هدف این پژوهش بررسی احتمال صدور گزارش مقبول حسابرسان مستقل با استفاده از خصوصیات هیئت مدیره شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. فرضیه های پژوهش مبتنی بر وجود رابطه بین خصوصیات هیئت مدیره و نوع گزارش حسابرسان مستقل است. نمونهی آماری پژوهش شامل 187 شرکت طی سال های 1384 تا 1388 است. روش آماری برای آزمون فرضیه های پژوهش، «آنالیز رگرسیون خطی لجیستیک» است. یافته های پژوهش نشان میدهد، رابطهی منفی و معنادار بین افزایش در «تعداد اعضای هیئت مدیره» و گزارش مقبول حسابرس و رابطهی مثبت و معنادار بین افزایش در «نسبت مالکانه» و گزارش مقبول حسابرس وجود دارد. «عدم تغییر در اعضای هیئت مدیره سال جاری نسبت به سال قبل» به صورت منفی و معنا دار بر گزارش مقبول حسابرس تأثیر میگذارد و بین افزایش در «نسبت ارزش بازار به دفتری حقوق صاحبان سهام» و گزارش مقبول حسابرس رابطهی مثبت و معنا داری وجود دارد. رابطهی منفی و معنادار بین «تغییر در حسابرس سال جاری نسبت به سال قبل» و گزارش مقبول حسابرس و رابطهی مثبت و معنادار بین افزایش در «نرخ بازده داراییها» و گزارش مقبول حسابرس وجود دارد.
در بیشتر پژوهش هایی که عوامل بحرانی موفقیت مدیریت دانش را بررسی کرده اند، مجموعه عواملی به صورت عمومی، به عنوان عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش معرفی شده اند. با وجود این، هر سازمانی عوامل کلیدی خاص خود را دارد. دغدغه سازمان ها این است که این عوامل را شناسایی و به آن ها توجه کنند تا در موفقیت مدیریت دانش پیش قدم باشند. بر مبنای تجارب سازمان های پیشرو درباره پیاده سازی مدیریت دانش در صنعت هوافضا، عوامل کلیدی توفیق در این مقاله به طور گسترده مورد بررسی قرار گرفته، به علاوه این که دو مورد کاوی از سازمان های نظامی کشورهای دیگر آورده شده است.
روش تحقیق در این مطالعه ترکیبی است. یعنی هم از روش کیفی و هم کمی بهره گیری شده و جامعه آماری تحقیق 250 نفر از مدیران و کارشناسان صنایع هوافضا است که به روش نمونه گیری تصادفی و بر اساس جدول گرجسی ومورگان تعداد 152 نفر از بین آن ها به عنوان حجم نمونه انتخاب و جهت جمع آوری داده ها، پرسش نامه بین آن ها توزیع گردید. نتایج تحلیل عاملی نشان داد که 7 عامل توسعه منابع انسانی، جهت گیری راهبردی دانایی محور، زیر ساخت سیستم های اطلاعاتی، ارزیابی و انتقال دانش، الگوگیری، درگیری فردی و فرهنگ مشارکتی عواملی کلیدی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش در صنایع هوافضا به شمار می روند. همچنین نتایج مطالعه تطبیقی نشان داد که نقش هر سه مؤلفه انسان، فناوری و فرآیند(ساختار) در هرسه مطالعه مشهود است.
این تحقیق به بررسی رفتار داده های حسابداری با توجه به چرخه های تجاری در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. این مطالعه همچنین رفتار داده های حسابداری با توجه به چرخه های تجاری را با مد نظر قرار دادن ویژگی های خاص شرکت ها بررسی می کند. داده های حسابداری مورد بررسی شامل رشد فروش، تغییرات حاشیه سود ناخالص، سود قبل از مالیات، تغییرات سود خالص و تغییرات کل دارایی هاست. نتایج این تحقیق نشان داد که در بورس اوراق بهادار تهران بین برخی از متغیرهای حسابداری (رشد فروش و حاشیه سود ناخالص) با چرخه های تجاری ارتباط معناداری وجود دارد و در رابطه با برخی از متغیر ها ( مانند تغییر کل دارایی ها) نیز هیچ گونه ارتباطی مشاهده نشد. همچنین، یافته های این تحقیق نشان داد که ارتباط بین داده های حسابداری با چرخه های تجاری تحت تاثیر اندازه شرکت ها و چرخه ای یا غیر چرخه ای بودن شرکت ها (ویژگی های خاص شرکت ها) است.
پدیده انتظار کشیدن در صف با افزایش تراکم جمعیت و شهری شدن روز افزون جامعه، بیش از پیش گسترش می یابد. تئوری صف به عنوان یک تکنیک آماری برای حل مسائل و تجزیه و تحلیل سیستمها از اهمیت به سزایی بر خوردار می باشد. بانک ها به عنوان یکی از شاخص ترین موسسات اقتصادی نقش مهمی را در راستای اجرای سیاست های پولی (انبساطی و انقباضی) دولت ایفا می کنند. در مقایسه با کشورهای پیشرفته بانک های ایران به شدت شلوغ هستند، شاید این مسئله از اولین چیزهایی باشد که توجه آدمی را در بدو حضور در خارج از کشور به خود جلب می کند. برای کاهش شلوغی بانک ها، می توان از ابزارهای خوبی مثل بانکداری الکترونیک استفاده نمود. بهره گیری از فن آوری های جدید در عرصه اقتصادی یکی از شاخص های استقرار دولت و بانکداری الکترونیک و تحول در تعریف جامعه و قدرت است. برای سنجش نقش بانکداری الکترونیک در کاهش تراکم صف پشت باجه های بانک ها، اطلاعاتی در مدت 6 روز کاری در دو سیستم بانکداری سنتی (قدیمی) و الکترونیک در بانک ملی ایران شعب استان زنجان (اداره امورشعب استان زنجان) جمع آوری گردید و بعد از تحلیل داده ها در قالب مدل های سیستم صف نتایجی مبنی بر نقش بانکداری الکترونیک در کاهش تراکم پشت باجه های بانک ملی، بعد از ارایه سئوالات تحقیق و محاسبات انجام شده، به دست آمد.
این مقاله به بررسی رابطه بین رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی میان کارکنان شرکت فرد آذربایجان ارومیه می پردازد. رفتار شهروندی سازمانی شامل هفت طبقه کلی: جوانمردی، رفتارهای کمکی (ایثار، صلح، امید و روحیه دادن، احترام)، شرافت شهروندی، وجدان،اطاعت، وفاداری و خودرشدی می باشد. تعهد سازمانی نیز شامل سه بعد عاطفی، هنجاری و مداوم می باشد. این تحقیق از لحاظ هدف از نوع تحقیق کاربردی بوده اما به لحاظ روش انجام کار از نوع تحقیق همبستگی است. اطلاعات و داده های مورد نیاز تحقیق از طریق پرسشنامه های توزیع شده رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی بدست آمده است، در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. عملیات آماری آن با استفاده از نرم افزار آماری SPSS19 انجام شده است. نتایج تحقیق حاضر نشان داد که بین رفتار شهروندی سازمانی و تعهد سازمانی رابطه معنی داری وجود دارد.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین فشارهای روانی (استرس) و عملکرد (تلاش - شناخت شغل حمایت سازمانی توانایی) فرماندهان مراکز آموزش نظامی در تهران انجام شد. روش پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه فرماندهان مراکز آموزش نظامی تهران در سال1389 بودند که از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب با حجم، 92 نفر از آنان انتخاب گردید. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه استرس و عملکرد استفاده شد. نتایج حاصل همبستگی حاکی از آن بود که رابطه بین تلاش با استرس معنا دار نبوده(227/- = (r، رابطه بین شناخت شغل با استرس معنا دار بوده و با همدیگر رابطه معکوس دارند (527/- (r =، بین حمایت سازمانی با استرس رابطه معنادار وجود ندارد (227/- (r=و رابطه بین توانایی فرماندهان با استرس معنا دار بوده وبا همدیگر رابطه معکوس دارند (45/- r =). بر اساس نتایج رگرسیون چندگانه، از بین مولفه های عملکرد، شناخت شغل بهترین پیش بینی کننده استرس می باشد. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) حاکی از آن بود که F مشاهده شده در خصوص توانایی بر حسب مدرک تحصیلی وسابقه خدمت، معنا دار بوده است، همچنین F مشاهده شده در خصوص در خصوص شناخت شغل بر حسب سابقه خدمت معنا دار بوده است.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر بر خطای پیش بینی سود مدیریت است. بدین منظور دو فرضیه ارایه شده است. فرضیه های مزبور وجود روابط معنادار بین خطای پیش بینی سود و بازده غیر عادی سهام و همچنین خطای پیش بینی سود و ریسک سیستماتیک را بررسی و آزمون کرده اند. همچنین برای کنترل اثرات سایر عوامل تأثیرگذار بر مدل، متغیرهای کنترلی نظیر اندازه شرکت، سودآوری، اهرم مالی، نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و شاخص بحران مالی آلتمن نیز در مدل استفاده شده است. برای آزمون فرضیه ها، تعداد 75 شرکت در طی سال های 1383 تا 1389 از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بها دار تهران به روش غربال انتخاب شده و متغیرهای پژوهش با استفاده از مدل داده های تلفیقی ایستا و روش حداقل مربعات تعمیم یافته تجزیه و تحلیل شده است. نتایج پژوهش، بیانگر وجود یک رابطه مثبت خطی معنادار بین دو عامل خطای پیش بینی سود و بازده غیرعادی سهام و نبود رابطه خطی بین خطای پیش بینی سود و ریسک سیستماتیک است.
صنعت بیمه از صنایع خدماتی است که همواره در آن رقابت و نوآوری معنادار بوده است. نظر به اهمیت مسئله نوآوری برای مدیران ارشد بنگاه های ایرانی فعال در صنعت بیمه و ضرورت داشتن درک صحیح برای کسب موفقیت در این عرصه طی فعالیتی پژوهشی تلاش شده است. بر مبنای رویکرد کیفی، یک مدل مفهومی برای تبیین توان نوآوری بنگاه های فعال در صنعت بیمه توسعه داده شود. در این مقاله، که بخشی از نتایج پژوهش گفته شده را ارایه می نماید، پس از بیان موضوع پژوهش در بخش مقدمه، ابتدا مفهوم نوآوری تبیین شده است. سپس روش پژوهش مورد استفاده برای مدل سازی توان نوآوری تشریح شده است. در ادامه مقاله فرآیند اجرایی به کار گرفته شده برای مدل سازی توان نوآوری در سطح بنگاه به طور مختصر مورد بحث قرار گرفته است. نتایج فرآیند مدل سازی طی سه بخش اصلی شامل توافق در خصوص فهرست مفاهیم مرتبط با توان نوآوری بنگاه، استخراج و تحلیل نقشه علّی خبرگان، و استخراج و مدل سازی نقشه ادغامی صنعت بیمه در بخش پایانی مقاله ارایه شده است. خروجی نهایی این پژوهش مدل مفهومی توان نوآوری بنگاه در صنعت بیمه است.
هدف از مطالعه حاضر بخش بندی مشتریان مختلف گوشی تلفن همراه بر حسب مزایای مورد انتظار بود. بخش بندی بازار شامل نگاه به یک بازار ناهمگن به صورت یک تعداد بازار همگن کوچک تر در پاسخ به ترجیحات مختلف محصول میان بخش های مهم بازار است. بدین منظور با استفاده از ابزار پرسشنامه به روش نمونه گیری ناحیه ای، داده های 770 نفر از سه کلان شهر تهران، مشهد و شیراز مبنای تحلیل واقع شده است. برای بخش بندی بازار از روش تحلیل عاملی و تحلیل خوشه ای، برای تحلیل جمعیتشناختی از آزمون کای دو پیرسون و برای تحلیل بوم شناختی درون خوشه ای از آزمون های آنالیز واریانس و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی نشان داد، 71 مؤلفه انتخاب گوشی همراه در قالب 15 عامل قرار می گیرند که در مجموع 63 درصد از رفتار مشتریان را در زمینه انتخاب گوشی همراه تبیین می کنند. همچنین بر اساس نتایج تحلیل خوشه ای، مشتریان به 3 خوشه (بخش) تقسیم شدند. همچنین مشخص شد، خوشه ها بر حسب متغیرهای سن، شغل، وضعیت تأهل و شهر محل اقامت با یکدیگر متفاوت هستند؛ اما از نظر سطح تحصیلات، درآمد و جنسیت بین خوشه ها تفاوتی مشاهده نشد.
این پژوهش پیرامون تعدیل بیگانگی شغلی کارکنان دانشگاه پیام نور با بهره گیری از مؤلفه های رهبری تحول-آفرین، فرهنگ سازمان و ساختار سازمانی انجام شده است. در پژوهش حاضر، جامعه ی آماری مجموعه کارکنان علمی و اداری دانشگاه در کلیه واحدها، مراکز، استان ها و سازمان مرکزی و نمونه آماری متشکل از 218 نفر از بین آنان بوده است. جهت بررسی میزان بیگانگی شغلی از مدل سیمن و همکاران، فرهنگ سازمانی دانشگاه از پرسشنامه ارزیابی فرهنگ سازمانی (OCAQ) ساشکین، ساختار سازمانی از الگوی رابینز و رهبری تحول-آفرین از پرسشنامه رهبری تحول آفرین(TLI) شرایم شیم استفاده شده است. پژوهش انجام گرفته از نظر نوع داده های گردآوری شده، توصیفی(غیرآزمایشی) از نوع همبستگی است. برای آزمون فرضیه های موجود نیز از آزمون مدل تحلیل مسیر پژوهش استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد، برخلاف تئوری های موجود، رهبری تحول آفرین در دانشگاه پیام نور بر روی بیگانگی شغلی اثر مثبت و معناداری دارد.
هدف مدیریت ریسک پروژه افزایش احتمال موفقیت پروژه است و اینکار از طریق شناسایی و ارزیابی نظام مند ریسک ها، ارائه روش هایی جهت کاهش یا حذف آنها و حداکثرسازی فرصت ها صورت می گیرد. بررسی ادبیات موضوع نشان می دهد هنوز کمبود های قابل توجهی در حوزه ارزیابی و انتخاب اقدامات کاهش ریسک پروژه ها وجود دارد. مطالعات مربوطه عمدتا مدل های مفهومی هستند که شامل بررسی کلی تاثیرات عدم اطمینان بر پروژه ها و تعیین استراتژی هایی برای کاهش سطح ریسک می باشند. به منظور رفع کاستی های مذکور، در این مقاله یک چارچوب عملی پیشنهاد می شود که ساختار شکست کار، رخدادهای ریسک، اقدامات کاهش ریسک، ریسک های ثانویه و تاثیرات آنها را بطور یکپارچه بررسی می نماید. مساله در قالب یک مدل بهینه سازی چندهدفه مدلسازی گردیده و ضرایب تابع هدف مربوطه از طریق رویکرد اولویت بندی فازی تعیین شده است. جهت حل مدل، روش های دقیق و ابتکاری پیشنهاد گردیده است. علاوه بر این، به منظور اعتبارسنجی مدل، یک مطالعه موردی در پروژه های نیروگاهی ایران انجام شده است. بر اساس نتایج کسب شده، مدل پیشنهادی منجر به بهبود قابل توجه زمان، هزینه و کیفیت پروژه می شود.
این پژوهش با هدف بررسی مدل ساختاری بین رهبری سوء استفاده گرانه، گرانباری نقش، فرسودگی و بیگانگی شغلی به مرحله اجرا درآمد. برای بررسی این مدل، از کارکنان مرد یک کارخانه، 168 نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده پرسشنامه فرسودگی هیجانی (مسلش و جکسون،1981)، پرسشنامه رهبری سوء استفاده گرانه (تپر،2000)، پرسشنامه گرانباری نقش (راد و همکاران،2008) و پرسشنامه بیگانگی شغلی (کورمن و همکاران ،1981) بودند. داده های حاصل از پرسشنامه های پژوهش با استفاده از مدل سازی معادله ساختاری(SEM) مورد تحلیل قرار گرفت. بر اساس مدل ساختاری بدست آمده، طی یک سلسله روابط چندسطحی رهبری سوء استفاده گرانه با گرانباری نقش، سپس گرانباری نقش با فرسودگی هیجانی و در پایان فرسودگی هیجانی با بیگانگی شغلی دارای رابطه معنادار (01/0P<) هستند. یک رابطه مستقیم نیز در مدل نهایی بین رهبری سوء استفاده گرانه با بیگانگی شغلی بدست آمد.
بانکداری همرا ه امکانی است که در بسیاری از کشورها فراهم شده است این نوع پرداخت به دلیل راحتی استفاده ، دست یابی همگانی و سریع به گوشی های تلفن همراه و استفاده دائمی افراداز آنها مورد توجه می باشد. از طرفی امروزه برنامه ریزی راهبردی در بخش خصوصی توسعه یافته است. رویکردهای برنامه ریزی راهبردی که در بخش خصوصی تدوین شده اند می توانند به سازمانهای خصوصی و غیرانتفاعی و هم چنین جوامع و دیگر نهادها کمک نمایند. بانک های خصوصی نیز یکی از این سازمان های خصوصی می باشند. از طرفی دیگر نگرانیهای زیادی در مورد تأثیر بانکداری همراه و ارائه خدمات به صورت الکترونیکی بر پذیرش مشتریان وجود دارد. در تحقیق حاضر، پذیرش در قالب پارامترهایی از قبیل استفاده، دردسترس بودن، سرعت و امنیت تعریف می گردد که به خصوصیات فردی شامل جنس، سن، درآمد، سطح تحصیلات، استفاده از اینترنت، توجه به تبلیغات و بالاخره میزان خطر پذیری افراد وابسته است. هدف اصلی در این مقاله کشف روابط میان میزان پذیرش سرویس بانکداری همراه با تفاوت های فردی است که این نتایج سبب تعیین راهبردهای بانکداری در جهت جذب مشتری هایی با پتانسیل بیشتر میشود. داده های مورد نیاز مقاله با پرسش از کاربران سرویس بانکداری همراه بانک های خصوصی در ایران و تجربیات مدیران در سازمانهای مدیریت و برنامه ریزی کشور جمع آوری شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های هوشمندانه داده کاوی و درخت تصمیم استفاده گردیده است. یافته های پژوهش نشان میدهد که عامل ریسک پذیری مشتریان در پذیرش سرویس بانکداری همراه تأثیر معناداردارد
هدف این مقاله پایه ریزی مبانی و اصول نظریه آینده پژوهشی دانش بنیان براساس الگوی نظریه پردازی دربارة بنیان های فهم، درک و زمان است. رویکرد نوشتن مقاله، توصیفی استدلالی، بدیهه گرایی و علتیابی است، لذا با تبیین گزارة فهم و درک، آن را زیربنای پیشبرد تمام امور معرفی کرده سپس مولفة زمان را به صورت یک پدیدة اصلی و مستقل با چند قضیه معرفی کرده؛ سپس، هدف، جوهره، رسالت، نقش، سازوکار و رفتار زمان تبیین میشود. پس از این نظریه، اصول موضوعه و فنون آینده پژوهی به همراه پیش فرض ها و رویکردهای آینده پژوهی، آموزه های کلیدی و ذهن های چندگانه، تشریح میشود. در نهایت، این نتایج به دست میآید اگر فهم و درک به خوبی شناخته و معماری شود میتوان آن را مدیریت کرد. با سازوکار فهم و درک درست میتوان پدیدة حیات، مرکب و شاهراه زمان را شناخت، نقش و سازوکارهای آن را تدوین و مورد بهره گیری قرار داد. آنگاه ساختمان آینده را از درون زمان بیرون آورد، آینده پژوهی اگر چه شرح و توصیفی از جلوه های زمان های بالقوه با خصیصه های مورد انتظار است اما روشی نظام مند نیاز دارد تا آن را بر پایه های راهبرد و بزرگراه های زمان پیش نگر با مبانی فکری و اعتقادی، شایستگی، تواصی به حق و شکیبایی، صبوری و استقامت جستجو، طراحی، تعبیه و تحقق بخشید.