مکان یابی از جمله تصمیم های بنیادین و استراتژیک است که تأثیر بسزایی بر جنبههای مختلف عملکردی سازمان دارد. این اثرات در کوتاه مدت و بلند مدت بروز کرده و اغلب غیرقابل جبران بوده و یا هزینههای فراوانی را تحمیل میکند. از طرفی مکانیابی درست، نقش مهمی در موفقیت سازمان در انجام ماموریتها، ایجاد و حفظ مزیت رقابتی و نیز رسیدن به اهداف و استراتژیها دارد.
برای انتخاب مکان یک صنعت، عوامل کیفی و کمی متعددی دخالت دارند و این تصمیم نیازمند کار گروهی و خرد جمعی است. مشارکت سیستماتیک خرد جمعی و به کارگیری هدفمند عوامل مکانیابی در فرایند تصمیم گیری، نیازمند مدلهای کارآمد و جامعنگر در یک فرایند تصمیمگیری است.
در این تحقیق فرایند تصمیمگیری در خصوص مکان استقرار یک صنعت نظامی شرح داده میشود. برای این منظور عوامل تصمیمگیری متناسب با شرایط خاص صنایع نظامی تعریف و به صورت سیستماتیک و گام به گام در این فرایند تصمیمگیری گروهی به کار گرفته شدند. این فرایند رویکردی مکاشفهای به موضوع مکان یابی ارائه میکند و تصمیمگیران را از پهنه گسترده پیوسته به گزینههای برتر پیشنهادی هدایت میکند و تضمین میکند که در این فرایند ملاحظات قانونی، پدافند غیرعاملی، هزینهای، انسانی و عملکردی صنعت به صورت مرحلهای و بر اساس خرد جمعی و متناسب با اهمیت نسبی آنها در انتخاب مکان استقرار دخالت داده میشوند. بنابراین مقایسه ای بین مکان فعلی صنعت (صنعت جنگ افزار) و دو مکان پیشنهادی (صنعت مکانیک و صنعت امام علی(ع)) انجام گرفت و وزن هر یک از معیارها و زیرمعیارها محاسبه گردید و در نهایت امتیازات موزون نهایی هر یک از گزینه ها تعیین و مشخص گردید که تقریباً دو گزینه صنعت مکانیک و موقعیت فعلی صنعت (صنعت جنگافزار) امتیاز مساوی دارند؛ به عبارتی هر یک از گزینه ها نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارا هستند، ولی در مجموع مطلوبیت یکسانی دارند.
بانک ملی ایران به عنوان بزرگ ترین بانک جهان اسلام، طرح بانکداری مشارکت در سود و زیان را به عنوان اولین طرح مشارکت واقعی در جهان به اجرا گذاشت. این طرح حاصل چندین سال کار و تحقیق و طراحی در بانک ملی بوده و در نوع خود در جهان بی نظیر است. هدف این طرح حذف کامل هرگونه شبهه ربا در عملیات بانکی است و از این طریق قدمی بزرگ در اجرای بانکداری اسلامی بدون هرگونه شبهه ربا برداشته است.
در این تحقیق تلاش شده است ارتباط بین کیفیت خدمات ارائه شده در این سیستم، با رضایت مشتریان و عملکرد بانک مورد ارزیابی قرار گیرد. بدین منظور 35 نفر از مشتریان این نوع بانکداری به عنوان نمونه انتخاب و پرسشنامه ای در بین آن ها توزیع گردید. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی مورد تحلیل قرار گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده، بین کیفیت خدمات با رضایت مشتری و عملکرد بانکداری مشارکت در سود و زیان ارتباط معناداری وجود دارد؛ با این حال کیفیت خدمات بیشترین تأثیر را بر روی رضایت مشتریان داشته است. همچنین رضایت مشتری بر عملکرد بانکداری مشارکت در سود و زیان تأثیر معناداری گذاشته است.
اهدافی که این پژوهش در پی پاسخگویی بدانها است، عبارت است از: مطالعه وضعیت موجود فرهنگ سازمانی و تعیین ویژگیها و شاخصهای فرهنگ سازمانی مطلوب، مبتنی بر مبانی دینی و ارزشهای اسلام و انقلاب اسلامی. در پی این اهداف، تلاش شده است وضعیت موجود فرهنگ سازمانی سازمان مورد مطالعه، مبتنی بر 16 مورد پژوهشی که تا کنون در زمینه این موضوع انجام شده است با استفاده از شیوه آماری فرا تحلیل1 مورد بررسی و ارزیابی قرار بگیرد. نتایج و یافتههای تحقیق بیانگر دو سلسله از عوامل مثبت و منفی است که در یک سوی آن ارزشها و نقاط قوت فرهنگ سازمانی، و در سوی دیگر آسیبها، نابهنجاریها و نقاط ضعف قرار دارد.
الگوی مطلوب این پژوهش بر چهار نوع فرهنگ بومی مبتنی است با عناوین فرهنگ تربیت محور، فرهنگ دانش محور، فرهنگ معنا گرا، فرهنگ رابطه گرا (انسانگرا)، که ویژگیها و شاخصهای این فرهنگها به منظور سنجش اعتبار به خبرگان و صاحبنظران دانشگاهی و فرماندهان و مدیران عالی صحنه اجرا، عرضه شد و الگوی مفهومی با مختصر اصلاحات با روایی خوب (95.3) به تأیید خبرگان رسید.
هدف این مقاله، بررسی نحوه تأثیر گذاری عدم اطمینان های محیطی بر عملکرد و سودآوری شرکت ها و عکس العمل مدیران در برابر این عوامل می باشد. به طور کلی فرض براینست که عدم اطمینان های محیطی نوسانات زیادی را در عملکرد و سودآوری شرکت ها به وجود می آورد و مدیران برای جلوگیری از اثرات منفی آن، اقدام به هموارسازی سودهای گزارش شده با استفاده از اقلام تعهّدی اختیاری می نمایند. در این پژوهش، داده ها به صورت سالانه و برای دوره زمانی 1380الی 1387 مورد بررسی قرار گرفته و جهت آزمون فرضیات از پنج مدل رگرسیونی چند متغیّره استفاده شده است.
به منظور محاسبه اقلام تعهّدی اختیاری از مدل کوتاری و همکاران استفاده شده است و ضریب تغییرات فروش نیز معیار عدم اطمینان های محیطی شرکت های عضو نمونه می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که عدم اطمینان های محیطی نوسانات زیادی در سودآوری و عملکرد شرکت ها به وجود آورده و مدیران برای جلوگیری از تأثیرات منفی آن با استفاده از اقلام تعهّدی اختیاری اقدام به هموارسازی سودهای گزارش شده می نمایند.
با توجه به پیچیدگی و تنوع فوق العاده کلان شهرها، اداره آنها مستلزم اتخاذ مدل های خط مشی گذاری مناسبی است که برحسب ویژگی های خاص هر یک از این شهرها، طراحی شده باشند. بنابراین، در امتداد رویکرد اقتضایی به خط مشی گذاری در پرتو استعاره کولاژ ، طراحی یک سیستم خط مشی گذاری آمیخته ضرورت می یابد. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان تناسب هر مدل خط مشی با هر دسته از مشکلات شهری است. در این مطالعه تلاش شد تا با مراجعه به آراء خبرگان خط مشی گذاری و شهری، میزان و قابلیت انواع مدلهای خط مشی گذاری برای حل مسائل شهری معین گردد. نتایج حاصل حاکی از آن بود که مدلهای فراگردی، تلفیقی، سیستمی و عقلایی به ترتیب برای حل مسائل اجتماعی از اولویت بیشتری برخوردارند.
موضوع فساد اداری از جمله معضلاتی است که تقریباً تمامی جوامع به طور کم و بیش با آن مواجه می باشند. امروزه در زمینه مبارزه با فساد اداری، بیشتر تأکید بر روی رویکردهایی است که بر پیشگیری از بروز چنین پدیده ای تمرکز می کند. این پژوهش به بررسی نقش فرهنگ سازمانی، به عنوان یکی از عوامل پیشگیرانه در کاهش فساد اداری پرداخته است. پژوهش حاضر از جنبه هدف کاربردی و نیز توسعه ای و از نظر ماهیت توصیفی پیمایشی است. یافته های تحقیق که حاصل جمع آوری اطلاعات از یک نمونه 373 نفری از متخصصین اداری است، حاکی از رابطه معناداری بین شاخص های فرهنگ و پایین آمدن فساد اداری است. پیشنهاد اصلی این تحقیق اولویت دادن به رویکرد فرهنگی و ساختاری در کنار رویکردهای رایج انضباطی بوده است. از جمله مؤلفه های فرهنگی مؤثر بر فساد اداری به ترتیب اولویت عبارتند از: ارزش های سازمانی، جامعه پذیری و هویت بخشی، کنترل رفتار، ارزش های فردی، ارزش های بنیادین و شیوه های انگیزشی. در نهایت مدلی مناسب درزمینه مؤلفه های فرهنگی مؤثر برکاهش فساد اداری ارائه گردیده است.
صنعت خودرو از جمله صنایعی است که همواره تلاش جهت مشارکت و هماهنگی با شرکای زنجیره تأمین در آن مورد توجه بوده است. نظر به اهمیت مسئله به اشتراک گذاری اطلاعات به عنوان مکانیزم اصلی هماهنگی زنجیر? تأمین برای مدیران ارشد شرکتهای ایرانی فعال در امر خودرو سازی، هدف این تحقیق، طراحی و مدلسازی عوامل موثر بر به اشتراک گذاری اطلاعات در زنجیر? تأمین شرکت ایران خودرو خراسان بوده است. جامعه ی آماری پژوهش، خبرگان زنجیر? تأمین شرکت ایران خودرو خراسان می باشند. بر همین اساس، ابتدا با مطالعه ادبیات موضوع و مرور پیشینه 20 عامل زیرمجموعه این سازه تعریف گردید که با انجام چند مصاحبه با خبرگان، عوامل فوق به 22 مورد افزایش یافت. در ادامه مدل مفهومی پیشنهادی از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته محک خورده شد. این پژوهش از نظر متدولوژیک براساس روش «تحقیق آمیخته متوالی» انجام می گیرد بدین ترتیب که ابتدا با استفاده از متدولوژی مدلسازی نقشه علّی، مدل اولیه ارائه شده است. به منظور اطمینان از مدل طراحی شده، از مدلسازی شبکه های بیزین نیز در جهت تأیید مدل استفاده شده است. خروجی نهایی این پژوهش مدل مفهومی به اشتراک گذاری اطلاعات در زنجیر? تأمین شرکت ایران خودرو خراسان می باشد.
در عصر دانایی محوری، مدیریت دانش به مهم ترین وظیفه سازمان هایی تبدیل شده که به دنبال استفاده بهینه از این سرمایه ارزشمند و ناملموس اند. اجرای موفقیت آمیز پروژه های مدیریت دانش در سازمان به ایجاد زمینه ها و شرایط مناسب و تقویت کننده ای نیاز دارد. یکی از عواملی که می تواند نقش بسیار موثری در تسهیل اقدامات مدیریت دانش داشته باشد، زیرساخت انسانی-اجتماعی است که نقش و تاثیر آن در موفقیت مدیریت دانش در سازمان به اندازه زیرساخت هایی مانند وجود ساختار و فناوری مناسب اهمیت دارد. از این رو در این مقاله نقش و تاثیر سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی و سرمایه فرهنگی در ارتقای اثربخشی اقدات مدیریت دانش در سازمان تشریح و بررسی می شود که این سرمایه های سازمانی چگونه می-توانند نگرش ها و رفتارهایی در افراد ایجاد کنند که انجام اقدامات مدیریت دانش را در سازمان تسهیل کنند. روش تحقیق، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری آن نیز شامل950 نفر مدیران و کارشناسان شرکت پخش فراورده های نفتی ایران است که با نمونه گیری تصادفی انجام شده، 274 نفر آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که مدل ارائه شده از زیرساخت انسانی- اجتماعی مدیریت دانش تاثیر قابل توجهی بر ارتقای اثربخشی اقدامات مدیریت دانش در سازمان دارد. بر این مبنا پیشنهادهایی به مدیران و پژوهشگران ارائه می شود.
امروزه سازمان ها در فضای رقابتی برای رسیدن به کیفیت و سرعت بالاتر در ارائه ی کالا و خدمات به سیستمی بهره ور و یکپارچه کننده منابع سازمان نیاز دارند. یکی از بهترین ابزارهای رسیدن به این هدف، راه حل نرم افزاریERP است. یکی از مشکلات اساسی برای پیاده سازی ERP، عدم هماهنگی و تناسب آن با فرایندهای کسب وکار مهندسی مجدد BPRاست. انجام صحیح BPR با الهام گرفتن از برنامه ریزی استراتژیک و حمایت مدیریت ارشد منجربه پیاده سازی موفقیت آمیز ERP شده، متعاقب آن همبستگی قوی با نتایج ارزشیابی عملکرد در سازمان خواهند داشت که هدف اصلی پژوهش را تشکیل می دهد. برای دستیابی به اهداف پژوهش، مدیران و کارشناسان خبره چهار شرکت از نوع تولید انبوه پیوسته (ذوب آهن اصفهان، ساینای ابهر، گلتاش اصفهان و پاکسان تهران) که در این زمینه دارای تجربه کافی بودند برای پاسخ گویی به ابزارهای پژوهش انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه ی برنامه-ریزی استراتژیک تولید، مهندسی مجدد و فرایندهای سازمان، به همراه پرسشنامه ی انتخاب و اجرای راه حل نرم افزاری ERP و ارزشیابی عملکرد بودند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون همبستگی از نوع تحلیل عاملی در محیط LISREL 8.53 تحلیل شد. نتایج نشان می دهد، ضریب همبستگی استاندارد بین دو مفهوم اندازه گیری عملکرد و استراتژی تولید با عدد (90/0) برقرار است که این نتیجه خلاف آنچه در مقاله های خارجی نشان می دهد، بازگو می کند. بعد از آن بیشترین همبستگی بین اندازه گیری عملکرد و پروژه ERP خیلی نزدیک به همان عدد یعنی (89/0) برقرار است و این هم مؤید تأثیر شگرف انتخاب و پیاده سازی موفق بسته نرم افزاری ERP روی شاخص های عملکردی سازمان است.
برون سپاری پروژه های فناوری اطلاعات دارای مزیت هایی مانند: کاهش هزینه ها، بهبود کیفیت سرویس دهی، ایجاد سودهای رقابتی و... است. عدم توجه به ریسک ها در هنگام برون سپاری این پروژه ها، باعث تحقق نیافتن منافع پیش بینی شده و در نتیجه شکست پروژه می شود. با توجه به روند رو به گسترش استفاده از برون سپاری پروژه های فناوری اطلاعات در ایران، هدف از انجام این پژوهش شناسایی ریسک های برون سپاری پروژه های فناوری اطلاعات و سپس الویت بندی آنها با استفاده از دیدگاه خبرگان طراحی سیستم های اطلاعاتی است. بدین منظور با مرور مقاله های کلیدی، لیست جامعی از دوازده فاکتور ریسک شناسایی شد. برای الویت بندی آنها ساختار فرآیند تجزیه وتحلیل شبکه ای فازی (F-ANP) تهیه و فاکتورهای ریسک در آن قرار گرفت. سپس با استفاده از پرسشنامه ، نقطه نظر سیزده خبره در این زمینه گردآوری شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد، فاکتور "تأمین-کننده" و زیرفاکتور "فقدان مهارت تأمین کننده در عملیات فناوری اطلاعات" دارای مهم ترین الویت در موفقیت و شکست برون سپاری پروژه های فناوری اطلاعات از دیدگاه خبرگان طراحی سیستم های اطلاعاتی محسوب می شوند.
این پژوهش در مورد دستیابی به پیش بینی سودآوری آینده (شاخصی از عملکرد آینده) شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با کاربست شبکه های عصبی مصنوعی است. نمونه های مورد استفاده ما در این پژوهش 90 شرکت از مجموعه مورد اشاره فوق در بین سال های 1380 تا 1386 (720 شرکت - سال) میباشد و با توجه به چارچوب مقاله این تعداد به 630 شرکت - سال کاهش یافت. این شرکتها به دو مجموعه نمونه آموزشی شامل 540 شرکت – سال ابتدایی (شرکت – سالهای 80 تا 85) و برای ارزیابی اعتبار الگوی آموزش دیده، نمونه آزمایشی متشکل از 90 شرکت – سال انتهایی (شرکت – سال 86)، تفکیک شدند.
برای انجام پیش بینی سودآوری آینده شرکتها در ابتدا نیازمند تعیین متغیرهای پیش بینی کننده ای بود که برای این منظور از متغیرهایی که طی پژوهش های پیشین برای پیش بینی موفقیت یا عدم موفقیت شرکتها به کار رفته بودند، استفاده شده است. در مرحله بعد با برگزاری آزمون های آماری مناسب متغیرهای معنادار در پیش بینی سودآوری آینده تعیین شد. در نهایت تعداد 9 متغیر با استفاده از تکنیک تحلیل گام به گام انتخاب شد. نتایج این مطالعه نشان داد که به کارگیری شبکه های عصبی و 9 متغیر انتخاب شده، 99 درصد الگوبرداری صحیح در پیش بینی سودآوری شرکتها توسط گروه آموزشی را به دست می دهد و کاربست این الگو در گروه آزمایشی، 86 درصد صحت پیش بینیها در طبقات سودآور و زیان آور آینده را رقم می زند.
در این نوشتار با توجه به مباحث شنود مؤثر در دانش مدیریت به بررسی شنود مؤثر از دیدگاه قرآن و روایات پرداخته و سعی در تبیین این فرایند و مراحل آن در دو حوزه مدیریت و اسلام شده است. مراحل شنود مؤثر در مدیریت عبارت است از: دریافت، توجه، معناگذاری، یادآوری و ارزیابی و در قرآن و روایات عبارت است از: دریافت، توجه، وعی(حفظ)، تعقل و قبول یا عدم قبول شنیده ها. با دقت در مراحل شنود مؤثر در دو حوزه مدیریت و قرآن و روایات می توان دریافت که تمامی مراحل در این دو حوزه مشترک است و با یکدیگر همخوانی دارد.
با ورود به عصر دانائی، نیروی انسانی به مهمترین عوامل موفقیت تبدیل شده است و نقش آن در تمامی مراحل اقتصاد دانش محور غیرقابل انکار است. به زعم بسیاری، بیشترین آسیب پذیری این اقتصاد از ناتوانمندی سرمایه های انسانی ناشی می شود. بر این اساس در مقاله حاضر به این موضوع پرداخته می شود که نیازهای آموزشی دانشکاران کدامند؟ اجرای موفقیت آمیز آموزش ها مستلزم چه استراتژی هایی است؟ و شیوه های مناسب آموزش دانشکاران کدام است؟ جامعه آماری تحقیق شامل همه کارشناسان حوزه پژوهش و فناوری شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران است و از روش تحقیق توصیفی – پیمایشی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است: نتایج تحقیق حاکی از تایید تمام نیازها، شیوه ها و استراتژی های آموزشی ارائه شده در ادبیات تحقیق می باشد.
با افزایش رقابت و مطرح شدن پدیده هایی مانند بازارهای جهانی صنایع داخلی هر کشور به منظور باقی ماندن در این عرصه باید مزیت های رقابتی خود را افزایش دهند. یکی از ابزارهای راهبردی که موجب تعهد و تکرار مصرف، افزایش ارزش اقتصادی برای سهامداران و گسترش دامنه فعالیت های اقتصادی به فراسوی مرزهای جغرافیایی می شود، ارزش برند است. با توجه به اهمیت ارزش ویژه ی برند برای شرکت ها، بررسی اینکه عناصر آمیزه بازاریابی چگونه و به چه نحوی برای برند ارزش آفرینی می کنند، امری ضروری است. در این تحقیق به منظور بررسی نحوه اثرگذاری عناصر آمیزه بازاریابی بر روی ارزش ویژه ی برند در شرکت شیرین عسل، بر اساس مدل مفهومی تحقیق رابطه میان عناصر آمیزه بازاریابی محصول، قیمت، ترویج و توزیع به عنوان متغییرهای برون زا و در مورد ارزش ویژه ی برند آگاهی از برند/تداعی ذهنی، وفاداری به برند و کیفیت ادراک شده به عنوان متغییرهای درون زا فرضیه سازی شد. جامعه ی آماری این تحقیق کلیه مصرف کنندگان در سطح شهر تبریز و نمونه ی آماری شامل 480 نفر از مصرف کنندگان انتخاب شدند. اطلاعات لازم با روش نمونه گیری خوشه ای در فروشگاههای ارایه دهنده محصولات شرکت جمع آوری گردید و با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. نتایج تحلیل معادلات ساختاری بیانگر تاثیر عناصر قیمت و محصول بر تمامی ابعاد ارزش ویژه ی برند است. دو عنصر توزیع و فعالیت های ترویجی نیز از عوامل اثرگذار بر آگاهی/تداعی ذهنی از برند می باشند.
سبک رهبری تحول آفرین یکی از سبک های جدید و مؤثر رهبری در محیطهای پویا و ناپایدار جامعه جهانی امروز میباشد. در ادبیات مربوط، دو نوع رهبری تحولگرای موثق و کاذب معرفی شده است. در این پژوهش سعی بر آن است که با مطالعه تطبیقی متون اسلامی و غربی در این زمینه، آموزههای دینی مؤثر در شکلگیری رهبری تحولگرای موثق شناسایی شود. جهت دستیابی به این هدف، با استفاده از تکنیک دلفی فازی و با کمک گرفتن از 12 نفر از خبرگان دانشگاهی آگاه به مسایل دینی اسلام عوامل مزبور مورد بررسی قرار گرفتند. فرایند دلفی در دو مرحله انجام شد که در نتیجه 13 عامل به ترتیب اهمیت عبارتند از: «خودشناسی و خودآگاهی»، «روح حقجویی و عدم تبعیض»، «تقوی الهی»، «بصیرت ناشی از معنویت»، «توکل»، «اخلاق دینی و توجه به ارزشها»، «تزکیه نفس»، «ایمان به غیب»، «امر به معروف و نهی از منکر»، «انفاق»، «اخلاص در عمل»، «آخرتگرایی»، و در نهایت «رعایت احکام»
این تحقیق به بررسی اثر انعطاف پذیری مالی بر ساختار سرمایه شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره سالهای 1378 تا 1386 می پردازد. انعطاف پذیری مالی از طریق مراحل چرخه حیات شامل تولد، رشد و بلوغ تعریف، و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش رگرسیون چند متغیره استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که شرکتهای مرحله تولد به انتشار سرمایه و بدهی کم خطرکنند. و نسبتهای اهرمی متعادلی را نگهداری می نمایند. شرکتها در مرحله رشد از تأمین مالی بدهی استفاده و نسبتهای اهرمی بالایی را نگهداری کنند. شرکتهای مرحله بلوغ به تأمین مالی درون سازمانی متکی هستند و نسبتهای اهرمی کمی را نگهداری می نمایند. یافته های این تحقیق با نظریه توازن1 سازگار است ولی با نظریه ترجیحی2 در زمینه شرکتهای مرحله تولد مطابقت ندارد.