالت: این پژوهش نخستین تلاش برای انجام یک تحلیل کتاب سنجی از پژوهش های مربوط به تجزیه وتحلیل شبکه ای از مقاصد گردشگری است.
فروپاشی زیست کودکانه؛ مطالعه زمینه ای شکل گیری کودکان کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعه شناختی زمینه های شکل گیری پدیده کودکان کار در شهر مشهد، با تمرکز بر کودکان ایرانی و افغانستانی، انجام شد. روش مطالعه: مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای، به بررسی تجارب و دیدگاه های 10 نفر از کارشناسان و فعالان اجتماعی حوزه کودکان کار و 9 نفر از کودکان کار پرداخت. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبه های نیمه ساختارمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه وتحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون براساس مدل شش مرحله ای براون و کلارک (2006) صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که شکل گیری پدیده کودکان کار تحت تأثیر سه دسته شرایط اصلی است: شرایط زمینه ای شامل مهاجرت، حاشیه نشینی، خرده فرهنگ های حاشیه ای، باورهای فرهنگی، یادگیری از دوستان، حمایت اجتماعی سوق دهنده و نابسامانی خانوادگی؛ شرایط علّی شامل فقر، درآمدزایی خیابانی، نقش مافیاهای اقتصادی، سودمندی کار کودک برای خانواده و ضعف حمایت های خانوادگی و شرایط مداخله گر شامل نقص نظام حمایتی، ناکارآمدی سیاست های اجتماعی، ضعف برنامه های مداخله ای و اطلاع رسانی نامناسب. در این بستر، کودکان کار تحت فشارهای خانوادگی و در مواجهه با جذابیت های خیابانی به این نوع کار سوق داده می شوند. پیامدهای این وضعیت شامل ترک تحصیل، آسیب های جسمی و روانی و در مواردی اعتیاد کودکان است. نتیجه گیری: مقوله مرکزی مدل پارادایمی استخراج شده نشان داد که پدیده کودکان کار در چارچوب "سوداگری از کودکان در ساختار اقتصادی ناکارآمد" قابل تبیین است. این یافته ها بیان گر آن است که کودکان کار نه تنها قربانی شرایط اقتصادی ناپایدار خانواده، بلکه محصول ضعف ساختاری نظام حمایتی و مداخلات ناکارآمد اجتماعی هستند. درحالی که خیابان به عنوان جایگزینی برای حمایت های رسمی نقش ایفا می کند، سیاست های کنونی نه تنها نتوانسته اند این روند را مهار کنند، بلکه در برخی موارد، با عدم مداخله مناسب، به استمرار آن دامن زده اند.
نگاه شاهانه در دورنماسازی: مطالعه تحولات نقاشی منظره پردازی در عصر ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 13
حوزههای تخصصی:
دوران سلطنتی ناصرالدین شاه دوران ظهور ژانرهای جدید در نقاشی و کاربرد گسترده واقع گرایی در نقاشی ها متاثر از هنر اروپایی است. منظره پردازی یکی از این شیوه های نو در تصویرپردازی بود که پیش از این، به صورت ژانری مستقل و تکنیک ها و شیوه های بازنمایی جدید، متداول نبود. در تاریخ نقاشی ایران، منظره پردازی غالبا جزئی تکمیل کننده تصویر بود و برای پرداخت فضاهای خالی یا جدا کردن بخش های نقاشی از یکدیگر یا برای تصویرسازی در پس زمینه مورد استفاده قرار می گرفت. در مقاله حاضر ضمن بررسی زمینه های ظهور منظره پردازی با اسلوب جدید، این پرسش ها دنبال می شود که نهاد قدرت با مولفه ها و وی ژگی های نقاشی منظره پردازی در عصر ناصری چه رابطه ای داشت؟ چگونه آثار منظره پردازانه عرصه ظهور قدرت شدند و نگاه شاهانه و سوگیری مناسبات قدرت را در عصر ناصری رویت پذیر کردند؟ روش شناسی مقاله حاضر برای پاسخ به پرسش های پژوهش مبتنی بر تحلیل گفتمان است که با مطالعه اسناد، تصاویر و نمونه آثار انتخاب شده، به تحلیل روابط میان نهاد سلطنت، قدرت پادشاه، نظام آموزش جدید و تاثیر عکاسی بر منظره پردازی پرداخته می شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است منظره پردازی در عصر ناصری، در ثبت مکان نگاره ها و چشم اندازهای شهری برآمده از گفتمان مدرنیته و تجددخواهی شاه است. منظره هایی از چشم اندازهای سرزمینی در طول سفرهای ناصرالدین شاه و منظره های شهری از چشم انداز بالای کاخ، و تصورپردازی های ناصرالدین شاه همه در امتداد نگاه شاهانه است. تصاویر منظره در واقع مدیوم سیاسی برای ثبت حدود و ثغور ممالک محروسه و متعلقات شاه بود و آپاراتوس نگاه شاهانه، چه دیدن و چگونه دیدن از زاویه نگاه ناصرالدین شاه را تثبیت می کرد.
جستاری فقهی حقوقی در مبانی و حدود مسئولیت تولیدکنندگان ابزارهای اینترنت اشیاء(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه حقوق اسلامی سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
299 - 336
حوزههای تخصصی:
با گسترش فناوری های نوین در جهان امروز، تعاملات انسان با ابزارهای هوشمند نظیر ابزارهای اینترنت اشیاء (IoT) در حال افزایش روزافزون است. این تعاملات علیرغم رفاهی که برای انسان ها به ارمغان آورده، می تواند منشأ بروز زیان هایی نیز برای بشر باشد. نظر به اینکه ابزارهای اینترنت اشیاء فاقد شخصیت حقوقی بوده و در بادی امر تولیدکنندگان ابزارها به عنوان نخستین بازیگران صحنه، به عنوان مسئول جبران خسارت قلمداد می شوند، نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی و بهره مندی از اسناد کتابخانه ای به بررسی حدود مسئولیت تولیدکنندگان ابزارهای اینترنت اشیاء می پردازد. در این جستار پس از مرور مبانی مطرح شده برای جبران خسارات ناشی از ابزارهای IoT، و بررسی حدود وظایف تولیدکنندگان، مصرف کنندگان، و نهادهای تأییدکننده کیفیت کالا و مدنظر قراردادن پیچیدگی ابعاد به کارگیری این ابزارها، نهایتاً تعدیل حدود مسئولیت تولیدکنندگان این ابزارها ضروری انگاشته شده است.
The impact of in-text feedback vs. rubric-based feedback on writing performance and self-efficacy of Iranian intermediate EFL learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۱ , ۲۰۲۵
25 - 54
حوزههای تخصصی:
The primary aim of this quasi-experimental study was to delve into the contrasting effects of In-text Feedback and Rubric-based Feedback on the writing performance and self-efficacy of Iranian Intermediate English as a Foreign Language (EFL) learners. To do so, 120 intermediate female English language learners between the ages of 12 and 16 were recruited based on non-random convenience sampling method from an English language institute to take Oxford Placement Test (OPT) to ensure a homogenized group of participants. Then, 60 participants whose scores fell within one standard deviation below and above the mean OPT score were recruited. The selected participants were randomly assigned to one of three groups: the in-text group, the rubric-based group, and the control group, with each group consisting of 20 students. Each group also took writing pre-test and completed self-efficacy questionnaire before the treatment. Next, the participants engaged in the assigned writing activities which were similar and received relevant feedback types for ten sessions. After the treatment, all groups took writing post-test and completed the self-efficacy questionnaire again. The results revealed that both in-text feedback and rubric-based feedback had a statistically significant effect on the writing performance of the learners. Additionally, there was a significant difference in the effect of in-text feedback versus rubric-based feedback on writing performance. In terms of self-efficacy, both types of feedback showed a statistically significant effect. However, there was no significant difference between the effects of in-text feedback and rubric-based feedback on self-efficacy. The findings of the study carry important implications for various stakeholders involved in English as a Foreign Language (EFL) learning, including learners, teachers, language centers, and teacher trainers.









