فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۲۱ تا ۳٬۷۴۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
Technological development, especially over the past few years has influenced the quality of human lives considerably. According to the World Tourism Organization, the internet plays a crucial role in tourism, since it provides an opportunity for access to tourists across the world and it has the most audience compared to conventional media. Therefore, the main objective of this research is to study the short videos created on the Instagram platform for sustainable cross-cultural communication management in the cases of Iran and Oman. Among 50 Instagram pages related to Iran and Oman, only 10 pages were selected based on defined criteria and were studied using the thematic analysis method. The main discovered themes were commercial tourism (which includes sub-themes of company registration, exports, imports, skilled workers immigration); cultural tourism (which includes sub-themes of cultural similarities, cultural differences, and diplomatic relations between two countries); medical tourism (including sub-themes of Shiraz medical centers, Tehran medical centers, Ramsar health tourism, and the unknown destinations of health tourism in Iran); recreational tourism (which includes sub-themes of cruise ships, recreational Islands, desert tours, culinary tourism and restaurants, the unknown sights of Oman, and recreational tourism in Iran) and lastly ecotourism (including sub-themes of ecotourism in Iran and Oman). In general, all the discovered themes were about the sustainable cross-cultural communication between Iran and Oman.
ارزشیابی دوره های تحصیلات تکمیلی فناوری نانو در جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دیریت نوآوری سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۷)
71 - 102
حوزههای تخصصی:
پس از گذشت بیش از دو دهه از راه اندازی دوره های تحصیلات تکمیلی فناوری نانو در کشور، تاکنون ارزشیابی جامعی از وضعیت این دوره ها انجام نشده است. به علت پراکندگی شدید مراکز سیاست گذار علم و فناوری ایران، در سال های اخیر هریک از آن ها تلاش کرده اند نظام های ارزشیابی خاص خود را طراحی و پیاده سازی نمایند ولی مقیاس دانشگاهی در ارزشیابی تاکنون موردتوجه قرار نگرفته است. هدف این پژوهش، ارزشیابی دوره های تحصیلات تکمیلی فناوری نانو در ایران بود. برای این منظور، در گام اول با تحلیل محتوای منابع موجود و با مصاحبه با 8 نفر از مطلعان کلیدی، مدل ارزشیابی دوره های تحصیلات تکمیلی نانو در ایران طراحی شد و در گام دوم با مصاحبه 11 نفر از خبرگان حوزه نانو، وضعیت دوره های تحصیلات تکمیلی نانو در ایران مورد ارزشیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد رشد جریان علم و تحقیقات نانو در کشور و نهادسازی های سه گانه ستاد نانو در زیست بوم آموزش این فناوری در کشور از مهم ترین نقاط قوت این دوره ها هستند. همچنین ضعف در دسترسی به تجهیزات آزمایشگاهی به روز، ضعف در تخصص میان رشتگی اساتید، ضعف برنامه درسی دوره ها در توجه به ملاحظات ایمنی، اخلاق و سلامت نانو، ضعف در تعریف پروژه های همکاری بین المللی آموزش دانشگاهی، عدم ارزشیابی و اخذ بازخورد از نتایج فعالیت های صورت گرفته در دوره های تحصیلات تکمیلی نانو و موازی کاری در فعالیت های آموزشی دانشگاه های مختلف از مهم ترین نقاط ضعف دوره ها می باشند.
تحلیل شکاف اجرایی- ادراکی عناصر بازی وارسازی در محتوای پیام های تبلیغاتی (مورد مطالعه: شبکه اجتماعی و اپلیکیشن اختصاصی تاکسی اینترتی تپسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
231 - 259
حوزههای تخصصی:
هدف: در سال های اخیر، بازی وارسازی به عنوان ابزاری قدرتمند در بازاریابی دیجیتال، به ویژه در شبکه های اجتماعی، بسیار در کانون توجه قرار گرفته است. یکی از این حوزه ها، صنعت حمل ونقل آنلاین است. شرکت تپسی نیز در محتوای پیام های تبلیغاتی خود در اپلیکیشن اختصاصی و شبکه اجتماعی اینستاگرام، از مکانیک ها و دینامیک های بازی وارسازی برای جذب مشتریان بیشتر استفاده کرده است؛ اما عملکرد شرکت در استفاده از عناصر بازی و ادراک مشتری از آن مبهم است. از این رو، پژوهش حاضر با تمرکز بر اهمیت بازی وارسازی در تبلیغات رسانه های اجتماعی در صنعت خدمات خودروی آنلاین و با هدف بررسی میزان استفاده از بازی وارسازی در این شبکه اجتماعی و اپلیکیشن اختصاصی این شرکت و همچنین، درک مشتری از میزان رعایت مکانیک ها و دینامیک های بازی وارسازی، به منظور شناسایی شکاف اجرایی ادراکی اجرا شده است.
روش: این پژوهش با رویکرد آمیخته و طی دو گام اجرا شده است. در گام نخست با رویکرد تحلیل محتوای کیفی، پست های بارگذاری شده در اپلیکیشن و صفحه اینستاگرام این شرکت، در بازه زمانی ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۲ بررسی شد. درگام دوم، به منظور بررسی ادراک مشتری، پرسش نامه ای بین ۳۸۴ نفر از مشتریان توزیع شد.
یافته ها: نتایج مرحله نخست نشان داد که از ۵ عنصر دینامیک موجود، تمامی آن ها و از ۱۰ عنصر مکانیک موجود ۸ عنصر (به جز نوبت و معاملات) در پست های این شرکت استفاده شده اند. نتایج تحلیل شکاف اجرایی ادراکی نیز نشان داد که ادراک مشتری از به کارگیری عناصر معاملات، همکاری و نوبت، بسیار ضعیف و از عناصر داستان سرایی، پیشرفت، محدودیت، رقابت، مالکیت منابع و پاداش ضعیف است.
نتیجه گیری: به نظر می رسد علی رغم تلاش این شرکت برای استفاده از عناصر بازی وارسازی در محتوای تبلیغاتی خود، ادراک کاملی از این عناصر برای مشتریان اتقاق نیفتاده و به طور کامل، در جلب توجه کاربران اثربخش نبوده است. استفاده و تنوع بخشی به عناصر بازی وارسازی در محتوای تبلیغات ارائه شده بر اساس ویژگی های جمعیت شناختی (مانند سن، جنسیت، تحصیلات و...)، می تواند در اثربخش کردن این تلاش مؤثر باشد.
ارائه الگوی توسعه بازاریابی دیجیتال سبز در بخش تجارت –تجارت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
117 - 134
حوزههای تخصصی:
با وجود افزایش توجه به مسائل زیست محیطی در حوزه بازاریابی، تاکنون تحقیقات زیادی جهت ادغام مفاهیم سبز در بازاریابی دیجیتال بنگاه به بنگاه انجام نشده است. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی توسعه بازاریابی دیجیتال سبز در بخش تجارت –تجارت انجام شده است. تحقیق حاضر از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، و از لحاظ روش جمع آوری داده ها از نوع تحقیق کیفی اکتشافی می باشد، بر این اساس ابتدا با استفاده از رویکرد کیفی ابعاد، مولفه ها و شاخص های عوامل دخیل در بازاریابی دیجیتال تجارت به تجارت و تحلیل موانع و عوامل بازدارنده و مدل اولیه تحقیق طراحی شده است. سپس با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری نسبت به سطح بندی هر یک از مضامین اقدام شد. نمونه آماری شامل 15 نفر از خبرگان بوده که حجم نمونه بر اساس رسیدن به اشباع نظری تعیین شد. تحلیل داده ها در فاز کیفی با روش تحلیل مضمون و نرم افزار مکس کیودی ای ورژن 2012 و در بخش کمی با روش مدل سازی ساختاری تفسیری و نرم افزار میک مک ورژن 3. 5 انجام شد. بر اساس نتایج به دست آمده در فاز کیفی، مضامین فراگیر شامل عوامل سازمانی، عوامل اجتماعی فرهنگی، عوامل قانونی و عوامل بازاریابی و عوامل مالی شناسایی شدند. بر اساس نتایج مدل سازی ساختاری تفسیری، مزیت رقابتی در سطح نخست، متغیرهای جذب سرمایه و عملکرد هزینه و درآمد در سطح دوم، متغیر مشتری مداری، در سطح سه، متغیرهای شبکه های اجتماعی و کانال های دیجیتال در سطح چهار، قوانین و مقررات، فرهنگ سازمانی و آموزش و یادگیری در سطح پنج و در پایان جهت گیری سبز سازمان در سطح شش قرار دارند.
تأثیر کاهش تحریم ها و توان مالی شرکت ها بر توسعه صادرات پوشاک با در نظر گرفتن نقش میانجی صادرات مستقیم و صادرات غیر مستقیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر کاهش تحریم ها و توان مالی شرکت ها بر توسعه صادرات پوشاک با در نظر گرفتن نقش میانجی صادرات مستقیم و صادرات غیر مستقیم است. روش تحقیق ازنظر هدف، کاربردی بوده و ازلحاظ روش، توصیفی-پیمایشی-همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران شرکت های تولیدکننده و صادرکننده پوشاک می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، حجم نمونه به تعداد 344 نفر تعیین شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart PLS به کار گرفته شده است. ابزار مورداستفاده برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه استاندارد شده می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کاهش تحریم ها تأثیر مستقیم و معناداری با توسعه صادرات پوشاک دارد. همچنین توان مالی شرکت ها تأثیر مستقیم و معناداری بر توسعه صادرات پوشاک دارند. صادرات مستقیم، نقش میانجی را بر رابطه بین کاهش تحریم ها و توسعه صادرات پوشاک ایفا می کنند، نقش میانجی صادرات غیرمستقیم بر رابطه بین کاهش تحریم ها و توسعه صادرات پوشاک نیز مورد تائید قرار گرفت.
شبیه سازی سناریوهای آینده پژوهی در مدیریت استراتژیک با هوش کوانتومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال سوم زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
7 - 24
حوزههای تخصصی:
این تحقیق به بررسی تاثیر انواع حمایت های اجتماعی بر رفتارهای خلق ارزش مشترک با نقش میانجی اعتماد و تعامل اخلاقی و نقش تعدیلگری وضعیت سلامتی می پردازد. در این راستا، با استفاده از تحلیل مضمون (Content Analysis) و شبیه سازی سناریوهای آینده پژوهی، سعی بر شناسایی و تحلیل عوامل موثر بر رفتارهای مشتریان و تصمیم گیری های استراتژیک با توجه به پیچیدگی های محیطی و اجتماعی دارد. الگوریتم های هوش مصنوعی، به ویژه شبکه های عصبی، به عنوان ابزارهای پیشرفته برای تحلیل رفتارهای انسانی و استخراج الگوهای رفتاری به کار گرفته شدند. همچنین، در این تحقیق ارتباطات میان اعتماد، تعامل اخلاقی و حمایت های اجتماعی در ایجاد ارزش مشترک بررسی شده و نتایج نشان می دهند که عوامل محیطی و وضعیت سلامتی نقش قابل توجهی در تصمیم گیری های استراتژیک دارند. در نهایت، پیشنهاداتی برای بهبود فرآیند پیش بینی رفتارها با بهره گیری از هوش کوانتومی و الگوریتم های هوش مصنوعی ارائه شده است.
شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر حسابداری منابع انسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به شناسایی و رتبه بندی عوامل کلیدی مؤثر بر حسابداری منابع انسانی می پردازد. با توجه به اهمیت منابع انسانی به عنوان دارایی های نامشهود در سازمان ها، تحلیل و ارزیابی این عوامل می تواند به بهبود عملکرد حسابداری و تصمیم گیری های مدیریتی کمک کند. در بخش کیفی از نوع تحلیل محتوا و در بخش کمی از نوع توصیفی- پیمایشی بود. نمونه آماری در بخش کیفی استخراج کدباز از مقالات پیشینه براساس کدگذاری داده ها با الگوی سیپ،4 مؤلفه اصلی،28 مفهوم و 132کد استخراج شد. جامعه آماری بخش کمی مراکز آکادمیک، سازمان ها، انجمن ها، اساتید های دانشگاه ها ، صاحب نظران در حوزه حسابداری منابع انسانی، مدیریت منابع انسانی تشکیل می داد و از طریق پرسشنامه آنلاین بود. (در بخش کمی) به منظور بررسی روایی تحقیق از نسبت روایی محتوا ( CVR) و شاخص روایی ( CVI) که مورد تایید اساتید محترم راهنما و مشاور قرار گرفت، استفاده گردید. سپس با استفاده پرسشنامه محقق ساخته(پنج گزینه ای لیکرت) شاخص ها براساس مؤلفه ها گروه بندی شدند. در نهایت برای تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا بر اساس مدل سیپ استفاده گردید، در بخش کمی نیز، متغیرهای جمعیت شناختی با استفاده از نرم افزارspss نسخه 26 پرداخته شده است، و در انتها برای رتبه بندی شاخص های عوامل مؤثر بر حسابداری منابع انسانی از آزمون فریدمن و از نرم افزارspss استفاده شد. یافته ها نشان داد 132 کدباز به عنوان عوامل کلیدی حسابداری منابع انسانی از اهمیت بیشتری برخوردار هستند که در 4 معیار اصلی مدل سیپ دسته بندی گردید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که بعد درون داد از نظر خبرگان دارای بیشترین اهمیت و بعد زمینه دارای کمترین اهمیت می باشد. و تمام گویه ها معنادار هستن و مورد تایید قرار گرفتن.
Designing an Open Banking Model by Using the Grounded Theory Approach in Bank Saderat(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of System Management, Volume ۱۰, Issue ۲, Spring ۲۰۲۴
123 - 143
حوزههای تخصصی:
This research aims to design an open banking model using a grounded theory approach in bank Saderat Khorasan Razavi. The current research is exploratory in nature and mixed-in approach. This research was carried out in two stages among the research projects of the combined method. For this purpose, it collects qualitative data first. In this section, the indicators were identified through reviewing existing documents, papers, and articles and semi-structured interviews with experts, and the grounded theory method was used to select the identified indicators. Open and axial coding was done and a visual pattern was designed. In second stage was the quantitative part of the research, after the final research model was identified in the qualitative part and the components and indicators of each component were determined, the final questionnaire included all dimensions and components of the identified model based on the five-choice Likert scale and based on dimensions and the components of open banking in the country's banking industry were compiled and distributed among sample people and data were collected. The statistical population in the qualitative part of the research and the process of identifying dimensions and components of open banking in the country's banking industry included organizational experts, these people included senior managers, deputy managers, middle managers, and senior experts. The statistical population in the quantitative part included all managers and senior experts of open banking in the country's banking industry. According to the obtained results, the consequences with an average rank of 2.63 are the priority. Intervening factors with an average rating of 2.55 are the second priority. The central phenomenon with an average rank of 2.43 is the third priority. Contextual factors with an average rank of 2.40 are the fourth priority. Strategies are in the fifth priority with an average rank of 2.39. Causal factors with an average rating of 2.38 are the last priority.
The Impact of E-Satisfaction on E-Loyalty Moderated by Customer Perceived Risk and Skill (Case of Mashhad’s Mellat bank)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of System Management, Volume ۱۰, Issue ۳, Summer ۲۰۲۴
173 - 190
حوزههای تخصصی:
As the digital landscape continues to reshape the banking industry, understanding the factors influencing customer loyalty in online banking becomes paramount. This study investigates the intricate relationships between e-satisfaction, e-loyalty, and the moderating effects of consumer perceived risk and skill. Drawing on a sample of 168 customers from selected branches of Bank Mellat in Mashhad, statistical analyses were conducted using SPSS and Smart-PLS. The results reveal a direct and positive impact of e-satisfaction on e-loyalty, elucidating the fundamental role of customer contentment in fostering loyalty in the online banking domain. Moreover, the study uncovers a nuanced interplay, demonstrating that the relationship between e-satisfaction and e-loyalty is contingent on the levels of consumer perceived risk and skill. High perceived risk and low skill levels diminish the impact of e-satisfaction on e-loyalty, highlighting the need for tailored strategies for these customer segments. This research contributes to the evolving understanding of e-loyalty dynamics, emphasizing the significance of customization, security, convenience, delivery, communication, and website aesthetics in shaping customers' e-loyalty. The findings provide actionable insights for banking institutions to refine their online platforms, fostering a more personalized, secure, and engaging digital banking experience to enhance customer loyalty.
شناسایی کاربردها و الزامات به کارگیری هوش مصنوعی در محصولات نوین خودرویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت کسب و کار هوشمند سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۷
79 - 109
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی فرصت های کم نظیری، برای ارتقای عملکرد صنایع مختلف از جمله صنعت خودروسازی فراهم میکند. مطالعه حاضر به دنبال شناسایی کاربردها و الزامات بکارگیری هوش مصنوعی در محصولات نوین خودروسازی همچون خودروهای خودران با کسب نظر از مدیران و کارکنان شرکت های خودروسازی داخلی از طریق پیشبرد مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل مضمون می باشد. افراد مصاحبه شونده شامل 11مدیر و 17 کارمند بودند که از این تعداد 15 نفر دارای مدرک کارشناسی و 11 نفر داری مدرک ارشد و 2 نفر داری مدرک دکتری بودند.پس از پیاده سازی متن مصاحبه ها و تحلیل و کدگذاری آنها به روش تحلیل مضمون، در بخش کاربردها 21 کد و در بخش الزامات 26 کد شناسایی گردید. پس از انجام 28 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد .از کدهای شناسایی شده در بخش کاربردها میتوان به خودروهای خودران و دستیارصوتی، حمل ونقل اشتراکی و در بخش الزامات میتوان به تخصیص منابع،کارکنان متخصص و تشکیل تیم اشاره کرد. با توجه به تنوع کاربرد هوش مصنوعی در محصولات نوین خودرو و طبق الزامات مشخص شده با توجه به نظرات خبرگان، توسعه بستر مناسب برای فناوری های سخت و نرم به صورت یکپارچه؛ و پشتیبانی دولتی با توجه به ایجاد زیرساخت های قانونی می تواند مسیر توسعه فناوری حاضر را بهبود بخشد. مسلماً برای ایجاد زمینه عملکرد موفق هوش مصنوعی در خودروسازی باید با دیدگاه نظام مند، کلیه اثرات بکارگیری آن را از ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی در نظر آورد.
الگوی تعدیلی چرخه عمر بر رابطه بین زمان بندی بازار و وضعیت بازار بر تصمیمات انتشار سهام با رویکرد نظریه رهیافت ارگانیک
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از ویژگی های بازارهای امروزی توجه به عوامل مؤثر بر انتشار سهام در بازارهای رقابتی است. ضرورت این امر آگاهی همه جانبه از موقعیت شرکت در بازارهای مالی و محیط پیرامونی تاثیرگذار بر عملکرد شرکت ها می باشد. هدف این تحقیق بررسی نقش تعدیل کننده چرخه عمر بر رابطه بین زمان بندی بازار و شرایط بازار در تصمیم گیری های انتشار سهام با یک نظریه رویکرد ارگانیک است. روش شناسی: بدین منظور 120 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های ترکیبی استفاده شد و مدل رگرسیونی با استفاده از نرم افزار Eviews7 برآورد شد. یافته ها: یافته های تحقیق حاکی از آن است که بین متغیرهای بازده بازار سهام، نسبت سود به قیمت و خالص جریان نقدی منهای سود سهام پرداختی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. علاوه بر این، رابطه معکوس و معناداری بین نسبت ارزش بازار به دفتری، بازده خرید و خالص جریان نقدی منهای سود سهام پرداختی وجود دارد. با این حال، بین بازده نگهداری سهام، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی و خالص جریان نقدی منهای سود سهام پرداختی رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین، یافته ها نشان می دهد که شرکت ها در مرحله بلوغ نسبت به سایر مراحل چرخه عمر، سهام بیشتری منتشر می کنند. نتیجه گیری: این امر نشان می دهد که شرکت ها در مرحله بلوغ دارای سطوح بالایی از سرمایه در دسترس هستند که می تواند آنها را در جهت جذب سرمایه بیشتر قرار دهد.
تحلیل گفتمان توسعه ی گردشگری با رویکرد عدالت محور و اعتدال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تحلیل گفتمان توسعه ی گردشگری با رویکرد عدالت محور و اعتدال می باشد. روش پژوهش حاضر تحلیل گفتمان و از نظر هدف کاربردی بود. نمونه ی آماری در این پژوهش جمعا 60 متن شامل تمامی متون بیان شده توسط مدیران دولتی در بخش گردشگری در دو دوره ی تاریخی حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران با گفتمان عدالت محور و گفتمان اعتدال در دوره های 8 ساله بود. جهت گردآوری داده ها نیز از روش کتابخانه ای استفاده شده است. یافته ها نشان داد که مشخصات مدیریت دولتی سنتی شامل: اعمال اقتدار دولت بر تمام بخش ها، ساختارهای سلسه مراتبی خشک، یکپارچگی مقررات و رویه های کاری، جدایی اداره از سیاست و کنترل های شدید بودند. همچنین، مشخصات مدیریت دولتی نوین شامل: مقررات زدایی، خصوصی سازی، تعدیل نیروی انسانی و رقابت بازار بودند. مدیریت گفتمان عدالت محور به مدیریت دولتی نوین نزدیک و ویژگی هایی از حکمرانی خوب را هم در بر دارد. همچنین، مدیریت گفتمان اعتدال به مدیریت دولتی نوین نزدیک تر است و ویژگی هایی از مدیریت دولتی سنتی را هم در بردارد.
Analyzing the Relationship Between Dimensions of Mental Image, Brand Awareness, and Brand Recognition in Customer Attraction Considering Electronic Service Marketing(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۵, No. ۸, Winter & Spring ۲۰۲۴
22 - 46
حوزههای تخصصی:
Purpose: In the present research the relationship between the dimensions of mental image, brand awareness and brand recognition in attracting customers, has been investigated and analyzed with marketing of electronic services (the case study of Iran Postbank) especially taken into account. E-marketing has greatly facilitated the banking operation.Method: This research is applied in terms of purpose and descriptive-survey and correlational as regards the nature of data collection. The statistical population of the research includes managers and senior supervisors of Iran Postbank. The sample size of the research is 168 people, and simple sampling method was used, and 117 people were selected for the research. A questionnaire was used to collect data. The validity of the questionnaire was confirmed through content validity and its reliability using Cronbach's alpha coefficient. To analyze the data, structural equation modeling was used with the help of PLS software.Findings: The results of this research showed that the variables of mental image, brand awareness and brand recognition have a significant and positive impact on the marketing of electronic services, also the marketing of services has a positive and significant impact on customer attraction and the marketing of electronic banking services will increase customer attraction.Conclusion: Given the increasing competition among Iranian banks and the challenge of attracting new customers and keeping current customers, as discussed in this research, brand awareness is one of the most important factors affecting customer attraction in the bank.
Validation of the Pattern of Digital Marketing Capabilities Affecting Product Development(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۵, No. ۸, Winter & Spring ۲۰۲۴
183 - 205
حوزههای تخصصی:
Purpose: Due to the importance of creating competitive advantages, the present study was conducted with a view to validating the pattern of digital marketing capabilities affecting the development of new Abadan petrochemical products. The present research is applied in terms of purpose and has been done with a survey method.Method: The type of research is quantitative. The data collection tool was a questionnaire with 50 questions. Confirmatory factor analysis was used for the validation of the questionnaire as well as Cronbach's alpha coefficient.Findings: Findings showed that the value of confirmatory factor analysis (t-value) for all 5 paths of the model is greater than 1.96 and the significance of the test is less than 0.05, so with a 95% confidence level causal factors affect the main category (marketing capabilities for new product development) by 0.705; The main category (marketing capabilities for new product development) has an impact on strategies of 0.379; Intervening factors affect strategies by 0.129; Underlying factors affect strategies by 0.457; Finally, strategies have an impact on outcomes of 0.849Conclusion: The results show that the innovation, customer orientation, marketing technologies improvement, research and development capabilities and communication capabilities are confirmed. Also they emphasized as causal dimensions and the basis of digital marketing. Finally, the board diversity is confirmed as the underlying dimensions and platform of digital marketing.
شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر تجاری سازی محصولات شرکت های دانش بنیان حوزه زیست فناوری با استفاده از تکنیک DANP(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۵
67 - 78
حوزههای تخصصی:
از آغاز بحث تجاری سازی فناوری در مؤسسات تحقیقاتی کشور صرف نظر از اندازه و حوزه تخصصی فعالیت آن ها مسأله ای که پیوسته رویاروی مدیران این مراکز قرار داشته آن است که علی رغم دستاوردها و نتایج فراوان تحقیقاتی که شرکت های دانش بنیان و پژوهشگاه ها به دست آورده اند؛ اغلب آن ها در امر تجاری سازی و رساندن نتایج این تحقیقات به مصرف کننده نهایی در بازار و جامعه و درآمدزایی مطلوب موفق نبوده اند. تحقیق حاضر باهدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر تجاری سازی محصولات شرکت های دانش بنیان حوزه زیست فناوری صورت پذیرفت. جامعه آماری تحقیق 19 نفر از اعضای هیات علمی و مدیران حوزه تجاری سازی محصولات شرکت های دانش بنیان حوزه زیست فناوری بوده و از سابقه کار مشهودی برخوردارند. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی می باشد. برای گردآوری داده ها از روش های کیفی مصاحبه با خبرگان و تحلیل محتوا و نیز از ابزار پرسش نامه برای اولویت بندی عوامل با روش دنپ بهره گیری شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که 6 معیار دولت، عوامل اقتصادی، عوامل قانونی، مدیریت ارشد، مدیریت پروژه و عوامل سازمانی به عنوان عوامل مؤثر بر تجاری سازی فناوری شناسایی شدند. سپس این معیارها به همراه 22 زیرمعیار مربوطه با استفاده از تکنیک دنپ وزن دهی شد. در نهایت نتایج پژوهش حاکی از اهمیت بالای نقش عوامل سازمانی (ساختار سازمانی انعطاف پذیر و فرهنگ سازمانی نوآور) بر تجاری سازی محصولات شرکت های دانش بنیان زیست فناورانه است.
متاورس در حسابداری و حسابرسی- چشم اندازی از آینده
حوزههای تخصصی:
گسترش روزافزون فناوری اطلاعات به همراه سرعت فزاینده آن، کلیه ابعاد جوامع بشری را در پرتو خود گرفته است. نیاز به دسترسی اطلاعاتی دقیق و سالم، مربوط و بهنگام با حداقل بهای تمام شده و حداکثر کارایی، گرایش به استفاده از فناوری های نوین را به عنوان یک عامل حاکم بر سازمان ها مطرح و آن ها را مجبور به همگام شدن با شرایط کرده است. با توجه به رشد سریع فناوری اطلاعات و تغییرات اساسی در فرآیند حسابداری و حسابرسی انتظار نمی رود که توسعه فناوری اطلاعات نیاز به حسابداری و حسابرسی مستقل را از بین ببرد. فناوری های متاورس بس یار یکپارچه و هماهنگ هستند و به معنایی امکان طراحی سیستم های اطلاعات حسابداری و حسابرسی متناسب با دنیای متاورس را دارا است و این سیستم ها قادر به اطمینان بخشی به داده های مالی بوده و موجب جلوگیری از خطا و تقلب می شوند و می تواند به عنوان ابزار کمکی مورد استفاده قرار گیرد. از سویی دیگر، سیستم های اطلاعات حسابداری در مت اورس ممک ن اس ت تح ت تاثی ر ق رار بگیرن د امّ ا اه داف و اصول حس ابداری هم چنان ثاب ت می مان د. لذا در این مطالعه سعی شده است به بررسی کاربرد فناوری متاورس در حسابداری و حسابرسی پرداخته شود، برای این منظور ابتدا به تعریف و تبیین واژگان فناوری اطلاعات در حسابداری و حسابرسی و سپس به چرایی و ضرورت بکارگیری متاورس در حسابداری و حسابرسی و پیامدهای آتی آن پرداخته شده است.
شناسایی راهکارهای ارتقا سواد رسانه ای دانشجویان دانشگاه های افسری آجا در مواجهه با جنگ شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷
1 - 25
حوزههای تخصصی:
برای داشتن افرادی توانمند که بتوانند هوشمندانه از فناوری های روز استفاده نمایند باید جامعه از سطح سواد بالایی در تمامی زمینه ها برخوردار باشند.سواد در دنیای کنونی صرفاً داشتن سواد خواندن و نوشتن نیست بلکه یک جامعه فعال و هوشمند باید به انواع سوادها مسلط باشند. یکی از انواع سوادهایی که جامعه باید به آن آشنا باشند، سواد رسانه می باشد. از اقشاری که همواره در معرض هجوم پیام های رسانه و جنگ شناختی دشمن بوده، سازمان های نظامی و کارکنان وابسته به آن می باشد. هدف این پژوهش شناسایی و راهکارهای ارتقاء سواد رسانه ای دانشجویان دانشگاه های افسری آجا در مواجهه با جنگ شناختی بوده به نحوی که با تقویت سواد رسانه ای بتوانند از ایمنی ذهنی بالایی برخوردار بوده و آسیب پذیر کمتری داشته باشند. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی می باشد. جامعه آماری در این تحقیق اسناد و مدارک کتابخانه و رساله ها و پایان نامه و همچنین مصاحبه با 11 نفر از صاحب نظران حوزه جنگ شناختی و سواد رسانه ای می باشد. در این تحقیق داده های حاصل از مصاحبه با صاحب نظران و اسناد و مدارک و مطالعات پیشین جمع آوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA تلخیص، کدبندی و تجزیه وتحلیل گردید. نتیجه ای که از این تحقیق به دست آمد نشان دهنده این است که با در نظر گرفتن ابعاد ساختارهای دانش، مهارت های رسانه ای و مرکز تصمیم گیری شخصی تحت 13 مؤلفه و 63 راه کار اجرایی می توان در دانشگاه های افسری ارتش جمهوری اسلامی ایران سواد رسانه ای دانشجویان را ارتقا بخشید به نحوی که در مواجهه با جنگ شناختی بتوانند عملکرد مناسبی داشته باشند.
طراحی چارچوب سیاستگذاری توسعه کارآفرینی سازمانی مبتنی بر ابعاد نهادی (نظریه داده بنیاد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱۰
83 - 119
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، طراحی چارچوب سیاستگذاری توسعه کارآفرینی سازمانی مبتنی بر ابعاد نهادی است. با این منظور با استفاده از روش کیفی و بهره مندی از نظریه داده بنیاد، با خبرگان و صاحب نظران این حوزه و به روش گلوله برفی مصاحبه عمیق نیم ساختار یافته انجام شد. سپس، فرایند کدگذاری باز منتج به 158 کد، کد گذاری انتخابی منتج به 129 کد در قالب شش مقوله اصلی، شرایط علی (چالش های: سیاست های دسترسی به منابع مالی، سیاست های انگیزشی کارآفرینی، سیاست های ارزیابی محیط کسب و کار، سیاست های فرهنگی، سیاست های قانونی)، پدیده محوری (موانع: سازمانی، ساختاری، اقتصادی، فناورانه، شبکه سازی و اطلاع رسانی)، عوامل زمینه ای (عوامل رسمی، غیر رسمی، قانونی و تنظیمی، شناختی، هنجاری)، عوامل مداخله گر (عوامل محیطی)، راهبردها (تدوین برنامه ریزی کارآفرینانه، ارائه کمک و مشوق های مالی، بهبود ساختاری اداری کسب و کار، بستر سازی آموزشی و فرهنگی، توسعه بهبود نوآورانه، بهبود زیر ساختارها) و پیامدها (توسعه و بهبود راهبردی، توسعه و بهبود عملیاتی) در بر داشت. نتایج نشان داد تحقیق حاضر می تواند به سیاست گذاران را در تدوین سیاست های کارآفرینی سازمانی براساس روندهای آتی کسب و کارها در جهان یاری کند.
تسری شرط داوری به شخص ثالث در مقررات سازمان های بین المللی داوری و نظام حقوقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱۰
155 - 187
حوزههای تخصصی:
مداخله اشخاص ثالث در فرآیند داوری یکی از بحث برانگیزترین موضوعات در عرصه داوری داخلی و تجاری بین المللی است. به عبارتی مشارکت ثالث فراتر از اهمیت علمی این امر، پیامدهای عملی مهمی برای طرفین دارد. در نگاه اول، حضور چنین افرادی با سیستم قراردادی حل اختلاف به شیوه داوری، اساساً ناسازگار به نظر می رسد. با این حال، با افزایش اختلافات چند جانبه در معاملات تجاری بین المللی و گسترش استفاده از شروط داوری؛ سازمان های بین المللی داوری به طور فزاینده ای با موضوع مداخله اشخاص ثالث در فرآیند داوری روبرو هستند. این مقاله قصد دارد با رویکردی متفاوت؛ موضوع مداخله اشخاص ثالث در داوری را در درجه اول از منظر مقررات سازمان های بین المللی داوری و سپس بر مبنای قوانین موضوعه ایران مورد بررسی قرار دهد و به محدودیت ها و موانع آن بپردازد. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که تسری موافقتنامه داوری به شخص ثالث هرچند در عرصه داوری های بین المللی با استناد به دکترین متعدد حقوقی مورد قبول قرار گرفته است لیکن در نظام حقوقی ایران باتوجه به آرای متعارضی که در این زمینه صادر شده؛ نمی توان رویه واحدی را بر این موضوع حاکم دانست. با این حال وجود عنصر رضایت به عنوان شاخصه ی اصلی داوری، ارائه مبانی موجه و خاصی را برای گسترش قلمرو داوری به اشخاص ثالث، ضروری می سازد. اهم این مبانی عبارتند از؛ نمایندگی، قاعده استاپل و ذینفعی است که به آن پرداخته شد.
اثر مالکیت خانوادگی بر روابط بین ویژگی های هیئت مدیره و نوآوری شرکت
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۹ (جلد ۲)
193 - 213
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش مطالعه تاثیر مالکیت خانوادگی بر رابطه بین ویژگی های هیئت مدیره و نوآوری شرکت میباشد. قابل ذکر است بازده زمانی در این پژوهش محدود به سالهای 1393- 1401 میباشد ،همچنین این پژوهش دارای دو فرضیه میباشد. پژوهش انجام شده از نظر نوع هدف جزء پژوهش های کاربردی است و روش پژوهش از نظر ماهیت و محتوایی همبستگی میباشد. انجام پژوهش در چارچوب استدلالات قیاسی- استقرایی صورت گرفته است و برای تجزیه و تحلیل فرضیه ها از تحلیل پانلی کمک گرفته شده است. نتایج نشان داد بین اندازه هیئت مدیره و نوآوری شرکت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ اما بین تنوع جنسیتی هیئت مدیره و نوآوری شرکت رابطه معناداری وجود ندارد .همچنین نتایج نشان داد مالکیت خانوادگی بر رابطه بین اندازه هیئت مدیره و نوآوری شرکت تاثیر مثبت و معنی داری دارد؛ اما تاثیر مالکیت خانوادگی بر رابطه بین تنوع جنسیتی هیئت مدیره و نوآوری شرکت معنا دار نیست.