قرن بیست و یکم از نظر بسیاری از برنامه ریزان سیاستهای اقتصادی افریقا قرن تحولات عظیم و جهشهای چشمگیر تلقی می شود . با توجه به تجربه استقلال و آزادی از یوغ استعمارگران مردم کشورهای این قاره به آینده اقتصادی در خشانی چشم دوخته اند . در این مقاله عوامل ، علل و انگیزه های داخلی موثر در تسریع و همچنین موانع موجود در مسیر جهش اقتصادی این قاره مورد بررسی قرار گرفته است . این عوامل و موانع به دو دسته خارجی و داخلی تقسیم شده اند .
در نیمه نخست سدة پنجم میلادی، دولت ساسانی نه تنها با امپراتوری روم شرقی در غرب سرحدات خود و با اقوام کوشانی و صحراگرد در شرق درگیری بود بلکه در منطقة قفقاز (شمال) هم با اقوام صحراگرد هون و هپتال که به تحریک رومیان حمله میکردند، مشکل داشت. این مقاله به سیاست خارجی و مکاتبات دولتی آن زمان در این باره میپردازد.
مؤلف در این نوشتار ضمن اشاره به ابعاد مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مقوله ارتباط ایران و آمریکا، اظهار میدارد که این موضوع دارای مبانی فلسفی خاص خود نیز میباشد. نوع نگرش "شرق" و "غرب" به یکدیگر موضوع مهمی است که بهطور قطع در وجود یا عدم وجود رابطه ایران و آمریکا مؤثر است. به همین خاطر نویسنده با بررسی تاریخی سیر تعالی و زوال شرق و استیلای غرب، چنین نتیجه میگیرد که: غرب هماکنون دوره زوال خود را تجربه میکند و بنابراین شرقیان باید بدانند که در فضای تازهای قرار دارند. فضایی که دیگر در آن غربیان ضرورتا حاکم و شرقیان محکوم نیستند. عصر حاضر عصر شروع اعتلای تازهای برای شرق است و ما در چنین فضایی باید از رابطهمان با غرب سخن بگوییم. به عبارت دیگر ما باید خود را باور کنیم و سپس با اقتدار تمام در مقام پاسخگویی به سؤال از وجود یا نوع رابطه با غرب و از آنجمله آمریکا، سخن بگوییم.
سیستان در زمان ناپلئون وارد حوزه دفاعی مرزی هند و انگلیس شد و به همان ندازه که روسیه در دل آسیای مرکزی رو به جنوب پیشروی می کرد، سیستان نیز مورد توجه بریتانیا قرار می گرفت.