مقدمه: با توجه به تعرفههای پایین خدمات تشخیصی و درمانی در بیمارستانها و با عنایت به هزینههای بالای ارایه خدمات بهداشتی درمانی، لزوم وصول کلیه ی درآمدها از سازمانهای بیمه گر بیش از پیش ضروری به نظر می رسد. هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر آموزش کارکنان بر میزان کسورات بیمه ای در مرکز آموزشی درمانی فیروزگر بوده است.
روش کار: این پژوهش از نوع تحلیلی بود که از نظر زمان انجام آن طولی تلقی می شود. از نظر نتایج در ردیف پژوهشهای کاربردی قابل تقسیم بندی است. جامعه این پژوهش شامل اسناد بیمه ای تمامی بیماران بستری تأمین اجتماعی (1685پرونده) و خدمات درمانی(1330پرونده) مرکز آموزشی درمانی فیروزگر در بهار 1386و بهار 1387 بود. در این پژوهش از طریق مراجعه به مستندات اسناد پزشکی سازمانهای بیمه گر تأمین اجتماعی و خدمات درمانی شهر تهران و مرکز آموزشی درمانی فیروزگر دادههای مورد نیاز گردآوری شد. داده ها توسط نرم افزار spss و با استفاده از آزمون paired samples t-test مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: میانگین کل درصد خطای تنظیم اسناد بیمه ای قبل ازآموزش کارکنان برابر 1.38 و بعد ازآموزش 3.25 بود. همچنین میزان کسورات از 9.13 درصد قبل ازآموزش به 9.6درصد بعد ازآموزش رسید. با استفاده ازآزمون مقایسه میانگین در دو جامعه، تأثیر آموزش بر خطاهای تنظیم اسناد بیمه ای به تفکیک نوع بیمه(خدمات درمانی و تأمین اجتماعی)تأیید شد.(P-value≤0.001)
بحث: به طور کلی پژوهش حاضر نشان داد آموزش کارکنان باعث کاهش خطاهای اسناد بیمه ای و در نهایت کاهش میزان کسورات بیمه ای در مرکز آموزشی درمانی فیروزگر گردید. بدیهی است اجرای برنامه های آموزشی مدون و مستمر به منظور توانمند سازی کارکنان، باعث افزایش نقش و مشارکت آنان در کاهش کسورات بیمه ای و تعامل مثبت و سازنده با نمایندگان سازمانهای بیمه گر می گردد، همچنین پویایی سازمان و کارکنان را به دنبال خواهد داشت. برگرفته از پایان نامه کارشناسی ارشد
فرایند سرمایه گذاری خطرپذیر به سلسله اقدام هایی گفته میشود که صندوق ها یا سرمایه گذاران خطرپذیر، برای انجام یک طرح سرمایه گذاری از آغاز تا پایان انجام میدهند. کشورهای پیشرفته به دلیل داشتن مزایای نسبی متعدد و اقتصاد بازار محور، فرایندهای دقیقی را در این حوزه تجربه کرده اند. با توجه به آنکه صنعت سرمایه گذاری مخاطره پذیر در ایران بسیار نوپا است، پژوهش های داخلی اندکی در این زمینه انجام شده است. شناسایی اجزای فرایند سرمایه گذاری مخاطره پذیر میتواند گام آغازینی برای پژوهش های بعدی و پیشرفت این صنعت در کشور باشد. هدف از این تحقیق تبیین فرایند سرمایه گذاری خطرپذیر با شناسایی اجزای این فرایند است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق، کیفی میباشد. در این مقاله با مبنا قراردادن الگوی کلونوفسکی (2007) و با مصاحبهی باز و عمیق با 9 نفر از خبرگان صنعت، میزان تشابه و تمایز فرایند سرمایه گذاری در ایران با الگوی یادشده تعیین و دلایل این تمایز شناسایی شده است. هم چنین یافته های تحقیق در سه طبقهی شرایط جاری، شرایط مطلوب و عوامل ایجاد تفاوت، ارائه میشود. براساس یافته ها، این فرایند در ایران شامل 6 سطح بوده که 3 سطح کم تر از الگوی پایه است. در انتها نیز پیشنهادهایی برای بهبود فرایند و انجام تحقیق های بعدی ارائه میشود.
هدف از این پژوهش پیش بینی رفتار شهروندی سازمانی دبیران دوره متوسطه شهر اصفهان براساس هوش هیجانی آنان بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش، دبیران دوره متوسطه شهر اصفهان در سال تحصیلی90- 89 به تعداد 4064 نفر بودند. حجم نمونه به وسیله فرمول تعیین حجم نمونه 305 نفر و با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای تعیین گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات دو پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی شرینگ (1994) و رفتار شهروندی سازمانی پودساکف و همکاران (1990) بود. روایی محتوایی هر دو پرسشنامه توسط صاحبنظران تأیید گردید و برای تأیید پایایی، پس از اجرای آزمایشی بین 30 نفر از دبیران، آلفای کرونباخ برای پرسشنامه هوش هیجانی80/0 و برای پرسشنامه رفتار شهروندی سازمانی 79/0 محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آمار توصیفی و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه گام به گام) انجام شد. نتایج نشان داد که از بین مؤلفه های هوش هیجانی، خودآگاهی، خودانگیزی، همدلی و مهارت های اجتماعی با رفتار شهروندی سازمانی دبیران رابطه مثبت داشت. از بین متغیرهای مورد مطالعه در رگرسیون، مهارت های اجتماعی سپس خود انگیزی بهترین پیش بینی کننده رفتار شهروندی سازمانی دبیران بودند.
ماهیت بیشتر شکل ها و فرایندهای بیرونی زمین اصولاً تابع شرایط اقلیمی حاکم بر یک منطقـه در طـول زمان است. بنابراین، آثـار و شـواهـد تغییرات اقلیمی دوران چهارم که مهم ترین آنها وجود آثار یخچالی باقی مانده از آن دوره است، توانسته پدیده های گوناگون ژئومورفولوژی را در سطح خارجی پوسته زمین بر جای بگذارد و با توجه به این آثار و شواهد می توان شرایط اقلیمی گذشته را بازسازی نمود.دراین تحقیق جهت شناسایی آثار یخساری در منطقه مهمترین ابزار وشواهد موجود شامل، شاخص های مرفیک، آثار و شواهد اقلیمی، آثار و شواهد میدانی، آثار و شواهد انسانی و آثار و شواهد آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفتند.تعیین خط برف دائمی در دوره یخچالی که به روش رایت صورت گرفت، نشان داد که دمای متوسط سالانه صفر درجه سانتی گراد در ارتفاع 2600متری منطقه قرار می گرفته و وجود بالغ بر 255 سیرک بزرگ و کوچک نشـان می دهـد که در دوران سرد یخچالـی سیرک ها به عنوان یکی از منـابـع تغـذیه کننـده بسیار غنـی بـرای تشکیل یک پوشش یخـی در منطقه به شمار می رفته اند. شواهد ژئو مورفولوژی موجود وجود بیش از یک خط تالوگ در دشت که به جای جریان های آبی، سطوح یخی عمل کرده است را تایید می کند.همچنین برای تأیید تسلط یخچال ها بر منطقه به عملیات گرانولومتری و مورفوسکوپی و نتایج حاصل از آن پرداخته شد که اکثر نمونه ها از نوع رسوبات یخچالی هستند.. توزیع فضایی روستاهای دشت که دقیقاَ از حرکت و شکل زائی زبانه های یخچالی پیروی می کند (به صورت خطی در مرکز دشت) و وجود تپه های باستانی عملکرد یخچال ها را تایید می کند. همچنین می توان عدم توسعه مدنیت و سکونتگاه های مهم شهری در این منطقه را به برودت هوا وحرکت غیر متمرکز یخ در گذشته نسبت داد که موجب عدم شکل گیری منابع آب زیر زمینی قابل توجه شده است.
در مقاله حاضر تلاش شده است خصوصیات حقوقی اوراق در قوانین کشور ایران (براساس فقه امامیه)، مالزی (به عنوان اولین کشور اسلامی ناشر اوراق اجاره، براساس فقه اهل سنت) و انگلیس (به عنوان یکی از کشورهای غربی پیش رو در تدوین قوانین لازم جهت انتشار اوراق بهادار اسلامی) به صورت تطبیقی مورد بررسی قرار گیرد. نتایج این مطالعه، نشان دهنده ی تشابه زیاد قوانین ایران و مالزی و اختلاف چشمگیر آن با قوانین مرتبط در انگلیس است. اختلاف در تعریف قرارداد، نحوه ارزش گذاری دارایی مبنای قرارداد، تعیین حد بازدهی اوراق و...، نشانگر توجه و تأکید قوانین گفته شده، بر عملیات انتشار اوراق بهادار اسلامی (صکوک) به عنوان عملیاتی اسمی و صرفاً جهت نقل و انتقال وجوه و منابع مالی و در راستای توسعه پایه مالیاتی این کشور، بدون اهتمام بر انجام فعالیت اقتصادی دارای ارزش افزوده است.
با نگاهی اجمالی به میزان پیشرفت تجارت الکترونیکی در شرکتهای تولیدی-صادراتی خشکبار در ایران مشخص می شود تنها 8/26درصد از شرکتهای صادراتی خشکبار که در اتحادیه صادرکنندگان خشکبار ایران فعال می باشند، دارای وب سایت اختصاصی هستند که از این تعداد نیز تنها 03/1 آنها آماده قیمت گذاری (در حال بارگذاری) در وب سایت خود می باشد. این نشان می دهد صنعت صادرات خشکبار از عقب افتاده ترین صنایع در زمینه پیاده سازی تجارت الکترونیکی در ایران است که ریشه یابی عوامل این امر از ضروریات می باشد. تحقیق حاضر با هدف بررسی موانع پذیرش تجارت الکترونیکی در شرکتهای صادراتی خشکبار ایران و ارائه راهکارهای رفع آن انجام شده است. بدین منظور با مرور ادبیات تحقیق، مهم ترین موانع پذیرش تجارت الکترونیکی شناسایی گردیده و در قالب مدل سه شاخگی در سه شاخه ی موانع ساختاری، محتوایی و زمینه ای به عنوان سه فرضیه تحقیق دسته بندی شده شدند. پس از پخش و جمع آوری پرسشنامه در بین 61 شرکت تولیدی- صادراتی خشکبار آذربایجانشرقی که به طور تصادفی انتخاب شده بودند و تجزیه و تحلیل داده ها؛ هر سه دسته موانع مورد تایید قرار گرفتند و به عنوان با اهمیت ترین عامل، موانع ساختاری موجب عدم پذیرش تجارت الکترونیکی در شرکتهای تولیدی-صادراتی خشکبار شناخته شد. همچنین رتبه بندی کلی موانع نشان می دهد عوامل عدم اعتماد خریداران، کمبود افراد کارشناس، ابهام در قوانین و نبود جایگزینهای سیستم پرداخت به ترتیب چهار مانع اصلی عدم پذیرش تجارت الکترونیکی در این شرکت ها به شمار می روند. دولت و سازمانهای تجاری مربوطه می توانند برای کمک به بخش خصوصی برای پیاده سازی تجارت الکترونیکی و از میان برداشتن موانع آن، به راهکارهای اشاره شده در این تحقیق توجه بیشتری نمایند.
چند سالی است که بحث پیرامون بهره وری جای خود را در میدان مباحث علمی و اجتماعی کشور باز کرده است. در صحنه پرشتاب رقابت جهانی و سیر پرشتاب فناوری، اینک سیاست گذاران و مدیران افزایش بهره وری را گاه به عنوان ابزار و گاه به عنوان هدف مورد توجه قرار می دهند [3]. در این پژوهش سعی بر آن است تا با شناسایی عوامل مؤثر بر افزایش بهره وری، به خصوص عواملی چون تأمین نیازهای اساسی کارکنان، مشارکت کارکنان در تصمیم گیری و سبک رهبری مشارکتی مدیر، راهکارهایی جهت افزایش بهره وری ارایه شود.این پژوهش از طریق تحلیل همبستگی به بررسی سه عامل مؤثر بر بهره وری می پردازد. جامعه ی آماری شامل کارکنان ستادی شاغل در ساختمان مرکزی بانک سامان هستند که به طور تصادفی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه نسبت به اخذ دیدگاه آنان اقدام شده است. نتایج پژوهش تأیید نموده که توجه به نیازهای اساسی کارکنان، مشارکت کارکنان در تصمیم گیری ها و سبک رهبری مشارکتی مدیر موجب افزایش بهره وری کارکنان در محیط کار می شود.
یکی از پژوهش های پر ارجاع در مورد الگوی تأثیر رهبری تحولی بر رفتار شهروندی سازمانی، توسط پادساکوف، مکنزی، مورمن و فتر (1990) انجام شده است. پژوهش حاضر با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری، این الگو و همچنین چهار الگوی دیگر را در مدارس و بر روی نمونه ای متشکل از 652 معلم و 131 مدیر مورد آزمون قرار داده است. نتایج نشان داد، الگوی پادساکوف و همکاران برازش خوبی با داده ها ندارد. نتایج بررسی الگوهای دیگر نشان داد، صرفاً یک الگو برازش بهتری با داده ها دارد. در این الگو رهبری تحولی با میانجی گری اعتماد به مدیر و رضایت شغلی درونی اثر غیر مستقیم و معناداری بر رفتار شهروندی سازمانی دارد. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر بیانگرآن است که توجه به نقش رهبری تحولی مدیران، اعتماد معلمان به مدیر و رضایت شغلی درونی معلمان در رفتار شهروندی سازمانی معلمان، اهمیت دارد. دلالت های کاربردی یافته ها برای مدیران، تصمیم گیرندگان و پژوهش های آتی بحث شده است.
در این مقاله سعی شده است ابتدا نظام مدیریت کیفیت تشریح شده سپس تصویر روشنی از رابطه بین اجرای مدیریت کیفیت بر مبنای ایزو با عملگرهای مالی به خصوص هزینه ضایعات، بهای تمام شده، درآمد فروش و نرخ بازده سرمایه گذاری ارائه شود. به منظور سنجش تأثیر واقعی سیستم مدیریت کیفیت برمبنای ایزو 9001:2000 بر عملگرهای مالی از یک مدل ریاضی کارآمد استفاده شده است. بدین منظور مدل مدل رگرسیونی با متغیر اندیکاتور طراحی و با استفاده از آن اثر استقرار سیستم بر عملگرهای مالی مورد سنجش قرار گرفت. به منظور طراحی مدل شرکت سیمان هگمتانه به صورت موردی، بررسی شده است. همچنین به منظور آزمایش مدل از آزمون های ناپارامتریک دوجمله ای و فریدمن استفاده شده است، در این زمینه به منظور تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده و نمونه ای به حجم 95 نفر از کارکنان مرتبط و آشنا با سیستم مدیریت انتخاب و پرسشنامه ها بین آنها توزیع شده است. نتایج بررسی مدل و آزمون فرضیه ها به شیوه ترکیبی نشان داد، در این شرکت استقرار نظام مدیریت کیفیت بر مبنای ایزو موجب افزایش درآمد فروش، کاهش نسبت هزینه ضایعات به قیمت تمام شده و کاهش نسبت قیمت تمام شده به درآمد فروش شده و درنرخ بازده سرمایه گذاری تأثیر چندانی نگذاشته است.
ورود فناوری اطلاعات به زندگی بشر تغییرات بسیاری را در سازمان ها به وجود آورده است و علاوه بر تغییر ساختارهای سازمان، ماهیت و نقش بخش های کسب وکاری را نیز تغییر داده است. واحد مدیریت منابع انسانی به عنوان یکی از مهمترین بخش های سازمان نیز تحت تأثیر این تغییرات از این تغییرات گسترده مصون نبوده است و ماهیت کارکردهای آن از حالت سنتی به الکترونیکی تغییر یافته است. در پژوهش حاضر سعی شده است تا ابهام در مورد نوع تأثیر فناوری اطلاعات بر مدیریت منابع انسانی (مثبت یا منفی بودن) برطرف شود و تأثیر استفاده از منابع انسانی بر عملکرد مدیریت منابع انسانی در دو بعد عملیاتی و استراتژیک بررسی شود. در این پژوهش از روش مطالعه پیمایشی (زمینه یابی) و ابزار پرسشنامه برای بررسی فرضیه ها استفاده شده است. نتایج نشان داد، استفاده از فناوری اطلاعات در واحدهای منابع انسانی شرکت های خودروساز و قطعه ساز تهران موجب بهبود عملکرد در دو جنبه عملیاتی و استراتژیک می شود. همچنین افزایش عملکرد عملیاتی نیز موجب افزایش عملکرد استراتژیک واحد منابع انسانی می شود.
در عصر حاضر، استفاده از ابزاری به نام دانش برای ایجاد خلاقیت و نوآوری در سطح ملی از اهمیت بسزایی برخوردار است و کشورها با ارج نهادن به مدیریت دانش و به طور متقابل مدیریت خلاقیت و نوآوری، آن را نیازی استراتژیک جهت پیشگامی در عرصه ی رقابت-پذیری تلقی می کنند. مقاله ی حاضر پس از بررسی و مقایسه ی مدل های مدیریت دانش، مدیریت استراتژیک دانش، نوآوری و دانش نوآوری به ارایه چارچوب مدیریت استراتژیک دانش با تأکید بر دانش نوآوری پرداخته است. توسعه مفهومی این الگو بر اساس مرور جامع ادبیات مدیریت دانش انجام شده است که در مدیریت نوآوری به کار می رود. این الگو از دو لایه تشکیل شده که شامل ? مرحله اصلی: همترازی دانش نوآوری و کسب وکار، تدوین چشم انداز و مأموریت، تجزیه و تحلیل فاصله و تبیین اهداف بر اساس نیاز نوآوری و هر حوزه دانش، برنامه ریزی نقشه راه و در نهایت ارزیابی جهت پایش تحقق اهداف استراتژیک است. جهت اعتبارسنجی چارچوب ارایه شده، مؤلفه های مدل های مدیریت استراتژیک دانش مدیریت گردآوری و در قالب یک پرسشنامه تنظیم و مورد بررسی روایی محتوایی و صوری قرار گرفته و در مرحله بعد با استفاده از آزمون آماریt ، معناداری هر معیار (که معیارها با مطالعه ی ادبیات موضوع اکتشاف و استخراج یافته بودند) با کمک نرم افزار SPSS اندازه-گیری شده و با استفاده از یکی از تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره، به نام استدلال بر مبنای شواهد، (به عنوان روشی نوین و پیشرفته با کمترین خطای محاسباتی به دلیل ارزیابی مستقل گزینه ها)، بر مبنای ?? معیار، اهمیت و وضعیت مدل های موجود و مدل ارایه شده در این مقاله مقایسه و رتبه بندی و اولویت گذاری شد که مدل پیشنهادی بیشترین امتیاز را در بین سایر مدل-ها به خود اختصاص داد.