ویژگی های ممتاز، آثار و پی آمدهای گوناگون ناشی از توسعه گردشگری، از یک سو و شرایط اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی و سیاسی حاکم بر کشورهای در حال توسعه از سوی دیگر موجب بروز عکس العملها و برخوردهای متفاوت این کشورها با صنعت گردشگری شده است. کشور ما ایران با وجود منابع و جاذبه های غنی جذب گردشگر، در مواجهه با این پدیده قرن بیست و یکم جانب احتیاط را در پیش گرفته، با شک و تردید و به شیوه جزیی- تدریجی و گزینشی به اندک منافع حاصل از گردشگری بسنده کرده است. در مقابل گروه دیگری از کشورهای در حال توسعه که غالبا به منافع چشمگیر اقتصادی گردشگری چشم دوخته اند، مشتاقانه و در پاره ای موارد با نادیده گرفتن اصول گردشگری پایدار به توسعه این صنعت روی آورده و آنرا راهی برای نیل به توسعه و مقابله با تنگناهای پیچیده اقتصادی خود یافته اند.هدف این مقاله تجزیه و تحلیل چالش های توسعه گردشگری پایدار برای گروه اخیر یعنی کشورهای در حال توسعه فعال در صنعت گردشگری است. به این منظور ابتدا رابطه گردشگری و محیط مورد بررسی قرار گرفته و بر اهمیت این ارتباط و ضرورت پایبندی به اصولی خاص جهت تحقق اهداف گردشگری پایدار تاکید شده است. سپس عواملی از جمله زمینه های اقتصاد ملی، ساختار اداره امور عمومی و کالایی شدن بیش از حد فرهنگ جامعه میزبان به عنوان چالش های توسعه گردشگری پایدار برای کشورهای جهان سوم معرفی شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهند اگرچه اصول گردشگری پایدار خیرخواهانه و ضامن منافع جوامع میزبان و گردشگران در بلندمدت می باشد، اما اجرای آنها با توجه به شرایط سیاسی- اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی حاکم بر کشورهای در حال توسعه دشوار بوده و با مشکلاتی توام می باشد. به طوری که در پاره ای موارد سیاست گذاران با وجود آگاهی نسبت به پی آمدهای نامطلوب بی توجهی به اصول گردشگری پایدار، تحت شرایط نابسامان اقتصاد داخلی و فشار سازمان های بین المللی گردشگری و با رویکردهای سنتی، به توسعه بی رویه گردشگری تن داده و عواید کوتاه مدت دولت و گروههای خاص را بر منافع ساکنین ارجح می شمرند.
آمریکا پس از فروپاشی اتحاد شوروی، همواره به دنبال تثبیت رهبری جهانی بوده است. کاخ سفید با ارائه طرح های متعدد از سال ۱۹۹۰، یعنی زمانیکه آمریکاییان احساس کردند می توانند به طور یک جانبه، مسائل مورد نظر خود را به نتیجه دلخواه برسانند و نیز از زمان مطرح شدن طرح نظم نوین جهانی بوش پدر که قسمتی از آن اصلاحات سیاسی در برخی از مناطق خاورمیانه را دربرمی گرفت، به دنبال اهداف درازمدت خود در خاورمیانه بوده اند. طرح «خاورمیانه بزرگ» هم که اخیرا از سوی مقامات آمریکایی مورد تاکید قرار گرفته، در واقع، ارائه همان برنامه ریزی این کشور برای ایجاد تغییرات بنیادین و فراگیر در درازمدت در منطقه خاورمیانه درچارچوب استانداردها و معیارهای آمریکایی است. در همسویی اروپا و آمریکا برای ایجاد اصلاحات در منطقه خاورمیانه شکی نیست، اما اروپا خواهان تحولات آرام است بدین طریق که کشورهای ترکیه وایران را به عنوان اولویت نخست خود قرار داده و کشورهای عربی و عراق را که تحت نفوذ آمریکا هستند، در مرحله بعد جای داده است، در صورتی که آمریکا در طرح خاورمیانه بزرگ در واقع خواهان در اختیار گرفتن کل منطقه خاورمیانه است. این طرح، سه کمبود اصلی را در کشورهای خاورمیانه مطرح کرده و مدعی است که باید این نارسایی ها را جبران کرد.این کمبود ها عبارتند از: انواع آزادی های اساسی، آموزش و حقوق زنان.آمریکا از این طرح سه هدف سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی را دنبال می کند که هر کدام زیرمجموعه مربوط به خود را دارند.لیکن به طور کلی می توان گفت که هدف آمریکا از این طرح مشروعیت بخشیدن به رژیم صهیونیستی و کنترل و تحت فشار قرار دادن کشورهای مستقل منطقه نظیر ایران میباشد.
شرکتهای ژاپنی تا دهه 1980 ، از طریق نظام مدیریت منابع انسانی کارمند مدار در محیط های کسب و کار مساعد و مطلوب به موفقیت های زیادی دست یافتند ، اما در طول دهه 1990 و در زمان رقابت شدید جهانی نظام های مدیریت منابع انسانی خود را تغییر داده و به صورت عملکرد مدار درآوردند . این اصلاحات و تغییرات به طور کامل موفقیت آمیز نبود . هدف این مقاله بررسی نظامهای مدیریت منابع انسانی شرکتهای ژاپنی و بحث در مورد نظام مدیریت استراتژیک منابع انسانی در محیط رقابتی شدید جهانی می باشد ...
تکنولوژی چیست؟ رابطه آن با انسان چگونه است و چه تاثیراتی بر یکدیگر می گذارند؟ تعاریف و تبیین های انجام گرفته پیرامون سوالات فوق، بسیار متعدد و مختلف است. بنابر تصور متعارف، تکنولوژی تنها ابزارهای دست ساخت بشر می باشد و پیشرفت و توسعه آن، ما را به سوی آرمان شهر هدایت می کند؛ اما ظاهرا سر از ویران شهر درآوردیم. برخلاف تصور اولیه و رایج از تکنولوژی به مثابه ابزار، تکنولوژی می تواند ابزار صرف نباشد، همانگونه که برخی، تکنولوژی را در عرصه-هایی مختلف همچون تفکر، فرآیند انجام، سرانجام اثر و نتیجه، گسترش داده اند. برخی دیگر نیز برای آن ماهیتی متصور شده اند که با خود تکنولوژی متفاوت است. رابطه انسان با تکنولوژی در گذشته و حال از مباحث عمده ای است که در این عرصه مطرح می باشد. در نظر برخی فلاسفه، تکنولوژی دارای ارزشی خنثی بوده و بسته به چگونگی استفاده از آن، دارای ارزش های متفاوتی می گردد. به این معنی که این افراد برای تکنولوژی ارزش ماهوی قائل نبوده و صرفا عوامل فاعلی را در ارزش گذاری بر آثار تکنولوژی دخیل می-دانند. در مقابل اینان، گروه دیگری قرار دارد که برای تکنولوژی ارزش ماهوی قائل بوده و برخی از عیوب و نارسایی ها را به ذات تکنولوژی نسبت می دهند؛ لذا در این مقاله سعی بر آن است که ضمن ارائه تعریف تکنواوژی از دیدگاه های مختلف، خصوصیات و ویژگی های آن نیز با محوریت دیدگاه های ژاک الول و عبدالکریم سروش ارائه شود.
فرسودگی شغلی به توصیف تغییرات منفی در نگرش، روحیه و رفتار افراد در مواجهه با فشارهای مربوط به شغل، شرایط کاری و حرفه ای نامساعد و غیره می پردازد. هدف پژوهش حاضر بررسی و سنجش میزان فرسودگی شغلی و ابعاد آن در گروه صنعتی حفار نفت می باشد. نمونه پژوهش شامل 454 نفر است که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از بین کلیه کارکنان در پنج جایگاه سازمانی (کارگری، کارمندی، تکنسینی، کارشناسی و رییسی) انتخاب شدند. در پژوهش حاضر از پرسشنامه فرسودگی شغلی مازلاچ و روشهای آماری تحلیل داده ها، شامل آزمون کالموگراف- اسمیرونف، تحلیل واریانس یکطرفه کروسکال- والیس، آزمون مقایسه ای یومان- وویتنی و ضریب ایتا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین رده های مختلف شغلی و ابعاد فرسودگی از حیث میزان فرسودگی شغلی تفاوت معنی داری وجود دارد. اگر چه در برخی از مقایسه ها هم تفاوت معنی داری مشاهده نشد. نتایج این پژوهش با نتایج حاصل از پژوهشهای دیگر پژوهشگران از جمله: میلر، زوک ولایکس (1990)، روبینسون (1991)، کوپر و مارشال و گرین برگ (1976) همسو و همخوان می باشد. اعتبار و پایایی پرسشنامه فرسودگی شغلی مازلاچ که با استفاده از روشهای: تحلیل عوامل، ضریب آلفای کرونباخ و آزمون مجدد محاسبه شد رضایت بخش و قابل قبول می باشد.