ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۲۰۱.

تأثیر فناوری بلاک چین بر فرایندهای اداری با تأکید بر تقویت شفافیت، کارآیی و اعتماد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۶۷
امروزه فناوری بلاک چین در ارتباط با ظرفیتی که از طریق بهبود شفافیت، کارآیی و اعتماد برای تحول در فرایندهای اداری ایجاد می کند، بسیار موردتوجه قرار گرفته است.مرور نظام مند مبانی نظری پژوهش، نگرشهایی را در خصوص تأثیر فناوری بلاک چین بر فرایندهای اداری و همچنین چالشها و ریسک هایی که با اجرای آن همراه است را مدنظر قرار می دهد. با مرور گسترده مبانی نظری، این پژوهش در جستجوی چالشهای اصلی است که سازمانها برای پذیرش فناوری بلاک چین در فرایندهای اداری با آن مواجه می شوند و راهبردها و راه حل هایی برای کاهش ریسک های مربوط به امنیت، حریم خصوصی، و حکمرانی را با دقت بررسی می کند. علاوه بر این پیشنهادهای کاربردی که به سازمانها ارائه شده، ملاحظات و اجرای مداوم بلاک چین را در فرایندهای اداری سازمانها به طور دقیق مورد بررسی قرار می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که ظرفیت تحول گرای فناوری بلاک چین در بهبود فرایندهای اداری در بخش های وسیعی وجود دارد و درعین حال به ضرورت بررسی چالشهای فنی، قانونی، حکمرانی، امنیتی تأکید دارد. همچنین چارچوب و دستورالعمل هایی برای اجرای اثربخش فناوری بلاک چین پیشنهاد شده است که بر طراحی اصول ایمن، انجام فعالیتهای مناسب تر برای حفظ امنیت داده ها و حریم خصوصی، و اجرای یک مدل حکمرانی و چارچوب نظارتی تمرکز دارد. هرچند این موضوع درک شد که پژوهش حاضر با محدودیت هایی نیز مواجه است که شامل مبانی نظری قابل دسترس و پیشرفتهای احتمالی جدید فناوری بلاک چین می باشد که در این پژوهش مورد ملاحظه قرار نگرفته است. برای نشان دادن این محدودیت ها لازم است پژوهشهای بیشتری در آینده صورت گیرد تا مفاهیم اجرای بلاک چین را در فرایندهای اداری مورد بررسی قرار دهد. بطور کلی مقاله حاضر چشم انداز ارزشمندی از درک ما نسبت به ظرفیت و چالشهای کاربرد فناوری بلاک چین در بهبود کارآیی و شفافیت فرایندهای اداری فراهم می کند.
۲۰۲.

آسیب شناسی تعدد مراجع سیاست گذار در حوزه برنامه بودجه یکی از سازمان های دفاعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: اصلاحات ساختاری دریکی از رده های دفاعی، منجر به شکل گیری رده های متعدد سیاستگذار بالادستی دریکی از سازمان های زیرمجموعه شده است. این مسئله مشکلاتی را در زیرمجموعه ایجاد کرده است که در پژوهش حاضر تلاش می شود آسیب های ناشی از تعدد مراجع سیاست گذار در حوزه برنامه وبودجه سازمان موردمطالعه شناسایی، دسته بندی و رتبه بندی است. روش پژوهش: این پژوهش ازنظر روش، توصیفی-پیمایشی؛ ازنظر نتیجه، کاربردی؛ ازنظر نوع داده، ترکیبی و ازنظر بازه زمانی، مقطعی است. علاوه بر بررسی ادبیات تحقیق با استفاده از روش تحلیل محتوا، از ابزار پرسشنامه باز و پرسشنامه ساختاریافته جهت گردآوری داده ها استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش نیز متشکل از سلسله مراتب فرماندهی رده و مدیران طرح و برنامه در لایه های مختلف به عنوان خبرگان مرتبط با موضوع پژوهش می باشند. یافته ها و نتایج پژوهش: با استفاده از مدل آسیب شناسی سه شاخگی (میرزایی اهرنجانی، 1381) در شش مرحله فرایند برنامه وبودجه (برنامه ریزی راهبردی، برنامه ریزی عملیاتی، تدوین بودجه، تصویب بودجه، اجرای بودجه و کنترل و نظارت) تعداد 73 آسیب شناسایی گردید. آسیب های احصا شده با داده های آماری از طریق شاخص های آماری مختلف در بستر نرم افزار SPSS مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته و اهمیت و اولویت هر مؤلفه در هر مرحله رتبه بندی گردید.
۲۰۳.

ارائه مدل حکمرانی خوب در ایران با رویکرد توجه به زنان شاغل و عدالت جنسیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۵۴
عدالت جنسیتی یک حق انسانی و پیش نیازی اساسی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی در یک جامعه است. حکمرانی خوب از طریق عدالت جنسیتی و مشارکت زنان می تواند منجر به توسعه پایدار شود. دستیابی به عدالت جنسیتی و حکمرانی خوب نیازمند سیاست ها و چارچوب های قانونی جامع و مشارکت فعال از سوی تمام ذی نفعان، از جمله زنان است و توانمندسازی زنان برای مشارکت فعال آن ها در حکمرانی و دستیابی به برابری جنسیتی امری حیاتی می باشد. هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل حکمرانی خوب در ایران با رویکرد توجه به زنان شاغل و عدالت جنسیتی است. این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، اکتشافی و از نوع پژوهش های کیفی است. جامعه آماری شامل 17 نفر از خبرگان و اساتید مدیریت دولتی و حقوق بوده که با روش نمونه گیری گلوله برفی و هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون انجام گرفت. پایایی با استفاده از روش توافق دو کدگذار مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق به 27 مضمون پایه و 8 مضمون سازمان یافته و 1 مضمون فراگیر طبقه بندی شدند. نتایج تحقیق نشان داد که توجه به زنان و عدالت جنسیتی در حکمرانی نه تنها می تواند نقش مهمی در تحقق عدالت اجتماعی ایفا کند، بلکه ابزاری برای بهبود کیفیت حکمرانی و توسعه همه جانبه کشور نیز محسوب می شود.
۲۰۴.

توسعه مدل تعاملی اعتبارسنجی در صنعت لیزینگ ایران (با رویکرد تطبیقی نسبت به مدل های معتبر جهانی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۶
این پژوهش با هدف طراحی و توسعه مدل اعتبارسنجی تعاملی در صنعت لیزینگ ایران انجام شده است تا اثر هم زمان مدت قرارداد و نرخ بازپرداخت بر ریسک اعتباری مشتریان با دقت بیشتری سنجیده شود. ضرورت این مطالعه از آنجا ناشی می شود که ادبیات رایج اعتبارسنجی، چه در قالب مدل های آماری نظیر لاجیت و رگرسیون های کلاسیک و چه در چارچوب کارت های امتیازدهی و روش های یادگیری ماشین، غالباً بر اثرات منفرد متغیرها تکیه دارد و کمتر به برهم کنش های ساختاری میان شاخص های قراردادی توجه کرده است؛ در حالی که تصمیمات اعتباری شرکت های لیزینگ به صورت عملی از ترکیب همزمان پارامترهای مدت و شدت بازپرداخت متاثر می شوند.مطالعه حاضر با رویکردی بومی و تطبیقی نسبت به مدل های معتبر جهانی، تلاش کرده است شکاف مزبور را پوشش دهد و چارچوبی ارائه کند که به طور مشخص بر ضریب تعاملی حاصل ضرب مدت قرارداد و نرخ بازپرداخت تمرکز دارد.پژوهش حاضر کاربردی و کمی است و داده های ۱۱۳۶ قرارداد لیزینگ فعال در شرکت های ایران خودرو، پارسیان، ملت و کارآفرین طی دوره ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۲ را تحلیل می کند. پس از پاکسازی، اعتبارسنجی و کدگذاری متغیرها، ریسک اعتباری به صورت شاخصی از احتمال نکول و رفتار بازپرداخت عملیاتی سازی شد. روش تحلیل، رگرسیون چندگانه تعدیل شده است که علاوه بر اثرات اصلی مدت قرارداد و نرخ بازپرداخت، ضریب تعاملی آنها نیز به عنوان شاخص اثر مشترک وارد شد. افزون بر این، کنترل های لازم برای ویژگی های قراردادی و مشتریان در مدل منظور گردید تا برآوردها از سوگیری های متعارف مصون بمانند. یافته ها نشان می دهد مدت قرارداد با ریسک اعتباری رابطه ای مثبت دارد و افزایش طول دوره به طور معنادار احتمال بروز رفتارهای پرریسک را تقویت می کند؛ در مقابل، نرخ بازپرداخت با ریسک اعتباری رابطه ای منفی دارد و شدت بالاتر پرداخت ها به کاهش ریسک منجر می شود. مهم تر آنکه ضریب تعامل میان این دو متغیر به طور معنادار منفی است (β₄ = −0.192، Sig=0.001 )و مدل توانسته است حدود ۶۱ درصد از واریانس ریسک اعتباری را توضیح دهد. این نتیجه به روشنی نشان می دهد که در قراردادهای بلندمدت،تعیین نرخ بازپرداخت بالا قادر است اثر افزایشی مدت بر ریسک را نه تنها جبران، بلکه به طور قابل ملاحظه ای کاهش دهد. به بیان دیگر، اثر ترکیبی «طول × شدت» دارای ماهیتی غیرخطی و سیاست پذیر است و استفاده از الگوهای تعاملی نسبت به ارزیابی جداگانه متغیرها، دقت پیش بینی نکول را افزایش می دهد. از منظر مدیریتی، پیامدهای پژوهش حاکی از آن است که شرکت های لیزینگ باید در طراحی سبد محصولات اعتباری، قیمت گذاری ریسک و تخصیص منابع مالی، به تنظیم هم زمان مدت و نرخ بازپرداخت توجه کنند؛ به ویژه در قراردادهای با دوره های طولانی، سیاست نرخ های بازپرداخت قوی (به همراه ابزارهای انگیزشی و جریمه های رفتاری) می تواند پروفایل ریسک رابه نحو معناداری بهبود دهد. همچنین، پیاده سازی کارت های امتیازدهی با مؤلفه های تعاملی و بازتنظیم مقررات داخلی اعتبارسنجی بر مبنای نتایج این مدل، توصیه می شود. از حیث نوآوری، مدل تعاملی پیشنهادی خلأ مهمی را در ادبیات ایرانی پر می کند و با تکیه بر داده های واقعی صنعت، چارچوبی قابل انتقال برای بهبود دقت پیش بینی و تصمیم گیری اعتباری ارائه می دهد. در نهایت، پیشنهاد می شود مطالعات آتی با افزودن متغیرهای رفتاری، آزمون های پایداری در زیر بازارها و مقایسه با الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین، ظرفیت تعمیم و کارایی مدل را بیش از پیش ارزیابی کنند.
۲۰۵.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های مدل دانشگاه سبز در آموزش عالی کشور عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۵۲
این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های مدل دانشگاه سبز در آموزش عالی کشور عراق انجام شده است. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ نوع داده رویکردی کیفی است. دادهای این پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با مدیران و اساتید آموزش عالی کشور عراق گردآوری شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها داده بنیاد(کدگذاری باز، کدگذاری محوری کدگذاری انتخابی) است. پس از احصاء نتایج، دادهای پژوهش در قالب مدل استراوس و کوربین در شش بعد پدیده محوری، شرایط علی، عوامل زمینه ای و مداخله گر، راهبرها و پیامدها دسته بندی شدند. مطابق نتایج پژوهش ابعاد نهایی عبارتند از: مقوله محوری(موسسات و سازمان های آموزشی و پژوهشی آموزش عالی کشور، سیاست های هدفمند دانشگاه سبز برای توسعه اکوسیستم های هوشمند، شکل گیری رویکرد خلاقانه)؛ شرایط علّی(اشاعه آموزش سبز و دانش و نگرش در موسسات آموزش عالی، نهادینه کردن فرهنگ دانشگاه سبز و ارزش ها و باورهای اخلاقی و احترام، زیرساخت های محیط زیست برای تغییرات اقلیمی و پیشگیری از آلودگی)؛ راهبرد ها(فناوری هوش مصنوعی و تکنیک های مدرن روز ، همکاری و مشارکت،کشوری منطقه ای، بین بخشی و بین المللی با کمیته های مسئول دانشگاه سبز)؛ شرایط زمینه ای(اصلاح مقررارت و دستورالعمل ها و بازنگری در چشم اندازها و ماموریت، پایش زیست محیطی فعالیت های دانشگاه سبز)؛ شرایط مداخله گر(رسانه ها و مطبوعات، جامعه مدنی و گروه های سبز، تضادهای ژئوپلیتیکی منطقه ای)؛ پیامد ها(آلودگی ناشی از چالش های زیستی وتهدیدی جدی منافع کشور).
۲۰۶.

توسعه چارچوب استراتژیک تحول دیجیتال مبتنی بر فناوری های صنعت 4 برای ارتقای پایداری و رقابت پذیری جهانی تولید دارویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۷۲
این پژوهش با هدف «توسعه چارچوب استراتژیک تحول دیجیتال مبتنی بر فناوری های صنعت  4  برای ارتقای پایداری و رقابت پذیری جهانی تولید دارویی» انجام شده است. صنعت داروسازی در مواجهه با رقابت شدید بین المللی، الزامات زیست محیطی فزاینده و ضرورت نوآوری مستمر، نیازمند راهبردی منسجم برای بهره گیری از قابلیت های تحول دیجیتال است. به کارگیری فناوری هایی چون اینترنت اشیاء صنعتی، هوش مصنوعی و تحلیلات داده های کلان می تواند فرآیندهای تولید را هوشمند کرده، کارایی منابع را ارتقا دهد و آثار زیست محیطی را کاهش دهد؛ با این حال، تلفیق مؤثر این فناوری ها با اصول پایداری مستلزم شناخت عمیق از عوامل مؤثر و روابط میان آن هاست.این تحقیق به صورت کیفی و با رویکرد نظریه داده بنیاد انجام پذیرفت. داده های لازم از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۵ صاحب نظرِ کلیدی شامل مدیران زنجیره تأمین و تولید در شرکت های دارویی، کارشناسان تحول دیجیتال و اساتید دانشگاه گردآوری شد. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. اعتبار نتایج از طریق بازبینی اعضا و مثلث سازی منابع داده تضمین شد.مدل نهایی، شش بُعد اصلی را برای استقرار موفق تحول دیجیتالِ پایدار در صنعت داروسازی شناسایی می کند: (۱) چشم انداز و رهبری پایدار، (۲) زیرساخت هوشمند و یکپارچه فناوری، (۳) نوآوری چابک محصول و فرایند، (۴) مدیریت چرخه عمر منابع و محیط زیست، (۵) حاکمیت داده و شفافیت زنجیره تأمین، و (۶) یادگیری و شایستگی دیجیتال. روابط علّی و زمینه ای میان این ابعاد نشان می دهد که رهبری متعهد به پایداری و سرمایه گذاری هدفمند در زیرساخت های هوشمند، پیش ران تحقق دیگر مؤلفه هاست و نهایتاً به مزیت رقابتی جهانی منجر می شود.یافته ها دلالت می کنند که رویکرد تحول دیجیتالِ پایدار، فراتر از پیاده سازی فناوری است و نیازمند تغییر پارادایم مدیریتی در کل اکوسیستم دارویی است. چارچوب ارائه شده می تواند به عنوان نقشه راهی عملی برای مدیران و سیاست گذاران به منظور طراحی برنامه های سرمایه گذاری، توسعه قابلیت ها و تنظیم مقررات حمایتی در جهت دستیابی به تولید دارویی پایدار و رقابت پذیر در مقیاس جهانی به کار رود.
۲۰۷.

Predictors of Life Satisfaction through Financial Anxiety and Financial Optimism among Accounting Students(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۷۱
Objectives: This study aims to examine the effects of financial anxiety and financial optimism on life satisfaction among accounting students. Given the increasing financial pressures faced by university students, understanding the psychological dimensions of financial behavior is essential for improving their overall well-being. Methodology/Design/Approach: The statistical population comprised undergraduate accounting students, from which 113 participants were selected through a simple random sampling method. Data were collected using standardized questionnaires and analyzed through Pearson correlation and simultaneous linear regression to test the hypothesized relationships. Findings: The results indicate a significant negative relationship between financial anxiety and life satisfaction, and a significant positive relationship between financial optimism and life satisfaction. Furthermore, both financial anxiety and financial optimism jointly and significantly predict students’ life satisfaction. Innovation: This study contributes to the literature by integrating psychological and financial perspectives to explain students’ life satisfaction. The findings emphasize the need for educational institutions to incorporate financial management training and psychological counseling into academic programs to promote financial well-being and emotional resilience among students.
۲۰۸.

تحلیل محتوای کیفی چشم انداز بانک ها: مقایسه چهار کشور اسلامی منتخب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۶۰
هدف: چشم انداز ابزار کلیدی برای افزایش کارایی سازمان ها در بلندمدت است و نمی توان آن را از استراتژی های شرکت تفکیک کرد؛ از این رو با توجه به اهمیت بالای آن، شناسایی عناصر و گونه های چشم انداز از اهمیت بسزایی برخوردار است. با توجه به وضعیت کنونی کشور ما، یکی از صنایع حساس در حوزه جهت گیری های آینده، صنعت بانکداری بوده که به همین منظور به بررسی جهت گیری اصلی چشم انداز در کشور ایران و سه کشور منتخب اسلامی (ترکیه، عربستان و مالزی) پرداخته شده است.روش پژوهش: جامعه پژوهش صرفاً بانک های فعال در بخش خرده فروشی در 4 کشور ایران، مالزی، عربستان و ترکیه بودند که به صورت هدفمند گزینش گردید. روش پژوهش حاضر مبتنی بر فرآیند تجزیه و تحلیل کیفی است که در این پژوهش از رویکرد تحلیل محتوای مرسوم و برای اعتبارسنجی پژوهش هم از شاخص کاربردپذیری استفاده شده است.یافته ها: بر اساس تجمیع پژوهش های انجام شده و بررسی بانک های منتخب 4 گونه چشم انداز شناسایی شد که شامل چشم انداز کارکردگرایی، هیجانی، جامعه گرایی و ایدئولوژیک بودند.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بر اساس خروجی حاصل از تحلیل های کیفی، بیشترین درصد فراوانی در بین بانک های منتخب خرده فروشی در بعد تمایزنگری مربوط به کشور های مالزی و ایران، در بعد مشتری کشور های ترکیه و ایران، برای بعد ملی گرایی کشور های عربستان و ترکیه و در نهایت برای بعد جامعه گرایی کشور های مالزی و عربستان بودند.
۲۰۹.

تاثیر سرمایه روانی و شجاعت اخلاقی بر اثربخشی حسابرسی داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: حوزه تاکید حسابرسان داخلی عدم انطباق ها یا عدم رعایت رویه ها، آیین نامه ها، برنامه ها، قوانین و مقرراتی است که توسط شرکت و یا دولت تدوین شده اند و بر برنامه های سازمان تاثیر با اهمیتی دارند. از مزیت های حسابرسی داخلی که به نوعی ضرورت وجودی آن به حساب می آیند، می توان به ایجاد ارزش، اجتناب از ضرر و زیان، جلوگیری از هدر رفت منابع، صرفه جویی در هزینه ها و اجرای برنامه های شرکت طبق آنچه در نظر گرفته شده، اشاره کرد. بر این اساس، ذینفعان شرکت از حسابرسی داخلی که عملکرد خوبی داشته و برای شرکت ارزش می آفریند، سود می برند. نتایج تحقیقات عصر حاضر در حوزه حسابرسی داخلی نشان می دهند که برای دستیابی به ارزش افزوده حسابرس داخلی، باید بهبودهایی در اثربخشی حسابرسی داخلی صورت گیرد. ازجمله عواملی که بر اثربخشی حسابرسی داخلی تاثیر به سزایی دارد، نقش سرمایه روانی و شجاعت اخلاقی می باشد. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر سرمایه روانی و شجاعت اخلاقی بر اثربخشی حسابرسی داخلی می باشد. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی- پیمایشی است. داده های پژوهش با استفاده از روش پیمایشی گردآوری شده اند و تعداد 186 نفر از حسابرسان داخلی و مدیران حسابرسی داخلی شاغل در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال 1402 به پرسشنامه پژوهش پاسخ داده اند. برای تحلیل یافته ها، از روش معادلات ساختاری استفاده شده است و برای اندازه گیری سرمایه روانی از پرسش نامه لوتانز و همکاران (2007) و لوتانز و همکاران (2005)، شجاعت اخلاقی از پرسش نامه هانا و آوولیو (2010) و اثربخشی حسابرسی داخلی از پرسش نامه الزبان و گوئیلیام (2014) و لنز و همکاران (2017) استفاده شده است. یافته ها: یافته های به دست آمده از فرضیه اول بیان می کند که سرمایه روان شناختی بر اثربخشی حسابرسی داخلی تأثیر مثبت و معناداری دارد. به عبارت دیگر، سرمایه روان شناختی باعث افزایش اثربخشی و عملکرد حسابرسان داخلی می شود. همانگونه که انتظار می رفت، سرمایه روان شناختی یک عامل مهم است که انگیزه و اثربخشی کارکنان را افزایش می دهد و به شکوفایی و پیشرفت شرکت و سازمان ها کمک می کند. افرادی که سرمایه روانی بالاتری دارند، انگیزه بیشتری برای دنبال کردن اهداف داشته و نسبت به افرادی که سرمایه روانی پایین تری دارند، عملکرد بهتری دارند. یافته های پژوهش خلیل (2022) نشان می دهد که به یافته های مشابهی دست یافته است. همچنین لوتانز و همکاران (2007) و آوی و همکاران (2010) دریافتند که سرمایه روانی بر عملکرد کارکنان اثر مثبتی دارد. نتایج فرضیه دوم حاکی از تایید تاثیر مثبت شجاعت اخلاقی بر اثربخشی حسابرسی داخلی است. از آنجایی که مدیر به صورت مستقیم در مورد حسابرسان داخلی تصمیم گیری می کند، هنگام ارائه گزارش، شغل خود را به خطر می اندازد. بر این اساس، تهدیدها و فشارهای مختلف از سوی مدیریت، دلیل اصلی سکوت آن ها می باشد. مدیریت شرکت دارای قدرت و اختیاراتی است که می تواند با حسابرسان مخالفت کند و آن ها را زیر فشار قرار دهد. ترس، دلیل اصلی شکست حسابرسان داخلی در انجام وظایف خود به عنوان اطمینان بخش به سرمایه گذاران و ذینفعان می باشد. شجاعت اخلاقی شاخص مهمی از شایستگی حسابرس است. شجاعت به عنوان یک ارزش اخلاقی، به حسابرسان اجازه می دهد تا وظایف خود را به درستی انجام دهند و بدون هیچ گونه ترسی، وارد موضوعات مختلف شوند. در پژوهشی مشابه خلیل و همکاران (2016)، خلیل (2022) و خلیل و خلیف (2022) نشان دادند که سرمایه روان شناختی و شجاعت اخلاقی بر اثربخشی حسابرسان داخلی تاثیر مثبت دارد. نتیجه گیری: هیأت مدیره شرکت ها و قانونگذاران، به سرمایه روانشناختی و شجاعت اخلاقی حسابرسان داخلی به عنوان مهم ترین ابزار نظارتی و اعتماد سهام داران توجه بیشتری داشته باشند و جهت افزایش سطح سرمایه روانی و شجاعت اخلاقی اقدامات لازم را انجام دهند.
۲۱۰.

ارائه الگوی علّی موانع توسعه حسابداری پایداری و گزارشگری مالی: رویکرد تحلیل مضمون و دیمتل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۶۳
هدف: هدف این پژوهش ارائه یک الگوی علّی به منظور شناسایی و تحلیل موانع توسعه حسابداری پایداری و گزارشگری مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش شناسی: روش شناسی این پژوهش از رویکرد ترکیبی کیفی-کمی بهره می برد. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با ۱۵ نفر از خبرگان و اساتید دانشگاهی در سال ۱۴۰۳ گردآوری شد. در مرحله نخست، با استفاده از روش تحلیل مضمون، مضامین کلیدی مرتبط با موانع توسعه حسابداری پایداری شناسایی شده اند. برای اعتبارسنجی یافته ها، از روش دلفی استفاده شده و نظرات خبرگان گردآوری و تأیید گردیده است. در مرحله کمی، به منظور تحلیل روابط علّی میان مؤلفه های موانع، روش دیمتل به کار گرفت ه شده است. این رویکرد ترکیبی امکان ارزیابی جامع و دقیق عوامل اثرگذار بر توسعه حسابداری پایداری را فراهم می کند. یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان داد که موانع اصلی شامل سه مضمون فراگیر (چالش های اقتصادی و قانونی، چالش های زیست محیطی و پایداری و چالش های اجتماعی و فرهنگی)، هفت مضمون سازمان دهنده و بیست وهشت مضمون پایه هستند. همچنین نتایج بخش کمی نشان داد که ضعف در قوانین و زیرساخت ها و تبعیت ناکافی از استانداردها و پروتکل ها به عنوان عوامل کلیدی تأثیرگذار شناسایی شدند، در حالی که کمبود منابع مالی و مسائل اخلاقی و اجتماعی به عنوان مؤلفه های تأثیرپذیر طبقه بندی شدند. دانش افزایی: این پژوهش با ارائه الگویی علّی و نظام مند، موانع توسعه حسابداری پایداری و گزارشگری مالی را در بستر نهادی و فرهنگی ایران شناسایی و تحلیل می کند. این مدل به مدیران و سیاست گذاران کمک می کند تا با اولویت بندی موانع، راهکارهای بهبود گزارشگری پایداری را طراحی و اجرا کنند.
۲۱۱.

تأثیر اجرای کنترل داخلی بر ریسک سقوط قیمت سهام با توجه به نقش حاکمیت شرکتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۸۲
هدف: هدف این پژوهش بررسی تاثیر اجرای کنترل داخلی در چارچوب COSO بر ریسک سقوط قیمت سهام در بازار سرمایه ایران است. به منظور رسیدگی به ناهمگونی های موجود، نقش تعدیلی حاکمیت شرکتی نیز در این رابطه بررسی شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد تجربی-کمّی و مبتنی بر تحلیل رگرسیون چندمتغیره انجام شده است. بر اساس اطلاعات گردآوری شده از 153 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی یک دوره 8 ساله از سال 1395 تا 1402 و با استفاده از تکنیک های اقتصادسنجی به آزمون فرضیه های پرداخته شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد اجرا و افشای کنترل داخلی در چارچوب COSO که شامل پنج معیار محیط کنترل، ارزیابی ریسک، فعالیت های کنترلی، اطلاعات و ارتباطات و نظارت است، نقش موثری در کاهش ریسک سقوط قیمت سهام دارد. به علاوه، در شرکت هایی که دارای مکانیسم های حاکمیت شرکتی قوی هستند، تأثیر منفی اجرای کنترل داخلی بر ریسک سقوط قیمت سهام، نسبت به شرکت های با مکانیسم های حاکمیت شرکتی ضعیف، بارزتر است. دانش افزایی: یافته های این پژوهش بینش جدیدی در مورد پیامدهای پیاده سازی کنترل داخلی و حاکمیت شرکتی قوی ارائه می دهد که بر اساس آن می توان برای بهبود وضعیت شرکت ها در بازار سرمایه، برنامه ریزی و سیاست گذاری کرد.
۲۱۲.

شناسایی ظرفیت های گردشگری خوراک در جذب گردشگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۱۷
زمینه و هدف : گردشگری خوراک یا گردشگری خوراک پویا فعالیتی است که گردشگران برای تجربه غذا و نوشیدنی های محلی به مقصدی سفر می کنند. این نوع گردشگری منجر به افزایش تجربه سفر و پشتیبانی هویت های منطقه ای می شود. گردشگری خوراک با ارائه بینشی از فرهنگ و شخصیت مناطق مختلف، به یکی از بخش های خلاق و پویا تبدیل شده است. هدف مطالعه، بررسی نقش گردشگری خوراک در بهبود تجربه سفر، تقویت هویت منطقه ای، افزایش دانش غذایی نسل جوان و پایداری فرهنگی و اجتماعی جوامع محلی است. روش شناسی : پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش شناسی، توصیفی-تحلیلی است. در بخش توصیفی از روش کتاب خانه ای و منابع مرتبط داخلی و خارجی استفاده شده و در بخش تحلیلی نیز داده ها از طریق پیمایش، بررسی های میدانی، مشاهده و مصاحبه گردآوری شده اند. یافته ها: به طور کلی، مسائل ایمنی نه تنها بر توسعه صنایع غذایی بلکه بر توسعه گردشگری، زندگی مردم، امنیت عمومی و ثبات اجتماعی تأثیر می گذارد. نظارت بر امنیت غذایی جاذبه های گردشگری، موضوعی کلیدی و نگران کننده است. نتیجه گیری و پیشنهادات : گردشگری خوراک با تکیه بر تنوع فرهنگی ایران، می تواند به توسعه اقتصادی، اشتغال زایی و حفظ میراث غذایی کمک کند. تحقق این اهداف نیازمند سیاست گذاری منسجم، ارتقاء زیرساخت ها، آموزش نیروی انسانی، بازاریابی و حمایت از فعالان محلی است. ترویج داستان های بومی جایگاه ایران را تقویت می کند. نوآوری و اصالت : این مطالعه بر گردشگری خوراک به عنوان ابزار استراتژیک برای ارتقاء دانش غذایی جوانان و حفظ سنت های محلی با نگاهی چند بعدی تأکید دارد که در پژوهش های پیشین کمتر دیده شده است.
۲۱۳.

شناسایی عوامل موثر بر موفقیت استارتاپ ها و شرکت های دانش بنیان ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۶۶
هدف این پژوهش تدوین چارچوب عوامل موثر بر موفقیت استارتاپ ها و شرکت های دانش بنیان ورزشی بود. روش تحقیق کیفی با رویکرد اکتشافی نظام مند (مبتنی بر تکنیک تحلیل مضمون) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل دو بخش منابع انسانی (اساتید، مدیران و ...) و منابع اطلاعاتی (علمی، کتابخانه ای و رسانه ای مرتبط و معتبر) بود. مصاحبه شوندگان و منابع اطلاعاتی به تعداد قابل کافی، به صورت هدفمند و در دسترس، بر مبنای رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند (16 نفر و 34 منبع اطلاعاتی). ابزار پژوهش شامل مصاحبه های اکتشافی نیمه ساختارمند به همراه مطالعه کتابخانه ای نظام مند بود. روایی ابزار بر اساس شایستگی عملی، اعتبار حقوقی و علمی نمونه و نظر خبرگان ارزیابی و تایید گردید. جهت تحلیل یافته ها از روش کدگذاری مفهومی چندمرحله ای (باز، گزینشی و موضوعی) با رویکرد تحلیل مضمون استفاده شد. چارچوب مفهومی نهایی شامل 88 مؤلفه، 8 بعد (اجتماعی، فرهنگی، حمایتی دولتی و سیاسی، حقوقی و قانونی، اقتصادی و تجاری، مدیریتی، فناوری، فردی و شخصیتی) و یک منظر کلی (موفقیت استارتاپ ها و شرکت های دانش بنیان) شناسایی شد. مضامین کلی و منظرها به صورت مرتبط باهم بودند. براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت استارتاپ ها و شرکت های دانش بنیان ورزشی موفق در کشور نه تنها می توانند به عنوان موتورهای اصلی نوآوری و توسعه در صنعت ورزشی عمل کنند، بلکه نقش بسیار مهمی در رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی نیز دارند. به علاوه، این شرکت ها با در نظر گرفتن یافته های پژوهش حاضر و دستیابی به موفقیت، می توانند به ایجاد فرصت های اشتغال جوانان، توسعه فناوری و افزایش شهرت نام کشور در جامعه جهانی ورزش کمک نمایند.
۲۱۴.

تعیین راهبرد های توسعه گردشگری سلامت با تمرکز بر عوامل بازدارنده و پیش برنده برند بیمارستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳
توسعه صنعت گردشگری سلامت مستلزم درک صحیح از شرایط موجود و برخورداری از راهبرد های توسعه گردشگری سلامت به طور اعم و راهبرد های برند بیمارستانی به طور اخص است. بدین ترتیب مطالعه حاضر درصدد تعیین راهبرد های توسعه گردشگری سلامت با تمرکز بر عوامل بازدارنده و پیش برنده برند بیمارستانی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی انجام شد. داده ها بر مبنای تکنیک نمونه گیری گلوله برفی و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار با 35 نفر از نمایندگان آژانس های مسافرتی، کادر درمانی، هتل داران و بیماران جمع آوری شد. داده ها با استفاده از رویکرد تحلیل محتوا و چارچوب تحلیل میدان نیرو (عوامل پیشبرنده و بازدارنده) کدگذاری و تحلیل شدند. بر این مبنا، عوامل پیشبرنده و بازدارنده در قالب تعدادی مولفه و زیرمولفه دسته بندی شدند. در مجموع، شش مولفه (با 16 زیرمولفه) به عنوان عوامل پیشبرنده، پنج مولفه (با 12 زیرمولفه) به عنوان عوامل بازدارنده و هفت راهبرد کلان شناسایی شد. مهم ترین عوامل پیشبرنده شامل «موقعیت جغرافیایی و اقلیمی ایران در منطقه»، «وجود زیرساخت های پزشکی و درمانی مناسب و توسعه یافته» و «منابع انسانی توانمند در کادر درمان»؛ و مهم ترین عوامل بازدارنده شامل «چالش های محیط سیاسی»، «ضعف در برنامه ریزی و نظارت برای توسعه گردشگری سلامت» و «مشکلات مربوط به محیط اقتصادی» است. در فرآیند توسعه گردشگری سلامت، عوامل بازدارنده بر عوامل پیشبرنده برتری دارند (DF < RF). راهبرد «راهبری گردشگری سلامت با استقرار و ظرفیت سازی کمیته ملی گردشگری سلامت» به عنوان راهبرد آغازین و راهبرد «طراحی و مدیریت مطلوب برند بیمارستانی بر پایه قطب های پزشکی» به عنوان کانون سایر راهبرد ها شناسایی شدند.
۲۱۵.

بخش بندی روان نگاری خرده فروشی های آنلاین جهانی براساس انگیزه های خرید و رفتارهای خرید آنلاین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۹
هدف: هدف اصلی این پژوهش بخش بندی روان نگاری مشتریان خرده فروشی های آنلاین براساس انگیزه های خرید آنلاین و رفتارهای خرید آنلاین است. روش شناسی: پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده ها پژوهشی توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش مصرف کنندگان در سراسر جهان هستند که حداقل یک بار تجربه خرید آنلاین از فروشگاه های خرده فروشی آمازون، ای بی و علی بابا را داشته اند. برای تحلیل داده ها و بخش بندی روان نگاری مشتریان از روش نقشه های خودسازمان ده مبتنی بر شبکه عصبی مصنوعی و نرم افزار Viscovery SOMine استفاده شد. یافته ها: براساس یافته های این پژوهش، کاربران مشتریان خرده فروشی های آنلاین براساس ویژگی های مختلف جمعیت شناختی، انگیزه های خرید و رفتارهای خرید آنلاین به سه بخش مشتریان آینده نگر متعادل، مشتریان عملگرای حرفه ای و مشتریان کاوشگر لذت جو دسته بندی شدند. نتیجه گیری: خوشه اول بیشتر با هدف بهره وری و با تمرکز بر بهینه سازی خریدهای خود وارد فروشگاه های آنلاین می شوند. نام «آینده نگر متعادل» به دلیل تعادل در رفتار خرید و تمرکز آن ها بر سودمندی انتخاب شده است. خوشه دوم متشکل از افرادی است که بیشتر از انگیزه سودمندی برای خرید آنلاین بهره می برند. نام «عملگرای حرفه ای» به دلیل رفتار دقیق و برنامه ریزی شده آن ها و استفاده حرفه ای از خرید آنلاین انتخاب شده است. مشتریان خوشه سوم تجربه خرید آنلاین طولانی دارند. انگیزه های لذت جویانه آن ها در کنار کاوشِ بیشتر، باعث می شود در خرید آنلاین به دنبال تجربه های جدید و رضایت بخش از فرایند خرید باشند؛ بنابراین، نام «کاوشگر لذت جو» برای این خوشه به دلیل ترکیب رفتار کاوشگرانه و انگیزه های لذت جویانه آن ها انتخاب شده است.
۲۱۶.

ارائه مدل مفهومی استقرار فناوری های صنعت ۴.۰ در زنجیره تأمین با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۵۳
در دهه های اخیر، تحول دیجیتال و ظهور فناوری های مرتبط با صنعت ۴.۰، موجب دگرگونی اساسی در ساختار، عملکرد و رقابت پذیری زنجیره های تأمین در صنایع مختلف شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین نقش فناوری های کلیدی صنعت ۴.۰، شامل اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، کلان داده، بلاکچین، واقعیت افزوده و واقعیت مجازی، رباتیک پیشرفته و محاسبات ابری در هوشمندسازی زنجیره تأمین انجام شده است. این مطالعه ازنظر ماهیت، کیفی و ازنظر راهبرد پژوهش، مبتنی بر نظریه داده بنیاد ( Grounded Theory ) است. داده های پژوهش ازطریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته با ۱۰ نفر از خبرگان صنعتی و دانشگاهی گردآوری شده است. برای تحلیل داده ها، از کدگذاری سه مرحله ای استراوس و کوربین، شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. سپس با بهره گیری از مدل سازی ساختاری تفسیری، مفاهیم کلیدی سطح بندی شدند و در پایان با تحلیل MICMAC ، جایگاه هر مؤلفه براساس قدرت نفوذ و وابستگی مشخص شد. یافته ها نشان داد که استقرار موفق فناوری های صنعت ۴.۰، در زنجیره تأمین، نیازمند فراهم بودن زیرساخت های اطلاعاتی، تدوین راهبرد دیجیتال، ارتقا مهارت منابع انسانی و رفع مقاومت فرهنگی در سازمان است. همچنین، فناوری های صنعت ۴.۰، به عنوان متغیرهای وابسته در مدل شناسایی شدند که نقش آن ها در افزایش بهره وری، انعطاف پذیری و پاسخ گویی زنجیره تأمین ، مشروط به تحقق مؤلفه های سطح پایین تر است. تحلیل MICMAC نیز مؤلفه هایی مانند فشار بازار، راهبرد دیجیتال و زیرساخت فناوری را به عنوان عوامل محرک و مؤثر در تحول زنجیره تأمین معرفی کرد. کاربردهای نتایج این پژوهش را می توان در طراحی نقشه راه تحول دیجیتال، توسعه سیاست های سازمانی برای پذیرش فناوری، بازمهندسی فرایندهای زنجیره تأمین، ارتقا مهارت دیجیتال کارکنان، و تدوین سیاست های ملی در حوزه صنعت 4.0 دانست.
۲۱۷.

آیا لحن افشای مدیران، سرمایه گذاران خرد را گمراه می کند؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۰
در پژوهش حاضر تاثیر لحن غیرعادی افشای مدیران با معاملات غیرعادی سهامداران خرد بررسی می-شود. رابطه ی لحن غیرعادی افشای مدیران با حجم معاملات غیرعادی سهامداران خرد و سهامداران عمده، نشان دهنده ی عدم تقارن اطلاعاتی بین سهامداران خرد و عمده می باشد.آزمون های پژوهش بر روی162شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ایران، طی سال های1393 تا 1402 انجام گرفته است، که با توجه به حذف داده های پرت در مجموع 1585 گزارش سالانه بررسی گردید. فرضیه ها با استفاده از روش رگرسیون چندگانه با در نظر گرفتن اثرات ثابت سال و صنعت، آزمون شدند. برآورد مدلهای پژوهش نشان داد که لحن غیرعادی مدیران با حجم معاملات غیرعادی سهامداران خرد ارتباط مثبت دارد و با حجم معاملات غیرعادی سهامداران عمده ارتباط معنی داری ندارد. از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که سهامداران خرد توانایی پردازش لحن مغرضانه مدیران را ندارند و با لحن غیرعادی مدیران، معاملات نامطلوبی انجام می دهند و اصطلاحاً گمراه می شوند.
۲۱۸.

بررسی تاثیر عوامل شناختی بر رفاه مالی سرمایه گذاران: تحلیل رفتار تصمیم گیری و ریسک پذیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۵
هدف این پژوهش بررسی رابطه سواد مالی، بودجه بندی ذهنی و خودکنترلی بر رفاه مالی با نقش میانجی تصمیم گیری سرمایه گذاری و نقش تعدیل گر تحمل ریسک است. روش شناسی پژوهش توصیفی-پیمایشی است. داده ها به وسیله پرسشنامه استاندارد جمع آوری و جامعه آماری شامل تمام سرمایه گذاران حقیقی در سال 1403 در بازار سرمایه ایران بود که در نهایت، تعداد 442 پرسشنامه معتبر به عنوان نمونه جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که سواد مالی، بودجه بندی ذهنی، خودکنترلی و تصمیم گیری سرمایه گذاری تأثیر مثبت و معناداری بر رفاه مالی دارند. مشخص شد که تصمیم گیری سرمایه گذاری رابطه میان سواد مالی و بودجه بندی ذهنی با رفاه مالی را میانجی گری می کند، اما در رابطه میان خودکنترلی و رفاه مالی میانجی گری معناداری مشاهده نشد. در بررسی نقش تعدیل گر تحمل ریسک، تنها در رابطه بین سواد مالی و تصمیم گیری سرمایه گذاری اثر معناداری مشاهده شد و فرضیه های مربوط به بودجه بندی ذهنی و خودکنترلی تأیید نشدند. این یافته ها اهمیت توسعه آموزش های مالی، ارتقای توان خودکنترلی و طراحی ابزارهای سرمایه گذاری متناسب با سطوح مختلف ریسک پذیری در ارتقای رفاه مالی افراد را نشان می دهد.
۲۱۹.

الگوی ارزشیابی خط مشی حقوق و دستمزد در بخش دولتی (مورد مطالعه: قانون مدیریت خدمات کشوری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۱
الگوی ارزشیابی خط مشی نقش مهمی در بهبود و اصلاح خط مشی ایفا می کند. حقوق و دستمزد در بخش دولتی نیز از اثرگذارترین زیرنظام ها در انگیزش کارکنان و بهره وری نظام اداری است. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف طراحی الگویی جامع برای ارزشیابی کارآمد خط مشی های حقوق و دستمزد در بخش دولتی انجام شده است.  این پژوهش از نظر هدف توسعه ای و از نظر ماهیت کیفی است که با روش تحلیل مضمون با رویکرد براون و کلارک انجام شده است. جامعه این پژوهش شامل مدیران ارشد، پژوهشگران و اساتید دانشگاهی است. به منظور جمع آوری داده های پژوهش با  نمونه گیری هدفمند تا حد اشباع، 13 مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام و 6 جلسه گروه کانونی برگزار شده است. افراد مورد نظر، واجد تخصص های مرتبط با حقوق اداری و جبران خدمت در بخش دولتی و یا تجربه اجرایی عمیق و مستمر در بالاترین سطوح نهاد خط مشی گذار در حوزه حقوق و دستمزد در بخش دولتی (سازمان اداری و استخدامی کشور) بوده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که معیارهای ارزشیابی کارآمد خط مشی های حقوق و دستمزد در بخش دولتی، مستلزم توجه به هشت بعد اصلی است. این معیارها عبارت است از: معیارهای زمینه ای، نهادی، زیرساختی، تنظیم گری، اجرایی، نتیجه، پیامد و اثر. هر یک از این ابعاد شامل معیارهای متعددی همچون «ابتنا بر ارزش شغل، شاغل، عملکرد، محیط، و رقابت»، «پرداخت برابر برای کار برابر» و «قابلیت اجرا» می باشد. یافته های پژوهش در چارچوب مدلی نظام مند سازماندهی شده است.  الگوی نظام مند پیشنهادی در این پژوهش، با درنظرگرفتن ابعاد مختلف یک چارچوب جامع برای ارزشیابی خط مشی های حقوق و دستمزد در بخش دولتی ارائه می دهد که می تواند به بهبود و اصلاح خط مشی های حقوق و دستمزد در بخش دولتی کمک کند.
۲۲۰.

چارچوب حسابداری مدیریت در شرکت های کوچک و متوسط ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۲۵۴
هدف: تصمیم گیری از جمله مهم ترین وظایف مدیران در هر شرکتی است. این موضوع در شرکت های کوچک و متوسط با توجه به محدودیت هایی که با آن ها مواجهند، نمود بیشتری دارد. از جمله ابزارهایی که می تواند به مدیران در امر تصمیم گیری یاری رساند، حسابداری مدیریت است؛ از این رو هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه چارچوب حسابداری مدیریت در شرکت های کوچک و متوسط ایرانی است. روش: پژوهش حاضر از نظر فلسفه تفسیری، از نظر رویکرد استقرایی، از نظر افق زمانی مقطعی، از نظر رویکرد اجرا کیفی و از منظر استراتژی مبتنی بر تحلیل مضمون است. همچنین در پژوهش حاضر به منظور گردآوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شده است. به علاوه، پژوهش حاضر از نظر نتیجه، در حوزه پژوهش های توسعه ای و از منظر هدف، در زمره پژوهش های اکتشافی جای دارد. در راستای اجرای پژوهش، در مجموع با ۲۰ نفر از خبرگان و مدیران شرکت های کوچک و متوسط مصاحبه انجام شد و فرایند تحلیل آن ها نیز با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون به اجرا در آمد. یافته ها: چارچوب حسابداری مدیریت در شرکت های کوچک و متوسط به دست آمده در این پژوهش، از چهار بُعد جایگاه حسابداری مدیریت در شرکت های کوچک و متوسط، نقش حسابداری مدیریت در شرکت های کوچک و متوسط، موانع به کارگیری حسابداری مدیریت در شرکت های کوچک و متوسط و محرک های پیاده سازی حسابداری مدیریت در شرکت های کوچک و متوسط تشکیل شده است. هر یک از این ابعاد خود مشتمل بر متغیرهایی هستند که خاص حسابداری مدیریت در میان شرکت های کوچک و متوسط ایرانی است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، از منظر بسیاری از مدیران شرکت های کوچک و متوسط، حسابداری مدیریت می تواند در تصمیم گیری های سازمان، به آن ها یاری رساند و به تصمیم های بهینه منجر شود؛ با این حال همچنان حسابداری مدیریت در میان شرکت های کوچک و متوسط ایران، جایگاه ویژه ای ندارد و مدیران این شرکت ها به طور عمده برمبنای شهود خود تصمیم گیری می کنند. به عبارت دیگر، اغلب شرکت های کوچک و متوسط در ایران، فاقد هر گونه واحد حسابداری مجزا هستند و در بهترین حالت خود، فردی را به عنوان حسابدار مدیریت استخدام کرده اند. در چنین موقعیتی، به طور عمده، از تکنیک های سنتی حسابداری مدیریت، مانند بهایابی جذبی و متغیر، بودجه بندی انعطاف پذیر، بازده سرمایه گذاری، تجزیه وتحلیل بها، حجم، سود و بودجه بندی سرمایه ای استفاده می شود. در پاسخ به چرایی این موضوع، نتایج پژوهش نشان داد که عواملی نظیر محدودیت منابع مالی و سرمایه انسانی، فرهنگ و ضعف آموزشی، از جمله دلایلی است که شرکت های کوچک و متوسط را از ایجاد یک واحد حسابداری مدیریت محروم ساخته است. به بیانی دیگر، چنین شرکت هایی، به دلیل نوع ساختار خود، منابع مالی اندکی جذب می کنند و در چنین وضعیتی، اولویت این شرکت ها، پاسخ گویی به مراجع قانونی است. از سوی دیگر، مدیران این شرکت ها، هنگام تصمیم گیری بر دانش خود بر موضوع تأکید بیشتری دارند تا استفاده از اطلاعات ارائه شده از سوی حسابداری مدیریت و این موضوع، از فرهنگ قلدرمآبانه در میان مدیران ایرانی نشئت می گیرد. از این رو مطابق با نتایج به دست آمده در این پژوهش، راه کار غلبه بر محدودیت منابع مالی و سرمایه انسانی برای استفاده از حسابداری مدیریت در شرکت های کوچک و متوسط، کاهش بهای خدمات، از طریق ایجاد مؤسسه های تخصصی ارائه دهنده خدمات حسابداری مدیریت است. همچنین، غلبه بر ضعف فرهنگی مدیران نیز، به واسطه ارتقای آگاهی آن ها از طریق برگزاری دوره های آشنایی با حسابداری مدیریت میسر خواهد بود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان