ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۵۴۵٬۴۱۶ مورد.
۳۲۱.

پیوستگی و ناپیوستگی دانشگاه های خصوصی از منظر کسب وکار در حوزه های اقتصادی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دانشگاه صنعت کسب و کار دانشگاه های خصوصی زیست بوم یادگیری جنبه اقتصادی و اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۷
فضای کسب وکار به ویژه در بخش صنعت با دگرگونی مواجه و چشم اندازهای شغلی به گونه ای پر شتاب در حال تحول است. تغییر شرایط اجتماعی و دگرگونی در اقتصاد جهانی، ملی و محلی، از جمله عوامل تأثیرگذار بر زیست بوم جدید کسب وکارها می باشد. درچنین شرایطی آموزش دانشگاهی به ویژه در دانشگاه های حرفه ای نیازمند بازسازی در برنامه ها و جهت گیری ها است تا پیوستگی کسب و کارها با نیازهای اقتصادی و اجتماعی زمینه ساز بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی شود. دانشگاه های بخش خصوصی(غیرانتفاعی) به دلیل ساختارهای چابک تر و استقلال مالی بیشتر واجد ویژگی هایی هستند که به نظر می رسد می توانند در این زمینه موفق و مؤثر عمل کنند. توان این دانشگاه ها در ایجاد زیست بوم یادگیری مبتنی بر نیازهای بومی، سرعت عمل این نوع از دانشگاه ها در طراحی و اجرای رشته های جدید و ظرفیت آنها در به کارگیری نیروی انسانی متنوع می تواند در این مسیر راهگشا باشد.در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا به مطالعه ابعاد این موضوع پرداخته شده است. به این معنا که ابتدا پس از مرور پیشینه تحقیق، شاخص های ارتباط دانشگاه و صنعت به عنوان هسته اصلی پیش برنده رابطه دانشگاه با کسب و کارها، تعیین و بر این اساس تلاش شد درجاتی از وجوه تأثیر این ارتباط با ابعاد اقتصادی، اجتماعی مورد توجه قرار گیرد. در نهایت یافته های تحقیق نشان داد با فرض شکل گیری ارتباط مؤثر و کارامد میان دانشگاه و صنعت می توان انتظار داشت با شکل دهی ارتباط میان دانشگاه های برتر و بخش های بزرگ صنعتی و دانشگاه های متوسط و کوچک با بنگاه های کوچک و متوسط (SMALL) زیست بوم یادگیری پویاتری ایحاد و اثریخشی دانشگاه بر محیط اقتصادی و اجتماعی افزایش یابد.
۳۲۲.

آشکارسازی محرک های داخلی پذیرش مدل های کسب وکار مدور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد مدور مدل کسب وکار مدور پذیرش مدل کسب وکار مرور سیستماتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۵
اقتصاد مدور به عنوان یک مدل جایگزین برای سیستم های خطی به منظور دستیابی به توسعه پایدار مطرح شده است. برای پیاده سازی این مفهوم در سطح سازمان ها و کسب وکارها، مدل های کسب وکار به عنوان ابزارهای کلیدی و محرک های مهم برای گذار به سمت اقتصاد مدور شناخته می شوند. بنابراین، درک تمایل کسب و کارهای نوپا برای پذیرش و به کارگیری مدل های کسب وکار مدور ضروری به نظر می رسد. در حالی که ادبیات علمی به بررسی تأثیر عوامل مختلف بر پذیرش مدل های کسب وکار مدور در صنایع و سازمان های مختلف پرداخته است، مطالعات اندکی به طور خاص به بررسی این عوامل در کسب و کارهای نوپا پرداخته اند. به منظور پرکردن این شکاف و سازماندهی دانش موجود در این حوزه نوظهور، ما یک مرور جامع از ادبیات علمی انجام داده ایم. این فرآیند شامل جست وجوهای سیستماتیک در پایگاه های داده معتبر بوده است. بر اساس نمونه ای از 33 مقاله که از پایگاه های داده Scopus و Web of Science جمع آوری شدند، مقاله ما به شناسایی و دسته بندی عوامل داخلی محرک پذیرش مدل کسب وکار مدور در کسب و کارهای نوپا پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که عوامل داخلی محرک پذیرش مدل کسب وکار مدور در کسب وکارهای نوپا عبارتند از مشوق های مالی؛ مشوق های سازمانی و کسب وکاری؛ مشوق های کارآفرینانه؛ شبکه ها؛ فناوری؛ آموزش و ظرفیت سازی داخلی، دانش و نواوری؛ بازار و مشتریان؛ استراتژی پایدار، مدیریت و رهبری مدور. این تحقیق با ارائه یک دیدگاه نظری یکپارچه در زمینه کارآفرینی، به این حوزه کمک می کند و درک عمیق تری از چگونگی پذیرش مدل های کسب وکار مدور در کسب و کارهای نوپا به وجود می آورد. نتایج این تحقیق می تواند به کارآفرینان، مدیران کسب و کارهای نوپا ، و سیاست گذاران کمک کند تا عوامل مؤثر بر پذیرش مدل های کسب وکار مدور را شناسایی کرده و استراتژی های مناسبی برای تسهیل این فرآیند طراحی کنند. ذینفعان اصلی این تحقیق شامل کسب و کارهای نوپا، مشاوران کسب وکار، و نهادهای دولتی و خصوصی هستند که در جهت ترویج اقتصاد مدور و پایداری سازمان ها تلاش می کنند.
۳۲۳.

گونه شناسی نوآوری اجتماعی در انرژی تجدیدپذیر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نوآروی اجتماعی گونه شناسی انرژی تجدیدپذیر ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۲
نوآوری اجتماعی در انرژی به عنوان ابتکاری که به گذار انرژی کم کربن، توانمندسازی مدنی و اهداف اجتماعی کمک می کند، ضروری است. این مقاله با فراتر رفتن از دیدگاه های محدود در مورد نوآوری اجتماعی، این سوال را مطرح می کند که چگونه می توان تنوع نوآوری اجتماعی را در بخش انرژی مورد بررسی قرار داد. برای تحقق این هدف، مطالعه از رویکرد کیفی مبتنی بر مطالعه گزارش های سایت سازمان انرژی های تجدیدپذیر و بهره وری انرژی برق (ساتبا) و مصاحبه نیم ساختاریافته با 16 متخصص حوزه انرژی های تجدیدپذیر بهره گرفته است. برای تحلیل داده های مصاحبه ها از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد کدگذاری موضوعی استفاده شد. پژوهش حاضر با بهره گیری از دو منظر بازیگران (دولتی، خصوصی و جامعه مدنی) و تجلیات (انجام، تفکر و سازماندهی) به توسعه یک گونه شناسی از نوآوری های اجتماعی حوزه انرژی تجدیدپذیر می پردازد و سپس با نقشه برداری از فعالیت ها و ابتکارات در ایران، این گونه شناسی را مورد بررسی قرار می دهد. یافته های این پژوهش حاکی از عدم تعادل نقش آفرینی بازیگران مختلف (به ویژه جامعه مدنی) در نوآوری های اجتماعی حوزه انرژی تجدید پذیر می باشد. همچنین یافته ها با توصیف وضعیت توزیع ابتکارات این حوزه در تجلیات مختلف، توصیه هایی را به سیاستگذاران این حوزه ارائه می کند .
۳۲۴.

بررسی زمینه های همگرایی راهبردی کردهای فیلی عراق با جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کردهای فیلی همگرایی قومی مذهبی امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۲
زمینه و هدف : پژوهش حاضر با هدف تبیین زمینه های همگرایی کردهای فیلی عراق با جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. تمرکز اصلی مطالعه، کشف و تحلیل مؤلفه هایی است که در سطوح فرهنگی، مذهبی، ژئوپلیتیکی و تاریخی، باعث پیوند میان این گروه قومی با ساختار سیاسی و اجتماعی ایران شده و پیامدهای آن بر امنیت ملی، قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران را شکل داده اند. روش: پژوهش با رویکرد کیفی و استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه هدف شامل نخبگان و صاحب نظران حوزه مسائل کردهای فیلی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران بود. از طریق نمونه گیری هدفمند، ۵۳ نفر تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب و با آن ها مصاحبه نیمه ساختارمند انجام شد. اعتبار داده ها با استفاده از بازبینی مشارکت کنندگان و کدگذاری مضاعف ارزیابی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که مضامین بنیادین همگرایی کردهای فیلی با ایران، در سه سطح برجسته شکل گرفته اند: اشاعه گفتمان انقلاب اسلامی و ارزش های آن، تعمیق شعائر و پیوندهای مذهبی و بازتولید هویت فرهنگی از طریق زبان، آیین و حافظه جمعی. همچنین، نقش این جامعه در افزایش عمق استراتژیک ایران، اجرای عملیات ایذایی، تسهیل دیپلماسی مردمی و کاهش مخاطرات اقتصادی در میادین نفتی مشترک، به اثبات رسیده است. نتیجه گیری : نتایج تحقیق بیانگر آن است که همگرایی کردهای فیلی، فقط در سطحی فرهنگی یا قومی محدود نمی ماند، بلکه به عنوان یک ظرفیت راهبردی امنیتی در خدمت منافع ملی جمهوری اسلامی ایران عمل می کند. این همگرایی با تقویت قدرت نرم، گسترش نفوذ فرامرزی، و افزایش قابلیت های امنیتی و اقتصادی ایران در غرب کشور همراه بوده است. با وجود این، تهدیداتی چون رقابت های منطقه ای، نفوذ بازیگران خارجی و تنش های مرزی، ضرورت طراحی یک سیاست جامع، نهادینه و آینده نگر برای حفظ و توسعه این پیوند راهبردی را آشکار می کند.
۳۲۵.

تحلیل دوگانه ذاتیت و اعتباریت در نحوه اتصاف علم به کاشفیت(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: کاشفیت علم وصف ذاتی وصف اعتباری رئالیسم و ایدئالیسم علامه طباطبایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۲
کسی که نسبت به عدم دسترسی مستقیم خود به بخش اعظمی از جهان جهان بیرون آگاهی یافته و در عین حال نمی تواند خود را به صورت مطلق از دسترسی به آن جهان محروم بداند در پی یافتن واسطه ای برای دسترسی و لو غیر مستقیم به جهان بیرون است. علم، نقش آن واسطه را بازی می کند؛ ایده وساطت علم برای دسترسی به جهان بیرون، بر اساس ویژگی کاشفیت حکایت و بازنمایی اگر چه تازه نیست اما تبیین نحوه اتصاف علم به ویژگی کاشفیت از پرسش هایی است که در دو قرن اخیر به اندیشه اسلامی راه پیدا کرده است. کاشفیت برای علم گاهی از اوصاف ذاتی، و گاهی از اوصاف اعتباری شمرده می شود. این پژوهش پس از نشان دادن بنیاد ایده کاشفیت، و تبیین چگونگی اتصاف علم به کاشفیت ذاتی و کاشفیت اعتباری، چالش های پیش روی هر کدام از آن دو رویکرد را بررسی کرده و در نهایت به اثبات رسانده است که کاشفیت نه از ذاتیات علم است و نه از سر ناچاری و اضطرار برای علم اعتبار شده است بلکه از اوصافی است که نفی آن از علم، به هیچکدام از «نفی علم» و «نفی رئالیسم» نمی انجامد.
۳۲۶.

تأثیر پیش داشت ها بر فهم متون و نظریه رشد شناختی پیاژه(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: فهم متن هرمنوتیک پیش داشت ها نظریه شناختی پیاژه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۴
این پژوهش با هدف سنجش دیدگاه های متفاوت در مورد تأثیر پیش داشت ها بر فهم متون انجام شده است. این تفاوت ها در مکاتب مختلف ناشی از پاسخ های متفاوت به پرسش هایی مانند خاستگاه معنا، قصدی بودن آن و چیستی فهم است. سوال اصلی این تحقیق این است که در میان دیدگاه هایی که در مورد تاثیر پیش داشت ها بر فهم متون در مکاتب تفسیری و هرمنوتیکی بیان شده کدام دیدگاه از تایید بیشتری برخوردار است. برای بررسی و سنجش این دیدگاه ها می توان به حوزه های دیگری مراجعه کرد که در مورد فهم و شناخت تحقیق کرده اند. یکی از این حوزه ها، نظریه رشد شناختی ژان پیاژه است. روش این تحقیق مراجعه به آثار پیاژه و تحلیل نظریه شناختی وی و پیامدهای تفسیری این نظریه و سپس سنجش دیدگاه های تفسیری و هرمنوتیکی با یافته های این نظریه است. در این تحقیق با توجه به نظریه رشد شناختی پیاژه روشن شد که پیش داشت های مفسر و خواننده متن بر فهم متون اثر گذارند. اما این اثرگذاری غیرقابل اجتناب نیست و باید با تعامل مداوم با متن به معنای نهفته در آن دست یافت. زیرا خاستگاه معنا مؤلف است و در واقع فراتر از ذهن خواننده، معنایی وجود دارد که هدف فهم و تفسیر، دست یابی به آن است.
۳۲۷.

برخورد واقع گرایی علمی با شروح بازنمایی علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: واقع گرایی علمی بازنمایی علمی نگرش شباهت محور نگرش عامل محور نگرش ترکیبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۹
مطابق واقع گرایی علمی، نظریه های علمی بالغْ (تقریباً) صادق اند و به خاطر این صدق (تقریبی) است که موفق اند. مطابق شروح (اصالت گرایانه) از بازنمایی علمی، مدل های علمی به تحقق فضایل معرفتی می انجامند، چون جهان را بازنمایی می کنند. هدف اصلی این مقاله بررسی این پرسش است که آیا واقع گرایی علمی با نگرش های مختلف به بازنمایی علمی، یعنی دیدگاه های شباهت-محور، عامل-محور و ترکیبی، سازگار است یا خیر. برای این منظور، ابتدا نشان داده می شود که واقع گرایی علمی، حداقل در نظر اول، با این شروح نسبتی ندارد. سپس راه های ارتباط میانشان بررسی و سرانجام استدلال می شود که، به شرطِ اضافه کردن جزئیاتی، واقع گرایی علمی با نمونه هایی از هر سه نگرش ناسازگار است.
۳۲۸.

Kinds of Unity of the Soul in Plato(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Unity soul Plato Rational Part Moral Condition

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۰
In my study, I investigate aspects of Plato’s analysis of the kinds of unity of the individual soul. The text to which I shall refer in my essay is Plato’s Republic. Throughout Plato’s Republic, the soul is represented as a composite entity. Since any soul is composed of different parts, namely the rational part, the spirited part and the appetitive part, the soul can have different developments. On the one hand, the parts of the soul are given; on the other hand, the development of the parts of the soul is not given but depends on education and on the influence exercised by society. Thus, the kinds of unity of the individual soul can be different from each other depending on the part of the soul which leads the whole soul. Only the unity produced by the rational part corresponds to a morally healthy condition of the soul, whereas the prevalence of the other parts brings about unhealthy conditions of the soul.
۳۲۹.

علم، دین و نسبت آن دو از منظر ابوالحسن عامری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دین علم علوم دینی علوم حِکمی نسبت دین و علم ابوالحسن عامری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۸۱
مسأله ی موردبحث در این نوشتار، تعریف، ویژگی ها، ماهیت و نسبت علم و دین از منظر ابوالحسن عامری است. عامری علم و دین را دارای ماهیتی عقلی می داند و اندیشه های او در این زمینه در منظومه ی فکری فیلسوفان اسلامی قابل بررسی است. او علم را به دو دسته ی دینی و حکمی تقسیم می کند و برای هر یک اقسامی برمی شمرد. به عقیده ی وی، علم تنها در چارچوب عقل معنا می یابد و ماهیتی عقلی دارد. دین از منظر عامری، مجموعه ای از گزاره های علمی و عملی از منبعِ وحی و دارای ضرورت عقلی است که توسط عقل تامّ و مجرد نبی درک می شود و وحی از نظر او دریافت حقایق مفاض توسط عقل پیامبر از جانب خدا است. براین اساس، هیچ یک از علوم با دین در تعارض نیستند و دین از مرتبه ای بالاتر برخوردار است. عامری در نسبت میان علم و دین، آن ها را تجلی های یک حقیقت واحد می داند و تمامی تحلیل های او باید در این چارچوب کلی درک شوند.
۳۳۰.

تأثیر محرک های انگیزشی بر پاسخ های قلبی- تنفسی سالمندان هنگام راه رفتن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: موسیقی انگیزشی ویدیوی انگیزشی اقتصاد راه رفتن سالمندان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۱۶
مقدمه: طی سالیان متمادی، محققان در جست وجوی راه های مختلفی برای بهبود فعالیت ورزشی سالمندان بوده اند. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر محرک های موسیقی و ویدئوی انگیزشی بر پاسخ های قلبی-تنفسی در سالمندان هنگام راه رفتن بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و از نظر روش نیمه تجربی با طرح درون گروهی بود. شرکت کنندگان این پژوهش 24 سالمند 65 تا 75 ساله بودند. سپس شرکت کنندگان با سرعت 3 تا 5 کیلومتر بر ساعت به مدت 5 تا 8 دقیقه شروع به راه رفتن روی تردمیل کردند. افراد در سه شرایط مختلف (موسیقی انگیزشی، ویدئوی انگیزشی و بدون مداخله) از طریق دستگاه تحلیل گازهای تنفسی (مصرف کالری به حالت استراحت، سرعت مصرف انرژی بر سطح کل بدن، نسبت تهویه بر اکسیژن دریافتی، نسبت تهویه بر دی اکسید کربن) و مقیاس درک فشار بورگ برای ثبت میزان ادراک هر فرد از تلاش و فعالیت خود، ارزیابی شدند. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری تکراری و آزمون تعقیبی بنفرونی نشان داد در شرکت کنندگان در وضعیت موسیقی انگیزشی، تفاوت معناداری در متغیرهای مصرف کالری به حالت استراحت، فشار درک شده، سرعت مصرف انرژی بر سطح کل بدن، نسبت تهویه بر اکسیژن دریافتی، نسبت به شرایط ویدئوی انگیزشی و شرایط بدون مداخله وجود داشت، ولی در متغیر نسبت تهویه بر دی اکسید کربن تفاوت معنا داری وجود نداشت. نتیجه گیری: به نظر می رسد راه رفتن همراه با موسیقی انگیزشی سبب بهبود پاسخ های قلبی-تنفسی در سالمندان می شود.
۳۳۱.

تحلیل انعقاد معاملات سنتی قانون مدنی درسازه فراقرارداد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: فراقرارداد ماهیت فنی ماهیت حقوقی عقود معینه متغیر ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۲۵۵
با ظهور سازه فراقرارداد با ماهیت فنی- حقوقی، عقود معینه باب سوم از قسمت دوم قانون مدنی ایران، آزمایشگاه مطلوبی جهت سنجش اعتبار فراقرارداد است. تحقیق حاضر تمامی عقود معینه قانون مدنی را با فرض انعقاد فراقراردادی تجزیه وتحلیل کرده است. هدف اصلی تحقیق، شناسائی ویژگی های فراقرارداد مبتنی برپیشرفت های عرصه علوم کامپیوتری با مولفه های پنجگانه با نام اختصاری «کابها» برگرفته از عناوین 1. کامپیوترهای فوق پیشرفته 2. اینترنت پر سرعت (کوانتومی) 3. فناوری بلاک چین 4. هوش مصنوعی استدلالی 5.ارتباطات مخابراتی، بعنوان جانشین ناگزیر آینده قراردادهای سنتی است. زیرا توسعه علوم کامپیوتری و جایگزینی اقدامات سنتی در عرصه حقوق قراردادها با شیوه های الکترونیکی، استمرار بهره برداری از شیوه های سابق را برنمی تابد. همچنین به روش اکتشافی و تحقیق کتابخانه ای برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. و ضمن توصیف ماهیت داده ها، به روش کیفی مورد تجزیه و تحلیل واقع شده اند.و با قیاس و استقراء سعی در توجیه موجبات و موانع جانشینی فراقرارداد بعمل آمده است. یافته های تحقیق نشان می دهد سرمایه گذاری دولتها درخصوص زیرساخت های فنی برای بهره برداری از فراقرارداد ضروری است. و درحوزه تقنین نیز جدیت دولتهارا می طلبد. نتیجتاً، به تعدادعقود معینه سنتی می توان فرا قراردادرا تصورکرد. ولی تنها تعداد معدودی قابلیت انعقاد به شیوه فراقرارداد را ندارند.که با دگرگونی متغیرها حقوقی- اجتماعی به مرور زمان سلب صحت حمل آنها برداشته می شود.
۳۳۲.

بررسی تغییرات فضایی-زمانی دید افقی در نیمه غربی ایران: تحلیل جامع و راهکارهای مدیریتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: آزمون من-کندال دید افقی تغییر اقلیم گرد و غبار نیمه غربی ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۵
این پژوهش به بررسی تغییرات فضایی-زمانی فراوانی روزهای با دید افقی مساوی یا کمتر از 1000 متر در نیمه غربی ایران طی دوره 74 ساله (2024-1951) پرداخته است. از داده های 16 ایستگاه سینوپتیک و روش های آماری من-کندال و شیب سن برای تحلیل روندها استفاده شد. نتایج نشان داد بیشترین فراوانی سالانه دید محدود در ایستگاه های پست جنوبی مانند آبادان (2053 روز) و کمترین مقدار در خرم آباد (194 روز) مشاهده می شود. محدوده مورد مطالعه ازنظر توزیع فضایی دید محدود به سه ناحیه متمایز تقسیم می شود: 1) مناطق جنوبی نزدیک به خلیج فارس (آبادان و اهواز) با بیشترین فراوانی سالانه (2053-1304 روز) که تحت تأثیر رطوبت بالا و گرد و غبار هستند، 2) مناطق مرتفع غربی (همدان، اراک) با فراوانی متوسط (1453-1312 روز) که وارونگی دمایی عامل اصلی است و 3) مناطق شمال غربی (ارومیه، خوی) با کمترین فراوانی (1050-598 روز) که به دلیل دوری از منابع رطوبت و گرد و غبار شرایط بهتری دارند. در مقیاس ماهانه، بیشترین فراوانی در ژانویه، فوریه و دسامبر و کمترین در جولای، اوت و سپتامبر مشاهده می شود لذا ازنظر توزیع فصلی، بیشترین فراوانی در زمستان (ناشی از وارونگی دمایی) و کمترین در تابستان ثبت شده است. تحلیل روندها نشان دهنده افزایش معنادار روزهای با دید محدود در ایستگاه های میانی محدوده مانند اراک، اهواز و کرمانشاه و کاهش معنادار در ایستگاه های جنوبی مانند آبادان و نیز نوژه است. این تغییرات به عوامل مختلفی ازجمله تغییرات الگوهای جوی، توسعه صنعتی، تغییر کاربری اراضی و نوسانات منابع رطوبتی نسبت داده می شود. یافته های این مطالعه می تواند در برنامه ریزی های حمل ونقلی، مدیریت کیفیت هوا و مطالعات تغییر اقلیم مورداستفاده قرار گیرد.
۳۳۳.

طراحی وتبیین مدل پارادایمی ایجاد رفتار توده وار؛کنش ها و پیامدها در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: رفتار توده وار کنش ها پیامدها سهام بورس تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف پژوهش حاضر، طراحی و تبیین یک مدل پارادایمی برای درک فرآیند شکل گیری رفتار توده وار در بازار بورس اوراق بهادار تهران و تحلیل کنش ها و پیامدهای ناشی از آن است. این تحقیق با رویکرد کیفی و با بهره گیری از روش نظریه داده بنیاد انجام شده است. گردآوری داده ها از دو منبع اصلی صورت گرفته است: ۱. انجام مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با ۵۱ نفر از خبرگان، شامل اساتید دانشگاه، مدیران بازار سرمایه و تحلیل گران حرفه ای ۲. بررسی و تحلیل نظام مند مطالعات پیشین و منابع علمی معتبر. یافته های تحقیق حاکی از آن است که رفتار توده وار در بورس تهران در بستر سه دسته از شرایط کلیدی شکل می گیرد: ۱. شرایط علّی، شامل عوامل مرتبط با ساختار بازار، متغیرهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی.۲. شرایط زمینه ای، همچون سطح دانش مالی سرمایه گذاران و ویژگی های روان شناختی و رفتاری آن ها.۳. شرایط مداخله گر، نظیر رفتار نهادهای حقوقی، نقش آفرینی بازیگران کلان بازار و ویژگی های درون سازمانی شرکت ها. در مواجهه با این شرایط، دو گونه کنش از سوی سرمایه گذاران مشاهده می شود: کنش های مثبت، مانند خروج به موقع و منطقی از بازار و کنش های منفی، نظیر ورود هیجانی و مشارکت در ایجاد یا تشدید حباب های قیمتی. این کنش ها نیز به نوبه خود منجر به پیامدهایی می شوند، از جمله پیامدهای مثبت همچون دستیابی به سود، حفظ سرمایه و بهره مندی از مشوق های مالیاتی و پیامدهای منفی نظیر زیان اقتصادی، ترک بازار سرمایه، کاهش سطح سرمایه گذاری و انتقال سرمایه به بازارهای موازی. در نهایت ، مدل ارائه شده در این پژوهش، تصویری جامع و نظام مند از فرآیند شکل گیری، بروز و نتایج رفتار توده وار در بازار سرمایه ایران به دست می دهد و می تواند به عنوان مبنایی نظری و کاربردی برای طراحی سیاست های پیشگیرانه، اصلاح گرایانه و راهبردی در حوزه مدیریت بازار سرمایه مورد استفاده قرار گیرد.
۳۳۴.

تحلیل سیاست انحصار دولتی در مدیریت بحران اقتصادی در ایران (جنگ جهانی دوم): 1320 تا 1325(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنگ جهانی دوم متفقین بحران اقتصادی انحصار دولتی رانت اقتصادی فساد مالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۷
جنگ جهانی دوم 1939-1945 (۱۳۱۸-1324) با دگرگونی های گسترده در عرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همراه بود. ایران نیز به دلیل اشغال توسط متفقین در سال ۱۳۲۰، با بحران اقتصادی شدیدی مواجه شد که تا سال ۱۳۲۵ و خروج نیروهای خارجی ادامه یافت. در این دوره، دولت ایران برای مدیریت بحران، سیاست انحصار دولتی را در بازرگانی   به ویژه در حوزه کالاهای اساسی به کار گرفت؛ بااین حال، تأثیر این سیاست بر تشدید یا کاهش بحران، موضوعی است که نیازمند بررسی کامل است. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع اسنادی و کتابخانه ای با طرح این پرسش اصلی که   عملکرد سیاست انحصار دولتی در مدیریت بحران اقتصادی ایران (۱۳۲۰ – ۱۳۲۵) چگونه بوده است، به ارزیابی کارآمدی این سیاست می پردازد. فرضیه مطرح شده این پژوهش بر آن است که سیاست انحصار دولتی، نه تنها در مدیریت بحران اقتصادی ناکارآمد بود، بلکه با گسترش رانت، فساد اداری و تشدید کمبود کالاهای اساسی، به عمیق تر شدن بحران انجامید. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که سیاست انحصار دولتی با محدود کردن عرضه کالاهای اساسی ، موجب رشد رانت جویی و ایجاد بازار سیاه و در نتیجه تورم افسارگسیخته شد ، این موضوع، ناتوانی دولت در تأمین نیازهای اساسی را در پی داشت .
۳۳۵.

تحولات انگیزشی درونی توحیدی در جامعه عصر نبوی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: توحید عصر نبوی عرب تحول روحی انگیزش درونی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۳
در تحقیقات پیرامون تمدن اسلامی، کمتر به جایگاه فرهنگ سازی عوامل انگیزش درونی توحیدی توجه شده است. این پژوهه، با هدف بازنمود نقش این دسته از عوامل در کنشگری تمدنی، سامان یافته و درپی پاسخ به این سؤال است که این عوامل در عصر نبوی، در چه عرصه هایی اثر داشته است؟ این مقاله، از روش توصیفی- تحلیلی بهره گرفته و رویکرد تاریخی- روان شناسی و کلامی دارد و از مبنای کلامی علامه مصباح یزدی و اندیشه علامه طباطبایی در خصوص عوامل انگیزشی در تبیین مفاهیم، گزینش، چینش و تحلیل داده ها بهره می برد. برخلاف غالب تحقیقات که با پیش فرض یا چهارچوب نظری جامعه شناختی تاریخ صدر اسلام را بررسی می نمایند، این پژوهش چهارچوب نظری روان شناختی دارد و از منظر دانش روان شناسی اخلاق، به تجزیه و تحلیل داده های تاریخی می پردازد. یافته های این پژوهش، حکایتگر آن است که با استفاده از بحث عوامل انگیزش درونی در دانش روان شناسی اخلاق و تبیین آن توسط مبنای کلامی توحیدی، چنین به دست می آید که باور و امید به هدایت تشریعی خداوند، رکن انگیزش انسان بوده و عوامل انگیزش درونی توحیدی را شکل می دهد. عوامل انگیزش درونی توحیدی، بر اصلاح ارزش ها (تمایلات) و اعتلای آنها تمرکز دارند و با تغییر در درون انسان و جامعه انسانی، انگیزه سازی می کنند؛ برخلاف عوامل انگیزش بیرونی که از بیرون و با استفاده از مدیریت جامعه، سعی دارند بر گرایش ها و رفتارهای افراد جامعه تأثیر بگذارند. ظهور رسالت توحیدی، مبارزه با شرک و بدعت زدایی، شناخت درونی از حقانیت و جهان شمولی اسلام، زمینه سازی التزام به نصّ الهی در مسئله جانشینی، تشکیل حاکمیت اسلامی، رشد غیرت دینی، امید مردم به استقلال از قدرت طاغوت و نفوذ فرهنگی یهود، عدالت خواهی اسلام و شکوفایی باورهای توحیدی، مهم ترین شاخصه های عوامل انگیزش درونی توحیدی در عصر نبوی بوده اند. با بررسی وضعیت فرهنگی عرب در دوران نزدیک به ظهور اسلام، می توان به این نتیجه رسید که عرب از خصلت عملگرا برخوردار بوده و گرایش های مختلفی بر اساس ارزش ها داشته است. بنابراین، تمرکز بر اصلاح ارزش ها توسط عوامل انگیزش درونی توحیدی، از آغاز رسالت نبی اکرم(ص) ضرورت پیدا می کرد. این عوامل، از باور و امید به هدایت تشریعی خداوند ریشه می گرفتند و تحولات انگیزشی درونی را در جامعه عصر نبوی رقم می زدند. این عوامل می توانستند با اعتلای توحیدباوری، تحولات انگیزش درونی در دوران پیامبر اسلام(ص) را تثبیت کنند و آنها را ارتقا ببخشند. در بسیاری از پژوهش های تاریخی پیرامون عصر نبوی، چنین قابل برداشت است که انگیزش های توحیدی در اواخر دوران پیامبر اسلام(ص) حالت نزولی پیدا می کنند. این مسئله، نیازمند تحقیق جداگانه با رویکرد آسیب شناسانه به این عصر است. به نظر می رسد، با تمرکز بر رفتارها و مواضع برخی از خواص اصحاب رسول اکرم(ص) و بررسی نتایج آنها در تضعیف باور و امید مردم به هدایت تشریعی خداوند، می توان پاسخ مناسب این مسئله را دریافت کرد؛ اما مقاله حاضر، برای پرهیز از طولانی شدن مطالب و به دلیل نداشتن رویکرد آسیب شناسانه، این مسئله را مورد بررسی قرار نمی دهد. همچنین، پژوهش حاضر به عوامل انگیزش بیرونی نپرداخته؛ اما بر اساس پیش فرض و چهارچوب نظری توحیدی خود، مواردی چون حاکمیت فرهنگی و سیاسی اسلام، ایدئولوژی های این آیین و شناخت های توحیدی مردم را که در رویکردهای غیرتوحیدی، عوامل عمده بیرونی در انگیزش به شمار می روند، ذیل عنوان عوامل انگیزش درونی توحیدی تبیین نموده است. در مقام نتیجه گیری از مقاله، باید گفت که عرب در دوران نزدیک به ظهور اسلام، دارای جاهلیتی ارزش محور بود. اصلاح وضعیت فرهنگی جامعه عرب، نیازمند تمرکز بر ارزش های والا و اعتلای باور قلبی به توحید بود. استفاده از عوامل انگیزش درونی توحیدی در سیره اجتماعی رسول اکرم(ص)، چشمگیر است. این عوامل، از باور و امید به هدایت تشریعی الهی ریشه می گرفتند و می توانستند با تقویت این باور و امید، ارزش ها را سامان دهند و تحولات بزرگی را در انگیزش درونی توحیدی رقم بزنند. عوامل انگیزشی درونی توحیدی، به دلیل توجه به ماهیت نامحدود و فطرت الهی انسان، در شکل گیری تمدن اسلامی از کارکرد بسیار بالایی برخوردار بوده اند. توجه به این عوامل، می تواند نیاز به عوامل انگیزش بیرونی را کاهش دهد و آن را به صفر برساند.
۳۳۶.

مراجعات علمی سران فرق غیرشیعه به امام باقر و امام صادق(ع) (94-145ق)؛ زمینه ها، عوامل، موضوعات و واکنش ها(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: امام باقر (ع) امام صادق (ع) فرق غیرشیعه تعاملات علمی علم کلام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۱
جایگاه علمی صادقین(ع) در زمانه خود، از جمله موضوعاتی است که در تحقیقات چند دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته است. بااین حال، مرور تحقیقات نشان از تمرکز محققان بر جنبه فقهی و حدیثی این مراجعات دارد و می توان گفت توجه چندانی به رجوع متکلمان دیگر فرق به ایشان صورت نگرفته است و بررسی این موضوع، می تواند زوایای تازه ای از جایگاه علمی صادقین(ع) در سده های نخستین اسلامی را نمایان سازد. نوشته پیش رو، با درک این خلأ، به شناساندن فضا و بستر شکل گیری مراجعات علمی، نمودهایی که برای اقدام کنشگران در مراجعه علمی و دلایل آن وجود دارد و نیز موضوعات و مباحث در مراجعات علمی و واکنش های مراجعه کنندگان به صادقین(ع)، می پردازد. مدعای تحقیق، عمومیت توجه سران فرق غیرشیعه آن دوره یعنی معتزله، مرجئه، اصحاب حدیث، خوارج و بتریه به جایگاه والای علمی صادقین(ع)، بدون محدودیت مراجعات در موضوعات اعتقادی یا فکری خاص است. توصیف عمیق و گسترده گزاره های تاریخی، علاوه بر تأیید مدعا، نشان داد که زمینه های مراجعات علمی و مواجهه صادقین(ع) در برابر این گروه ها، بسته به شرایط و ویژگی های سیاسی، مذهبی و اجتماعی آنان، متفاوت بوده است. در مجموع، بررسی های ما نشان داد که بزرگان مهم ترین فرق کلامی غیرشیعه عصر ایشان، یعنی: معتزله، مرجئه، اهل حدیث، خوارج و بتریه، با وجود اختلافات قابل توجه در برخی اصول اعتقادی و روابط نامناسب پیروانشان با امامیه، علم و دانش آن دو امام را امری مسلّم پنداشته و به همین دلیل، به طور متعدد و در اشکال گوناگون به ایشان مراجعه می کردند. نگارش کتاب، نقل روایت و اعتراف به جایگاه علمی صادقین(ع)، از بارز ترین جلوه های این مراجعات علمی است. همچنین، تحلیل فضای علمی و فرهنگی عصر صادقین(ع) و علل مراجعه سران فرق با توجه به گفتار خود ایشان، نشان می دهد مهم ترین دلیل احساس نیاز آنها به منبع علمی صادقین(ع)، دستیابی به پاسخ پرسش های روزآمد آنان در مباحث گوناگون بوده است. پژوهش پیش رو، نشانگر آن است که پرسش های این گروه ها در موضوعات کلامی متعدد و در گام بعد، در حوزه: فقه، تفسیر، اخلاق و مباحث اجتماعی بوده است. صادقین(ع) در مواجهه علمی با سران گروه های کلامی غیرشیعه به طورکلی و جز در موارد خاص، فضا را برای ارتباط با ایشان فراهم می کردند و اصل را بر همدلی، گفت وگو و مدارا می گذاشتند؛ بااین حال، از جهت روحیه علمی بسیار جدی بودند و در تأکید بر مبانی یا نشان دادن انحراف طرف مقابل یا معرفی خود، جز در مواردی که تقیه لازم بود، ابایی نداشتند. بنای حضرات، بر استدلال مبتنی بر قرآن و سنّت بود؛ اما خود در طرح مباحثی که نیازمند به کارگیری روش عقلی بود، به خصوص در برابر فرقه هایی که بر این روش تأکید داشتند، از استدلال های عقلی استفاده می کردند. تحقیق حاضر، گام نخست برای پژوهش در این زمینه به شمار می رود و می توان آن را مقدمه ای برای یک بررسی بیشتر در نظر گرفت و نیز می توان به روشی مشابه، آن را با تمرکز بر منابع هریک از فرق مورد نظر دنبال کرد.
۳۳۷.

شناسایی نظام های فقهی مکه در نیمه دوم قرن اوّل با تحلیل مردم شناختی؛ مسئله مُتعَتان در منازعات عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عباس(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: تاریخ فقه مردم شناسی حقوق متعه نکاح متعه حج ابن عباس ابن زبیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۸
فقه، علاوه بر مسائل عبادی و آیینی، روابط اجتماعی را در جامعه اسلامی ساماندهی می کند و نظام حقوقی را شکل می دهد. حقوق، از جهت ارزش گذاری بر کنش های انسانی، خصلتی هنجاری دارد. هنجارهای نظام حقوقی، بر مبنای نظام ارزشی شکل می گیرد و از سوی دیگر، الزامات قوانین و قواعد حقوقی، ارزش های نهفته در قانون را در جامعه استمرار می بخشند. فقه و نظام های حقوقی، بر اساس الزامات که در فقه به صورت مبسوطی با پنج دستورعمل: واجب، مستحب، مکروه، حرام و مباح محقق می شود، افعال تابعین را ارزش گذاری می کنند. این نظام ارزش گذاری، رفتار تابعین حقوق اسلامی را هدایت می کند. حقوق اسلامی در قرن اوّل، ماهیتی فرهنگی و تنیده در زندگی روزمره داشت و مذاهب فقهی در نیمه نخست قرن اوّل به صورت نهاد عینیت نداشتند. به تدریج با شکل گیری صنف مفتیان و قضات، فقه نیز به مکاتب مختلف منشعب شد. تکوین حقوق اسلامی، با رقابت و منازعه گروه های اجتماعی توأم بود. سرانجام، طیفی از مکاتب فقهی با ساختارهای حقوقی متفاوت شکل گرفت. اگرچه آغاز شکل گیری مکاتب فقهی در اوایل قرن دوم به طور رسمی در تاریخ اسلام گزارش شده، ولی تکوین گرایش های مختلف فقهی، در زیست دینی متنوع صحابه و تابعین در قرن اوّل ریشه دارد. زیست دینی گروه های مختلف مسلمان صدر اسلام، تحت تأثیر فرهنگ پیش از اسلام، انگیزه اوّلیه از پیوستن به دعوت خاتم النبیین(ص) و تنوع معنای دین داری آنها، متنوع بود. ازاین رو، تحلیل مردم شناختی زیست فقهی- حقوقی صحابه در دهه های نخست جامعه اسلامی برای درک تمایزات مکاتب فقهی قرن دوم، مسئله این پژوهش است. دستاورد این مقاله، تمایز عاملیت های حقوقی شهر مکه در دهه هفتم هجری است. در این نوشته، با تفکیک شبکه کنشگران حقوقی، دو عاملیت حقوقی با آرمان های متفاوت و جهان بینی و ارزش های متمایز شناسایی شدند. عاملیت اوّل، حضرت رسول اکرم(ص) را متصل به وحی با جایگاهی مقدس و در راستای نبوت پیامبران پیشین باور داشتند. همچنین، مبانی حقوق اسلامی را منحصراً در وحی (قرآن و سنّت نبوی) می دانستند و قوانین خلفا را در صورت انتساب به کتاب یا سیره نبوی قبول می کردند. این عاملیت، نبوی نام داشته و ابن عباس نیز یکی از نمایندگان نظام حقوقی نبوی بود. عاملیت دوم، نقش نبی اکرم(ص) را در افق فرهنگی قبل از اسلام و بدون باور به رابطه وحیانی، به عنوان رئیس قبیله (در چارچوب مفهومی قبیلگی) پذیرفته بودند. حاکمیت رسول خدا(ص)، در جایگاه مقتدرانه رئیس قبیله برای ایشان محترم و نافذ بود. «امت اسلامی» در نزد این گروه به مثابه قبیله و حضرت رسول اکرم(ص) اقتدار ریاستی در تشریع داشت. این عاملیت، بدوی نام داشته و عبدالله و عروه فرزندان زبیر نیز نمایندگان نظام حقوقی بدوی بودند. اندیشه فقهی آل زبیر، تلفیق ارزش های اسلامی به نفع ارزش های قومی بود. نگارندگان این مقاله با رویکرد مردم شناسی حقوق، مسئله دو متعه حج و نکاح را از منظر دو عاملیت مذکور بررسی کرده و تفاوت بنیادین منابع و منطق فقهی- حقوقی آن دو را نشان داده اند. ابن عباس در مسئله متعه حج و متعه نکاح سعی داشت این حقیقت را تثبیت کند که رسول اکرم(ص) مقدس و متصل به علم الوهی است و یگانه منطقِ معتبر حقوق اسلامی، منطق انتساب است. در نقطه مقابل در نظام حقوق بدوی، نبی اکرم(ص) شخصیتی زمینی در قالب سنّت قبیلگی دارد و اقتدار ریاستی قوم، نفوذ احکام نبوی را تضمین می کند. از نظر آل زبیر بعد از نبی اکرم(ص)، خلفا با روش های عقلایی امکان دخل و تصرف و تأسیس احکام جدید را دارند. ریشه ای ترین عوامل تمایز در دو گفتمان نبوی و بدوی، تعیین شخصیت نبوی است. هر دو عاملیت نبوی و بدوی، در ابتدای قرن دوم در صورت بندی مکاتب فقهی اثر مستقیم داشتند.
۳۳۸.

تبارشناسی اندیشه سیاسی گروه های تکفیری در جهان اسلام؛ تحلیل گفتمان با روش میشل فوکو(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: گروه های تکفیری جهان اسلام تکفیر اندیشه سیاسی اسلامی میشل فوکو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۴۵
هدف این پژوهش، تحلیل ریشه های تاریخی و گفتمانی اندیشه های تکفیری در جهان اسلام با استفاده از روش های «دیرینه شناسی» و «تبارشناسی» میشل فوکو است. این گروه ها با رفتارهای خشونت آمیز، تفسیرهای متعصبانه و ظاهرگرایانه از متون دینی، تکفیر دیگر فرق اسلامی (به ویژه شیعیان) و نیز استفاده ابزاری از رسانه برای نمایش خشونت، نه تنها امنیت جوامع را تهدید می کنند، بلکه بازخوانی انتقادی مبانی فکری آنان را ضروری ساخته اند. این پژوهش با تکیه بر مفاهیم فوکویی مانند: پیوند قدرت و دانش، گسست های تاریخی و نقش گفتمان در ساخت سوژه، در پی آن است که چگونگی تبدیل ایده های نخستین به گفتمان مسلط تکفیر را تبیین نماید. چارچوب نظری استفاده شده در این مقاله، تبارشناسی و دیرینه شناسی میشل فوکو است. در روش تبارشناسی، تاریخ را نه به مثابه روایتی خطی، بلکه به عنوان میدانی از گسست ها، تقابل ها و بازسازی های گفتمانی می داند که در آن، «قدرت» و «دانش» در هم تنیده اند. از نگاه او، حقیقت، امری ثابت نیست؛ بلکه برساخته ای است که در بستر روابط قدرت شکل می گیرد و از طریق گفتمان ها تثبیت می شود. دیرینه شناسی نیز به کاوش در لایه های پنهان گفتمان ها می پردازد و نشان می دهد که چگونه ایده های حاشیه ای در شرایط خاص تاریخی، به گفتمان مسلط تبدیل می شوند. این دو روش، به ما امکان می دهند تا با ردگیری تحولات گفتمانی، چگونگی شکل گیری اندیشه تکفیر را از مفاهیم اوّلیه در تاریخ اسلام تا ظهور گروه هایی مانند داعش تحلیل کنیم. کلیدواژه های فوکویی مانند «اپیستمه» (نظام دانشی یک دوره)، «سوژه» (فردی که تحت تأثیر گفتمان ها شکل می گیرد)، و «رژیم حقیقت» (نظامی که مشروعیت خود را از تولید دانش می گیرد)، ابزارهای تحلیلی قدرتمندی برای درک ماهیت گروه های تکفیری هستند. این گروه ها با ایجاد مرزهای سفت و سخت بین «خودی» و «غیرخودی»، سوژه ایده آل خود را می سازند و هرگونه تفاوت را از دایره «حقیقت» خارج می کنند. تبارشناسی اندیشه تکفیر، ما را به آموزه های ابن تیمیه (قرن ۷-۸ق) می رساند. وی با تأکید بر بازگشت به سلف صالح و نفی هرگونه تأویل در متون دینی، مرزهای هویتی سخت گیری را بین مسلمانان ترسیم کرد. او مخالفان فکری خود، از جمله شیعیان و صوفیان را «بدعت گذار» و خارج از اسلام می دانست و مشروعیت خشونت علیه آنان را تبلیغ می نمود. اگرچه این ایده ها در زمان او عمدتاً طرد شدند، اما به مثابه «دانش زیرزمینی»، در حافظه جمعی بخشی از جهان اسلام باقی ماند. در قرن ۱۸ میلادی، محمدبن عبدالوهاب با احیای اندیشه های ابن تیمیه و اتحاد با خاندان سعودی، گفتمان تکفیر را از حاشیه به متن قدرت کشاند. او با تکیه بر تفسیر ظاهرگرایانه از توحید، تمامی مظاهر فرهنگیِ پس از سلف صالح (مانند زیارت قبور و توسل) را شرک تلقی کرد و پیروانش را موظف به نابودی این «انحرافات» ساخت. این اتحاد دین و سیاست، سنگ بنای حکومت سعودی و گسترش وهابیت به عنوان گفتمان مسلط در شبه جزیره عربستان شد. در قرن بیستم، عوامل متعددی به بازتولید گفتمان تکفیر دامن زدند. فروپاشی امپراتوری عثمانی و استعمار، باعث تضعیف خلافت اسلامی شد و تقسیم جهان اسلام به دولت های ملی، بحران هویتی ایجاد کرد که گروه های تکفیری با وعده بازسازی امت واحد اسلامی، از آن سوءاستفاده نمودند. حمایت غرب و عربستان از گروه های جهادی در افغانستان علیه شوروی، به شبکه هایی مانند القاعده مشروعیت بخشید. گروه هایی مانند داعش با استفاده از ویدیوهای خشونت، نه تنها ترس را منتشر کردند، بلکه با ساختن روایتی حماسی از «جهاد»، جوانان محروم را به سوژه های مطیع گفتمان خود تبدیل نمودند. این گروه ها با الهام از وهابیت و تفسیری افراطی تر از ابن تیمیه، «تکفیر» را به ابزاری برای حذف هر صدای مخالف تبدیل کردند. آنان با انکار مرجعیت دینی سایر فرق، خود را تنها نمایندگان «اسلام ناب» معرفی می کنند و هرگونه تعامل با نظام های سیاسی غیراسلامی را خیانت می دانند. خشونت آنان صرفاً ابزاری برای ترور نیست؛ بلکه نمایشی نمادین برای اثبات حاکمیت «رژیم حقیقت» خود بر جهان اسلام است. از منظر فوکو، سوژه های انسانی، نه موجوداتی خودمختار، بلکه محصول گفتمان ها و روابط قدرت هستند. گروه های تکفیری با ایجاد شبکه ای از مفاهیم (مانند: جهاد، خلافت و تکفیر)، سوژه هایی می سازند که هویت خود را در نابودی «دیگری» تعریف می کنند. این سوژه ها با انکار عقلانیت انتقادی و تقلید کورکورانه از رهبران، به ابزارهایی برای تداوم خشونت تبدیل می شوند؛ به عبارت دیگر، تکفیری ها نه تنها بدن ها را نابود می کنند، بلکه با بازتعریف «حقیقت»، ذهنیت جامعه را نیز به اشغال درمی آورند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اندیشه تکفیر، برساخته ای تاریخی است که در تقاطع دین، قدرت و بحران های هویتی شکل گرفته است. اگرچه این گفتمان در کوتاه مدت با توسل به خشونت، خود را بازتولید می کند، اما تناقض ذاتی آن (نفی تکثر ذاتی اسلام) مانعی اساسی برای تداوم آن است. مقابله با این پدیده، مستلزم تقلیل ایدئولوژی تکفیر به جایگاه حاشیه ای آن از طریق بازخوانی انتقادی تاریخ و ترویج گفتمان های جایگزین مبتنی بر عقلانیت و مدارا است.
۳۳۹.

تحلیل نقش ویژگی_های شخصیتی پیامبر اکرم(ص)در تحول رفتار اجتماعی عرب جاهلی با تکیه بر آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیامبر اکرم (ص) تحلیل تحول رفتار اجتماعی جامعه جاهلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۱
بعثت پیامبر’ زمینه تحول رفتار اجتماعی در جامعه نابسامان عرب جاهلی را فراهم کرد.ابلاغ آیات الهی به مردم توسط رسول خدا که با معرفی اصول و قواعد ِ هنجارهای اجتماعی همراه بود، تاثیری عمیق در تحول رفتار اجتماعی عرب جاهلی داشت. سوال ما این است که ویژگی های شخصیتی پیامبر اکرم’ چه نقشی در این تحول رفتاری داشت؟ نوشته حاضر با هدف توصیف و کشف چگونگی تحول رفتار اجتماعی عرب جاهلی به وسیله پیامبر اکرم’ و تحلیل نقش ویژگی های شخصیتی آن حضرت در تحول رفتار اجتماعی عرب جاهلی صورت گرفته است. برای دست یابی به این هدف از روش مطالعات اسناد تاریخی و تحلیل آنها بهره گرفته شده است. طبق یافته ها؛ نقش ویژگی های شخصیتی پیامبر اکرم’ مانند اخلاص، نرمخویی، امانت داری، صداقت، عصمت، خوش نامی، ساده زیستی، هماهنگی گفتار و عمل، خوش رفتاری، خوش گفتاری، عدالت ورزی و اُمی بودن، که آن حضرت را به الگوی تمام عیار تبدیل کرده بود، در تحول رفتار اجتماعی عرب جاهلی، برجسته و انکار ناپذیر است.
۳۴۰.

سایه های جنسی در ایران عصر صفوی: تحلیلی تاریخی-روان شناختی بر اساس نظریه سایه یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صفویه سایه جنسی روان شناسی یونگ روسپی گری همجنس گرایی متعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۳
جامعه صفوی جامعه ای متکثر با لایه های متنوع و طبقات اجتماعی متفاوت بود؛ با وجود این، حکومت و برخی از طبقات اجتماعی آن تلاش می کردند با اتکا بر شریعت و هنجارهای عرفی، گرایش ها و رفتارهای متغایر با عرف و شرع را در حوزه زندگی جنسی اجتماعی کتمان کرده و تا حد امکان آن را به محاق برند. مطابق با نظریه «سایه» روان شناسی کارل گوستاو یونگ که بن مایه نظری این پژوهش برآن استوار است، آنچه در خودآگاه فردی و اجتماعی سرکوب یا انکار شود، در ناخودآگاه فردی یا جمعی تولید سایه می کند و این سایه نادیده انگاشته شده می تواند اثرات نامناسبی برفرد، جامعه و روان آن ها بگذارد. در دوره صفویه فشارهای مذهبی، سانسور اجتماعی و تقوای عرفی (خودآگاه)، سبب راندن امیال جنسی ممنوعه و نامتعارف (به ناخودآگاه جمعی) شد، اما آنچه در سطح جامعه سرکوب می شد، در قالب نمادین، پنهان و نامحسوس به حیات خود ادامه داد. این پژوهش با رویکرد میان رشته ای و بهره گیری از نظریه «سایه» یونگ و با استفاده از منابع فارسی و سفرنامه های اروپایی، سه محور اصلی روسپی گری، همجنس گرایی و نهاد متعه را به عنوان سایه های جنسی آن عصر بررسی کرده و نشان می دهد که این پدیده ها، هم زمان با طرد رسمی، در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، هنری و آیینی جامعه تداوم یافتند. نتایج نشان می دهد که جامعه صفوی در این حوزه دچار «دوگانگی فرهنگی» بود؛ از یک سو تقبیح رسمی و از سوی دیگر بهره برداری پنهان یا نیمه رسمی. تحلیل نظریه سایه یونگ آشکار می کند که این تضاد، نه تنها مانع استمرار پدیده های جنسی حاشیه ای نشد، بلکه آن ها را در قالب های نمادین و نهادی بازتولید کرد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان