این پژوهش به منظور شناخت وضعیت فعلی و نقاط ضعف نظام اطلاعات بازاریابی شرکت های متوسط و بزرگ صنایع غذایی انجام شده است. نظرها و مدل های مختلفی هم از مطالعات پیشینه ی پژوهش و هم از طریق مصاحبه با خبرگان جهت انتخاب مدل جمع آوری شد که اغلب آنها به دلیل ارتباط مستقیم با موضوع آسیب شناسی سازمانی غیرقابل استفاده بودند. از این رو تنها بر روی مدل ها و شیوه های پژوهش مورد استفاده در مطالعات سیستم-های اطلاعات بازاریابی تمرکز شد و در نهایت مدل مک لوود و راجرز، به خاطر فراوانی استفاده از آن و همچنین جامعیت متغیرهای مورد بررسی، مبنای اجرای این پژوهش قرار گرفت. به دلیل حساسیت و اهمیت نقش بازاریابی در صنایع غذایی، شرکت های متوسط و بزرگ فعال در این صنعت، به عنوان جامعه ی آماری پژوهش تعریف شدند. داده ها از طریق پرسشنامه و از 120 نمونه شامل مدیران و کارشناسان بازاریابی شرکت های منتخب، گردآوری شد و پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات و تبیین وضعیت موجود و نقاط ضعف نظام بازاریابی، راهکارهای بهبود در دو سطح دولت و بنگاه ها ارایه شده است. برخی از مهم ترین ضعف هایی که شناسایی شدند، بروز نبودن امکانات و تجهیزات کامپیوتری، نارسایی در عملیات سازمان بازاریابی، ضعف در حمایت مدیریت و دسترسی ناکافی به منابع اطلاعات بازاریابی هستند.
انتخاب استرات ژی برای مدیریت دانش، مستلزم شناسایی و تحلیل عوامل زیادی از سازمان است. در نظر گرفتن عواملی مانند همراستایی با استرات ژی عمومی کسب وکار، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی، استراتژی های منابع انسانی و استرات ژی فناوری اطلاعات در کنار آنالیز وضعیت فرآیندهای خلق و انتشاردانش، انتخاب استرات ژی برای مدیریت دانش را با دشواری روبه رو ساخته است. در این پژوهش بعد از توسعه یک متدولوژی شش مرحله ای برای ایجاد استراتژی مدیریت دانش، یک سیستم خبره تصمیم یار برای کمک به انتخاب استرات ژی KM طراحی و در سه سازمان ایرانی به صورت مطالعه چند موردی پیاده سازی شده است. برای اعتبار سنجی سیستم، الگوریتم پشتیبان پایگاه مدل و پایگاه دانش سیستم از طریق نظرسنجی از خبرگان آزمون شده اند؛ همچنین نتایج حاصل از اجرای سیستم با نتایج اجرای دستی متدولوژی مقایسه و با استفاده از روش های آماری تحلیل کمی شده است.
هدف اصلی این پژوهش آسیب شناسی ساختار سازمانی بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران و اهداف فرعی آن تعیین آسیب های مربوط به پیچیدگی، رسمیت و تمرکزسازمانی آن ساختار است. به منظورجمع آوری اطلاعات، پرسشنامه ای بر مبنای طیف چهار درجه ی لیکرت طراحی شده که وضعیت ساختار سازمانی بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران را در ابعاد سه گانه مدل ساختاری رابینز یعنی پیچیدگی، رسمیت و تمرکزسازمانی سنجیده است. پس از تجزیه و تحلیل اطلاعات از طریق نرم افزار SPSS، نتایج با الگوی مطلوب ساختار سازمانی بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران که برگرفته از ادبیات نظری پژوهش است تطبیق داده شده تا از این طریق آسیب های ساختارسازمانی بیمه مرکزی ایران مشخص شود. جامعه ی آماری این پژوهش، کلیه ی کارکنان بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران است که از بین آن ها با روش نمونه گیری تصادفی تعداد 75نفر انتخاب شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد، با افزایش عدم اطمینان محیطی در آینده، ساختار مطلوب سازمان ها، ساختاری ارگانیک با پیچیدگی، رسمیت و تمرکزسازمانیکم است، اما ساختار سازمانی موجود بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران ساختاری مکانیک است که از پیچیدگی، رسمیت و تمرکز سازمانی بالایی برخوردار است. در پایان پژوهش با انجام آزمون T یک نمونه ای در سطح اطمینان 95 درصد،05/0 sig < به دست آمد، بنابراینفرضیه اصلی پژوهشتأیید شده است؛ یعنی بین ساختار موجود و مطلوب بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران تفاوت معناداری وجود دارد.
در این پژوهش تاثیر متغیرهای نظام حاکمیت شرکتی شامل تعهدی غیرعادی، نسبت مدیران غیر موظف و نسبت مالکیت سرمایه گذاران نهادی بر هزینه سهام عادی بررسی شده است. آزمون فرضیه های تحقیق به کمک تجزیه و تحلیل رگرسیون چند گانه با استفاده از روش حداقل مربعات تعمیم یافته (GLS) برای 65 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1383-1387 و از طریق داده های تابلویی انجام شده است.
نتایج پژوهش نشان می دهد از بین متغیرهای نظام حاکمیت شرکتی، متغیر اقلام تعهدی غیرعادی و نسبت مدیران غیرموظف ارتباط معناداری با هزینه سهام عادی دارند.
بررسی نظریه های مشهور امروزی ای -که به تبیین فرآیند خط مشی عمومی می پردازند- نشان می دهد که اغلب این نظریه ها به محیط خارجی و بین الملل حکومت ها بی توجه اند. به عبارت دیگر، نظریه های موجود نمی توانند مشابهت روزافزون خط مشی های عمومی را میان کشورهای جهان تشریح و توجیه کند. این پژوهش با کاوشی میان رشته ای و طبق فرآیندی مشخص، ۶ حوزه مطالعاتی منتخب را -که به نحوی توصیف کننده ماهیت تقلیدی خط مشی های عمومی کشورها هستند- بررسی می کند. این حوزه های مطالعاتی عبارت اند از: درس آموزی، همگرایی خط مشی، انتقال خط مشی، اشاعه خط مشی، هم ریختی نهادی، و یادگیری خط مشی. بررسی این حوزه های مطالعاتی، مقدمات لازم را برای طرح نظریه ی برای تبیین فرآیند خط مشی های عمومی، به خصوص در کشورهای غیرغربی فراهم می کند.
در این مقاله، در ابتدا کارایی بانکهای دولتی با بانکهای خصوصی در کشور مقایسه شد. نتیجه به دست آمده نشان داد شاخص های کارایی بانکهای دولتی به مراتب کمتر از بانکهای خصوصی است. سپس با تبعیت از نظریه داده بنیاد به عنوان روش تحقیق کیفی، با مصاحبه با مدیران صنعت بانکداری ایران، چرایی کارایی پایین تر بانکهای دولتی کشور در مقایسه با بانکهای خصوصی تحلیل شد. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کد گذاری انتخابی و کدگذاری محوری نشان داد بانکهای دولتی، با توجه به ماهیت دولتی آنها و شرایطی که بر آنها حاکم است با پدیده ای با عنوان بی نظمی سازمانی مواجه هستند. بینظمی سازمانی سازمانی موجب میشود که مجموعه مصرف کنندگان منابع بانک به هدر دهندگان منابع تبدیل شوند. از طرف دیگر ساختار سازمانی ناکارا و فرهنگ سازمانی ناکارا نیز بر هدر دهی منابع به عنوان عوامل بستر و زمینه ساز تأثیر میگذارند. همچنین فقر اطلاعاتی و اسراف سازمانی نیز بر هدردهی منابع و تشدید آن تأثیر مضاعف میگذارند که این شرایط منجر به ناکارایی بانکهای دولتی در صنعت بانکداری ایران میشود.
یک مبحث مهم در مدیریت زنجیره تأمین، پدیده اثر شلاقی است. این مهم بیانگر افزایش تغییرپذیری تقاضا طی حرکت در طول زنجیره می باشد. در این مقاله تأثیر چندین روش کلاسیک و هوشمند در فرایند پیشبینی تقاضای متلاطم، در وقوع پدیده اثر شلاقی بررسی میشود. نتیجه این تحقیق حاکی از آن است که شبکههای عصبی در مقایسه با روشهای معمول کلاسیک همچون روش هموارسازی نمایی با توجه به رفتار غیرخطی، نوسانی و حتی آشوبی تقاضای متلاطم، توان بیشتری در مدل سازی و پیشبینی این رفتار دارند. در انتهای مقاله به کمک یک مثال عددی، کاربرد بهرهگیری از شبکههای عصبی در پیشبینی تقاضای متلاطم، در کاهش موفقیت آمیز پدیده اثر شلاقی به تصویر در آمده است.
بهبود کیفیت خدمات به دلیل نقشی که در افزایش رضایت مشتریان و سپس سودآوری سازمانها دارد از
اهمیت روز افزاونی در مطالعات و تحقیقات برخوردار شده است. در این تحقیق سعی بر ارائه شاخصهایی
برای اندازه گیری کیفیت خدمات بانکی و سپس تعیین اولویت شاخصها برای بهبود بوده تا از این راه
بانکها بتوانند به اهداف افزایش رضایت مشتریان و سپس سود آوری نائل شوند. جامعه آماری این تحقیق
مشتریان بانکهای کشور بوده اند. دراین تحقیق از روشهای آزمون فرض مقایسات میانگین دو جامعه
مستقل ، تحلیل عاملی تأییدی و سپس روش IPA برای تعیین اولویت اقدام در جهت بهبود شاخصها و
پاسخ به سؤالات تحقیق استفاده شده است. نتایج علاوه بر معرفی شاخصهایی برای اندازه گیری کیفیت
خدمات ارائه شده به مشتریان بانکی ، نشان داد که 8 شاخص از میان 44 شاخص ارائه شده برای اندازه
گیری کیفیت خدمات از نظر راهبردی در اولویت اقدام برای بهبود قرار داشته و برای همین بانکها باید
برای بهبود آنها اقدامات لازم را انجام دهند
یکی از جنبه های مهم تحقیقات حسابداری در کشورهای مختلف، کسب شناخت از وضعیت سیستم های حسابداری و کشف نقاط ضعف، خلاهای موجود و ارایه راهکارهایی برای رفع کاستی ها و ارتقا به سطوح بالاتر است. با وجود انجام تحقیقات بسیاری در زمینه مباحث مالی شرکت های ایرانی، متاسفانه تحقیق جامعی در خصوص بررسی مراحل تکاملی و جایگاه فعلی حسابداری مدیریت در شرکت های مذکور انجام نشده است. در این تحقیق، نمونه ای متشکل از 105 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار انتخاب شد که در نهایت نتایج به دست آمده از پاسخ های مدیران 72 شرکت، حکایت از آن دارد که73.6 % از شرکت های مورد مطالعه در مرحله اول تکاملی، 51.4% در مرحله دوم، 45.8% در مرحله سوم و 15.3% در مرحله چهارم قرار گرفته اند که از این منظر، نتایج تحقیق حاضر، بسیار نزدیک به تحقیقات مشابه انجام شده در سایر کشورهای در حال توسعه است. به علاوه، تهیه اطلاعات برای گزارش های مالی سالانه، تخصیص و کنترل هزینه ها موضوعاتی هستند که در شرکت های مورد مطالعه، بیشتر و مواردی چون مدیریت ریسک، تصمیم گیری استراتژیک و برنامه ریزی، کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.
برندها در دنیا برای خود غوغایی به پا کرده اند؛ اینکه چرا تا این اندازه برندها میتوانند نافذ و اثرگذار بر زندگی اجتماعی و شخصی باشند، موضوع این اثر نیست، اما میتوان به مقالهی ""از فرمول انرژی انیشتین تا ارزش ویژهی نام تجاری کاپفرر"" مراجعه کرد که در همین شمارهی نشریه آمده است.
در مقالهی مزبور - از فرمول انرژی انیشتین تا ارزش ویژهی نام تجاری کاپفرر - درمییابیم طبق فرمول 2E=mc، در یک کیلوگرم ماده، نیرویی برابر با حدوداً 250 میلیون تن مادهی منفجرهی تیان تی (TNT) چنبره زده است که قبل از انیشتین، جهان از آن بیخبر بود. این قیاس در مورد برند برعکس است. اکنون که به ابعاد و ارزش نام و نشان تجاری میپردازیم، از وسعت و عمق نیرویی که در آن نهفته است دچار همان حیرتها میشویم!
این اثر - روایت مرسدس بنز گردنده و بیام دبیلیو چرخنده - بر آن است که از منظری خاص، لوگوی دو برند - یعنی یکی از اجزای فیزیکی و قابل مشاهده در برند - را مورد بررسی قرار میدهد. ""روایت"" همان منظر خاصی است که این اثر در پی آن است.
روایت تصاویر تبلیغاتی دو برند معروف اتومبیل سازی دنیا دربارهی تحلیل قصهی راننده و فرمان است و یا به عبارتی تبلیغ و جامعه.
پیش از این، مؤلف این اثر در شماره های پیشین دیدگاه خود را با جسارت اعلام کرد که ""انسانها با برندها درمان میشوند."" همچنین تصریح کرد که میتوان شخصیت انسانها را بر اساس برندها پیش بینی کرده و تشخیص داد؛ چرا که این یا آن برند را برمیگزینند. انتخاب برندها حکایتی ژرف از تحلیل آدمها در بر دارد.
در اینجا میتوانیم دریابیم چرا برخی از لوگوی بنز خوششان میآید و دیگرانی از لوگوی بیام دبیلیو. چرا مشتریان بیام دبیلیو کمتر حاضرند بنز را خریداری کنند و بالعکس.
خوشبختانه با نگاه ""روایت"" میتوانیم تا حدودی از قابلیتهای شگرف برندها در زندگی معاصر آگاه شویم و کافی است با چارچوب ""روایت"" به برندها بنگریم؛ موضوعی که این اثر در پرتو روایت به وارسی لوگوی بنز و بیام دبیلیو پرداخته است.
مقوله ها و ساختارهای هویتی مربوط به برند (هویت برند)به واسطهی شکل دادن فهم مردم به اینکه چه چیزی را بخواهند و چه چیزی را بخرند، از یک نسل به نسل دیگر دریک جامعه منتقل میشوند. در نهایت این زبان است که هویت برندها را شکل میدهد. فارغ از محدودهی زبان، هویت آرم دار برندها، نمیتواند اندیشهی مصرفکنندگان را آرم دار کند.
در نهایت، مصرفکنندگان به خرید برندها به یک نوع خود -آرم گذاری میپردازند که از هویت برندها نشأت میگیرد. پس تعامل دوجانبهی هویت مصرفکنندگان و هویت برندها در حیطهی زبان به یکدیگر پیوند میخورد. در این باره به مجلهی توسعه مهندسی بازار شمارهی 16 (آذر و دی 1389)با عنوان ""بررسی رابطهی چشم اندازهای زبانی و تبلیغات"" و شمارهی 17 (بهمن و اسفند 1389) با عنوان "" تبلیغ دهان به دهان، برند و دیگر هیچ"" مراجعه کنید.
این نوشتار به طور خاص به نقش زبانی برند و هویت آن در رابطه با مصرفکنندگان و چگونگی گفتگوی آنها در متن روایت فرهنگ در این مقوله میپردازد.
بازاریابی سیاسی از نوع مطالعات بین رشته ای است؛ آمیزه ای از رشتهی بازاریابی و رشتهی علوم سیاسی.
چنین آمیزه ای اجازه میدهد تا سیاستمداران و سیاست ورزان بخشی از فعالیتهای خود را بر این پایه به ثمر رسانند.
اثر حاضر با چنین نگاهی، نخست تعاریفی متنوع میدهد، سپس به تفاوت بین بازاریابی سیاسی با بازاریابی محصولات میپردازد. همچنین با نگاهی به آمیزهی بازاریابی، بر پایهی دیدگاه جروم مککارتی، هر یک از متغیرهای محصول، مکان، ترفیع، و قیمت را در این بازار معرفی میکند. در نهایت، سه ابزار برجسته در بازار سیاست در بخش پایانی عنوان شده است.
فابر کستل با سابقهی 250 ساله، یک کسب وکار خانوادگی است که هنوز 8 نسل پی در پی تداوم دارد.
جالب است بدانید به گواه نوشته های پیتر دراکر، کمتر از 30 درصد شرکتهای خانوادگی تا نسل دوم دوام میآورند؛ تنها 10 درصد به نسل سوم میرسند و فقط 4 درصد مدیریت نسل چهارم را تجربه میکنند. با این حساب، فابر کستل در زمره ی استثناییترین استثناهای دنیا است.
موفقیت شرکتهای بزرگ اتفاقی نیست و فابر کستل یکی از این شرکتها است. مطالعهی داستان فابر کستل میتواند بسیار آموزنده باشد؛ چرا که ما در ایران در کسب وکارهای خانوادگی چندان موفق نبوده ایم.
آسیب شناسی عدم موفقیت شرکتهای ایرانی که با روش کسب وکار خانوادگی اداره میشوند، از موضوع این مقاله خارج است ولی با مراجعه به این اثر درمییابیم که بخشی از موفقیتهای فابر کستل، حاصل تعهداتی است که خود را پایبند به آن میداند، همچنین استراتژیهایی است که فابر کستل آن را دنبال می کند.
این تعهدها کدامند؛ کدام استراتژیها سبب موفقیت فابر کستل شده اند و برخی پرسشهای دیگر را دربارهی کامیابیهای فابر کستل در این مقاله بخوانید.