در این مقاله با دیدی مبنایی به موضوع نهادهای مالی می پردازیم و راهکار خروج از انفعال نظام مالی- اسلامی را ضرورت توجه به مقوله نوآوری و تلاش برای ایجاد مهندسی مالی- اسلامی بیان می کنیم.
در نظام مالی اسلامی، مهندسی مالی به معنای خاص خود ابزاری برای توسعه این نظام استو به معنای متعارف آن که مشتقات مالی است، منحصر نمی گردد.
برای ایجاد مهندسی مالی- اسلامی که تا به امروز توجه زیادی بدان نشده است؛ باید ابتدا ساختار آن را بیان نمود و در این روند باید به فرایند نوآوری و محدودیت ها و چالش های آن از یک سو و فرصت ها و ضرورت های آن از سوی دیگر توجه داشت. در گام بعدی در مهندسی مالی- اسلامی به اصول موضوعه و مبانی اسلامی و شرعی آن باید توجه داشت و خط مشی اساسی مهندسی مالی- اسلامی از میان این مبانی اسلامی و مبانی مالی و علمی آن مشخص می گردد.
در نهایت، با شناخت شرایط کنونی نظام مالی- اسلامی و تبیین استراتژی و خط مشی این نظام و اهداف و رویکردهای نهایی آن، مبانی و هسته اساسی مهندسی مالی- اسلامی را استخراج خواهیم کرد.
امروزه در کنار طراحی انواع متنوع سپرده های بانکی، یکی از متداول ترین روش های تأمین مالی بانک ها، استفاده از انتشار اوراق بهادار با پشتوانه تسهیلات بانکی است. استفاده از این ابزار در بانکداری متعارف سابقه زیادی دارد؛ بانک ها با بهره گیری از این ابزار منابع خود را تجدید کرده و قدرت اعطای تسهیلات اعتباری خود را مضاعف می کنند، استفاده از این ابزار در بانک های اسلامی از جمله در ایران سابقه زیادی ندارد.
با تصویب قانون بازار اوراق بهادار در سال های 1384 و 1388، بستر قانونی لازم برای طراحی و انتشار انواع گوناگون اوراق بهادار جدید ایجاد شده است. اکنون بانک های ایران نیز می توانند از طریق طراحی و انتشار ابزارهای مالی جدید، به ویژه از طریق تبدیل تسهیلات اعطایی به اوراق بهادار، اقدام به تأمین مالی از طریق بازار سرمایه نمایند.
این تحقیق، با هدف معرفی چنین ابزاری، از سه بخش تشکیل شده است: در بخش نخست، با نگاهی به سابقه تبدیل دارایی های بانکی به اوراق بهادار در بانکداری متعارف و بانک های اسلامی اهداف، عملکرد و آسیب شناسی تبدیل دارایی های بانکی به اوراق بهادار تبیین می شود و در بخش دوم، ابزار مالی مناسب برای تبدیل دارایی های بانکی به اوراق بهادار در بانکداری ایران طراحی می گردد، با این ویژگی ها که نخست، از منظر فقهی ابزاری قبول شدنی باشد؛ دوم، با قوانین و مقررات پولی و مالی ایران سازگار باشد؛ سوم، با توجه به نقش این ابزارها در پدید آمدن بحران مالی اخیر، باعث ایجاد بحران نگردد و در بخش پایانی ریسک های ابزارهای طراحی شده و مدیریت آن ها بررسی می شود.
هدف این مطالعه، تدوین راهبردهای مدیریت منابع انسانی با بهره گیری از مدل پیشنهادی مایلز و اسنو در یک مجتمع صنعتی فعال در حوزه ی صنایع نفت، گاز و سیمان می باشد. تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش پیمایشی اجرا شده است. جامعه ی آماری مورد مطالعه، 1100 نفر مدیر و کارشناس مجتمع یادشده است و که 285 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و سامانهاتیک به عنوان نمونه ی تحقیق گزینش شده اند. برای تدوین راهبردهای منابع انسانی، از روش های تجزیه و تحلیل SWOT و ماتریس های ارزیابی عوامل داخلی و خارجی استفاده گردیده است. داده های تحقیق با استفاده از ابزارهای مصاحبه، پرسش نامه و مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده است. براساس نتایج تحقیق، شرکت مورد مطالعه با وجود ضعیف بودن در زمینه ی ارزیابی عوامل داخلی (925/1)، در محیط خارج دارای فرصت های خوبی است (389/2). بنابراین، توصیه می گردد، راهبرد کلی پیشنهادی در حوزه ی منابع انسانی این شرکت، راهبرد «تحلیل گرانه» باشد؛ یعنی، در حوزه ی منابع انسانی، شرکت باید ترکیبی از راهبردهای «ساختن» و «خریدن» را مورد توجه قرار دهد.
تغییر ماهیت سازمان های وظیفه محور به پروژه محور تحت تأثیر دگرگونی های مداوم در محصولات و فرایندها از یک سو و تفاوت ماهیت پروژها و شیوه ی مدیریت بر آن ها در سازمان های خصوصی و دولتی از سوی دیگر، مدیریت منابع انسانی را در پروژه ها تحت تأثیر قرار داده است. این مقاله، با استفاده از نظرات کارشناسان[1]، ویژگی های مدیریت منابع انسانی در پروژه ها در فرایندهای انتخاب، تخصیص، انجام فعالیت ها در حین پروژه، رهاسازی از پروژه و رهایی از سازمان را در دو بخش دولتی و خصوصی در ایران مورد بررسی قرار داده و ویژگی های شناسایی شده، با استفاده از آزمون فرض آماری دوطرفه مورد مقایسه قرار گرفته است. نتایج، نشان می دهد که ویژگی های شناسایی شده دارای تفاوت هایی در هر یک از این بخش ها هستند. برخی از این تفاوت ها عبارتند از: توانایی استفاده از مدیران و کارکنان شایسته، انتصاب و تخصیص بر اساس روابط، وجود نیروهای مازاد، ارزیابی عملکرد بر مبنای رویه های رسمی و آموزش وسیع تر در پروژه های بخش دولتی. فشار کاری بیش تر و ارتباط مستقیم میزان دستمزد با انجام فعالیت ها در پروژه های بخش خصوصی، بی توجهی به جانشین پروری، نگرانی کارکنان پروژه های بخش خصوصی از وضعیت آینده و درنهایت، بی توجهی به موضوع نهادینه کردن دانش در سازمان و رابطه ی طولانی مدت بین سازمان و کارکنان در پروژه های بخش دولتی.
بازارمحوری[1] و تأثیر آن بر مزیت رقابتی از جمله مباحث کلیدی و مهم در مدیریت بازاریابی است. هر چه سازمان بتواند شناخت بیش تری از نیازهای مشتریان و هم چنین فعالیت های رقبا و عوامل تاثیرگذار بر شرایط بازار به دست آورد و این اطلاعات را در کلیه سطوح سازمان پراکنده کند، از توانایی بیش تری برای بقا در بازار رقابتی برخوردار خواهد بود. شرکت های بازار محور، دارای مزیت رقابتی در سرعت پاسخ گویی به نیاز های بازار و مشتریان می باشند. هم چنین در پاسخ گویی به فرصت ها و تهدیدات بازار اثربخش عمل می کنند. بنابراین بازار محوری، می تواند تأثیر مهمی بر موفقیت سازمان که آن نیز در گرو کسب مزیت رقابتی است، داشته باشد. مقاله حاضر تحقیقی میدانی است که هدف از آن بررسی رابطه بازار محوری و مزیت رقابتی در گروه صنایع تراکتورسازی ایران می باشد. پژوهش حاضر به دنبال ارائه و آزمون مدلی در حوزه در این رابطه می باشد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، ابتدا به بررسی قابل قبول بودن مدل نظری از طریق نرم افزار لیزرل پرداخته شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که مدل برای جامعه آماری قابل استفاده می باشد. هم چنین ضرایب هر یک از متغیرهای تاثیرگذار بر آن با استفاده از معادلات ساختاری مشخص شده است. نتایج نشان می دهد که از بین سه متغیر فرهنگ بازاریابی، هوشمندی بازار و قابلیت های بازاریابی، هوشمندی بازار بیشترین تاثیر را بر بازار محوری دارند و از میان متغیرهای تاثیرگذار بر مزیت رقابتی استراتژی تمایز و حرکت پیشرو بیشترین ضرایب را به خود اختصاص داده اند که نشان از اهمیت این متغیرهاست. هم چنین طیق نتایج، رابطه بین بازار محوری و مزیت رقابتی مثبت و معنی دار و ضریب آن قابل توجه است. در واقع از نتایج این پژوهش می توان استنباط کرد که بازار محوری یکی از ارکان اصلی و مهم وجود مزیت رقابتی در سازمان هاست.
از آنجاکه امروزه بدلیل نبود زمینهجها و بسترهای لازم برای جذب و اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی و عدم توانایی آنها در خلق فرصتها و ایجاد زمینه کار برای خویش، مشکل کاریابی و کارآفرینی به مسئله مهمی برای فارغ التحصیلان دانشگاهی تبدیل شده و می تواند به شکل گیری بحرانها و آسیبهای اجتماعی متعددی بشود که بررسی بیشتری را می طلبد. یکی از راهکارهای مناسب و مطمئن برای حل این مسئله توانمندکردن آنها به مهارت کارآفرینی در طول تحصیلات دانشگاهی است که این توانایی می تواند جلوی بوجود آمدن بسیاری از چالشها و مسائل را بگیرد اما بدلیل وجود برخی مسائل وآسیبها در برنامه درسی رشته های تحصیلی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، دانشجویان مهارتهای لازم را در این زمینه کسب نمی کنند با آگاهی به اهمیت این موضوع در مسیر اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی در این مقاله سعی شده به صورت موردی توانایی برنامهجدرسی رشته های دانشگاهی در کارآفرین نمودن دانشجویان از دیدگاه اساتید و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب آسیب شناسی گردد و نتیجه ای که از تجزیه وتحلیل دادهای تحقیقق بر آمد مبین این حقیقت بود که برنامه درسی کارآفرینی از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست و توانایی تربیت کارآفرینان خلاق، مبتکر و توانا را ندارد و در ادامه با استناد به مبانی علمی موجود در این زمینه الگوی برنامه درسی کارآفرینی را برای دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی پیشنهاد می گردد.
داراییهای نامشهود بیانگر تمام داراییهایی هستند که در ترازنامه منعکس نمی شوند، اما منبعی برای خلق ارزش محسوب شده که منجر به مزیت رقابتی پایدار می شوند.در اقتصاد نوین، سرمایه فکری تحت عنوان دارایی های نامشهود توصیف شده است که می توان آن را به عنوان منبعی برای مزیت رقابتی پایدار به کار گرفت تا جایی که سازمانهای پیشرو در اقتصاد مدرن آنهایی هستند که با اتکاء به سرمایه فکری به خلق ارزش می پردازند. از طرف دیگر دانشگاه ها نیز این قاعده مستثنی نیستند و افزایش عملکرد دانشگاهها یکی از اصلی ترین اهداف هر کشور در جهت نیل به رشد و توسعه ی پایدار می باشد. در این مطالعه سعی بر آن است که با استفاده از تحلیل سلسله مراتبی فازی به رتبه بندی اثرگذاری هریک از اجزای سرمایه فکری بر عملکرد دانشگاه پرداخته شود. در گام اول پرسشنامه ای مشتمل بر 7 جدول توسط 9 نفر از مدیران موفق و پژوهشگران برتر دانشگاه تنظیم شد و بر اساس روش چانگ تحلیل سلسله مراتبی فازی صورت گرفت. نتایج رتبه بندی فازی بیانگر آن است که درجه اثرگذاری اجزای سرمایه فکری بر عملکرد سازمانی به ترتیب از کانال اعضای هیات علمی(تعداد و رتبه اساتید)، ارتباط با بازار و صنعت، زیرساختهای IT، ارتباط با دولت، کارکنان و زیر ساختهای فیزیکی می باشد.
در این مقاله به متدولوژی تدوین نقشه راه توسعه فناوریارتباطات خودرویی در کشور پرداخته می شود. با توجه به پراکنده بودن دانش و شناخت موضوع در کشور، لازم است متدی نظام مند جهت تجمیع، ساختاربخشی و تجزیه و تحلیل این خرده دانش ها برای ترسیم آینده فناوری کشور در زمینه ارتباطات خودرویی بکار گرفته شود. متدی که علاوه بر در نظر گرفتن روندهای فناوری جهانی، به مسائل ویژه حمل و نقل کشور نیز توجه داشته و جهت گیری مناسبی جهت بهبود معضلات ویژه ایران،نظیر مسئله ایمنی جاده ای داشته باشد. در این مقاله در ابتدا به کلیاتی در خصوص تدوین نقشه راه فناوری پرداخته، مزایای آن تشریح، و الگوهای عمومی آن شناسایی شده است. همچنین در این بخش یک مدل مفهومی برای توسعه نقشه راه فناوری ارائه شده است. سپس انواع متدهای توسعه نقشه راه فناوری شناسایی و بررسی شده است و بر اساس معیارهایی متد پیشنهادی برای پروژه ارتباطات خودرویی ارائه شده است. در بخش آخر متد S-Plan بعنوان متد انتخابی مورد تشریح بیشتر قرار گرفته و خصوصیات و شیوه انجام آن با جزئیات بیشتر ارائه شده است.
مقدمه: هدف اصلی این پژوهش بررسی تولیدات علمی پژوهشگران ایرانی است که مقالات خود را پیرامون موضوع ایدز در مجلات و منابع دارای ضریب تأثیر نمایه شده در پایگاه وب علوم منتشر نمودند. روش کار: با استفاده از روش علم سنجی میزان انتشارات علمی تولید شده توسط پژوهشگران ایرانی در زمینه ایدز در پایگاه وب علوم(Web of Science( طی سال های 2000 تا 2010 مورد بررسی قرار گرفته است. 336 مدرکی که در تألیف آن ها حداقل یک نویسنده وابسته به سازمان های ایرانی مشارکت داشته اند شناسایی شد. یافته ها: روند تولیدات علمی پژوهشگران ایران از سیر صعودی با نرخ رشد سالیانه 30 درصد برخوردار بوده است. پژوهشگران ایرانی با همکارانی از 22 کشور جهان مشارکت علمی دارند و بیشترین هم تألیفی بین المللی با کشور آمریکا انجام گرفته است. دانشگاه علوم پزشکی تهران یک پنجم از تولیدات علمی را در میان سازمان های داخلی به خود اختصاص داده است. بیشترین تحقیقات انجام گرفته در ایران متعلق به زیر موضوع بیماری های عفونی است. 35 درصد مجلاتی که پژوهشگران ایرانی مقالات خود را درآن ها به چاپ رسانده اند متعلق به کشور آمریکا است، اما دراین میان مجلهHEPATITIS MONTHLY بیشترین مقالات پژوهشگران ایرانی را منتشر نموده است. بحث: سهم انتشارات ایران در مقابل انتشارات کشورهای جهان از حرکتی رو به جلو برخوردار بوده و هم تألیفی بین المللی در انتشارات پژوهشگران ایرانی قابل تقدیر است.
مقدمه: امروزه سیستم های اطلاعات بیمارستانی(HIS: Hospital Information System) دربهبود عملکرد مدیریت و کادردرمانی نقشی مهم و انکار ناپذیر دارند و کاربران این سیستم یکی از عوامل مؤثر دراین زمینه می باشند، الگوی انتشار نوآوری راجرزیکی ازالگوهای نظری برای درک ارتباط میان افراد و فن آوری همچون سیستم اطلاعات بیمارستانی، می باشد. استفاده ازاین الگو به منظور بررسی چگونگی تمایل کاربران برای استفاده ازاین سیستم، می تواند مفید باشد. این مطالعه با هدف تعیین عوامل مرتبط با تمایل کاربران نسبت به استفاده ازسیستم اطلاعات بیمارستان براساس مدل اشاعه نوآوری در بیمارستان رازی اهوازانجام شده است. روش کار: این پژوهش یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بود، که جامعه آماری آن را50 نفرازکاربران سیستم اطلاعات بیمارستانی شاغل در بیمارستان رازی اهواز تشکیل می دادند، که به صورت تصادفی انتخاب گردیدند. ابزارگردآوری داده ها پرسشنامه بوده که به منظور تعیین اعتبارآن نسبت اعتبارمحتوا، شاخص اعتبار محتواواعتبار صوری تعیین گردید، وجهت تعیین پایایی آن ازروش آزمون مجدد(84.0 R= ) و همسانی درونی (90.0 α= )استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده هااز آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، اسپیرمن، رگرسیون، میانگین استفاده گردید که توسط نرم افزاراس پی اس اس 17 انجام شد. یافته ها: یافته ها نشان داد بین سن و مزیت نسبی(56.0- =r و 05.0> P (، بین نوع شغل و مزیت نسبی(32.0- =r و05.0> P (، بین سن وسازگاری سیستم (28.0- =r و 05.0> P )، بین نوع شغل و سازگاری سیستم (29.0- =r و05.0> P)همبستگی منفی وبین مدرک تحصیلی و پیچیدگی (29.0 =r و05.0> P) همبستگی مثبت وجودداشت. بین سابقه آموزش رایانه و آزمون پذیری (28.0 =r و05.0> P ( همبستگی مثبت، بین نوع شغل وقابلیت رؤیت (30.0- =r و05.0> P (همبستگی منفی، بین حمایت های مادی مدیریت بیمارستان ومزیت نسبی(31.0=r و05.0> (P و بین حمایت های معنوی مدیریت بیمارستان ومزیت نسبی(36.0 =r و 05.0>P ( همبستگی مثبت وجوددارد، همچنین بین حمایت های معنوی وسازگاری با این سیستم (27.0 =r و05.0> (P همبستگی مثبت مشاهده گردید. بحث: نتایج این پژوهش نشان دهنده تأثیر ویژگی های الگوی انتشار نوآوری بر تمایل به استفاده از سیستم اطلاعات بیمارستانی بود. چنانچه یافته های این پژوهش درمطالعات مشابه تکرار شود، می توان ازآن برای افزایش پذیرش وسازگاری با فنآوری های جدیدازجمله سیستم اطلاعات بیمارستانی درمیان کاربران استفاده نمود.
از گذشته چگونگی بهبود بهره وری در سازمان های دولتی همواره اقدامی چالش برانگیز بوده است. در اغلب پژوهش های انجام شده در این خصوص بیان شده که مشارکت در امر بهره وری کارکنان تأثیرگذار است، بدون این که علت و چگونگی این رابطه تشریح شده باشد. هدف اصلی این پژوهش واکاوی این رابطه و کشف لایه های پنهان و عوامل پیش برنده در اثرگذاری نظام مشارکتی بر بهره وری کارکنان است. روش تحقیق مقاله حاضر، ((اکتشافی – تبیینی)) و از نوع همبستگی است. جامعه آماری آن نیز شامل کارشناسان گمرک جمهوری اسلامی ایران به تعداد (2500 نفر) است که با نمونه گیری تصادفی، 334 نفر آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که؛ توسعه نظام مشارکتی در سازمان به شکل گیری مجموعه ای از پیش برنده ها می انجامد که به عنوان پیش برنده های جوهری و رویه ای نامگذاری شده اند. پیش برنده های جوهری به صورت درونی عمل کرده و به جهت گیری نظام فکری و ذهنی کارکنان در راستای تحقق اهداف و تلاش بیشتر آنها در این راه می انجامند و عبارت اند از: تعهد، انگیزه و اعتماد. پیش برنده های رویه ای بیرونی بوده و توانمندسازی های ناشی از به کار گیری نظام مبتنی بر مشارکت به شمار می روند که به افزایش سطح توانایی کارکنان در انجام وظایف می انجامند و عبارت اند از: اثربخشی تصمیم ها و توانمندی کارکنان. محیط های کاری مشارکتی می توانند به توسعه این عوامل کمک شده به طوری که خود زمینه ساز ارتقای بهره وری کارکنان محسوب می شوند.
مشتقات، ابزارهای مالی هستند که متضمن هیچ نوع حق مالکیتی بر روی دارایی نبوده و ارزش آنها از ارزش کالا یا دارایی پایه ناشی می شود. ابزارهای مشتقه در جدا کردن ریسک مالی و پوشش در برابر ریسک های موجود، به طور موثر و کارا عمل می نمایند. به دنبال مقررات زدایی صنعت برق در بسیاری از کشورها، استفاده از ابزارهای مشتقه در این صنعت متداول گشت. مقررات گذاری صنعت باعث می شد قیمت برق از ثبات برخوردار باشد، اما تثبیت قیمت باعث ایجاد کمبود یا مازاد در مناطق مختلف می گردید. در بازار برق، ریسک بازار، خصوصاً ریسک قیمت بیش از سایر ریسک ها عرضه کنندگان و تقاضاکنندگان را تهدید می کند که دلیل آن نوسانات شدید قیمت است. به دنبال جستجوی مصرف کنندگان و تولیدکنندگان برق برای پیدا کردن راهی جهت کاهش هزینه ها و تثبیت جریان نقدی، ابزارهای مشتقه به صنعت معرفی شدند تا ریسک قیمت را به کسانی که قادر به تحمل آن بوده و از این موقعیت کسب سود می کنند، انتقال دهند. مدیریت ریسک قیمت در صنعت برق پدیده نسبتاً جدیدی است. با این حال، مبادله قراردادهای مشتقه برق از رشد چشم گیری برخوردار بوده است. در این مقاله، به معرفی انواع ابزارهای مشتقه مالی، ویژگی های کالایی برق و شیوه های مدیریت ریسک قیمت در صنعت برق با استفاده از ابزارهای مشتقه خواهیم پرداخت.