یکی از روش های بهبود، ارتقاء و توسعه سیستم های مدیریتی، مطالعه و استفاده از تجارب سیستم های موفق می باشد. می توان از روشهای مفید در این حوزه نیز الگوبرداری[1] کرد. گام اول در فرایند الگوبرداری سیستمهای مدیریتی، مطالعه و شناخت است. فرایند کلی مدیریت اموال و دارایی های دولت شامل مراحل شناسایی اولیه، ارزش گذاری[2]، بهینه سازی و مولدسازی[3] و برکناری و واگذاری[4] دارایی ها می باشد. از این حیث، برآنیم تا در این مقاله نتیجه تحقیق در خصوص سیستم مدیریت اموال و دارایی های دولت کشورهای منتخب و پیشگام این حوزه انجام شده، ارائه شود. بررسی ها و نتایج این تحقیق نشان می دهد که اکثر کشورهایی که در زمینه مدیریت اموال و دارایی های دولتی تجارب موفقی دارند، سیستم حسابداری تعهدی را اجرا کرده اند. همچنین از یک پایگاه داده ای متمرکز جهت تمرکز و یکپارچگی داده ها و بروزرسانی آن استفاده کرده اند. اجرای حسابداری تعهدی و پایگاه داده ای متمرکز و یکپارچه کیفیت مدیریت اموال و دارایی های دولت را به نحو چشمگیری افزایش داده است.
از میان اطلاعات ارائه شده توسط واحد های تجاری، اطلاعات سود به عنوان کانال مهم ارتباطی بین سرمایه گذاران ومدیران؛ از جایگاه ویژه ای برخوردار است. با توجه به جدایی مالکیت از مدیریت و انگیزه مدیران برای پنهان کردن عملکرد واقعی واحد های تجاری، موانع زیادی برای افشاء اختیاری و مطلوب اطلاعات از سوی شرکت ها وجود دارد. فلذا می توان گفت که سرمایه گذاران جهت اتخاذ تصمیمات معقول، با نوعی شک و بی اعتمادی نسبت به صادقانه بودن اطلاعات ارائه شده، روبه رو هستند. هدف از انجام این تحقیق، آزمون نقش اعتماد به عنوان محرک رفتاری وبارزترین مشخصه سرمایه اجتماعی، بر واکنش سرمایه گذاران نسبت به اعلان سود؛ با تأکید بر الزامات نهادهای رسمی و عدم تقارن اطلاعاتی می باشد، که از نظر 165 سرمایه گذار حرفه ای در سطح 55 شرکت فعال بورس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق حاکی از آن است که سطح اعتماد بازار سرمایه در حد نسبتاً متوسط بوده و اینکه اعتماد به خودی خود بر واکنش سرمایه گذاران تاثیر ندارد. در ادامه، نتایج تحقیق نشان می دهد که، نقش اعتماد بر واکنش سرمایه گذاران نسبت به اعلان سود، با تاکید بر عدم تقارن اطلاعاتی تحت تاثیر قرار می گیرد.
امروزه ارائه بهترین عملکرد توسعه محصولات جدید، به اساسی ترین دغدغه مدیران شرکت های دانش بنیان مبدل شده و می کوشند تا با بهره گیری از تکنیک های مختلف، به عملکرد برتر دست یابند. هدف این پژوهش بررسی تأثیر فرهنگ نوآور و حافظه سازمانی بر عملکرد توسعه محصول جدید با تبیین نقش میانجی دوسوتوانی سازمانی می باشد. پژوهش حاضر بر اساس هدف، یک تحقیق کاربردی و براساس چگونگی به دست آوردن داده های مورد نیاز، از نوع پژوهش های توصیفی می باشد. جامعه آماری پژوهش، شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران بود. برای به دست آوردن حجم نمونه از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و فرمول کوکران استفاده شد. برای جمع آوری داده ها نیز از 5 پرسشنامه محقق ساخته و با اقتباس از پژوهش های لی و همکاران (2016 و 2017)، دونهام و بورت (2014)، هاروی (2012)، چن و همکاران (2015) و پارکر و بری (2015) استفاده شد که روایی آن از طریق روایی صوری و پایایی آن نیز با آلفای کرونباخ محاسبه گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار LISREL استفاده شده است. یافته ها نشان داد که فرهنگ نوآور و حافظه سازمانی به صورت مستقیم و غیر مستقیم (از طریق دوسوتوانی سازمانی) بر عملکرد توسعه محصول جدید تأثیر معناداری دارد و فرهنگ نوآور بر حافظه سازمانی تأثیر مثبت دارد. علاوه بر این، یافته ها موید آن است که فرهنگ نوآور و حافظه سازمانی می توانند از طریق اکتشاف و بهره برداری به بهبود عملکرد توسعه محصول جدید در شرکت های دانش بنیان بیانجامند.
در این مقاله امتیازات و اشکالات روشهای فعلی انتخاب مجلات مورد بحث قرار می گیرد. نتیجه بحث روشنگر این واقعیت است که میزان استفاده از مجلات درجه اهمیت آنها را مشخص می نماید. طرحی جهت انتخاب مطلوب مجلات ارائه می گردد. روش کاهش میزان بهره وری مجلات در تعیین اولویت ها و تدوین راهنماهای انتخاب بکار گرفته می شود. در مورد انتخاب مجلات بیشترین اولویت را می بایستی به مجلاتی داد که بیشتر استناد میشوند, چکیده می گردند و مورد استفاده قرار می گیرند.
تحقیق با هدف بررسی تاثیر کثرت و وحدت اعضای تیم بر خلاقیت انجام پذیرفت. برای دست یابی به این هدف، ادبیات تحقیق بر محور موضوع تحقیق مورد پژوهش قرار گرفت که مشخص شد رویکرد کثرت در عین وحدت، موثر بر خلاقیت است. یعنی زمانی کثرت به خلاقیت کمک می کند که به وحدت برسد. متناسب نتایج اکتشاف شده از ادبیات تحقیق، پرسشنامه سنجش متغیرها بعد از تهیه و تنظیم، توسط افراد نمونه که پژوهش گران سازمان ها ی تحقیق و توسعه کشور بوده، تکمیل و پس از جمع آوری، مورد بررسی قرار گرفت که در مجموع تعداد 189 پرسشنامه مفید بدست آمد. داده های حاصل از پرسشنامه ها بعد از اجرای روایی سازه و پایایی، براساس فرضیه های تحقیق و با استفاده از روش های تحلیل مسیر و رگرسیون چندگانه، مورد آزمون قرار گرفت که نتایج نشان داد، کثرت اعضا به طور مستقیم و غیر مستقیم و وحدت اعضا به طور مستقیم بر خلاقیت تاثیر ساختاری مثبت دارند. خصوصا بیش ترین رابطه بین کثرت و خلاقیت زمانی به وجود می آید که کثرت در سطح بالا وجود داشته باشد و به وحدت برسد.
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثر توانمندی روانشناختی در شکل گیری خلاقیت و به تبع آن اثرگذاری بر سطح تعهد سازمانی کارکنان بود.جامعه ی آماری این تحقیق را کارکنان شرکت گاز مرکزی خراسان رضوی تشکیل داد.تعداد نمونه ی آماری 170 نفر از کارکنان بود که به شیوه ی نمونه گیری طبقه ای انتخاب شد.داده ها ی پژوهش از طریق پرسش نامه جمع آوری گردید و روایی محتوایی پرسش نامه با استفاده از نظر خبرگان و روایی سازه نیز از طریق تحلیل عاملی تاییدی مورد بررسی قرار گرفت. ضریب آلفای کرونباخ بزرگ تر از 7/0 نیز برای همه ی متغیر ها ،پایایی آن را مورد تایید قرار داد. تجزیه و تحلیل داده ها در قالب مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار A.M.O.Sانجام پذیرفت. نتایج نشان داد که توانمندی روانشناختی بر متغیرهای خلاقیت و تعهد سازمانی تاثیر معنادار دارد و خلاقیت در رابطه ی بین توانمندی روانشناختی و تعهد سازمانی نقش واسط ایفا می کند.
یکی از حوزه های مرتبط با اداره حکومت و جامعه، حاکمیت است که مسیر کلی حرکت یک جامعه را ریل گذاری می نماید و مسائل جامعه را مدیریت می کند و متضمن منافع عمومی است. از آنجا که داشتن الگوی حکومت داری و حاکمیت متناسب با ارزشهای هر جامعه، ضرورتی انکار ناپذیر است لازم است الگوی حاکمیت هر جامعه ای متناسب با ارزشها و فرهنگ آن جامعه مشخص گردد. در منابع اسلامی نیز به حکومت و حاکمیت توجه ویژه ای شده است. یکی از منابع اصیل در این زمینه سیره حضرت امیرالمومنین علیه السلام است که مورد توجه بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان قرار گرفته است. هدف این پژوهش شناسایی مولفه های حاکمیت اسلامی با تاکید بر سیره امام علی(ع) بر اساس پژوهشهای انجام شده در این زمینه است. روش پژوهش از نوع کیفی است که براساس روش فرا ترکیب انجام شده است. براساس پژوهشهای انجام شده در این زمینه یافته های این پژوهش نشان می دهد که عدالت، فقر زدایی و رفاه گرایی در حاکمیت اسلامی اهمیت بالایی دارد در صورتی که در حاکمیت غربی پاسخگویی و دخالت(مشارکت) از اهمیت بالایی برخوردار است. همین امر نشان می دهد که الگوی حاکمیت اسلامی تفاوت اساسی با حاکمیت غربی دارد.
موفقیت سازمان در تحقق اهداف و در گرو چگونگی اعمال مدیریت و سبک های اثربخش رهبری مدیر است. سازمان ها در هر اندازه ای نیازمند رهبری اثربخش برای بقاء هستند و سازمان هایی که دارای رهبرانی اثربخش هستند تمایل به نوآوری، پاسخ به تغییرات در بازارها و محیط، ارائه پاسخی خلاقانه به چالش ها و حفظ عملکرد بالا را دارا می باشند. از سویی دیگر فقدان رهبری اثربخش تاثیر قابل توجهی در توانایی سازمان برای اجرا و تحکیم ابتکارات استراتژیک دارد. هدف اصلی تحقیق حاضر شناسایی عوامل سازمانی موثر بر توسعه رهبری اثربخش است که در قالب مدل ساختاری-تفسیری ارائه می شوند. در این تحقیق ابتدا با بررسی ادبیات تحقیق و همچنین به کارگیری تحلیل محتوا، عوامل اصلی موثر بر توسعه رهبری اثربخش شناسایی شدند و در گام بعدی مدلسازی ساختاری-تفسیری روابط بین عناصر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان دادند که در مجموع 5 عنصر شناسایی شده در سه سطح قرار می گیرند و با هم در تعامل هستند. در سطح اولیه و بالاترین سطح مهارتهای ادراکی، در سطح دوم سه عامل؛ مدیریت استراتژیک سازمان، تحلیل محیط و ساختار سازمانی، در سطح سوم نیز هدفگذاری قرار گرفته است.
مقدمه: امروزه بیماری های کبدی به عنوان یکی از علل عمده ناخوشی، مرگ و میر و افزایش هزینه های بهداشتی در سراسر جهان محسوب می شود و تلاش جهانی برای محدود کردن این بیماری آغاز شده است. یکی از این تلاش ها، توسعه شیوه های علمی و راه اندازی سامانه های مناسب اطلاعاتی به منظور فهم مشکلات و استفاده از قابل دسترس ترین داده ها و الگوها به منظور ارائه اطلاعات به موقع و علمی برای اخذ تصمیمات ضروری است. این مقاله با هدف مطالعه تطبیقی سامانه مدیریت اطلاعات بیماری های کبدی در کشورهای منتخب انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی و تطبیقی، ابتدا وضعیت موجود کشور با مراجعه به »مرکز مدیریت بیماری ها« مستقر در وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و بیمارستان های نمازی شیراز، امام خمینی تهران و الزهرا اصفهان با مصاحبه حضوری با مسئول مرکز درمان بیماری های واگیردار و مسئولین بخش های درمان بیماری های کبدی در بیمارستان ها در فروردین ماه 2013 میلادی و بررسی فرم ها و مستندات با استفاده از چک لیست (روایی ابزار بر اساس روش اعتبار محتوا)، بررسی و سپس به بررسی سامانه مدیریت اطلاعات بیماری های کبدی در کشورهای منتخب پرداخته شد. تحلیل اطلاعات بر اساس مقایسه ویژگی های سامانه های اشاره شده در کشورهای مورد مطالعه، به صورت تحلیل توصیفی_ نظری صورت گرفت.
یافته ها: سامانه مدیریت اطلاعات بیماری های کبدی بر اساس مطالعه و تجارب آمریکا، کانادا و مالزی و بر اساس نیاز کشور در قالب سه محور »مشخصات کلی سامانه«، »منابع داده« و نیز »ضوابط جمع آوری، گزارش و پردازش داده ها« طراحی شد.
نتیجه گیری: با توجه به شیوع بالای بیماری های کبدی در ایران و فقدان سامانه جامع مدیریت اطلاعات بیماری های کبدی، طراحی الگوی سامانه مدیریت اطلاعات بیماری های کبدی، جهت مدیریت بیماری که کنترل کیفیت و کنترل هزینه ها – به عنوان دو هدف متعالی نظام های بهداشتی - را به دنبال دارد، توصیه می گردد.
برند به عنوان ارزشمند ترین دارایی ناملموس هر سازمانی، به دلیل مزیت های فوق العاد ه ای که ایجاد می کند، نقش مهمی در موفقیت سازمان و برقراری ارتباط مؤثر با مشتریان دارد؛ بنابراین ایجاد و حفظ موقعیت مناسب آن در ذهن مشتریان برای تأثیر در تصمیم گیری و قصد خرید آنها از اهداف مهم هر سازمان به شمار می رود. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر ارزش ویژه برند و ابعاد آن براساس «الگوی آکر» (آگاهی برند، تداعی برند، کیفیت ادراک شده و وفاداری برند) بر ارزش ادراک شده و قصد خرید مجدد و نقش میانجی ارزش ادراک شده در میان 267 نفر از بیمه گذاران عمر شرکت «بیمه سامان» در شهر تهران پرداخته است. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه با ضریب پایایی 95/0 جمع آوری شدند. تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون همبستگی بااستفاده از نرم افزار SPSS 16 انجام گرفته و برای آزمون الگو های اندازه گیری (تحلیل عاملی تأییدی) و ساختاری نرم افزار LISREL 8/50 به کار رفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که ارزش ویژه برند بر ارزش ادراک شده و قصد خرید مجدد و همچنین ارزش ادراک شده بر قصد خرید مجدد بیمه گذاران عمر، اثر مثبت و معنادار دارد. آگاهی برند و تداعی برند بر ارزش ادراک شده و قصد خرید مجدد، اثر معنادار ندارد، کیفیت ادراک شده به طور غیرمستقیم از طریق ارزش ادراک شده اثر مثبتی و معنادار بر قصد خرید مجدد دارد و درنهایت وفاداری برند، تنها بعدی است که به صورت مستقیم و غیرمستقیم ازطریق ارزش ادراک شده بر قصد خرید مجدد بیمه گذاران عمر اثر مثبت و معنادار دارد