این مقاله الگوی ترکیبی را برای هماهنگی بین استراتژی مالی و زیر سیستم های آن، شامل استراتژی سرمایه گذاری، استراتژی تامین مالی، استراتژی تقسیم سود و استراتژی سرمایه در گردش ارائه می دهد. بررسی تئوری های مدیریت استراتژیک مشخص می کند که الگوهای هماهنگی استراتژیک را می توان در سه الگو دسته بندی کرد:
1- الگوی عقلایی
2- الگوی طبیعی
3- الگوی ترکیبی
الگوی ترکیبی مبتنی بر نگرش فرایندی به مدیریت استراتژیک است که در آن اجرای استراتژیک تابعی از تدوین (کانون توجه داخلی/ خارجی) و کنترل (کم/زیاد) است. در این تحقیق بر مبنای الگوی ترکیبی، استراتژی های مالی و زیر سیستم های آن گونه شناسی شدند. سپس هماهنگی بین گونه های مختلف استراتژی های مذکور مورد بررسی قرار گرفت. با استفاده از استراتژی تحقیق موردی، شرکت داروسازی اکسیر انتخاب شد و گونه های استراتژی های مالی و زیر سیستم های آن با استفاده از صورت های مالی حسابرسی شده برای سال های 1380 تا 1387 محاسبه شدند.
نتایج نشان می دهد که عملکرد شرکت (نسبت Q توبین و ROA) در زمانی که گونه استراتژی مالی شرکت، میانه رو متمایل به خطرپذیری است، بیش تر از زمانی است که گونه استراتژی مالی آن میانه رو متمایل به خطرگریزی است. هم چنین نتایج نشان می دهد در سال هایی که هماهنگی بین عناصر استراتژی های مالی بیش تر است، عملکرد شرکت (نسبت Q توبین و ROA) نیز بهتر است
سود تقسیمی یکی از موضوعاتی است که از دیرباز مورد توجه پژوهشگران مالی و حسابداری بوده است. برای پرداخت کردن یا نکردنِ سود نقدی دلایل زیادی وجود دارد. کشف و شناسایی دقیق این عوامل می تواند برای مدیران و سهامداران شرکت ها مفید واقع شود. از این رو، هدف پژوهش حاضر عرضه نگرشی جدید نسبت به اهمیت، کمیت و کیفیت سیاست های تقسیم سود است. همچنین، تأثیر ترکیب هیئت مدیره، بازده دارایی ها، جریان نقد آزاد هر سهم، ساختاردارایی ها، ریسک تجاری، اندازه شرکت، فرصت های رشد و سطح بدهی بر نسبت سود تقسیمی و احتمال پرداخت سود نقدی بررسی خواهد شد. نمونه پژوهش شامل 101 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در سال های 1383 تا 1388 است. روش های آماری مورد استفاده نیز شامل مدل رگرسیون توبیت و مدل رگرسیون لاجیت، به روش داده های ترکیبی است. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر این است که از بین عوامل مورد نظر، اندازه شرکت، فرصت های رشد و سطح بدهی، بر نسبت سود تقسیمی و احتمال پرداخت سود نقدی تأثیر معناداری دارد و سایر متغیرها بر نسبت سود تقسیمی و احتمال پرداخت سود نقدی تأثیر معناداری ندارند.
هدف این تحقیق بررسی و تعیین ویژگی شخصیتی حسابداران اعم از دانشجویان و افراد حرفه ای است. برای این منظور، از پرسش نامه پنج عاملی نئو (NEO)1 استفاده شده است. نمونه تحقیق مشتمل بر 97 نفر از دانشجویان و 80 نفر از افراد حرفه ای بوده است. داده های حاصل از پرسش نامه به صورت توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شد. به منظور آزمون فرضیات، از آزمون مقایسه میانگین نمونه های مستقل و آزمون میانگین یک جامعه استفاده شد. نتایج نشان می دهد در حدود 52/70 درصد از دانشجویان، 69/55 درصد از افراد حرفه ای، و 79/63 درصد از کلّ حسابداران دارای ویژگی شخصیتی بیداری وجدان (C) هستند. همچنین از نظر آماری، بین نوع ویژگی شخصیتی دانشجویان حسابداری و افراد حرفه ای تفاوت معناداری مشاهده نشد. علاوه بر این، در سطح معناداری 5 درصد، «بیداری وجدان (C)» ویژگی شخصیتی حسابداران است. نتایج این تحقیق می تواند در بحث آموزش حسابداری مفید باشد
یکی از ویژگیهای بازار سرمایه وجود اوراق بهادار گوناگون با ریسک و بازده متفاوت است که شرکتهای سرمایهگذاری با تشکیل پرتفوی متنوع قابلیت سرشکن کردن ریسک و کاهش آن را دارند و میتوان ارزیابی عملکرد پرتفوی را به عنوان یک ساز وکار کنترلی و بازخوردآخرین مرحله از فرآیند مدیریت سرمایهگذاری دانست که برای شرکتها و سرمایهگذاران بسیار مؤثر است و یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد که مورد بحث اکثر اندیشمندان است، ارزش افزوده اقتصادی است. در این تحقیق که با هدف بررسی ارتباط بین استراتژی سرمایهگذاری باارزش افزوده اقتصادی، انجام شده؛ با انجام مقایسهی ساختار پرتفوی ایجاد شده با استفاده از نسبتهای ارزش دفتری به ارزش بازار، قیمت به سود هر سهم به نرخ رشد و ارزش افزوده اقتصادی به ارزش بازار، سعی براین است که مناسبترین معیار از لحاظ عملکرد، که باعث میشود ارزش شرکت بصورت واقعی ارزیابی شود، معرفی گردد. چراکه ارزیابی صحیح ارزش شرکت باعث میشود که قیمت سهام به سمت ارزش واقعی خود سوق پیدا کند. جامعه آماری تحقیق شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده، که بر اساس شرایط در نظر گرفته شده برای انتخاب نمونه، 71 شرکت طی دوره 1379 تا 1388، انتخاب گردید. تجزیه و تحلیل آزمون فرضیهها با استفاده ازآزمون t، ویلکاکسون و آزمون آنالیز درون موردی انجام شده و برای ارزیابی عملکرد شرکتها از شاخص شارپ استفاده شده است.نتایج تحقیق نشان دهندهی برتری نسبت BM، نسبت به دوشاخص EVAMو PEGبر اساس شاخص شارپ در کل دوره تحقیق است و اینکه نسبتها با استفاده از آزمون های ذکر شده از لحاظ عملکرد تفاوت معناداری باهم ندارند
در این تحقیق تأثیر تغییرمقررات مالیاتی شرکت ها در قانون مالیاتهای مستقیم، که در 27/11/1380 به تصویب مجلس رسید، بر سرمایه گذاری در شرکتهای تولیدی بررسی شده است. مقایسه تغییرات سرمایه گذاری شرکت های تولیدی در سالهای قبل و بعد از تغییر قانون مالیاتهای مستقیم، بیانگر تغییر محسوس سرمایه گذاری در سالهای بعد از تغییر قانون مالیاتهای مستقیم نسبت به سالهای قبل از تغییر قانون مالیاتهای مستقیم می باشد. تغییرات سرمایه گذاری و مالیات در سالهای قبل و بعد از تغییر قانون مالیات همچنین با استفاده از آزمون رگرسیون چند متغیره و آزمون همبستگی بین متغیرها مورد بررسی قرار گرفتند، اما رابطه معنی دار بین سرمایه گذاری و مالیات بدست نیامد. همچنین با استفاده از آزمونهای مزبور رابطه بین سرمایه گذاری و سایر اقلام سود و زیانی شامل هزینه مالی، سود قبل از کسر هزینه مالی و مالیات و اندوخته توسعه و تکمیل نیز مورد بررسی قرار گرفت که نتایج بدست آمده بیانگر عدم وجود رابطه معنی دار بین سرمایه گذاری و سایر اقلام سود و زیانی می باشد. بنابراین در کل می توان نتیجه گرفت که هرچند سرمایه گذاری در سالهای بعد از تغییر قانون مالیات نسبت به سالهای قبل از تغییر قانون مالیات تغییر محسوسی را نشان می دهد اما با توجه به نتایج بدست آمده از تحقیق مزبور، نمی توان تغییر در میزان سرمایه گذاری شرکتها را ناشی از تغییر در قانون مالیاتهای مستقیم دانست
مفهوم محافظهکاری در حسابداری، سابقهای طولانی دارد. این مفهوم آن قدر گسترش یافته است که هم اکنون از خصوصیات گزارشگری مالی است که با تئوری و عمل حسابداری در آمیخته است. در واقع محافظهکاری را می توان محصول ابهام دانست و هرگاه حسابداران با ابهام روبرو شوند، محافظهکاری را به کار می برند. محافظه کاری در حسابداری به عنوان عدم تقارن زمانی اخبار خوب در مقابل اخبار بد، در صورت های مالی تفسیر شده است. در این تفسیر از محافظه کاری، سود حسابداری اخبار بد را سریع تر از اخبار خوب منعکس می کند. در این پژوهش رابطه بین سود و اجزا آن با نسبت قیمت به ارزش دفتری هر سهم (P/B) با استفاده از داده های 70 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره 1381 تا 1387در غالب 4 فرضیه مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش از رگرسیون خطی چند متغیره و مقایسه میانگین برای آزمون فرضیه ها استفاده شده است. نتایج نشان داد که سود در تمام سال های مورد بررسی به طور محافظه کارانه گزارش می شود و رابطه بین سود و بازده در نمونه با اخبار بد، قوی تر از این رابطه در نمونه با اخبار خوب است. همچنین محافظه کاری سود با نسبت P/Bرابطه معنی دار منفی دارد. رابطه منفی بین محافظه کاری سود با نسبت P/Bاساساً ناشی از اقلام تعهدی است و از جریان های نقدی عملیاتی ناشی نمی شود.
با توجه به پیچیدگی ها، ابعاد، تعداد زیاد مؤلفه های د رگیر و حوزة تأثیر جنگ اطلاعات، معماری این حوزة با هدف کاهش پیچیدگی ها و افزایش توانمندی به کار گیری و گسترش این مفهوم، می تواند امری کارساز باشد. یکی از مهم ترین بخش های اجرای پروژه های معماری سازمانی، برنامه ریزی اولیه، انتخاب چارچوب، انتخاب متدولوژی و تدوین طرح اجرای پروژهاست. در این راستا و طی این مقاله، نخست ادبیات حاکم بر معماری سازمانی و جنگ اطلاعات مورد بحث و بررسی قرار گرفته و سپس مدل عملیاتی جنگ اطلاعات معرفی می گردد. طرح معماری جنگ اطلاعات شامل حوزة های توانمند ساز در جنگ اطلاعات، چارچوب پایة پیشنهادی، متدولوژی پایة پیشنهادی و مراحل اجرایی متدولوژی پایة پیشنهادی، بخش بعدی مقاله را شامل می شود. در ادامه همین بخش، طرح کلان پیشنهادی اجرای معماری جنگ اطلاعات مطرح می شود و مدلی در همین راستا ارائه می گردد که ابعاد آن دقیقاً مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. ارزیابی طرح پیشنهادی، نظر سنجی های انجام شده و نتیجه گیری پایان بخش این مقاله است.
این پژوهش با هدف مدل یابی معادلات ساختاری روابط بین مؤلفه های صلاحیت و قابلیت تأمین کننده با ارزش خریدن، رضایت خریدار، هزینه جایگزینی، اعتماد به علامت تجاری، وفاداری به علامت تجاری، کیفیت ارتباط، تعهد به رابطه و انجام معامله در بین خریداران محصولات شرکت بین المللی اَرگ طلایی ( تولید بذر) به اجرا در آمده است. روش انجام پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. نمونه آماری را 247 نفر کارکنان شرکت های خریدار برند اَرگ طلایی، از 7 کشور (آسیا و اروپا) – یونان، ترکیه، قزاقستان، قرقیزستان، ایران، امارات و عراق- تشکیل می دهند که به صورت تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. در راستای گردآوری داده های پژوهش از 9 پرسشنامه: 1- صلاحیت و قابلیت تأمین کننده؛ 2- ارزش خریدن؛ 3- رضایت خریدار؛ 4- هزینه جایگزینی؛ 5- اعتماد به علامت تجاری؛ 6- وفاداری به علامت تجاری؛ 7- کیفیت ارتباط؛ 8- تعهد به رابطه؛ 9- انجام معامله، در قالب 55 گویه، استفاده گردید که نسخه اصلی آن ها اولین بار توسط هان و سانگ (2008) در ""کره"" اجرا شده است. برای برآورد پایایی پرسشنامه های مذکور، از آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد بین صلاحیت تأمین کننده و مؤلفه های ارزش خریدن، رضایت خریدار، وفاداری و اعتماد به علامت تجاری، کیفیت ارتباط، تعهد به رابطه و انجام معامله (به استثنای هزینه جایگزینی) همبستگی معناداری (01/0< P) وجود دارد. علاوه بر این، نتایج T سوبل گویای آن بود که، صلاحیت و قابلیت تأمین کننده به طور مستقیم بر ارزش خریدن و رضایت خریدار اثر می گذارد و در مقابل ارزش خریدن و رضایت خریدار بر تعهد به رابطه، وفاداری و اعتماد به علامت تجاری تأثیر می گذارند.