رضوانه السادات حسینی

رضوانه السادات حسینی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

چگونه در فلسفه کانت پرداخت به زیبایی هنری منجر به اخلاقی عمل کردن فرد می شود؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۰۱
این مقاله رابطه میان زیبایی شناسی و اخلاق در فلسفه ایمانوئل کانت را بررسی می کند و می پرسد آیا تجربه زیبایی، به ویژه در هنر، می تواند به عمل اخلاقی منجر شود. در نقد قوه حکم (1790)، کانت قلمرو زیبایی را مستقل از حوزه اخلاق می داند و تأکید می کند حکم ذوقی باید «بی علقه» باشد و از هر گونه میل، سود، یا الزام اخلاقی جدا بماند. با این حال، او میان تجربه زیباشناختی و قوه اخلاقی پیوندی غیرمستقیم برقرار می کند که به واسطه مفهوم «غایت مندی بدون غایت» قابل تبیین است. پرسش محوری مقاله این است که چگونه می توان این استقلال و در عین حال، همبستگی را در اندیشه کانت فهم کرد. در این راستا، با بررسی تمایز میان «زیبایی آزاد» و «زیبایی مقید» و تحلیل دیدگاه هایی همچون تفسیر ونزل (2005)، نشان داده می شود زیبایی هنری، به ویژه در شکل مقید خود، می تواند نمادی از قانون اخلاقی باشد و ذهن انسان را برای پذیرش ایده های اخلاقی آماده کند. با وجود این، از دیدگاه کانت، این تجربه هرچند انگیزش اخلاقی را تسهیل می کند، شرط کافی برای تحقق عمل اخلاقی نیست؛ زیرا اخلاق بر خودآیینی اراده و التزام آگاهانه به قانون عقلانی استوار است. نتیجه آن است که تجربه زیبایی هنری در فلسفه کانت نقشی واسطه گر دارد: نه منشأ مستقیم عمل اخلاقی، بلکه بستری برای پرورش حساسیت و آمادگی ذهنی نسبت به اخلاق.
۲.

پرورش خلاقیت در آموزش هنر پایه نهم: طراحی راهبردهای آموزشی مبتنی بر برنامه درسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۱
چکیده هدف این پژوهش، تحلیل موانع پرورش خلاقیت در آموزش هنر پایه نهم و طراحی راهبردهای آموزشی مبتنی بر دیدگاه معلمان و دانش آموزان بود. این مطالعه با رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ در استان مرکزی انجام شد. داده های کیفی از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۸ معلم هنر و داده های کمی با پرسشنامه محقق ساخته از ۲۲۰ دانش آموز پایه نهم گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری سه مرحله ای و آمار توصیفی انجام گرفت. یافته ها نشان داد که اکثریت قریب به اتفاق دانش آموزان (۷۱٪) به خلاقیت و آزادی در فرآیند هنری تمایل دارند، در حالی که تنها عده ی محدودی (1۹٪) رویکرد تکنیک محور را ترجیح می دهند. از دیدگاه معلمان، مهم ترین موانع خلاقیت به ترتیب عبارت بودند از: عادت دانش آموزان به طرح های آماده، بی انگیزگی، نظام ارزشیابی نامناسب، کمبود زمان تدریس و محدودیت منابع آموزشی. در زمینه راهبردها، مهم ترین پیشنهادهای معلمان شامل تأکید بر انجام فعالیت ها در کلاس تحت نظارت معلم، استفاده از پروژه های گروهی، افزایش تسلط حرفه ای معلمان، بازنگری در شیوه های ارزشیابی و ادغام فناوری در آموزش بود. نتایج پژوهش نشان می دهد شکاف عمیقی بین تمایل ذاتی دانش آموزان به خلاقیت و موانع ساختاری موجود وجود دارد. این مسئله بازنگری اساسی در سه حوزه را ضروری می سازد: اصلاح نظام ارزشیابی از محصول محوری به فرآیندمحوری، بازنگری در برنامه درسی تربیت معلم با تأکید بر روانشناسی خلاقیت، و توانمندسازی معلمان در زمینه روش های فعال تدریس. اجرای این راهبردها می تواند آموزش هنر را از حافظه محوری به سمت پرورش تفکر خلاق سوق دهد و زمینه ساز تربیت نسلی خلاق و نوآور باشد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان