مدیریت ارتباط با مشتریان (CRM) در آغاز به عنوان بهترین راه حل عملی از سوی شرکتها مورد توجه قرار گرفت. با استقرار آن، شرکتها در عمل دیدند به رغم انبوهی از اطلاعات، حضور مشتری و ارتباطات حسی هیجانی و پیوند مشتری کاهش یافته است. و این مستلزم مدیریت تجربهی مشتری (CEM) است که نباید از آن غافل شد.
اکنون تجربهی شرکتها بخوبی نشان میدهد که سیآرام یا مدیریت ارتباط با مشتری، همان سیاییام یا مدیریت تجربهی مشتری نیست. افزون بر آن، برای پیشبرد فعالیتها به هر دو یعنی سیآر ام و سیاییام نیازمندیم.
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه میان جامعه پذیری سازمانی و تعهد سازمانی، در میان کارکنان دانشگاه ارومیه انجام شده است. با استفاده از روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی، 200 نفر از کارکنان دانشگاه با توجه به دانشکده محل خدمت، به صورت طبقه ای متناسب با اندازه هر یک از دانشکده ها، به طور تصادفی انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش، از دو پرسشنامه استاندارد جامعه پذیری سازمانی بر اساس مدل تائورمینا (1997) و تعهد سازمانی بر اساس مدل بالفور و وکسلر (1996) استفاده شده است. برای سنجش میزان پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ ، پرسشنامه جامعه پذیری سازمانی 921/0 =α و تعهد سازمانی 881/0= α به دست آمد. داده ها پس از جمع آوری بر اساس فرضیه های پژوهش و با استفاده از تحلیل مانوا و تحلیل رگرسیون چندگانه تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین مؤلفه های جامعه پذیری سازمانی با کل ابعاد تعهد سازمانی، رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. علاوه بر این، مؤلفه های تفاهم، حمایت کارکنان و چشم انداز از آینده سازمان نیز می تواند به طور مثبت و معنی داری، ابعاد تعهد همانندسازی شده، پیوستگی و مبادله ای را پیش بینی کند
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش اطلاعات در پیشرفت مدیریت مراکز تحقیقاتی وابسته به دانشگاه های دولتی شهر اصفهان بود.پژوهش به شیوه پیمایشی انجام شده است. نمونه آماری پژوهش کلیه مدیران 18 مرکز تحقیقاتی وابسته به دانشگاه های دولتی شهر اصفهان بود. برای گرد آوری داده ها از از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است . داده های گردآوری شده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مدیران مراکز تحقیقاتی در زمینه فعالیتهای خود ضمن تأکید جایگاه اطلاعات(50 درصد) و تأثیر آن در پیشرفت مدیریت مراکز(5/66 درصد) نیازمندی خود را به اطلاعات (5/71 درصد) اعلام نموده اند.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر مالیات بر محافظه کاری در گزارشگری مالی و همچنین مربوط بودن اطلاعات حسابداری است. روش مورد استفاده در این پژوهش از نوع همبستگی است. بدین منظور، نمونهای متشکل از 123 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره 5 ساله 1383 تا 1387 بررسی شده است. در این راستا، از دو مدل تکامل یافته عدم تقارن زمانی سود و اقلام تعهدی انباشته شده که توسط تری شولین ارائه شدهاند، استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیات پژوهش که با استفاده از مدل رگرسیون چند متغیره آزمون شدهاند نشان می دهد؛ شرکت هایی که خالص جریان نقدی عملیاتی آن ها بسیار بزرگتر از درآمد مشمول مالیات آن هاست، محافظه کاری بیشتری نسبت به سایر شرکت ها دارند، اما در مورد شرکت هایی که خالص جریان نقدی عملیاتی آن ها بسیار کوچکتر از درآمد مشمول مالیات آن هاست، نمیتوان گفت که محافظه کاری کمتری نسبت به سایر شرکت ها دارند. علاوه بر این، یافته های پژوهش نشان میدهد که، مالیات نه تنها مربوط بودن اطلاعات حسابداری را که شرکت ها ارائه میکنند کاهش نمیدهد، بلکه باعث افزایش مربوط بودن اطلاعات نیز می گردد.
یکی از با ارزشترین دارایی های هر شرکت نام و نشان تجاری آن شرکت می باشد. هرچه ارزش نام و نشان تجاری در ذهن مصرف کنندگان بیشتر باشد، شرکت می تواند در سایه آن منافع بیشتری را از مصرف کنندگان کسب کند. ارزش ویژه نام و نشان تجاری یکی از دارایی هایی است که هم ارزش شرکت را حفظ می کند و هم وفاداری مشتریان را به دنبال خواهد داشت. تحقیق حاضر با عنوان «ارزیابی ارزش ویژه نام و نشان تجاری و عوامل موثر بر آن از دیدگاه مصرف کننده» انجام گرفته است. در این تحقیق از مدل ارزش ویژه نام و نشان دیوید آکر که دارای چهار بعد آگاهی، کیفیت درک شده، تداعی ها و وفاداری به نام و نشان تجاری می باشد، استفاده شده است. جامعه آماری، مصرف کنندگان شکلات در فروشگاه های زنجیره ای شهروند و رفاه بوده است.بر این اساس چهار فرضیه مطرح شده و از طریق مدل معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفته است. ابزار مورد استفاده برای انجام این تحقیق پرسشنامه است. نتایج به دست آمده از تحلیل داده های گردآوری شده نشان داد که: - عامل وفاداری به نام و نشان تجاری به صورت مستقیم بر ارزش ویژه نام و نشان تجاری تاثیر دارد. - عامل تداعی نام و نشان تجاری به صورت مستقیم بر ارزش ویژه نام و نشان تجاری تاثیر دارد. - عامل کیفیت ادراک شده، به طور غیرمستقیم و از طریق وفاداری بر ارزش ویژه نام و نشان تجاری اثر می گذارد. - عامل آگاهی از نام و نشان تجاری به طور غیرمستقیم و از طریق وفاداری و تداعی نام و نشان تجاری بر ارزش ویژه نام و نشان تجاری اثر می گذارد.
چکیده مقدمه: رضایت کاربر به عنوان ضمانت اجرای موفق یک سیستم اطلاعات محسوب می شود. ارزیابی سیستم های اطلاعات بیمارستانی (HIS) بدون در نظر گرفتن نوع کاربر و تجربه کامپیوتری آن ها ارزشی ندارد. نظر مثبت کاربران نسبت به سیستم اطلاعات بیمارستانی ضامن موفقیت این سیستم هاست. به همین منظور در این پژوهش میزان قابلیت استفاده سیستم های اطلاعات بیمارستانی از نظر پرستاران، کاربران واحدهای پاراکلینیک و منشی بخش ها بررسی شده است. روش کار: مطالعه توصیفی-مقطعی بوده و در سال 1388 انجام شده است. به منظور ارزیابی از پرسشنامه استاندارد بین المللی ایزومتریک9241.10 استفاده شد. در این پژوهش نمونه گیری انجام نشد. به منظور انجام این پژوهش ابتدا همه بیمارستان های دارای HIS در شهر تهران مشخص شدند. سپس همه شرکت های ارایه دهنده این سیستم ها مشخص شدند. در مرحله بعد با توجه به اینکه پژوهشگران می خواستند حتماً از هر شرکت ارایه دهنده HIS، یک بیمارستان را مطالعه کنند، از بین هر چند بیمارستانی که توسط یک شرکت پشتیبانی می شد، یک بیمارستان به صورت تصادفی انتخاب شد. در نهایت میزان قابلیت استفاده سیستم های اطلاعات بیمارستانی از نظر منشی بخش ها، پرستاران و کاربران واحدهای پاراکلینیک بررسی شد. پس از جمع آوری پرسشنامه، داده ها با استفاده از SPSS و آمارهای توصیفی و آزمون یک نمونه ای تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان می دهد نرم افزار HIS بررسی شده در ایران از دید پرستاران نسبت به کاربران واحدهای پاراکلینیک و منشی بخش ها دارای قابلیت استفاده بیشتری بوده است. در این پژوهش کاربران واحدهای پاراکلینیک نسبت به سایر کاربران، سیستم اطلاعات بیمارستانی را کمتر مفید و قابل استفاده دانسته اند. بحث: با توجه به متفاوت بودن نظر پرستاران، منشی بخش ها و کاربران واحدهای پاراکلینیک به نظر می رسد وظیفه کاربران بر میزان رضایت آن ها از سیستم و مفید دانستن سیستم تأثیر گذار بوده است. پیشنهاد می شود هنگام طراحی و توسعه سیستم های اطلاعاتی به نیاز کاربران واحدهای پاراکلینیک توجه بیشتری شود
این مطالعه رابطه بین سبک رهبری تحولی و روابط گروه کاری با توانایی حل مسأله و رفتار نوآورانه را
در کارکنان با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی مورد بررسی قرار داده است. نمونة تحقیق شامل
989 نفر از کارکنان شهرداریهای استان فارس بود که با روش نمونهگیری تصادفی طبقهای انتخاب
شدند. نتایج نشان دادند که روابط مثبت معناداری بین همة متغیرهای پیش بین با توانایی حل مسأله و
رفتار نوآورانه کارکنان وجود دارد. علاوه بر این نتایج نشان دادند که کیفیت روابط اعضای گروه کاری از
بیشترین نقش در پیش بینی توانایی حل مسأله و رفتار نوآورانه افراد برخوردار است
امروزه دستیابی به بهبود مستمر و سرآمدی در همه ابعاد سازمان از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ در این
راستا، الگوی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت ) EFQM ( سازمانها را در جهت حرکت به سمت سرآمدی
کمک میکند. در این الگو توانمندسازها نقشی مهم و اساسی در حرکت سازمان به سمت سرآمدی دارند
و اولویت بندی آنها برای جلب رضایت کارکنان از ارزش زیادی برخوردار است. هدف این پژوهش،
اولویتبندی توانمندسازها مبتنی بر انتظارات کارکنان از مدیریت سازمان با استفاده از تکنیک گسترش
کارکرد کیفیت ) (QFD و مقایسه این اولویتبندی با روش معمول، یعنی بدون استفاده از QFD است.
به این منظور، شرکت پلی اکریل ایران برای مطالعه موردی انتخاب شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن
است که اولویت بندی توانمندسازهای EFQM قبل و بعد از استفاده از QFD متفاوت است. همچنین از
دیگر نتایج حاصله میتوان به مواردی چون کاهش شکاف بین مدیریت و کارکنان، ایجاد جو مناسب
برای توسعه روابطی مؤثر و هماهنگ بین مدیران و کارکنان، اولویتبندی مشخصههای عملکردی
مدیریت سازمان بر اساس دیدگاه کارکنان و توسعه الگوی EFQM اشاره کرد
این پژوهش به دنبال تعیین معیارها و شاخص هایی است که توانایی شرکت در پرداخت سود تقسیمی را می سنجد. پس از بررسی منابع نظری موضوع تعدادی از عوامل که بر سود تقسیمی اثر گذارند، مشخص شدند. بر آن اساس، پنج فرضیه در نظر گرفته شد. برای بررسی این فرضیه ها، ابتدا متغیرهای مورد نظر تعیین و سپس اطلاعات لازم برای نمونه شامل 141 شرکت عضو بورس، طی یک دوره هشت ساله از سال 1387-1380 گردآوری گردید. برای تخمین مدل پژوهش از روش رگرسیون لاجیت استفاده شد. پس از چهار مرحله پالایش، یک مدل بهینه به دست آمد. در هر مرحله، علاوه بر اینکه بهبود مدل آزمون شد، نوع داده ها نیز بررسی گردید. مدل نهایی حاصل که به صورت لاجیت با رویکرد پانل و با اثر ثابت تخمین زده شد، نشان داد از بین عوامل مورد نظر، نا اطمینانی به جریان نقد، مرحله عمر شرکت، فرصت های سرمایه گذاری و سودآوری شرکت بر پرداخت سود تقسیمی اثر گذار هستند. پس از تخمین مدل، با محاسبه اثر حاشیه ای، مشخص شد مرحله عمر شرکت و سودآوری شرکت بیشترین تأثیر را در بین عوامل دارند.
هدف پژوش حاضر بررسی رابطه تعهد سازمانی با فرسودگی شغلی و معنویت سازمانی در بین کارمندان اداره پست شهرستان زاهدان و گرگان می باشد. نمونه پژوهش حاضر را 200 نفر از کارمندان اداره پست (100 کارمند از زاهدان و 100 کارمند ازگرگان) تشکیل می دهند که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. ابزار گردآوری داده¬ها مقیاس تعهد سازمانی، مقیاس فرسودگی شغلی و پرسشنامه معنویت سازمانی بود. برای تجزیه و تحلیل داده¬ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام، رگرسیون تک متغیره و آزمون t برای گروههای مستقل استفاده گردید. نتایج نشان داد که تعهد هنجاری و نمرات کلی تعهد سازمانی همبستگی منفی و معنی¬داری با مسخ شخصیت داشت. کارکرد شخصی با تعهد مداوم، تعهد هنجاری و نمرات کلی تعهد سازمانی همبستگی مثبت و معنی داری داشت. نتایج همچنین خاطر نشان ساخت که معنویت سازمانی با تمام ابعاد و نمرات کلی تعهد سازمانی همبستگی مثبت و معنی داری داشت. نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که کارکرد شخصی به میزان %6.1 واریانس را برای تعهد مداوم تبیین کرد و پیش بینی کننده مثبتی برای آن بود. مسخ شخصیت به میزان %20.4 واریانس را برای تعهد هنجاری تبیین کرد و پیش بینی کننده منفی برای آن بود. نتایج موید آن بود که مسخ شخصیت و کارکرد شخصی با همدیگر توانستند %12.9 واریانس را برای نمرات کلی تعهد سازمانی تبیین کنند که مسخ شخصیت پیش بینی کننده منفی و کارکرد شخصی پیش بینی کننده مثبتی برای نمرات کلی تعهد سازمانی بود. نتایج رگرسیون تک متغیره نشان داد که معنویت سازمانی توانست تمام ابعاد تعهد سازمانی را به صورت مثبت و معنی داری پیش بینی کند. نتایج آزمون t نشان داد که تفاوت معنی داری بین کارمندان اداره پست شهرستان زاهدان و گرگان در میانگین نمرات ابعاد تعهد سازمانی، ابعاد فرسودگی شغلی و نمرات معنویت سازمانی وجود ندارد.
مقدمه و هدف پژوهش: هدف از پژوهش حاضر، بررسی میزان تأثیر هوش هیجانی 1 بر قابلیتهای مدیریت در سطح دانشگاههای پیام نور استانهای خوزستان، لرستان و ایلام می باشد. جامعه آماری در این پژوهش کلیه رؤسای دانشگاههای پیام نور استانهای فوق الذکر می باشد. روش پژوهش: در این پژوهش کلیه جامعه آماری را به عنوان مبنا قرار داده ایم، و از نمونه گیری صرف نظر شده است. لازم به یادآوری است که تعداد رؤسای دانشگاههای استانهای یاد شده مورد پژوهش 18 نفر، برابر با تعداد 18 مرکز دانشگاهی می باشند. پرسشنامه های استفاده شده در این پژوهش عبارتند از: 8( پرسشنامه هوش هیجانی 2( پرسشنامه وظایف مدیریت، اثر هاینزوی ریچ 3 و هارولد کونتز 4. برای بررسی چهار فرض جزئی از بار-آن 2 آزمون همبستگی پیرسون و برای فرض اصلی )کلی( از آزمون رگرسیون گام به گام استفاده شده است. یافته ها و نتیجه گیری: بین هوش هیجانی و قابلیت های مدیریت )برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت، کنترل(، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد که هر یک از این چهار فرض با آزمون همبستگی پیرسون محاسبه گردید. و نتیجه فرض اصلی (کلی) در خصوص تأثیر میزان هوش هیجانی بر قابلیت های مدیریت، حاصل تحلیل رگرسیون به روش گام به گام، دارای ضریب همبستگی چند متغیری برای ترکیب خطی خرده مقیاس های قابلیت های مدیریت تأیید می گردد. 28 درصد واریانس هوش هیجانی توسط متغیرهای پیش بین قابل تبیین است. همچنین از میان متغیرها در مرحله یک تنها متغیر قابلیت برنامه ریزی متغیر پیش بین خوبی در پیش بینی کنندگی برای هوش هیجانی است، و سایر متغیرها )قابلیت سازماندهی، قابلیت هدایت، قابلیت کنترل( نیز در پیش بینی کنندگی برای هوش هیجانی مدیران نقش کمتری ایفا می کنند.
با ورود به عصر دانایی، تکامل ابعاد سازمانی روندی جدید به خود گرفته است. موفقیت مدیریت دانش به وجود پیش نیازهای ساختاری، فرهنگی، تکنولوژیکی و انسانی ویژه ای نیاز دارد. هدف این پژوهش شناسایی ابعاد ساختاری متناسب با رویکرد مدیریت دانش در سازمان است. از این رو پس ازمرور مبانی نظری روند تکامل ابعاد ساختاری سازمان، چگونگی و ارتباط هر یک از ابعاد اصلی ساختار سازمانی با اقدامات مدیریت دانش تشریح می شود. جامعه یآماری این پژوهش توصیفی میدانی شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران است؛ نمونه ی آماری پژوهش نیز با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بوده است. نتایج به کارگیری روش های تحلیل آماری نشان می-دهند؛ مؤلفه های ساختاری رسمیت و تمرکز تأثیری منفی بر اقدامات مدیریت دانش دارند، در حالی که ابعاد ساختاری مرززدایی، شبکه های غیررسمی، تیم گرایی و حرفه ای گرایی، تأثیر مثبتی داشته اند. بر این مبنا می توان نتیجه گرفت توسعه ابعاد انسانی و غیررسمی ساختار برای اجرای موفقیت آمیز پروژه های مدیریت دانش در سازمان ضروری است.
عدم توجه به ظرافت های مدیریتی در ریسک های پروژه های فناوری اطلاعات، علاوه بر آن که باعث تحقق نیافتن منافع پیش بینی شده می شودد، موجب شکست این پروژه ها نیز خواهد شد. دراین میان شناسایی مهمترین ریسک های فناوری اطلاعات و سنجش ارتباط آنان نقش اساسی در تصمیم گیری های مدیریتی ایفا می کند. اجرای صحیح پروژه های فناوری اطلاعات در بانک ها در گرو شناسایی و سنجش مهمترین ریسک های پروژه های فناوری اطلاعات است. هدف از انجام این پژوهش شناسایی و سنجش روابط بین عوامل ریسک در پروژه های فناوری اطلاعات در بانک ملت استان بوشهر با استفاده از تکنیک دیمتل فازی است. بدین منظور با استفاده از نظر 15متخصص و مرور ادبیات نظری ابتدا 23عامل مؤثر بر ریسک پروژه های فناوری اطلاعات در بانک ملت استان بوشهر شناسایی شدند سپس این عوامل با استفاده از تکنیک فرایند تحلیل شبکه ای فازی رتبه بندی گردیدند. در پایان از بین آنها هشت عامل با بیشترین درجه اهمیت شناسایی شدند. نتایج پژوهش نشان داد، مهمترین عوامل مؤثر بر ریسک پروژه های فناوری اطلاعات در بانک ملت استان بوشهر عبارتند از: کارمندان بی تجربه و نداشتن دانش و مهارت لازم در منابع انسانی، انحصاری بودن برخی منابع مورد نیاز، بالا نبودن قابلیت اطمینان و امنیت و نگهداری داده و خطر حمله هکرها و نبود مکانیرم نظارتی کافی در هنگام اجرای پروژه فناوری اطلاعات.
در این مقاله سعی بر آن است تا عملکرد صندوق های سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تهران بر اساس معیارهای مبتنی بر تئوری مدرن پرتفوی(شامل شاخص شارپ، انحراف معیار و بتای سنتی) و تئوری فرا مدرن پرتفوی(شامل شاخص سورتینو، پتانسیل مطلوب، ریسک نامطلوب و بتاهای نامطلوب) بررسی و ارتباط میان رتبه بندی های آنها با یکدیگر مقایسه گردد. بدین منظور، داده های مربوط به چهارده صندوق سرمایه گذاری، طی دوره 88- 87 بررسی گردید. در این تحقیق که ماهیت متغیرهای آن ترتیبی است، از آزمون های ناپارامتریک برای بررسی فرضیه های تحقیق استفاده شده است.بر اساس نتایج این تحقیق، بین رتبه بندی معیارهای مبتنی بر تئوری مدرن و فرامدرن پرتفوی ارتباط معناداری وجود دارد که این ارتباط معنادار به علت نرمال بودن توزیع بازدهی نبوده، بلکه به علت چولگی منفی بازدهی صندوق های سرمایه گذاری است و لذا نتایج تحقیق نشان می دهد که استفاده از معیارهای فرا مدرن در مقایسه با معیارهای مدرن پرتفوی، ارجح است.
هدف این پژوهش بررسی اثرگذاری فرایندهای مدیریت دانش بر کارآفرینی سازمانی است، تا از این رهیافت جایگاه کارآفرینی در طراحی الگوی مدیریت دانش برای سازمان-هایی که قصد ورود به این حوزه را دارند، مشخص شود. برای این پژوهش، از پرسش نامهی طیف لیکرت استفاده شد، که پس از نمونه گیری تصادفی، تعداد 213 عنوان کسب وکار کوچک و متوسط شهرکهای صنعتی شرق مازندران بررسی شد. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS16 و LISREL8.5 انجام شده است. پایایی سازه با ضریب آلفای کرونباخ برابر 0.939 و روایی آن به وسیله تحلیل عاملی تاییدی مورد تایید قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان میدهد که تسهیم دانش به صورت مستقیم (0.46) و غیرمستقیم (0.38) و بهکارگیری دانش به صورت مستقیم (0.59) بر روی فرایند کارآفرینی سازمانی اثرگذاری معناداری دارند. اما اثرگذاری مستقیم گردآوری دانش تأیید نشد. از سوی دیگر، اثرگذاری غبرمستقیم گردآوری دانش بر کارآفرینی سازمانی با تسهیم (0.15) و بهکارگیری دانش (0.12) تایید شد