ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۶٬۸۳۹ مورد.
۵۸۱.

الگوی پارادیمی حضور بانوان در استادیوم های ورزشی با توجه به شرایط فرهنگی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۱۳۲
هدف: این پژوهش الگوی پارادیمی حضور بانوان در استادیومهای ورزشی با توجه به شرایط فرهنگی کشورایران است که با روش پژوهش کیفی و با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد. روش: این پژوهش بابهره گیری از روش نمونه گیری هدفمندو باانجام 20 مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری گردید. و برای تحلیل داده ها مربوط مصاحبه، ازکدگزاری استفاده شد. پایایی مصاحبه های این پژوهش برابر 87% است. وبا توجه به اینکه مقدار پایایی بیش تر از 60% است، قابلیت اعتماد کدگذاری ها مورد تائید است. هم چنین، برای الکو تایید پذیری و انتقال پذیری از روش بازبینی در اختیار ۵ نفر از اساتید خبره حوزه ورزش قرار گرفت. یافته ها: باتوجه به نتایج پژوهش تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز،محوری و انتخابی انجام گرفت و یافتهها در چارچوب الگوی نهایی شامل: عوامل فردی و حقوقی به عنوان عوامل علی، عوامل زیرساختی و برنامه ریزی به عنوان شرایط زمینهای، عوامل سیاسی به عنوان عوامل مداخله گر و حضور کنترل شده به عنوان راهکار مناسب برای عادی سازی حضور بانوان در استادیومهای ورزشی است. نتیجه گیری: حضور بانوان در استادیوم های ورزشی، یکی از راه های موثر برای غنی سازی اوقات فراغت، افزایش نشاط اجتماعی و تقویت روابط اجتماعی بانوان است. این حضور، به ویژه در قالب خانواده، می تواند تأثیرات مثبت گسترده ای بر جنبه های گوناگون برگزاری مسابقات ورزشی داشته باشد و به توسعه فرهنگی و اجتماعی در جامعه کمک کند.
۵۸۲.

بررسی ابعاد و پیامدهای تکلیف گرایی زنان در اندیشه رهبری بنیان گذار انقلاب اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۸۶
تلازم «حق» و «تکلیف» انسانی از بنیادی ترین موضوعات مکاتب فکری بشری بوده و هر مکتب فکری می کوشد با ترسیم نظام دانایی، پاسخی شایسته به این مهم بدهد. در منظومه فکری امام خمینی به عنوان رهبری انقلاب، مسئله تکلیف گرایی مبنای عمل گرایی قرارگرفته و سعادت و شقاوت جامعه انسانی درگرو عمل به وظیفه و تکلیف است. ایشان به صورت ویژه به مسئله تکلیف گرایی زنان پرداخته و زمینه ها و ابعاد مختلف آن را مطرح نموده اند. با توّجه به جایگاه و هویت زن در اندیشه بنیان گذار انقلاب اسلامی، شعاع تکلیف گرایی زنان در زوایای علم اندوزی آنان چنان برجسته است که ایشان بانوان را به عنوان احیاگران فکر و اندیشه معرفی نموده است. (مسئله) در نگاه تکلیف گرایانه امام، زنان انسان ساز اگر از جامعه بشری و ملت ها گرفته شود، ملت ها به شکست و انحطاط کشیده می شوند. درنتیجه لازمه تحقق سعادت جامعه زنان انقلاب اسلامی، شناخت ابعاد و پیامدهای تکلیف گرایی زنان در اندیشه رهبری به عنوان یک رکن مهم جامعه، دارای اهمیت است. این مقاله می کوشد به تبیین ابعاد و پیامدهای تکلیف گرایی زنان در اندیشه رهبری بنیان گذار انقلاب اسلامی بپردازد. نظر به اهمیت این موضوع، این پ ژوهش با روش هرمنوتیک متن محور (روش)، درصدد پاسخ به این پرسش است: «ابعاد و پیامدهای تکلیف گرایی زنان در اندیشه رهبری بنیان گذار انقلاب اسلامی چیست؟»(سؤال) یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که تکلیف گرایی زنان بر بنیان های اندیشه هفت گانه امام «تکلیف به مثابه منشأ عمل»، «تکلیف یک امر همگانی»، «محدوده تکلیف، توان انسان»، «درونی و عقلانی بودن احساس تکلیف»، «شرعی بودن امر تکلیف»، «پیروزی مطلق در عمل به تکلیف»، «واجب بودن ادای تکلیف» استوار شده است. لذا، ابعاد تکلیف گرایی زنان در اندیشه رهبری انقلاب متشکل از ارکان عبادی، خانواده، اقتصادی، سیاسی و علمی است و همچنین، پیامدهای تکلیف گرایی زنان در بعد فردی، انسان سازی و در بعد جمعی، جامعه سازی بر اساس مکتب پاک محمّدی است.
۵۸۳.

بررسی نقش قدسی انگاریِ خانواده بر عوامل استحکام خانواده در آیات و روایات؛ پژوهشی کیفی مبتنی بر تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۲۱۴
رعایت عوامل کنشی و بینشی تضمین کننده سلامتی و کارآمدی خانواده است. قدسی انگاریِ خانواده که از جنس ادراکات اعتباری است، با طی فرایند های پیچیده ذهنی در قوه خیال و ذهن زوجین شکل می گیرد و در تحقق و تحول نگرش های اعضای خانواده مؤثر است. براین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش قدسی انگاری خانواه بر عوامل استحکام آن با تدقیق در مضامین قرآنی و روایی به روش کیفی از نوع تحلیل مضمون انجام شد و براساس مدل اکتشافی، چگونگی تأثیرگذاری نگرش تقدسی به خانواده بر عوامل بنیادین استحکام خانواده یعنی، رعایت اصول اخلاقی، تحقق نظامات حقوقی و خدامحوری بررسی شد. نتایج پژوهش نشان داد که باتوجه به میزان تحقق شکل گیری ادراک «قدسی انگاری خانواده» در فرد و نقشی که برای او در ایجاد و تقویت این نگرش به وجود می آید، فرد می تواند بر عوامل مخرب در استحکام خانواده فائق آید. همچنین با ایجاد این نگرش در فرد، وی می تواند به واسطه تأثیرگذاری بر عوامل واسطه ای تحقق ساز مضامین بنیادین استحکام خانواده نقش مهمی در پایداری، استحکام و کارآمدی خانواده ایفا کند.
۵۸۴.

تجربه زیسته زنان بی خانمان شهر تهران از بدن، زمان و مکان (مطالعه پدیدارشناختی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۵۲
بی خانمانی پدیده ای رو به رشد در ایران و جامعه جهانی است که تغییر در مکان زندگی، اصلی ترین ویژگی آن محسوب می شود. تغییر در مکان با تغییر در تجربه از بدن زیسته و ادراک از زمان همراه است. ازاین رو در این پژوهش مطالعه می کنیم که زنان بی خانمان (در شهر تهران) چه ادراکی ازمکان، زمان و بدن دارند؟ و چگونه زنان بی خانمان از مسیر این ادراک ها به ساختن واقعیت اجتماعی زندگی خود می پردازند. با استفاده از نظریات پدیدارشناسی و با کاربرد روش پدیدارشناسی تجربی، با 10 نفر از زنان بی خانمانی که به طور موقت در مددسرای نیلوفر آبی چیتگر حضور دارند، مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده و یافته ها، با استفاده از روش تجزیه وتحلیل کرسول و نرم افزار maxqda 10 تحلیل شده است.از مجموع واحدهای معنایی استخراج شده، پنج مقوله متنی «تجربه از بدن در زیست خیابانی»، «بازسازی بدن زیسته»، «ادراک درونی از زمان»، «آگاهی از خود بر پایه زمان»، «انتقال از خانه به خیابان: انتقال از عرصه درونی به عرصه بیرونی» و سه مقوله ساختاری «تجربه از بدن در زیست خیابانی»، «زمان مندی در تجربه های زیسته» و «انقطاع حس مکان: گذر از عرصه درونی به عرصه بیرونی مکانی» انتزاع شده است.نتایج نشان می دهد، در زنان بی خانمان تجربه از مکان و زمان، بدن مند است و این تجربه ها، بنیادین، در هم رفته و پویا هستند ونظم جدیدی را در هویت آنان بر می سازد.
۵۸۵.

شناسایی عوامل مؤثر بر تاب آوری زنان مطلقه و سرپرست فرزند: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین کیفی عوامل مؤثر بر تاب آوری زنان مطلقه که حضانت فرزندان را نیز قبول کرده اند ، انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیه زنان تحت حمایت مراکز بهزیستی وکمیته امداد شهرستان فیروزآباد در سال 1400 بود. با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند از میان جامعه مذکور نمونهگیری تا حد اشباع (10 زن مطلقه تابآور) ادامه یافت. پژوهش به صورت کیفی با استفاده از رویکرد پدیدارشناسانه انجام شد. استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته اطلاعات مرتبط با افراد نمونه جمع آوری شدند و پس از تحلیل محتوای مصاحبه ها و کدگذاری نهایی آن ها به روش تحلیل مضمون، سه شاخص اصلی در زنان مطلقه تاب آور استخراج شد: 1- عوامل فردی 2- عوامل حمایتی و 3- عامل حضور فرزند. نتایج نشان داد عوامل فردی شامل خودتنظیمی شناختی ، خودتنظیمی رفتاری ، راهبردهای معنوی-مذهبی و ویژگی شخصیتی است. عوامل حمایتی شامل حمایت خانواده و حمایت اجتماعی است و مقوله هسته ای آخر که عامل حضور فرزند است شامل مضامینی از جمله معنا آفرینی حضور فرزند و تمرکز بر نقش والدی است، از عوامل مؤثر در تاب آوری زنان مطلقه با حضور فرزندان محسوب می شوند. پژوهش حاضر به شناخت تجربه تاب آوری زنان مطلقه و سرپرست فرزند و هم چنین طراحی مداخلات اختصاصی جهت تسهیل تاب آوری آن ها کمک می کند.
۵۸۶.

بررسی رابطه بین متغیرهای مدیریت بدن، سرمایه اجتماعی و تعلق نسلی با رفتار باروری زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۲۰۶
باروری و فرزندآوری همواره با بدن زنان در ارتباط بوده و تغییرات زیستی و ظاهری را در بدن آنها پدید می آورد. امروزه، توجه به ابعاد جسمانی فرزندآوری و تلاش برای مدیریت شکل و ظاهر بدن در میان نسل جدید زنان بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی رفتار باروری زنان در ارتباط با متغیرهای مدیریت بدن، سرمایه اجتماعی و تعلق نسلی به روش پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش زنان متأهل 15 تا 49 ساله شهر تبریز هستند که 498 نفر از آنها با استفاده از فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه برآورد گردیده و به شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شده اند. برای سنجش متغیر ها، جمع آوری داده ها و آزمون فرضیه ها از پرسش نامه های محقق ساخته استفاده شده و گویه های آن بر اساس پایه های نظری و تعاریف مفهومی طراحی و تدوین شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد رفتار باروری زنان با مدیریت بدن رابطه منفی و معنی داری دارد. در حالیکه متغیر سرمایه اجتماعی ارتباط معنی داری با رفتار باروری زنان تبریزی ندارد. همچنین، رفتار باروری زنان تبریزی بر حسب تعلق نسلی آنها تفاوت معنی داری دارد یعنی با افزایش سن، رفتار باروری زنان روند کاهشی پیدا می کند.
۵۸۷.

شناسایی چرخه ی پرخاشگری در میان زوجین ایرانی: مطالعه ی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۳۳۲
مطالعه ی حاضر با هدف شناسایی چرخه ی پرخاشگری در میان زوجین ایرانی انجام شد. جامعه ی آماری زوجینی را شامل شد که از پرخاشگری فیزیکی شکایت داشته و جهت دریافت خدمات درمانی به مراکز مشاوره ی وابسته به دادگستری شعبه ی دوم قوه قضاییه ی شهر تهران در سال 1399مراجعه کردند. جهت شناسایی چرخه ی پرخاشگری زوجین از روش تحلیل کیفی استفاده گردید. بدین ترتیب که در ابتدا، سوالات مصاحبه به منظور شناسایی و دستیابی به سوالات پژوهش توسط محقق به شکل مصاحبه نیمه ساخت یافته تنظیم شد. سپس، مصاحبه با زنان و مردانی انجام شد که در طول مدت زندگی زناشویی خود، با مشکل پرخاشگری فیزیکی مکرر مواجه بودند. مصاحبه ها تا جایی ادامه یافت که محقق در سه مورد متوالی تکرار نتایج را مشاهده کرد. به عبارتی، نتایج به اشباع نظری رسید، که در این مطالعه تعداد ده زوج می باشد. با توجه به مصاحبه ها و تحلیل یافته های حاصل از کدگذاری های انجام شده، چهار مرحله عمده در چرخه ی پرخاشگری زوجین مشاهده شد که به ترتیب با این عناوین نام گذاری شد: بازتجربه ی هیجانات منفی، پافشاری برای احقاق خواسته و تحکیم قدرت، حمله ی فیزیکی و تغییر موضع قدرت در رابطه. بحث: مطالعه ی حاضر اهمیت پرداختن به متغیرهایی هم چون قدرتُ، الگوهای ارتباطی، سبک اسنادی، سبک دلبستگی، و مهارت های حل مسئله را در میان زوجین پرخاشگر را پررنگ کرد.
۵۸۸.

الگوی راهبردهای شبکه های ماهواره ای فارسی زبان، برای تغییر نظام هنجاری جامعه ایران در مسئله حجاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۷۳
حوادث و تنش های اجتماعی و سیاسی اواخر شهریور سال 1401، نشان از تغییر هنجاری در مسئله حجاب در جامعه ایرانی داشت. یکی از کانون های عمده در این تغییر هنجاری، نقش و کارکرد منفی و موثری است که رسانه های فارسی زبان دولت های متخاصم با جمهوری اسلامی و اپوزسیون آن در این موضوع انجام داده اند. شناخت راهبردهای عملیات رسانه ای این شبکه ها، به مسئولان حوزه فرهنگ و رسانه و پژوهشگران این عرصه کمک خواهد کرد تا بتوانند در سیاست گذاری ها بر اساس دانش صحیحی از نحوه کنش این رسانه ها طراحی های لازم را صورت دهند. در این راستا پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی ذیل ادبیات بازنمایی، به بررسی محتوای چهار شبکه اصلی ماهواره ای پرداخته است. نتایج این تحقیق شامل چهارده محور فرعی: عادی سازی بی حجابی در برابر نامحرم، برجسته سازی رویدادهای ضد فرهنگی، عرفی سازی حجاب از امر شرعی به امر اجتماعی سکولار، هنجارزدایی از هنجارهای فرهنگی و اخلاقی جامعه فراتر از حجاب، رشد میزان برهنگی محتوای تصویری، بهره از چهره های مشهور هنری و ورزشی، استفاده از ظرفیت شعر و موسیقی، قرار دادن حجاب در برابر پیشرفت حرفه ای بانوان، راه اندازی کمپین های مجازی و رسانه ای، هزینه سازی اجتماعی برای افراد محجبه، گسترش مناسبت ها و آیین های فرهنگی غرب، استفاده از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور، استفاده از ظرفیت احساسات، مشابهت سازی گفتمانی بین جمهوری اسلامی ایران با گروههای ضد زن در هنجار حجاب و یک محور اصلی بود که نشان می دهد این رسانه ها برای تغییر هنجاری در حجاب اسلامی از چهارده راهبرد اصلی استفاده کرده اند. این راهبردها، تغییر نظام هنجاری حجاب را به عنوان هدف مشترک تعقیب کرده اند.
۵۸۹.

مرور نظامند پژوهش های خانواده و رسانه (با تأکید بر شبکه های اجتماعی مجازی، سینما و تلویزیون)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۲۱
خانواده ها به عنوان نهادهای اجتماعی مهم، نقش حیاتی در حمایت عاطفی و جسمی از اعضای خود دارند و مهارت های زندگی را آموزش می دهند. تحولات سریع فناوری های ارتباطی و رسانه ها، این نهاد را تحت تأثیر قرار داده و باعث تغییرات عمده ای در آن شده است. این پژوهش با هدف طبقه بندی مسائل و ارائه پیشنهاد برای رفع نواقص پژوهشی یا سیاست گذاری رسانه ای انجام شده است. سؤال پژوهش این است که پژوهش های انجام شده در حوزه خانواده و رسانه های مورد نظر چگونه طبقه بندی شده اند و ذیل هر طبقه بندی چه موضوعاتی مورد بحث بوده است؟ چارچوب نظری این مقاله ﻧﻈﺮﯾﻪ وابستگی، نظریه ﻣﺎﻧﻮﺋﻞ کاستلز و نظریه کاشت بوده و برای تحلیل داده ها از روش های فراتحلیل و تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. در این پژوهش، پس از بررسی 93 مقاله استخراج شده با موضوع رسانه و خانواده، و تحلیل آمار توصیفی و مضامین در حوزه های شبکه های اجتماعی، تلویزیون و سینما، نقاط قوت و ضعف تحقیقات مشخص شدند. نتایج به دست آمده مشخص می کنند که تأثیرات مدرنیته و رسانه ها بر نهاد خانواده در ایران عمیق و چندوجهی بوده است. این تغییرات ارزشی شامل سنت زدایی، تضعیف روابط خویشاوندی، توانمندسازی زنان، افزایش اهمیت فردگرایی و تغییرات در سبک های زندگی است. این تحولات نشان دهنده یک دوره گذار فرهنگی و اجتماعی بوده که نیازمند ضرورت توجه به سبک زندگی ایرانی اسلامی، هویت زن و مرد، تقویت انسجام و روابط خانواده، سواد رسانه ای، و توجه به نقش و جایگاه کودکان و نوجوانان در خانواده است.
۵۹۰.

نقش گردشگری فرهنگی در سلامت روان و کارآفرینی زنان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۲۰۸
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش گردشگری فرهنگی در سلامت روان و کارآفرینی زنان بود. جامعه پژوهش تمام متون گردشگری می باشد. نمونه پژوهش متون مرتبط با گردشگری فرهنگی، سلامت روان و کارآفرینی زنان بود. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. جهت گردآوری داده ها، متون و منابع مرتبط با موضوع، از روش کتابخانه ای استفاده شد وسپس به تحلیل محتوای داده ها پرداخته شد.نتایج نشان که گردشگری فرهنگی از جمله فعالیت هایی است که قابلیت بالایی برای ایجاد سلامت روان، کارآفرینی و اشتغال برای زنان دارد. از نظر روان شناسی گردشگری و استفاد از اوقات فراغت باعث سلامت روان و تضمین سلامت انسان ها و ایجاد نشاط می شود. گردشگری فرهنگی ابزار موثر و قابل اعتمادی را برای توسعه اقتصاد فراهم می کند. در ارتباط با گردشگری فرهنگی ترکیبی از ارزش های فرهنگی، عوامل اقتصادی وکارآفرینی وجود دارد که باعث می شود این نوع از گردشگری ارزش بیشتری پیدا کند. افزایش خدمات و محصولات در قالب محرک های کارآفرینی، زنان توانمند را ترغیب نموده تا در راستای پاسخ به نیاز گردشگران برآیند. این فرآیند در صورت راهبری مناسب، منجر به توسعه ی فرهنگی ، کارآفرینی و اقتصادی خواهد شد.
۵۹۱.

فسخ نکاح و آثار آن بر حیات اجتماعی زنان با عنایت به نگاه مذاهب خمسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۵۵
در مذاهب خمسه فسخ نکاح به موجب عیوب معین، یکی از حقوق تعریف شده برای تفریق میان زوجین است. این موضوع به جهت ویژگی های خود بر حیات اجتماعی زنان تأثیراتی دارد که در میان نظرات فقهای مذاهب به صورت مجزا مورد بررسی قرار نگرفته است. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی نشان می دهد که حق فسخ به واسطه برخی عیوب و توسعه حق فسخ به واسطه بیماری هایی نوین دارای مناط عقلی است. قاعده عسر و حرج و قواعد عام لاضرر و استصحاب، حق فسخ نکاح بعد از عقد را هموار می کند. فرضیه آن است که این رویه می تواند منجر به رسمیت شناختن حیات اجتماعی مستقل تری برای زنان براساس قانون مدنی گردد. در یک فرضیه رقیب ممکن است به دنبال این تفسیر، حق فسخ نکاح به صورت چشمگیری کاهش یابد و زمینه تأثیر آن بر نقش اجتماعی زنان در جامعه کمرنگ تر گردد.
۵۹۲.

تجربه زیسته کودک همسران از کودک همسری و مسائل آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۲۴۸
یکی از چالشهای اساسی که جامعه ما با آن مواجه است پدیده کودک همسری است. پدیده کودک همسری علیرغم مخالفتهای حقوقی و روان شناختی با آن، نیازمند مطالعه و بررسی است. هدف پژوهش حاضرتبیین و بازنمائی تجربیات زیسته کودک همسران از کودک همسری و مسائل و چالشهای آن است. روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع پارادایم کیفی و از نوع پدیدارشناسی تفسیری است. شرکت کنندگان در این پژوهش15 نفر از کودک همسران شهر شبستر بودند که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با توجه به مصاحبه های عمیق، فردی و نیمه ساختاریافته گردآوری شد و تا زمان اشباع داده ها مصاحبه ها تداوم پیدا کرد. پس از پیاده سازی مکتوب مصاحبه ها، داده ها ی مصاحبه ها بر اساس رویکرد هرمنیوتیک و بر اساس روش دیکلمن،تانر و الن(1989) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. از تجزیه و تحلیل تجربیات کودک همسران894کد، 5 مضمون اصلی "عوامل کودک همسری"، "آمال و آرزوهای کودک همسران"، "آسیب های ادراک شده"، "مزایای کودک همسری" و "راهبردهای توانمندسازی کودک همسران" و 19مضمون فرعی حاصل شد. می توان با اتخاذ تدابیری نظیر توانمندسازی کودک همسران در باب تنظیم هیجان، تقویت روابط عاطفی زوجین، موفقیت در کنترل و مدیریت تعامل ها و ارتقای سطح دانش، نگرش و مهارت کودک همسران در حوزه روان شناختی و روابط بین فردی زوجین چالشهای کودک همسران را کاهش داد.
۵۹۳.

تبیین جامعه شناختی خشونت علیه همسر از دریچه تئوری کنش موقعیت مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۹۶
هدف اصلی این مقاله بررسی چرایی مبادرت افراد به خشونت علیه همسر با استفاده از تئوری کنش موقعیتمند است. بدین منظور با استفاده از نمونه 450 نفری از زنان و مردان متأهل مراجعه کننده به دادگاه های خانواده، مراکز بهزیستی و کمیته امداد امام خمینی شهر رشت که به روش نمونه گیری در دسترس اننخاب شدند، مفروضه های تئوری کنش موقعیتمند مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاکی از آن است که اخلاقیات فردی ضعیف (ضریب بتا: 142/0)، خودکنترلی پایین (ضریب بتا: 180/0)، اخلاقیات موقعیتمند ضعیف (ضریب بتا: 131/0)، بازدارندگی ادراکی پایین (ضریب بتا: 198/0) تأثیر معناداری بر مشارکت افراد در خشونت علیه همسر دارند. همچنین، جنسیت (ضریب بتا: 187/0)، سن (ضریب بتا: 111/0-) و سطح تحصیلات (ضریب بتا: 223/0-) بر خشونت علیه همسر تأثیرگذار هستند. در ادامه ضریب تعیین مدل رگرسیونی نشان می دهد که متغیرهای مورد بحث قادرند 37 درصد از واریانس خشونت علیه همسر را پیش بینی نمایند. همچنین تمایل به جرم رابطه بستر مجرمانه و خشونت علیه همسر را تعدیل می کند.
۵۹۴.

واکاوی بازدارنده های مشارکت خانواده در نظام تربیت رسمی و عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۴۷
هدف از انجام این پژوهش فرا ترکیب پژوهش های انجام شده پیرامون بازدارنده های مشارکت خانواده در نظام تربیت رسمی و عمومی است. روش پژوهش کیفی از نوع فراترکیب است جامعه تحقیق یافته های پژوهشی سال های 1390 تا 1402 می باشد که تعداد 30 مقاله به طور هدفمند بر مبنای اهداف پژوهش انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها فیش برداری است که همزمان با فرایند جمع آوری اطلاعات، یافته های حاصله دسته بندی، کدگذاری و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های حاصله حاکی از این است که بازدارنده های احصاء شده عبارتند از :بازدارنده های حاکمیتی(با دو مولفه کلیدی فقدان عزم ملی و فقدان بینش مشارکتی ) قانون گذاری(ضعف قوانین و مقررات )، رویکردی(رویکرد سلسله مراتبی)، ساختاری(ساختار متمرکز)، مدیریتی(ضعف دانشی، نگرشی، بینشی و سبک غیر مشارکتی) اجتماعی(عدم مطالبه گری اجتماعی) اقتصادی(مشکل اقتصادی خانواده ها)، والدینی (ضعف دانشی، نگرشی و بینشی والدین)، آموزشگاهی(جو مدرسه)، بازدارنده های روان شناختی(ناهماهنگی ویژگی روان شناختی نوجوان با مشارکت والدین )و بازدارنده اطلاعاتی(فقدان اطلاعات و عدم شفافیت اطلاعاتی ). از آن جایی که آشنایی سیاست گذاران و برنامه ریزان با بازدارنده های خانواده در نظام تعلیم و تربیت رسمی و بسیارمهم است، از این رو اتخاذ رویکرد جامع و یکپارچه و فاصله گرفتن از نگاه بخشی به ابعاد مختلف تربیت و برخورد متوازن و همه جانبه با کلیه ابعاد حوزه تعلیم و تربیت لازم و ضروری است.
۵۹۵.

طراحی الگوی محتوای آموزش مددجویان زن، مطالعه ای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۵۹
ایجاد شرایط مناسب آموزشی و تربیتی در زندان ها و بندهای خاص زنان به عنوان یک روش پیشگیری می تواند بسیار مؤثر باشد. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی محتوای آموزشی مددجویان زن با رویکردی استقرائی، از نوع کیفی-اکتشافی بود. بر این اساس کشور به 4 منطقه جغرافیایی تقسیم شد. جامعه هدف 4 زندان مرکزی استان های تهران، اهواز، کرمان و تبریز بود. مشارکت کنندگان شامل 37 مددجوی زن،4 رئیس زندان، 31 کارشناس و مراقب بود. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساخت یافته تا اشباع داده و گروه کانونی انجام شد؛ که داده های آن با استفاده از تحلیل مضمون مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. از یافته های پژوهش 364 مفهوم درزمینه مؤلفه های آموزشی استخراج شد. پس از تلفیق مفاهیم مشترک و طبقه بندی مضامین، الگوی محتوای آموزشی حاصل، دارای 5 بعد (مهارت اجتماعی، بهداشت و سلامت، آشنایی با زندان، اطلاعات حقوقی و پرورشی)، 9 مؤلفه (مهارت زندگی، مهارت ارتباط، انتظارات نقشی، بهداشت و درمان، سلامت روان، زندگی در زندان، آسیب های خاص زنان، دانش حقوقی- قضایی و فرهنگی–تربیتی) و 91 زیر مؤلفه شد. همچنین مؤلفه مهارت زندگی با 18 زیر مؤلفه و آسیب های خاص زنان با 16 زیر مؤلفه از مهم ترین موضوعات محتوای آموزشی شدند. نتایج نشان داد محتوای برخاسته از نیازهای آموزشی و الگوی مفهومی تدوین شده می تواند نقش بسزایی در ارائه یک آموزش هدفمند و همه جانبه برای این گروه از زنان ایفا کند.
۵۹۶.

تدوین الگوی آموزش خود مراقبتی روان شناختی و اثربخشی آن بر تاب آوری دختران نوجوانان آسیب پذیر شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۱۸۹
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تدوین الگوی خودمراقبتی روان شناختی و اثربخشی آن بر تاب آوری نوجوانان آسیب پذیر شهر تهران بود. روش : روش پژوهش حاضر آمیخته(کیفی-کمی) از نوع اکتشافی بود. در بخش کیفی از روش روایت پژوهی و در بخش کمی از طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل استفاده شد. جامعه پژوهش را دختران نوجوان 13 تا 18 ساله شهر تهران در سال 1401-1402 تشکیل دادند که از این جامعه در بخش کیفی پس از مصاحبه با نمونه 12 نفری به روش هدفمند اشباع نظری صورت پذیرفت و در بخش کمی 30 نفر به روش نمونه گیری غیر تصادفی در دسترس انتخاب شندند. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته بود و در بخش کمی از مقیاس مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) استفاده شد. پس از تدوین تدوین الگوی آموزشی خودمراقبتی روان شناختی ، آزمودنی ها ی گروه آزمایش12 جلسه 90 دقیقه ای در معرض مداخله قرار گرفتند و نهایتأ داده ها به روش تحلیل واریانس ترکیبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: در بررسی کیفی پدیدار شناسی مؤلفه های خودمراقبتی پس از کدگذاری مقوله ها، پنج مضمون اصلی ظرفیت های درون فردی خود مراقبتی روانی، خود مراقبتی روانی بین فردی ، ارزیابی خودمراقبتی، تسهیلگرهای خودمراقبتی و راهبرد های خود مراقبتی روانی احصاء شد. در بحش کمی نتایج تحلیل داده ها حاکی از آن بود که درگروه مداخله بین مراحل پیش آزمون با پس آزمون و مراحل پیش آزمون و پیگیری، در نمرات متغیر تاب آوری، تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>p)؛ اما بین میانگین نمرات متغیرهای پژوهش، در پس آزمون با پیگیری تفاوتی مشاهده نشده است (01/0<p). در گروه گواه نیز، در مقایسه های زوجی سه گانه تفاوت معناداری بین مرحل پس آزمون و پیگیری با پیش آزمون یافت نشد(01/0<p). همچنین به منظور واکاوی بهتر تفاوت های گروهی در زمان ارزیابی، از آزمون بونفرونی استفاده شد که نتایج آن نشان داد که پیش آزمون متغیرهای پژوهش، در دو گروه درمان و گواه تفاوتی ندارند (01/0<p)؛ متغیرهای در پس آزمون و پیگیری، تفاوت گروهی معناداری نشان داده اند (01/0>p). این تفاوت ها نشان می دهد که درمان بر متغیر پژوهش، تاثیر داشته است و تفاوت گروهی در پس آزمون و پیگیری وجود داد. از سوی دیگر، طبق نتایج تعامل زمان و گروه نیز تاثیر معناداری بر بازسازی معنا داشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش الگوی آموزشی خودمراقبتی روان شناختی با تمرکز بر خودکارآمدی، منبع کنترل، تنظیم هیجان و حل مسأله به بهبود تاب آوری نوجوانان آسیب پذیر می انجامد.
۵۹۷.

مدل یابی خشونت خانگی بر اساس عوامل استرس زا و راهبردهای مقابله ای با نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان در زنان قربانی همسرآزاری از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۲۷۵
هدف پژوهش حاضر، مدل یابی خشونت خانگی براساس عوامل استرس زا و راهبردهای مقابله ای با نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان در زنان قربانی همسرآزاری از منظر فرهنگی بود. جامعه آماری پژوهش، تمامی زنان قربانی همسرآزاری در بازه زمانی بهمن ماه و اسفند ماه 1402بود که به بهزیستی و اورژانس اجتماعی شهر کرمان مراجعه کرده بودند. نمونه پژوهش 241 نفر بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه خشونت خانگی علیه زنان حاج یحیی(1999)، مقیاس استرس کودرون(2002)، پرسشنامه راهبردهای مقابله ای اندلر وپارکر(1990) و پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز و رومر(2004) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزارSPSS-27 و PLS-4 انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد، استرس ناشی از شخصیت و استرس ناشی از زندگی به طور مستقیم و غیر مستقیم با میانجی گری دشواری تنظیم هیجان بر خشونت خانگی اثر مثبت معنی داری دارد. و راهبرد های مقابله ای به طور غیر مستقیم با نقش واسطه ای دشواری تنظیم هیجان بر خشونت خانگی اثر مثبت معنی داری دارد p<0/05)). بنابراین می توان گزارش کرد عوامل استرس زا و راهبردهای مقابله ای به واسطه دشواری تنظیم هیجان، از عوامل اثرگذار بر خشونت خانگی زنان قربانی همسرآزاری می باشد. هم چنین عناصر فرهنگ ی می تواند همسرآزاری را بر علیه زنان در خانواده افزایش یا کاهش دهد.
۵۹۸.

بررسی رابطه سبک های عشق ورزی و سبک های دلبستگی با سازگاری زناشویی زنان متأهل شاغل در آموزش و پرورش شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۸ تعداد دانلود : ۲۶۸
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه سبک های عشق ورزی و سبک های دل بستگی با سازگاری زناشویی زنان متأهل شاغل در آموزش وپرورش شهر تهران بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان متأهل که در آموزش وپرورش شهر تهران در سال 1403 مشغول به کار می باشند را تشکیل دادند. روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی در دسترس بود. افراد نمونه پرسشنامه های نگرش به عشق (سبک های عشق ورزی) (هندریک و هندریک، 1986)، پرسشنامه دل بستگی کولینز و رید (1990) و پرسشنامه سازگاری (اسپانیر، 1976) را تکمیل نمودند. برای بررسی ارتباط بین متغیرهای پژوهش از روش همبستگی پیرسون و به منظور بررسی چگونگی این ارتباط از روش رگرسیون چند متغیره در آخرین ورژن نرم افزاری SPSS-28 تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین سبک های دل بستگی با سازگاری زناشویی و همچنین بین سبک های عشق ورزی با سازگاری زناشویی زنان متأهل شاغل در آموزش وپرورش شهر تهران همبستگی معناداری وجود دارد. طبق یافته های پژوهش، بین سبک های عشق ورزی اروس، استروگ، پراگما، آگاپه با سازگاری زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و بین سبک های عشق ورزی لودوس و مانیا با سازگاری زناشویی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. با توجه به سطح معناداری، سبک های عشق ورزی اروس با ضریب تأثیر (284/0)، لودوس با ضریب تأثیر (14/0-)، استروگ با ضریب تأثیر (29/0)، پراگما با ضریب تأثیر (12/0)، مانیا با ضریب تأثیر (14/0-) و سبک دل بستگی ایمن با ضریب تأثیر (09/0) می توانند سازگاری زناشویی را پیش بینی کنند، ولی سبک عشق ورزی آگاپه و سبک های دل بستگی اجتنابی و اضطرابی قادر به پیش بینی سازگاری زناشویی نمی باشند.
۵۹۹.

طراحی الگویی برای توان افزایی زنان در قوه قضاییه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۲۷
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی جهت توان افزایی زنان در قوه قضاییه  است. روش : روش پژوهش کیفی از نوع نظریه داده بنیاد است. بعد از مصاحبه با 21 نفر از زنانی که معیارهای مدنظر پژوهش را داشتند، کدگذاری مصاحبه ها در سه مرحله ی  باز، محوری و گزینشی انجام شد و  نتایج یافته های پژوهش در چهار طبقه کلی «شرایط علی»، «شرایط زمینه ای»، «شرایط مداخله گر» و «پیامدهای فردی، اجتماعی و سازمانی» تقسیم بندی شدند که در نهایت، مدل توان افزایی زنان در قوه قضاییه ترسیم شد. قابلیت اعتماد با تکنیک سه گوشه سازی  و اعتبار  با استفاده از تکنیک تایید اعضا و موارد ناهمخوان انجام شد که حاکی از اعتبار نتایج تحقیق بود. یافته ها: یافته های تحقیق بیانگر آن است که توان افزایی زنان تحت تاثیر عوامل فردی، سازمانی و فراسازمانی قرار دارد که  با تقویت این عوامل می توان خودباوری و عزت نفس، رضایت شغلی آنها را ارتقا داد و اعتماد مدیران سازمانی به استفاده از ظرفیت و توانایی های زنان و باور سایر زنان به وجود نظام شایسته سالاری در سازمان و احساس تعلق و تعهد سازمانی را ایجاد کرد، همچنین استفاده موثر از ظرفیت و توانمندی های نیمی از جمعیت کشور، تغییر نگرش جامعه نسبت به توانمندی های زنان را رقم زد. نتایج: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که مهم ترین مولفه در کل مولفه های توان افزایی زنان، مولفه کسب دانش شغلی است. به نظر می رسد با افزایش دانش شغلی زنان می توان آنها را برای به عهده گرفتن مشاغل مدیریتی توانمندتر کرد.
۶۰۰.

صورت بندی سوژه زن مدرن در گفتمان های دوره مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۷۸
هم زمان با رویارویی ایران با مدرنیته غربی و شکل گیری تقابلات گفتمانی متأثر از آن، زنان، هویت و شرایط زندگی آن ها به عنوان یکی از مهم ترین سوژه ها مورد توجه قرار گرفت. به دنبال آن، دامنه وسیعی از گفتار پیرامون آن ها در این گفتمان ها شکل گرفت و زنان به یکی از محورهای تنازع تبدیل شدند. مقاله حاضر با بررسی گفتارهای شکل گرفته حول محور زنان در نوشته های دوره مشروطه، با بهره گیری از روش تحلیل گفتمان انتقادی به واکاوی نحوه صورت بندی سوژه زن مدرن در گفتمان های برجسته این دوره می پردازد. هدف این پژوهش آن است که معنای سوژه زن مدرن در هر کدام از گفتمان های دوره مشروطه و ایدئولوژی های حاکم بر آن ها را درک کنیم. همچنین به بررسی جایگاه هر کدام از گفتمان ها و احراز موقعیت آن ها در گفتمان مسلط بپردازیم. نتایج تحقیق نشان می دهد زن مدرنی که در تقابل با سنت شکل گرفت، در گفتمان تجددگرا به مثابه سوژه مطالبه گر نقاد، در گفتمان سنتی، به مثابه زن اروپایی مآب و بی قید است. گفتمان تلفیقی نیز در میانه این تنازع، به برساخت سوژه زنی می پردازد که به مثابه زن آگاه شریعت مدار و تکلیف محور در این کشاکش معنایی شناخته می شود. معنای برساخته گفتمان تلفیقی به دلیل عدم تنازع آشکار با سنت های مذهبی جایگاه بهتری به دست آورده و توانسته است در ادوار دیگر نیز تداوم یابد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان