فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱٬۹۲۱ تا ۴۱٬۹۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
سیاست راهبردی تجاری، به بررسی سیاست تجاری در بازار انحصار چند جانبه می پردازد. بر اساس تئوری های ارائه شده در چنین بازاری، مداخله راهبردی دولت به شکل برقراری تعرفه یا پرداخت یارانه، علاوه بر اینکه روی صادرات و سود بنگاه داخلی موثر است بر صادرات و سود بنگاه رقیب خارجی نیز تاثیر خواهد داشت و از این طریق روی سهم بازار بین المللی آنها نیز تاثیر می گذارد. در این مقاله هدف ما بررسی درستی این تئوری در ساختار بازار استاکلبرگ است. برای این منظور تاثیر یارانه صادراتی داخلی را بر صادرات و سود رقیب خارجی (و برعکس) مورد بررسی قرار می دهیم . بر این اساس مدل را در چارچوب مدلهای ارائه شده در زمینه سیاست راهبردی تجاری و ساختار بازار استاکلبرگ معرفی کرده و به آزمون مدل پرداختیم. نتایج حاصل از مدل نشان داد: 1- به دلیل اینکه ایران در این رقابت به عنوان دولت رهبر در نظر گرفته شده است، یارانه پرداختی دولت رقیب خارجی تاثیری بر صادرات دولت ایران ندارد. با این وجود یارانه مذکور، سود بنگاه ایرانی را تحت تاثیر قرار می دهد. 2- یارانه پرداختی دولت ایران به کالای صادراتی خود، بر صادرات و سود بنگاه رقیب خارجی اثر منفی دارد. زیرا رقیب خارجی بدلیل صادرات کمتر، به عنوان دولت پیرو در نظر گرفته شده است.
آشنایی با اقتصاددانان معروف جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه میان آزادی تجاری و رشد اقتصادی در ایران (یک تحلیل هم جمعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آزادی تجاری یا درجه پیوستن هر کشوری به اقتصاد جهانی طی زمان ، مقوله ای است که مورد توجه اقتصاد دانان ، برنامـه ریزان و سیاستـگذاران کشـورهای مختلف جهان می باشد. در مقاله حاضر با بهره گیری از الگوی رشد درون زا و با استفاده از داده های سری زمانی دوره 83-1350 به بررسی رابطه میان آزادی تجاری و رشد اقتصادی در ایران پرداخته شده است. در این راستا از مدل خود توضیح با وقفه های توزیع شده (ARDL) استفاده شده و روابط بلند مدت و کوتاه مدت میان متغیرهای لحاظ شده در مدل بررسی شده است. نتایج بدست آمده نشان از وجود رابطه بلند مدت و هم جمعی میان متغیر تولید ناخالص داخلی و سایر متغیرهای لحاظ شده در مدل داشته و تاثیرات متغیر شاخص آزادی تجاری به عنوان یک متغیر جدید در کنار سایر متغیرها، بر روی تولید ناخالص داخلی مثبت و معنی دار بوده است. در نتیجه می توان گفت بهبود شاخص آزادی تجاری می تواند موجبات رشد اقتصادی را فراهم کند.
آشنایی با اقتصاددانان معروف جهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطهی بین ساختار و کارآفرینی سازمانی (مطالعه موردی: بانکهای خصوصی سطح شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کارآفرینی سازمانی یکی از عواملی است که بیش ترین تاثیر را بر موفقیت و رشد اقتصادی بنگاه ها، کشورها و دولت ها داشته و از طرف دیگر، یکی از مؤلفه های مهم جهت ایجاد کارآفرینی در داخل سازمان، ساختار سازمانی مناسب است. در این تحقیق رابطهی بین مولفه های ساختار سازمانی (رسمیت، پیچیدگی، و تمرکز) با کارآفرینی سازمانی بررسی شده و برای ابزار تحقیق پرسش نامه ای حاوی 25 سوال با ضریب اعتبار برابر با 94/0 طراحی شد. نتایج به دست آمده از پرسش نامه های توزیع شده بین نمونه 106 نفری مدیران ادارات مرکزی بانکهای خصوصی، نشان دهندهی آن است که بین ابعاد ساختار سازمانی یعنی رسمیت، پیچیدگی، و تمرکز سازمانی با ابعاد کارآفرینی سازمانی شامل نوآوری، خطرپذیری و پیش گام بودن رابطه معنیداری وجود دارد. میزان هم بستگی ابعاد ساختار سازمانی با کارآفرینی سازمانی برابر با رسمیت (526/0-)، پیچیدگی (215/0-)، و تمرکز (501/0-) است. در انتهای مقاله نیز نتایج و پیشنهادهای به دست آمده از این تحقیق ارایه شده اند.
گفتگو: گفتگوی تلفنی با فیلیپ کاتلر در باره ی پیتر دراکر ( پدربزرگ بازاریابی )
حوزههای تخصصی:
فیلیپ کاتلر، پیتر دراکر را از طریق علاقه ی مشترکشان به خدمات غیر انتفاعی شناخت. کاتلر، کتاب بازاریابی استراتژیک را برای سازمانهای غیرانتفاعی در سال 1971 منتشر کرده بود، و دراکر برای صحبت بر سر این موضوع، او را به کلارمونت دعوت کرد. کاتلر در این باره می گوید:"" قبل از اینکه من پیتر دراکر را بشناسم، مدت طولانی ای بود که خواننده ی مطالب او بودم و نوشته های عمیق و متفکرانه او را تحسین می کردم. یک روز به طور ناگهانی، تلفنی از پیتر دریافت کردم که مرا برای ملاقات با او در کلارمونت کالیفرنیا دعوت کرده بود تا اوقاتی را با هم بگذرانیم. در ذهنم، این تلفن هیجان آورتر از تلفن هر شخص دیگری بود که می توانستم تصور کنم"".
ما مطلع شدیم که علاوه بر علاقه در تجارت و مؤسسات غیر انتفاعی، علاقه ی مشترکی هم در هنر ژاپنی داریم.
بررسی رابطه ویژگی های کارآفرینانه مدیران با اثر بخشی آنان در مدارس متوسطه دخترانه شهر کرمان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
رابطه کار آفرینی که از قماش هنر، نو آوری و خلاقیت است با اثر بخشی که از قماش اداره و مدیریت سازمان است نیاز به بررسی دارد. به دنبال مطالعات کتابخانه ای و توجه پژوهشگران به دو مفهوم کارآفرینی و اثر بخشی در مدارس کرمان فرضیه اصلی این پژوهش که بین ویژگیهای کار آفرینی و اثر بخشی مدیران دبیرستانهای دخترانه شهر کرمان رابطه ای وجود دارد، مطرح شد و در عین حال سه فرضیه فرعی نیز برای آزمون رابطه بین نمودهای کارآفرینی که ویژگیهای شخصیتی، سابقه و پیشینه، و تجربه می باشند با اثر بخشی مدیران تدوین گردید. برای آزمون این فرضیه ها از کلیه 57 نفر مدیران دبیرستانهای دخترانه شهر کرمان در سال تحصیلی 1385 - 86 به عنوان جامعه آماری پژوهش تمام پرسی شد. داده ها با دو پرسشنامه پژوهشگر ساخته «سنجش ویژگی های کار آفرینی» و «سنجش اثربخشی» گرد آوری شد. روایی صوری و محتوایی آنها با استفاده از منابع موجود و نظرات صاحب نظران بدست آمد. اعتبار آنها از طریق اجرای آزمایشی و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (%73) تعیین گردید. داده ها با شاخص های آمار توصیفی و محاسبه ضریب همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. و سرانجام این نتیجه بدست آمد که بین ویژگیهای شخصیتی، سابقه ای و پیشینه ای، و تجربی کارآفرینی و اثربخشی مدیران دبیرستانهای دخترانه شهر کرمان رابطه معنی داری وجود ندارد. بنابراین، لازم است هدف توسعه کارآفرینی و نمودهای آن در فهرست اهداف آموزش و پرورش و وظایف مدارس قرار گیرد تا اثربخشی مدیران افزایش یابد.
بررسی رابطه هوش سازمانی و یادگیری سازمانی در بین کارکنان و اعضای هیات علمی منطقه یک دانشگاه آزاد اسلامی و ارایه الگویی جهت ارتقا یادگیری سازمانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش سازمانی و یادگیری سازمانی در بین کارکنان و اعضای هیات علمی منطقه یک دانشگاه آزاد اسلامی و ارایه الگویی جهت ارتقا یادگیری سازمانی انجام گردید. شیوه انجام تحقیق توصیفی (همبستگی) بود. حجم نمونه برای کارکنان 156 نفر و برای اعضای هیات علمی 169 نفر برآورد گردید و به روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه یادگیری سازمانی دیان نیفه 2001 و هوش سازمانی آلبرخت 2003 استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از روش های آماری رگرسیون دو متغیری، رگرسیون گام به گام، رگرسیون چندگانه به روش Enter و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که ابعاد هوش سازمانی (چشم انداز استراتژیک، سرنوشت مشترک، میل به تغییر، روحیه، اتحاد، کاربرد دانش و فشار عملکرد) در هر دو گروه آزمودنی ها با یادگیری سازمانی رابطه مثبت و معناداری دارند. متغیرهای سرنوشت مشترک، میل به تغییر و روحیه به ترتیب در هر دو گروه درصد بیشتری از واریانس متغیر یادگیری سازمانی را تبیین کرده اند. همچنین نتایج مدل پیش بینی یادگیری سازمانی از طریق مولفه های هوش سازمانی نشان داد که میزان واریانس تبیین شده یادگیری سازمانی توسط متغیرهای سرنوشت مشترک، روحیه، کاربرد دانش و فشار عملکرد برابر 0.83 است، همچنین میزان واریانس تبیین شده سرنوشت مشترک توسط متغیرهایی مانند روحیه، کاربرد دانش و فشار عملکرد برابر 0.61 است و میزان واریانس تبیین شده روحیه توسط متغیرهایی مانند کاربرد دانش و فشار عملکرد برابر 0.50 است و در نهایت میزان واریانس تبیین شده کاربرد دانش توسط متغیر فشار عملکرد برابر 0.67 است.
ارایه ی راهبردهایی برای هدایت تحصیلی و شغلی دانش آموزان دوره ی متوسطه ی شهرستان سیرجان
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با توجه به نظریه ی شغلی – شخصیتی جان هالند و استفاده از پرسشنامه ی سیاهه ی شغلی وی، در میان 850 نفر از دانش آموزان پایه ی اول مقطع متوسطه ی شهر سیرجان با هدف بررسی ویژگی های شخصیتی و شغلی و رابطه ی میان شخصیت افراد با مشاغل موجود کشور، با در نظر گرفتن عامل های موثر در انتخاب رشته ی تحصیلی و شغلی آنان انجام گردید، روش پژوهش توصیفی، از نوع پیمایشی و کاربردی است و داده های اولیه از راه پرسشنامه و مصاحبه بدست آمد، با بررسی پرسشنامه ها و نظرات افراد، تغییراتی در پرسشنامه ی جان هالند اعمال شد که منجر به ایجاد پرسشنامه ای هوشمندانه تر گردید. جان هالند، پاسخ های کاربر را فقط با بله و خیر می سنجید که در بسیاری از موردها افراد نمی توانستند نظر خود را نسبت به یک شغل، فقط به صورت بله و خیر مطرح کنند. با تغییر جواب ها به صورت کاملا، تا حدی، کمی و اصلا پاسخ به پرسشنامه راحت تر شد. نتایج بدست آمده از این پژوهش به پیاده سازی نرم افزاری منجر شد و مشخص کرد که هر یک از کاربرانی که پرسشنامه را پر می کنند، دارای چه درصدی از 6 تیپ شخصیتی طبقه بندی هالند هستند.
بررسی تاثیر افشای اطلاعات بر نقد شونذگی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه های تکاملی جنگ
منبع:
علوم و فنون نظامی سال ششم پاییز ۱۳۸۸ شماره ۱۴
75 - 92
حوزههای تخصصی:
به طور کلی نظریه های تکاملی یا فَرگشتی در خصوص جنگ آینده دارای یک وجه مشترک هستند و آن این که تغییر شکل جنگ را طی یک فرایند تکوینی و براساس نقاط عطف مهم در تاریخ و تمدن بشری مورد بررسی قرار می دهند. اما همان طور که در پی خواهد آمد، هر یک از این نظریه ها دارای مبنای خاصی برای مرحله بندی سیر تکامل جنگ هستند که همین امر توصیف آنها را از جنگ آینده تا حدی از یکدیگر متمایز می سازد. اساساً در ادبیات نظامی امروز سه نظریه تکاملی اصلی در خصوص جنگ آینده مطرح است[1] که عبارتند از: جنگ نسل چهارم،[2] جنگ موج سوم،[3] و جنگ دوره چهارم.[4]
بررسی رابطه ی سطح افشاء و بازده سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
حوزههای تخصصی:
اهمیت و میزان اتکا پذیری اطلاعات مالی برای تصمیم گیری گروههای ذینفع در دنیای امروزی برای همگان روشن است. نکتة حائز اهمیت این است که نیازهای اطلاعاتی استفاده کنندگان از صورتهای مالی متفاوت است. ارائه اطلاعات از طریق افشای مناسب در صورتهای مالی تا جایی که امکان پیش بینی روند سود، تداوم سوددهی، عملکرد مدیریت و غیره را فرآهم آورد، در فرآیند تصمیم گیری استفاده کنندگان سودمند واقع خواهد شد. در این پژوهش رابطه بین سطح افشاء و بازده سهام مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق تهران تشکیل شده است که تعداد آنها تا پایان سال 1381، 439 شرکت بوده است و جمعیت نمونه شامل 104 شرکت به روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده از بین جامعه آماری انتخاب شده است. این پژوهش شامل یک سؤال و یک فرضیه است. برای محاسبه متغیرهای فرضیه از اطلاعات موجود در سازمان بورس اوراق بهادار تهران استفاده شد و برای آزمون فرضیه از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. با توجه به داده های بدست آمده به سوال پژوهش پاسخ داده شده و با آزمون فرضیه در سطح اطمینان 95% این نتیجه حاصل شد که بین سطح افشاء و بازده سهام رابطه معنی داری وجود ندارد. واژه های کلیدی: سطح افشاء ، بازده سهام ، اندازه گیری سطح افشاء، شاخص جنسن، تصمیم گیری های اقتصادی
نظریه ی مدیریت نوین دولتی و نقش آن در کارایی ارائه ی خدمات بهداشتی و درمانی در ایران؛ 85- 1383(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت ۱۳۸۸ شماره ۳۵
۸۱-۷۱
حوزههای تخصصی:
مقدَمه: الگوی ارائه ی خدمات بهداشتی و درمانی طیف گسترده ای ست از حالت کاملا دولتی تا کاملا خصوصی ؛ولی متخصصان معتقدند که هم بخش خصوصی مطلق و هم بخش دولتی صرف در تامین و تدارک خدمات بهداشتی با شکست مواجه است. استفاده ی توام از بخش دولتی و خصوصی به منظور رفع نقاط ضعف یکدیگر و تکمیل توانهای متقابل به عنوان راهکارجانشین مطرح شده است. نظریَه ی مدیریَت نوین دولتی کاربرد گسترده ای در بخشهای ارائه ی خدمات و از جمله خدمات بهداشتی و درمانی دارد. هدف این مطالعه بررسی و اعلام نتایج حاصل از اصلاحات در ارائه ی خدمات بهداشتی اوَلیَه ی استان آذربایجان شرقی ست که اولین تجربه در نوع خود در کشور ایران بوده است،و تغییر در کارایی این مراکز راهم با مراکز مشابه دولتی مقایسه می کند. روش بررسی : این مطالعه از نوع شبه تجربی ست که گروهی از مراکز غیردولتی را با مراکزبنسبت مشابه دولتی مقایسه کرده، و به بررسی تغییر در کارایی آنها پرداخته است. برای جمع آوری اطَلاعات از چک لیست و پرسشنامه استفاده شده است. یافته های این مقاله مبتنی بر اطَلاعات موجود در واحدهای ارائه ی خدمات ؛ و از آمار توصیفی و تحلیلی جهت ارایه ی داده هااستفاده شده است. یافته ها: این تحقیق نشان داد که مراکز بهداشتی و درمانی غیر دولتی در مقایسه با مراکز مشابه دولتی توانسته اند در تامین بسته ی خدمات تعریف شده و یکسان برای جمعیت معیَن تحت پوشش خود موفق تر عمل کنند، به گونه ای که بهبود کارایی را هم از طریق به کارگیری داده های کمتر وهم از طریق تولید بازداده های بیشتر در تدارک خدمات بهداشتی اوَلیَه افزایش دهند. دولت توانسته خدمات بهداشتی اوَلیَه را ار طریق تنظیم قرارداد با بخش غیر دولتی باهزینه ای حدود یک سوم هزینه ی مراکز دولتی فراهم کند. نتیجه گیری: بخش غیر دولتی طرف قرار داد با دولت توانسته است در مقایسه با واحدهای مشابه در بخش دولتی، بسته ی خدمت بهداشتی مشابهی تحت نظارت بخش دولتی هم با منابع کمتر ؛ و هم با تولید بیشتر بر مبنای واحد منابع مصرف شده ارایه کند. با توجَه به شکست بخش خصوصی مطلق در تدارک خدمات بهداشتی و همچنین شکست بخش دولتی صرف در تامین و ارایه ی خدمات، تنظیم قرارداد و بهره گیری از مشارکت بخش خصوصی به عنوان راه سوَم در بازار ارائه خدمات بهداشتی اولیه ایران می تواند سبب بهبود کارایی و استفاده بهتر از منابع بسیار محدود بهداشتی در توسعه ی بهداشت ملی شود.
ارائه مدل فرآیندی برای پیادهسازی مدیریت دانش مبتنی بر یادگیری سازمانی در ایران خودرو: نظریه برخاسته از دادهها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمانها علیرغم سرمایهگذاریهای سرسامآور سختافزاری و نرمافزاری که برای استقرار مدیریت دانش انجام دادهاند به نتیجه مورد انتظارشان دست نیافتهاند. تحقیق حاضر تلاشی است برای پاسخگویی به این سؤال بنیادین که سازمان با تکیه بر چه رویکردی میتواند به مزیت رقابتی مبتنی بر منابع کلیدی خود دست یابد؟ و به عبارتی مسیر بلوغ سازمان در بهرهبرداری از دانش خود چیست و سازمان روی چه فرآیندهایی سرمایهگذاری کند تا پیادهسازی مدیریت دانش در جهت اهداف و نیازهایش باشد؟ روش تحقیق بکارگرفته از نظر نوع دادهها کیفی، از نظر ماهیت اکتشافی و از نوع نظریه برخاسته از دادهها است که با نمونه گیری هدفمند و انجام مصاحبهها عمیق و نیمه ساختار یافته (فردی و گروهی) صورت گرفته است، تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مقایسه ای انجام شده است. این الگوی فرآیندی نشان میدهد که توسعه مدیریت دانش از طریق یک فرآیند یادگیری چهار حلقهای محقق میشود بهگونهای که منابع سازمانی در طی این فرآیند، ارتقاء یافته و به قابلیتها و شایستگیهای محوری سازمان تبدیل میشوند. بنابراین اگر سازمان نتواند محقق شدن این فرآیند را فراهم نماید، سرمایهگذاری انجامشده به هدر خواهد رفت. فرآیند ارائهشده، مراحل توسعه و پیادهسازی مدیریت دانش را توصیف میکند و نقش هریک از عوامل اساسی همچون فرآیندها و حلقههای یادگیری، منابع سازمانی و استفاده خلاقانه از فناوری اطلاعات را در پیادهسازی مدیریت دانش تبیین مینماید.
طراحی یک سیستم پشتیبان تصمیمگیری(DSS) در مدیریت برای حل مسأله تسطیح منابع در مدیریت پروژه با رویکرد الگوریتم ژنتیک(GA)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تسطیح و تخصیص منابع از وظایف اصلی مدیریت پروژه میباشد. در صورتیکه محدودیتی در میزان منابع قابل دسترس وجود نداشته باشد، مسئله تسطیح منابع مطرح میشود و لازم است تا نوسانات بکارگیری منابع بدون افزایش زمان اجرای پروژه کاهش یابد. در این مقاله برای سیستم پشتیبان تصمیم گیری در مدیریت جهت حل مسئله تسطیح منابع- وسائط حمل و نقل بویژه در زمانی که از تابع هدف چندگانه که از نوع مسایل NP-hard محسوب میشوند، در کارخانه اندود بتن لوله (Coating) شرکت مهندسی و ساخت تاسیسات دریایی ایران، از الگوریتم ژنتیک استفاده شده است. این روش که الهام گرفته از طبیعت است، مسئله مورد نظر را به خوبی حل نموده و جوابهای مطلوب ارائه میدهد. نتایج حاصل از اجرای برنامه که در ادامه ذکر خواهد شد، این مطلب را تائید میکند. روش تحقیق در این مقاله از نوع میدانی و پیمایشی بوده که در پاسخ به پرسش مطرح شده برآمده که آیا میتوان با استفاده از یک مدل GA، تسطیح منابع را طوری طراحی کرد که با یک DSS به مدیران یاری نماید؟ نتایج تحقیق حاکی از این امر است که الگوریتم GA قادر است جوابهای بسیار خوب را در زمان قابل قبولی ارائه دهد.
رابطه توجه به مسؤولیت اجتماعی و عملکرد بازاریابی شرکتهای صادرکننده نمونه صنایع غذایی
حوزههای تخصصی:
در عصر حاضر، در شرایطی که بازاریابی نسل جدیدی از مفاهیم را مرور می کند، اخلاق و اجتماعی در کسب و کار از جایگاه ویژه ای برخوردار شده است. مباحث سلامت انسان، آلودگی محیط زیست و کمیاب شدن منابع اولیه از جمله مباحثی هستند که توجه به اجتماعی در کسب و کار را توجیه می کنند. یکی از ابزارهای مهمی که در دنیای رقابت امروزی می توان برای ایجاد تمایز از رقبا و به دست آوردن مزیت رقابتی جهت بالا بردن سهم بازار از آن بهره جست، توجه به اجتماعی در کسب و کار می باشد.در این مقاله سعی شده است رابطه توجه به اجتماعی و عملکرد بازاریابی شرکتها بررسی شود و برای این منظور از مدل پژوهش الانصاری و کرن (2005) و الگوی پژوهش چاترجی (2007) استفاده شده است . داده های از طریق پرسشنامه و از میان شرکتهای صادرکننده نمونه صنایع غذایی استان آذربایجان شرقی گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که بین توجه به اجتماعی و عملکرد بازاریابی شرکتی مورد مطالعه رابطه مثبت وجود دارد.
مسیریابی وسایل نقلیه در سیستم هدایت مسیر پویا مبتنی بر یادگیری عاملهای هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از چالشهای اصلی شبکههای ترافیکی، هدایت وسایل نقلیه به مقصدشان تحت وضعیت پویای ترافیک با هدف کاهش زمانهای سفر و استفاده موثرتر از ظرفیتهای موجود شبکه است. در پاسخ به مسایل بیان شده، سیستم هدایت مسیر پویا رویکردی موثر به نظر میرسد. این سیستم از جمله حوزههای مهم فعالیت سیستمهای هوشمند حملونقل است. هسته اصلی سیستم هدایت مسیر پویا، محاسبات کوتاهترین مسیر بر اساس شرایط جاری (اطلاعات زمان واقعی) است. بنابراین با توجه به ضرورتهای بیان شده، هدف کلی تحقیق را میتوان در قالب توسعه راهبرد قوی مسیریابی برای سیستمهای هدایت مسیر تحت وضعیت پویای محیط تعریف کرد. به این منظور در این مقاله با بیان یک چارچوب مفهومیهدایت مسیر مبتنی بر ساختار مسیریابی غیرمتمرکز، به چگونگی کاربرد تکنیکهای عامل گرا با تاکید بر یادگیری تقویتی به عنوان یک راه حل در مواجهه با نامعینیهای مسأله مسیریابی وسایل نقلیه در شبکههای ترافیکی پرداخته شده است. از نتایج مهم تحقیق ارایه شده میتوان به توانائی مدلهای یادگیری پیشنهاد شده در ارایه سیاست یا استراتژی انتخاب مسیر در تطبیق با شرایط پویای ترافیکی و نیز ارایه آلترناتیوهای مختلف پیشنهادی طی مسیر برای رانندگان با هدف حداقل کردن معیار زمانهای سفر وسایل نقلیه اشاره کرد.