ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۵۹٬۱۱۸ مورد.
۳۰۱.

Evaluation of Digital Library User Interfaces Worldwide to Propose Design Criteria(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۸۸
Purpose: This research aims to evaluate the user interfaces of the English web pages of selected national digital libraries, based on the established criteria found in the resources to propose a suitable interface for the Payame Noor University digital library. Method: This research employed a survey and descriptive methodology. A checklist included 10 main criteria and 114 sub-criteria was used for evaluation. The study population included digital libraries from various countries including America, Australia, France, Swiss, New Zealand, Netherland, Poland, Japan, India and Italy. Data analysis was performed using SPSS software and Excel. The hypotheses and questions were tested by t-test and Friedman-test. Findings: The conclusions indicated that 50% of criteria were met by 50% of libraries. The American library ranked first, meeting 70.40% of criteria, followed by France at 62.07% and Swiss at 40.12%. Also the interface language criterion was the most frequently implemented, with a usage rate of 6.68%. User control was the least implemented used also at 6.68%. Conclusion: The research findings indicate that the most libraries have been successful with the general criteria, and the majority of points earned pertain to adherence to these general criteria on their website pages. In particular, no attention has been paid to the criteria encompassing the scope of digital libraries’ duties, as per definitions. As observed in the findings, the interface language criterion shows the highest level of compliance. One possible reasons for this consistency across all libraries may be that the primary language in these countries is not English, leading to efforts aimed at enhancing user convenience and greater interaction of the user through careful attention to writing-related aspects on the pages. Furthermore, compliance with writing points and brevity of sentences is a key category in web pages design.
۳۰۲.

شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۲۲
مقدمه و اهداف: در عصر کنونی، انقلاب اسلامی ایران با تأکید بر گسترش عدالت محوری، اخلاق مداری و فضیلت های انسانی در عرصه های اجتماعی و سازمانی، رویکردی متمایز نسبت به سایر الگوهای مدیریتی ارائه کرده است و در این چهارچوب، سازمان های برآمده از این انقلاب موظف به نهادینه سازی رفتارهای عدالت محور و فضیلت مدار در ساختارها، فرآیندها و تصمیم گیری های خود هستند. طی دهه های اخیر، سازمان های دولتی با تدوین منشورهای اخلاقی، وضع قوانین و استانداردهای رفتاری، آموزش اخلاق حرفه ای و تقویت فرهنگ و جو اخلاقی، تلاش کرده اند زمینه تحقق عدالت سازمانی و فضیلت محوری را فراهم آورند، باوجوداین، شواهد پژوهشی نشان می دهد که نقش مدیران به عنوان مهم ترین عامل تحقق یا تضعیف فضیلت سازمانی، بیش از سایر مؤلفه ها بر ادراک ذینفعان از عدالت و انصاف اثرگذار است. عدالت محوری به عنوان یکی از فضایل بنیادین سازمان های فضیلت محور، نه تنها رفتار و تصمیم گیری مدیران را جهت دهی می کند، بلکه بر انگیزه، تعهد و اعتماد کارکنان نیز تأثیر مستقیم دارد؛ به گونه ای که ضعف در سازوکارهای عادلانه ارزیابی و ارتقای مدیران می تواند موجب شکل گیری ادراک بی عدالتی، کاهش انگیزش، بروز رفتارهای غیرسازمانی و تضعیف فرهنگ فضیلت مدار شود. نظام ارزیابی و ارتقای مدیران به عنوان یک چهارچوب نظام مند و توسعه محور، با هدف سنجش شایستگی ها، عملکرد و تعهد مدیران به ارزش های سازمانی طراحی می شود و در صورت استقرار شفاف و منصفانه، می تواند زمینه شایسته سالاری، توسعه سرمایه انسانی و افزایش اثربخشی سازمان را فراهم کند. باوجوداین، در بسیاری از سازمان های فضیلت محور، چالش هایی نظیر ابهام معیارها، ناپایداری فرآیندهای ارتقا و عدم هم راستایی ارزیابی ها با ارزش های اخلاقی مشاهده می شود. ازاین رو، شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران، ضرورتی راهبردی برای همسوسازی عملکرد مدیریتی با ارزش های فضیلت محور و تحقق اهداف کلان سازمانی به شمار می آید. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی-کمّی) و با رویکرد آینده پژوهی راهبردی انجام شده و از نظر هدف در زمره تحقیقات کاربردی قرار می گیرد. این مطالعه بر مبنای تحلیل ساختاری ماتریس اثرات متقابل (MICMAC) طراحی شده است که ابزاری کارآمد برای شناسایی و اولویت بندی پیشران های کلیدی و تحلیل پویایی های سیستم در سناریوهای آینده محسوب می شود. پیشران ها ابتدا از طریق مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسناد و مقالات معتبر داخلی و خارجی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ شناسایی شدند و سپس داده ها از طریق مصاحبه های ساختاریافته با خبرگان گردآوری شد. امتیازدهی پیشران ها در ماتریس اثرات متقابل در مقیاس صفر (بدون تأثیر) تا سه (تأثیر زیاد) و براساس میزان تأثیر هر پیشران بر سایر پیشران ها انجام شده و برای قطر اصلی ماتریس امتیازی در نظر گرفته نشده است. جامعه آماری پژوهش شامل ۲۵ نفر از خبرگان متشکل از ۱۳ عضو هیئت علمی دانشگاه های دولتی با سابقه تخصصی در حوزه مدیریت منابع انسانی و عدالت سازمانی و ۱۲ مدیر منابع انسانی سازمان های فضیلت محور جمهوری اسلامی ایران بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در نهایت، داده های حاصل با استفاده از نرم افزار MICMAC تحلیل و پیشران اصلی تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور شناسایی و براساس میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری اولویت بندی می شوند. نتایج: مطابق با یافته ها و تحلیل روابط مستقیم و غیرمستقیم بین پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور ج.ا.ایران، مشاهده می شود که پیشران های پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت داده های عدالت محور در ارزیابی و ارتقاء منصفانه، به کارگیری رویکرد مشارکتی در طراحی نظام ارزیابی و ارتقاء، تدوین معیارها و شاخص های شفاف و منصفانه جهت ارزیابی و ارتقاء به عنوان پیشران های تأثیرگذار هستند. همچنین، مشاهده می شود که پیشران های گسترش شفافیت اطلاعات در راستای پیشگیری از تصمیمات ناعادلانه، نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری، تبیین و توسعه آموزش های اخلاقی و عدالت محور منابع انسانی به عنوان پیشران های تأثیرپذیر هستند. در نهایت، مشاهده می شود که پیشران های نظارت مستمر بر رعایت عدالت سازمانی در فرآیندهای اجرایی ارزیابی و ارتقاء، کاربست نظام انگیزشی و پاداشی جهت تشویق عدالت محوری و پاسخگویی به عنوان پیشران های مستقل هستند. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که شناسایی و اولویت بندی پیشران های تقویت عدالت محوری در نظام ارزیابی و ارتقای مدیران سازمان های فضیلت محور جمهوری اسلامی ایران از اهمیت راهبردی بالایی برخوردار است؛ زیرا این پیشران ها نقش تعیین کننده ای در ارتقای شفافیت، کاهش تبعیض، تضمین تصمیم گیری منصفانه و افزایش کارآمدی سازمانی دارند. نتایج تحلیل یافته ها بیانگر آن است که پیشران های «پیاده سازی نظام یکپارچه مدیریت داده های عدالت محور»، «به کارگیری رویکرد مشارکتی در طراحی نظام ارزیابی و ارتقاء» و «تدوین معیارها و شاخص های شفاف و منصفانه» به عنوان پیشران های تأثیرگذار، بیشترین نقش را در پایداری و تقویت عدالت محوری ایفا می کنند. در مقابل، پیشران های «گسترش شفافیت اطلاعات»، «نهادینه سازی فرهنگ سازمانی مبتنی بر شفافیت، پاسخگویی و مسئولیت پذیری» و «توسعه آموزش های اخلاقی و عدالت محور منابع انسانی» در زمره پیشران های تأثیرپذیر قرار دارند که تحقق آنها وابسته به فعال سازی پیشران های کلیدی است. همچنین، پیشران های «نظارت مستمر بر رعایت عدالت سازمانی» و «کاربست نظام انگیزشی و پاداشی» به عنوان پیشران های مستقل، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری پایین تری داشته و نقش کمتری در پایداری سیستم دارند. در مجموع، نتایج پژوهش تأکید می کند که تمرکز راهبردی بر پیشران های تأثیرگذار، زمینه نهادینه سازی عدالت سازمانی، افزایش اعتماد نهادی و ارتقای اثربخشی نظام ارزیابی و ارتقای مدیران در سازمان های فضیلت محور را فراهم می کند. تقدیر و تشکر: نویسندگان مقاله از تمامی خبرگان شامل استادان دانشگاه و مدیران سازمان های فضلیت محور ج.ا.ایران که در مراحل مختلف تحقیق همکاری داشته اند، صمیمانه تقدیر و تشکر می نمایند. تعارض منافع: تعارض منافع نداریم.
۳۰۳.

بررسی تجارب زیسته ارزیابان حرفه ای از چالش های کانون های ارزیابی استخدامی داوطلبان آموزگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۱
زمینه و هدف : کانون های ارزیابی به عنوان رویکردی ساختاریافته و چندبعدی در مدیریت منابع انسانی نقش مهمی در استخدام و توسعه حرفه ای دارند، اما اجرای آن ها با چالش های متعدد همراه است. این پژوهش با هدف بررسی تجارب زیسته ارزیابان حرفه ای از چالش های کانون های ارزیابی استخدامی داوطلبان آموزگاری انجام شد تا با شناسایی موانع، زمینه ارتقای کارآمدی و روایی فرآیند گزینش فراهم شود . روش شناسی : این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل ارزیابان حرفه ای و مدیران کانون های ارزیابی استخدامی آموزگاران بود. نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهایی همچون گذراندن دوره های تخصصی ارزیابی و حداقل یک سال تجربه عملی انجام گرفت. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۰ مشارکت کننده گردآوری و پس از اشباع داده ها متوقف شد. تحلیل داده ها با نرم افزار MAXQDA (نسخه ۲۰۲۴) و روش تحلیل مضمون کلایزی ( ۱۹۷۸) صورت گرفت . یافته ها : در تحلیل داده ها ۶۹ کد اولیه استخراج شد که پس از پالایش به ۵۸ مفهوم نهایی کاهش یافت. این مفاهیم در قالب ۲۵ زیرمضمون و ۵ مضمون اصلی سازمان دهی شدند: چالش های ساختاری کانون، چالش های مرتبط با ارزیابان، چالش های فرآیند اجرا، چالش های تجزیه وتحلیل داده ها، و چالش های سازمانی و مدیریتی . نتیجه گیری : نتایج نشان داد که به کارگیری کانون های ارزیابی در گزینش آموزگاران با موانع ساختاری، انسانی، اجرایی و مدیریتی مواجه است. بازنگری در طراحی کانون ها، ارتقای صلاحیت ارزیابان، استانداردسازی اجرا و تحلیل داده ها و رفع کاستی های مدیریتی می تواند روایی، کارآمدی و عدالت استخدامی را بهبود بخشد و به جذب نیروهای شایسته در نظام آموزش وپرورش کمک کند .
۳۰۴.

تأثیر مدیریت خطا بر گرایش کارآفرینانه با در نظر گرفتن نقش واسطه ای رهبری دوسوتوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۴
خطاها بخش جدایی ناپذیر زندگی سازمانی هستند و حذف کامل تمامی انواع خطاهای سازمانی، تقریباً غیرِ ممکن است. برای حفظ موقعیت رقابتی در محیط پویای جهانی، سازمان ها باید کارکنان خود را به یادگیری و نوآوری از راه خطاهایشان ترغیب کنند. مدیریت خطا به عنوان یکی از ابعاد اساسی نقش رهبری مطرح می شود. همان گونه که سایر مهارت های کلاسیک به رهبران نسبت داده می شود، مدیریت خطا نیز باید بخشی از وظایف آن ها باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر مدیریت خطا بر گرایش کارآفرینانه با در نظر گرفتن نقش واسطه ای رهبری دوسوتوان بود. نوشتار پیشِ رو از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، کمّی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل همه کارکنان شرکت های دانش بنیان در شهر یزد بود که بر اساس اطلاعات موجود تعداد آنها 1500 نفر بوده است. با توجه به استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در تحلیل داده ها حجم نمونه 200 نفر برآورد گردید؛ اما به منظور افزایش دقت، تعداد 240 پرسش نامه از بین جامعه آماری به روش نمونه گیری در دسترس گردآوری و برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استاندارد استفاده شد. روایی پرسش نامه از طریق روایی محتوایی و روایی سازه ای و پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها نیز از راه مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS 20 و Lisrel 10.2 صورت پذیرفت. بر اساس یافته ها، مدیریت خطا تأثیر مستقیمی بر گرایش کارآفرینانه دارد و همچنین از طریق رهبری دوسوتوان، به طور غیرِ مستقیم بر آن تأثیر می گذارد، به این معنا که رهبری دوسوتوان نقش میانجی را ایفا می کند. نتایج از این جهت مهم هستند که بینش جدیدی در مورد اجرای یک رویکرد راهبردی مدیریت خطا در سازمان ها ارائه می دهند. همچنین، بر اهمیت رویکرد سازنده به خطاها تأکید دارند و نشان می دهند که رهبران برای توسعه فرهنگ مدیریت خطا در سازمان های خود باید نگرشی مثبت و سازنده نسبت به خطاها داشته باشند. این پژوهش پیشنهادهای کاربردی را برای سیاست گذاران و برنامه ریزان به همراه دارد.
۳۰۵.

مدل پیش بینی نوسان همزمان بازار سهام و ارز با استفاده از شبکه های مولد تخاصمی و یادگیری چندمدلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۱
افزایش پیچیدگی تعاملات میان بازارهای مالی، گسترش جریان های اطلاعاتی و تأثیرپذیری متقابل بازار سهام و ارز از عوامل اقتصادی و سیاسی، پیش بینی نوسانات این بازارها را به یکی از چالش های مهم حوزه مالی تبدیل کرده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل هوشمند برای پیش بینی همزمان نوسان بازار سهام و ارز مبتنی بر شبکه های مولد تخاصمی و یادگیری چندمدلی انجام شده است. در این پژوهش، با بهره گیری از قابلیت شبکه های مولد تخاصمی در استخراج الگوهای پنهان و تولید نمایش های واقع گرایانه از داده ها و همچنین توانایی یادگیری چندمدلی در ادغام داده های مالی، اقتصادی و خبری، مدلی ترکیبی برای پیش بینی نوسانات بازار طراحی شد. داده های پژوهش شامل اطلاعات تاریخی شاخص های بازار سهام، نرخ ارز، متغیرهای کلان اقتصادی و داده های متنی اخبار مالی طی دوره 1400 تا 1404 است. پس از انجام مراحل پیش پردازش، استخراج ویژگی و همگام سازی داده های چندمنبعی، مدل پیشنهادی آموزش داده شد و عملکرد آن با مدل های GARCH، شبکه عصبی بازگشتی، حافظه بلندمدت کوتاه مدت (LSTM) و XGBoost مقایسه گردید. مدل پیشنهادی در معیارهای دقت پیش بینی، میانگین خطای مطلق، ریشه میانگین مربعات خطا و ضریب تعیین عملکرد برتری نسبت به مدل های مقایسه ای دارد. همچنین مدل توانسته است وابستگی های پیچیده و اثرات سرایتی میان بازار سهام و ارز را با دقت بیشتری شناسایی کرده و نوسانات آتی را در شرایط مختلف بازار پیش بینی کند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که استفاده از شبکه های مولد تخاصمی و یادگیری چندمدلی می تواند به بهبود تصمیم گیری سرمایه گذاران، مدیریت ریسک و توسعه سامانه های هوشمند تحلیل بازارهای مالی کمک کند.
۳۰۶.

مدل سازی اثرات توکنایزیشن دارایی های واقعی بر تأمین مالی اسلامی با بلاکچین لایه ۲، قراردادهای هوشمند و شبیه سازی کوانتومی مونت کارلو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۵
این پژوهش با هدف ارائه یک چارچوب نوین برای تحلیل و مدل سازی نظام های مالی مبتنی بر دارایی های واقعی توکن شده، به بررسی اثر هم زمان توکنایزیشن دارایی ها، زیرساخت بلاکچین لایه دوم، قراردادهای هوشمند و روش های شبیه سازی پیشرفته بر کارایی، ریسک و نقدشوندگی در نظام های مالی غیرمتمرکز می پردازد. در سال های اخیر، توسعه فناوری های مالی و گسترش دارایی های دیجیتال موجب تغییر بنیادین در ساختار بازارهای مالی شده است؛ به گونه ای که مفاهیمی مانند توکنایزیشن دارایی های واقعی و مالی غیرمتمرکز به عنوان عناصر کلیدی در بازطراحی زیرساخت های مالی مطرح شده اند. با این حال، چالش هایی نظیر مقیاس پذیری پایین، افزایش ریسک های سیستماتیک، و پیچیدگی تحلیل رفتار بازارهای دیجیتال همچنان پابرجا هستند. در این پژوهش، یک مدل ترکیبی مبتنی بر شبیه سازی مونت کارلو کلاسیک و کوانتومی طراحی شده است تا رفتار دارایی های توکن شده تحت سناریوهای مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین اثر استفاده از بلاکچین لایه دوم بر کارایی شبکه از طریق شاخص نسبت تعداد تراکنش های پردازش شده به تأخیر شبکه تحلیل شده است. علاوه بر این، قراردادهای هوشمند به عنوان مکانیزم های خوداجرا برای کاهش هزینه های مبادله و افزایش شفافیت در نظر گرفته شده اند. نتایج شبیه سازی نشان می دهد که افزایش نرخ توکنایزیشن تا سطح بهینه موجب افزایش نقدشوندگی و بازده دارایی ها می شود، اما در سطوح بالاتر، نوسان پذیری و ریسک سیستماتیک افزایش می یابد. همچنین استفاده از بلاکچین لایه دوم موجب بهبود قابل توجه کارایی شبکه و افزایش ظرفیت پردازش تراکنش ها شده است. مقایسه روش های محاسباتی نیز نشان می دهد که مونت کارلو کوانتومی در مقایسه با روش کلاسیک، از دقت بالاتر و پیچیدگی محاسباتی کمتری برخوردار است. در مجموع، یافته های این پژوهش نشان می دهد که ترکیب فناوری های نوین مالی می تواند منجر به شکل گیری یک ساختار مالی کارآمدتر، شفاف تر و مقیاس پذیرتر شود، هرچند مدیریت ریسک های ناشی از افزایش دیجیتالی سازی دارایی ها همچنان یک ضرورت اساسی محسوب می شود.
۳۰۷.

طراحی سیستم کشف تقلب مالی بلادرنگ مبتنی بر معماری ترنسفورمر در تراکنش های بانکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۰
افزایش شتابان بانکداری دیجیتال، توسعه پرداخت های الکترونیکی و رشد خدمات مالی برخط، موجب افزایش پیچیدگی و تنوع الگوهای تقلب مالی در شبکه بانکی شده است. روش های سنتی کشف تقلب عمدتاً مبتنی بر قواعد ایستا و مدل های آماری کلاسیک هستند که در مواجهه با رفتارهای پیچیده و پویای متقلبانه کارایی محدودی دارند. پژوهش حاضر با هدف طراحی یک سیستم کشف تقلب مالی بلادرنگ مبتنی بر معماری ترنسفورمر در تراکنش های بانکی انجام شده است. در این پژوهش، با بهره گیری از سازوکار توجه چندسری و قابلیت استخراج وابستگی های زمانی بلندمدت، مدلی هوشمند جهت شناسایی تراکنش های مشکوک طراحی شد. داده های پژوهش شامل مجموعه ای از تراکنش های بانکی شبیه سازی شده مبتنی بر الگوهای واقعی شبکه بانکی ایران طی دوره 1400 تا 1404 است. پس از مرحله پاک سازی، استخراج ویژگی و نرمال سازی داده ها، مدل ترنسفورمر آموزش داده شد و عملکرد آن با مدل های جنگل تصادفی، شبکه عصبی بازگشتی و XGBoost مقایسه گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد مدل پیشنهادی در معیارهای دقت، نرخ کشف تقلب، امتیاز F1 و کاهش خطای نوع دوم عملکرد بهتری نسبت به مدل های مقایسه ای دارد. همچنین مدل ترنسفورمر توانسته است الگوهای پیچیده تقلب زنجیره ای و رفتارهای غیرعادی را در محیط بلادرنگ با سرعت و دقت بالا شناسایی کند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که استفاده از معماری ترنسفورمر می تواند به ارتقای سامانه های مدیریت ریسک و نظارت مالی در صنعت بانکداری کشور کمک کند.
۳۰۸.

مدل ترکیبی پیش بینی بحران نقدینگی شرکت ها با استفاده از یادگیری عمیق و داده های صورت های مالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۱
افزایش در سال های اخیر، توسعه بازارهای مالی و افزایش پیچیدگی رفتار سرمایه گذاران، ضرورت بهره گیری از روش های نوین تحلیلی برای ارزیابی عملکرد ابزارهای مالی را دوچندان کرده است. در این میان، صندوق های سرمایه گذاری به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای مالی غیرمستقیم، نقش اساسی در تجهیز و تخصیص بهینه منابع مالی در بازار سرمایه ایفا می کنند. با توجه به نوسانات بالای بازار سرمایه و محدودیت روش های سنتی در تحلیل غیرخطی و پویا، استفاده از رویکردهای مبتنی بر یادگیری ماشین و به ویژه شبکه های عصبی مصنوعی به عنوان یک ابزار قدرتمند در پیش بینی و ارزیابی عملکرد صندوق ها مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، ارائه یک مدل ترکیبی مبتنی بر شبکه های عصبی عمیق و داده های سری زمانی بازار سرمایه جهت ارزیابی عملکرد صندوق های سرمایه گذاری و پیش بینی بازدهی آن ها است. در این راستا، داده های مربوط به بازدهی واحدهای سرمایه گذاری، شاخص کل بورس، نرخ ارز، نرخ سود بدون ریسک و متغیرهای کلان اقتصادی به عنوان ورودی های مدل مورد استفاده قرار گرفته اند. روش تحقیق از نوع توصیفی–کاربردی بوده و با استفاده از داده های واقعی بازار سرمایه ایران در یک بازه زمانی چندساله، مدل پیشنهادی آموزش و آزمون شده است. نتایج حاصل از مدل سازی نشان می دهد که شبکه های عصبی در مقایسه با روش های سنتی مانند رگرسیون خطی و مدل های کلاسیک ارزیابی عملکرد (مانند شارپ و ترینر)، توانایی بالاتری در شناسایی الگوهای غیرخطی و پیش بینی رفتار صندوق های سرمایه گذاری دارند. همچنین نتایج بیانگر آن است که ترکیب متغیرهای کلان اقتصادی با داده های معاملاتی، دقت پیش بینی مدل را به طور معناداری افزایش می دهد. در نهایت، یافته های پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از مدل های یادگیری عمیق می تواند به سرمایه گذاران و مدیران صندوق ها در تصمیم گیری های بهینه و مدیریت ریسک کمک شایانی نماید.
۳۰۹.

تدوین الگوی توسعه استارتاپ ها در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۶
پیشینه و اهداف: امروزه با شکل گیری اقتصاد دیجیتال و تغییرات سریع فنّاورانه، صنعت بیمه مانند دیگر حوزه ها باید متحول شود. به این منظور بهره گیری از فنّاوری های نوین بیمه ای می تواند به مثابه مزیت رقابتی ارزشمندی برای شرکت ها و کارگزاران بیمه عمل کند و موجب تسهیل ارزش آفرینی در این صنعت شود. باوجوداین، توسعه استارت آپ های بیمه ای مستلزم شناخت دقیق عوامل مؤثر و تعامل میان فنّاوری، بازار و مشتری است. ازاین رو، این پژوهش با هدف تدوین الگوی توسعه استارت آپ ها در صنعت بیمه ایران انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی –  توسعه ای، از دیدگاه ماهیت، توصیفی –  تحلیلی و از نوع اکتشافی و از نظر روش اجرای پژوهش، کیفی بود. داده های این پژوهش از داده های اولیه شامل مصاحبه ها و داده های ثانویه شامل کتاب ها، مقاله ها، اسناد، مدارک و تجربیات منتشرشده گردآوری شد. جامعه مورد مطالعه، مدیران و کارشناسان صنعت بیمه، فعالان حوزه استارت آپ ی و اساتید صاحب نظر مرتبط در کشور با احراز شرایط خبرگی بودند. روش نمونه گیری، هدفمند قضاوتی و گلوله برفی بود و گردآوری داده ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت (14 نفر). ابزار گردآوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته با تدوین پروتکل دقیق بود. در نهایت، به منظور تحلیل یافته ها از روش استراوس و کوربین استفاده شد. یافته ها : براساس تحلیل انجام شده در این پژوهش، 53 کد باز در 15 مفهوم طبقه بندی شدند که در مدل پارادایمی، توسعه استارت آپ های صنعت بیمه به عنوان پدیده محوری انتخاب شد. نتایج حاکی از آن است که شرایط علّی همچون توسعه و زیرساخت های فنّاوری و تجاری سازی فنّاوری بر پدیده محوری اثرگذار است. شرایط مداخله گر شامل تحول دیجیتال، مدیریت ریسک و مشتری مداری و شرایط زمینه ای شامل عوامل داخلی و خارجی استارت آپ همراه با پدیده محوری، راهبردها را تشکیل دادند؛ این راهبردها شامل همکاری و شبکه سازی، ایجاد و توسعه نوآوری های فنّاورانه، مشتری مداری و بازاریابی و توسعه سازمانی هستند. در نهایت پیامدهای توسعه استارت آپ ها که شامل رشد و توسعه صنعت بیمه، بهبود بهره وری، توسعه اقتصادی و اجتماعی و بهبود تجربه مشتری بودند، طبقه بندی شد. نتیجه گیری: رشد و به روز بودن استارت آپ ها یکی از موضوعات مهم در صنعت بیمه است. براساس مدل پارادایمی ارائه شده، پیشنهادهای ذیل را می توان مطرح کرد: (1) استفاده از الگوریتم های هوش مصنوعی برای تحلیل داده های فردی (مانند سابقه پزشکی، عادات رانندگی، سبک زندگی) و ارائه پیشنهادهای بیمه ای شخصی سازی شده؛ (2) استفاده از بلاکچین در قراردادهای هوشمند بیمه که به طور خودکار در صورت وقوع شرایط خاص (مانند تأخیر پرواز، خسارت خودرو) پرداخت می شوند؛ و (3) طراحی و ارائه محصولات بیمه ای ساده و ارزان قیمت که برای پوشش ریسک های مالی جمعیت های کم درآمد (مانند کشاورزان، کارگران فصلی) مناسب باشد.
۳۱۰.

تأثیر سیستم های حسابداری دیجیتال بر کیفیت تصمیم گیری در صنعت بانکداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۹۲
صنعت بانکداری به عنوان قلب تپنده اقتصاد، نقش مهمی در تخصیص منابع مالی و رشد اقتصادی ایفا می کند. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر سیستم های حسابداری دیجیتال بر کیفیت تصمیم گیری در بخش بانکداری ایران است. این مطالعه کاربردی با بهره گیری از روش های کمی داده ها را از طریق پرسشنامه جمع آوری کرده و پایایی ابزار سنجش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و روایی آن به صورت دقیق مورد ارزیابی قرار گرفته است. جهت تحلیل داده ها و آزمون فرضیات، از نرم افزار تحلیل معادلات ساختاری PLS استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش را مدیران و کارکنان بانک های خصوصی در تهران تشکیل داده اند. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است. نتایج نشان می دهد که کیفیت داده ها تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت اطلاعات و تصمیم گیری دارد. علاوه بر این، کیفیت اطلاعات نقش میانجی در رابطه بین کیفیت داده و کیفیت تصمیم گیری ایفا می کند و فرهنگ تصمیم گیری تأثیر تعدیل کننده در این رابطه دارد. همچنین پیاده سازی سیستم های حسابداری دیجیتال به طور معناداری موجب بهبود دقت و قابلیت اعتماد داده های مالی، کاهش خطاهای انسانی، تقویت کنترل های داخلی و تسهیل فرآیند گزارش گیری می شود. این بهبودها به طور مستقیم کیفیت تصمیم گیری مدیران بانک را ارتقاء داده و توانایی بانک ها را در مواجهه با چالش های اقتصادی افزایش می دهد. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان راهنمایی عملی برای مدیران بانکی و استفاده کنندگان جهت تسریع فرآیند تحول دیجیتال و بهینه سازی ساختارهای مالی و مدیریتی مورد استفاده قرار گیرد.
۳۱۱.

شناسایی ابعاد الگوی منتورینگ در راستای بهبود فعالیت های منابع انسانی در شرکت ملی مناطق نفت خیزجنوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۹
هدف پژوهش حاضر شناسایی ابعاد الگوی منتورینگ در راستای بهبود فعالیت های منابع انسانی در شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب می باشد. در این تحقیق با استفاده از مصاحبه با خبرگان مدیریت منابع انسانی، عوامل و زیرساخت های لازم الگو شناسایی گردید. خبرگان مدیریت منابع انسانی با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. در این تحقیق از روش تحلیل مضمون استفاده شد و شبکه مضامین براساس یک رویه مشخص بدین ترتیب نظام مند شده اند: مضامین پایه شامل کدها و نکات کلیدی موجود در متن، مضامین سازمان دهنده شامل مقولات به دست آمده از ترکیب و تلخیص مضامین پایه و مضامین فراگیر شامل مضامین عالی دربرگیرنده اصول حاکم بر متن به عنوان یک کل. تحقیق حاضر از نوع تحقیقات اکتشافی است. برای بررسی روایی ابزار گردآوری داده های پژوهش از نظرات خبرگان و برای بررسی پایایی یافته های تحلیل مضمون از شاخص کاپا استفاده گردید. براساس نتایج تحقیق 16 مضمون و در واقع ابعاد و زیرساخت های لازم جهت طراحی الگوی به دست آمد که عبارتند از: ارتباطات سازمانی، ارزیابی منتورینگ، اعتماد سازمانی، آموزش سازمانی، پیشرفت کارکنان، تعهدسازمانی، توانمندسازی کارکنان، جامعه پذیری کارکنان، ساختارسازمانی، عوامل سازمانی، مدیریت دانش، مدیریت مسیر شغلی، مدیریت منابع انسانی، موانع اجرایی سازمان، نتایج عملکردی سازمان، و ویژگی های فردی منتور. در نهایت الگوی منتورینگ در راستای بهبود فعالیتهای منابع انسانی و پیشنهاداتی در زمینه ایجاد شرایط و بستر لازم در جهت اجرای منتورینگ ارائه گردید.
۳۱۲.

تاثیر مشغله کاری حسابرسان و کیفیت حسابرسی در افشاگری سازمانی با نقش میانجی فرهنگ سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۸۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مشغله کاری حسابرسان و کیفیت حسابرسی در افشاگری سازمانی با نقش میانجی فرهنگ سازمانی صورت گرفت. روش: روش اجرای پژوهش از نوع کاربردی و به صورت توصیفی – همبستگی است و در سال 1402 انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل 95 نفر از حسابرسان شاغل در موسسات حسابرسی استان خوزستان است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت جمع آوری اطلاعات از 4 پرسشنامه استفاده شد، که روایی و پایایی آن تایید و به منظور تحلیل و آزمون فرضیه های پژوهش از نرم افزار معادلات ساختاری(PLS) استفاده شد. یافته ها: یافته ها بیانگر آن است که مشغله کاری حسابرسان بر افشاگری حسابرسان تأثیر دارد. همچنین کیفیت حسابرسی بر افشاگری سازمانی تأثیر دارد. مشغله کاری حسابرسان از طریق فرهنگ سازمانی بر افشاگری حسابرسان تأثیر ندارد. و کیفیت حسابرسی از طریق فرهنگ سازمانی بر افشاگری حسابرسان تأثیر دارد. نتیجه گیری: مطابق نتایج تحقیق، مدیریت مناسب مشغله کاری، ارتقای کیفیت حسابرسی و ایجاد فرهنگ سازمانی حامی افشاگری، از عوامل کلیدی برای افزایش احتمال افشاگری تخلفات توسط حسابرسان است. نتایج پژوهش می تواند به حسابرسان خبره در درک بهتر عوامل مؤثر بر افشاگری و اتخاذ رویکردها و سیاست های مناسب برای افزایش احتمال افشاگری تخلفات کمک کند.
۳۱۳.

ارایه الگوی پیاده سازی بازاریابی مکان محور در شرکت های خدماتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۸۰
هدف: هدف اصلی این پژوهش، ارایه چارچوبی برای پیاده‌سازی بازاریابی مکان‌محور در شرکت‌های خدماتی است. این مطالعه با شناسایی پیشایندها، نشانگرها و پیامدهای اجرای بازاریابی مکان‌محور، تلاش می‌کند چارچوبی کاربردی برای بهره‌گیری از داده‌های مکانی در استراتژی‌های بازاریابی خدماتی ارایه دهد. روش‌شناسی پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکرد کیفی انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۳ نفر از خبرگان (شامل اساتید حوزه‌های بازاریابی و علوم مکانی و مدیران شرکت‌های خدماتی) گردآوری شده و با روش تحلیل محتوای استقرایی موردبررسی قرار گرفته‌اند. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA نسخه 2020 انجام گرفت. یافته‎ها: یافته‌های پژوهش پنج دسته پیشایند شامل عوامل مرتبط با مشتری، مکان، بازار، قوانین و زیرساخت‌ها را شناسایی کرده‌اند. همچنین، دو بعد اصلی برای پیاده‌سازی بازاریابی مکان‌محور شامل بعد مکانی و بعد بازاریابی تعیین شده است. پیامدهای اجرای این رویکرد نیز در سه دسته‌ی بهبود عملکرد مشتری‌محور، مکان‌یابی بهینه و مدیریت منابع شهری طبقه‌بندی شده‌اند. اصالت/ارزش‌افزوده علمی: پژوهش حاضر با تمرکز بر بازاریابی مکان‌محور در شرکت‌های خدماتی با ارایه چارچوبی کاربردی برای پیاده‌سازی بازاریابی مکان‌محور، این مطالعه به شرکت‌های خدماتی کمک می‌کند تا با تحلیل داده‌های مکانی، خدمات خود را به طور هدفمندتر و متناسب با نیازهای محلی مشتریان ارایه دهند. این رویکرد منجر به بهبود تجربه مشتری، افزایش دقت در مکان‌یابی، کاهش هزینه‌های عملیاتی و ارتقای اثربخشی کمپین‌های بازاریابی می‌شود. همچنین، بازاریابی مکان‌محور بستری برای تعامل موثر با جوامع محلی و نقش‌آفرینی فعال شرکت‌ها در توسعه پایدار شهری فراهم می‌آورد.
۳۱۴.

بررسی تاثیر ناکارایی سرمایه گذاری بر عملکرد پایداری با توجه به عدم قطعیت اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۴
هدف این پژوهش بررسی تأثیر ناک ارایی سرمایه گذاری بر عملکرد پایداری شرکت ها با در نظر گرفتن نقش تعدیل کننده عدم قطعیت سیاست اقتصادی است. ناکارایی سرمایه گذاری به عنوان یکی از عوامل کلیدی در تخصیص ناکارآمد منابع مالی، می تواند بر توانایی شرکت ها در تحقق اهداف اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی تأثیرگذار باشد. این مطالعه از روش تحلیل رگرسیون چندمتغیره و داده های پنل از شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران طی دوره سال های 1394 تا 1403 و با نمونه مشتمل بر 120 شرکت استفاده کرده است. برای سنجش عملکرد پایداری، ۶۰ شاخص در سه بعد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی استخراج شد و با استفاده از متغیر موهومی بین صفر و یک اندازه گیری گردید. یافته ها نشان داد که ناکارایی سرمایه گذاری تأثیر منفی و معناداری بر عملکرد پایداری دارد، به طوری که افزایش ناکارایی در تخصیص سرمایه موجب کاهش توان شرکت ها در اجرای پروژه های مسئولیت اجتماعی و محیط زیستی می شود. همچنین بررسی اثر تعدیل کننده عدم قطعیت سیاست اقتصادی نشان داد که در شرایط بالای عدم قطعیت، اثر منفی ناکارایی سرمایه گذاری بر عملکرد پایداری تشدید می شود. این نتیجه بیانگر اهمیت مدیریت کارآمد سرمایه و توجه ویژه به پروژه های پایداری حتی در شرایط نااطمینانی اقتصادی است. پژوهش حاضر به مدیران و سیاستگذاران توصیه می کند که با بهبود فرآیند سرمایه گذاری، افزایش شفافیت و تخصیص منابع بهینه، ضمن کاهش ناکارایی، عملکرد پایداری شرکت ها را تقویت نمایند. یافته های این مطالعه همچنین می تواند به عنوان مبنای تصمیم گیری در سیاست های اقتصادی و برنامه ریزی بلندمدت شرکت ها مورد استفاده قرار گیرد.
۳۱۵.

ارائه الگوی نظامند مکتب تربیتی- اخلاقی سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی بر اساس روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۷۷
آراء و اندیشه های متفکران و نخبگان یک کشور همواره می تواند در خصوص محقق شدن منافع و اهداف ملی نقش مهمی ایفا نموده و چگونگی تحقق آن ها را بر اساس ظرفیت های درونی ترسیم نمایند. در این میان مکتب سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی، ضرورت امروز کشور ما با توجه به هجمه های گسترده دشمن است و از آن می توان به عنوان الگوی عملی بخش های مدیریتی و اجرایی در کش ور بهره گرفت. در همین راستا این پژوهش، شاخص های مکتب تربیتی حاج قاسم سلیمانی در نظام ج.ا.ایران را موردبررسی و تحلیل قرار داده است. پژوهش حاضر ازنظر فایده و هدف از نوع تحقیقات کاربردی، ازنظر رویکرد از نوع کیفی بر پایه پارادایم تفسیری و ازنظر ماهیت و نوع مطالعه از نوع اکتشافی است. روش تحقیق این پژوهش «داده بنیاد» است که بر اساس آن و در راستای اهداف پژوهش به صورتی هدفمند و نظام مند به گونه ای که بتوان عصاره ی مکتب تربیتی سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی را استخراج، مفهوم سازی، مقوله سازی و سپس مدل پردازی نمود، موردبررسی و تحلیل قرارگرفته است. در همین راستا، در مرحله اول، تعداد 206 گزاره در قالب 198 مفهوم استخراج شد. در مرحله دوم 32مقوله فرعی دسته بندی و احصاء گردیدند. در مرحله سوم بر اساس الگوی نظریه استراوس کوربین و 6 مقوله اصلی آن، مدل نظام مند مکتب تربیتی حاج قاسم سلیمانی جهت تدوین دکترین و استراتژی های سیاسی، فرهنگی، امنیتی و دفاعی کشور در راستای مواجهه با جنگ پیچیده و ترکیبی دشمن ارائه گردیده است.
۳۱۶.

طراحی و تبیین مدل بلوغ سازمانی شرکت فرودگاه ها و ناوبری هوایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
این پژوهش با هدف طراحی و تبیین مدل بومی بلوغ سازمانی در شرکت فرودگاه ها و ناوبری هوایی ایران انجام شده است. با توجه به خلأ چارچوب های بومی در صنعت هوانوردی کشور، از روش نظریه پردازی داده بنیاد و رویکرد ترکیبی (کیفی-کمی) بهره گیری شد. در مرحله کیفی، از طریق مصاحبه با ۲۰ نفر از خبرگان و تحلیل مقایسه ای، ۱۱۴ کد مفهومی شناسایی و در قالب پنج مقوله علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردی و پیامدی طبقه بندی شدند. در مرحله کمی، با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM)، روابط علی بین مؤلفه ها تحلیل گردید. نتایج نشان داد که هر سه دسته عوامل علی، زمینه ای و ساختاری، نقشی مؤثر در تبیین راهبردهای سازمانی دارند. همچنین راهبردهای طراحی شده، تأثیر مستقیمی بر پیامدهای مورد انتظار از جمله تعهد سازمانی، یادگیری سازمانی، مزیت رقابتی، تعالی عملکرد و کارآفرینی دارند. مدل ارائه شده می تواند به عنوان ابزار ارزیابی و توسعه بلوغ در سازمان های خدماتی حساس، به ویژه در حوزه هوانوردی، مورد استفاده قرار گیرد و بستری برای ارتقاء بهره وری، انطباق با استانداردهای بین المللی و توسعه پایدار فراهم آورد.
۳۱۷.

الگوی پیشایندها و پیامدهای احتکار دانش با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف: با توجه به رشد روزافزون اهمیتِ به اشتراک گذاری اطلاعات در پیشبردِ امور سازمانی، به ویژه در جهان مدرن، امتناعِ عامدانه از به اشتراک گذاری دانش و اطلاعات، یکی از موانع اساسی بر سر راه تحقق اهداف سازمانی است. احتکار دانش می تواند سازمان ها را با موانع جدی در مسیر پیشرفت و ترقی روبه رو کند؛ بنابراین شناسایی علل بروز این پدیده برای کنترل و جلوگیری از انجام آن، بسیار حائز اهمیت است. نظر به اهمیتِ کسب نگرش جامع و شناسایی تمامی جوانب علّی و پیامدهای احتکار دانش، به نظر می رسد تاکنون در راستای یکپارچه سازیِ اطلاعات پراکنده در خصوص پیشایندها و پیامدهای پدیده احتکار دانش، پژوهشی صورت نگرفته است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی جامع و مانع در خصوص پیشایندها و پیامدهای احتکار دانش در سازمان ها به اجرا درآمده است. روش: پژوهش حاضر، از نوع مطالعات کیفی است و با روش فراترکیب اجرا شده است. با هدف یافتن منابع باکیفیت و معتبر، جست وجو به صورت نظام مند و با اِعمال محدودیت هایی از قبیل سال انتشار مقاله ها، اعمال Boolean operators هنگام جست وجوی کلیدواژه ها و نادیده انگاشتن موارد تکراری در پایگاه های داده گوناگون، انجام شد. بنابر محدودیت های اِعمال شده با هدف افزایش کیفیت تحلیل، تعداد ۲۷۳ اثر پژوهشی دقیق تر بررسی و در نهایت، از مطالب مندرج در ۱۱۱ اثر پژوهشی، استفاده شد. عمل جست وجوی منابع و پالایش داده های نهایی، حدود ۲ماه از زمان پژوهشگران را به خود اختصاص داد. جامعه آماری پژوهش حاضر، متشکل از مطالعات پیشین درباره موضوع مورد بررسی است. پس از جمع آوری منابع موجود و در دسترس درباره موضوع و نیز بررسی محتوای منابع مزبور، پژوهش های مرتبط و حاوی اطلاعات کارآمد، شناسایی و استفاده شدند. درنهایت، پس از استخراج داده های لازم از منابعِ پالایش شده، از روش تحلیل مضمون برای تجزیه وتحلیل و ترکیب داده های مزبور با هدف طراحی الگوی پیشایندها و پیامدهای احتکار دانش، استفاده شد. یافته ها: بعد از جست وجوی منابع مرتبط با موضوع، پالایش آن ها و انتخاب منابعِ مرتبط، برای انجام پژوهش، متن و محتوای منابع منتخب پس از پالایش، به دقت بررسی و کدهای اولیه از آن استخراج شدند. این اقدام به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و دستیابی به نتایج معتبر صورت گرفته است. سپس کدهای استخراج شده به دقت بررسی، کدهای تکراری حذف، کدهای مشابه به لحاظ مفهوم، ادغام و در انت ها کدهای نهایی دسته بندی شدند. با هدف طراحی الگوی احتکار دانش، پیشایندهای پدیده احتکار دانش به سه دسته عوامل فردی، سازمانی و اجتماعی تقسیم شد. عوامل فردی شامل ویژگی های شخصیتی، مصادیق رفتاری و عوامل ادراکی بوده است. عوامل سازمانی شامل عوامل ساختاری، عوامل مدیریتی، عوامل فرهنگی و عوامل فرایندی بوده است. عوامل اجتماعی شامل عامل فرهنگی و عامل توسعه ای بوده است. به همین ترتیب، پیامدهای پدیده احتکار دانش نیز به سه دسته پیامدهای فردی، پیامدهای گروهی و پیامدهای سازمانی تقسیم شد. نتیجه گیری: یافته های حاصل از پژوهش حاضر به مدیران جهت ارتقای سطح آگاهی درباره علل بروز احتکار دانش در سازمان ها یاری می رساند به کسب شناخت دقیق تر از پیامدهای حاصل از بروز این پدیده منجر خواهد شد. شناسایی علل و پیشایندهای پدیده احتکار دانش، باعث ایجاد زمینه و امکانِ لازم برای کنترل و پیشگیری از شکل گیری آن خواهدشد. یافته های پژوهش حاضر، اهمیت این موضوع را به مدیران نشان می دهد و می تواند برای آگاه سازی آنان مؤثر واقع شود و نیز موجب شود تا مدیران و رهبران سازمان ها، به علل و پیامدهای احتکار دانش در سازمان خود، توجه بیشتری کنند.
۳۱۸.

ارائه الگوی توسعه صنعت گردشگری در ایران : رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی توسعه صنعت گردشگری در ایران می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، بنیادی و از حیث شیوه اجرا، آمیخته (کیفی-کمی) و با رویکرد مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل 23 نفر از خبرگان صاحب نظر در زمینه مبانی تئوریک و عملی صنعت توریسم؛ شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه و مدیران گردشگری که به صورت گلوله برفی و در بخش کمی شامل 374 نفر از کارشناسان حوزه گردشگری انتخاب شدند. ابزار گرداوری یافته ها در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی بر اساس روش داده بنیاد و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزارSPSS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد با توجه به هدف تعیین شده، زیرساخت های گردشگری، روابط بین المللی، عوامل اجتماعی، نگرش های حاکمیت جزو عوامل موثر می باشد که باید مدیریت شوند. عواملی مانند حضور در صحنه جهانی گردشگری، امکانات و زیر ساخت ها، خط مشی های جذب گردشگر، پتانسیل های موجود به عنوان بستر و زمینه توسعه صنعت توریسم در ایران مطرح هستند که باید اصلاح شوند.
۳۱۹.

پیشران های حکمرانی الکترونیک مبتنی بر اعتماد اجتماعی در سازمان امور مالیاتی شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
تحقیق حاضر با هدف شناسایی پیشران های حکمرانی الکترونیک مبتنی بر اعتماد اجتماعی در سازمان امور مالیاتی ایران صورت گرفته است. مطالعه حاضر، مطالعه ای کیفی بوده که برای جمع آوری داده ها در آن از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته استفاده شد. تحلیل داده ها با روش تماتیک صورت گرفته است. جامعه مورد بررسی، خبرگان سازمان امور مالیاتی بوده اند و مصاحبه با خبرگان تا رسیدن به اشباع نظری انجام شده است. یافته های تحقیق در سه محور اصلی دسته بندی می شوند: حمایت، راهبرد و فرهنگ سازی و دارای هفت مضمون فرعی شامل: حمایت رهبران سیاسی، حمایت نظام اداری، حمایت اجتماعی، استراتژی های معین، نقشه راه، فرهنگ سازی عمومی، فرهنگ سازی سازمانی می باشد. همچنین، این پیشران ها در سه سطح دسته بندی شدند: سطح نخست شامل استراتژی های مشخص و نقشه راه، سطح دوم شامل فرهنگ سازی عمومی، فرهنگ سازی سازمانی و حمایت نظام اداری و سطح سوم شامل حمایت رهبران سیاسی و حمایت اجتماعی. ازطریق تقویت پیشران های حکمرانی الکترونیک مبتنی بر اعتماد اجتماعی می توان اعتماد اجتماعی را افزایش داد. پژوهش حاضر با شناسایی سطح بندی پیشران ها، می تواند اعتماد اجتماعی را افزایش داده و پذیرش خدمات الکترونیکی را افزایش دهد.
۳۲۰.

Blended Learning in Higher Education: Key Challenges(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۱۹۵
Blended learning is a pedagogical approach that combines face-to-face instruction with online activities and has garnered significant interest in recent years. Despite the potential benefits of blended learning, it faces several critical issues that may dampen stakeholders' enthusiasm within universities. Consequently, the current study explores the key challenges of blended learning in higher education institutions. The data for this research were collected through a qualitative approach, using a descriptive phenomenological method and semi-structured interviews with experts in the field. The findings were then analyzed using Colaizzi’s (1978) seven-step method. During our research, interviews were conducted with 14 experts in the field through purposeful sampling. From these comprehensive discussions, a total of 112 significant statements were identified. These statements were then meticulously categorized into ten initial themes, providing a structured overview of the data. Further analysis allowed us to distill the challenges associated with the blended learning approach in higher education into three critical factors. The validity of the qualitative data, based on the four criteria of Lincoln and Guba (1985)—credibility, transferability, dependability, and confirmability—was examined through re-coding by two independent coders and confirmed. The findings reveal that the challenges associated with implementing blended learning in higher education can be categorized into personal, organizational, and support-related factors. Each of these dimensions encompasses various critical elements. Notably, these research outcomes hold significant potential for facilitating the successful adoption of a pragmatic blended teaching and learning approach within higher education.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان