نوآوری و بهره وری دو مقوله مرتبط با یکدیگرند به گونه ای که هر دوی آنها ب ارزش منابع در بخش تولیدی مرتبط بوده ، با تغییر و توسعه تکنولوژی نیز ارتباط نزدیک دارند. تکنولوژی پیشرفته و توسعه آن مرهون دانش بشری است که از طریق تحقیقات و به کارگیری آن میسر می گردد. به طور مشخص ، حجم سرمایه گذاری بیشتر ، و به کارگیری ثروت ، در نهایت به افزایش تولید و ثروت بیشتر منجر نمی گردد ، بلکه استفاده بهینه از منابع و امکانات بویژه استفاده مؤثر و کارآمد از نیروی انسانی به همراه خلاقیت و نوآوری است که بهره وری بالاتر و بیشتر را فراهم می اورد . بهره وری و نوآوری نه فقط بر انواع فعالیتهای اقتصادی تاثیر دارند بلکه ، بهره وری نیازمند بالا بردن و افزایش سطح علمی و آموزشی و فنی کارکنان بوده ، به دنبال آموزش بالاتر نیروی انسانی است که انواع مختلف تحقیق و توسعه در مشاغل بروز می کند . به همین دلیل ، مسئولان سازمانها تلاش می کنند نسبت به تعلیم و آموزش ، اقدامات مؤثری را به عمل آورند و زمینه رقابت سالم و همه جانبه را در میان کارکنان ایجاد کرده تا در نهایت به بهبود کیفی نیروی کار و محصول بیانجامد.» بنابراین تعامل دو جانبه بین بهره وری و نوآوری امری است که مورد دقت نظر صاحبنظران این دانش است . آنچه ذکر شد ، آشکارا ، روابط متقابل و دو جانبه بین بهره وری و نوآوری را نشان می دهد . سایر تعاملهایی که در این رابطه نقش مؤثری دارند ، در شکل شماره یک نشان داده شده است . همانگونه که در شکل شماره یک ملاحظه می شود ، بهره وری و نوآوری از یک سو و توسعه اقتصادی از سوی دیگر ، دو متغیر عمده را در یک سیستم پویا نشان می دهند که تعدادی از متغیرهای با اهمیت ، که بر روی ورودیها و خروجیهای سیستم تاثیر بسزایی دارند، در این شکل تعیین شده وو سایر متغیرهایی که بر روی سیستم اثر می گذارند مانند : حمایت از صادرات ، منابع تولیدی ، کاهش هزینه ، کنترل تورم ، دسترسی افراد به کالاها و خدمات ، بهبود کیفیت ، رقابت های خارجی و ... نیز در شکل به خوبی نشان داده شده است .
در سالهای اخیر ، توسعه منابع انسانی از طریق آموزش مهمترین عامل توسعه پایدار قلمداد شده است . به موازات آن بر اهمیت و نقش سازمان و مدیریت در توسعه کشورها تأکید فراوان می ود . در بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز توجه روزافزونی به ضرورت افزایش بهره وری و ثمر بخشی سازمانها در بخشهای مختلف اقتصادی و اجتماعی معطوف گردیده است ؛ در عین حال ، تأثیر مدیریت و نقش آن در افزایش ثمربخشی سازمانها مورد توافق همگانی صاحبنظران مدیریت قرار دارد . از اینرو طی دهه هشتاد میلادی تأکید و توجه فراوانی بر اموزش مدیران در سطح جهان معطوف گردیده و برنامه های آموزش مدیریت ، مؤثرترین تلاش در بهبود عملکرد و افزایش ثمربخشی سازمانها شناخته شده است . در این مقاله ، ضمن بررسی تقش نیروهای انسانی در توسعه و اهمیت آموزش آنها ، نقش و اهمیت سازمان و مدیریت در توسعه پایدار مورد ارزیابی قرار می گیرد ، و تأثیرات مدیریت در ثمربخشی نیروهای انسانی و فعالیتهای سازمانها تجزیه و تحلیل خواهد شد . در همین راستا تحلیل کوتاهی درباره تأثیرات آموزش مدیریت در افزایش توان و قابلیتهای مدیران ارائه می شود و ضرورت و اهمیت آموزش و تربیت مدیر در کشورهای در حال توسعه مورد بررسی قرار خواهد گرفت . منافع حاصل از سرمایه گذاری در آموزش مدیریت بیش از هر نوع سرمایه گذاری دیگر در سازمانها بر نیروی انسانی اثر دراز مدتو پر منفعتی دارد. دیدگاه حاکم بر این تحقیق این است که مدیریت به عناون حیاتی ترین رکن یک سازمان تلقی می گردد که بخاطر داشتن تأثیرات مضاعف بر اجزای دیگر و در نتیجه بر فعالیتهای یک سازمان ، مهمترین عنصر تعیین کننده موفقیت و یا شکست سازمانها به شمار می رود . اکنون در سالهای پایانی قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم قرار داریم ، در وضعیتی که هنوز هم « توسعه به مفهوم جامع آن » مهمترین هدف جامعه بشریت تلقی میگردد . بررسی اجمالی متون علمی در زمینه توسعه پایدار نشان می دهد که به طور کلی منابع انسانی و نهادها و سازمانهایی که تلاش و فعالیتهای مشترک انسانها درآنها به فراورده های مفید و خدمات مورد نیاز جامعه تبدیل می شود از مهمترین عواملی هستند که توسعه جوامع مختلف به آن بستگی دارد.
مقدمه امروزه مشتریان بیش از گذشته به کیفیت اهمیت می دهند و از محصولاتی استقبال می کنند که بیشترین رضایت را در انها ایجاد نماید . تحقیقات نشان می دهد که امروزه از میان 10 خریدار ، 8 نفر آنها در تصمیم خریدشان به کیفیت بیشتر از قیمت اهمیت می دهند در حالی که 10 سال قبل فقط 3 تا 4 خریدار از هر 10 خریدار تا این اندازه به کیفیت اهمیت می دادند. از طرف دیگر امروزه مفهوم کیفیت به شکلی مطرح است که بیانگر نوع مدیریت یک سازمان است و درواقع کیفیت جوهره مدیریت یک سازمان است و در واقع کیفیت جوهره مدیریت یک سازمان را بیان می کند ؛ اینجاست که آن را به عناون سیستمی جامع و فراگیر می دانند که با مشارکت تمام افراد سازمان در پی افزایش بهره وری و بهبود مستمر فرایندها و فراورده های سازمان و تامین نیازها و انتظارات حال و آینده مشتریان است .این سیستم در ژاپن با نام کنترل کیفیت در سطح شرکت CWOC یا TQC و در غرب با نام TQM مشهور است . اجرای این نظام به یک انقلاب فکری در سازمان نیاز دارد که نه تنها مدیریت باید بدان معتقد و متعهد باشد بلکه باید امکانات و تسهیلاتی فراهم آورد تا این تحول فکری در تمام سازمان به کار گرفته شود.
با توجه به افزایش قدرت شرکتهای فرامیلی در ابعاد اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و رشد فراگیر آنها به اهرمهای مدیریت جهانی ، بدون شک شناخت این شرکتها می تواند بر تبیین استراتژیها و برنامه ریزیهای کشورهای در حال توسعه و رو به رو رشد تأثیر زیادی داشته باشد. هدف این مقاله بیان این واقعیت است که بدون شناخت صحیح و علمی از شرکتهای فرامیلی و بدون آگاهی از روشها و سبکهای مدیریتی و چگونگی سلطه یابی آنها بر منابع کشورهای در حال توسعه و افزایش سودآوری از طریق سرمایه گذاری در کشورهای روبه رو رشد ، امکان چانه زنی و تحقق منافع عادلانه امکان پذیر نخواهد بود. همچنین به منظور افزایش آمادگی برای رویارویی با گرایش سلطه طلبانه این شرکتها ، افزایش آمادگی برای رویارویی با گرایش سلطه طلبانه این شرکتها ، کشورهای در حال توسعه و رو به رشد باید به گونه ای معقول و منطقی ، استراتژیها و برنامه های مورد نیاز را برای رفتار با شرکتهای فراملیتی و دولتهای پشتیبان آنها تدوین نموده و از طریق شناسایی صحیح این شرکتها و همچنین شناخت نقاط قوت و ضعف خود نسبت به مطالعه تهدیدات و فرصتهایی که در رویاروی با این شرکتها ضروری است اقدام و طراحی لازم را نیز به عمل آورند ؛ به عنوان مثال در سال 1990، بر اساس آمار منتشره از طرف سازمان ملل متحد ، تعداد 37000 شرکت اصلی و تعداد 170000 شرکت وابسته به آنها بالغ بر 5/5 تریلیون دلار فروش داشته اند و در سال 1992 سرمایه گذاری مستقیم آنها بالغ بر 2 تریلیون دلار بوده است . این در حالی است که این شرکتها به نوبه خود از نظر چهار چوب اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی در مقایسه با بسیاری از کشورهای در حال توسعه و روبه رشد و بعضی از کشورهای توسعه یافته دارای برتریهای نسبی هستند . از طرفی از آنجا که این گونه شرکتها نقش بسیار تعیین کننده ای در تبیین مواضع کشورهای مبدأ و میزبان دارند ، بدون شک شناخت واقعی آنها نیز می تواند در برنامه ریزیهای آینده کشورهای در حال توسعه نقش مهمی داشته باشد ؛ در این راستا بعضی معتقدند که سازماندهی آزادانه ملتهای مستقل در یک نظام واحد جهانی ، که هم اکنون با محور قرار دادن شرکتهای فراملیتی در حال شکل گیری است ، حیاتی به نظر می رسد و این در حالی است که پدیده تعیین کننده نظام واحد جهانی موجود ، عمدتاً ماهیت و اساس اقتصادی دارد و طرح تفکر توسعه درون زا در سطح اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی نیز امری ضروری است . تنها روش درک استقلال ملی کشورها در چشم انداز نظام واحد جهانی نیز شناخت همین ضرورت خواهد بود . با این وصف به نظر می رسد که در دهه های آینده قدرت شرکتهای فراملیتی نقش عمده ای را در نظام واحد جهانی خواهند داشت و مرزهای جغرافیایی با تقسیم بندیها و محدودیتهای موجود در تجارت جهانی دیگر معنی و مفهومی نخواهد داشت . حال این سؤال مطرح است ، که آیا کشورهای در حال توسعه آمادگیها ی لازم را برای رویارویی با این پدیده در دهه های آینده دارند ؟ آیای به نقش حساسی که اینگونه شرکتها در تبیین سیاستهای جهانی و نظام واحد جهانی ایفا می کنند توجه لازم دارند؟ آیا اعمال سلطه از طریق سبک مدیریت این شرکتها برای مدیران در کشورهای در حال توسعه شناخته شده است ؟ آیا جایگاه و سبک مدیریتی شرکتهای فراملیتی به درستی روشن است ؟ بدیهی است به منظور احراز شرایط لازم برای رویارویی با این پدیده ، باید شناختی درست از سبک و روشهای مدیریتی شرکتهای فراملیتی حاصل نمود و به گونه ای معقول و منطقی راهبردهای مورد نیاز را برای ارائه رفتار مناسب در مقابل کنشهای اینگونه شرکتها و دولتهای پشتیبان آنها در راستای تحقق منافع عادلانه اتخاذ نمود.
ر این مقاله، سعی می شود روشهای تجربی ای که در دو دهه اخیر، در چارچوب جامعه شناسی علم وضع شده و برای بررسی تحقیقات دانشگاهی مورد استفاده قرار گرفته اند، معرفی شوند. به کمک این روشها، می توان شاخصهایی تعریف کرد که بر مبنای آنها بتوان وضعیت علمی نهادهای تحقیقاتی را ارزیابی نمود. جهت نشان دادن یکی از کاربردهای این روشها، کوشش می شود تا موقعیت علمی ایران در جهان، در هشت رشته علمی در زمینه علوم پایه، مورد بررسی قرار گیرد و بر مبنای اطلاعات کمی، توان تحقیقاتی ایران را در دو دهه گذشته در زمینه تحقیقات دانشگاهی تعیین کرد.
این طرح, طرحی بنیادی و گسترده برای زبان فارسی است که با توجه به هدف , سودمندیها و کاربران گوناگون آن, می تواند به عنوان طرح مادر یا پشتیبان برای بسیاری از طرحهای زبانی, ادبی و زبانشناختی زبان فارسی به کار گرفته شود. اکنون چند ماه است که اجرای فاز اول این طرح درپژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی آغاز شده است.
بیست و پنج سال پیش که برنامه کتابداری در ایران پی ریخته شد و به هر کتابخانه ، به عنوان واحدی مستقل – که باید از دوره کتاب بانی به دوره کتاب رسانی منتقل شود- می نگریستیم ، با این دید به اصطلاح خرد کتابدار / مدیرانی درونگرا ، تکنیک مدار و ماهر در کار با ابزارها ، تربیت کردیم . در آن شرایط ، یک کتابخانه مستقل از مراجعان و مستقل از سایر کتابخانه ها ، یا به جلو می رفت ، یا به قهقرا می افتاد و یا بدون تحرک باقی می ماند . این وضعیت ، با شرایطی که اطلاع رسانی برای دستیابی به توسعه می طلبد سازگار نیست . در اطلاع رسانی برای توسعه ، دید کلان و حرکت یکپارچه همه مراکز در جهت رفع نیازهای علمی و تحقیقاتی همه آحاد جامعه مورد نظر است . عبارت حرکت یکپارچه و رفع نیازهای همه مفهوم مشارکت همه در تصمیمات و مسئولیت همه در اجرا را در بطن خود دارد . پنج اصلی که گذر سالم از مرحله کتلب رسانی به مرحله اطلاع رسانی موثر در توسعه را میسر می سازد عبارتند از : 1) توجه جدی به دانش مدیریت به عنوان نرم افزار پیشرفت ؛ 2) وجود سیاست علمی و سیاست اطلاع رسانی میتنی بر موازین و قوانین ؛ 3) مشارکت جدی و فعال در تصمیمات و تعهد به مسئولیت حاصل از مشارکت در تصمیمات ؛ 4) برقراری مدیریت مردم مدار و برقراری ثبات در مدیریت و امکانات ؛ 5) اداره مدبرانه مقاومت در برابر تغییر در ارزشها ، دانشها و مهارتها ؛ در متن اصلی مقاله ، هر یک از پنج مورد بالا با توجه به وضعیت فعلی حوزه کتابدار ی و اطلاع رسانی در ایران مورد بحث قرار خواهد گرفت .
اگریس یک نظام اطلاع رسانی بین المللی است که از طریق شبکه ویژه خود در حوزه کشاورزی ( به معنی عام که مورد قبول فائو F.A.O ** است ) به دریافت و اشاعه اطلاعات علمی و تکنولوژیکی می پردازد . این نظام به دلیل موفقیتهایی که در زمینه کار اطلاع رسانی کسب نمود ، امروزه مورد توجه دست اندرکاران امر اطلاع رسانی در سطح بین الملل است . از آنجایی که آشنایی با شبکه های اطلاع رسانی موفق و سیر تحول و شیوه عمل آنها در سطح منطقه ای و بین المللی ، برای دستیابی به نتایج مثبت درتشکیل شبکه اطلاع رسانی کشور ما می تواند مفید باشد ،و از سوی دیگر ، در اختیار داشتن الگوهای مناسب ، در جلوگیری از دوباره کاریها و احتمالأ کجرویها نقش موثری را ایفاء می نمایند ، نگارنده دراین مقاله ، تلاش می کند ضمن معرفی یک نظام بین المللی اطلاع رسانی از ابعاد گوناگون ، به بررسی نقش ایران و همکاری محققان و مراکز اطلاع رسانی کشور در این نظام بپردازد . دراین بررسی ، کمی و کاستیها و علل گوناگون ظهور کمرنگ محققان ایران ، ارزیابی شده و راه حلها و پیشنهادهایی برای ایفای نقش مثبت در شبکه اگریس و استفاده بهینه از آن ارائه می گردد . انتخاب این نظام ( اگریس ) به عنوان موضوع مقاله ، به دلیل اهمیت ارتباطی است که این شبکه و حوزه کار آن با مسائل مبتلا به محققان و پژوهشگران وزارت جهاد سازندگی داراست .
مسئله انتقال و جذب تکنولوژی در جهان سوم ، مقوله پیچیده ای است که هم از نظر علمی و هم از جنبه ابعاد فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی ، سالهاست ، نه فقط کشورهای در حال توسعه ؛ بلکه بسیاری از مجامع پژوهشی غرب و سازمانهای بین المللی را به خود مشغول داشته است . در دهه 1980 ، فرآیند تولید یا خلق تکنولوژی و انتقال تکنولوژی به جهان سوم ، با بعد دیگری مواجه شده است که دامنه آن باسرعت بسیار زیادی رو به گسترش است . این بعد ، در واقع ، خود نوعی تکنولوژی فراگیر است که تکنولوژی اطلاعاتی نامیده می شود . ویژگی منحصر به فردی که این بعد با تکنولوژی دارد ، همانا شمولیت آن نیاز همه تکنولوژیهای نوین به آن است . در این مقاله ، ضمن بررسی روند تحولات تکنولوژی سیستمهای اطلاعاتی در کشورهای رو به رشد ، مشکلات و موانعی که بر سر راه انتقال و جذب این تکنولوژی وجود دارد ، مورد بحث قرار می گیرد . تحلیلی از موقعیتها ، کامیابیها و یا شکستهایی که برخی از کشورهای آسیایی در راه جذب تکنولوژی اطلاعاتی و حمایت از برنامه های صنعتی و توسعه ای خود از اینطریق داشته اند ، بخش اساسی مقاله را تشکیل می دهد .