خلفای عباسی با حمایت از آیین فتوت در قرن های ششم و هفتم هجری و پیوستن به فتیان، کوشیدند پایه های خلافت خویش را مستحکم تر کنند. این امر، سبب گسترش تشکیلات فتوت در سرزمین های اسلامی شد. پس از حمله مغول و پناه بردن گروهی از دانشمندان، عارفان و صوفیان به قلمرو سلاجقه روم و حمایت پادشاهان سلجوقی از اصحاب فتوت و شیوخ صوفی و به دنبال تحولات سیاسی اجتماعی این منطقه، گرایش های مختلف تصوف نیز در آناتولی رواج یافت. طریقت علوی بکتاشی، از جمله این گرایش ها بود که با حفظ ماهیت ستیزه جویانه خود با سلاجقه و اثرپذیری فراوان از آیین فتوت، به یکی از پُرنفوذترین مکاتب تصوف در آناتولی تبدیل شد. با قدرت یافتن شیوخ علوی بکتاشی در عصر سلاطین عثمانی و سلطه معنوی این طریقت بر سپاه ینی چری، به تدریج پیروان فتوت در آناتولی هم به بکتاشیه پیوستند. به نظر می رسد، بکتاشیان در چگونگی برپایی مراسم، اظهار شعائر شیعی بدون پشتوانه اعتقادی و پرهیز از تفکرات فلسفی، از اصحاب فتوت تأثیرهایی پذیرفته اند. این مقاله، تأثیر تشکیلات فتوت بر طریقت علوی بکتاشی و شباهت های بین این دو را موضوع بررسی خود قرار داده است
جدای از موارد قطعی تأثیرگذاری فرهنگ و تمدن اسلامی بر غرب، مشابهت ها و تفاوت هایی میان برخی ابعاد فرهنگی و تمدنی این دو تمدن وجود دارد. در تحقیق های جدید و کتاب های تاریخ علم و تمدن به نکته های فراوانی در این زمینه اشاره شده است ولی مسئله اصلی این نوشتار تبیین وجوه اشتراک و افتراق جهان اسلام و اروپا در نظام و برنامه های آموزشی، شیوه های تدوین، ضوابط حاکم بر امر آموزش و مواد درسی است. به نظر می رسد با توجه به وجوه اشتراک جهان اسلام و اروپا در این موارد و به دلیل تقدم زمانی تحولات جهان اسلام و راههای مختلف تعامل علمی و فرهنگی مسلمانان و اروپائیان، نظام و مراکز آموزشی مسلمانان تأثیر مثبت و عمیقی بر رشد آموزش در اروپا داشته است.
یکی از تحولات عصر مغول در عرصه جغرافیای سیاسی قرار گرفتن آسیای میانه، دشت قپچاق، ایران، قفقاز و آناتولی تحت حاکمیت مغولان بود. از نتایج بلافصل چنین دگرگونی ای در نواحی مذکور، گسترش مناسبات تجاری و بازرگانی بین اقوام و ملل مختلف آسیایی بود که طی چندین دهه آینده آثار آن به سرزمین های غربی آسیا از جمله به اروپا هم رسید. در چنین وضعیتی یکی از فعال ترین مناطقی که در وضعیت گسترش مناسبات تجاری بین آسیا و اروپا آن هم با محوریت ایران ظاهر شد، دولت شهرهای ایتالیایی ونیز و جنوا بود که پرداختن به چگونگی مناسبات تجاری این دولت شهرها با مراکز تجاری ایران و ایلخانان موضوع محوری پژوهش حاضر را شکل می دهد. موقعیت جغرافیایی ایران در حد فاصل ارتباط شرق و غرب و سیاست های ایلخانان در زمینه حمایت ویژه از تجارت و جلب تجار اروپائی موجب روی آوردن تجار ونیزی و جنوایی به ایران شد. همچنان که در سوی دیگر توسعه کارگاههای ابریشم بافی در شهرهای ایتالیا و نیاز مبرم به ابریشم خام آسیا در کنار سایر تولیدات مشرق زمین نظیر ادویه جات و دیگر مواد خام تولیدی، انگیزه های قدرتمندی برای توجه تجار جمهوری های ونیز و جنوا به مراکز تجاری ایران بود. به طوری که آنان از یک سو پارچه های کتانی، نخی و پشمی و چوب، فلز، شمش های طلا و نقره را از اروپا به آسیا وارد کرده و از دیگر سو محصولات و کالاهایی چون ابریشم خام ایران و چین، ادویه هند، زعفران، زاج و پنبه و بردگان دشت های قپچاق را به اروپا منتقل می ساختند.
فاطمیان در دو نقطه از شمال افریقا در سال های 297 تا 567 ق حکومت کردند؛ ابتدا در مغرب و سپس مصر. مهم ترین تشکیلات دینی تبلیغی دولت فاطمیان، تشکیلات دعوت بود که توسط این تشکیلات توانستند نفوذ و رهبری دینی خود را در اقصی نقاط دنیای اسلام گسترش دهند. از عوامل موفقیت آنان، حضور همه اقشار جامعه از جمله زنان، در تشکیلات دعوت فاطمی بود. نگاه آنان به حضور جنسیتی زنان در تشکیلات دعوت در مقام مقایسه با دیگر فرقه های دینی و حکومت ها، نگاهی متفاوت بود. این تفاوت نگاه، موجب مشارکتی نسبتاً گسترده از حضور زنان در صحنه های دینی، تبلیغی و سیاسی در عصر فاطمیان شد. زنان در دوره فاطمیان توانستند به بالاترین موقعیت عقیدتی دست یابند که در نزد حکومت ها و فرق دیگر چنین نمونه های مشابهی، کمتر دیده شده است. در این مقاله موقعیت زنان درتشکیلات دعوت فاطمیان در مغرب و مصر و مسائلی که زمینه ساز حضور زنان در جایگاه رهبری دینی- تبلیغی تشکیلات دعوت گردید و تفاوت هایی که جایگاه زنان در دعوت فاطمیان با جایگاه زنان در نزد فرق و حکومت های دیگر داشته، بررسی شده است.