هوش سازمانی از چالش های اساسی سازمان های نوآور امروز است که به کارگیری آن در دانشگاه های دولتی کشور نیز امری ضروری به نظر می رسد. به همین دلیل دستیابی به مدلی علت و معلولی، که ابعاد و مؤلفه های مختلف هوش سازمانی دانشگاه-های دولتی ایران را تبیین کند، در این پژوهش مورد توجه قرار گرفت. ازاین رو، با بررسی ادبیات موضوع، ابعاد و مؤلفه های هوش سازمانی استخراج شد و با استفاده از نظرات خبرگان دانشگاهی، ابعاد و مؤلفه های آن در دانشگاه های دولتی ایران احصا و مدلی مفهومی تدوین گردید. سپس با استفاده از روش دیماتل روابط بین ابعاد و مؤلفه های این مدل مشخص و شبکه روابط به صورتی یکپارچه صورت بندی و مدلی تحلیلی طراحی شد که بیانگر شدت اثر ابعاد و مؤلفه ها بر هم می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهند هوش سازمانی دانشگاه های دولتی ایران، شامل هشت بعد است که هریک از این ابعاد، خود دارای چند مؤلفه (جمعاً 36 مؤلفه) می باشند. این ابعاد عبارتند از: ساختاری، فرهنگی، راهبردی، ارتباطی، اطلاعاتی، فرآیندی، رفتاری و محیطی. ابعاد محیطی، ساختاری، اطلاعاتی، فرهنگی و راهبردی، گروه علت ها (اثرگذارها) و ابعاد ارتباطی، فرآیندی و رفتاری، گروه معلول ها (اثرپذیرها) را تشکیل می دهند. روابط میان مؤلفه های هریک از این ابعاد نیز به نوبه خود بررسی و مدل های علت و معلولی آنها طراحی شد. با توجه به 36 مؤلفه مدل، پرسشنامه ای طراحی گردید که برای اندازه گیری نیم رخ هوش سازمانی دانشگاه های دولتی کشور قابل استفاده می باشد.
رشد شتابان فناوری اطلاعات، سازمان ها را ناگزیر از تغییر و تحول در مدل های کسب وکار خود نموده است. این مقاله با هدف مفهوم پردازی مدل های کسب وکار الکترونیک صنعت بانکداری و ارائه الگوی منسجم بر اساس مطالعه ی بانک- های نوظهور کشور، مبتنی بر روش شناسی «نظریه برخاسته از داده ها» مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته های بدست آمده در مجموع 112 مقوله در مرحله کدگذاری باز و 27 گزاره در مرحله کدگذاری محوری حاصل شد. در نهایت، در مرحله کدگذاری انتخابی، الگوی مفهومی تحقیق تبیین و بر اساس تحلیل رفت وبرگشتی داده ها و برگزاری گروه کانونی، اعتبار یابی گردید. مدل حاصل نشان می دهد مقوله اصلی فرایند، «ارزش ارائه شده جدید در بانکداری الکترونیک» است که با توجه به ماهیت مدل ها ، خدمات نوین بانکی را در بر می گیرد و از موجبات علی همچون «ضعف مدل های بانکداری سنتی» و عدم پشتیبانی آنها و همچنین«آشنایی با فناوری های نوین» بوجود آمده و طی دو گام کلی «پذیرش بانکداری الکترونیکی» و «انتخاب مدل کسب وکارالکترونیکی»به سه دسته پیامد «بانکداری مجازی»، «خودخدمتی برخط» و «بهبود عملکرد آینده» منجر می گردد. در این بین شرایط زمینه ای در دو دسته «ویژگی های فردی» و «عوامل سازمانی» و همچنین شرایط محیطی همچون «واسطه های مالی» و «بیمه گذاران» در این فرآیند موثرند.
ادبیات پژوهش در حوزه تعلق خاطر کاری، در طی یک دهه گذشته در سیطره ی روش های کمّی قرار داشته است. این مقاله به بررسی پیش آیندهای تعلق خاطر کاری با استفاده از پژوهش ترکیبی (ترتیبی- تبیینی) می پردازد. در این نوع پژوهش جمع آوری و تحلیل داده های کمّی و کیفی در یک مطالعه ی واحد در دو مرحله ی جداگانه انجام می شود. در این مقاله، با مطالعه ی ادبیات پژوهش، متغیرهای پژوهش شناسایی شده و نتیجه در قالب مدل مفهومی ارائه شده است. داده های تحقیق از بین 358 نفر از کارشناسان یک گروه صنعتی (مشتمل بر شرکت اصلی و شش شرکت تابعه) با استفاده از پرسشنامه جمع آوری شده است. مدل مفهومی تحقیق با استفاده از داده های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه و همچنین بهره گیری از فنون آمار توصیفی، استنباطی و مدلسازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفته اند. به منظور تبیین بیشتر و بهتر نتایج و آشکار شدن موارد مغفول در فاز کمّی، 18 مصاحبه عمیق انجام شده است. در پایان، تلفیق نتایج بخش کمّی و کیفی به درک بهتر مساله پژوهش و تعمیق یافته های آن منجر شده است. نتایج و یافته های پژوهش نشان داد استقلال و آزادی عمل، حمایت اجتماعی، مربی گری سرپرستی، بازخورد عملکرد، و فرصت های رشد یادگیری، ویژگی های شغلی، عدالت سازمانی، تناسب شغل با شاغل، قدردانی و قدرشناسی، مشارکت، شایستگی، حمایت سرپرستی و حمایت همکاران از جمله منابع شغلی تاثیرگذار بر تعلق خاطر هستند. منابع شخصی مانند: تعهد و مسئولیت پذیری، تاب آوری، خودبسندگی، وظیفه شناسی، حرفه ای گرایی و پیش قدم، تاثیر بسزایی در تعلق خاطر کاری کارکنان دارند.
مدیریت وجه نقد از جمله مهم ترین وظایف مدیران شرکت ها به منظور حداکثرسازی ثروت سهامداران می باشد و لازمه ی آن برقراری تعادل میان هزینه های نگهداشت وجه نقد و هزینه ها ی وجه نقد ناکافی می باشد که نوع و اندازه ی این هزینه ها تا حدودی به استراتژی های مالی هر شرکت بستگی دارد. از آنجا که هر دوی شرکت هایی که دچار کسری مالی و یا دارای مازاد وجه نقد می باشند به دلیل عدم مدیریت صحیح وجه نقد با مشکلات زیادی رو به رو می شوند، بر همین اساس بررسی میزان انحراف وجه نقد نگهداری شده از سطح هدف، سرعت تعدیل وجه نقد به سمت سطح هدف و عوامل شرکتی موثر بر این سرعت تعدیل موضوع مهم و قابل توجهی برای مدیران شرکت ها به شمار می آید. در مقاله حاضر سعی بر آن بود تا با تأکید بر اهمیت سرعت تعدیل وجه نقد در حوزه ی مالی و بررسی پژوهش ها و مدل پویای نگهداشت وجه نقد به تبیین دقیق و جامعی از مفهوم سرعت تعدیل وجه نقد و عوامل شرکتی اثرگذار بر آن پرداخته شود. مطالعه پژوهش های خارجی نشان دهنده ی آن بود که عوامل شرکتی شامل اندازه، عدم تعادل مالی، جریان نقدی آزاد و حاکمیت شرکتی بر میزان سرعت تعدیل وجه نقد موثر می باشند.
مروزه، بسیاری از سازمانهای ارائه دهنده خدمات برای زنده ماندن و پیش افتادن از سایر رقبا در
جهان باید رقابت کنند. این سازمانها تکنیک ها و ابزارهای جدید را برای شناسایی و اولویت بندی
معیارهای مهم به کار میگیرند تا رضایت مشتریان را به دست بیاورند. بانک ها، به عنوان یکی از
سازمانهای ارائه دهنده خدمات از این قاعده مستثنی نیستند. کیفیت نقش اساسی در صنعت بانکداری
دارد و رضایت و ارضاء مشتری به عنوان یکی از اهداف اصلی در این زمینه در نظر گرفته میشود.
شناخت و آگاهی از نیازهای مشتریان و نیازمندیهای آنها ارائه خدمات رضایت بخش به مشتریان را
تسهیل میکند. می توان گفت درک بهتر، شناسایی دقیق و اولویت بندی نیازهای مشتریان کلید
موفقیت برای مدیران بانک در صنعت بانکداری در نظر گرفته میشود .گسترش ارتباطات الکترونیکی و
دسترسی تعداد زیادی از مردم جهان به شبکهی جهانی اینترنت، بستری مناسب برای برقراری مراودات
تجاری و اقتصادی فراهم نموده است .این امر موجب افزایش رقابت در صنعت بانکداری شده و ارائهی
خدمات بانکداری الکترونیکی را به همراه داشته است. سوالی که در این پژوهش مطرح میشود این است
که آیا از این مدل مفهومی میتوان برای ارزیابی کیفیت خدمات الکترونیک استفاده کرد و الویت
شاخصهای کیفیت خدمات الکترونیک به چه صورت است. نوآوری این پژوهش یکپارچهسازی روشهای
برای ارزیابی (FAHP) مدل کانو و فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی ،(QFD) گسترش عملکرد کیفیت
کیفیت خدمات الکترونیک میباشد. این مطالعه یک روش جدید برای شناسایی و تجزیه و تحلیل
اولویتهای نیازمندیهای مشتریان بانک پیشنهاد میدهد. نتایج نشان می دهد که اولویت های مشتریان
ب ان ک قبل و بعد از ادغام مدل کانو در ماتریسبرنامهریزی خانه کیفیت متفاوت است.
امروزه استفاده از بانکداری الکترونیکی در بانکها امری ضروری و اجتناب ناپذیر است. سرعت تغییرات در محیط کسب وکار به طور متناوب در حل افزایش است و بانک ها دائما در جستجوی ایجاد خدمات و فرآیندهای نوآورانه برای مشتریان خود هستند تا بتوانند به طور موثر با هم به رقابت بپردازند.IT نقش مهم ایجاد کننده این فرآیندها را ایفا می کند. مسئله موجود اینست که پیاده سازی پروژه های بانکداری الکترونیکی که به قصد حمایت و تواناسازی از فعالیت های کسب و کار است بسیار حساس و دارای ریسک می باشد. بانک ها مقدار قابل توجهی از منابع خود را صرف پروژه های IT ای می کنند که با عدم پذیرش توسط مشتریان مواجه می شود. بر این اساس، هدف ازاین پژوهش بررسی عوامل تاثیر گذار بر اجرای پروژه های فناوری اطلاعات در حوزه بانکی، یعنی بانکداری الکترونیکی در ایران میباشد تا کمکی به سایر سازمانها جهت ارزیابی آمادگی سازمان برای تمرکز بر عواملی که تاثیر زیادی بر موفقیت این پروژه ها دارد؛باشدتا چنانچه مشکلی در عوامل اصلی تاثیرگذار بر اجرای پروژه های بانکداری الکترونیکی وجود دارد اصلاح نموده و سپس اقدام به پیاده سازی پروژه نمایند تا هزینه و وقت کمتری و احتمال موفقیت بالاتری داشته باشند. برای این کار در مرحله اول با مطالعه مستندات و تحقیقات پیشین و مصاحبه با افراد درگیر درپروژه های فناوری اطلاعات، عوامل موثر بر این پروژه ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی در سه دسته کلی، دسته اول ارزیابی و آمادگی برای اجرای تغییر، دسته دوم شناخت، دسته سوم تغییر استخراج گردیدند. در مرحله دوم این عوامل در قالب پرسشنامه ای از بین45 نفر از خبرگان،کارشناسان و مجریان پروژه های مختلف بانکداری الکترونیکی اجرا شده در ایران مورد سؤال قرارگرفت و از میان39پرسشنامه دریافت شده عوامل با توجه به میزان تاثیرپذیری اولویت بندی گردیدند،بر اساس پاسخهای ارائه شده با استفاده از نتایج، ابتدا به تعیین شکاف میان وضع موجود و وضعیت مطلوب پیاده سازی پروژه های فناوری اطلاعات، در هر یک از مولفه های سه دسته کلی،دسته اول آمادگی و برنامه ریزی سازمان برای اجرای تغییر، دسته دوم شناخت، طراحی و ارزیابی،دسته سوم فرهنگ و تغییر مرتبط با عوامل تاثیر گذار بر پروژه های فناوری اطلاعات پرداخته شده که با آزمون آماری ویل کاکسون ادعای موجود بودن این شکاف مورد تایید قرار گرفت، سپس با استفاده از میزان شکاف و اهمیت عوامل، اولویت اقدام جهت سرمایه گذاری برای آماده سازی شرکتها جهت پیاده سازی صحیح پروژه های بانکداری الکترونیکیتعیین شدند .
زمینه و هدف: نظام آراستگی سازمانی 5S، مجموعهای از استانداردها و فعالیتهایی است که در قالب یک نظام فرهنگی/ مدیریتی بر ایجاد محیطی سامانیافته، مرتب، پاکیزه، زیبا، دلپذیر، خلاق و حفظ آن تأکید دارد. 5S به دلیل گستردگی مفهوم و در برگرفتن ابعاد گوناگونی همچون نظم، شناسایی و ردیابی، ایمنی، پاکیزگی، آموزش، انضباط، بازیابی و بهبود، روش مناسبی جهت دستیابی به بسیاری از استانداردهای جهانی مدیریت از جمله سری ISO و EFQM است. هدف این مقاله بررسی چگونگی تأثیرگذاری این نظام در تعالی سازمانهای نظامی است.
روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی بوده و برای جمع آوری اطلاعات به منظور تنظیم و تست مدل ارائه شده در مقاله از روش دلفی استفاده شده و بدین منظور از نخبگان و متخصصان این حوزه نظرخواهی شده است.
یافتهها: با دقت در مفاهیم 5S میتوان آن را در دو عبارت انضباط و پاکیزگی و استمرار آنها خلاصه کرد که این دو، سرلوحه فعالیتهای نظامی و نظامیگری است و همه کارکنان نظامی میبایست در محل خدمت خود اهتمام ویژهای به رعایت آنها داشته باشند. با توجه به اهمیت و ضرورت برقراری نظم و انضباط در سازمانهای نظامی، در این مقاله با ارائه یک مدل، ارتباط اصول 5S با آییننامه انضباطی نیروهای مسلح و رعایت نظم و انضباط در سازمانهای نظامی و بالاخره نقش آنها در تعالی سازمانهای نظامی مشخص گردید. همچنین مدل مذکور مورد تأیید متخصصین و خبرگان این حوزه قرار گرفت.
نتیجهگیری: پیادهسازی نظام آراستگی سازمانی 5s میتواند در رعایت نظم و انضباط سازمانی و اجرای دقیق آییننامه انضباطی نیروهای مسلح تأثیر بسزایی داشته باشد و درنتیجه به عنوان یکی از عوامل مؤثر در تعالی سازمانهای نظامی مورد توجه قرا گیرد. مدل ارتباط این سه مفهوم نیز ارائه شده است.
زمینه و هدف: تعهد سازمانی بعنوان یک نگرش،عملکرد شغلی را هم می تواند پیش بینی کند. درسازمانهای متعالی نیروی انسانی وفادار وسازگار با بالا رفتن سطح عملکرد از یک سو زمینه را برای رشد وتوسعه سازمان فراهم نموده و از سوی دیگر به سازمان احساس هویت ووابستگی می کند. این تحقیق بدنبال آن است که ضمن تعیین رابطه بین تعهد سازمانی وعملکرد مدیران ناجا درجامعه آمار مورد نظر، میزان تعهد سازمانی ازطریق فرضیات تحقیق درواحد های نمونه راسنجیده و سپس تاثیراین فرضیات را برعملکرد آنان مشخص وتحلیل نماید.روش:تحقیق حاضر از نظر نوع (هدف) کاربردی و از نظر روش و ماهیت، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری مورد مطالعه در این تحقیق 265 نفراز مدیران ناجا می باشندکه با استفاده از پرسشنامه گردآوری شده است. برای بدست آوردن حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است و با توجه به اینکه تعداد 6 پرسشنامه ناقص تکمیل شده بودند در نهایت 150 پرسشنامه وارد تحلیل شدندکه روایی آن با نظارت خبرگان تایید شد.در این تحقیق از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی و از ضریب آلفای کرونباخ (ﺑﺭﺍی ﺗﻌییﻥ ﭘﺎیﺎیﯽ ﭘﺭﺳﺷﻧﺎﻣﻪ ﺑﺎ ﺗﺎﮐیﺩ ﺑﺭ ﻫﻣﺑﺳﺗﮕﯽ ﺩﺭﻭﻧﯽ )استفاده شده است . پرسشنامه مذکور به 10 نفر از جامعه آماری داده شد و در نهایت ضریب آلفای کرونباخ بدست آمده برای قسمت تعهد سازمانی برابر 873/0 و عملکرد مدیران نیز برابر 899/0 بود که برای تحقیق مناسب می باشد. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دو صورت توصیفی و استنباطی صورت گرفته است. در قسمت توصیفی فراوانی، درصد و میانگین و انحراف استاندارد و در قسمت استنباطی از ضریب همبستگی و آزمون تی گروه های مستقل استفاده شده است.یافته ها:آزمون فرضیه های این پژوهش این موضوع را مشخص نمود که تعهد سازمانی وعملکرد رابطه معناداری با مولفه های درون سازمانی دارد. بین کارکنان ستادی و صفی در این مولفه ها نیز تفاوت دارد. نتیجه گیری: ارتقاء شاخص مولفه های درون سازمانی (امنیت، احترام ، عدالت ، امکان پیشرفت ، مشارکت کارکنان درتصمیم گیری و نیازهای فیزیولوژیک) رابطه مستقیمی با تعهد سازمانی و عملکرد کارکنان دارد.از این طریق، تعهد سازمانی و عملکرد بهینه کارکنان می توانند سازمان را از پویایی و قدرت کنترل محیط داخلی و خارجی برخوردار سازند.
زمینه وهدف: امروزه رقابت موجود در صحنه جهانی نیازمند خلاقیت بالایی است و سازمان ها باید نسبت به آن پاسخگو باشند. در این خصوص سازمان های پلیسی به عنوان پیشگام در عرصه شناسایی و استقرار نظام های مدیریتی عمل می نمایند که پلیس آگاهی ناجا نیز یکی از این رده ها می باشد. اولین تحرک های پلیس آگاهی در مسیر تعالی به سال 1386 باز می گردد. پلیس آگاهی در مسیر سرآمدی، از نظام های مدیریتی کارآمد و منطبق با مدل سرآمدی EFQM بهره برداری نموده است. در این تحقیق محقق به دنبال آن است تا در یابد که آیا پیاده سازی مدل تعالی سازمانی در پلیس آگاهی طی دو دوره متوالی منجر به افزایش عملکرد پلیس آگاهی شده یا نه؟ به همین منظور چهار فرضیه اصلی و هشت فرضیه فرعی درقالب توانمندسازها شامل ( سرآمدی مدیریت منابع سازمانی و ... ) و نتایج شامل ( نتایج سرمایه های انسانی نتایج سازمانی و ...) طرح گردید. روش: تحقیق حاضر از نوع کاربردی و برای جمع آوری اطلاعات از روش های پیمایشی استفاده شده است. حجم نمونه تعداد 40 نفر به صورت تمام شماری انتخاب گردید. جامعه آماری این تحقیق متشکل از مدیران ارشد وکارشناسان پلیس آگاهی ناجا است، که حضور مستقیم در فرآیند ارزیابی تعالی سازمانی داشته اند، ابزارجمع آوری اطلاعات شامل: مصاحبه، بررسی سوابق موجود در پلیس آگاهی و پرسشنامه استاندارد EFQM انجام شده است.روایی پرسشنامه با مطالعه منابع، انجام تست، تنظیم پیش آزمون واخذ نظر اساتید راهنما و مشاورانجام شد، و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 88/0 محاسبه گردید. جهت تجزیه وتحلیل داده ها، درسطح توصیفی ازجداول فراوانی، نمودارها و درسطح استنباطی از آزمون t زوجی ، ضریب همبستگی اسپیرمن وپیرسون استفاده گردیده است. یافته ها و نتیجه گیری: تأکید این تحقیق، سنجش نظرات کارشناسان و مدیران ارشد پلیس آگاهی ناجا که در پیاده سازی مدل تعالی سازمانی حضور مستقیم داشته اند، بوده است. نتایج تحقیق نشان می دهد تفاوت قابل ملاحظه ای بین نتایج عملکردی و توانمند سازهای پلیس آگاهی ناجا قبل و بعد از پیاده سازی مدل تعالی سازمانی وجود دارد
هدف این پژوهش طراحی الگوریتم مدیریت هزینه بنگاه اقتصادی در گروه صنعتی ایران خودرو تبریز می باشد و مشتمل بر تلفیق دو روش بهایابی بر مبنای هدف و مهندسی ارزش است. بر این اساس، نمونه ای مشتمل بر 47 نفر از مدیران و کارشناسان شرکت ایران خودرو تبریز انتخاب و پرسشنامه مابین آن ها توزیع شد. در این پژوهش برای آزمون فرضیه ها، از آزمون میانگین جامعه و آزمون آنالیز واریانس استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از این است که مدیریت کردن سود و نحوه ارتباط با تأمین کنندگان مواد و قطعات برای گروه صنعتی ایران خودرو تبریز رابطه معناداری با مدیریت هزینه مشتمل بر بهایابی هدف و مهندسی ارزش دارد. اما کسب رضایت مشتریان و طراحی محصولات جدید برای شرکت فوق رابطه معناداری با مدیریت هزینه ندارد. از نظر پاسخ دهندگان استفاده از تکنیک مدیریت هزینه جایگزین مناسبی برای سیستم بهایابی سنتی ایران خودرو تبریز نیست. در نهایت نتایج تحقیق نشان می دهد که از نظر پاسخ دهندگان، بکارگیری تکنیک مدیریت هزینه در گروه صنعتی ایران خودرو تبریز امری ضروری محسوب نمی گردد.
هدف اصلی مقاله حاضر شناخت موانع ارتقای بهره وری در بخش دولتی است. در این راستا پس از مطالعه مبانی نظری و مصاحبه با تنی چند از مدیران باسابقه بخش دولتی در استان آذربایجان شرقی، 28 مورد بعنوان موانع بهبود بهره و ری بخش دولتی شناسایی شد که بر اساس مطالعات آمونز[1] تحت سه دسته موانع محیطی، سازمانی و فردی طبقه بندی شد و دیدگاه مدیران بخش دولتی استان نسبت به میزان تاثیرگذاری هر یک از آنها در بهره وری از طریق پرسشنامه طراحی شده، مورد پرسش واقع شد. نتایج تحقیق نشان داد که بخش دولتی کشور با موانع متعددی در ارتقای بهره وری مواجه است که بخش عمده آن به ویژگی های شخصیتی، نگرش و مهارت های رهبری مدیران دولتی مربوط می شود و بخش دیگر آن به مشکلات درون سازمانی و محیطی از قبیل فقدان سیستم مناسب ارزیابی عملکرد، محافظه کاری مفرط و گرایش به حفظ وضع موجود، نبود نظام مناسب پاسخگویی، عدم وجود سیستم مناسب حسابرسی هزینه، وجود فشارهای سیاسی تاثیرگذار بر تصمیم گیری، کم اهمیت بودن موضوع بهره وری در مقابل علایق سیاسی، کمبود کارکنان تحلیلگر، عدم وجود فشارهای رقابتی بازار و فرایند پیچیده بوروکراسی مربوط می شود.
عصر جدید اقتصاد جهانی با سرعتی بالا سبب شده تا راهبردهای عملیاتی شرکت تغییر کند. در این عصر، قیمت رقابتی و کیفیت بالا ضروری، اما عامل تعیین کننده موفقیت تجاری نسیتند، بلکه سرعت رسیدن به بازار و پاسخ سریع و منعطف به مشتری به عنوان یک اصل اساسی مورد توجه قرار گرفته است. به همین دلیل اهمیت سرعت و چابکی افزایش یافته و جانشین اولویت های رقابتی سابق شده است؛ بر همین اساس نیز هدف این مقاله ارزیابی تولید چابک در گروه های مختلف صنایع کوچک و متوسط استان آذربایجان شرقی بر اساس قابلیت های چابکی می باشد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه شرکتهای صنایع کوچک و متوسط استان آذربایجان شرقی تشکیل می دهد. نمونه آماری با استفاده از رابطه تعیین حجم نمونه در جامعه های محدود، 610 شرکت تعیین شده است. به منظور جمع آوری داده ها در این تحقیق پرسشنامه محقق ساخته به کار رفته است که بعد از آزمون روایی و پایایی در بین جامعه آماری توزیع شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق روش TOPSIS فازی به کار رفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که اکثر گروه های صنایع کوچک و متوسط بر اساس قابلیت های چابکی فاصله قابل توجهی با تولید چابک دارند.